+ منابع طبیعی پیش نیاز هر پست

 بدنبال تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر، برادر ارجمندم درویش فرماندار را مسئول صدور فرمان آتش دانسته وپیرو این خبر موج پنجم وبلاگ نویسان به یاری باغ گیاهشناسی نوشهر شتافته اند. آنها که بی مزد ومنت در صدد آگاهی بخشیدن به مدیرانی هستند که گاهن نیاز به تنویر وروشن شدن دارند تا روشنگری.  این دلسوزیها ومکاتبات مراکز علمی وتحقیقاتی تا روز شنبه پانزدهم آبانماه منجر به ارسال نامه ای از سوی وزیر محترم جهاد کشاورزی به وزیر کشور شد تا شاید التیامی بر زخم دل سوختگان منابع طبیعی ویا توقفی بر این حرکت غیر فنی باشد.


در ایامی که بیل های مکانیکی ولودرها در حال تخریب باغ قدیمی گیاهشناسی نوشهر بودند بنده خدمت یکی از مدیران کل منابع طبیعی یکی از استانها بودم . خیلی عادی بود که از خصائص این مدیرچیزهائی شنیده بودم اما پس از صحبت، زوایای پنهان شخصیتی این مدیربرایم روشن شد. مدیری که قبلن سکان فرمانداری شهری را به عهده داشته وپس از آن مدیرکل منابع طبیعی شده آن هم با رشته تحصیلی نامرتبط. او میگفت در زمانی که فرماندار بودم به راحتی از کنار تخریب وقطع درختان در جهت توسعه برخی طرح ها وپروژه ها میگذشتیم اما اکنون با هر تخریبی به بهانه توسعه ایستادگی میکنیم واز استاندار میخواهیم فکر دیگری برای توسعه بیندیشند تا تخریب حداقل شود.جالب بود اگر مدیران منابع طبیعی ما قبل از مدیر شدن فرماندار باشند خوب نیست وبهتر آنکه فرمانداران ما قبل از فرماندار شدن مدیر کل منابع طبیعی یا محیط زیست باشند در این صورت آنقدر آگاه خواهند شد که به این راحتی ها دستور آتش صادر نکنند.پیرو این مطالب پیشنهاد میگردد با توجه به وظائف حاکمیتی منابع طبیعی حتی الامکان به منظور حفظ منابع طبیعی وانفال، قبل از فرماندار یا استاندار یا رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان شدن این آقایان، حتمن از اهمیت منابع طبیعی وحفظ محیط زیست آگاه شده ویا حداقل یک دوره مدیر کل منابع طبیعی بشوند.در این صورت با دید باز وروشن بینی از تخریب منابع طبیعی جلوگیری کرده وخیالمان راحت خواهد بود که منابع را فدای مصالح نخواهند کرد.البته ناگفته نماند مدیران کل منابع طبیعی که به پست های وزارت کشور میرسند اگر دنبال مصالح خود باشند بسیار زهردار تر از همان فرماندار خواهند شد چون فوت وفن وگپ های منابع طبیعی وآدرس زمینهای قابل واگذاری وفرارهای قانونی را خوب بلدند.  

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱٥ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ شهری نو در نوشهر

حکایت تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر را چند روز پس از درج آن در سایت ها دیدم .

 علت تاخیر در شنیدن اخبار این بود که در زمان تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر که بیل ها به سرعت در حال کندن ریشه های درختان 50 ساله بودند من در یکی از شهرهای دور یک استان، تلاش میکردم تا نهالی را در زمین بنشانم تا شاید در این وانفسای بی اعتباری و بی انگیزگی ونبود نیروهای کارشناسی وعدم بارش باران  این نهال بتواند در چند سال آینده به درختی تبدیل گردد .اما مشروط بر این که مورد بی لطفی قهرعوامل طبیعی وچرای دام وکم لطفی انسان  دچار نشود و پس از سالها به درختی تبدیل گردد .نهالی که من کاشتم از درختان باغ گیاهشناسی نوشهر بسیار کوچکتر بود نهالی که بزرگ شده آن در زاگرس والبرز به بهانه های توسعه وپیشرفت وجاده سازی وخطوط نفت وگاز وساخت شهر وشهرک صنعتی بارها وبارها سر بریده ونسل آن نابود شد. کم لطفی صورت گرفته در نوشهر که منجر به قطع وتخریب بخشی از این باغ بود دل هر انسانی را به درد میآورد.در این سالها که مدیران ومسئولین ساز مطالعه وارزیابی وتوسعه پایدار میزنند چگونه چنین بی تدبیری در یک باغ مهم که نقشی بی بدیل را در نشر وتوسعه علم بوتانیک بازی میکند اینگونه به تلی از خاک تبدیل میکنند تا شمال کشور را به اجبار به سمت صنعتی شدن وتوسعه صنعت نزدیک کنند.
آیا از دیگر جاذبه های این خطه نمیتوان در توسعه صنعت بهره جست؟
آیا با دیدن وشنیدن چنین حرکات غیر کارشناسانه ای میتوان همچنان با جدیت به کارهای خود ادامه داد ؟
آیا زمینی در خطه شمال مانده تا برای آن جاده ای بسازیم؟
آیا با ادامه این روند درختانی خواهیم داشت تا بهانه ای برای دیدن آنها داشته باشیم؟
آیا حوصله ای برای کاشت نهال در این وانفسای خشکسالی باقی میماند؟
آیا آب رفته به جوی باز خواهد گشت؟
آیا باغ گیاهشناسی پردیس کشاورزی ومنابع طبیعی کرج هم روزی به بهانه توسعه وتعریض خیابان دانشکده و خیابان شاه عباسی ومصباح تخریب خواهد شد؟
آیا معنی توسعه همین تخریب است یا چیز دیگری است؟
آیا ما همانهائی نیستیم که تخریب باغات زیتون فلسطینی های کرانه باختری را توسط اشغالگران محکوم میکنیم واز تخریب باغات در جهت ساخت شهرکهای رژیم اشغالگر سخت آزرده میشویم؟
آیا.....؟

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱٤ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ کاش استانداران از جاده اصلی هم خارج شوند

امروز خبری در جراید به چاپ رسید که استاندار محترم تهران به منظور شرکت در جلسه تودیع ومعارفه فرماندار دماوند به منطقه رفته وهنگام برگشت متوجه ساخت وساز در یک زمین 3500 متری در مجاورت جاده اصلی تهران - آبعلی شده که پس از پیگیری ماجرا متوجه شده که این زمین بصورت غیر مجاز تصرف شده وپس از هماهنگی با دادگستری ، نیروی انتظامی وشهرداری محل وپس از 5 ساعت تلاش موفق به رفع تصرف زمین شده اند.البته اگر نحوه کشف چنین زمینی توسط استاندار محترم صحت داشته باشد وبه اصل خبر شک نکنیم چند نتیجه اخلاقی از این داستان میتوانیم بگیریم:

  • هر یک ماه یک فرماندار جدید برای شهرها بخصوص شهرهای شمالی انتصاب کنیم تا در مراسم معارفه یکی از این زمینها را از چنگال زمین خواران خارج کنیم.در اینصورت با یک حساب سر انگشتی سالی 12 زمین وطی یک دوره 4 ساله 48 زمین را به دولت بر خواهیم گرداند.
  • نه تنها هنگام برگشت بلکه هنگام رفت نیز بیشتر به اراضی حاشیه جاده نگاه کنیم .شاید موارد مشابه دیگری یافت شد چون جوینده یابنده است.
  • هنگام برگشت از معارفه حتی الامکان از جاده های فرعی هم عبور کنیم قطعن زمینهای بیشتری را شکار خواهیم کرد ومناظر جدید وبی بدیل دیگری را هم خواهیم دید.
  • بجز فرمانداران ، بخشداران را نیز زود به زود عزل ونصب کنیم شاید زمین های بیشتری را هنگام برگشت از دست زمینخواران نجات دهیم .
  • هنگام عزیمت به فرمانداری یا بخشداری از یک مسیر برویم واز مسیری دیگر برگردیم شاید اراضی تصرفی بیشتری را ببینیم .
  • به توسعه جاده های شمالی کمک کنیم شاید تجاوزات حاشیه جاده ها را بیشتر کشف کنیم.
  • به استانداران دیگر استانها توصیه میشود هنگام عزل ونصب زیر مجموعه های خود به این نکات کلیدی توجه ویژه نمایند.

• در آخر اگر زور نمایندگان محترم علی آباد در ساخت جاده ابر چربید واین جاده ساخته شد ، سعی کنیم بیشتر از جاده ابر جهت تودیع ومعارفه استفاده کنیم که قطعن تمامی دو طرف جاده از همین موارد خواهیم دید.

 

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; ٤ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::