+ آش شعله قلمکار

در همایش بیابانزدائی کویر میقان اراک ، نگاه امام جمعه اراک  جناب آیت اله دری نجف آبادی  به منابع طبیعی و حفظ این میراث گرانبها نگاهی  کارشناسانه بود .وجود چنین فردی که از حفظ مراتع ، جلوگیری از فرسایش وجلوگیری از توسعه بیابان وکویر  تا جلوگیری از واگذاری وتغییر کاربری اراضی ملی ، مشارکتهای مردمی ، توسعه ترویج وهر آنچه که یک کارشناس منابع طبیعی میداند سر رشته داشته وصحبتهای حضار را به بحث میگذارد و معتقداست سلامت منابع طبیعی همان سلامت انسان است غیمت است ودر خیلی جاها که تخریب ریشه در جهل  وخرافه پرستی دارد میتوان با استفاده ازامامان جماعت که عامه مردم از ایشان حرف شنوی دارند در حفاظت از عرصه های منابع طبیعی وحفظ محیط زیست استفاده بهینه نمود.


البته ناگفته نماند که استاندار مرکزی جناب شعبانی فرد و رجائی  نماینده مردم اراک  که رئیس کمیسیون کشاورزی ،آب ومنابع طبیعی نیز هستند واسلامی نماینده ساوه سخنان شایسته ای درباب حفاظت از آب وخاک وجلوگیری از تخریب اراضی ملی عنوان کرده که چنین تعاملی بین سران اجرائی استان جای سپاس داشته وبایستی شکر گذار خدای منان بود. البته ناگفته نماند که برداشت سولفات سدیم در تالاب میقان مشکلی است که باید توسط همین افراد در استان حل وفصل شده تا همین تعداد قره داغ هم نابود نگردد.
مخلص کلام:
ابتدای امسال 150 تن از نمایندگان محترم مجلس مصوب نمودند که چاههای غیر مجاز که قبل از سال 85 حفر شده  باشند پروانه ومجوزبرداشت صادر خواهد شد.
پیرو این تصمیم که عیدی خوبی برای قانون گریزان چاه کن بود شبانه وبا نیت مجوز گرفتن تعداد زیادی چاه در روز روشن وشب تار حفر شد . با این امید که پس از تصویب نهائی نوسط شورای نگهبان آنها هم صاحب چاه مجاز شوند.اما با درایت شورای نگهبان این تیر آنها به سنگ خورد وتنها چیزی که ماند ، مشتی چاه حفر شده بود که برداشت از آنها آبهای موجود را بیش از پیش افزایش داده واز همون حکایتهای سنگ ونادان و چاه و صد ودانا است.
سخن آخر اینکه امیدواریم نمایندگان  محترم مردم اراک  وحومه جزو آن 150 نفر نبوده باشند چون آنوقت هر چه رشته باشیم پنبه میشود. 
در نهایت جا دارد کاری را که اداره کل منابع طبیعی  در روز بیابان نکرد ما در این جای کوچکمان انجام دهیم. مهندس فتاحی رئیس اداره منابع طبیعی زرندیه  درسن  33 سالگی وهنگام مراجعت به اداره وپشت فرمان خودرو خدمت سکته نمود وجان به جان آفرین تسلیم نمود.او که در دوران کوتاه زندگی و خدمتی خود با جدیت وتعصب مثال زدنی پیگیر فعالیتهای منابع طبیعی بود وبا تعاملی سازنده ارتباطی مناسب با بهره برداران داشت مستحق بود در چنین روزی که هفته ای از مرگش نگذشته از او یادی میشد .
ما در این دنیای کوچکمان ،قدردان همه زندگان ومردگان طبیعت دوست وخادمین نام آشنا و گمنام منابع طبیعی ومحیط زیست وطن هستیم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; ۳۱ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ روز بیابان را باد برد

روز جهانی بیابانزدائی یا همان مقابله با بیابانزائی هم تمام شد.چند نکته در این روز میمون حائز اهمیت بود که در صورت وجود حوصله به شرح هر یک پرداخته خواهد شد.یکی اینکه محل برگزاری همایش  کویر میقان با سطحی برابر 50 هزار هکتار  انتخاب شده وعلت این انتخاب هم نمایش اقدامات موفق انجام شده به میهمانان داخلی وخارجی بود.

در روز همایش در 5 شنبه طوفان گرد وغبار چنان عرصه را بر میهمانان تنگ کرده بود که نه تنها تنفس سخت بود بلکه تا چند متری هم دید از بین رفته بود و ریزگردها چشمان وریه های حضار را نوازش میداد وتا کسی آنجا نمیتوانست تصور چنین گرد و غباری را نماید. به نحوی که وقتی ما سعی داشتیم تا مسافتی چند صد متری را برای دیدن مالچ پاشی با مواد جدید را رویت کنیم بدلیل حجم بالای غبار موفق به طی حتی ٢٠ متر هم نشدیم وناچار با ماشین به محل مربوطه رفتیم. البته اجرای چنین همایشی در چنین محیط مرتبطی ارزشمند بود اما از سوی دیگر این سوال پیش میآمد که اگر اقدامات ما در مقابله با بیابان زائی موفق بوده واین منطقه به عنوان منطقه الگو شناخته وانتخاب شده ، پس این همه گرد وغبار چیست؟ اگر نتوان سطحی 50 هزار هکتاری را مهار نمود آیا میتوان از تکرار این موضوع در جای جای بی پوشش ایران وکشورهای عراق وترکیه وعربستان ودیگر کشورها جلوگیری نمود؟واگر جواب منفی است که راهی بی مقصد را در مقابله با بیابان و ریزگردها رفته ایم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; ٢٩ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ کورش ، نیامده رفت

نوشتن از او شاید در این روزگار غریب که خیلی وقتها آدم خودش را از هم از یاد می برد کار سختی باشد. متانت، آرامش، صداقت بارزترین خصوصیاتی بود که می توانستی در همه حال در وجودش رویت کنی خاطرات خوابگاه یک اطاق 418 هیچگاه فراموش نخواهد شد. آنجا که به کنسول ملایر نام گرفته بود و تو چه شبها و روزهای خوب و بدی را در آنجا به سر رساندی و از کنار خیلی کم لطفی های ما گذشتی. یاد آوری خاطرات با تو بودن سخت است اما اذهان همیشه سرشار از لحظات باتو بودن است. خیلی وقت ها سکوت پاسخی محکم به آنچه بود که بر آن باور نداشتی و منتقدش بودی. گروه شیلات و محیط زیست دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران و کلاسهای ساختمان قدیم دانشکده همیشه روزهای باتو بودن را فراموش نخواهد کرد. روزهای با تو بودن در آن سالها همه آن چیزی بود که از جوانی بیاد دارم و همیشه دوست می دارم همه آنچه را که مرا به یاد آن روزها می اندازد و پیوند دهنده اکنون با گذشته می باشند.
یادت هست روزیکه پایان نامه  من تمام شد در صفحه اول از تو تشکر کردم ونوشتم :از دوستانی که بنوعی مرا در تهیه این پایان نامه کمک نمودند تشکر می کنم و سوال کردی که نقش ما در پایان نامه ات چه بوده که تشکر کردی؟ گفتم همین که مرا تحمل و به دوستان چای دادید میشود کمک  و این موضوع تا مدتها سوژه ای بود برای خندیدن .
باغ بوتانیک دانشکده ، گلخانه دانشکده با پوتوس ها،برگ انجیلی و بابا آدمها ،موزه حشره شناسی، جنگل سرو سیمین وتیم منتخب دانشکده وجای جای دانشکده منابع طبیعی و کشاورزی کرج یادآور روزهای باتو بودن است.


نامش کوروش حسن بود اما کورش صدایش میکردیم  وفامیلش فرخ اردبیلی اما  اهل ملایر. او در ٢۵ خرداد ماه سال48در شهر ملایر به دنیا آمد و کلیه مقاطع تحصیلی را در ملایر گذراند و در سال 67 در رشته شیلات و محیط زیست دانشگاه تهران پذیرفته و در سال 71 فارغ التحصیل و به خدمت سربازی رفت پس از خدمت در ساختمان مرکزی وزارت جهادسازندگی خیابان طالقانی در واحد طرح و برنامه مشغول بکار گردید. او در سال ٨۴ مبتلابه کانسر لوزالمعده شد که پس از 6 ماه مقابله با آن طاقت نیاورد ودر روز ٢۶خرداد دعوت حق را لبیک گفت و همسر و یگانه فرزند خود که یادگار روزهای بستری بودن او در بیمارستان بود را تنها گذاشت و رفت. واین نوشتار چیزی از همه آن روزها که با تو بودیم ، نبوده ونخواهد بود.
کورش حسن فرخ اردبیلی همیشه ودر همه حال در دلهای ما جا داری .بدرود
سفرت بخیر اما،  تو ودوستی خدا را  چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ; ٢٥ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه هر دو جانسوزند، اما این کجا وآن کجا

امروز که پست  جناب مهندس محمد درویش را میخواندم وبا دیدن پل هائی که در عکس ها نشان داده بود یاد خاطره ای افتادم که گفتم بد نیست دوستانی که هر از چند گاه ویا همیشه خود را با دیگران مقایسه میکنند این خاطرات را بخوانند شاید دیگر مترصد قیاس مع الفارق با اجانب یا حداقل چشم بادومی ها نباشند.
پل هانگزو(Hangzhou) بر روی  مصب رودخانه ساخته شده که دسترسی دو شهر مهم  وزیبای شانگهای به شهر تجاری وبندری نینگبو را تسهیل بخشیده است .مقایسه گذر از روی این پل وپل ساخته شده بر روی دریاچه ارومیه نه تنها مقاسیه ای بی معنا است بلکه شما در گذر از روی پل هانگزو فکر میکنی  در نوک کشتی تایتانیک وبجای جناب  لئوناردو دیکاپریو هستید که در عبور از روی دریا فقط آب را میبینید.اما اگر از پل روی دریاچه ارومیه عبور کنید تصور میکنید شاید این سنگها تکان بخورد و آب شما را تبدیل به خیار شور نماید.
ماجرای دوم مربوط به چینی های لامذهب وبی دین است البته آنها ادیان گوناگونی دارند که در مناطق سین کیانگ و نین شیا زندگی شبیه زندگی کویر نشینان ما دارند که بحث ما در مورد چینی های جنوب شرق در استان گوانگ دونگ وشهرهای شنزن ، شانتو ،گوانگزو ،شانگهای ونینگبو است.شبی از شبها که قصد شرکت در یک نمایشگاه تجاری را داشتم در فرودگاه شهر گوانگزو ساک مسافرتیم را به تصور اینکه توسط راننده به صندوق عقب گذاشته شده از دست دادم .یعنی هنگام رسیدن به هتل ساکی در ماشین نبود .این شروع گرفتاری بود چون جدای از مدارک واسناد کاری وتجاری مهمترین محتویات ساک خوراکی هائی بود که با خود به چین برده بودم چون بنده از بوی ادویه جات آنها هم بد حال میشوم چه برسد به اینکه بخواهم از ‌این غذاها تناول هم بکنم.خلاصه ساک ما در یک کشور بزرگ با مردمانی که هر صبح برای مجسمه بودا عود روشن میکردند گم شد.حال بماند که چه پوشیدیم وچه خوردیم وچه .... مهم اینجاست که تصور پیدا شدن این ساک در این دیارغیر مسلمان برایم سخت بود.چند روزی گذشت از آن شهر به شهر شانتو رفتم وهنگام کنترل ایمیلم بصورت اتفاقی وارد بخش اسپم شدم .کاری که تا آن موقع  هیچ نکرده بودم.واین را هم بگویم که انتظار میل ناشناس از کسی را هم نداشتم.اما آنچه باید میدیدم دیدم وآن پیغامی از یک ناشناس مبنی بر پیدا شدن ساکم در فرودگاه بود.این فرد را بعدن دیدم اوکارگر ساده یک هتل بود، از او پرسیدم چه دلیلی داشت که ساک را برگرداندی وزحمت ایمیل زدن وتلاش جهت پیدا کردن مراداشتی واو در کمال سادگی وآرامش بدون اینکه به قسمتهای داخلی ساک دست زده باشد پاسخ داد:مگر کار دیگری هم میشد انجام داد؟او تصور نمیکرد کاری بجز این هم انجام پذیر باشد.حال شما قضاوت کنید در مدینه فاضله من وشما از 10 ساک چند تای آن به صاحبش بر خواهد گشت؟ واگر جواب کمتر از 10 بود بدانید فاصله ما با جهان غرب که هیچ با همین چشم بادومی ها هم خیلی زیاد است وپر بیراه نگفته ایم که قیاس محمد درویش  قیاس مع الفارق است .نیست؟

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ٢٤ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ خداوندا این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ محفوظ دار

17 ژوئن برابر 27 خرداد به عنوان روز جهانی مقابله با بیابان زائی است . روزی که با شعار "بهبود خاک در هر جا   بهبود زندگی در همه جا" نامگذاری شده است.

هر ساله جدای از مجموعه اقدامات دیگر کشور ها در ایران نیز با همکاری دفتر امور بیابان سازمان جنگلها ،مراتع وآبخیزداری کشور آیین نکوداشتی در این روز برگزار میگردد.


بد نیست بدانیم که بالغ بر 2/235 میلیون هکتار از اراضی خشک و فراخشک جهان معادل 81/1 درصد سطح جهان وحدود20 میلیون هکتار از اراضی کشور برابر 12 درصد سطح کشور تحت تاثیر فرسایش بادی میباشد که از این میزان 6.4 میلیون هکتار در 18 استان بیابانی و82 شهرستان جزو کانونهای بحران میباشد.جدای از مناطقی که ذاتن به دلیل شرایط خاص این مناطق وواقع شدن ایران  بر روی کمر بند خشک جهان که متاثر از اقلیم خشک،نیمه خشک وفراخشک در فلات مرکزی وشرق وجنوب میباشد بیابانی هستند بخشی دیگر از این اراضی نیز بنا به دلائل انسانی وطبیعی وفرابخشی حادث شده که مشکلات عدیده ای را برای ما به ارمغان آورده است.


در ایران جدای از  محدوده قلمرو  زیست بومهای بیابانی که 43.7 میلیون هکتار است از این میزان  32.5 میلیون هکتار آن صرفن بعنوان اراضی بیابانی محسوب میگردد.
در آستانه روز جهانی بیابان 5 شنبه 27 خرداد ماه  مراسمی در شهر  اراک  در کویر میقان برگزار خواهد شد.امید که ادامه 4 دهه فعالیتهای بیابانزدائی وکنترل فرسایش بادی واجتناب از حرکت ماسه های روان با شناخت هر چه بهتر بهمراه کنترل ومدیریت بیابان وکنترل کانونهای بحرانی فرسایش بادی واهتمام داخلی وخارجی در این خصوص، فتح بابی در رسیدن به اهدافی باشد که همیشه وبدلیل توسعه بیابان آنرا در افق های دور خواهیم داشت و شاید این اقدامات  کمکی به جلوگیری از انتشار ریزگردها در کشورهای همسایه شده تا بیش از پیش با سد سازی وجلوگیری از جریان زندگی از خشکی وخشکسالی وتوسعه بیابان بدور باشیم.دوست وهمگن عزیزم محمد درویش را نیز در این پست میستایم .

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ ; ٢۳ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: بیابان و سد و ریزگرد
comment نظرات () لینک


+ آبخیزداری و سد سازی

حوزه های آبخیز به عنوان بستری برای فعالیت آبخیزداری تعریف میگردد.آبخیزداری یا (Watershed Management) مسئولیت برنامه ریزی مستمر وانجام اقداماتی را به منظور مدیریت منابع طبیعی وکشاورزی در جهت حفظ آب وخاک عهده دار است.
بر اساس تقسیمات وزارت نیرو وتماب در کشور 6 ابر حوزه داریم  که با مساحت ایران برابر است.مساحت حوزه های آبخیز تحت مدیریت سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری کشور 125 میلیون هکتار بوده که از این میزان 19.44 میلیون هکتار سدهای موجود و16.1 میلیون هکتار سدهای در دست احداث میباشد.آنچه قابل تامل در بحث آبخیزداری است مربوط به گرایشات کارشناسان این حوزه بوده به نحوی که پس از شناخته شدن علم آبخیزداری که عمر زیادی از آن نمیگذرد.فارغ التحصیلان رشته ابخیزداری جذب این تشکیلات شده اند.جدای از اقدامات بی حاصل آبخیزداری در دهه 40 در حوضه آبخیزداری سد سفید رود درمسیر میانه به زنجان وساخت سازه های گابیونی وسنگی بر بدنه های مارنی دوران سوم زمین شناسی که نتیجه ای جز شسته شدن اطراف این سدها وباقیماندن این سازه ها در بیابانهای منطقه نداشته وبه عنوان یک شکست دیگر در موقعیت یابی سد وپر شدن مخزن سد از رسوبات قلمداد گردیده ، الباقی کارهای آبخیزداری لازم وملزوم بخش های دیگر میباشد.هدف از نگارش این مطلب نیز زیر سوال بردن متخصصین آبخیزداری نیست .مسئله مهم این است که یاد بگیریم در کارهایمان هم از افراد متخصص بهره جسته وهم اقدامات خود را نهادینه نموده ومطالعات مناسب را انجام دهیم.کاری که آبخیزداری  انجام میدهد.مرد میخواهد به یکی از بچه های آبخیزداری بگوید این چه بند یا سد خاکی یا گابیون یا هر نوع سازه ای بوده که فلان جا زده اید.بلافاصله پاسخ خواهید شنید که ما برای همه کارهایمان مطالعه داریم وبخش مطالعات ابتدا موقعیت ونیاز به فلان سازه را تشخیص داده وسپس این کار انجام شده است.حکایت خیلی از کارهای ما همان است که قبلن شنیده ایم که این کار در گذشته انجام شده ومربوط به ما نیست ولی من هنوز سازه های بزرگ وکوچکی را میشناسم که نیازی به ساخت آنها نبوده وپس از ساخت هم هیچ یک از هدفهای از پیش تعیین شده را به انجام نرسانده است. این یعنی عدم انتخاب صحیح پروژه های بخش آبخیزداری .با توجه به هزینه های سرسام آور سازه های آبی ، بروز یک اشتباه جدای از مشکلات دیگر، حجم قابل توجهی از سرمایه ها را بلعیده وبا توجه به سودآوری خوب این نوع کارها تنها شکم افرادی پیمانکار ، سیر وپر میگردد.اخیرن در استانها دیده یا شنیده میشود که بجای استفاده از متخصصین آبخیزداری از رشته های عمران در این تشکیلات استفاده میگردد. حسن استفاده ازگرایشات آبخیزداری حداقل  این است که علم تلفیق سازه با عملیات بیولوژیک با خا ک پیوند خورده ویک بند خاکی با رسوبات پشت آن وکاشت بذر وافزایش پوشش رادرست کرده، اما با ورود مهندس عمران به تشکیلات آبخیزداری به  این میماند که از لحاف دوز بخواهیم بادکنک فروش شود .آیا با وجود همین میزان مهندس آبخیزداری که خود اشل ومقیاس کوچکی از سد سازان قدرتمند وزارت نیرو هستند نیاز ما به ساخت سد مرتفع نمیگردد که حال دنبال مهندسین عمران در آبخیزداری هستیم.آیا توجه بیش از پیش به مباحث سد سازی ما را از هدف اصلی که آبخیزداری وآبخوانداری است دور نمیکند؟

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ٢٢ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ مواظب باشید بیخود خودتون رو مهندس ودکتر جا نزنید

اخیرن نامه ومکاتبات مربوط به جرم استفاده از عناوین دروغی والکی را دیدم گفتم شما هم بد نیست ببینید تا یک وقتی حوس نکنید از القاب دروغین وغیر واقع برای خودتان استفاده کنید ویک کلاهی از این نمد برای خودشان نسازند.البته این مصوبات وقوانین شامل آندسته از رانندگان وآبدارچی های محترم ادارات  که اخیرن موفق به دریافت مدارک لیسانس،فوق لیسانس ودکتری شده اند نمیگردد.چون این قشر زحمت کشیده اند وقرار است منبعد بدلیل عدم استخدام نیروهای کارشناسی در اغلب ادارات وسازمانها از این نیروها بجای آندسته از افراد که بازنشسته میشوند استفاده گردد.فقط یک بار حواستان باشد این افراد را با کسانی که نمیشناسید اشتباه نگیرید وهر وقت مطمئن شدید که مدرک دارد بفرمایید آقای دکتر لطفن یک چای برای ما بیاور.یا جناب مهندس فردا آب وروغن ماشینتو چک کن و تشریف بیاورید بریم ماموریت یا از همین دسته عناوین میتوانید استفاده کنید ولی وای به حال آندسته افرادی که بدون مدرک بخواهند خودشون رو به جای دیگران جا بزنند.اونوقت حسابشون با ماده 556  بوده وطبق همین ماده سه رقمی مجازات میشوند. از ما گفتن بود.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱٩ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ گلی به گوشه جمال امور عشایر

قول دادم در باره برخی سر تیترهای پست قبل یه چیزائی بنویسم البته چون وقت کم است سعی بر خلاصه گوئی خواهد شد.در پست قبلی به سر تخت بافت از توابع شهرستان رابر رفتیم .قبل از دو هفته پیش یک جاده مالرو جهت عبور عشایر به منطقه کار رساندن این عشایر را به منطقه سرتخت به عهده داشت که در سفر اخیر سعادتی نصیب شد تا زحمات وپیگیرهای امور عشایر استان را در تعریض جاده مالرو وشخم یکسره اراضی سر تخت رویت کنیم .عکسهای فاقد تاریخ مربوط به دوربین دوست وهمکار عزیز عباس درخشانی است.

در برخی شیبهای تند ایجاد چنین جاده پهنی در زمستان وفصل پر باران چیزی جز رانش زمین وفرسایش خاک را نخواهد داشت.

در پستی از ممدآقا شعری از کدکنی آمده بود که بد جوری در وصف این گونهای له شده سروده شده بود.

 آقایان سازمان عشایر شما که از گوشت وخون عشایر هستید وزبان گویای آنها به همه دلسوزان این زیست بوم پاسخ دهید که آیا برگزاری جشنواره عشایر یا هر مناسبتی نیاز داشت تا چنین اراضی بکر ودست نخورده ای را شخم بزنیم ومفتخر باشید که برای آنها راه دسترسی احداث کرده اید.اگر راه دسترسی درست کرده اید تا واگذاریهای منطقه ییلاقی وخوش آب وهوای سرتخت را سرعت بخشید که جای تشکر دارد.اگر راه درست کرده اید که هر ننه قمری با اتل وزن وبچه بیاد تفریح وپدر وبرادر این مراتع رو به لجن بکشه وبعد سر وته کنه وبرگرده که آخر لطف شما به این عشایر زجر کشیده وآواره کوه وبیابان بوده است . نه خدائیش نیت از ساخت این جاده واین بنای یاد بود در وسط سر تخت چه بوده؟


ما نفهمیدیم این دکل آب انبار است یا آبشخوار یا جایگاه پذیرائی از میهمانان اگر یه مومنی پیداشد بنده را هم روشن نماید.البته این رمپ رو زده اند که اگر تریلی یا کامیونی خواست برای ساخت وساز یا میلگرد آوردن یا تفریح بیاد بالا بتونه خوب دور بگیره البته شاید هم پارکینگ باشه وما بیخود گناه مردم رو میشوریم.

از ما گفتن بود با این جاده فاتحه مراتع بکر سرتخت خوانده شد .مراتعی که محال بود یه ذره زباله یا آشغال در مراتع ببینی یا در مسیر آن ساخت وسازی رویت کنی یا هر یای دیگر. اگر فکر میکنید طبیعت زیبای سرتخت ویران نخواهد شد بمانید تا ببینید از ما گفتن بود.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱٧ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ دو کلام حرف حساب به مناسبت روز های محیط زیست

شب هنگام که سری به تارنمای دوستان در گرین بلاگ زدم مجددن به نوشته های ممدآقا در مورد بی مهری مسکن مهر  برخوردم که ناگهان یاد هومان خاکپور افتادم که در یکی از کامنت ها ماست خوربنده را گرفته بود وخواسته بود قول دست پر برگشتن از کرمان را به یاد من اندازد.البته مطلب خیلی زیاد بود واجازه میخواهم در آستانه ایام مبارک محیط زیست که بنظر میرسد حرکات قابل توجه ومطالب زیبائی در رسای محیط زیست کشور انجام میپذیرد، بنده به نوبه خودم صرفن مشاهدات وشنیدنی های خود در این ایام که شاید یک نوع تعامل با محیط زیست باشد را تیتر وار عنوان تا اگر آلزایمر به سراغم آمد با خواندن این پست مجددن یادم آید ودر باره آنها بنویسم.
واگذاری مرکز تحقیقات کشاورزی کرمان به مساحت حدود 65 هکتار در مسیر کرمان - ماهان جهت ساخت مسکن مهر، ایجاد دود و آلودگی شدید هوای شرکت فروآلیاژ کرمان، تخریب مراتع و تبدیل جاده مالرو تحت عنوان جاده سازی به منطقه سر تخت جهت برگزاری جشنواره عشایر توسط متولی عشایر یعنی امور عشایر استان وتردد ماشینهای فاقد کمک وبی کمک همچون پراید وپیکان به منطقه ،توزیع سفارشی مجوز شکار چهار پایان از سوی مدیران محترم محیط زیست که در نوع خود جای تقدیر وتشکر دارد چون اگر این مجوزها بدست افراد نااهل وغیر متخصص بیفتد امکان دارد به جمعیت این حیات وحش لطمات جبران ناپذیری را وارد کنند،همزیستی  زیبا ودیدنی مو(تاک)با درخت بنه ونیز دشمنی لورانتوس با کیکم وارژن تحت عنوان رابطه انگلی در ذخیره گاه ارس گلوچار رابروزاد آوری بنه وارس در این ذخیره گاه ، تلف شدن دامها بدلیل آلودگیهای شرکت مس خاتون آباد،کاهش جمعیت کل وبز در پارک ملی خمر بافت از 16000 راس در سال 85 ورسیدن این تعداد به 1800در سال جاری البته این خبر احتمالن صحیح نباشد چون دوست ودشمن زیاد است در ایام مبارک محیط زیست.ودر نهایت پیشرفت قابل توجه بازسازی ارگ بم
حال سعی خواهد شد در فرصت مناسب به تفضیل شرح موارد با اضافات وحاشیه های فراوان عنوان نگرددچون وقت طلا است ودر زمانه ای که مدعیان دوستدار محیط زیست توقع دارند شیشه نوشابه به عنوان مواد آلی جذب خاک شود ونیز همانها که خیلی سنگ به سینه میزنند که آی بگیرید وببندید که محیط زیست چنان شد و... حاضر نیستند برای انعکاس مطالب خود در تشکیلات آقا مهدی دکتر یک ده تومانی ناقابل واریز کنند،چرا بنده از وقت گرانبهای خودم در خصوص اشاعه افاضات خودم گرمی سی وخورده ای هزار تومان خرج کنم؟خوب نمیکنم.حرفی هست؟    

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱٦ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از کرمان تا سرتخت

امروزتصمیم داریم به یکی از نقاط سرد ومرطوب استان گرم  وخشک کرمان برویم.جائی که تا نیمه خرداد هنوز آثار برف بر روی ارتفاعات آن هویدا است. شهرستان بافت با 870 هزار هکتار مرتع یکی از قطبهای تولید گوشت در استان با یک میلیون وپانصد هزار دام میباشد. از شهرستان بافت که به سمت رابر(Rabor) میروی باید 35 کیلومتر طی طریق کنی .از رابَر  تا روستای هَنزا 25 کیلومتر فاصله است.این تصویری از روستای هنزا (Hanza ) است:(برای دیدن عکسها در اندازه بزرگتر روی آنها کلیک کنید)


چهار کیلومتر جلوتر به منطقه ی ییلاقی که تنها از بهار در آن زندگی جاری است با رودخانه ای آرام با آبی بس گوارا وتگرگی دل هر رهگذری را جلا میدهدواما زیبائی این منطقه که به آن بُندر هنزا(Bondar-e-Hanza ) نامیده میشود درختان دست کاشت گردووسایه بانی است که این درختان فراهم نموده اند .سیاه چادرهای عشایر در سایه سار این گردوها منظره های بی بدیلی را به نمایش میگذارد.کمی جلوتر دو کودک زیبا با دستان کوچکشان سلام را به رایگان نثارت میکنند وباز برای تو تداعی میشود که این کودکان عشایر از خیلی کودکان شهری وروستائی پاک تربوده و ضمیری به زیبائی چشم اندازهای اطراف خود دارند.آری آنها با دستانشان هم به پیشوازت آمدند وهم بدرقه ات کردند.این تصاویریادگاری بود ماندگار در خاطره ها که هیچگاه از ذهنت بیرون نخواهد رفت وترا به ارتفاعات سبلان وپیش آن دوکودک اُبه نشین در سال 71 برد.


درختان گردو عجیب بنیانی در خاک دارند این درختان کهن گردو با ریشه هائی بس محکم را کمتر جائی میتوان از درختان مثمر یافت .یا اینکه من هنوز نیافته ام.


در دو طرف این دره و به سمت قله وارتفاعات که مینگری ارس ها ،بنه ها وارژن ها چنان زیبائی منحصر بفردی را به منطقه داده که فراموش میکنی در فاصله ای نزدیک از کرمان قرار داری.

زیبائی مربوط به درختان گردو در طول 2 کیلومتر گسترش دارد . بعد از منطقه بُندرهَنزا باید از پیچ وخم کوه گذر کنی تا پس از 8  کیلومتر به ارتفاعات منطقه بنام سرتخت برسی.

زیبائی ارتفاعات فوقانی در سایه کوه های بلند برف گرفته که تا یک هفته قبل اثرات برف وجود داشت ترا به دشتی زیبا بنام سرتخت میرساند .

 زبان از وصف این زیبائیها ناتوان است تنها میتوان جدای از بی لطفی متولی این انسانهای شریف شما را به دیدن تعدادی از عکسها دعوت نمود تا در پست آتی کم لطفی امور عشایر استان به بهانه برگزاری جشنواره سراسری عشایررا شرح دهم. 

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱٦ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ بم را زلزله وکرمان را فاضلاب نابود میکند

کرمان شهری که بر روی آبرفت ها قرار گرفته به عنوان شهری بی باران وکم آب با متوسط بارندگی زیر 150 میلی متر درسال به عنوان یکی از مناطق خشک ونیمه خشک کشور بوده که مشکلات کم آبی از یک سو و ورود فاضلاب به درون سفره های زیر سطحی ، مشکلات فراوانی را برای شهروندان کرمانی فراهم نموده است.

 

در شهری که آب آشامیدنی به طور فراوانی رو به نیستی وزوال نهاده مشکل ورود فاضلاب شهری توسط چاههای جذبی به آبهای زیر سطحی وارد شده وهمین میزان آب کم در شهر را نیز تهدید به آلودگی میکند.بحران کم آبی در شهر کرمان به نحوی است که در برخی نقاط جنوبی شهر آب آشامیدنی با تانکر توزیع میگرددواین در حالی است که حفر چندین حلقه چاه با هدف آبیاری تحت فشار نهالهای کشت شده در اردیبهشت! ماه سال 88 به عنوان یک ایده بی بدیل توسط دستور استاندار محترم با عنوان کمربند سبز وباغ هنرمندان سهم آب آشامیدنی شهروندان را با فاضلاب موجود در زیر پوست شهر جابجا نموده است.به عبارت ساده  شهروندان کرمانی آب آشامیدنی برای خوردن ندارند چون فاضلاب خودشان آب آشامیدنی سفره های زیر سطحی شده به نحوی که حدود 2000 لیتر آب وارد شبکه توزیع شهر کرمان می‌شود که از این میزان حدود 1500 لیتر به‌صورت فاضلاب به آب‌های زیرسطحی شهر می‌پیوندد و میزان 25 میلیون متر مکعب آب شرب مصرفی در سال 68 به 46 میلیون مکعب در سال 87 افزایش داشته است .دیدن فاضلاب در عمق 3 متری زیر سطح در مناطق قدیمی ومرکزی شهر منجمله مشتاقیه و مسجد جامع تا خیابان شریعتی ، جدای از نابودی آثارمنحصر بفرد قدیمی منجمله مسجد جامع کرمان، حمام باغ له‌له، آب‌انبار و پاگرد حمام گنجعلی‌خان، آب‌انبار حاج آقاعلی و بازار کرمان موجبات بروز وظهور بیماریهای میکروبی در بین افراد خواهد شد.حفر این 4 حلقه چاه در حاشیه شهر وبا هدف آبیاری نهالهای کشت شده بخش عمده ای از همین آبهای قابل شرب را به مصرف نهالهای کشت شده رسانده که حال باید پاسخ داد کدام گزینه اوجب واجبات است.  مسدود شدن قنات‌ها و پسرفت آب‌ها، فرسودگی شبکه انتقال آب و تمرکز جمعیت در نقاط شهری، علل اصلی بالا‌آمدن آب‌های زیرسطحی در کرمان عنوان شده است.


مخلص کلام:
حفر چاه های احداثی وپمپاژ فاضلاب به بیرون شهر مشکل را حل نکرده وشهرداری شهر کرمان وآب وفاضلاب بجای انداختن توپ به زمین یکدیگر باید فکری به حال شهر خشکی کنند که در روی زمین بی آبی بیداد میکند ودر زیر زمین پر فاضلابی.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱٤ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: سفرنامه و فاضلاب و آب
comment نظرات () لینک


+ عقب نشینی بشنوید، جلو نشینی بسازید

سالهاست آموخته ودیده ایم که شهرداری طبق قانون وهنگام تجدید بنا و ارائه مجوز ساخت در برخی موارد که قاعدتن مبتنی بر نقشه های شهرداری میباشد اقدام به اجرای اصلاحی زمین را مینماید. قانون "بر اطلاحی" عبارتست از: حدی از قطعه زمین (مالک) که مشرف به گذر بوده، دارای عرض اصلاحی و مستلزم عقب نشینی باشد. الزام این قانون را بنده به کرات در خیلی از خانه ها دیده یا شنیده ام .وقتی قصد فروش خانه پدر خدا بیامرز را داشتیم چیزی حدود یک سوم سطح زمین بدلیل اینکه بنا دو بر بود از سطح زمین کسر گردید یا خانه ای در کوچه گلشن امام حسین با همین نسبت کسر بنا شد که تنها حدود 60 متر از آن باقی ماند .اجرای قانون اصلاحی زمین ویا عقب نشینی مانند خیلی از قوانین مفید وبه نفع عامه مردم بوده وکاری است که در جهت آسایش وراحتی شهروندان در گذر از کوچه های تنگ انجام میپذیرد اما من چندی پیش بجای عقب نشینی شاهد یک جلونشینی بودم .کوچه 5/6  متری سی وسوم سعادت آباد که بر روی تابلو شهرداری به غلط خیابان سی وسوم درج شده کوچه ای است(گذرهایی که عرض آن ها کمتر از 12 مترکوچه مینامند) تنگ که با منها کردن یک پیاده روی نسبتن باریک تنها 5 متر از عرض آن باقی میماند.حال این کوچه از قدیم حدود یک ونیم تا دو متر پهن تر بوده که از زمان تخریب خانه های ویلائی وساخت آپارتمانهای 4 ، 5 ، 6 وشاید هم 7 ! طبقه همین میزان از کوچه به زمین افراد اضافه شده وعرض کوچه به همان 5 متر تقلیل یافته است.

به این حرکت که خلاف اصلاحی وعقب نشستن خانه ها است باید چه گفت ؟ آیا بهتر نبود بجای جلوآمدن چند خانه به هر دلیلی الباقی خانه ها عقب میرفتند؟ آقای شهردار کلاه مبارک را دو تا سه سانت بالاتر بگذارید که بهتر به شما میآید.با انجام این حرکت بی منزلت در این وادی اینقدر این کوچه زشت وبی قواره شده که دیدن آپارتمانهای ریز ودرشت با طبقات ناهمگون واحتمالن غیر مجاز بر کراهت آن میافزاید. چند خانه ویلائی باقیمانده تایید کننده همین گفته هاست .

بد نیست شهرداری محترم منطقه 2 تهران تا همین چند قواره خانه جلونشینی نکرده وجود دارد فکر مناسبی برای آن نماید.وبه نظر نمیرسد در چنین کوچه تنگی چنین ساختمان بلند 6 تا 7 طبقه ای جائی داشته باشد.عکس زیر مرا به یاد پلکان وبانک ومحاسبه پلکانی وام وپله وپله برقی واز این جور چیزها میاندازد.بر خاتم انبیا محمد(ص) صلوات.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; ٧ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ تصمیم مدیریت یا مدیریت تصمیم

 
امروز مطلبی رو در اینجا خوندم که مربوط به تصمیم یک مدیر شرکت بزرگ بوده که درحالیکه به سمت دفتر کارش می رفته چشمش به جوانی میافتد که در راهرو ایستاده و به اطراف خود نگاه میکند. مدیر جلو میرود واز میپرسد: "شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می‌کنی؟"
 جوان با تعجب میگوید ماهی 2000 دلار و مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شده و از کیف پول خود 6000 دلار را در آورده و به جوان میدهد و به او میگوید :این حقوق سه ماه تو، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود، تو اخراجی !ما به کارمندان خود حقوق می‌دهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.
جوان با خوشحالی و سرعت دور شد. مدیر از کارمند دیگری که در نزدیکیش بود پرسید: آن جوان در کدام قسمت کار میکرد؟
کارمند با تعجب از رفتار مدیر خود به او جواب داد: او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود.
 نکته ای که در این مطلب وجود دارد از یک نگاه نشان میدهد که برخی از مدیران حتی کارکنان خود را در طول دوره مدیریت خود ندیده و آنها را نمی‌شناسند. ولی در برخی از مواقع تصمیمات خیلی مهمی را در باره آنها گرفته و اجرا می‌کنند.
وقتی این مطلب را خواندم یاد یکی از دوستان افتادم که چند وقتی است بازنشسته شده و دیروز برای تجدید دیدار به نزد من آمده بود ونقل میکرد از یک حرکت جالب مدیریتی وماجرا از این قرار بوده که مدیر کل یک تشکیلات بزرگ پس از 4 سال طول مدیریت در این تشکیلات دولتی یک نفر را در راهرو میبیند وپس از احوالپرسی با پیشدستی و جهت احترام به حقوق مراجعه کننده از ایشان میخواهد ضمن حضور در دفتر کارمدیر نوع درخواست اداری خود را بازگو کنند که این فرد به مدیر میگوید قربان بنده کارمند شما هستم نه ارباب رجوع .جالب نیست؟یک مدیر ارشد در یک اداره عریض وطویل پس از 4 سال مدیریت هنوز کارمند خود را ندیده و اگر این اتفاق نمیافتاد شاید یه جای دیگر ودر شرایط متفاوت تری این شناخت اتفاق میافتاد.چنین مدیرانی صرفن دنبال یه مسیر خاص تعبیه شده در مغز خود میباشد وحالا تصور کنید این آقا اصولگرا هم نباشد یا با یک سیستم بسته وسنتی هم بخواهد مدیریت کندکه نتیجه کاملن مشخص خواهد بود . وقتی مدیری با کارمند خود ارتباط فیزیکی نداشته باشد چگونه قادر خواهد بود از از نقطه نظرات کارشناسی ایشان بهره برده واستفاده نماید.بدرستی که ایجاد ارتباط با چنین مدیرانی که هنوز کارمندان خود را نمیشناسند چه کار سختی است وسخت تر اینکه بخواهیم بجز ایده ها وعقاید موجود در مغز ایشان دیگر مطالب یا ایده هائی را بخواهیم به ایشان بفهمانیم یا ثابت کنیم یا نشان دهیم .البته که کار سختی است واگر این ماجرا باز تکرار شود میشود یک دور باطل از نوع تصمیم مدیریتی  .نه؟
 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ ; ٤ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ ارزیابی زیست محیطی جاده ها حل شد

مصوبه مورخ 29 فروردین 89 هیئت وزیران که بنا به درخواست وزارت راه وترابری  در تاریخ 14 اردیبهشت ماه 89 به دستگاههای ذیربط ابلاغ شده ،مقرر نموده که :
"انجام مطالعات ارزیابی پیامدهای زیست محیطی برای کلیه طرحها وپروژه های راهسازی وزارت راه وترابری  در مرحله امکان سنجی ومکانیابی الزامی است"
این بند به عنوان یک تبصره  به آئین نامه اجرائی ماده 105 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی اضافه شده است.با قبول اینکه اگر سازمان حفاظت محیط زیست مسئول وارزیاب طرحهای زیست محیطی باشد.مشکل جاده سازی تو این مملکت حل شده وجای نگرانی نیست البته به شرط ها وشروط ها مثلن اگر قرار شد در غالب اصل 44 امور ارزیابی را محیط زیست به بخش خصوصی واگذار کند، آنوقت بخش خصوصی پسر خاله مادری پیمانکار اداره راه در نیاید یا اینکه سازمان محیط زیست اگر خودش خواست این ارزیابی رو انجام بده یه چند تائی متخصص استخدام کنه تا این کار انجام بشه وضمنن موقع اجرای جاده مواظب باشند تا پیمانکار یواشکی تخلف نکنه یعنی 24 ساعته یکی باید این جاده سازها رو بپاد.

جالب است چون خود وزارت راه درخواست کننده این مصوبه بوده نشان از علاقه وزارت راه در اجرای ارزیابی های زیست محیطی دارد لذا باید این حرکت را به فال نیک بگیریم وسعی کنیم دیگر وزارتخانه ها هم از ایشان یاد بگیرند که کار ارزیابی زیست محیطی انجام بدهند.بقیه کارها هم که طبق اصل 44 به بخش خصوصی! واگذار میشه وبخش دولتی هم فقط نظارت عالیه! خواهد داشت.اونوقت تند تند مثل سدهایمون میتونیم جاده بسازیم یا برعکس مثل جاده هایمون سد بسازیم.ضمنن این عکس پایینی قبل از ابلاغ مصوبه مذکور هنگام ساخت جاده 3000 توسط امیر خان انداخته شده البته شاید کلک سینمائی باشه شاید هم کار فتوشاپی شاید هم ماشین امیر سنگین بوده این حادثه رو درست کرده در هر صورت ربطی به مصوبه نداره.اگر هم داشته باشه به محیط زیست ربط نداره چون اون ارزیابیشو انجام داده واین وزارت راه بوده که کوتاهی کرده نه ببخشید پیمانکار وزارت راه کوتاهی کرده.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ٤ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: محیط زیست
comment نظرات () لینک


+ غار چار نخجیر

در سال 1368 شمسی، شنیدن صدای شر شر (هوی هوی )آب توسط پرسنل اداره آب وفاضلاب شهرستان دلیجان موجب شد که از دریچه 40 سانتی در پای کوه و حفاری صورت گرفته به وجود این غار پی برده شود.

 

  از سال کشف غار تا سال 88 این غار در اختیار ادارات وسازمانهای مختلف بوده که نداشتن متولی خاص در این سالها در برخی قسمتها موجبات شکستگی در اشکال آهکی شده است.

 

در سال 1380 عملیات کف سازی ونور پردازی توسط سازمان میراث فرهنگی وگردشگری استان مرکزی به طول 1200 متر انجام واز 26 اسفند 1388 این غار رسماً برای بازدید عموم  شروع بکارمینماید.

 

سن غار هفتاد میلیون سال تخمین زده شده ودرحال حاضر هم یک غار زنده بحساب میآید که دارای تهویه طبیعی بوده که موجب خنکی وتلطیف هوای داخل غار میگردد. 95درصد غار از تشکیلات آهکی است. لیدرها این غار را دومین غار آهکی جهان معرفی میکنند که از نظر بنده با وجود غار علیصدر جای سوال داردواگر کسی اطلاعات دقیقی در این خصوص داشت میتواند راهنمائی نماید. تاکنون 12 کیلومتر ازاین غار شناسائی شده که ظاهراً طول آن همین میزان است .البته تنها 10 درصد طول این غاریعنی تنها 1200 مترآن برای بازدید عموم آماده شده است .

 

غار نخجیر از دوطبقه کاملاً مجزا و مشخص تشکیل شده که طبقه زیرین 60 متر زیر طبقه  اول یا همین طبقه ای است که قابل بازدید است .در طبقه زیرین دریاچه ای وجود دارد شبیه دریاچه غار علیصدر همدان که عمق آن بین 4 تا 15 متر میباشد. البته طبقه زیرین هنوزجهت بازدید عموم آماده نشده اما شما میتوانید در ادامه عکسهای قسمتهای دیگر غار بخصوص طبقه زیرین را ببینید.

  

بنا به وجود شباهت در قسمتهای مشخص ومهم این غار در هر دوطبقه این نامها برای این اشکال موجود در غار انتخاب شده است. : لاک پشت، بچه فیل، کرگدن،تمساح ، تالار کنفرانس، منارجنبان، تالار عروس ،سفره عروس، حوض نبات، کاسه نبات وحوض کوثر . البته 5 مورد اول را در طبقه اول میتوانید ببینید.

  

برای دیدن این غار از دو مسیر میتوانید عزیمت نمایید:

1- کافیست از تهران واتوبان خلیج فارس به قم وسپس از سه راه سلفچگان به دلیجان عزیمت وبعد به سمت شهر نراق راهی شوید  ، 5 کیلومتر مانده به نراق ودر سمت چپ جاده  یک فرعی پس از طی 4 کیلومترشما را به غار میرساند در ابتدای جاده فرعی تابلوی زیر نصب شده است.

2- اگر از سمت کاشان قصد عزیمت دارید کافیست ابتدا به مشهد اردهال آمده وپس از 20 کیلومتر( وگذر از پناهگاه حیات وحش جاسب )به شهر نراق رسیده وسپس 5 کیلومتر به سمت دلیجان ادامه مسیر دهید تا یک مرغداری را که شمایل یک مرغ درشت را بر روی پشت بام نهاده ببینید .که بلافاصله یک فرعی وجود دارد.

پس از طی 4 کیلومتر به پارکینگ مجموعه توریستی نخجیر میرسید.یه پونصدی برای پارکینگ ویه سه هزاری ناقابل هم برای ورودی به غار بایستی پرداخت بفرمایید.

 

 البته هنگام تهیه بلیط، شاهد بگو مگوی دو بازنشسته محترم با معاون پروژه توریستی نخجیر جناب آقای نجفی بودم که متاسفانه از قبول کارت منزلت امتناع میفرمودند.البته با وساطت ماجرا حل شد اما بد نیست سازمان میراث فرهنگی وشرکت توسعه گردشگری استان مرکزی توجه داشته باشند که ارائه خدمات به بازنشستگان عزیز جزئی از تعهدات قانونی ونهادینه ویا اخلاقی است که بایستی به آن توجه ویژه نمود . البته نه بخاطر این مبلغ کم،  بلکه بخاطر توقعی که بازنشستگان عزیزبخاطرزحمات سی ساله ای که کشیده ونتایج آن را در عکس العمل افراد جستجو میکنند ،از همه ما دارند.برخورد شایسته ای داشته باشیم ومحترم بشماریم همه کسانی را به نیت بازدید این اثر منحصر بفرد رنج سفر را به جان میخرند. در نهایت متذکر میگرددکه از بردن هر گونه ساک وکیف دستی ودوربین فیلمبرداری وعکاسی به داخل غار امتناع نمایید .البته وقتی علت عدم ورود کیف دستی را جویا شدیم دریافتیم برخی از بازدید کنندگان نامحترم اقدام به شکستن وبردن قطعات آهکی میکنند واز کیف هم جهت جاسازی آن استفاده مینمایند که کار ناشایستی است وحق با متولیان مجموعه بوده تا از تخریب این اثر زیبا جلوگیری شود.تصور کنید اگر هر فردی یک سانت از این گلهای آهکی را شکسته وخارج نماید از این زیبائی غار چه چیز باقی میماند؟ضمناً اگر عکس بیشتری خواستید بفرمایید تا تقدیم شود چون اگر هم قاچاقی دوربین را با خود به داخل ببرید استفاده از فلاش ممنوع بوده چون رطوبت موجود در غار با حرارت ناشی از استفاده از فلاش، موجب رشد جلبک روی سطوح آهکی خواهد شد.در نهایت از جناب آقای اسماعیلی مدیر مجموعه توریستی نخجیر که اطلاعات تکمیلی وعکسها را ارائه دادند تشکر میگردد.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ ; ۳ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ خرم باد خرمشهر

در تاریخ روزهائی هستند که به خاطره ها پیوسته وماندگار میشوند.همیشه روزها ،آدمها،مکانها وخیلی چیزهای دیگر هستند که در تاریخ ماندگار بوده ویادآوری آنها تداعی گر خاطرات خوب وبد آنهاست.سوم خرداد هم یکی از همین روزهاست . خرمشهر یادآور همه اتفاقات جنگ است وهمه جنگ را میتوان بر بنیاد نام وخاطرات خرمشهر پایه نهاد.خرمشهر وقتی بود خوشی بود وصفا ،نخل های شهر سری داشتند وسامانی ودر کنار کارون خودی نشان میدادند. خرمشهر تداعی کننده تمام لحظاتی است که مردان مرد بی هیچ چشمداشتی ماندند تا ثابت کنند برای دفاع از خاک وطن جان دادن کوچکترین دارائی آنها برای این آب وخاک خواهد بود ورفتند تا خرمشهر بماند.گر چه از روز4 آبان 1359 ودرست 35 روز پس از حمله عراق و روزاشغال خرمشهر در تاریخ یادی نمیشود اما این روز همه آن خاطراتی است که تا قبل از بازپس گیری خرمشهردر خاطره ها باقی مانده است .

گر چه مدت مقاومت عزیزان این دیار قبل از اشغال خرمشهر با مدت عملیات بیت المقدس وبازپس گیری خرمشهر از بعثیون عراق تقریباً یکسان بود ونیز نمیتوان از ارزشهای قبل وبعد از آزادی چشم پوشی کرد اما مقاومت قبل از اشغال با وجود کمبود اسلحه،مهمات،عدم مدیریت واحد در ماندن یا ترک شهر وکمبود نیروهای رزمی ،محدودیت آذوقه و... بخشی از همه ی مشکلاتی بود که خرمشهر تا قبل از سقوط  بر خود دید.اگر به رشادتهائی میبالیم که ناشی از حضور بچه های چهره سوخته و بومی خرمشهرودیگر نیروهای ارتش وسپاه بود که همه بی مزد ومنت تا آخرین لحظه حیات بر سراعتقادات خود جنگیدند وجان خود را دنیا معامله نکردند همه وهمه به روزها وساعتهای قبل از اشغال بر میگردد. در همان روزهای دفاع، آنها که ماندند وجانانه جنگیدند، بعنوان اسوه های جنگ ودفاع وشهادت لقب یافتند تا نامشان بر لوح تاریخ وطن ماندگار شود.

مخلص کلام:
اگر چه روز سوم خرداد 1361 بعنوان روز مقاومت،ایثار وپیروزی نام گرفت اما روزهای منتهی به چهارم آبانماه 59 از همین دست روزهای بیادماندنی در مقاومت وایثار است.یاد ونام همه کسانی که قبل از اشغال وبعد ازآزادی خرمشهر جانانه وبی ادعا جنگیدند گرامی باد.وحق این مردم زجر کشیده ودرمند نبود که پس از 8 سال آوارگی،دربدری وبا وجود خرابی شهر وبعد از بازگشت به دیار خود از ابتدائی ترین امکانات نیز محروم باشند وآب خوردن هم نداشته باشند.وحال پس از 22 سال از پایان جنگ و 28 سال پس از فتح خرمشهر قرار است سیستم تصفیه آب شهر خرمشهر با ظرفیت اسمی 105 هزار مترمکعب در روز برای استفاده 250 هزار نفر با اعتبار 32 میلیارد تومان در بیست وهشتمین سال آزاد سازی خرمشهرافتتاح گردد.کاری که بایستی در زمان بازسازی انجام میشد نه حالاوبه یاد داشته باشیم اگر هر یک از کسانی که در راه جنگ به شهادت رسیدند اگر اکنون بودند از نبود آب سالم در طول  27 سال رهائی خرمشهر و ظلمی که بر این شهر رفته دلی ریش شده پیدا میکردند.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; ٢ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::