+ اینها مسکن است درمان را دریابیم

اینک آن انتظار طولانی به سر آمد وجبهه مهربان ورودی از غرب تا شمال شرق نیز لطف خود را نثار مردمانی کرد که این روزها درگیر جنگی ناخواسته شده بودند.همه امیدوار ومنتظر بودیم وبخت یارمان بود تا تهران را بعد از روزها آلودگی پاک ببینیم وجنگلهای شمال را نیز به یمن همین باران بی آتش.
همانگونه که قبلن نیز گفته شد نبود رطوبت ، باد وگرمای هوا تلاشهای مهار کنندگان آتش را کمرنگ میکرد اما آخرین خبرها حاکی است باران شب گذشته بر جنگلهای شمال کمکی بس جدی در کاهش خشکی وکمک به خاموش نمودن آتش کرده ونیروها پس از یکماه تلاش به شهرها برمیگردند.
پر واضح است که ما بدلیل مجهز نبودن به ابزارهای نرم افزاری وسخت افزاری به جنگ این آتش رفتیم وهشیار باشیم که این مشکلات که در سالهای اخیر گریبان روسیه واسترالیا وفلسطین اشغالی را گرفته قطعن تمام نشده ومنبعد چه زود وچه دیر باز تکرار خواهد شد ومهم نیست این مشکلات به قول بهروز عزیز وبه نقل از دکتر سلاجقه ناشی از تغییرات اقلیمی است یا چیز دیگر ویا مهندس حسام علیرغم تمام زحماتی که کشیداگر آمار غلط نمیداد بهتر بود اما در کل مهم این است دو کار انجام دهیم یکی قبل از آتش ودیگری پس از آن.


تجهیز امکانات مستقل دفاتر حفاظت ویگان سازمان و واحدهای تابعه کاری است که سازمان جنگلها بایستی انجام تا در مواقع بروز چنین حوادثی آمادگی لازم را داشته ودر کوتاهترین زمان ممکن بزرگترین کار ممکن را انجام دهد وبرای پس از سوختن درختان دقت کنیم تا دامی را که مجلس از خروج وکاهش آن به نمایندگی دولت شانه خالی کرد وارد این عرصه های سوخته نشود و بدانیم قرق این مناطق به بازسازی این عرصه ها کمک خواهد نمود. حتی اگر درختی در آن نکاریم و حواسمان را جمع کنیم تا به بهانه سوختن سوزنی برگان از توسعه کشت گونه های دست کاشت وغیر بومی در عرصه های بکر از لحاظ ژنتیکی خودداری شود.
وبرای تهران حواسمان باشد با این سیل عظیم خودرو تولیدی و ورود به ناوگان شهری وعدم انتقال صنایع داخل وحاشیه شهر ونبود خطوط دوچرخه سواری ومشکلات عدیده دیگرمنبعد تا چندی که باران نبارد همین مشکلات را خواهیم داشت وقبل از وقوع هر حادثه ای راه علاج را پی بگیریم  که گر چنین نکنیم قافیه را سخت باخته ایم.چرا که در حالت غیر اضطرار کم مشکل نداریم حال چه برسد که مشکلات دیگر هم به این مشکلات اضافه گردد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ; ٢۳ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ قدر عافیت آن داند که به مصیبتی گرفتار آید

مصیبتی بالاتر از دود وآلودگی در روزهای اخیربرای تهران وحومه سراغ نداشتیم.وامید به باران پس از طرحهای آب پاشی ماشین های آتش نشانی به آسمان وآب پاشی با هواپیماهای سم پاش ودیگر طرحها در مقابل چند دقیقه باریدن باران در ساعت 1 بامداد و5 صبح قطعن تنها راهی بود تا مدیران ما بیش از این خود را گرفتار طرحها وپروژه های لحظه ای نکنند.

 هیچ صبحی را به قشنگی وپاکی امروز در روزهای گذشته نداشته وندیده بودیم.ودر روزهای دیگر که تهران پاکتر بود وچنین آلوده نشده بود، اینچنین مشتاق نبودیم تا به تمیزی هوا دقت کنیم وخدا را شاکریم در این صبح پائیزی این سعادت را نصیب ما گردانید تا بار دیگر افق را که نه،  بلکه یکبار دیگر نماد جدید تهران را نظاره گر باشیم .وامیدوار باشیم این لطف بی منت به کرات وتناسب بر همه کشور بخصوص گلستان سوخته نازل گردد تا نه دود داشته باشیم ونه آتش.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٤:۳٤ ‎ق.ظ ; ٢٢ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از کانکون آبی گرم خواهد شد؟؟؟

نشست شانزدهم تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد در مکزیک پایان یافت و در حالی منتج به صدور چند مصوبه شد که میشد پیش یبنی نمود که اجلاس کانکون بنا به چند دلیل موفق نخواهد شد.و این در حالی است که بر بنیاد نظرات فعالان زیست محیطی این دستاوردها نیز خوب وقابل قبول بوده است وادامه این نشست را باید در دوربان آفریقای جنوبی دنبال نمود.اما نکاتی در این مصوبات قابل تامل است :


کشورهای آمریکا ودیگر کشورهائی که چند سالی است درگیر بحران اقتصادی در کشورهای خود هستند بعید است مسائل اقتصادی خود را فدای ملاحظات زیست محیطی نمایند.به زبان ساده تر در تمام دنیا سیر کردن شکم شهروندان از هر پروژه زیست محیطی اولاتر ومهمتر میباشد.وامضا کردن هر سندی نیز فیگورهای این کشورها جهت مهم جلوه دادن مسائل زیست محیطی میباشد.ولی در عمل هیچ خروجی از این توافقات حاصل نشده است.
کشور چین با نرخ رشد اقتصادی بالا طی سالهای اخیر نشان داده به یک قدرت اقتصادی تبدیل شده وهمه آنهائی که از نزدیک صنایع چین را دیده باشند متوجه خواهند بود که اصلی ترین سوخت در این کشور پهناور سوختهای فسیلی بوده ومجاب نمودن این کشوربه معاهدات بین المللی تنها بر روی کاغذ خواهد بود وبعید بنظر میرسد روند رو به رشد خود را که به هر قیمتی طلب میکند متوقف یا کند نماید.
سالهاست کشورهای صنعتی با ایجاد مشکلات زیست محیطی کار را برای همه دنیا سخت نموده اند و حال باید توقع از چند کشور در حال توسعه داشت تا گاز های گلخانه ای را کاهش دهند.این یعنی انداختن توپ به زمین همسایه وپر واضح است تا چین وآمریکا راه را برای رسیدن به توافقات زیست محیطی بیشتر وکاراتر باز نکنند فجایع زیست محیطی را تا 30 سال آینده که جمعیت جهان به مرز 9 میلیارد میرسد را باید دید.وتوجه داشته باشیم چنین حرکتهائی که نتیجه عدم دقت کشورهای صنعتی جهان طی 200 سال گذشته بوده چگونه میتوان در کوتاه مدت به نتیجه رساند واین در حالی است که روند انتشار گازهای گلخانه ای هر روز به فزونی میرود و خیلی کشورها نیز پا در جای پای کشورهای غربی نهاده ونتیجه آن شده که سال 2010 گرمترین سال بوده و به عینه این گرما را بدو ورود به زمستان میتوان حس کرد.  

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ ; ٢۱ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ تهران ومینودشت در دود

روزی که گذشت برای مینودشت،آزاد شهر وعلی آباد روزی پر از آتش و دود بود که نتیجه سوختن تاج درختان، سیاهی کامل نیل کوه وسوختن سوزنی برگان دست کاشت عرصه های جنگلی بود.
آتش سوزیهای اخیر در جنگلهای گلستان که از تاریخ 26 آبانماه سال جاری آغاز وتا کنون به 75 نقطه سرایت نموده مشکلی بس جدی برای عرصه های جنگلی ایجاد نمود.البته تلاش بی وقفه کلیه نیروهای منابع طبیعی ، محیط زیست ، هلال احمر ، ارتش ، سپاه ، بسیج و مردم بومی در مهار آتش بر کسی پوشیده نیست.

عکس آرشیوی است
 بر بنیاد نظرات کارشناسی اگر رطوبت جنگل به کمتر از 5 درصد برسد با کوچکترین برخورد منتج به جرقه آتش بر جنگل خواهد افتاد. وتصور مهار آتش نیز تصوری مطلق نبوده و وجود کوچکترین حرارت باقیمانده از آتش موجبات توسعه آن خواهد بود.خشکی های طولانی وعدم بارش باران و وزش بادهای گرم در روزهای گذشته توسعه آتش را فزونی وتلاشهای صورت گرفته را کمرنگ کرده است وحکم پاشیدن آب توسط سبدهای زیر بالگردها نیز شبیه پاشیدن آب توسط هواپیماهای سم پاش برروی تهران شده است.
پر واضح است که داشتن شبکه مجهز جهت هشدار اولیه ، بالگرد ومتعلقات مرتبط منجمله سبد آب و هواپیمای آب پاش وابزارهای دستی همچون فلاکس بگ از ملزومات مبارزه با آتش بوده که نیروهای درگیر در این روزها با آتش ، گر چه از همه آنها به عاریه بهره برده و غالبن با سرشاخه وبیل وکلنگ وگالن 20 لیتری وجارو دستی به جنگ آتش رفتند که این موضوع مجاهدت این نیروها را بیش از پیش به رخ میکشاند.اما نکته اصلی همان کاهش رطوبت است که تا برطرف نگردد امیدی نیز به مهار کامل آتش وجود نخواهد داشت.
 ذکر این نکته هم قابل تامل است که آنانی که دستی بر آتش ندارند اظهار نظر قاطعی هم نمی توانند داشته باشند و نشستن در کنار گود و لنگ کردن حریف نیز دور از اخلاقیات است و باید درک کرد که نیروهای دخیل در مهار آتش دچار سختی ها وگرفتاریهای فراوانی شده که گم شدن ، گرسنگی ، تشنگی ، زخمی شدن و سوختن بخش کوچکی از همه مشکلات مهار آتش است .


در یکی از آتش سوزیهای زاگرس یکی از گروههای مردمی محیط زیست بیش از آنکه عمل کننده خوبی باشد نقاد خوبی بود وبه نقد منابع طبیعی میپرداخت اما پس از هماهنگی وحضور ایشان برای خاموش کردن آتش بود که دانست با این امکانات اندک به جنگ آتش رفتن خود هنری بی بدیل بوده که از عهده علاقمندان به منابع طبیعی بر خواهد آمد وبعد از آن بیش از آنکه نویسنده خوبی باشد آتش نشان خوبی بود.
همه تلاشهای صورت گرفته جدای از تلاشهای افراد دلسوز ونیروهای مختلف نظامی ،انتظامی ،زیست محیطی ومردمی در سایه مدیریت مدیری مدبر بنام مهندس حسام به عنوان رئیس ستاد حوادث غیر مترقبه استان گلستان بوده که قطعن نقد تنها از سوی آنهائی که آتش را لمس نکرده اند نه تنها کمکی  به خاموشی  آتش نخواهد کرد بلکه مشکلات را فزونی خواهد بخشید.وهمچنان امیدوار باشیم در اواسط هفته باران رحمت فرود آید تا ضمن افزایش رطوبت جنگل وکمک به مهار آتش،  دود را نیز از تهران بزداید.

وفراموش نکنیم منابع طبیعی مظلومتر از قبل میسوزد.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ ; ٢٠ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ بپا خیس نشی

دو شب پیش در اخبار سراسری خبری منتشر شد مبنی بر آب پاشی تهران توسط هواپیماهای موسوم به سم پاش که بیشتر به یک شوخی شباهت داشت تا یک خبر. انتشار گازهای آلاینده در تهران طی روزهای اخیر از این کلان شهر یک سونای دود ساخته ودر این روزها همه کسانی که ناچار به تردد در سطح شهر میباشند به سختی نفس کشیده وادامه این شرایط قطعن عواقب غیر قابل جبرانی را برای سلامت شهروندان بوجود خواهد آورد .اما سوال اینجاست که آیا به قیمت کارهای بی اساس وغیر علمی وصرف انجام کارهای نمادین میتوان تسکینی بر این آلام یافت.واگر سازمان حفاظت محیط زیست در یک حساب سر انگشتی برای سطح 730 کیلومتری شهر تهران بصورت مصنوعی تنها 2 میلیمتر آب بپاشد به عددی برابر 730.000.000 لیتر آب نیاز خواهد بود .وبرای کل استان تهران والبرز این عدد به 19 میلیارد لیتر آب خواهد رسید.آیا این هواپیماها که در فرودگاهها بصورت دستی آبگیری میشوند قادر خواهند بود این حجم آب را بر سر شهر تهران بریزند.وآیا دود ناشی از احتراق وبلند شدن ونشستن تا خاموش شدن این هواپیماها بیشتر از اثرات پاشیدن آب بر سر شهر نخواهد بود؟وحتمن فردا هم توصیه خواهد شد از جت فن جهت انتقال هوای آلوده به استانهای همجواراستفاده گردد.
سالها پیش سرویس ایاب وذهاب کارمندان جمع آوری وبصورت خشکه پول این سرویس ها بین کارمندان تقسیم شد .تنها در یک سازمان بجای 15 اتوبوس حدود 300 تا 400 خودرو سواری جایگزین این اتوبوسها شد.حال شما این اعداد وارقام را برای کل کارمندان تعمیم دهید تا بدانید چندین خودرو کوچک جایگزین چند خودرو بزرگ شده است. البته این خوش فکری کماکان نیز در حال انجام است .حال خود بخوانید حدیث مفصل از این تراژدی های نامیمون در شهر تهران وبماند که چقدر تلاش کردیم وبه انحاء مختلف وام دادیم تا مردم خودرو بخرند و در این کلاش شهر اهل وعیال خود را دور بچرخانند تا دلخوش باشند ماشینی دارند وراحت به امورات خود میرسند .البته تا زمانی که برای سوار شدن به مترو و اتوبوس های تندرو باید چند نوبت ماشین عوض کرد جای هیچ گلایه ای باقی نخواهد ماند.
ودر این وانفسای دود ودم بهتر آنست چنین کنیم که گر نکنیم رو به نابودی خواهیم بود:
امیدوار باشیم صنایع آلاینده روزی از سطح شهر تهران منتقل شده و یا مجهز به سیستم های کنترل آلودگی گردند .
با ساخت مسیرهای دوچرخه رو  وبا این درایت که از چشم بادومی ها در رسیدن به مقصد عجولتر نیستیم از موتورسیکلت هم چشم بپوشیم حتی اگر دیرتر به مقصد برسیم.
خطوط مترو به نحوی توسعه یابد تا افراد از نزدیکترین ایستگاه آن قادر به استفاده گردند.
هی این خودروها را درون شهر تهران نریزیم که اگر بزرگراه های تهران را چند طبقه یا چند برابر هم کنیم به نتیجه ای نخواهیم رسید. وبا زوج وفرد کردن کل استان تهران و کشورهم مشکلی حل نخواهد شد.چرا که اگر این طرح موفق میشد الآن در محدوده قبلی طرح ترافیک موفق میشدیم واین حال وروزمان نبود.
به انچه میگوییم خود معتقد باشیم واول نفر ماشین خودمان را بفروشیم.البته ما فروختیم ولی توصیه میکنم شما نفروشید چون سالهاست پیاده گز میکنیم هیچ، آلودگی هم بیشتر شده
واگر هیچ یک از این امور مقبول نیفتاد سر بر آستان زمین بگذاریم که راهی دیگر باقی نخواهد ماند.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱٧ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ آب وآتش

در روزهایی که گذشت خبرهایی تیتر وبلاگها و روزنامه ها و سایت های مرتبط و کارشناسانی بود که دل در گرو حفظ منابع طبیعی کشور دارند.یکی عدم رای نمایندگان به حذف 65 درصد دام مازاد توسط دولت ، دیگری آتش سوزیهای گلستان واخیرن هم آلودگی وآب پاشی بر کلان شهر تهران با هواپیمای سم پاش که اگر عمری بود به شرح هر یک پرداخته خواهد شد.
 حذف بندهای ج و د از ماده 135 لایحه برنامه پنجم توسعه که تعهدات دولت را در حذف دام مازاد از عرصه های مرتعی و جنگلی خواستار بود بدون هیچ توجیه فنی از سوی نمایندگان مجلس حذف شد تا امیدوار باشیم شورای نگهبان در صورت صلاحدید و مغایر بودن با قانون افزایش بهره وری آنرا رد نموده تا بارقه ای از امید در دل آنها که برای حفظ منابع طبیعی کشورنگرانند زنده بماند و باید انتظار کشید تا این موضوع به سرانجامی خوش بیانجامد نکته مهم در این بحث غیبت نماینده وزارت جهاد کشاورزی در دفاع از این موضوع در صحن علنی مجلس بود . البته فراموش نکنیم که در برنامه 5 ساله چهارم نیزطی بند ب ماده 69 این مورد مصوب شد واگر چه به همه آنچه انتظار میرفت نرسیدیم اما بود آن از نبود آن بهتر بود.
جایگاه سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور بعنوان یکی از سازمانهای تحت مدیریت وزارت جهاد کشاورزی بقدری متزلزل است که میتوان از این موقعیت بعنوان نقطه ضعفی در مدیریت کلان عرصه های منابع طبیعی یاد نمود . سازمانی که خود بایستی یک وزارت باشد باید برای تائید احکام پیشنهادی خود دست به دامان وزارتی گردد که هیچ سنخیتی با عملکرد این سازمان نداشته و اگر سازمان خیلی موفق عمل کند بتواند تنها 20 تا 30 درصد احکام پیشنهادی را در وزارت بقبولاند و پس از آن نیز اگر این احکام از وزارت خارج شده و به صحن مجلس کشیده شود به بوته فراموشی سپرده خواهد شد این یکی از موقعیت های نامناسب سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری در زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی است که انعکاس آن را در عمل ، همگان دیده یا شنیده اند.
 رویکرد ادارات کل منابع طبیعی استانها نیز در تعامل با سازمان جهاد کشاورزی استانها نیز از این مقوله خارج نبوده ووجود ابزارهای دست و پاگیر در سازمان جهاد استانها ،فعالیت ادارات کل منابع طبیعی استانها را نیز با مشکلاتی مواجه نموده که می طلبد جایگاه سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور به نحو شایسته ای ارتقا یافته و اگر با سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل وزارتی جدید را ندهد لااقل بعنوان سازمانی مستقل به انجام فعالیتهایی حاکمیتی خود ادامه دهد.
شرح ماجرا تحت عنوان الزامات تشکیل وزارت منابع طبیعی در آینده ای نزدیک به در معرض دید علاقمندان قرار خواهد گرفت.ماجرائی که میکوشد با توجه به اهمیت منابع طبیعی وحفظ وحراست واهمیت آن نامی ونشانی در خور آنچه بین سالهای 46 تا 50 که وزارتی به نام منابع طبیعی داشتیم در این برهه از زمان نیز داشته باشیم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱٦ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::