+ دریاچه ارومیه 800 سال بعد در چنین روزی

 کاوشگران و کارشناسان باستان شناسی فصل جدیدی از کاوش را در شوره زارهای ارومیه آغاز نموده اند. گفتنی است که سر گروه تیم کاوش هدف از انجام کاوش های جدید را تلاش برای اثبات یا رد مدعای برخی از دانشمندان، که اعتقاد دارند در دوره ایی از زندگی بشر این منطقه دریاچه بوده است بیان داشته و ادامه داده است که نظریه ها در این باره متفاوت است گروهی این مکان را دریاچه دانسته اند گروهی رودخانه و گروهی دیگر اعتقاد دارند که این مکان زباله دانی شهرداری آن زمان شهر بوده . در پی کاوشهای قبلی کارشناسان بقایای یک باند پلی را کشف کرده اند که حاوی لوحی ارزشمند بوده که به زبان پیشینیان بر روی آن حک شده است که : « مردم عزیز ارومیه امسال نوروز را با گذر از این پل سپری خواهند کرد » کارشناسان با آزمایشهای ایزوتوپی قدمت این کتیبه را به سال 1386 تخمین می زند و متاسفانه به جهت آسیبهای محیطی نام گوینده این سخن از بین رفته است. هنوز دانشمندان جهانی پاسخی برای یک بانده بودن این پل نیافته اند عده ایی اعتقاد بر آن دارند که این پل بر اثر گذر زمان تخریب شده و اکنون تنها یک باند، آن هم نیمه کاره به جا مانده و گروهی دیگر این موضوع را در ارتباط با سبک معماری آن زمانیان دانسته و تاسیسات جانبی را به منظور توسعه احتمالی پل می دانند .

    گفته می شود یکی از دلایل عمده رد فرضیه دریا بودن این منطقه در سالهای دور وجود همین پل است چرا که بسیاری از دانشمندان معتقد هستند که انسانهای آن دوره به خوبی واقف بودند که وجود چنین سازه ایی منجر به آلودگی های محیط زیستی فوق العاده ایی می شده است لذا تصور اینکه با وجود دریاچه بودن این منطقه در آن زمان دست به احداث چنین پلی زده اند، معقول به نظر نمی آید و یا حکایت از کمینه علم آن زمانیان از محیط زیست دارد که با نوشته های مستند همخوانی ندارد . برعکس یافتن مقادیر عظیمی بطری پلاستیکی که به گفته کارشناسان در گذشته از آنها برای حمل نوعی نوشیدنی گاز دار که آن زمانیان به آن نوشابه می گفتند و همین اواخر در کاوشهای جدید باستان شناسان در محله کوکاکولا در غرب تهران بقایای کارخانه آن را یافت کرده اند ، این نظریه را قوت می بخشد که در گذشته از این محل برای دفن زباله های پلاستیکی  استفاده می کردند.

     یافتن تعداد بسیار زیادی دمپایی ، لنگه کفش ، عینک شنا ، مایو و ... در اطراف این منطقه کاوشی نقاط  قوت نظریه دریاچه بودن این منطقه است ولی مخالفان این طرح ادعا دارند هیچ قوم و گروهی توانایی خشک کردن یک دریاچه با آن عظمتی که گفته میشود را در این مدت کوتاه ندارد. عدم یافتن فسیل موجود زنده در این منطقه گواهی دیگر بر مدعی مخالفان است و طرفداران این نظریه اعتقاد دارند که دلیل عدم یافتن فسیل موجودات زنده که آن را آرتمیا می نامند، نبود دریاچه نیست بلکه صید بیش از حد این موجودات است ، مردمان آن روزگاران به حدی در صید این موجود زنده افراط کرده اند که حتی جسد یک دانه از آنها نیز به منظور تبدیل شدن به فسیل باقی نمانده است لذا در این زمان فسیلی از آنها یافت نمی شود. برعکس یافتن تعداد بسیار زیادی فسیل خیار مدعی موافقان بر دریاچه بودن این منطقه است چرا که اعتقاد بر آن است که مردم آن روزگار برای فرار از سوزش چشم در هنگام برخورد با آب شور دریاچه از خیار بهره می جستند. مخالفان نظریه با اشاره بر اکتشاف بقایای برخی مکشوفات از قبیل پوست موز ، اشغال تخمه ، نون خشک، لنگه جوراب ، سی دی های خام و پر شده ، نخاله ساختمان، قاب عینک و کلاه حصیری ضمن رد مدعای موافقان ، پرتاب این اشیا را در این منطقه در صورت دریاچه بودن آن یک فاجعه می نامند و با استناد به نوشته های پیشینیان این افراد را مردمانی آشنا به محیط زیست معرفی می کنند.

     با توجه به آنچه که در بالا رفت امیدواریم تا با کاوشهای جدید در فصل پیش رو با یافتن مدارک و بقایای جدید مستنداتی را برای طرح یا رد مدعاهای رفته بدست آوریم و دانشمندان بتوانند کلید اسرار آمیز این منطقه را بیابند.

 با تشکر ازمهدیه پورشاد

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; ۳٠ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها: طنز و کویر و محیط زیست
comment نظرات () لینک


+ بر چشم بد لعنت

چندی پیش خبر آبگیری سد گتوند را قطعن شنیده اید.میگویند وجود گنبد نمکی در پشت دریاچه سد موجب شوری آب شده ودر نهایت آب کارون را شور خواهد نمود.
خبر دیگر که این روزها بیشتر از راهروهای مجلس به گوش میرسد بحث خشکی دریاچه ارومیه ورای نیاوردن دو فوریت انتقال آب ارس به ارومیه.
اینکه ارزیابی ها وملاحظات زیست محیطی در این سد سازی دیده شده یا نه منظور نظر بنده نیست .همان بهتر که هیچ ارزیابی انجام نشود چون هی باید از کیسه ای که برای ساخت سد ساخته ایم مشت مشت پول خرج محیط زیست و میراث فرهنگی و گروه های حامی محیط زیست و صد ارگان مختلف کنیم تا اوکی کنند تا سد سازهای محترم کارشان را انجام دهند آنوقت آیا چیزی خواهد ماند تا با آن سد ساخت؟ نه خدائی بی حساب میگم؟
چرا هیچکی یه حساب سر انگشتی نمیکنه تا ببینه تو این مملکت چه اتفاقات میمونی صورت میگیره بدون اینکه مشکلی پیش بیاد .تازه کلی پول نصیب دستگاههای متولی میشه.میگی نه یه چند دقیقه به افاضات بنده گوش بده.
اگر دریاچه ارومیه خشک نمیشد کسی به فکر انتقال آب از ارس به ارومیه میافتاد؟ آیا فکر کرده اید با اجرای این انتقال آب چه نونی به دامان وزارت نیرو و شرکتهای اقماری آن گذاشته ایم؟
آیا فراموش کرده اید نرخ بیکاری را تا چه حد میتوان با این کار کاهش داد؟ در صورت انتقال آب نه تنها کلی آب شیرین وارد دریاچه ارومیه میشه  بلکه در قبال این انتقال بر روی این جریان آب میتوان چند سد پر وپیمون هم زد.این که خنده نداره عزیز من،  در نقاطی که میخوایم سد بزنیم لوله ها را میبریم وسد میزنیم.بعد مجدد در پایین دست آب را داخل لوله میکنیم و بعد از ورود به منطقه ای جدید دوباره سد میزنیم.این کار را اینقدر ادامه میدهیم تا به دریاچه ارومیه برسیم.و درنهایت اگر آبی ماند به دریاچه میریزیم.اگر هم نماند که چیزی را از دست نداده ایم.ما به پشتوانه نمایندگانی که در مجلس داریم طرح واگذاری اراضی کف دریاچه جهت کشت پسته شور وخندان را به وزیر جهاد کشاورزی داده و با فشارهای صیاصی مجوز آنرا از رئیس وقت سازمان وابسته میگیریم. آنوقت نه دیگر غصه یه جونور ذره بینی بی خاصیت رو میخوریم نه اجازه میدیم یه مشت ولگرد با عناوین جعلی جهانگرد داخل خاک میهن شده وبه اشاعه فرهنگ غرب در غرب کشور بپردازند.
این بحث انتقال، کار خیلی خوبی است که سالهاست در حال انجام است و تا کنون هم نتایج خوبی داشته است .مثلن انتقال آب از لرستان به قم یا ارومیه به تبریز به نحوی که  یک لوله قطور در ثانیه 6 متر مکعب آب را از شهر میاندوآب و از رودخانه زرینه رود به شهر تبریز منتقل میکند.یعنی از جنوب استان آذربایجانغربی به آنسوی دریاچه ارومیه در آذربایجانشرقی. حال که آب ورودی به دریاچه کم شده پس به تلافی از شمال آذربایجان انتقال آب ارس به ارومیه خیلی عجیب نیست.در این صورت تقریبن دو استان با هم بی حساب خواهند شد.
 برای جلوگیری از نگرانی مردم خوزستان در خصوص شوری آب کارون میتوان آب شور شده سد گتوند را با لوله به دریاچه ارومیه منتقل کنیم، در این صورت خیال نماینده مجلس که فکر کرده که قبلن آب شور به دریاچه میآمده نیز راحت شده ومنبعد آب شور کارون را به ارومیه منتقل میکنیم.البته بهتر که وزارت نیرو در مسیر این انتقال به فکر سد سازی نباشند چون به اندازه کافی  برنامه سد سازی تا سال 94 تدوین شده است.
مردم خوب وخونگرم خوزستان هم خیلی نگران شوری آب آشامیدن وکشاورزی ناشی از سد گتوند نباشند.مگر خون شما از مردم قم رنگینتر است.مردم قم عمری آب شور نوشیدند حال که آب شیرین دارند حیاط خود را هم با آب شیرین میشویند پس شما که عمری آب شیرین نوشیده اید وعمری در ناز ونعمت بوده اید، منبعد آب شور بنوشید.تازه بجای کشت هندوانه که آخر الامر خوراک دامها خواهد شد میتوانید خیار کاشته وخیار شور برداشت کنید وکیلوئی 2500 تومان بفروشید و دعا به جان سد سازان گتوند نمایید.

موخره:
محل نصب لیبلهای تبلیغاتی شرکت های نشت یاب لوله انتقال آب اینجاست:


لطفن روی درب منازل اهالی محل لبیبل نچسبانید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; ٢٩ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها: طنز و سد
comment نظرات () لینک


+ مصالحه یا رفتن

در تاریخ یکصد وشش ساله سازمان جنگلها ، مراتع وآبخیزداری کشور بجز یک مورد سابقه نداشته که رئیس این سازمان را نیامده عزل کنند. هفته ای که در ارومیه بودم طی صحبت با یکی از دوستان خارج نشین خبر جابجائی دکتر سلاجقه را شنیدم.عجیب هم نبود چون چند روزی در تهران نبودم وعادی بود از اخبار بی خبر باشم.پس از بازگشت از سفر ارومیه، این خبرها با شدت بیشتری به واقعیت نزدیک شد تا بالاخره دیروز حکم عزل دکتر سلاجقه از سوی وزیر جهاد کشاورزی زده شد .
روزی که دکتر به سازمان آمد همانند مهندس جلالی که آمد ،امیدوار شدیم شاید این سکون در مدیریت شکسته شده و پس از سالها نابخردی دراین حوزه شاهد تحولی نه خیلی بنیادی اما در همین حد که جایگاه شایسته ای برای سازمانی که وظیفه ای خطیر در مراقبت از عرصه ای به وسعت ایران را دارد باشیم. عرصه هائی که بدلیل ضعف در مدیریت کارآمد ، کاهش نیروی متخصص از سنوات قبل،کاهش ناهمگون اعتبارات هر روز بیش از روز قبل مورد هجوم بی تدبیریها قرار میگیرد.مسائل ومشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجبات تبدیل جنگل به مرتع و مرتع به بیابان شده و وقتی  بی لیاقتی و بی کفایتی در مدیریت بالا گرفت شاهد بلند شدن خاک در آسمان خواهیم شد.آنگاه این دور باطل مجدد بکار میافتد تا به صرافت افتیم که چه کنیم تا ریزگردها را مهار کنیم.ستاد تشکیل میدهیم سازمان تجهیز میکنیم اما چون این نابخردی ریشه در سالهای قبل داشته نتیجه ای نخواهیم گرفت وبه سمت اضمحلال به پیش خواهیم رفت.
جناب دکتر خلیلیان فراموش نکرده اید که همین شما در روزی که دکتر سلاجقه را برای معارفه به سازمان جنگلها آوردید از این سازمان بنام منابع طبیعی یاد کرده وخوشحال شدیم که بارقه ای از امید که در درون بدنه کارشناسی باقی مانده در احیای این نام در وزارتی جدید یا تشکیلاتی بزرگتر حلول نماید.اما ظاهرن در یکسال گذشته صیاصت های پشت پرده موضوعات جدیدی را رقم زده که میخواهید سازمانی با چنین قدمتی را همچون گوشت قربانی تکه تکه کرده واز هم بپاشید.
وجود چنین سازمانی  که طی سالهای اخیر درگیر مسائل ومشکلات حاد اعتباری و نیروی انسانی بوده نه تنها لازم بوده بلکه نیاز به حمایت مدیران بالادست حکومتی داشته تا بجای تکه تکه شدن به قدرتی مضاعف تبدیل شده تا به درستی به وظائف حاکمیتی خود عمل نماید.همین حالا هم با وجود چنین سازمانی کم مشکل در برخورد با تخریب ها، واگذاری ها و تعرض ها نداریم.
دفاتر مهم واثر گذار سازمان جنگلها طی سالهای اخیر بنابه بی تدبیریهای مدیران نالایق به حد کافی کوچک شده است .نکنید کاری که همین چند نیرو وچند دفتر در دل سازمانی که فرق دوغ و دوشاب را نمیداند حل گردد.که اگر چنین شود فردا روزی همانند خشکی تالابها و دریاچه های داخلی بایستی بدنبال راهکار برای عدم تبدیل جنگل به مرتع و مرتع به بیابان باشیم که آنوقت خیلی دیر است.

برای بزرگتر دیدن کلیک کنید
جا دارد به عنوان یک کارشناس، از تمامی مساعی دکتر سلاجقه تشکر نموده ومفتخر باشیم همگن ویار ما بر سر یک پست ناماندگار مصالحه نکرد.همان کاری که مهندس جلالی هم نکرد.


 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ همایشی بر محوریت اقلیم ولی با محتوای اقلیما

برای بزرگ دیدن کلیک کنید

چندی پیش خبر برگزاری" همایش ملی تغییر اقلیم وتاثیر آن بر کشاورزی ومحیط زیست" از طریق وبلاگی ( نه سایت) منتشر شد . به پیشنهاد دوست گرامی جناب بهروزخان یک فراخوان درون تشکیلاتی داده شد که نتیجه تشکیل گروهی مشتمل بر

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ٩ امرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ درسوگ دریاچه ارومیه- به یاد یاسر انصاری

صدای کوچ آب از بستر دریاچه ارومیه سالهاست گوش همه نامدیرانی را که با بی تدبیری ظلمی را بر این نگین زیبای ایران روا داشتند کر کرده است.
 سالهاست آرام آرام و بی صدا همانند شیب کم بستر دریاچه آب این دریاچه پسرفت میکند. سالهاست که دیگر همهمه مسافران در حاشیه دریاچه ارومیه و در مجاورت جاده های دسترسی شنیده نمی شود. آرتمیا تنها زیستمند این بستر حیات مرده است. آن وقت ها که خیلی ها ضجه می زدند ، ناله می کردند ، فریاد بر می آوردند که دستکاری در دریاچه بر بنیاد تفکرات کارشناسی نبوده و نبایستی سودهای آنی در طی طریق جاده ای را فدای جدایی دریاچه به دو نیمه کرد. کسی شاید فکر نمی کرد که این کار در آینده ای نزدیک دود این بی تدبیری را در چشم های خود آنها فرو خواهد کرد. این روزها عجب شیر درگیر سونامی نمک شده . فردا با خشک شدن کامل دریاچه همه آنها که لذت سفر کوتاه از ارومیه به تبریز را داشتند درگیر این گردباد و سونامی نمک خواهند شد. سالهاست این دریاچه مرده و ما بر یک مرده مرثیه می خوانیم. آب رفته به جوی و ماست ریخته به ظرف بر نخواهد گشت. از کشاورز گرسنه که شکم اهل وعیال او وابسته به نیم طناب زمین است چه انتظاری می رود تا در زمین خود چاه حفر نکند و یا پمپی را بر رودخانه سوار نکند. از کشاورزان متمول  و فئودال ها نیز در انباشت ثروت به هر بهایی نیز انتظاری نمی رود. از وزارتی که بند بند وجود او بر بنیاد ساخت سازه و سد بوده و از قبال او خیلی ها به نان و نوائی رسیدند نیز توقعی نیست. از آسمان چه انتظار بیهوده ای داریم که به زمین ما کرامتی عطا نماید و ما را از خشکسالی های پی در پی نجات دهد. در حالیکه خود از بذل کرم به همنوع خود، به موطن خود و به تنها داشته خود دریغ می ورزیم . از هیچکس و هیچ چیز انتظاری نمی رود تا بداد این دریاچه برسند چرا که سالهاست چوب حراج بر پیکر این دریاچه زده شده .نه همایش نه سمینار نه مدیریت کارآمد نه چند سال تر سالی و نه هیچ ترفندی به داد دریاچه ارومیه نخواهد رسید. این را گفتیم تا حداقل متولیان آذری، دیار آذربایجان نیک بدانند که خود آنها نیز حرمت این امامزاده را نگه نداشتند. زیباترین حرف ها ، شیرینترین بحث ها ، قوی ترین کارشناسان، زبده ترین مدیران حریفی برای سالها بد تدبیری نخواهد بود.تنها میتوان خاطرات این دریاچه را در اذهان نگاه داشت تا سینه به سینه به نسل های بعد منتقل گردد.فعلن همین

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ٤ امرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::