+ زندگی با طعم نیستی

بدنبال آبیاری سبزیجات جنوب تهران با فاضلاب انسانی بد نیست با برخی مشکلات و معضلاتی که این روزها مردمان سخت کوش این سرزمین بخصوص پایتخت نشینان با آن دست به گریبانندآشنا شوید.و مقایسه کنید علت مرگ ومیر انسانها در حال حاضر و مقایسه آن نه با 100 سال بلکه با 50 سال قبل!


آبیاری 8000 هکتار از اراضی جنوب شهر تهران جهت کشت سبزیجات با فاضلاب انسانی و فاضلابهای شهری تصفیه نشده ؛ مرگ بیش از 3500 نفر در تهران در سال بر اثر آلودگی هوا و 30 تا 60 نوع مرگ از هر میلیون نفر در ایران بر اثر آلودگی هوا ؛

تشعشعات فرا بنفش در تهران به مدت 5 ماه ازسال که موجب سزطان پوست وعوارض قرنیه میگردد؛ تولید روزانه 8000 تن پسماند صنعتی خطرناک در کشور با سهم 450 تن درتهران که این اعداد جدای از پسماندهای خانگی بوده که سهم تهران 60 تن وکشور 480 تن در روز میباشد ؛ تولید 120 تن پسماند بیمارستانی در کشورکه 17 تن آن در تهران تولید میگردد و عدم دسترسی نیمی از جمعیت به آب آشامیدنی سالم و نبود سیستم های تصفیه فاضلاب شهری وصنعتی ، تولیدات کشاورزی با سموم و کودهای شیمیائی بخصوص محصولات گلخانه ای، عوارض پارازیت های ماهواره ای وامواج تلفن همراه،اثبات وجود نیترات در آب شرب تهران، وجود بنزن وترکیبات سرب در بنزین،آزبست ودیگر مشکلات ومعضلات  شناخته شده وناشناس؛  موجب میگردد سالانه 80 هزار مورد مرگ و میر در ایران به علت عوامل محیطی رخ دهد. 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ; ٢۸ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مجلس در جنگ با لاس وگاس

طرح ساخت جزیره مصنوعی لاس وگاس در ترکمنستان پس از طرح در روزنامه خراسان وپس از آن در محیط  مجازی و بازدید های درخور توجه، موجب بازخوردی شایسته از سوی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد تا با جمع آوری طومار از بین نمایندگان مجلس، مخالفت خود را با این آسیب احتمالی در حوزه دریای خزر نشان داده ودر اجلاس بعدی سران کشورهای حاشیه دریای خزر در 20 مارس 2012 مراتب مخالفت واعتراض خود را در این خصوص به اعضای این نشست اعلام نمایند.

عواقب وعوارض سوء این ساخت وساز در بستر بزگترین دریاچه جهان بر بنیاد قوانین جاری جهانی ممنوع بوده و هیچ کشوری حق تعرض به آبهای مشترک این دریاچه را نخواهد داشت. بدیهی است مجلس بایستی تمهیداتی را بیندیشد تا هنگام انتخابات دور جدید و شروع بکار مجلس آتی،  خدشه ای به روند رسیدگی به موضوع وجمع آوری مستندات در این خصوص وارد نگردد.


این حرکت نمایندگان از جمله حرکت های پسندیده در حوزه سیاسی ،اجتماعی وزیست محیطی بوده که پشتیبانی همه فعالان این حوزه ها، بالاخص فعالان محیط زیست را بدنبال خواهد داشت.و بهتر آنکه این حرکتهای مردم پسند در طول ایام تصدی نمایندگان مشاهده میشد؛ بخصوص وقتی که خاک کشاورزی ، معدنی و لاشه سنگ سالهاست به آنسوی آبهای خلیج فارس بصورت رسمی وغیر رسمی صادر میگردد. تا موجبات ساخت مجموعه جزایر و توسعه کشاورزی در خاکهای قلیائی شیخ نشینان همسایه را فراهم نماید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ; ٢٥ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ سالاد کاهو با سس فاضلاب

رسیدن جمعیت جهان به مرز 7 میلیارد نفرطی 15 روز آینده  مسئولیت  رهبران کشورها را در تامین غذای این تعداد نفر فزونی بخشیده وبا توجه به محدودیت منابع بایستی حرکت های تامین غذا از طول متوقف شده و حرکتی عرضی را داشته باشد.به عبارتی بجای افزایش سطح وتوسعه کشت ؛ تولید در واحد سطح  افزایش یابد.موضوعی که در بسیاری از کشورها بخصوص کشورهای قاره کهن بدان پرداخته شده ضمن اینکه سلامت افراد جامعه نیز در این افزایش تولید مدنظر قرار گرفته است.


اما در ایران و در جنوب پایتخت و در اراضی  تحت کشت، بجای استفاده از تکنولوژی های جدید در افزایش تولید در واحد سطح، کماکان به روش عهد قجر، سبزیجات کشت شده با فاضلابهای تصفیه نشده یا به عبارتی با فاضلاب انسانی آبیاری شده که نتیجه آن میشود که بجای تامین مواد غذائی مورد نیاز شهروندان ایرانی فاضلاب خام را به خورد آنها دهیم.

 

 خوردن سبزیجات با طعم فاضلاب انسانی یک بار دیگر تداعی کننده این مثل است که که میگویند:خاک کاهو بر...... با این تفاوت که مشکل از ضرب المثل خارج شده و رنگی واقعی بخود گرفته است به نحوی که مشکل تنها به کاهو ختم نشده ؛ بلکه شامل همه سبزیجاتی است که در منازل ، فست فودها و دیگر رستورانها بدون شستشوی 4 مرحله ای به خورد مردم میدهند.اینها یکی از معضلات چشیدن مزه مرگ ونیستی است در پستی دیگر به ادامه این تراژدی مرگبار خواهم پرداخت.

بیشتر بخوانید وبدانید

 مطلب در خبرگزاری مهر

 آفتاب

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; ٢٤ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مردانگی هنوز در رگهای سمیرم جاریست

از اقدام تعدادی شبه شکارچی در سمیرم اصفهان زمان زیادی نگذشته است و هنوز داغ آن در دل خیلی از انسانها در ایران ودیگر نقاط جهان باقی مانده است.در همان ایام خیلی از مردم سمیره در شهر تجمع نمودند که موجب شد دادستان سمیرم به عنوان مدعی العموم به نمایندگی از آحاد مردم بر علیه این متخلفان شکایت نماید.

حضور همین مردم نشان داد که این تخلف آشکار که غیرت، مردانگی، گذشت، حس ترحم وعلاقمندی مردم به حیات وحش شهروندان مردم سمیرم و ونک را نشانه رفته است به نمایندگی از مردم نبوده وایشان نیز با این حرکت شنیع و غیر انسانی مخالف بوده وخواستار برخورد با متعرضین به حیوانات بی پناه میباشند. به نحوی که  شکارچیان بی رحم را از خود نمیدانستند و لازم بود به نحوی عملی این اقدام صورت پذیرد تا این ذهنیت پاک شده تا همگان آگاه باشند که حس انسانیت هنوز در دیار سمیرم زنده است.در این پست هومان عزیز به ماجرای یک خرس که از جفت خود جدا شده و داخل استخر آب در حوالی باغات سیب سمیرم افتاده اشاره نموده است.در این ماجرا غلام امیری و دوستانش پس از دو ساعت  تلاش موفق به نجات یک خرس میشوند که امیدی برای نجات نداشته است.این ماجرا بنوعی دیگر بازنویسی شد،  تا تکرار کنیم  همانگونه که حرکات ناموزون وغیر انسانی در حوزه محیط زیست پنهان نمیماند بلکه تلاشهای انسانی چنین مردان مردی نیز در کنار قلبهای رئوف این جماعت جای خواهد گرفت و بر همگان است تا دستهای پر مهر چنین افرادی را صمیمانه فشرده  تا بلکه خاطرات تلخ آن داستان بی عاطفگی در سایه  این بذل محبت ؛ به بوته فراموشی سپرده شود.
دست آخر ؛  این یکی از فرصت های طلائی برای سازمان حفاظت محیط زیست است تا در سایه اینگونه حرکات و اعطای نشانی درخور به چنین افرادی، به آموزشی همگانی و نهادینه در بین مردمان این دیاربرسد.قطعن این کار سریعترین و کم هزینه ترین حرکت در رسیدن به اهداف غائی محیط زیست درامر آموزش مردم در تعامل با حیات وحش و حفظ گونه های جانوری خواهد بود.

و نگاهی دیگر

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ٢٤ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ حکایتی تا پایان هفته

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند : فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند !!!
عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند...
ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت : ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!
عابد گفت : نه، بریدن درخت اولویت دارد...
مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند، عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت : دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است ...
عابد با خود گفت : راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم ، و برگشت...

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت ، روز دوم دو دینار دید و برگرفت ، روز سوم هیچ پولی نبود!
خشمگین شد و تبر برگرفت و به سوی درخت شتافت ...
باز در همان نقطه ، ابلیس پیش آمد و گفت: کجا؟!
عابد گفت: می روم تا آن درخت را برکنم !

ابلیس گفت : زهی خیال باطل ، به خدا هرگز نتوانی کند !!!
باز ابلیس و عابد درگیر شدند و این بار ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست!
عابد گفت : دست بدار تا برگردم ! اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟!!

ابلیس گفت : آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی ... 

موخره:این را نوشتم تا پایان هفته مشغول باشیدتا از گیلان برگردم و چون محیط زیست ومنابع طبیعی کشور در امن وامان است نگران نخواهم بود ضمنن هنگام درج مطلب ساخت لاس وگاس در ترکمنستان تصور نمیکردم بالاترین بازدید را در گرین بلاگ داشته باشد.فعلن همین

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ٢۳ مهر ۱۳٩٠
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ زدی ضربتی؛ ضربتی نوش کن

چند صباحی است ماجرای قطع درختان نارون در حاشیه خیابانهای کرمان خبر ساز شده است.حتمن خبر دارید که یک هنرمند کرمانی برای نشان دادن اعتراض به این عمل شهرداری در قطع درختان اقدام به یک عمل نمادین نموده وآن هم این بود که پس از کسب مجوزاز مبادی ذیربط اقدام به چیدن تنه های درختان بریده شده در خیابان بحر العلوم نموده است.





...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ٢۱ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ خط قرمزی که دیگر قرمز نیست


چندی پیش یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد قصد انتخاب موضوع پایان نامه با موضوع پارک ملی و صنعت توریسم داشت که در توضیح برخی تعاریف  به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست اشاره و شرح داده شد که مناطق 4 گانه محیط زیست شامل : پناهگاه حیات وحش ، مناطق حفاظت شده ، آثار طبیعی ملی و پارک ملی بوده  که این مناطق منجمله پارک ملی به استناد ماده 16 (کلیه عرصه و اعیان املاک متعلق به دولت واقع در محدوده مناطق مذکور در بند (‌الف) ماده ۳ همچنین کلیه تالابهای متعلق به دولت دراختیار سازمان قرار خواهد داشت و سازمان در بهره‌برداری از تالابها (‌به استثناء مرداب بندر انزلی) و املاک مذکور قائم‌مقام قانونی مؤسسات یاسازمانهای مربوط می‌باشد ولی حق واگذاری عین آنها را ندارد.)قابلیت واگذاری را به غیر ندارد.خبری که پس از این اتفاق افتاد این معادله را بهم ریخت و من به عنوان راوی قانون خودم از این تعرض به خط قرمز مناطق محیط زیست در عجب ماندم.خبر این بود که " ۸۷۰ هکتار از زمین‌های پارک ملی  “کلاه قاضی” برای توسعه شهر جدید بهارستان واگذار شد.

بدنبال این خبر از مهندس محمدی زاده نقل شد که "بمو یک پارک ملی است و براساس قانون هیچ نهادی اجازه واگذاری زمین های آن را ندارد"
 در این پارادوکس نامتجانس سخت متعجب گردیدم. چرا که سازمانی که تنها کمتر از 2 میلیون هکتار پارک ملی دارد و هر روز این سازمان علیرغم کاهش اعتبارات و کمبود نیروهای حفاظتی آموزش دیده در حال توسعه مناطق 4 گانه خود بوده و حتی بدنبال این است تا جنگلهای شمال را نیز از سازمان جنگلها و مراتع منفک نموده وبه محدوده های تحت کنترل خود درآورد، چگونه قادر نیست مناطق موجود خود را که واگذاری آنها بر بنیاد قانون امری شدنی نیست را به ثمن بخس  جهت شهر سازی واگذار نماید.
ولی این خبر آخر که سرمایه گذاران درجنگل ابر وجنگل سی سنگان قصد ساخت مناطق گردشگری را دارند نشان داد؛ خطوط قرمز نه تنها برای سازمان محیط زیست بلکه برای سازمان جنگلها ومراتع نیز ثابت نبوده وبرخی مواقع بنا به مصلحت که خارج از حیطه فهم ما میباشد این خط تغییر کرده و گاهی به نارنجی تیره یا پرتقالی متمایل میگردد.


یک بزرگ هنری گفته: آخر هر چیزی خوبه،اما اگر خوب نشد ، معلوم میشه که هنوز آخرش نشده !!؟؟

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; ٢٠ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ جزیره "لاس وگاس" ترکمنستان تهدیدی برای خزر

کشور ترکمنستان قصد دارد یک جزیره مصنوعی بسیار بزرگ در نزدیکی مرزهای آبی ایران در دریای خزراحداث کند. این طرح شامل حدود 10 تا 15 منطقه تفریحی و هتل، فرودگاه، بزرگراه، نیروگاه برق، توربین گازی، امکانات شیرین سازی آب، تصفیه خانه و نیز سیستم آب رسانی همچنین احداث پارک های آبی، باشگاه های ورزشی و قایق سواری، رستوران ها، مکان هایی برای چادر زدن، پارک های تفریحی و مراکز خرید خواهد بود. کارشناسان با هشدار در مورد ساخت این جزیره مصنوعی در جنوب شرقی دریای خزر آن را تهدیدی جدی برای یکی از مهم ترین زیستگاه های ماهیان خاویاری و فک خزری دانسته و معتقدند سازه های این جزیره ممکن است کل سیستم اکولوژیکی دریای خزر را بر هم بزند. از طرف دیگر به گفته برخی کارشناسان مرزهای سرزمینی کشورها بر اساس آخرین خشکی های متعلق به کشور در دریا حساب می شود .

در این بین هرچند به گفته کارشناسان هنوز تفاهم نامه جلوگیری از تخریب و آلودگی سواحل تصویب نشده که بتوان به صورت قانونی از این اقدام جلوگیری کرد ولی اگر این بار نیز با این قضیه برخورد جدی و به موقع نشود و تبعات این اقدام به طور جدی در جلسات 5 کشور حاشیه دریای مازندران مورد بررسی قرار نگیرد چه بسا دیگر کشورهای حاشیه دریای مازندران نیز به فکر رقابت با ترکمنستان بیفتند که در این صورت باید منتظر نابودی کامل اکوسیستم خزر بود.

بیشتر بدانید

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; ٢٠ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ روزهای بد محیط زیست

ماجرای کشتن وکشته شدن در بین محیط بانها داستان جدیدی در سی و چند سال پس از انقلاب نبوده ونیست .مشکل هم صرفن به مهندس محمدی زاده یا هر یک از مدیران این سازمان ختم نمیشود.صنفی نگری در دایره قوانین زیست محیطی و تعصبات قومی وقبیله ای در سازمان حفاظت محیط زیست داستان جدیدی نیست تا به گردن آخرین مدیر این تشکیلات انداخت. اگر پس از اولین حمله به محیط بانها ماجرای کسر قانون و شانه خالی کردن این سازمان از وظائف محوله رو میشد و کارشناسان حقوقی سازمان با وجود واقعیت های موجود که همانا کاهش نیروهای رسمی بدلیل بازنشستگی و جذب اندک نیروهای جدید فکری به حال این ماجرا میکردند شاید امروز اینقدر نگرانی جهت تبرئه یک محیط بان وجود نداشت.نباید فراموش کرد این ماجرا؛ از یک سو محیط بان وخانواده او را تحت تاثیر قرار میدهد واز سوی دیگر برخانواده داغدار مقتولین یا همان شکارچیان اثر میگذارد و دست آخر بر احساسات مردم اثر خواهد داشت.اگر سازمان حفاظت محیط زیست با نگاهی عمیق مسائل ومشکلات نیروهای خود را تجزیه وتحلیل میکرد ونقاط ضعف وقوت قانون را دربرخورد با چنین مسائلی روشن میساخت؛ شاید اکنون چنین انرژی از سازمان و حامیان مردم نهاد گرفته نمیشد.و خانواده های بیشماری رنج قربت دائمی عزیزانشان را تحمل نمیکردند.

امید که با گذشت خانواده مقتول این پرونده به خوبی به اتمام برسد .چرا که در یک نزاع یا درگیری ناخواسته که منجر به قتل یکی از طرفین میشود بخشش شیرین ترین متاع برای خانواده ای است که خود قربانی این نابخردی در دایره بد فهمی قانون گردیده و این گذشت نه تنها موجب فروپاشی  یک خانواده نشده ، بلکه حس انسان دوستی و درس گذشت را برای دیگرمردمان این دیار که از شاخصه های انسانی فاصله گرفته اند زنده خواهد نمود .
باشد تا این گذشت پایانی بر این داستان غم انگیز وموجبات بازگشت این جوان به دامان محیط زیست وخانواده شده و شادی دل مردم، تسلی خاطر روح آن سفر کرده شود.آنچه در پایان این داستان غم انگیز میماند یک شروع تازه برای سازمانی است که بایستی بدون فوت وقت در صدد اجرای برنامه های آموزشی بین محیط بانها شده و مشکلات جذب نیرو و موانع قانونی در خصوص تسهیل در بکارگیری و برخورد با متخلفین را به نحوی شایسته و بدون نگرش صنفی انجام وحل وفصل نماید تا منبعد شاهد رخداد چنین وقایع دردناکی نباشیم.چرا که درطول سالها ی قبل بایستی این تسهیلات قانونی انجام میشد تا شاهد این حجم تلفات در حیطه دفاع از حیات وحش وطن نباشیم و یک دور باطل را کراراً تکرار نکنیم. در صورت اجرای این موارد ودیگر مواردی که سابقه آن نزد محیط بانهای باسابقه و کارشناسان مجرب سازمان محیط زیست میباشد، شرایط را برای راهبرد بهتر اهداف عالیه محیط زیست فراهم خواهیم نمود.

زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۸ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ خبر خوشی برای شکارچیان

به بهانه تایید حکم قصاص اسد تقی زاده محیط بان "دنا" :

قطعن خبر دارید که طی سالهای گذشته درجنگ بین شکارچیان ومحیط بانها پیروز میدان شکارچیان بوده اند.چرا که شمار کشته شدگان شکارچیان به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد.اما تعداد محیط بانهای کشته شده به 110 نفر رسیده و مجروحان ونقص عضو وجانبازان را هم اگر اضافه کنیم به بالای 200 نفر میرسد.چندی پیش با یکی از محیط بانها که هم رزمش را از دست داده بود صحبت میکردم .کاملن قافیه را باخته بود میگفت اگربرای پر کردن شکم زن وبچه به کارم ادامه دهم و اگر مجبور به دست گرفتن اسلحه باشم و یک شکارچی ببینم رو برگردانده و بر خلاف مسیر شکارچی پا به فرار خواهم گذاشت.
از چند منظر مشکلات پیش روی محیط بانها قابل بحث است :
1- یا محیط بان اجازه حمل اسلحه را دارد یا ندارد.اگر اجازه داشته باشد یا اجازه شلیک را دارد یا ندارد.اگر اجازه شلیک داشته باشد یا قانون از او حمایت میکند یا نمیکند.اگر قانون از او حمایت نکند به این نتیجه خواهیم رسید که به جای اسلحه یک دسته بیل یا چماق بدست این جماعت بی پشتوانه بایستی داد چرا که او بر بنیاد قوانین موجود و روح حاکم بر قوانین، محکوم به نیستی است .چه بکشد و چه کشته شود.
2- نبود شناخت از محیط زیست و منابع طبیعی توسط  برخی رجال ونیز نمایندگان مردم بر کسی پوشیده نیست ؛پس عجیب نخواهد بود که ببینیم قضات نیز با محیط زیست بیگانه باشند . همین عدم شناخت بین قضات نیز امری بدیهی بوده به نحوی که میبینیم هیچ تضمینی برای تبرئه چنین محیط بانهائی در دستگاه قضا وجود ندارد.
3- آیا قوه قضائیه در برخورد با قاتلین محیط بانها موفق بوده تا آنها را شناسائی و محاکمه نماید؟.آیا عجیب نیست که از 110 محیط بان شهید، قاتل بیش از 85 مورد آنها هنوزدستگیر وبه سزای عمل خود نرسیده اند؟آیا قوه قضاییه از خود سوال کرده که برخورد با ضابط قانون در اولویت است یا قاتل ضابط قانون؟ فراموش نکنیم برای بازماندگان محیط بانها تنها نام شهید مانده و هزار مشکل تو در توی  مالی و گرفتاریهای معیشتی
4- قوانین موجود محیط زیست در حمایت از ضابطین خود اگر لازم وکافی بود نبایستی شاهد بروز چنین وقایع تلخی میشدیم.چرا که حکم یک محیط بان به عنوان ضابط قوه قضائیه همانند یک پلیس بوده واگر ضمانتی برای یک پلیس در برخورد با بزه کار ومتخلف وجود داشته باشد با همان شرایط نیز برای یک محیط بان وجود خواهد داشت.پس محیط زیست همانگونه که برای برخورد با شکارچیان بی رحم قوانین شایسته ای ندارد برای دفاع از نیروهای محیط بان خود نیز این کمبود قانون به کرات رویت میشود.
5- این صحبت دلسرد نمودن محیط بانها نبوده ونیست ولی ناگفته پیداست که اگر حکم قصاص محیط بانی اجرا شود بی هیچ شکی حفاظت از گونه های حیات وحش را فدای بی درایتی قضات یا مکفی نبودن قانون یا بی کفایتی مدیران محیط زیست بدلیل عدم توجیه قضات یا عدم تصویب قانون نموده ایم.    
6- فردا روزی اگر یک شکارچی بجای شکم یک خرس ، شکم یک محیط بان را درید جای تعجب نخواهد بود چرا که رسماً قبول کرده وقبولانده ایم که اگر یک محیط بان در اجرای قانونی که به او محول شده ممارست بخرج دهد در محاکم قضائی به اعدام محکوم خواهد شد.و این یعنی بی پروا نمودن بیشتر شکارچیان متخلف
7- در کشتار خرسها در لرستان وسمیرم و شکار دسته جمعی کل وبزها در سمنان و خیلی نقاط دیگر شکارچی اینقدر اطمینان داشت که تعداد محیط بانها آنقدر کم است که فرصت هست شکمی را بدرند وعکس یادگاری بیندازند یا لازم نیست با عجله شکار خود را زده و به سرعت به صندوق ماشین انداخته واز محل بگریزند.اما اگر به نادرستی محیط بانی را به پای چوبه دار ببریم رسماً به همه شکارچیان مجوز خواهیم داد تا این چند حیات وحش  باقی مانده را نیز بی هیچ نگرانی از صفحه روزگار حذف نمایند.چرا که دیگر موضوع کمبود محیط بان دغدغه مردم علاقمند به محیط زیست نخواهد بود؛ بلکه نگرانی این خواهد بود که هیچ محیط بانی حاضر نخواهد بود دست به اسلحه ببرد وبا علم به اینکه اگر در محل باقی بماند به تیر غیب شکارچی خواهد مرد پس ناچار به محل محیط بانی خود بازخواهد گشت.
محیط بان عزیز:
فراموش کن در شهری زندگی میکنی که مردمانش پس از بوسیدن تو؛ طناب دار تو را میبافند؛ مردمی که صادقانه دروغ میگویندو خالصانه به همنوع خود خیانت میکنند.فراموش کن در این شهر برای این مردم خدمت کرده ای.

خبرهای مرتبط:

http://mohammaddarvish.com/desert/archives/1021

http://khabarfarsi.com/ext/1260459

http://khabarfarsi.com/ext/1263930

 اعتماد

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱٦ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ صعود به اورست فقرا

روز چهارم مهر که  مصادف با روز جهانی کوه های پاک بود به مناسبت هفته دفاع مقدس گروه کوهنوردی سازمان جنگلها ومراتع عازم دماوند شد.گروهی که علیرغم همه نارسائی ها وکمبودها، هیچوقت برنامه هفتگی خود درصعود به ارتفاعات را تعطیل نمیکند.برخی سازمانها ، ارگانها ونهادها همانند سایپا ، ایران خودرو، مس کرمان، نفت و.. به بهای مطرح شدن در سطوح ملی مبالغ هنگفتی صرف هزینه تیم های خود میکنند . صرف هزینه های همایش ها و جشنواره ها در سازمان جنگلها و مراتع گر چه امری رایج بوده اما بنظر میرسد خروجی این صعودها جدا از بحث تبلیغی برای سازمان جنگلها ومراتع سلامت روحی وجسمی را برای کوهنوردان بدنبال داشته که این خروجی برای همایش ها و جشنواره ها خیلی محسوس نمیباشد.
  طی سالهای اخیر بی توجهی اعتباری به دفاتر مهم که شاهرگ حیاتی سازمان محسوب میشوند از کسی پوشیده نیست و تنها گروه فعال ورزشی این سازمان نیز از این بی توجهی بی نصیب نمانده و کار به جائی رسیده که هر کوهنورد بایستی برای تدارکات صعود بخشی از هزینه ها را تقبل نماید. شرایط سرد ارتفاعاتی چون سبلان ، دماوند،زرد کوه،دنا ودیگر کوه ها،  ایجاب مینماید که هر کوهنورد امکانات والبسه مناسب داشته باشد که این موضوع علیرغم آمادگی جسمانی کوهنوردان سازمان فراهم نمیباشد.کارمندانی که از شرایط حرفه ای کوهنوردی بدور بوده ولی همپای دیگر کوهنوردان به صعودهای درون وبرون کشوری میپردازند.مشکل در بخش های اداری به نحوی دیگر قابل بیان است وآن هم عدم شراکت مدیران تصمیم گیر درتیم ها و عدم پرداخت هزینه ها میباشد.به بیانی دیگر اگر هر یک از مدیران رده بالا عضو هر گروه ورزشی باشند شرایط برای آن گروه یا تیم جهت تجهیز فراهم خواهد شد ودر غیر اینصورت میشود این که میبینیم. مثال دیگر در این بی توجهی سازمان و وزارت خانه جهاد کشاورزی ، بحث نخبگی کارشناسان این مجموعه ها بوده که علیرغم شکل گیری بنیاد نخبگان و ارائه تسهیلات و امکانات در خور به این قشر ، اما هنوز پس از گذشت سالها پیگیری از سوی 15 نفر کارشناس که شرایط نخبگی را دارا میباشند این عضویت از سوی سازمان جنگلها ومراتع صورت نپذیرفته است.اگر یکی از مدیران رده بالا شرایط نخبگی را دارا بود شاید این تعداد معدود کارشناس نیز عضو بنیاد نخبگان میشدند.
در این صعود با دو گروه کوهنوردان برون مرزی همنورد بودیم که از کشورهای چک ولهستان آمده بودند.

همراهان این صعود:کاوه کاشفی،عسکر علیزاده،علی جعفر زاده،مراد حسین میرزائی،سید علی خوش، اکبر آقائی،علی حسین دهقان،محمد حسین غفاریان،حمیدرضا عربی،مسعودشیشه گران وعلی پهلوانی

در مورد اهمیت حفاظت از یک سمبل ملی بنام دماوند(با ارتفاع 5670 متر) که از سوی سازمان حفاظت محیط زیست ارتفاع بالای 4500 متری آن بعنوان "اثر طبیعی ملی" و از سوی میراث فرهنگی ارتفاع بالای 3300 متر بعنوان میراث فرهنگی به ثبت رسیده و دوست عزیزم عباس محمدی به درستی به اهمیت آن پرداخته در پستی دیگر مطالبی خواهم نوشت.مطالبی که به ضرورت قرق وحفاظت کامل دماوند توسط چند وزارت وسازمان خواهد پرداخت تا از چشم معدن کاوها و گله های دام و شکارچی ها و هر چشم ناپاکی مصون بماند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱٥ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ چند گام تا صعود

چهارماًً: خبر کشتار مظلومانه خرس ها هنوز خیلی کهنه نشده وانتظار میرفت با آن شور وحال روزهای اول شاهد شرکت بیش از پیش هموطنان در محکوم نمودن این عمل قبیح باشیم.که شوربختانه این مهم، آنچنان که توقع داشتیم به سرانجام نرسید چرا که طی یک هفته تنها جدود 50 نفر اقدام به امضای طومار نموده که این موضوع با بازخوردهای جدی همگان در روزهای اولیه در تناقض است.که خود در جائی دیگر قابل بحث میباشد.اما هنوز هم دیر نیست .چرا که ابتدای هفته آینده نسخه چاپی این درخواست به حضور جناب مهندس محمدی زاده و دادستان محترم سمیرم ارسال خواهد شد.پس تعجیل نمایید.

سوماًً : چندی پیش جوابیه ای در پاسخ به سخنان نایب رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس در خصوص اینکه چرا دستگاههای حاکمیتی بجای رسیدن به وظایف خود به پر و پای یک مشت دامدارمیپیچند نوشته شد که علیرغم تاکید، در سبز پرس و نیز ایرنا منعکس نشد.موضوع از این منظر مهم بود که انتظار میرفت در بحث مسائل زیست محیطی ،حداقل اعضای فراکسیون محیط زیست بایستی در اینگونه مباحث سرآمد بوده و الگوئی برای دیگر افراد باشند نه اینکه خود قوانین مصوب خود را به چالش بکشانند.در هر صورت به دلیل مشغله و عدم سماجت ، این مبحث ابتر ماند و تا آنجا که خبر دارم  درهیچیک از این پایگاههای رسانه ای منعکس نشد که اگرعمری بود در آینده در همین محل بدان خواهم پرداخت.
دوماً:هفته دفاع مقدس تمام خواهد شد قبل از اینکه فرصت کنم مطلبی در خصوص فردی بنویسم که بر خلاف همه آنها که در جنگ به سرنوشتی  خاص دچار شدند به سرنوشتی متفاوت دچار شد.سرنوشتی که از دید همه رسانه ها و خاطرات جنگ مخفی مانده است .اگر دیر نباشد پس ازمختومه شدن این هفته بدان خواهم پرداخت .
اولاً: من تا پایان هفته بروز نخواهم بود چون میخواهم به بام دماوند صعود کنم . در این سفر در رکاب کاوه کاشفی و دیگر دوستان سازمانی خواهم بود.اما توقع دارم همانند محمد درویش حمایتی در خور از این طومار در برخورد با آن کشتار بی رحمانه نمایید.  

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; ٤ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::