+ رد پای یوزپلنگ

در ژانویه 2007  پروژه رادیوتله متری و نصب گردنبندهای ردیاب روی یوزآسیایی برای نخستین بار به صورت عملی آغاز شد. طرف ایرانی این پروژه سازمان حفاظت محیط زیست، دفتر برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) در ایران و پروژه حفاظت از یوز آسیایی و طرف خارجی آن هم انجمن حفاظت از حیات وحش آمریکا (WCS) است. گردنبند ردیاب (GPS Collar) شامل یک فرستنده و گیرنده رادیویی و قطعه‌ای برای تنظیم زمان بازشدن قلاده است. هدف از نصب این ردیاب بدست آوردن اطلاعاتی در مورد زیستگاه، توقف گاه، مسیرهای رفت‌وآمد و مهاجرت یوز است. این گردنبندها، آنتن زمینی دیگری دارد که اگر از یک فاصله‌ای به گونه نزدیک تر شویم، بدون دسترسی مستقیم به گردنبند، اطلاعات توسط (UHF) به دستگاهی زمینی منتقل می‌شود و از کل این اطلاعات، می‌توان به رفتارشناسی این حیوان پی برد. وزن این گردنبندها 450 گرم است. محدودیت زمانی این گردنبند باتری آن است که جی پی اس آن تا دوسال می‌تواند فعال بماند. گردنبندها طوری تنظیم می‌شوند که بعد از گذشت ۱۸ ماه، خودبه‌خود باز می‌شوند و از روی سیگنال‌هایی که می‌فرستد، جای آنها شناسایی می‌شود. برای گرفتن یوز در محل گذر آنها، تله‌هایی گذشته می‌شود که مجهز به فرستنده سیگنال هستند. به محض این‌که حیوان در این تله‌ها می‌افتد، تیم به محل مورد نظر رفته و دامپزشک تیم اقدام به بیهوش کردن یوز می‌کند. نمونه برداری از خون و بافت حیوان، نصب گردنبند و جاگذاری میکروچیپی در پشت گردن یوز از اقدامات بعدی است. بعد از آن از دارویی برای به هوش آوردن حیوان استفاده می‌شود تا حیوان، بیهوش در طبیعت نماند و خطراتی تهدیدش نکند.

پس از اجرای پروژه حفاظت از یوز آسیایی با کمک برنامه عمران سازمان ملل متحد ، روی دو یوز و یک پلنگ این گردنبندها نصب شد .اما یکی از یوزها توسط حمله یک قلاده پلنگ کشته شد.

در سال 1386 روی یک قلاده پلنگ در منطقه حفاظت شده بافق یزد نیز این گردنبندها نصب گردید.

اخیراً نیز یک تیم کارشناسی در حال حاضر در پارک تندوره در شمال شرقی ایران مشغول زنده‌گیری و نصب گردنبندهایی هوشمند روی پلنگ‌های ایرانی است. این حرکت بخشی از تحقیقات پایان نامه دکتری میباشد.

این در حالی است که مدیر طرح حفاظت از یوزپلنگ آسیایی از اجرای طرح نصب گردنبند ماهواره‌ای برای یوزهای ایرانی در پاییز 93 خبر داد و گفت: این طرح با همکاری و مشاوره سازمان جهانی حفاظت از حیات‌وحش در استان یزد آغاز به کار خواهد کرد.

جمعیت کل یوزپلنگ ایرانی در برآوردهای قبلی در سال ۱۳۷۶، تعداد ۵۰ تا ۱۰۰، در سال ۱۳۸۳ جمعیت ۵۰ تا ۶۰، و در سال ۱۳۸۷ تعداد ۷۰ تا ۱۰۰ یوزپلنگ ایرانی تخمین زده شده و در حال حاضر نیز این عدد به بیش از این تعداد فزونی نیافته است.چرا که یافته های آماری بنا به نوع استتار و عدم رویت یوزها توسط محیط بانها بصورت تخمین اعلام میگردد.دوربین های جدید تله ای هم نتایج محدود تری را از لحاظ آماری تاکنون ثبت نموده است.

خرس پاندا هم در چین در معرض نابودی بود که سالها تلاش در آن کشور موجب شد این خرس زیبا هنوز با جمعیتی 1600 قلاده ای حفاظت گردد.قطعا یک برنامه ریزی منسجم با اعتبارات درخور و نیروهای کافی و عدم احداث سازه های ساخت انسان در قلمروهای این گونه ها، کمک خواهد کرد تا لااقل سمبلی از یک حیوان زیبا ومنحصر به فرد در آسیا و آنهم در ایران داشته باشیم.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱٩ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ این یکی بحران نیست،درد است

دیشب به میدان گلها برای گرفتن عینک بچه ها رفته بودی.در بازگشت شیشه راننده یک خودروی مدل بالا پایین آمد چند دستمال کاغذی با فاصله ای چند ثانیه ای به بیرون پرتاب شد.پشت چراغ قرمز دختری شیشه عقب را پایین کشیده بود و پوست پسته ها را به بیرون میریخت .کمی بالاتر در بدنه سر سبز اتوبان چمران چند معتاد زنبیل بدست با فواصل کم و با لباسهای پاره وکثیف منتظر تاکسی بودند.فرزندم با نگاهی حیرت زده منتظر سخنی و پاسخی از سوی تو بود.پاسخ به این سوال همیشه و با دیدن چنین تصاویر سه بعدی از همشهریان برایت سخت میشود.

تمدنی که برخی 2500 سال و برخی 7000 سال از آن یاد میکنندبا این هنجارها جور درنمیآید.مشکل فقط دعواهای خیابانی،بی تفاوتی به قوانین ،بیرون ریختن زباله و توسعه اعتیاد و... نیست .مشکل بی تفاوتی به قوانینی است که نانوشته بوده و گاهاً باید در میان روح و افکار مردم بدنبال آنها گشت. این دسته افراد فقط میخواهند محیط زندگانی خود را تمیز نگه دارند اگر در خودرو هستند کوچکترین وبزرگترین زباله تولیدی خود را به بیرون پرتاب میکنند.اگر در منزل هستند زباله خود را از پنجره به بیرون پرتاب یا با کمی ارفاق به پشت درب همسایه میگذارند.ودر محیط کار هم کافی است پا به محوطه بیرونی بگذارند وآنگاه آنچه دم دستشان است به بیرون پرتاب میکنند.

قطعاً ریشه این نوع حرکات بی سوادی یا کم سوادی نمیتواند باشد.خیلی از تحصیل کرده های ما هم زباله به بیرون خودرو میاندازند و هم خوب مواد مصرف میکنند.ریشه آن میتواند در عدم ورود به این مشکلات و تحلیل و درمان آن باشد.بد نیست مثالی زده شود؛شاید یک متخصص در رشته پزشکی علم مرتبط آکادمی را خوب فرا گرفته باشد.مریض ها را خوب درمان کند، اما دانش عدم استفاده از سیگار یا مخدرها یا روان گردانها را نداند ونمیداند اگر آتشی را در جائی روشن نمود باید خاموش نمود. یا چرا نباید از این دست حرکتها اجتناب نماید.این یعنی دانائی وعلم او در مسیری خاص استفاده شده و فراگیر جهت یادگیری مضرات و عواقب مصرف مواد وسیگار و رفتارها وهنجارهای اجتماعی وزیست محیطی نبوده است.

شاید لازم باشد برای برخورد با این نوع ناهنجاریها قانون مدنی اجرا شود اما مامور اعمال قانون همیشه و لابلای ماشین ها نیست تا اعمال قانون کند.و از سوی دیگر هر نوع برخورد قانونی جوابگوی چنین هنجار های اجتماعی نیست.مثلاً نبستن کمر بند را با جریمه میتوان حل کرد اما برخی معضلات چون طلاق و مصرف مخدرها و سیگار را نمیتوان با جریمه کردن حل کرد.

"دردهائی که ریشه در افکار بیمار شده افراد جامعه دارد قطعاً با جریمه و بگیر و ببند حل نخواهد شد."

 در کتب تحصیلی از مقطع ابتدائی تا دیپلم و دانشگاه به همه مقولات صرف و نحو وقرائت و حفظ و آموزش نظامی و تاریخ و مدنی و جغرافیا پرداخته شده اما دریغ از اینکه یاد بدهند آب را چگونه استفاده کنیم .چگونه محیطی پاک داشته باشیم.به قیمت چند ساعت خوش گذرانی در طبیعت آنرا به زباله دانی تبدیل نکنیم و نهایتا آنرا آتش نزنیم .واز همین دست مطالب در خصوص چرائی مصرف مواد مخدر و....

در صدا وسیما به همه مقولات تبلیغی و آموزش کنکور وبرنج دانه بلند وجایزه لکسوس پرداخته شده اما دریغ از ساخت چند برنامه با ادبیات کودکانه و متناسب با سن مخاطب بر علیه هر آنچه مشکلات ومعضلات جامعه است.کودکان ما خود را با برنج دانه بلند مقایسه میکنند.نوجوانان ما میدانند که سان استار چیست، اما همان نوجوان نمیداند اگر کسی به او سیگار تعارف کرد یعنی با مرگ معامله کرده.مادران و پدران بدنبال ثبت کد چندرقمی برنج میزبان یا چای دبش هستند اما خبر ندارند که فرزند آنها در معاشرت با افراد ناباب و به بهای بزرگ شدن ومردانگی بیراهه میرود.

باید همه آنچه راکه بدان نیاز داریم در کتب درسی ورسانه های دیداری وشنیداری پر مخاطب گنجاند ، قطعاً یادگیری مسائل اجتماعی ، محیط زیستی ،نحوه برخورد و پیشگیری از مصرف مواد مخدر و خیلی مشکلات دیگر که در جامعه بیداد میکنداز برخی دروس ضروری تر میباشد.شاید با این کار به کمی از آن تمدن گمشده برسیم.

یادمان باشد با یک تیم قوی و مهره های ارزشمند فوتبال در یک زمین ناهموار و پر از پستی و بلندی نمیتوان نتیجه ای را گرفت تا در یک زمین چمن صاف وخوب.

" بسترها اگر آماده شود میشود یک باند هموار برای صعود و اوج گرفتن"

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ٢ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::