+ حق من بیشتر از اینهاست

دریاچه ارومیه در سالهای اخیر همانند خیلی از مسائل پرونده باز در جامعه زیست محیطی بلاتکلیف مانده است.کاش مدیران قبل از وقوع حادثه به فکر پیشگیری از وقوع چنین مشکلاتی بودند.

سوال اصلی اینجاست که آیا در ساخت سدهای ساخته شده در این حوضه ارزیابی اثرات زیست محیطی انجام شده یا نه.اگر انجام نشده که فبها واگر انجام شده باز دو حالت دارد:اگر درست انجام نشده که فبها ولی اگر درست انجام شده باز دوحالت دارد.آیا مشاور  غریبه بوده که فبها اما اگر مشاور آشنا بوده باز دوحالت دارد:اگر بر اثر این ارزیابی پولی به  جیب دیگران ریخته  نشده که فبها اما اگر ریخته شده باز دوحالت دارد.ببخشید از این به بعدشو بعن میگم.
فعلن بگذارید به بحث اصلی بپردازیم.برای شروع این پیشنهادات را بخوانید:
همینو کلیک کن.ببین اگه کلیک نکنی متوجه ماجرا نخواهی شد.


احسنت حالا من هم سه پیشنهاد میدم که با سه تای قبلی میشه 6 تا:
یک- توسط هواپیماهای سم پاش که چند وقت پیش  وبدلیل نبود بارش وبالا رفتن شاخص های آلودگی روی تهران یا بهتر بگویم روی میدان آزادی آب پاشیدند.روی دریاچه ارومیه هم آب بپاشند.اگر میزان آب خیلی بالا آمد و نگرانی بالا گرفت که زمین ها زیر آب بروند آنوقت اجازه دهیم باغداران اطراف آب را در مخازن بتونی جمع آوری نمایند.تا در روزی که بنزین گرانتر شد وهواپیماها قادر به پرواز نشدند اقدام به استفاده از این آبها نمایند.
دو- با توجه به اینکه کشور ایران وبخصوص استان آذربایجان غربی کلیه شاخص های لازم جهت جذب توریست و صنعت توریسم را دارد لذا در صورت هدایت این گردشگران به حواشی دریاچه وترغیب آنها به تخلیه قمقمه آب یا آب معدنی که همراه خود دارند به داخل دریاچه کمک شایانی به بالا آمدن آب دریاچه خواهد نمود.
سه- از چند حوضه اطراف توسط لوله کشی آب را به این حوضه بیاوریم.اگر حوضه های دیگر بی آب ماند مهم نیست مهم این است که دریاچه ارومیه خشک نشه .

نگفتم حق من بیشتر از اینهاست
 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها: محیط زیست و سد و طنز
comment نظرات () لینک


+ قابل توجه NGO کارها وعلاقمندان به همایش

دومین گردهمایی گروه های دانشجویی حامی منابع طبیعی و محیط زیست  31 فروردین و اول اردیبهشت ماه به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران  واقع در خیابان 16 آذر برگزار می شود.
تقدیر از جانبازان حفاظت از منابع طبیعی ،هم اندیشی دانشجویان با مسوولان سازمان ها ، تقدیر ازفعالیت دانشجویان در عرصه حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی و تقدیر از پیشکسوتان عرصه محیط بانی و جنگلبانی، از جمله برنامه های این گردهمایی محسوب می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر بی زحمت خودتون یه نگاهی به اینجا بندازید. 
 
ضمنن شرکت عموم علاقمندان در این مراسم، آزاد اعلام گردیده است.

ضمنن اگه رفتید و داخل راهتون ندادند ، به من هیچ ارتباطی نداره چون به من همینو گفتند.خود دانید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ قابل توجه وبلاگ نویس ها

در سال جدید تصمیم گرفتم لینک عمده عزیزانی را که به نوعی در کافه جناب دکتر اشراقی مطلب منتشر کرده وبنوعی میتوان از آنها به عنوان قلم زنان عرصه طبیعت نام برد ونوشته های آنها شاید تلنگری در جهت رفع مسائل ومشکلات وچالش های فراروی زیست بوم ایران باشد  را در قالب برو بچ به عنوان پیوند قرار دهم.اما به راحتی شاید نتوان تشخیص داد نام اصلی این عزیزان چیست اما اگر دوستی از قلم افتاده ویا از انتخاب نامش ناراضی است بفرمایید تا بعنوان وبلاگ نویس ناراضی از او یاد کنم یا اگر خیلی اصرار داشت نامش وکنیه اش را تغییر دهم.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۳٠ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ نقش هدفمندی یارانه ها بر منابع طبیعی ومحیط زیست

هدفمندی یارانه ها به عنوان یکی از طرحهای محوری دولت با نیتی خیر خواهانه وبا نگاهی به تقسیم ثروت وجلوگیری از اتلاف سرمایه در سال 89 به مرحله اجرا درآمد.بازخورد اجرای این طرح در بخش ها وزیر بخش های منابع طبیعی ومحیط زیست متفاوت بوده و نیاز به توجه خاص داشته تا کمترین آسیب به این منابع مهم وارد گردد .لذا پیش بینی تصمیمات درخور در جهت تخصیص اعتبار لازم یا نوع عملکرد مدیران اجرائی در بدنه دولت  از ضروریات بوده که نویسنده سعی در ارائه ادله وراهکارهای لازم نموده است تا کمترین آسیب به این منابع وارد گردد.مطلب تکمیلی را در روزنامه همشهری امروز سه شنبه 30 فروردین ماه بخوانید و اگر مبلغ یارانه ته کشیده وپولی برای خرید روزنامه ندارید، اینجا را مطالعه فرمایید.

مطالب مرتبط:

تبدیل بخاری های نفتی به چوبی در آبادی های جنگلی

شواهدی دیگر درتایید موج جدیدتخریب جنگلها

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; ۳٠ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مانده تا پخته شود -فکر واندیشه ما

برنامه های ناموزون توسعه که به ناپایداری آن خیلی از کارشناسان فن صحه نهاده موجب بارگذاری بیش از ظرفیت سرزمین بر عرصه های منابع طبیعی شده وبه عینه این تخریب وتجاوزات در خیلی از نقاط کشور به صور مختلف دیده میشود. مشکلات فراروی منابع طبیعی ومحیط زیست در سالهای اخیر و نمود این مشکلات در زندگی روزمره مردم چنان عرصه را بر مردمان این سرزمین تنگ کرده که تنها با آه کشیدن؛ انتظار معجزه ای را دارند. آلودگی هوا در سال گذشته وتشدید ورود ریزگرها در ابتدای سال جدید وتعطیلی برخی استانها

ونیز عدم کنترل پسماندهای شهری ونیز فاضلاب شهرها و ورود به دریا و تشکیل کشند قرمز طی سنوات قبل در خلیج فارس و دریای عمان

 وبروز بیماریهای ناشناس وافزایش مرگ ومیر در میان بیمارستانها ، آتش سوزی جنگلها ومراتع

تخریب وتجاوز به عرصه های منابع طبیعی ،عدم پایش وآمایش سرزمین ،ارزیابی های سطحی وبلااستفاده و خیلی از نارسائی ها و خطراتی که با جان مردمان این سرزمین در ارتباط مستقیم است بخشی از مواردی است که مدیریتی واحد، قوی ویکپارچه را در تعامل با آن طلب مینماید.

در شرایط مساوی طی سنوات گذشته  در سازمانهای  منابع طبیعی ومحیط زیست ودر صورت بارگذاری صحیح وقابل قبول وتزریق اعتبارات متناسب قافیه را از دست رفته میدیدیم ودر حال حاضر با شکل گیری پدیده ها وحرکتهای جدید که ناشی از بی تدبیری وهمسو نبودن تفکرات برخی سازمانها و وزارتخانه ها ورجال آنها دارد، بیم آن میرود که شاید یک روز خوش نیز در سرنوشت این مردم دیده نشود.ساخت سد در داخل وخارج از کشور چنان عرصه های کشورهای منطقه را خشک نموده که خاک آن اکنون از کشورهای همسایه به چشم خودمان میرود.داستان ریزگردها آنقدر مهم ووبرخورد با آن به حدی حیاتی است که دولتمردان بیش از هر کاری بایستی به فکر چاره برای مقابله با آن باشند.قطع حق آبه وساخت سد بر بنیاد نظرات اکثر کارشناسان فن در داخل کشور میرود تا دریاچه ارومیه را به معدن نمک تبدیل کند.

ودر درکشورهای همسایه ؛ خشکسالی های پی در پی وقطع جریان آب بر اثر سد سازی دیگر کشورها موجبات بروز ریزگرد قراهم گردیده است .ریزگردهائی که هر سال زمان کوچشان را زودتراز سال قبل انجام داده ومحدوده انتشار خود را نیز فراختر مینمایند.ضرورت رسیدن به تشکیلاتی محکم ویکپارچه تحت عنوان تشکیل وزارتی مستقل نه بعنوان حلال مشکلات بلکه به عنوان ابزاری محکم به دست اندرکاران کمک خواهد کردتا شاید اگر مرگ را برای همسایه ندیدند فکری برای سرانجام این حرکات نابخردانه نمایند.ضرورت تشکیل وزارتی جدید را در اینجا میتوانید دنبال نمایید.


دوست وهمگن عزیزم مهندس اقبال محمدی نماینده مردم مریوان وسرو آباد و عضو کمیسیون کشاورزی، آب  ومنابع طبیعی  از پیشنهاد تشکیل وزارتی جدید تحت عنوان وزارت "منابع زیست" به مجلس خبر داد وگفت هیئت رئیسه این پیشنهاد راجهت بررسی به کمیسیون کشاورزی واجتماعی مجلس ارجاع داده است.البته صحبت بر سر تجمیع سازمان هواشناسی و وزارت راه در این وزارت جدید شده است، که از آخرین نتیجه این بررسی ،تاکنون خبری وصول نشده است.
اگر چه تشکیل وزارت ورزش پس از تصویب توسط دولت عملیاتی نشد اما دست همه عزیزانی که دل در گرو رسیدن به ایرانی که شایسته مردمان آن است را دارند سخت میفشارم وطلب یاری داشته تا بجای واگذاری محل کارمان در وزارت کشاورزی که روزگاری کاخ کشاورزی بود ونیز زمزمه های واگذاری محل سازمان جنگلها ،مراتع وآبخیزداری وهزیمت به کلاک کرج، فکری به حال داشته های از دست رفته خود نموده وسعی کنیم بجای اخذ تصمیمات آنی ونابخردانه و واگذار نمودن آنچه ابزار دستمان محسوب میگردد،سعی در افزایش قدرت خود در مقابله با خطراتی نماییم که خیلی وقت است بیخ گوشمان جا خوش کرده است. 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; ٢٩ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ طاقتم طاق شد از گرد هویش کوک کن ساعت خویش

 روزهای پاکی تهران در ایام نوروز، نیامده رخت بربست ورفت.چند سالی است به یمن پایان جنگ وارتباط حسنه با کشورهای حاشیه غربی وجنوبی میخواستیم ذوق کنیم که با نبود جنگ روی خوش زندگی را ببینیم.اما انگار روز پاکیزه هم جزو نوادر روزگار باشد.چرا که به سبب همسایگی با کشورهای عربی چند سالی است میزبان گرد وغبار برخاسته از این کشورها هستیم.ریز گردهائی که طاقت بسیاری از استانها را طاق کرده وبا رسیدن به مرز 50 برابر مجاز زندگی را بر این مردمان سخت تر نموده است.ریزگردی که در رکوردی جدید به شهرهای شمالی ایران هم رسیده است.
سالی که گذشت در جای جای درگاه های مجازی ونظرات کارشناسی به این مقوله پرداخته شد. وچند نشست منطقه ای هم کمکی به این مهم نکرد. جالبتراین که توقع داشته وداریم که کشورهای منطقه بجای پرداختن به مشکلات داخلی به فکر حل آن در جهت رفاه حال ما باشند.
البته بنده قبلن به این نتایج رسیده و هر گونه اقدامی را از سوی این کشورها نشدنی دانسته بودم.اما مدیران ما بایستی هشیار باشند که خیلی به این آقایان امید نبندند.زیرا مشکلات فراروی مدیران منطقه ای بیش از ریزگرد برای آنها اهمیت دارد.
لذا بد نیست به این نکته توجه کنیم که مدیران ایرانی بایستی راسا فکری به حال این مشکلات نمایند زیرا همانگونه که قبلن هم عرض کردم آبی با این کشورها در جهت رفع معضل گرد وغبار گرم نخواهد شد.یا به عبارتی :کسی نخارد پشت من- جز ناخن انگشت من یا دستتو بگیر به زانوت بگو یا علی یا به قول شاعر گمنام نیشابوری کیوان هاشمی خودمان باید ساعت خود را کوک کنیم.

کوک کن ساعتِ خویش
اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
کوک کن ساعتِ خویش
که مـؤذّن ، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب
 و در آغوش سحر رفته به خواب
کوک کن ساعتِ خویش
شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
که سحر برخیزد
شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی خیزند
کوک کن ساعتِ خویشکه سحر گاه کسی
بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّام نیست
که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی
کوک کن ساعتِ خویش
رفتگر مُرده و این کوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
کوک کن ساعتِ خویش
ماکیان ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
کوک کن ساعتِ خویش
که در این شهر ، دگر مستی نیست
که تو وقتِ سحر ، آنگاه که از میکده برمی گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
کوک کن ساعتِ خویش
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
و در این شهر سحرخیزی نیست

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; ٢۸ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ من غریبانه بدنبال خودم میگردم

روزی از روزهای نوجوانی به واسطه یک خاکسپاری راهی بهشت هاجر ملایر شدم. یکی از روزهای غیر تعطیل بود که که خلوتی گورستان بیش از هر چیز خودنمائی میکرد. لابلای سنگ قبرها قدم میزدم.روی یک قبر مردی نشسته بود وبرای مادرش سخت گریه میکرد .برایم عجیب بود مگر مردها هم در فراغ عزیزان، اینچنین گریه میکنند.آنهم برای مادری که سالها از خاکسپاری آن گذشته باشد.من از سال 53 که آخرین مرگ در خانواده، پدر بزرگ پدریم بود شاهد هیچ مرگی نبودم. از او یک قیافه ی جدی، اخمو با یک کلاه شاپو به یاد داشتم که وقتی به خانه ما میآمد از بلند بودن صدای تلویزیون شاکی میشد ویک تذکر کافی بود تا ما قالب تهی کنیم وحساب کار دستمان بیاید تا کلاً قید تلویزیون را بزنیم. آنوقتها من 7 سالم بود وخیلی از مردن وگریه واین چیزها سر در نمیآوردم .
روزها وسالها از آن ماجرا گذشت . مرگ پسر عمویم مجیددرسال 64 که پس از مشقات فراوان وگذر سخت از انقلاب وجنگ وماندن در حصر آبادان وخدمت واقعی سازندگی در روستاهای بردسیر وپس از رجعتی ناکام از دانشگاه باهنر کرمان اولین تلنگر قهر طبیعت بود.
شروع بهار سال 72  بود که دانستم هیچ رفتنی را تاب مقایسه با مرگ مادر نیست.جدای از همه مشقتها وزحماتی که فرای نام هر مادریست در وجود او متبلور بود .او نمادی واقعی از ایثار وگذشت ومهر مادری بود.این به شهادت نه فرزندان بلکه همه کسانی بود که از دور ونزدیک او را میشناختند.رفتن زودهنگام او در 49 سالگی چنان ضربه ای به روح وروان فرزندانی که هنوز از مهر مادری سیراب نشده بودند زد که باعث شد سنبل شادمانی، سالهای سال از لبانمان دور شود.
زمان گذشت ورفتن پدروعموها  این تنهائی را بیشتر کرد.
چند سالی است که وقتی با بچه هایم بر سر مزارش میروم تازه میدانم چرا آن مرد برای مادرش میگریست.گذشت زمان داغ عزیزان را که کم نمیکند بلکه با بزرگ شدن بچه ها ، فاصله ها بیشتر احساس میگردد واین احساس ناخوشایند که دیگر عزیزی را نخواهی دید سخت تر از قبل آزارت میدهد. امروز سالگر مهربان مادرم بود که 19 سال نبودش خنده را از لبانم گرفته.
من غریبانه بدنبال خودم میگردم.
اکنون میدانم که چرا آن مرد ، در روزی ابری تک وتنها بر روی قبری میگریست.

و نوزدهمین سال را در بیستمین روز از شروع بهار به یادش همچنان سوگوارم.

بهار بود وتو بودی وعشق بود وامید

بهار رفت وتو رفتی وهر آنچه بود گذشت
 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ; ٢٠ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ " آب برای شهرها" در سال نو

 

روز دوم فروردین روز جهانی آب است. روز جهانی آب اولین بار در سال 1992و در بیست و یکمین دستور جلسه کنفرانس محیط زیست و توسعه سازمان ملل در برزیل بطور رسمی مطرح شد.

 

در این کنفرانس از کلیه کشورها خواسته شد تا در راستای اجرای بیانیه 21 سازمان ملل، این روز را به عنوان روز ترویج و آگاه سازی مردم در مورد آب اختصاص دهند و از طریق پخش و اشاعه نشریات و برگزاری کنفرانس‌ها، سمینارها و نمایشگاه‌ها در گرامیداشت آن بکوشند.
علاوه بر کشورهای عضو سازمان ملل، بسیاری از سازمان‌های غیردولتی ، مسایلی از قبیل چگونگی دستیابی بیش از یک میلیارد نفر به آب شرب سالم و یا نقش زن و مرد در خانواده برای دستیابی به آب سالم را پررنگتر می‌کند.
بد نیست بدانیم 70 درصد سطح زمین را آب پوشانده؛‌ ولی تنها 2.5 درصد آن، آب شیرین و بیشتر آن نیز به صورت یخ در قطب است. از سوی دیگر، کمتر از 1 درصد از آب شیرین نیز در اختیار انسان است؛ یعنی 2/0 در صد از کل آب دنیا را آب شیرین در اختیار انسان تشکیل می دهد.

 
حدود 70 درصد آب مصرفی دنیا در بخش کشاورزی، 23 درصد در صنعت و 7 درصد در بخش خانگی صرف می شود.
آمارهای بین المللی نشان می دهد که در حدود 97.5 درصد از آبهای کره زمین را آبهای شور تشکیل می دهند در حالی که تا سال 2075 میلادی یعنی کمتر از 70 سال دیگر، 3 تا 7 میلیارد نفر در دنیا، به حتی یک قطره آب سالم نیز دسترسی نخواهند داشت.
اهمیت آب و تصفیه آب قدمتی چند هزار ساله در ایران دارد.وجود کانالهای آب وتصفیه فاضلاب در چغا زنبیل ، الموت و تخت جمشید وسیلک کاشان نشان از اهمیت و قدمت این مهم نزد ایرانیان دارد.اما کاهش منابع آب در ایران وفرهنگ تادرست مصرف که در ایران حدود 2 برابر استاندارد جهانی است، این نگرانی را بوجود خواهد آورد که کشور ایران هم در زمره دیگر کشورها نگران جنگ بر سر آب طی دو دهه آینده باشد.این در حالی است که تنها ٩٠ تصفیه خانه آب شهری در کشور داریم.

          سالانه هشت میلیون نفر در جهان بر اثر فقدان آب آشامیدنی میمیرند

یادآوری:

تقلیل متوسط سرانه آب قابل تجدید از 7000 متر مکعب در سال 1340 به  2100  متر مکعب در سال 76 و پیش بینی آن به 1300 متر مکعب تا سال 1600 و ورود ایران به مرحله تنش آبی،پیش بینی حجم پساب های اصلی (صنعتی، شهری و کشاورزی) در سال 1400 به میزان 40 میلیارد متر مکعب که نسبت به 29 میلیارد متر مکعب سال 1380 از رشد 38 درصدی برخوردار است و به حدود یک سوم منابع تجدیدپذیر کشور سخت نگران کننده است.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ٢ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::