+ به بهانه هفته محیط زیست

مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای نخستین بار در سال۱۹۷۲ روز 5 ژوئن را روزجهانی محیط زیست اعلام کرد. امسال ازسوی سازمان ملل شعارجنگل ومحیطزیست انتخاب شده وبه همین مناسبت مراسم نمادینی درکشور هند برگزار خواهد شد. در ایران، روز جهانی محیط زیست تبدیل به هفته محیط زیست شده که از ۱6 تا ۲2 خرداد برگزار می شود.  ضمن تبریک به همه دست اندرکاران محیط زیست کشور بخصوص آنها که گمنام تر از بقیه به خدمت در این عرصه مشغول هستند برای تک تک آنها آرزوی توفیق مینمایم . روز شمار هفته محیط زیست امسال بقرار زیر است:
دوشنبه 16 خرداد : محیط زیست و مدیریت پسماند
سه شنبه 17 خرداد : خانواده و محیط زیست
چهارشنبه 18 خرداد : محیط زیست بستر حیات
پنج شنبه 19خرداد: محیط زیست، دیپلماسی فردا
جمعه 20 خرداد : محیط زیست و آموزه های دینی
شنبه 21 خرداد : محیط زیست و بهسازی سواحل
یک شنبه 22خرداد : محیط زیست،آموزش عمومی و فرهنگ سازی


مصرف آب به طبع افزایش روز افزون جمعیت رو به افزایش بوده و در حال حاضر در کشور ما به ازاء هر نفر حدود دویست لیتر در روز میباشد که این عدد برای کل کشور در یک سال به 5 میلیارد متر مکعب میرسد.به عبارتی روزانه بیش از 14 میلیون متر مکعب آب در کشور مصرف میگردد.
آبرسانی به روستاها تا پیش از انقلاب حدود ۱۰ درصد بوده است اما پس از انقلاب به ۷۵ درصد رسیده است. واین موضوع به افزایش مصرف سرانه آب توسط مردم در سنوات گذشته افزوده است.
بنا به عادات متفاوت نزد خانواده های ایرانی ورفاهیات موجود، مصرف آب وتولید فاضلاب ارقام متفاوتی داشته به نحوی که میزان مصرف سرانه آب بر بنیاد نظرات مدیر عامل شرکت سهامی مهندسی آب و فاضلاب  حدود 170 تا 180 لیتر در روز  بوده اما بر بنیاد ارقام شرکت سبزان محیط مجری سیستم های تصفیه فاضلاب در شهر تهران مصرف آب حدود 320 لیتر در روز ودر دیگر شهرها 200 لیتر ودر شهرهائی چون یزد 100 لیتر  میباشد.البته این ارقام متوسط مصرف بوده که کمینه وبیشینه آن با این ارقام تفاوت بیشتری را نشان میدهد.که یکی از علتهای مصرف بالا جدای از عادات موجود نشت از اتصالات فرسوده موجود در شبکه توزیع بوده که عدد این اتلاف بالغ بر 25 در صد در برخی منابع اعلام شده است.


اما  از این میزان آب مصرفی  بین 100 تا 200لیتر سرانه تولید فاضلاب بوده که متوسط 150 لیتر تولید فاضلاب برای هر ایرانی با توجه به عادات موجود عدد شناخته شده تری بوده وغالبن در محاسبات نیز همین رقم در نظر گرفته میشود.حجم فاضلاب تولیدی  برای کل کشور حدود 10 میلیون متر مکعب در روز میباشد.یعنی اگر هر نفر یک لیوان آب آشامیدنی را به داخل سینک ظرفشوئی یا سنگ روشوئی بریزد یک لیوان فاضلاب تولید نموده است. فاضلابهای منازل عمومن در چاههای جذبی  یا آبهای سطحی تخلیه وطی فرایندی در نهایت به آبهای زیر زمینی خواهد رسید.طی سالهای اخیر جمع آوری وساخت شبکه های انتقال وتصفیه فاضلاب در شهرهای بزرگ در حال انجام بوده اما اعتبارات موجود کفاف نیازهای موجود را نمیدهد.ولازم است در جهت رسیدن به اهداف اصل 44 قانون اساسی اقدامات لازم در این خصوص انجام پذیرد.
 
در کشور ایران که در نوار خشک ونیمه خشک جهان قرار گرفته ،خشکسالیهای متمادی طی سالهای اخیر موجودیت منابع آب کشور را به مخاطره انداخته ودر صورت ادامه روند عدم مدیریت آب در منازل ،کشاورزی وصنعت ونیز عدم توجه مدیران محترم در وزارت نیرو وسازمان محیط زیست در مدیریت آبهای سطحی کشور وسد سازی بیم آن میرود که نگران جنگ بر سر آب به سالهای نزدیکتری رسیده لذا بایستی مدیریتهای چند جانبه در خصوص نحوه استفاده صحیح از آب آشامیدنی ونیز عدم نشت این آب گرانبها در منازل صورت پذیرفته واز سوی دیگر حجم فاضلاب تولیدی کاهش یافته وبه همین میزان اعتبارات در خور جهت تصفیه واستفاده مجدد این آبها در کشاورزی صورت پذیرد.از سوی دیگر راهکارهای جدید در خصوص استفاده بهینه از آب در بخشهای مختلف صنعت وکشاورزی صورت پذیرد.
فاضلاب های صنعتی بحثی جداگانه در سبد تولید فاضلاب کشور داشته که در پستی مجزا به آن پرداخته خواهد شد. 
اما یادمان باشد که خانوارهای ایرانی بین 30 تا 100 درصد دیگر مردم برخی کشورهای پیشرفته جهان آب مصرف میکنند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ یه هوا کلاهو ببر بالاتر

هر روز که تصمیم میگیرم قبل از خواندن تیتر مطالب سایت های زیست محیطی واخبار منابع طبیعی اول به امورات خودم برسم نمیشود که نمیشود .این دل صاحب مرده ما طاقت ندارد از کنار مسائل ریز ودرشت بگذرد.وناچارن برای دل خودم هم شده چند خطی در این مکان اثری بر جا گذارم تا هم بار سنگین دل را سبک کنم هم بدنبال سو سوی امیدی جهت حمایت از سوی وبلاگ نویسانی که خیلی هم حاشیه امنی برای صحبت وبحث ندارند باشم.

 مشکلات حادث شده چند روز اخیر در باب ساخت وساز اوقاف در اراضی مشا  واقع در امامزاده هاشم جاده هراز اینقدر از منظر کارشناسی مضحک وخنده دار است که بایستی در یک پارادوکسی متضاد به جای خنده گریست. شیر تو شیری در عدم هماهنگی ادارات وسازمانهای این کشور ید طولائی دارد.اما اینکه اوقاف که هر جا مال ومکنتی یافت شود شریک آن است و در دامداری ومرتعداری ودامپروری گرفته تا مشاغل دیگر را دستی بر آتش دارد باید گفت: چرا باید ارزشهای زیست محیطی را فدای ارزشهای بازاری مرتع نموده وبا چرتکه به محاسبه ارزشهای حاصل از مرتع بپردازد.سالهاست بدلیل آنچه توسعه نامیده میشود پدر صاحب منابع طبیعی درآمده  وشبیه این کار در خیلی نقاط دیگر کشور انجام شده و خیلی ازمراتع منجمله مراتع میانبند از بین رفته وبنوعی به شهر سازی وصنعت وباغ و ویلا وهزار کوفت وزهر مار دیگر تبدیل شده  ونبود این مراتع معضلات عدیده ای را در بخش مدیریت مراتع تابستانه وزمستانه(قشلاق وییلاق) بوجود آورده که سالهاست انرژی و وقت واعتبارات سازمان مربوطه را تحت عنوان مدیریت پروژه چرا به خود اختصاص داده  است .این پروژه از این منظر موفق نخواهد شد که حلقه ای مفقوده بنام مراتع میانبند را ندارد وهمه اینها بدلیل از بین رفتن مراتع میانبندی بوده که دامداران بوسیله چارپایان ونه با ماشین از آن عبور کرده وخود را به مراتع ییلاقی یا قشلاقی خود میرساندند.این یکی از خواص مراتع میان بند ویکی از مشکلات نبود این مراتع است وصد مشکل دیگر هم در تخریب مرتع وتبدیل به ساختمان وجود دارد که وقت پرداختن به آنها در این مجال نیست. اول بار حکایت اوقاف را در  گزارش هشت وسی سیما دیدم و همانند خیلی از وقتها دلم گرفت وامروز که مصاحبه عبدی نژاد را خواندم دلم نیامد چیزی ننویسم.  کج فهمی وسطحی نگرانی مدیران برخی ارگانها ونهادها وسازمانها خیلی وقتها بیشتر از دیگر اوقات ترا به این فکر فرو میبرد که ای کاش من هم یک عمله بی سواد بودم تا اینقدر صبح تا غروب حرص از دست این جماعت بد فهم  نمیخوردم.
جناب مهندس عبدی نژاد آیا همکاران شما برای ساخت یک آغل 10 متری یا شخم مرتع یا هر نوع حرکت خارج از ضوابط موجود، پرونده تخلف تنظیم نمیکنندودامدار را به پای میز دادگاه نمیکشانند؟اگر جواب مثبت است که بسم اله وقت درنگ ومماشات واز این جور ملاحظه کاری ها نیست .وقتی ارگانهای ذیربط در شهرستان دماوند بدون توجه به حضور شما به عنوان متولی عرصه های مرتعی و منابع طبیعی اقدام به تبانی با اوقاف در جهت واگذاری وساخت میکنند شما هم  با  صلابت ، پرونده تخلف ایشان را به دادگاه بفرستید.شاید با این کار اگر به شرایط قبل از واگذاری وتخریب مراتع منطقه مشا نرسیم اما هنوز امیدوار خواهیم ماند که مدیران ما نیز با دیدن این ناهماهنگی ها اندکی بر سر وصورت خود خواهند کوبید.پس بگو تا این سو سوی امید در دل علاقمندان به زیست بوم این دیار خاموش نگردد.
سخنی هم با حضرات اوقاف چی دارم مشروط بر آنکه بجای سرکشی به زمینهای دیگران در جهت پیدا کردن سوراخ دعا و تصرف این زمینها تحت عنوان اوقافی ،سری به این مکانهای مجازی زده واز این سخنان پند گیرند:
حرمت امامزاده با متولی آن است.اگر شما به عنوان بهره بردار( نه مالک اراضی) مرتع ومنابع طبیعی هستید نبایستی نظرات غیر فنی وغیر کارشناسی را جایگزین قانون نمایید.در آن صورت فردا روزی،  هرج ومرج در اراضی دیگر مرتعی رواج یافته وبا یک چرتکه بهره برداران، همه مراتع حریم شهرها وروستاها به باغ وبوستان و ویلاتبدیل خواهد شد ودود این نابخردی اول به چشم خود شما خواهد رفت.اگر هم مسلمانید که این سخنان مولایمان  را آویزه گوش قرار دهید:
عمر درباره ی سواد کوفه(زمینهای اطراف شهر کوفه) با اصحاب  مشورت کرد. بعضی از ایشان گفتند :آن  رادر میان ما بخش کن.  پس با علی مشورت کرد، وی گفت :اگر امروز آن را بخش کنی برای کسانی که  پس از ما باشند چیزی نخواهد بود،لیکن آن را به دست ایشان می سپاری تا در آن کار کنند و برای ما وآیندگان هر دو باشد.پس عمر گفت: خدایت بر این عقیده  توفیق دهد.) تاریخ یعقوبی ،جلد دوم،احمدبن ابی یعقوب "ابن واضح یعقوبی"ترجمه محمد
 ابراهیم آیتی.شرکت انتشارات علمی وفرهنگی،تهران ،چاپ پنجم،1366،صفحه 39
به نقل ازفتوح البلدان.ص360)

وبدانید اراضی ملی متعلق به همه افراد این مملکت است نه مال توست، نه بابای من و نه کاکای همسایه.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱٠ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ هومان بچگی کرده شما به بزرگی خود عفو کنید

این یکی دو روزه که ما درگیر مسائل دنیوی ومشکلات شخصی وکسالت و رتق وفتق امور جاری بودیم .از هومان خاکپور غافل شدیم ودیدیم بندو آب داده لذا در این محل یک اصلاحیه  وعرض حال بدنبال میآید که بد نیست مدیر کل حفاظت محیط زیست استان چهار محال وبختیاری نیز آنرا خوانده ودر رای خود تجدید نظر نمایند.
اول اینکه هومان فرق منطقه حفاظت شده وپارک ملی را نمیداند.شاید هم میداند اما متر با خود نبرده تا فاصله لوله گاز را با منطقه حفاظت شده وپارک ملی اندازه بگیرد. لذا شما خیلی روی این مسائل زوم نفرمایید.فکر کنید گفته منطقه حفاظت شده .گیرم گفته باشد پارک ملی، در فحوای کلام تاثیری نداشته ومهم این است که ارزیابی سازمان شما بدرستی انجام شده وهیچ مشکل زیست محیطی حادی هم در استان وکشور در حال حاضر وجود نداردو اگر من هم جای شما بودم از سر احساس مسئولیت و نه از بیکاری به چنین افراد فرافکن وتشویشگر اذهان عمومی گیر داده و در صورت نیاز همانند اداره راهنمائی ورانندگی که ماشین های متخلف را خوابانده واعمال قانون میکنند عمل میکردم.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۸ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مادر یادت بخیر وروزت مبارک

مادر 
دیر وقت است برای خوابیدن ، خوابت نمیآید؟
نه پسرم این چرخ خیاطی شده مونس شب وروز من
با ید سفارشات مردم را سر وقت تحویل داد
مادر دستانت چقدر سرد است باز امروز یخ های حوض را شکستی و لباسها را شستی ؟
آری دلبندم اما با آتش کرسی گرم خواهد شد

مادر پشت چرخ خیاطی کمرت درد نمیگیرد
چرا اما تو نگران نباش
مادر وقتی بزرگ شدم نخواهم گذاشت تا کار کنی 

 اگر خواستی لباس بدوزی فقط برای بچه های من بدوز
همچی میگی بچه ها انگار یه دو جین بچه میخواهی
مادر دو جین چند تا میشه؟
یه ده دوازده تا
نه زیاده یه چند تائی بسه
من بزرگ بشم اصلن نمیزارم کار کنی
فقط میخوام بغل دست من بشینی تا خستگی های یک عمرت جبران شود
نه مادر این حرفها مال الآن است تا بزرگ بشی زندگی هزار چرخ میخوره
شاید من تا آن وقت نباشم
نه از این حرفا نزن مادر خدا نکنه پیش ما نباشی
آن روزها این حرفها در ذهن کوچک من بدترین حجم خالی را ایجاد میکرد

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۳ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ علم بهتر است یا ثروت -2

در پستی قبلتر به حکایتی پرداخته شد که به علم همانند کالائی بی ارزش میپرداخت.حکایتهای مقایسه ای بین علم وثروت از منظر دفتر انشای کودکان تا واقعیتهای روزمره زندگی نشان از این واقعیت دارد که در عصر کنونی نه تنها با ثروت میتوان به آسایش بهتری رسید بلکه علم را چون کالائی ابتیاع نمود.چیزی که ثروتمندان کم وبیش در زندگی با آن مواجه هستند وفقرائی چون من به کرات شاهد این موارد هستیم.


روزی از روزهای هفته قبل در قراری با یک مشاور املاک به منظور عقد قرارداد اجاره ای منتظر حضور مدیریت محترم آژانس املاک بودم.ساعت حدود 10 صبح بود که سروکله جناب مدیر با یک بی ام و- ام 5 یا 6  پیدا شد.جوانی 30 ساله با یک پیراهن سفید که لبه یقه آن منجق دوزی شده که دکمه های آن تا سر ناف باز بود و کتی مشکی و شلواری تیره از ماشین پیاده شد.موهای روغن زده وخصوصیات عنوان شده نشان میداد که باید یکی از بچه پولدارای بالا شهری باشد.بعد از ورود به دفتر ونشستن پشت میز پر زرق وبرق وچند دستور کاری به نوچه ها ومنشی های خانم که فلان ملک رو فلان کس نفهمه فروشیه وفلان بابا رو بگیر صحبت کنم و..... خلاصه وقتی صحبت ها به پایان رسید مشغول نوشتن اجاره نامه شد.منشی هم به کسانی که پشت خط تلفن بودند میگفت فلانی در حال نوشتن است اگر خیلی ضرورت دارد وصل کنم.اجاره نامه که تمام شد از هر یک از طرفین 900 هزار تومان ناقابل گرفتند که شد یک میلیون وهشتصد هزار تومان برای یک معامله واین درحالی بود که قبل وبعد از ما هم کسانی در صف بودند.


وقت صرف شده برای نوشتن شد نیم ساعت وتلفنها فرضن 10 تماس وبازدید هم حداکثر 10 بار که توسط مشاورین یا پادوها انجام میگرفت.اگر هم حساب روز شمار اجاره مغازه در بالای شهرو هم حساب کنیم  تا مبلغ این حق مشاوره خیلی فاصله خواهد داشت. در طرف دیگر دفتر وصندلی روبروی ما پیر مرد گرگانی قصد داشت برای فرزندش خانه ای اجاره کند . 

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::