+ باز ریز گرد بی ترانه

 بروز ریزگرد در سالهای اخیر و بخصوص پس از سال 80 در استانهای مرزی کشور در غرب و جنوب غرب کشور و فراوانی این رویداد طی سالهای اخیر و روند رو به تزاید این پدیده از سالهای 85 و رسیدن این معضل به پایتخت و عبور از 15 استان و الودگی هوا تا 59 برابر استاندارد جهانی مدیران ودست اندرکاران را به صرافت انداخت تا به راهکاری مطمئن جهت اجتناب از کاهش خطرات این بلای آسمانی با همکاری کشورهای منطقه دست یابند.
دراستان خوزستان  6 بارتکرار بروز پدیده ریزگرد با زمان ماندگاری 48 ساعت درسال80 وبا 4 برابر حد مجاز ورسیدن این تکرار به ١٨۵ روز با زمان ماندگاری 120 ساعت با 36 برابر حد مجاز در سال 88 حکایت از عمق یک فاجعه زیست محیطی دارد.
حال که به مدد اجلاس ترکیه امیدواری برای برخی بوجود آمد که شاید این نشست منشا خیری برای نشاندن ریزگردها در منطقه باشد.نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه تا اوضاع همین است ما درگیر همین غبار خواهیم بود.این در حالی است که با گرم شدن هوا وخشکتر شدن اراضی عراق شدت این بلای آسمانی بیشتر هم خواهد شد.این در حالی است که موج حال حاضر که دو روزی است در تهران است نقاط دیگر چون اصفهان وقم ومرکزی،ایلام،کرمانشاه،همدان را نیز درگیر نموده است وبه سمت نقاط شرقی کشور در حال حرکت است.فعلن که باران بعدازظهر 5 شنبه قدری این غبارها را درآسمان تهران سرنگون کرد. ضمناً ازعصر جمعه موج جدیدتری از این ریزگردها را در نقاط غرب وجنوب  غرب کشورخواهید دید که چهار محال،اصفهان،قم ،کرمانشاه،ایلام را نیز در خواهد نوردید.
گزارش کامل ریزگردها را در صفحه 7 روزنامه همشهری دنبال نکنید چون هنوز چاپ نشده .

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ کاخی بر کوخ طبیعت

همانگونه که در مطلب قبلی آمد ساخت مسکن مهر ومهرورزی به جامعه کم بضاعت وبی بضاعت یکی از کارهای پسندیده است که کمتر کسانی با اصل ماجرای آن سر بی مهری دارند اما در مکانیابی این پروژه ملی که بایستی در همه استانها اجرا شودگاهی مواردی موجبات دل نگرانی برای کسانی میشود که بجز امور جاری زندگی دغدغه های دیگری را هم در اندیشه خود یدک میکشند. ساخت مسکن مهردر شمال کشور که زمین عاری از درخت وپوشش نباتی چون کیمیا کمیاب است ، ایجاب میکند که متولیان امر دقت نظر بیشتری در انتخاب اراضی جهت ساخت مسکن مهر نمایند.گر چه از دید خیلی از دولتمردان، اراضی جنگلی،مرتعی ،نهالستانها،ایستگاههای تولید بذر وباغ گیاهشناسی وجنگلکاریهای دست کاشت مناسب ساخت مسکن مهر هستند اما خسارتهای ناشی از ساخت ساختمان بر بنیاد این اراضی چیزی جز نابودی ذخائرموجود نبوده وساخت مسکن بر دوش این اراضی بنیانی ناپایدار را رقم خواهد زد. در دماوند متولیان منابع طبیعی که سالها پیش اقدام به کشت جنگل دست کاشت در مدخل ورودی گیلاوند نموده بودند خواستار تغییر محل احداث ساختمانهای مسکن مهر به فاصله 100 تا 200 متر شدند که پس از مخالفت، این درختان قطع وسازه های آهنی  بجای این درختان بر زمین نشانده شدند.

 

یا  در ساری علیرغم مخالفت بهره بردار مرتع که دیوار به دیوار جنگل بود،بدلیل انجام پروژه ملی مسکن سازی مهر این مرتع با پرداخت حقوق عرفی از بهره بردار گرفته وجهت ساخت ساختمان در مجاورت جنگل اختصاص یافت.البته امید است این ساخت وساز به درختان موجود جنگل آسیبی نرساند و وجود جمعیتی در کنار جنگل حقی جهت تخریب وتجاوز ایجاد ننماید. و از همین دسته واگذاریها که گل سر سبد همه واگذاریها بودمیتوان به دور زدن قانون وقانون گریزی در جهت تملک یکصد هکتار از اراضی ایستگاه تولید بذر در اردبیل اشاره نمود.برای آنها که دوست دارند بدانند باید گفت که قانون، صراحتن واگذاری اراضی ایستگاههای تولید بذر کشور را ممنوع دانسته بخصوص ایستگاه هائی که دارای طرح مصوب بوده وطرح مذکور بعنوان معارض مانع از واگذاری سطوح ایستگاه میگردد .حال در یک حرکت با هماهنگی ثبت اسناد واملاک محل، این 100 هکتار از ایستگاه جدا وسند اصلاح شده سپس واگذاری صورت گرفته است تا مسکن مهر در آن احداث شود .همه آنها که با موقعیت ایستگاه مادری مغان واقع در پارس آباد آشنا هستند واقفند که در نزدیکی شهر پارس آباد اراضی ملی ومستثنیات جهت خرید از مردم جهت این کار به اندازه کافی موجود است ونیازی نیست که حتمن از این ایستگاه که در مجاورت شهر پارس آباد قراردارد استفاده نمایند.اگر قرار به بی مهری به داشته ها واندوخته های موروثی این زیست بوم باشد شاید فردا پس از باغ گیاهشناسی گرگان نوبت  باغ بوتانیک  وجنگل سرو سیمین پردیس کرج  واراضی حیدر آباد وحصارک کرج و.... باشد.

مخلص کلام :به یاد داشته باشیم که حرمت امامزاده با متولی آن است ونیز جمعیت بیشتر، خانه بیشتر وخانه بیشتر، زمین بیشتر وزمین بیشتر، تخریب بیشتر سرزمین را در پی خواهد داشت.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ; ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ موزه ای از درخت

امروز روز جهانی موزه است .موزه ها تاریخچه زندگی انسانها وسرگذشت آنها را از سالها قبل به تصویر میکشانند. موزه ها دایره وسیعی از نحوه زندگی تا ابزار ،سنت ها ،آداب ،نوشته ها،هنر و...را به ما نشان میدهند اما در موزه ها که علیرغم دانسته های فراوانی که با خود همراه دارند موجودات زنده از جایگاهی مناسب وشایسته برخوردار نیستند.وکاش برای موجودات کهن ومنحصر بفرد این مرز وبوم هم به عنوان موزه های زنده وبا حیات ارزشی درخور قائل بودیم تا آنها را با هیچ معامله نمیکردیم.

برخی از این دست جانداران کهن در امامزاده ها سلاخی وبرخی دیگر در ساخت وسازها رو به نیستی اند.باشد تا روزی به جای مرده پرستی قدر زنده ها را بدانیم.واحترامی درخور برای ذخائر ژنتیک گیاهی وجانوری بعنوان موزه های زنده قائل شویم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ ; ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ هردو قصه بد بود

وقتی از تهران عازم سفر به قائم شهر وساری  هستید.باید از جاده فیروزکوه بروید.وقتی به نزدیکی دماوند میرسید درست 5 کیلومتر قبل از دماوند ودر سمت راست جاده یک تابلو را خواهید دید که روی آن چنین نوشته:
دانشگاه آزاد - واحد رودهن - مزارع نمونه دانشکده کشاورزی
همه کسانی که یکبار هم از جاده دماوند عبور کرده باشند حتمن این تابلو را دیده اند.البته کار ما با این تابلو نیست.(برای بزرگتر دیدن تصاویر روی آنها کلیک کنید)

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ یه خبر خوب دارم ویه خبر بد ، اول کدومیک رو بگم؟

دو تا نوشته داشتم که مربوط به سفر دیروز استان سمنان وتهران بود .در فکر انتخاب یک مقدمه برای شروع نوشته ها بودم که تلفن همکارم زنگ خورد ودخترش از اون طرف خط گفت بابا یه خبر خوب دارم .همکار من گفت این خبر خوب چیه ؟اما دخترش خواست باباش حدس بزنه. همکار ما هم سعی کرد حدس بزنه که این خبر خوب چیه

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ ; ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ نظام مندی نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی

روز جمعه 24 اردیبهشت ماه هشتاد ونه ، انتخابات سومین دوره شورای نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی در خیابان دکتر فاطمی - خ حجاب - سالن هیئت فوتبال از ساعت 9 صبح تا 16 بعد از ظهر برگزار میگردد. دور قبلی که در سومین روز همین ماه برگزار شد بدلیل عدم استقبال اعضاء وبه حد نصاب نرسیدن افراد به روز 24 اردیبهشت ماه موکول شد.

از آنجا که شرکت در سرنوشت جامعه نوپای کشاورزی ومنابع طبیعی که تحت عنوان این سازمان کار خود را هشت سال پیش آغاز نموده  تنها کمک اعضاء به رسیدن این نهال نوپا به بلوغ فکری واجرائی محسوب میگردد.لذا بنیاد چنین سازمانی بر دوش تفکرات همین اعضاء خواهد بود وامید دارد تا با شرکت خود ، بهاری پر باران را تداعی وبر این خشکسالیها ببارید . پیشنهادات ونظرات تکمیلی نگارنده را دراینجا دنبال کنید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ ; ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ روز جهانی صلیب سرخ وهلال احمر

دیروز روز جهانی صلیب سرخ وهلال احمر بود .بد ندیدم به مناسبت این روز ضمن توضیح رسالت این کمیته چند توصیه هم به نقل قول برایتان بنویسم.این میل یه خورده مال پارسال بود ولی چون چند وقتی بحث زلزله داغ شده بود گفتم بد نیست بازخوانی آن را با شما شریک شویم . وظیفه کمیته بین المللی صلیب سرخ (ICRC )، که مقر آن در ژنو ( سوئیس) قرار دارد عبارت است از: حفاظت از زندگی و کرامت قربانیان جنگ و نیز خشونت داخلی، و یاری رسانی به آنها. فعالیت های کمیته بین المللی بر پایه مقررات حقوق بشردوستانه استوار است و در موارد سیاسی، دینی و عقیدتی بیطرف است. این سازمان ، در سال 1863 م . تاسیس شد ، اما دولت ایران در سال 1301 ش. جمعیت ملی خود را تأسیس کرد، و لی به جای استفاده از نشان صلیب سرخ ، علامت شیر وخورشید سرخ ر ا به عنوان نشان جمعیت خود برگزید . با تلاش ها و پیگیری متمادی دولت ،سرانجام علامت شیر و خورشید در همایش ژنو در سال 1929 م. به عنوان نشان سوم مورد حمایت بین المللی، به تصویب رسید . پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در سال 1359 ش. دولت ایران با ارسال نامه ای به دولت سوئیس به عنوان امین و نگاهدارند ة قراردادهای چهارگا نة ژنو ، اعلام کرد که استفاده از شیر و خورشید سرخ را به تعلیق درآورده و به جای آن ، از نشان هلال احمر استفاده خواهد کر د. از آن پس ، جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران ، به جمعیت هلال احمر تغییر نام داد.
با توجه به وجود مناسبت در این روز وبحث زلزله که معلوم نبود علل وعوامل بروز وظهور آن از کجا آغاز شد وجمع کثیری از تهرانی ها را نگران کرد بد ندیدم چند توصیه آقای دوگ کاپ رئیس گروه نجات و مدیر تیم آمریکائی نجات بین المللی را برای شما در اینجا بیاورم باشد که این دوره بازگشت دویست ساله یک میلیون ساله شود وبرای تولد این دوره بازگشت بدلیل دیر برگشتنش یه جشن مفصل بگیریم.داشتم میگفتم که این آقا بدلیل تجارب زیادی که داشته وبه 875 ساختمان جهت کمک وارد شده وبا گروه های نجات 60 کشور کمک کرده است لذا بنظر میرسه بیراه نگفته باشد.اودر سال 1996 اقدام به ساخت یک مدل زلزله نمود که نتایج نشان داد آنهائی که از روش خمیده وپنهان شده  (Duck And Cover)  استفاده کردند، شانس زنده ماندن آنها صفر درصد و برای آنهائی که از روش مثلث حیات (Triangle Of Life ) استفاده کردند، 100 درصد بوده است. مثلث حیات در مجاورت هر جسم سخت مثل تخت خواب یا کمد یا ماشین یا یخچال و... وجود دارد وآن یک فضای مثلث شکل است که همیشه از ریزش آوار در امان میماند وتوصیه کرده حتمن در این قسمت پناه بگیریم.تیتر وار این چند توصیه بقرارزیر است:
1- در هنگام بروز زلزله و فرو ریختن ساختمان هر کسی که از روش (Duck And Cover) (خمیده و پنهان شده) استفاده کند بدون استثناء و همواره محکوم به مرگ است. افرادی که زیر اشیائی نظیر میزها و اتومبیل‌ها می‌روند در همانجا له می‌شوند.


2- بصورت طبیعی در وضعیت جنینی که در رحم قرار دارید، خم شوید. این غریزه طبیعی ایمنی و اصل بقاء است. پس در زمان بروز زلزله سریع خود را کنار اشیاء بزرگ، مانند کاناپه بزرگ و یا اجسام محکمی که در مقابل ضربه کمتر فشرده می‌شوند و فضای خالی در مجاور خود باقی می‌گذارند، قرار دهید.

 
3- اگر زلزله درهنگام شب و زمانی که شما در رختخواب خود هستید اتفاق بیفتد کافی است از روی تخت به پایین بغلتید، یک فضای ایمن و مناسب در اطراف تخت وجود دارد.
4- اگر شما هنگام وقوع زلزله در حال تماشای تلویزیون هستید و فرار از در یا پنجره برایتان بسادگی امکان‌پذیر نیست، در وضعیت جنینی در کنار کاناپه یا صندلی بزرگ خم شوید.


5- هر کسی که در زمان وقوع زلزله در زیر درب قرار گیرد محکوم به مرگ است. زیرا هنگامی که زیر درب قرار دارد ، چهارچوب اطراف درب به سمت جلو وعقب بیافتد، زیر مصالح ساختمانی بالای چهار چوب درب له خواهد شد و اگر ستون‌ها به طرفین بیفتند در این حالت توسط آنها به دو نیم خواهد شد لذا در هر دو صورت جان خود را از دست خواهد داد.


6- هرگز در هنگام وقوع زلزله بر روی پله ها نروید زیرا پله‌ها دارای گشتاور فرکانسی متفاوتی هستند و لذا مجزا از تنه اصلی ساختمان نوسان می‌کنند. به عبارتی پله‌ها و بقیه ساختمان با همدیگر برخورد می‌کنند تا اینکه شکست سازه‌ای در پله رخ دهد.
7- کسانی که در هنگام وقوع زلزله در خیابان‌ها داخل خودروی خویش هستند کافی است در کنار خودرو دراز بکشند.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ علل تخریب مناظر طبیعی از نگاه کودکان

چندی پیش مسابقه ای تحت عنوان علل تخریب مناظر طبیعی بین دانش آموزان ابتدائی وراهنمائی مدارس بوشهر برگزار که تعداد 10  نقاشی  به عنوان نقاشیهای برتر انتخاب که در اینجا 4 نقاشی از این تعداد انتخاب تا در معرض دید شما دوستداران مواهب طبیعی قرار گیرد :

مسابقه نقاشی

برای دیدن عکسها با اندازه بزرگتر روی آنها کلیک کنید

مسابقه نقاشی

بنظر شما کدامیک از این نقاشی ها ضمن زیبائی ارتباط مناسبی با موضوع مسابقه نشان میدهد.
ضمنن این نقاشی که مدینه فاضله منابع طبیعی است نیز به عنوان حسن ختام آورده شده است.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ گورخر همان کورخر نیست

بدنبال سفر دوشنبه همین هفته به دیار سوت وکور بیارجمند ومنطقه خارتوران وعده داده شد در مورد گورخرآسیائی مطلبی نوشته شود. داستان از این قرار است که چندی پیش در خبرگزاریها اعلام شد عده ای در خارتوران مبادرت به شکار گورخر وفروش گوشت آن به رستورانها ومردم میکنند. که پیرو رایزنیهای مدیران محیط زیست موضوع کاملن نفی شد واعلام گردید شکارچیان گوشت شتر را به جای گورخر فروخته اند.البته شاید این استدلال شبیه همان فروش  خرِکور باشد.ماجرای خرکور بر میگردد به یک روستائی منطقه بیارجمند که یک خر کور داشته وبعد از سر بریدن وپوست کندن آن فریاد میزده که گوشت کورخر داریم وخلاصه تا آخرین تکه خر کورش را فروخته وبعد هم در اعتراض به اهل وعیالش هم گفته اگر من دروغ گفتم بگو من فریاد زدم کورخر نه گورخر ودروغ هم نگفته ام خر من کور بوده و...


 اصل ماجرای شکار گورخر آسیائی توسط شکارچیان نفی نشد واعلام شد این کار جدید ومحدود به زمان خاصی نیست این گونه شکار غیر قانونی از قبل هم بوده وهمچنان هم ادامه دارد. اما اجازه بدید مطلب رو یه جور دیگه ادامه داد.
اگر شما با نام کارشناس یا مامور یا یک مقام محیط زیستی پا به مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست بگذاری وسوالی از مطلعین یا افراد عامی بپرسید احتمال خیلی زیاد چیزی دستگیرتان نخواهد شد.وجوابها محتاطانه داده خواهد شد.اما بنده به عنوان یک فرد گمنام وعلاقه مند به حیات وحش سوالاتی را از افراد بومی پرسیدم که جواب متاسفانه ناراحت کننده بود.همانند خیلی دیگر از مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست . آنها گفتند که شکارچیان سوار بر موتور گله گورخر را تعقیب ودر یک فرصت مناسب شلیک کرده ودر کوتاهترین زمان رانهای گورخر را جداکرده وبا همان موتور سیکلت متواری میشوند.و خودتان حدس بزنید که چرا با جیپ نمی آیند وچرا فقط رانهای گورخر را باخود میبرند.

البته فروش گوشت گورخر در رستورانهای مابین شاهرود تا سبزوار تائید ودعوت شد اگر علاقمند به خوردن گوشت آن هستید آمادگی این کار وجود دارد.که این دوستان که مثل خیلی از مردم عوام وحتی کارشناسان فرق بین "حیات وحش" و"شکار" را نمیدانستند قول گرفتند مرداد ماه وقبل از شروع ماه رمضان سفر دیگری برای دیدن چند نوع شکار! منجمله جبیر، آهو ویوز پلنگ در خدمت ایشان باشیم.


برای بنده شنیدن این دسته اخبار عجیب نیست  وایرادی هم به محیط بانهای عزیز وزحمت کش نیست .وصد البته ما نیز قصد شکستن کاسه کوزه سر محیط بانها رو نداریم.چون امکانات سازمان محیط زیست با توجه به توقعاتی که نهادها،سازمانها وعلاقمندان محیط زیست ایران وجهان از آن دارند با دایره وظائفی که از آن سازمان تعریف شده است هیچ تناسبی ندارد. یکبار قبلن توضیح داده شد که تعداد حدود 2400 نفر محیط بان قادر به حفاظت این سطح از مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست نبوده وجالب است بدانید که از این تعداد محیط بان نیمی از آنها در هر زمان در حال استراحت (آف) بوده ونیم باقی مانده هم که شیفت هستند، دو وظیفه به عهده دارند یکی مراقبت ومحافظت از محل ساختمان محیط بانی ودیگری گشت وکنترل منطقه تحت حفاظت . حال شما خودتان قضاوت کنید آیا این تعداد محیط بان قادر به برخورد با متخلفین وشکارچیان هستند.مشکلات پیش روی سازمان حفاظت محیط زیست از لحاظ امکانات وپرسنل کارشناسی ومحیط بان ماهر وتبدیل آموزشکده کرج ازتعلیم محیط بان به تعلیم دانشجو مباحثی است که در فرصت های آتی به آن پرداخته خواهد شد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ سفری به خارتورانِ بیارجمندِ شاهرود

وقتی بچه بودی آسمان رنگ دیگری بود ستارگان پر فروغ  چه الماس بارانی در این کهکشان راه میانداختند.سالهاست نبود سوسوی یک ستاره در آسمان کلان شهر تهران حوصله نگاه کردن به آسمان را هم از توگرفته بود اما آنشب که در خارتوران به آسمان نگریستی چیدمان زیبای ستاره ها ی درخشان ترا به عمق کودکی برد.واین چه احساس زیبائی بود.
شهر بیارجمند در فاصله 110 کیلومتری شاهرود قرار دارد هر وقت وارد این شهر میشوی انگار خاک غربت بر سر این شهر پاشیده اند.سکوت ودلگیری در این شهر وتک وتوک آدمهائی که در رفت وآمد هستند حکایت از غربت این شهر دارد.
  برای رسیدن به منطقه حفاظت شده خارتوران  که در جنوب شرق شهرستان شاهرود وبیارجمند قرار گرفته. باید رنج سفر از تهران وپیمودن 800 کیلومتر را بر خود هموار سازی. وقتی  از میامی عبور میکنی در سر دو راهی ودر کنار زائرسرا یک تابلو وجود دارد که چند خطی در باب جمعیت ومشخصات بیارجمند با تنوع جانوری منحصر به فرد واینکه این منطقه به آفریقای ایران لقب گرفته بر روی آن نوشته شده است. اما وقتی به ورودی شهر بیارجمند میرسی ، سازه ای نازیبا در انتهای دشت زیبای منطقه با پوشش یکنواخت درمنه وقیچ چشمان ترا آزارمیدهد.آیا ساخت یک کارخانه سیمان اینقدر برای منطقه مهم بوده که آنهم در محلی که میتواند با استفاده مفید ازپتانسیل های موجود سرزمین وورودگردشگران داخلی وخارجی هم رونقی به معیشت این مردم ایجاد کرد هم از امکانات موجود با تنوع زیستی بالا در جهت آبادانی منطقه کمک گرفت وهم فرهنگ حفظ حیات وحش گونه های نادر را در بین همانهائی که فرق شکار وحیات وحش را نمیدانند توسعه بخشید.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ محمد بهمن‌بیگی، بنیان‌گذار آموزش عشایری، درگذشت

محمد بهمن بیگی، بنیانگذار آموزش عشایر در ایران، صبح شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ (اول مه ۲۰۱۰) در سن ۹۰ سالگی در شهر شیراز درگذشت.آقای بهمن بیگی که از مدتها پیش بیمار بود، صبح شنبه و بر اثر عفونت ریوی در بیمارستان کوثر شیراز از دنیا رفت.محمد بهمن بیگی در سال ۱۲۹۹ در ایل قشقایی و به گفته خودش "در چادری در فاصله لار و فیروزآباد" به دنیا آمد. پدر او از جمله سران عشایر بود که در پی سیاست تخته قاپو کردن (یک جا نشین کردن) عشایر در اوایل قرن خورشیدی حاضر به تهران تبعید شد و محمد بهمن بیگی نیز به همراه او به تهران آمد. او در تهران به مدرسه رفت و سپس در رشته حقوق در دانشگاه تهران مدرک لیسانس گرفت.آقای بهمن بیگی در سال ۱۳۳۱ با تاسیس اولین مدرسه عشایری در داخل ایل برنامه آموزش عشایری را پایه گذاری کرد.آقای بهمن بیگی از آن زمان به بعد شخصا این موضوع را پیگیری کرد و با سرکشی به مدارس مختلف عشایری در ایل های مختلف و تدریس در آنها، این برنامه را گسترده تر کرد. آقای بهمن بیگی همچنین دانشسرایی مخصوص تربیت معلم برای مدارس عشایری تاسیس کرد.با انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران، آقای بهمن بیگی مدتی به دلیل آن که برنامه هایش پیش از انقلاب در قالب برنامه های دولتی اجرا می شد، به اتهام همکاری با رژیم پهلوی تحت تعقیب بود. او مدتی در تهران زندگی مخفی داشت اما بعد از مدتی این اتهامات از او رفع شد.آقای بهمن بیگی در دوره بازنشستگی عمدتا به تدوین تجربیاتش در قالب کتاب های خاطرات مشغول بود.محمد بهمن بیگی کتاب "عرف و عادت در عشایر فارس" را در دهه ۱۳۲۰ شمسی و کتاب های "بخارای من، ایل من"، "اگر قره قاج نبود"، "به اجاقت قسم" و "طلای شهامت" را در دوره بازنشستگی اش بعد از انقلاب ایران منتشر کرد. در دولت محمد خاتمی، چند مراسم برای تجلیل از آقای بهمن بیگی برگزار شد.استاد محمّد بهمن‌بیگی در کتاب بخارای من ایل من، زندگی خود را این‌گونه ترسیم می‌کند: «من در یک چادر سیاه به دنیا آمدم. زندگانی را در چادر با تیر تفنگ و شیهه اسب آغاز کردم. تا ده سالگی حتی یک شب هم در شهر و خانه شهری به سر نبردم... زمانی که پدر و مادرم را به تهران تبعید کردند، تنها فرد خانواده که خوشحال و شادمان بود، من بودم. نمی‌دانستم که فشنگ مشقی و تفنگم را می‌گیرند و قلم به دستم می‌دهند... پدرم مرد مهمی نبود.

اشتباهآ تبعید شد... و دوران تبعیدمان بسیار سخت گذشت... چیزی نمانده بود که در کوچه‌ها راه بیفتیم و گدایی کنیم. مأموران شهربانی (رضاخان) مراقب بودند که گدایی هم نکنیم... به کتاب و مدرسه دلبستگی داشتم. دو کلاس یکی می‌کردم. شاگرد اوّل می‌شدم. تبعیدی‌ها، مأموران شهربانی و آشنایان کوچه و خیابان به پدرم تبریک می‌گفتند و از آینده درخشانم برایش خیال‌ها می‌بافتند. سرانجام تصدیق گرفتم. یکی از آن تصدیق‌های پررنگ و رونق روز. تبعیدی‌ها، مأموران شهربانی، کاسب‌های کوچه، دوره‌گردها، پیازفروش‌ها، ذرّت‌بلالی‌ها و کهنه‌خرها همه به دیدار تصدیقم آمدند. من شرم می‌کردم و خجالت می‌کشیدم. پدرم از شور و شوق اشک به چشم آورد. در مراجعت به خانه دیگر راه نمی‌رفت، پرواز می‌کرد... ملامتم می‌کردند که با این تصدیق گرانقدر، چرا در ایل مانده‌ای و چرا عمر را به بطالت می‌گذرانی؟ تو تصدیق داری و باید مانند مرغکی در قفس در زوایای تاریک یکی از ادارات بمانی و بپوسی و به مقامات عالیه برسی. در پایتخت به تکاپو افتادم و با دانشنامه حقوق قضایی به سراغ دادگستری رفتم تا قاضی شوم و درخت بیداد را از بیخ و بن براندازم. دلم گرفت و از ترقّی عدلیّه چشم پوشیدم. در ایل چادر داشتم، در شهر خانه نداشتم. در ایل اسب سواری داشتم، در شهر ماشین نداشتم. در ایل حرمت و آسایش و کس و کار داشتم، در شهر آرام و قرار و غمخوار و اندوه‌گسار نداشتم. نامه‌ای از برادرم رسید. بوی جوی مولیان مدهوشم کرد. ترقّی را رها کردم. تهران را پشت سر گذاشتم و به سوی بخارا بال و پر گشودم. بخارای من ایل من بود.این ‌مردِ فرهیخته سرد و گرم روزگار چشیده به تجربه دریافته بود که تنها راه نجات عشایر در بالا بردن سطح سواد جمعیّت عظیم عشایری است. مردمی که با هرگونه ناملایمات زندگی می‌ساختند، شجاع و بخشنده بودند، با قناعت و صبوری زندگی می‌کردند، حلیم و صادق بودند، امّا روح لطیف خود را با مفاسد اجتماعی آلوده نمی‌کردند، غیور و ظلم‌ستیز بودند و تشنه معرفت و جویای دانش. چه کسی می‌بایست به این قشر محرومِ رنج‌کشیده توجّه می‌کرد.
استاد بهمن‌بیگی که خود پرورده درد و رنج بود به خوبی می‌دانست که کسی آستین بالا نخواهد زد و دولتمردان را نیز در سر، سودای تعلیم و تربیت و پروراندن استعدادهای افراد ایلیاتی نیست؛ از این‌رو دست به کار شد. تصمیم گرفت به جای چوب شبانی، قلم در دست کودکان عشایری نهد و خواندن و نوشتن را به طریق خاصّ خود به میان عشایر برد تا جهل و بی‌سوادی را ریشه‌کن کند. شاید خود نیز در آن زمان بر این باور نبود که قدمی که برداشته است چگونه به بار خواهد نشست امّا مصمّم بود و با تمام توان در این عرصه قدم گذاشت.
بسیاری از کسانی که کودکی خود را در پنجاه سال گذشته در یکی از ایل های ایران گذرانده باشند ویا به فرهنگ وطن ارج نهند قاعدتا محمد بهمن بیگی را می شناسند و خاطرات خوشی از او دارند. تعدادی از شاگردان آقای بهمن بیگی هر سال روز معلم به دیدار معلم سابقشان می رفتند.اما امسال معلم قدیمی عشایر درست یک روز قبل از روز معلم شاگردانش را برای همیشه ترک کرد.روحش شاد ویادش ماندگار

برای دانستن بیشتر اینجا را بخوانید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ هندوانه به شرط جوهر


صبح زود که از خونه میزنی بیرون خوشحالی که  از یک محدوده پر خطر از لحاظ امواج ناشناس آنتن های ماهواره وارد محل کار با خطرات کمتر شدی وعصر پس از خستگی فراوان مجددن به منزل ومحدوده اشعه های مضر وخطرناک امواج ناشناس پا میگذاری .پس از رسیدن ودراز کردن پای مبارک حوس میکنی یه قاچ هندوانه میل بفرمائی .البته تا اینجای کار مشکلی نیست.وقتی هندوانه را قاچ میکنی وچشمت به جمال مبارک قرمزی آن میافتد کلی از انتخابت خوشحال میشی که هندوانه ای مثل قند خریدی.ولی وقتی میخوری ومیفهمی که رنگ این هندوانه جوهرقرمز است یه جورائی فکر میکنی به شعورت توهین شده .

این اتفاق نه با تغییرات ژنتیکی بلکه با اضافه کردن ماده‌ای شیمیایی در کانال‌های آب در جالیزارهای بوشهر توسط برخی کشاورزان رخ می‌دهد. گفتیم روغن جامد نخوریم تا گرفتگی عروق نداشته باشیم وگیاهخوار ومیوه خوار بشیم تا اثر اشعه ها رو از بین ببریم.حال باید یه فکری واسه هندوانه ها کنیم.دمت گرم رئیسعلی دلواری با این همشهری هات که میخوان با کمک برخی عوامل دیگر ریشه مردم تهران رو بخشکانند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از خلیج فارس تا دریای خزر

اول اینکه برف امروز در استانهای اردبیل وآذر شرقی بخصوص در اهر،کلیبر ومشکین شهر که پس ازچهل روز پس از بهار باریده هم جهان گرمائی ممد آقا رو زیر سوال برد وهم سر درختی ها رو نابود نمود.هیچکی نیست بپرسه آخه این چه وقت برف باریدنه؟البته این ماجراهیچ ربطی به موضوع ما نداشت.گفتیم شاید دعای زمستون مردم دیر مستجاب شده باشه.


    دوم اینکه در مورد تندیس های سرقتی در پارکهای تهران یه تجربه داشتم گفتم شاید بدرد شهرداری چی ها بخوره.جوونی ها که دانشجو بودیم داخل محوطه دانشکده خونه سازمانی اساتید وکارمندان خاصی بود که در یک شب یکی دو تا از این خونه ها مورد دستبرد قرار گرفت .برامون جالب بود دانشکده ای که روزی چند بار از در نگهبانی با سلام وصلوات وارائه کارت رد میشدیم چطور ممکنه وسیله ای به بزرگی وانت یا نیسان یا خاور یا کامیون تک چرخ یا جفت چرخ یا تریلی خارج بشه.خلاصه بعد از مدتی کاشف به عمل اومد فهمیدیم کار از نگهبانی آب میخوره .البته به ما ربطی نداره که تندیس یک تنی پارکها که متولی اون شهرداری است وموقع نصب وعزل باید حتمن جرثقیل باشه کار کی باشه ولی شهرداری به عنوان متولی باید بیشتر حواسشو جمع کنه تا بخاطر برنز این تندیس ها سرقت صورت نپذیره ومواظب باشیم فردا پس فردا نگند برج میلاد چون میل گردهای زیادی داشت سرقت شد.ضمنن این تنها کاری است که ما برای تقدیر از بزرگانمان کردیم واز اونا تندیس ساختیم .فرانسویها برای احترام به کشته شدگان جنگهای خود وبه دستور ناپلئون یک طاق تحت عنوان طاق پیروزی ساختند که زیر آن چند مقبره سمبلیک ساخته اند و اگر قرار به سرقت بود تا حالا باید هیچی از این بنا باقی نمی موند یا ایفل یا آزادی خودمون.نمیدونم شاید ربطی به شخصیت ها نداشته وموضوع فقط برنز باشه .صداش بعدن در می آد.


سوم اینکه انگار این اعراب غیر ایرانی قصد ندارند دست از این خلیج فارس بردارند وموضوع سیاسی رو فوتبالی کردند!ماجرا اینه که در حین بازی تیم ذوب آهن والاتحاد ناظر اردنی بازی را به مدت 6 دقیقه متوقف کرد تا یه خودی نشون بده وبرای اربابان خودش یه دمی تکون بده .علت توقف بازی هم این بود که چرا هواداران ایرانی در اصفهان پرچم خلیج فارس بلند کردند وشعار میدهند که خلیج فارس ایران.نمیدونم تا کی باید به این آقایان گفت که بابا فدراسیون فوتبال(فیفا) نام خلیج فارس رو به ثبت رسونده وضمنن ناظر حق دخالت به کار داور رو نداره.وبهتره به این ناظر بگند بیشتر حواستو به بازی بده تا تماشاچی.


یکی به آخر اینکه: آقای گردون براون که ظاهرن نخست وزیر انگلیس است بخاطر گافی که در خصوص مصاحبه با یک خانم شهروند داشته ومیکروفون رو خاموش نکرده وپشت سر این خانوم کلی غیبت کرده، رسمن عذر خواهی کرده تا محبوبیتش در بین ترفداران جناح کارگر کم نشه.البته خیلی مدیران دیگر ممالک هستند که اگر میکروفونشون خاموش یا روشن باشه معذرت خواهی که نمیکنند هیچ بلکه سعی خواهند کرد با صد تا دلیل وبرهان ودروغ ماجرا را یه جوری توجیه کنند.البت که آقای براون بابت استفاده از نام خلیج عربستان بجای خلیج فارس در دیماه 88 یه عذر خواهی هم به ما ایرانی ها بدهکار است.البته نوشتن این مطلب با روز ملی خلیج فارس یکی شده که به فال نیک میگیریم


آخرش مربوط به عقب ننشستن ساختمانهای حاشیه دریای خزر است که محقق نشده وعلت آن هم این است که از 15 کیلومتر 5 کیلومتر آن نهادهای دولتی هستند .البته باید خاطر نشان کرد که در چنین حرکتهائی معمولن ارگانها وسازمانهای دولتی راحت تر وبهتر خراب میشند چون اینجور اموال بی صاحب تر است تا اموال شخصی.جهت قبول وتایید مطلب یه اتفاق رو که مربوط به سال ٧۴ است رو براتون میگم : در محدوده اون سال بدلیل بالا بودن میزان توتال کلیفرم آب سد امیر کبیر کرج که پس از تصفیه خانه بیلقان وارد شبکه توزیع آب تهران میشد وسازمان آب این اطلاعات را محرمانه اعلام کرد وبه ارگانهای محیط زیست وسازمان بازنشستگی ودیگر نیروهای مسلح که همگی دولتی بودند ورستورانهای جاده چالوس که جملگی مربوط به بخش خصوصی بود اخطار کتبی نمودند که تا فلان تاریخ موظف به تخریب هستید ...... بعدن مفصل ادامه مطلب رو توضیح  میدم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; ٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ جشنواره لاله ها

هر ساله در ماه اردی بهشت واز هفتم تا پایان این ماه لاله های رنگارنگ وزیبا در کیلومتر 52 جاده کرج به چالوس در منطقه گرماب گچسر خودنمائی میکند.

 

امسال دوازدهمین جشنواره لاله ها در این محل برگزار میگردد.لاله ها در این ایام میهمانان زیادی را به این محل آورده که رفتن ودیدن آن خالی از لطف نمیباشد.

بهترین زمان بین 10 تا 20 اردیبهشت ماه است.یکی از مشکلات بازدید کنندگان محدودیت پارک خودرو بوده که میهمانان ناچارن باید خودروها را در حاشیه جاده اصلی پارک کرده که مراقبت زیاد را طلب میکند.

 

رفتن به دل طبیعت ونزدیکی با لاله ها ارمغان وتسکینی برای روزهای خالی از آرامش شهر نشینی است.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ یک نگاه دیگر به محیط زیست

در برنامه نگاه یک که شنبه شب چهارم اردی بهشت ماه از شبکه اول سیما به نمایش درآمد محمدی زاده رئیس سازمان محیط زیست میهمان برنامه بود وبه سوالات مجریان برنامه پاسخ داد.گرچه حجم سوالات پرسیده شده از محمدی زاده درمحدوده زمانی اندک برنامه زیاد بنظر میرسید اما محمدی زاده سعی نمود برای هر یک ازاین مسائل وچالش های فراروی مردم پاسخی در خور اعلام نماید.اخیراً در یادداشتی آبیاری سبزی کاریهای خراسان رضوی از فاضلاب کشف رود تحت عنوان سبزی باب خشک کیلوچند؟ منتشر شد که به موضوع فاضلاب 1000 لیتر در ثانیه ای این رود آلوده بعنوان یک دغدغه زیست محیطی پرداخته شد.فقط مجدداٌ باید گفت جدای از قحط الرجالی که در سازمان حفاظت محیط زیست وجود داردوجود قوانین ومقررات محکم که واحدهای آلاینده را مجبور به تبعیت از قانون و اجرای سیستم ونگهداری بهینه سیستم ها ونظارت بر آنها میکند به عنوان یک گزینه درخور وقاطع، کارشناسان ومدیران را کمک خواهد نمودتا با معضل کشف رود کنار آیند. جلوگیری از تخلیه تانکر فاضلاب به کشف رود که کار نشدنی در محیط زیست نیست .یا برخورد با فاضلاب صنعتی کارخانجات یا دیگر منابع تولید فاضلاب .اگر اداره کل محیط زیست استان بدون چشم داشت وثبت وسفارش وملاحظات سیاسی واجتماعی قصد مهار وکنترل واحدهای تولید کننده فاضلاب آلوده را داشته باشد قطعن به این مهم دست خواهد یافت.همانگونه که در برخورد با خیلی از واحدها تاکنون به این مهم دست یافته است.نگرانی های بیماریهای میکروبی وبروز سالک وبیماریها ناشناس دیگر از عواقب همین  دست روی دست گذاشتن هاست.

 

مسئله بعد مربوط به بیمارستانها بود . بیمارستانهای کشور که عمدتن طی سالیان گذشته خود را مبری از اجرای سیستم تصفیه فاضلاب ودفع اصولی پسماندهای بیمارستانی ونیز سوزاندن زباله های بیمارستانی میدانستند طی سالهای اخیر اقدامات لاک پشت واری را در جهت اجرای سیستم های کنترل آلودگی آغاز نموده که ناشی از پیگیری واحدهای تابعه محیط زیست بوده اما رها سازی این واحدها پس از اجرای سیستم وخاموش شدن سیستم های آنها مراقبت ونظارت بیش از پیش کارشناسان محیط زیست را میطلبد.با توجه به اظهارات محمدی زاده تاکنون نیمی از بیمارستانهای کشور دارای سیستم شده ونیم دیگر تا یکسال آینده سیستم دار خواهد شد. .این اظهارات با واقعیات بیمارستانهای شهر تهران در تناقض کامل است زیرا در بحث هر بیمارستان چند موضوع باید تعیین تکلیف شود یکی فاضلاب بیمارستان که نیاز به سیستم تصفیه دارد.دیگری اتوکلاو وهیدروکلاو که همه باید داشته باشند ونیز اتاق مبرد.همه این امکانات باید باشد تا بتوان ده درصد کل پسماندهای شهر تهران را که هفتاد تن برای تهران و500 تن برای کشور میشود را امحاء کرد واین درحالی است که فقط در شهر تهران از 148 بیمارستان تنها 27 مورد دستگاه بی خطر ساز زباله بیمارستانی دارند . حال با توجه به اظهارات محمدی زاده که تا سال آینده نصف دیگر بیمارستانها مجهز به سیستم زباله سوز و نه سیستم تصفیه فاضلاب میشوند ،بنظر میرسد تناقضاتی وجود دارد.چون این عدد نصف اون عدد نیست .واگر هم باشد آیا منظور محمدی زاده رفع هر دو معضل فاضلاب واتوکلاو بوده  واگر بوده با یکسال نتوان چنین کار بزرگی کرد. چون سنگ بزرگ نشانه نزدن است....    برمیگردم

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ ; ٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ سومین انتخابات انجمن مرتعداری کشور

سومین انتخابات انجمن مرتعداری کشور با حضور اساتید دانشگاه وبخش اجرا وتحقیقات جنگلها ومراتع در سالن امام خمینی(ره) دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران در روز چهارشنبه اول اردی بهشت ماه برگزارگردید.در این انتخابات که با دو دوره قبل تفاوت زیادی داشت پس از رای گیری دکتر فرح پوراز موسسه تحقیقات ،مهندس علیزاده از دفتر امور مراتع ،دکتر بصیری از دانشگاه اصفهان،دکتر فرهنگ قصریانی از موسسه تحقیقات ،دکتر طویلی از دانشکده منابع طبیعی به عنوان پنج نفر هیئت مدیره انتخاب شدند که نماینده وزارت علوم اعلام نمودند از هر واحد تنها یک نفر قادر به انتخاب در هیئت مدیره خواهد بود که مقرر شد موضوع از سوی وزارت علوم استعلام شده تا نتیجه قطعی اعلام گردد.
با عنایت به اینکه در این دوره ،افراد مختلف از واحدهای تحقیقات،اجرا ودانشگاه منتخب شدند، بنظر میرسد با این ترکیب دوره جدید تغییرات بیشتری با دوره های قبلی داشته باشد واین موضوع موجبات بوجود آمدن تصمیمات جدید و ایجاد حرکتهای بهینه ورو به تعالی در پیگیری مصوبات انجمن را رقم زند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; ٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::