+ نماینده محترم ،تنها تو بخوان

نماینده محترم مجلس؛

من فرزند انقلابم.روزهای جنگ را لمس کرده ام .دوستانی که روزگاری در آغوش میکشیدم؛  بر شانه هایم تا گورستان شهرم بدرقه کردم .هنوز که هنوز است نام آنان برای من مقدس است.من نه کاندید مجلس هستم ونه نماینده مجلس بوده ام اما مدام خودم رامدیون آن دسته افرادی میدانم که قلبشان برای کشور می تپد.قلم  مرتعدارانی هستم که صبح را به شب می رسانند وشب را به صبح تا فقط زنده بمانند، نه زندگی کنند. حنجره ام در گرو حلقوم 916 هزار خانوار دامداری است که بلندگوئی در دست ندارند تا فریاد بر آرند که مراتع با کارکردهای مختلف تنها یادگاری است که میتوان برای آیندگان بجا گذاشت.من فریاد جنگلبانان و قرقبانهائی هستم که بی دفاع در خون خود غلطیدند تا حافظ درختان و بیشه ها و مراتع کشور باشند.بی توجهی به مراتع کشور موجب خواهد شد بیابانها فزونی یابد و هیچ علمی برای این حجم تخریب، درمان ارزان قیمتی سراغ ندارد.جلوی فاجعه را قبل از وقوع باید گرفت.اگر جنگل ها و مراتع بکر می خواهیم باید بهای آنرا نیز بپردازیم.اعتبارات کم در این حوزه ها هیچ سنخیتی با اصل وظائف حاکمیتی منابع طبیعی ندارد.
من از سیاست همین را میدانم که با سین صابون نوشته نمی شود.اما این را در همه سالهای قبل دیده ام که یک آری نماینده به طرح ها و لوایح، میتواند منتج به قوانینی شود که بقا و توسعه پایدار مملکت را نقش بر آب کند.
روزی که تو در مقابل مردم سوگند یاد می کردی خون یکی از جنگلبانان غیور شمال کشور بر زمین جاری شد تا از کیان منابع طبیعی کشور دفاع گردد و بگوئیم همچنان بر آرمانهای خود استوار هستیم ؛که حفظ خاک برای ما اولویت اول و آخر است.سالهای جنگ برای حفظ خاک وطن جنگیدیم و اکنون نیز برای حفظ خاک جنگل و مرتع می جنگیم.با این تفاوت که در جنگ با عراق  با دشمنی جنگیدیم که شناخته شده بود اما اکنون حرکتهای زیر پوستی باعث شده دوست از دشمن تفکیک نشود . خاک، خاک است چه دشمن غصبش کند چه تعرض و تعدی و سیل و عدم پوشش آنرا از حیز انتفاع خارج نماید و چه قوانینی که براحتی انفال را به ملک شخصی افراد تبدیل کند.
آنزمان که چاه ها یکی پس از دیگری در زمین حفر می شد و آبهای زیر زمین بدون توجه به بیلان منفی به سطح زمین پمپاژ میگردید، توقع داشتیم از تصویب طرح قانونمند کردن چاه هایی که تا سال 85 حفر شده اند اجتناب گردد.اما تصویب این قانون اشتباه و غیر فنی در سال 89  موجب شد تا نه تنها چاه های حفر شده جواز بهره برداری بگیرند بلکه تا سالها پس از تصویب آن طرح ،هر چاه غیر مجازی که پس از سال 85 حفرگردید، به قبل از سال 85  منتسب شد و به آن پروانه بهره برداری دادند. مواد 45 و 54 رفع موانع تولید در سال 94 ضربات مهلکی بر پیکره منابع طبیعی،کشاورزی و محیط زیست کشور زد.
حضور برخی چهره های نام آشنا در مجلس  نهم و حضور ایشان در یکی از کمیسیون های تخصصی مجلس، نوید دلگرمی در این مسیر را می داد؛ اما با مطرح نمودن قانون حفظ اراضی کشاورزی در واپسین ساعات قبل از انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی، همه امیدها را نقش بر آب کرد.و اگر پیگیری و دلسوزی برخی افراد نبود شاید این قانون منابع طبیعی ستیز، اکنون مراحل اجرائی خود را طی میکرد.
نماینده محترم؛ من زمینی ندارم تا بخواهم مستندی بر آن نهم تا به قیمتی گزاف بفروشم یا داعیه ساخت بیمارستان و درمانگاه و بقعه و دیگر کارهای خیر در عرصه های جنگلی را هم ندارم.اما اگر با آگاهی از قوانین و مقررات منابع طبیعی پای در مجلس گذاشتی یار ما باش.ضعف ساختاری موجود و فشار مشکلات در حفظ منابع طبیعی و محیط زیست بیشتر از گذشته بر شانه های ما سنگینی می کند.
شما اگر نماینده آن تعداد از مردمان حوزه انتخابی خود هستید من نماینده حفظ انفال از سوی دولت و همه مردمان ایران عزیز هستم.
امیدوارم گوشه چشمی به لوایح نیمه کاره باقیمانده از دوره های قبل و نیز توجه به ساختارهای موجود جهت تفکیک و تجمیع و تشکیل وزارت منابع طبیعی با تکیه بر نظرات کارشناسان دلسوز  و دستگاه های تخصصی شده و مراقب باشیم که از دست رفتن منابع طبیعی و آب ،نابودی سرزمین و کوچ اجباری روستا نشینان را در پی خواهد داشت.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک


+ رودی که همیشه جاریست...

 

خیلی روزها اتفاقات گوناگون رخ می دهد و تو دوست داری برای هر یک از آنها دست نوشته ای داشته باشی اما محدودیت زمان این فرصت را عموما نمی دهد.
خبرروز گذشته در خصوص مرگ محمد علی کلی قهرمان اسطوره ای بوکس جهان از جمله آندسته از اخباری بود که راحت نمی شد از کنار آن گذشت.علیرغم اینکه گرفتار نگارش متنی برای نمایندگان جهت تشکیل کمیسیون کشاورزی و منابع طبیعی بودی اما شب تا صبح نوستالوژی های بجا مانده از سالهای دور در ذهنت رژه می رفت.و دلت نیامد تا براحتی از کنار آن بگذری.
اوایل دهه 50 بود آنوقتها بیشتر تفریح تو بازی با یک کامیون 4 چرخ  پلاستیکی بود که آنرا از وسط نصف میکردی و بعد تخته ای چوبی به آن اضافه نموده و در آخر مجدد نصف کامیون را به انتهای تخته می چسباندی و برای خودت بک تریلی درست می کردی. ورزش حرفه ای را نمیشناختی .سن 7 سالگی این چیزها را آن زمان بر نمی تافت.برادرها صبح زود ساعت 4 پای تلویزیون بودند و با شوقی وصف ناپذیر مسابقات بوکس محمد علی کلی را دنبال می کردند و تو ناخودآگاه پای نیمه ثابت همین مسابقات بودی.تلاش های محمد علی و جا خالی دادن ها، خسته کردن حریف با مشت خوردن از حریف و بالا رفتن دستهای محمد علی ،کری خواندن هایش و پیروزی های مستمر او، ،بخشی ازهمه خاطرات آن زمان است .

مسلمان شدن او و تلاش در جهت داشتن منش پهلوانی در کنار قهرمانی از او اسطوره ای ساخت که سالها آنرا با خود یدک کشید.همین جو فریزر در سال 1359 با شکست جورج الیس طی 2 تکرار قهرمان جهان شد و حتی در سال 1360 شمسی موفق به شکست محمد علی شد.اما در سال 1353 محمد علی کلی به این دور پیروزی پایان داد.جو فریزر 5 سال پیش فوت کرد .اما نقشی از او در ذهنت جای نداشت تا به عنوان یک پهلوان ذهنت را درگیر کند.
جو فریزر ، جو فورمن، کن نورتون، لئون اسپینکز و سانی لیستون قهرمانان ادوار مختلف در زمان کلی بودند اما در مقابل منش پهلوانی محمد علی کلی کار خاصی انجام ندادند که همچون محمد علی در اذهان بمانند.
برخی حرکتها برای افراد شناخته شده بیش از پیش به منش و رفتار و کردار آنها صیقل داده و خود بخود از آنها یک اسطوره می سازد.محمد علی جدای از مسلمان شدن خود که در نوع خود یک اقدام متهورانه بود، با تبعیض نژادی جنگید .از شرکت در جنگ ویتنام اجتناب کرد و بخاطر همین عمل سه سال ازمیادین قهرمانی دور افتاد اما هرگز از عقاید خود دست نکشید.اعتماد به نفس بالای او در هر مسابقه سرشار از درس هائی بود که شاید در هیچ کلاسی نتوان آموزش دید. او در سال 1377 خورشیدی سفیر صلح سازمان ملل شد.
محمد علی کلی تنها بخاطر کسب رکورد ۵۶ پیروزی، ۳۷ ناک اوت و ۵ شکست در اذهان مردم جهان جای نگرفت بلکه منش و رفتار پهلوانی او اسطوره اش کرد.محمد علی به گونه ای زیست و به گونه ای مرد که شایسته انسانهای بزرگ است .

قهرمانان با منش پهلوانی، همیشه و در همه جا در قلوب مردم جای خواهند داشت.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٧ خرداد ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک


+ به بهانه شهادت قرقبان فضل اله علی پور

لازم نیست برای تو و مظلومیت رفته بر تو بنویسم.تو نانوشته پیدائی، سکوت جنگل را صبحدم، گلوله ها شکستند. شلیک به تو شلیک به منابع طبیعی کشوربود که این روزها بی دفاع تر از قبل چوب حرمت شکنان را می خورد.تا دیروز در کنج جنگل سالده ناشناخته بودی اما امروز صدای مظلومیتت تا آن سوی مرزها شنیده شد. تو باید با مسئولیت دوستی با جنگلها مشهور می شدی،اما فوران خونت ترا به شهرت رساند.
تو آخرین رفته این راه بی انتها نیستی .همانگونه که پیروی ،غفاری،نادری ،ارغوان و ده ها شهید دیگر در دفاع از انفال، آخرین مسافران این راه نبودند.
روزهای جنگ اگر چه از خاک وطن دفاع می کردیم.اما دست خالی نبودیم.در کنار ایمان، یک کلاشینکف در مقابل توپ و تانک دشمن داشتیم.اما تو امروز درجنگی نابرابر در مقابل زیاده خواهی های دشمنان منابع طبیعی بی هیچ سلاحی
ناجوانمردانه ذبح شدی. تو رفتی تا بار سنگین مسئولیت بر شانه های همه مدیران اجرائی، قضائی و قانونگذاری که دستی بر آتش دارند سنگین تر شود.
همکار نادیده من ، برایت آرامش ابدی مسئلت دارم .و آرزو میکنم روزی فرا رسد که برای اثبات موجودیت و اهمیت جنگلها و مراتع کشور نه خونی پای بوته ها و درختان ریخته شود و نه تلاش مضاعفی صورت پذیرد.

مطلب در سایت سازمان جنگلها مراتع وآبخیزداری
 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٩ خرداد ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک


+ حسن ختام طرح منابع طبیعی ستیز در مجلس نهم

متن مصاحبه روزنامه سبزینه و اطلاعات با اینجانب در خصوص طرح قانون تغییر کاربری اراضی کشاورزی :
سوال1:
«طرح اصلاح قانون تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی » که اخیرا در کمیسیون کشاورزی، منابع طبیعی و‌آب مجلس بررسی شد و در آستانه تصویب قرار دارد، چه پیامدهایی خواهد داشت؟
این مصوبه همان قانون حفظ کاریری اراضی زراعی و باغی مصوب 1374 و اصلاحیه سال 85 میباشد.که به بهانه رفع مشکلات اراضی اختلافی مطرح شده و موجودیت سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری کشور را که پس از ملی شدن جنگل ها ومراتع  طی 5 دهه سابقه حاکمیتی بر عرصه های جنگل و مرتع دارد نشانه گرفته است.به عبارتی امور حاکمیتی زمین از سازمان جنگلها ومراتع منفک شده و به سازمان امور اراضی منتقل میگردد. واگذارى این وظیفه به سازمان امور اراضى، بازگشت به پنجاه سال قبل بوده و علاوه بر هدر رفتن سالها تلاش سازمان جنگل ها موجب سودجویى و تصرفات گسترده اى در اراضى ملى خواهد شد.
طبق ماده یک این مصوبه ، سطح تشکیلات استانی سازمان امور اراضی به اداره‌کل ارتقاء یافته و سایر ادارات‌کل و سازمان‌های تابعه همگی تحت نظارت سازمان جهادکشاورزی استان قرار خواهند گرفت. بخشی از اختیارات حاکمیتی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور از این سازمان سلب و به سازمان امور اراضی که یک واحد خدماتی و غیرحاکمیتی است واگذار می‌گردد . بر اساس تبصره 2 ماده 2 و ماده 4 مصوبه جدید به کشاورزان اجازه داده میشود حداکثر ٣٠٠ مترمربع از زمین زراعی خود را تغییر کاربرى داده و درون آن بناى مسکونى بعنوان انبار کود و سم و ادوات کشاورزی و محل استراحت و غیره احداث  کنند.حتی در پاراگراف دوم ماده یک نظرات کوچکترین واحد امور اراضی برای خیلی دستگاه ها لازم الاجرا خواهد بود. اینها بخشی از انحرافات قانونی این مصوبه است.

سوال2:
اکنون شرایط منابع طبیعی و جنگل ها چگونه است و پس از اجرای طرح مذکور چه مخاطراتی به معضلات فعلی افزوده خواهد شد.
اجازه دهید به عنوان مقدمه برخی موارد را به اطلاع شما برسانم:
شبیه همین اقدام در لایحه جامع منابع طبیعی در سال 90  اتفاق افتاد و لایحه ای که از سال 86 کار کارشناسی روی آن صورت گرفته بود در چرخشی حساب شده تبدیل به لایحه ای شد که نه تنها حفاظت عرصه های منابع طبیعی نادیده گرفته شد بلکه قصد واگذاری مراتع با هدف سرمایه گذاری در آن پر رنگ شده بود و مقرر شد تخریب های قبل از سال 65 قانونمند گردد.که پس از اعتراضات جامعه دلسوز منابع طبیعی و محیط زیست مجدد از طرف دولت از مجلس بازپس گرفته شد و پس از یکسال و اندی کار کارشناسی در سال 93 تحت عنوان لایحه ارتقاء حفاظت و تقویت ساختار و فرهنگ منابع طبیعی با امضای وزیر جهاد کشاورزی بدولت ارجاع شده است.
مجدد در حرکت ایذائی بعدی در  21 تیر 93 نامه ای با پیشنهاد سازمان امور اراضی از سوی وزیر جهاد کشاورزی خطاب به ریاست جمهوری ارسال شد که در نامه با اظهار تاسف از تهدید و تغییر کاربری عرصه های منابع طبیعی وملی در سه استان گیلان و مازندران و گلستان پیشنهادی با هدف کاهش خسارت ناشی از تغییر کاریری اراضی کشاورزی و حفظ وصیانت از این عرصه های تولید که جایگزینی ندارند،پیشنهاد شده بود تا در اراضی ملی و دولتی بالاتر از دشتها وجنگلها،نسبت به شناسائی و تملک وطراحی شهرک هائی با کاربری گردشگری(عمدتاً گردشگری داخلی) در طول نوار شمالی و جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی اقدام نماید.
این پیشنهاد هم در حالی مطرح شد که تخریب و تغییر کاربری اراضی جلگه ای ارتباطی با واگذاری مراتع بالا دست جنگلها پیدا نمیکرد.و تضمینی وجود نداشت تا با واگذاری عرصه های ملی به شهرک های گردشگری از تغییر شالیزارها به ویلا جلوگیری نمود.
با توجه به مشکلات گرمایش زمین و خشکسالی و از بین رفتن قنوات وخشکی چاه ها و خشکی تالاب ها ودریاچه ها و توسعه آلودگی های آب و هوا بایستی در فرآیند مدیریت عرصه های منابع طبیعی با دقت بیشتری عمل کرد.در کنار گوش تهران ساخت وساز در عرصه های مرتعی و زراعی بیداد میکند. و اگر فرمایشات رهبری نبود این فرآیند در حال ادامه بود.گو اینکه امکان ادامه آن همچنان وجود دارد.چرا که بخشداری و دهداری و فرمانداری و اداره برق و گاز بدون توجه به وضعیت تغییر کاربری خدمات رسانی میکنند.سابقا برای هر خدماتی از کلیه ارگانهای دخیل استعلام می شد .اما اکنون این عدم هماهنگی موجب تهدید اراضی مرتع و جنگل می گردد.تهدیدها همیشه در کمین منابع طبیعی بوده و هست.
سوال 3 :
طرح مذکور چه فرصتی را در اختیار فرصت طلبان قرار می دهد.
طراحی هر قوانینی باید مکمل قوانین دیگر بوده و تناقض وابهاماتی در قوانین موجود ایجاد ننماید.ضمن اینکه در جهت توسعه پایدار جامعه حرکت کنیم.قطعا تصویب هر قانون که این ملزومات را نداشته باشد موجب بر هم خوردن آرامش نسبی بوجود آمده خواهد شد.به عنوان مثال اراضی موسوم به 10 هکتاری که تعداد آن بالغ بر 220 قطعه می باشد با هدف توسعه جنگل دست کاشت وتولید چوب و اجتناب از فشار بر درختان جنگلی در سالهای قبل در مجاورت جنگل های شمال واگذار شده در برخی مناطق تغییر کاربری و ویلا سازی  شده که این قوانین راه را برای سند دار شدن چنین اراضی هموار کرده و این سطوح با ارزش از مالکیت منابع طبیعی خارج میگردد.
طرح چنین مسائلی حتی اگر تبدیل به قانون نشود هم خطرناک است.چرا که طبق روال عادی، زمین خواری و تجاوز به عرصه های منابع طبیعی فراوان است .حال چه به این برسد که بگوئیم میخواهیم برای متخلفین هم راهکار قانونی ارائه دهیم. این مصوبه به تجاوزات آن دسته از اشخاصی است که تا سال 1385 برخلاف قانون ، اراضی ملی کشور را  تصرف کرده اند مشروعیت میدهد.ضمن اینکه مشخص کردن هر تاریخی نشان داده که تخلفات را تشدید کرده اما هیچگاه پایان بخش مشکلات نبوده است.چرا که تخریب و تجاوز پایانی نداشته و هر روز هم بیشتر شده است.


سوال 4 :
این طرح برای کشاورزان در تصرف اراضی طبیعی چه فرصتی فراهم می کند.
بسیاری از متصرفین ومتعرضین و زمین خواران منتظر چنین داستانی هستند تا در اولین فرصت دست به تبدیل اراضی زده تا در اولین فرصت تقاضای خود را در تبدیل اراضی تقدیم کنند.
قوانین سازمان جنگل ها ،مراتع وآبخیزداری در یک فرایند چند دهه ای به اینجا رسیده که برخی نقائص نیز در لایحه جامع منابع طبیعی رفع شد .اینکه به یکباره و خارج از عرف و شرع و قانون اقدام به انجام چنین حرکتهای غیر کارشناسی بزنیم خود جای تردید باقی نمیگذارد که در پشت پرده این مصوبه اهداف خاصی دنبال می گردد.بخاطر درصد پائینی از موارد اختلافی نمی توان الباقی اراضی را در معرض خطر قرار داد.
آن بخش از مواد مورد نظر طراحان این مصوبه که به بهانه رفع مشکل مردم آمده است در قانون حفظ کاریری اراضی زراعی و باغی مصوب 1374 و اصلاحیه سال 85 بصورت کاملتر وجود دارد.
نگارش یکطرفه مصوبه به کرات در ماده 26 که عواید مالی را تماما به جیب سازمان امور اراضی میریزد یا ساخت مستحدثات در اراضی زراعی مشهود است.
در بخشی از مصوبه مذکور ساختار تشکیلاتی سازمان جنگلها که دولت در قانون برنامه چهارم و نیز لایحه اصلاح شده منابع طبیعی بدنبال تقویت آن می باشدتضعیف میگردد.
سوال 5:
این مصوبه آیا با گفته های رهبر در هفته منابع طبیعی و تاکید بر حفظ منابع طبیعی مغایرت فاحش ندارد.
رهبری در سال 93 تاکید کردند که تخریب عرصه ها بایستی جرم محسوب شده و تعقیب قانونی داشته باشد.اما تصویب  قانون حفظ اراضی کشاورزی نه تنها مجرمین و متجاوزین به عرصه های منابع طبیعی را تحت تعقیب قرار نمیدهد بلکه به آنها به پاس چنین تعرضی سند نیز خواهد داد. سوال اینجاست که تخریب قبل از سال 85 جرم نبوده .آیا مفهوم زمین خواری چیز دیگری است؟
در جای دیگری به بهانه دست اندازی به اراضی میفرمایند:" اجازه ندهیم کسانی بیایند با دست‌اندازی به زمینهای گوناگون اطراف شهر و حومه‌های شهر و مناطق خوب، ثروت عمومی را به‌نوبه‌ی خود تبدیل کنند به ثروت شخصی. این ثروت عمومی را تبدیل کنند به ثروت شخصی خودشان، خیلی رنج‌آور است!. اوّل میروند اجازه میگیرند، یک تأسیساتی در انتهای یک زمین درست میکنند؛ بعد که انتهای زمین مال آنها شد، همه‌ی سطح زمین به‌طور طبیعی قابل نقل‌وانتقال خواهد شد."
این دغدغه و نگرانی رهبری ناشی از همین اهمال کاری ها می باشد.


سوال6:
آیا طرح کذایی مجلس باعث مسکوت ماندن طرح کاداستر نخواهد شد.
کاداستر، سیستم مدیریت الکترونیکی املاک واراضی است که با مکانیزه کردن خدمات ثبتی، ثبت سنتی را به سمت ثبت نوین هدایت می کند. سند تک برگی که اخیرا صادر میگردد به همین منظور میباشد وکاداستر در عرصه های منابع طبیعی در واقع ممیزی اراضی ملی از مستثنیات بوده که موضوعی بسیار حساس است که در نهایت به همه عرصه های منابع طبیعی سامان داده و مانع از زمین خواری خواهد شد.در حال حاضر بالغ بر 90 درصد عرصه های ملی دارای سند مالکیت بنام دولت بوده که بایستی بصورت کاداستر درآید.در شرایط کنونی تلاش بر حذف اختلاف بین نقشه های جدید و قدیم و اصلاح نقشه ها می باشد.در صورت تغییر در سطوح و اراضی منابع طبیعی و تصویب این قانون در مجلس خبرگان، قطعا این بلاتکلیفی و اعتراضات مستمر موجب بر هم خوردن نظم نسبی بوجود آمده خواهد شد. و جالب اینجاست که پایانی هم بر زیاده خواهی ها نخواهد بود.

سوال7:
در مجموع چه چشم اندازی را می توان پس از این قانون برای منابع طبیعی متصور شد.
اجازه دهید یک مثال بزنم؛ در سال 1370 قانونی مصوب شد بنام مواد 147 و 148 قانون اصلاحی ثبت که به افرادی که بنچاق و دست نوشته و سند عادی در مورد اراضی زراعی و املاک داشتند سازمان ثبت اسناد و املاک سند مالکیت میداد.این قانون فکر میکنم تا سال 83 ساری و جاری بود.به شهادت کارشناسان ادارات ثبت و دیگرافراد حقوقی ،  عمده تقاضا ها و دست نوشته ها مربوط  به تاریخ 1369 تنظیم و تقدیم اداره ثبت محل میشد.این یعنی سوء استفاده از قانون .چرا که بسیاری از افراد با آگاهی از این قانون اقدام به تنظیم دست نوشته  نموده و سند اخذ میکردند.در سال 85 نیز توسط مجلس مصوب شد که چاه هائی که قبل از سال 85 حفر شده مجاز به دریافت پروانه بهره برداری می شوند .فکر میکنید چند هزار چاه به بهای همین قانون بد در کشور آبهای زیر زمینی را مکیدو این تشنگی را نصیب مردمان کرد؟ سال 92 من خود در کارخانه یکی از دوستان حضور داشتم وچاه آبی در گوشه کارخانه رویت کردم و چون از قبل میدانستم تا آن تاریخ چاه آب نداشتند، موضوع را جویا شدم .ایشان گفت با مشورت امور آب و هماهنگی این چاه را حفر کردم.
جامع نگری با محوریت حفظ منافع ملی ایجاب میکند که وزارت جهاد کشاورزی تا مادامی که چمپره بر ساختار منابع طبیعی کشور دارد و بر این سازمان حکمرانی می کند قادر به دفاع از موجودیت منابع طبیعی باشد واجازه ندهد دیگر سازمان ها به بهای سلب مسئولیت و مدیریت 80 درصد از اراضی کشور راه را برای تداخل وظایف و آشفتگی در اجرای قانون هموار نمایند.

ضمن تشکر از جنابعالی در صورتی که نقطه نظری دارید بیان نمایید.

این روزها با توجه به وجود مشکلات عدیده در سر راه منابع طبیعی کشور، درگیر نمودن سازمان جنگلها ، مراتع و آبخیزداری با مباحث مطروحه سالهای اخیر در مباحث باغ شهر ، لایحه تحریف شده منابع طبیعی ، اراضی شیبدار ، طرح گردشگری در مراتع شمال و اکنون هم این مصوبه به استناد اصل 85 قانون اساسی ، صرفا تضعیف این سازمان بوده و استفاده ابزاری از زمین ، زمینه زمین خواری را تشدید نموده ومنافع ملی کشور را تهدید خواهد نمود.
منابع طبیعی مال بنده و امثال بنده نیست .برخی رجال و نمایندگان اگر نگران تعداد محدودی پرونده اراضی اختلافی و تعدادی از مردمان حوزه انتخابی خود هستند؛ بنده و امثال بنده  نگران و پاسخگوی همه آحاد جامعه می باشیم.فرزندان این مرز و بوم باید حق حیات داشته باشند چه در بشاگرد ، چه در قلب پایتخت.برخی افراد با آگاهی از برخی قوانین ومقررات و ضعف های موجود نظارتی و اجرائی در دستگاه های حاکمیتی سعی در بر هم زدن معادلات موجود داشته تا بلکه مدیریت یکصد ساله سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری را بر عرصه های جنگل و مرتع و قوانین 50 ساله منابع طبیعی را نادیده بگیرند.
 مادامی که سازمان مهمی چون جنگل ها ، مراتع وآبخیزداری در زیر مجموعه وزارت جهاد کشاورزی قرار داشته باشد هر روز باید شاهد همین داستانها باشیم.چرا که وزیر جهاد هر زمان با دستورات بالا به پایین در پی اعمال نظرات خود خواهد بود .که اگر چنین نبود طی چند سال اخیر در سازمان جنگل ها،مراتع وآبخیزداری چند رئیس سازمان عوض نمی کردند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ خرداد ۱۳٩٥
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::