+ همایش ملی آلودگی آب

آب آشامیدنی سالم و پاک یکی از مهم‌ترین نیاز‌های اساسی انسان‌ها است. آب مایه حیات است، اما آلوده شدن آب می‌تواند منشا ویرانی و تباهی باشد.

آلودگی آب عبارت است از تغییر مواد محلول یا معلق یا تغییر درجه حرارت و دیگر خواص فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیکی آب در حدی که آن را برای مصرفی که برای آن مقرر است مضر یا غیرمفید سازد.

نا به عادات متفاوت نزد خانواده های ایرانی ورفاهیات موجود، مصرف آب وتولید فاضلاب ارقام متفاوتی داشته به نحوی که میزان مصرف سرانه آب بر بنیاد نظرات مدیر عامل شرکت سهامی مهندسی آب و فاضلاب  حدود 170 تا 180 لیتر در روز  بوده اما بر بنیاد ارقام شرکت سبزان محیط مجری سیستم های تصفیه فاضلاب در شهر تهران مصرف آب حدود 320 لیتر در روز ودر دیگر شهرها 200 لیتر ودر شهرهائی چون یزد 100 لیتر  میباشد.البته این ارقام متوسط مصرف بوده که کمینه وبیشینه آن با این ارقام تفاوت بیشتری را نشان میدهد.که یکی از علتهای مصرف بالا جدای از عادات موجود نشت از اتصالات فرسوده موجود در شبکه توزیع بوده که عدد این اتلاف بالغ بر 25 در صد در برخی منابع اعلام شده است.

ما  از این میزان آب مصرفی  بین 100 تا 200لیتر سرانه تولید فاضلاب بوده که متوسط 150 لیتر تولید فاضلاب برای هر ایرانی با توجه به عادات موجود عدد شناخته شده تری بوده وغالبن در محاسبات نیز همین رقم در نظر گرفته میشود.حجم فاضلاب تولیدی  برای کل کشور حدود 10 میلیون متر مکعب در روز میباشد.

هر وقت سخن از آب آلوده به میان آید، به دنبال آن کلمه بیماری نیز به ذهن راه می یابد. آلودگی آب چه به صورت آلودگی بیولوژیک (وجود میکروب های بیماری زا)، چه به صورت آلودگی شیمیایی (به همراه داشتن عناصر و ترکیبات زیان آور شیمیایی) و چه به صورت های دیگر سبب ایجاد بیماری ها و اختلالات متعددی در انسان می گردد.



هدف اصلی این همایش، پر رنگ کردن مسائل جریان و آلودگی آب و بررسی شیوه های حفظ آب پاک در مناطق مختلف کشور می باشد، تا فضایی فراهم آورد که در آن تجارب و مشاهدات پژوهشگران و دست اندرکاران صنعت در مواجهه با آلاینده های زیست محیطی و پالایش آن در اختیار علاقه مندان قرار گیرد.

اطلاعات بیشتر

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱٠ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ کلاس درسی که استاد نداشت!

امروز به بهانه برگزاری مراسم یادبود استاد کامبیز بهرام سلطانی به همراه خانواده، دوستان؛ همکاران و برخی مدیران و کارشناسان سازمان محیط زیست در سالن اجتماعات جامعه مهندسین مشاورگرد هم آمدیم.


این مراسم که همانند خود استاد که ایده ها وافکارش با دیگر هم قطاران و مدیران حوزه محیط زیست غریب بودبا همه مراسم های مرسوم دیگرمتفاوت بود .کامبیز در 19 بهمن 1328 در تهران بدنیا آمد.اصالت والدینش بنا به گفته دوستان به گرگان بر میگردد.پس از دیپلم به آلمان رفت ودر سال 1358 در رشته مهندسی بهسازی ومحیط زیست از دانشگاه هانوفر فارغ التحصیل شد.شروع تحصیل او در مقطع دکتری مصادف با جنگ ایران وعراق شد که او ترجیح داد در کنار خانواده به ایران بازگردد.در سال 1362 به استخدام بخش تحقیقات سازمان محیط زیست در آمد.ولی بدلیل ناسازگاری شرایط سازمان با روحیات او در سال 1369 با اخذ استعفای خود از آن سازمان بیرون آمد.و در شرکت مهندسین مشاور رویان مشغول کار شد تا سال 1388 که بازنشسته گردید. از وی تعداد 8 کتاب چاپ شده ویک کتاب چاپ نشده باقی مانده است.به گفته یکی از دوستان استاد این کتاب آخر قرار بود در کشوری دیگر چاپ گردد.
مهندس مهدی زرعکانی  ؛ مهندس محمد حامدی رئیس هیئت مدیره ومهندس علی مرزوقی مسئول محیط زیست شرکت رویان  ونیز مهندس محمد درویش و همسر استاد مطالبی را در رثای او گفتند که براستی عنوان این مطالب چون برخواسته از احساسات بود بر دل نشست.

این مراسم در واقع یک کلاس درس بود ؛کلاسی که نه به اجبار بلکه با اختیار همگان را پای صحبت ها تا پایان آن نشاند. واین صحبت ها اشک برخی را درآورد و به برخی  تلنگری جهت توجه به محیط زیست وطن بود و به برخی نشان داد که دوستی تا چقدر میتواند عمیق باشد تا موجب شود دو ماه یک همکار در مقام یک برادر ویک دوست در کنار استاد بوده وبغض به او امان ندهد تا این شعر را تقدیم او نماید.شعری از سیاوش کسرائی که به قول راوی علی مرزوقی انگار سالها پیش برای استادکامبیز سروده شده بود.  
بود در کشور افسانه کسی

 شهره در نه گفتن

نام می خواهی ؟ نه

 کام می جویی ؟ نه

تو نمی خواهی یک تاج طلا بر سر ؟ نه

تو نمی خواهی از سیم قبا در بر ؟ نه

مذهب ما را می دانی ؟ نه

خط ما می خوانی ایا ؟ نه

نه ‚به هر بانگ که بر پا می شد

نه ‚به هر سر که فرو می آمد

نه ‚به هر جام که بالا می رفت

نه ‚به هر نکته که تحسین می شد

نه ‚به هر سکه که رایج می گشت

روزی ایینه به دستش دادند

 می شناسی او را ؟

آه آری خود اوست

می شناسم او را

 گفته شد دیوانه است

سنگسارش کردند

بی گمان هر شنوندهای که این شعر سیاوش کسرایی را می شنود اگر آشنایی کوتاهی با کامبیز بهرام سلطانی داشته باشدتائید خواهدنمود که  این شعر وصف زیبایی از شخصیت و نحوه زندگانی و در نهایت سرنوشت اوست.
 همه حضار تصدیق می کنند که نام خواهی و و نمایش و فرم گرایی و بی توجهی به محتوا از گرفتاری‌های امروزین جامعه ایرانی است هر کس برای خود لقب و عنوانی در آشفته بازار موجود می تراشد یکی پدر محیط زیست ایران است و دیگری بنیانگذار آن ولی کامبیز بهرام سلطانی حتی ابا داشت تا عنوان کند که نقش موثری در تهیه طرح درس برای رشته محیط زیست در ایران داشته و شاید تنها محیط زیست خوانده جمع اساتید ی بود که برای نوشتن طرح درس این رشته  دور هم جمع شده بودند .آیا از سیل بیشماری که امروزه ازدانشکده‌های محیط زیست ایران فارغ التحصیل می شوند کسی بهرام سلطانی و نقش اورا در بنیان گذاری رشته تحصیلی خود می داند .نه چون کامبیز نام خواه نبود.
در زمانه ایی که از هر وسیله برای ترقی و کسب عنواین استفاده می شود    کامبیز تاج طلایی نیز بر سر نمی خوست .حداقل دوستان قدیم کامبیز اطلاع دارند که ارادت شاگرد گونه ریاست وقت سازمان حفاظت محیط زیست به بهرام سلطانی که ساعت 6 صبح برای آموزش  محیط زیست قبل از وقت اداری دیدار داشتند می توانست چه تاجی از طلا برای وی به همراه داشته باشد و تنها استفاده بهرام سلطانی از این موقعیت در خواست خواهش برای موافقت استفاء ی خود در شرایطی بود که پیشنهاد پست نمایندگی  سازمان حفاظت محیط زیست  در کنواسیون‌های بین المللی رادر جیب داشت.مهم این است که کامبیز می توانست و نخواست تاجی از طلا داشته باشد چون به مبانی اندیشه خود پایبندو صادق ومتعهد بود اوموضوع مهم داشتن یا بودن در نوشته‌های اریش فروم را درک کرده بود و به بودن فکر می کرد. و توانست تا آخرین لحظات زندگی  در برابر داشته‌ها مقاومت نماید.
کامبیز برای کسی جامی بالانبرد حداقل نوشته‌های تند و نقد‌های اصولی او دوست و دشمن نمی شناخت کافی است به نوشته‌های 20 سال اخیر او مراجعه شود تا ثبات اندیشه‌های او و ذره ایی  عدم عدول از اصولی که به آن پایبند بود مشاهده شود در این مورد لا اقل هر که با کامبیز دوست بود نقد او را نوش کرده بود چه رسد به دیگران.
از سکه رایج و اهل آن بودن در شرایط موجود نیازی به سخن نیست که حداقل بازار سکه سکه است.ولی کامبیز بهرام سلطانی اهل سکه رایج نبود در شرایطی که او و دوستان همکارش از اولین بنیان گذاران دفتر آثار و پیامدهای توسعه که بعد‌ها به دفتر ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان حفاظت محیط زیست تغییر نام داد بود و جزو گروه نویسندگان اولین دستورالعمل های ارزیابی زیست محیطی کشور محسوب می شد وقتی مطالعات ارزیابی زیست محیطی سکه بازار کارشناسی شد  امضاء کامبیز فقط در معدود مطالعاتی از این قسم مشاهده شد.
از دیگر تشباهات موجود در این قطعه به لحاظ ملاحظات موجود و زمان اختصاص داده شده به اینجانب عبور می کنم اما شباهتی که دراین شعر بیشتر نظر من را نسبت به کامبیز بهرام سلطانی جلب نمود بیت آخر شعر و عبارت سنگسارش کردند می باشد .اصولا می توان بارزترین تفاوت  جوامع سنتی و مدرن را تحمل سخن نودانست  در جوامع سنتی هر حرف نو به سخترین عقوبت تبیه می گرددموضوعی که امروزه جامعه شناسان تحت عنوان نخبه کشی و خود کامگی از آن در نوشتار خود استفاده می نمایند   .سرنوشت بهرام سلطانی نیز بی شباهت به مرد ساکن شهر افسانه این شعر نبود چون نخبه کشی رسم دیرینه ماست از این رو و سرخوردگی از نبودن گوش شنوا برای حرفایش وی را به تبعیدی ناخواسته به دنیای مجازی در اینترنت  واداشت و تقریبا دو سال  آخرعمر گرانبارش به تهیه مطلب برای سایت‌های  محیطی زیستی گذشت چون در دنیای واقعی سنگسارش کرده بودندچون تحمل مردی که در تمام پروژه‌هایی که در آن مشغول بود و  این جمله را تکرار می کرد که کارفرمای من ایران است دشوار بود. و از این رو در محافل رسمی کمتر حاضر می شد.
 در انتهابه یاد سخنرانی های  و نقدهایش در همین سالن می توان گفت:
گل به گل سنگ به سنگ این دشت
یادگاران توند
رفته ایی اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران تواند
 
و اما محمد درویش همانند دیگر نوشته های دل نشینش براستی حق  خود را در قبال یک دوست ادا کرد.عین مطلب او را در سایتش جستجو کنید.
دکتر اصغر محمدی فاضل دوست وهمکلاس عزیز مان که معاونت محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست را عهده دار است به پاس پیشنهاد مهندس زرعکانی در نصب یک تابلو در مدخل تالاب میانکاله؛ وعده نامگذاری ساختمان جدید محیط بانی میانکاله را به نام استاد کامبیز بهرام سلطانی داد تا همه حضار این تصمیم را با دست زدنی مرتب حمایت کنند.

در پایان جا دارد یادآوری کنم که خیلی افراد در نبودشان منشا اثر بوده که این اثر میتواند نزدیکی دلها یا دیدن افرادی باشد که در یک فصل مشترک قرار داشته وآن هم نوشتن با یک قلم برای نجات منابع طبیعی و محیط زیست وطن باشد.دیدن مهندس حسین عبیری گلپایگانی، آقای احمد پازوکی،خانم تینا قضاتی ، دکترناصر کرمی، خانم مژگان جمشیدی ،مهندس معین الدین، مهندس شکوئی، مهندس ، مهندس محجوب و دیگر دوستان از همین دست بود.

در هجوم تشنگی، در سوز خورشید تموز

 پای در زنجیر خاکِ تفته می‌نالد گَوَن

 روزهـا را مـی‌کنـم، پیمــانه، با آمـد شدن

 غوک نی زاران لای و لوش گوید در جواب:

 چند و چند این تشنگی خود را رها کن همچو ما

 پیش نه گامی و جامی نوش و کوته کن سخن

 بوته‌ی خشک گَوَن در پاسخش گوید: خَمُش!

 پای در زنجیر، خوش‌تر، تا که دست اندر لجن



نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ; ۸ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ لینک دوستان جدید

سال پیش  لینک دوستان فعال در مباحث محیط زیست ومنابع طبیعی  را با ادبیاتی طنز گونه در وبلاگم قرار دادم که بازخوردهای متفاوتی داشت.برخی نکاتی را عنوان که منجر به تغیراتی در آنها شد وبرخی هم خیلی استقبال نمودند که در نهایت اسامی این عزیزان درج شد.

از اینکه نام افراد جدید را در وبلاگ قرار ندادم صرفا گرفتاریهای روزمره بوده وعلت دیگری چون بی توجهی به دیگران یا به عبارتی ندیدن دیگران نبوده است.چرا که وقتی جمعیت این عزیزان به عدد پنجاه هم نمیرسد نشان ازکمبود همین جمع معدود داردو اگر همین جمع هم به یکدیگر بی توجه بوده یا نگاهی ارباب ورعیتی بهم داشته باشیم؛ قافیه را باخته ایم. معنای لینک دادن هم چیزی جز دسترسی آسان به دیدن صفحات زیست محیطی نیست. امروز این کار انجام شد وفهرست دیگر قلم بدستان این حوزه دروبلاگ قرار گرفت. این تنها کار کوچکی است که کمک به شناخت بیشتر فعالان این حوزه میکند.حوزه ای که این روزها بیش از پیش در اولویت های پیش روی مدیران  موقعیت خود را از دست داده ودیری نخواهد پایید از هم پاشیده شود.برای همه آنها که از وقت خود وزندگی خود برای آگاهی بخشیدن وروشنگری  در فضای تاریک زیست محیطی وطن تلاش میکنند آرزوی توفیق بیشتر دارم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ ; ٦ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


+ trip to Brazil

‘Green bloggers: win a trip to Brazil to cover World Environmental Day 2012, on June 5!’
The United Nations Environment Program (UNEP), in partnership with TreeHugger, is yet again sponsoring a free trip to Brazil for a winning blogger to write, blog and tweet about World Environment Day.Bloggers are invited to enter competition via online submissions of blog articles on the Green Economy. The top ten bloggers, selected by a UNEP-TreeHugger jury, will be invited to a second round of blogging – blogdown

The winner of this online showdown (blogdown) will be determined by an online community via the World Environment Day website. Readers will ‘like’ any of the posts in order to win an extra vote for their favourite blogger.The blogger who accumulates the most votes by the end of April 2012 wins the competition and will be invited to blog about World Environment Day in Brazil

More information 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۳٠ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ بدنبال هوای پاک

در آستانه روز(هفته) هوای پاک قرار داریم .از این روزها وهفته های نمادین در ایام مختلف و توسط ارگانها وسازمانهای متفاوت هیچ بی بهره نبوده ونیستیم.اما نکته قابل تامل این است که هیچ به فکر ارزیابی همین مناسبتها نبوده  ونمیدانیم اجرای چنین روزهای نمادین چه نقشی در بهبود روند رو به رشد شاخص های سلامتی یا رسیدن به اهداف ما داشته است.

آلودگی شهر تهران در 10 ماه گذشته و پاکی روزهای پاک این کلان شهر تنها طی 2 روز از 300 روز گذشته نشان از بی توجهی به روزهای پاک داشته است.چرا که تنها با شعارهای کلیشه ای اصل ماجرای محیط زیست وسلامتی را فراموش کرده ایم.ودر زمانه ای که فاضلاب بجای آب به صیفی کاریهای جنوب شهر داده میشود، آزبست هنوز سر سفره های مردم شهر وجود دارد، امواج ناشناس در جهت کنترل ماهواره ها سردرد های شدید وامراض ناشناس دیگر را بوجود میآورد،هیچ نظارتی بر روند کار رستوران های واقع بر سر راه آب شرب مردم تهران در جاده چالوس وجود ندارد، آلودگی ناشی از مصرف بنزین غیراستاندارد و بروز ده ها درد بی درمان وبی نشان ؛ مجالی برای توجه به این مناسبتها نمیگذارد.

پی نوشت: "نمادین" یعنی ریاست سازمان محیط زیست سوار بر دوچرخه درپارک چیتگر بدنبال توسعه و تبلیغ استفاده از دوچرخه باشند.اما یک مسیر دوچرخه رو در سطح شهر وجود نداشته باشد واگر یک نفر اراده کند و مرتکب چنین اشتباهی در اتوبانها یا خیابانهای شهر شود برای همیشه نادم خواهد بود.البته اگر زنده بماند.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; ٢٥ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مدل جدید تصرف وتخریب

ماجرای نبود یک حاشیه امن برای سازمانی استخوان دارچون جنگلها؛ مراتع وآبخیزداری  از سوی کارشناسان فن به لحاظ قرار گرفتن در زیر مجموعه وزارت جهاد کشاورزی بارها عنوان شده است.


مشکلاتی که به ناهمگونی این سازمان به عنوان یکی از سازمانهای زیر مجموعه وزارت جهاد سازندگی صحه گذاشته و در برخی موارد به نحوی بروز و ظهور مینماید که عملا ماهیت حاکمیتی این سازمان را زیر سوال میبرد.
 در خیلی موارد وظایف وزارت جهاد با سازمان جنگلها بنا به نوع فعالیت در تضاد بوده که نمونه بارز آن توسعه کشاورزی به بهای تخریب منابع طبیعی میباشد.
بحث درختکاری در اراضی شیبدار و مستثنیات به عنوان یکی از طرح هائی است که از سوی وزارت جهاد کشاورزی اخیراَ و طی یکی دو سال گذشته اجرائی شده است. ملاک عمل این طرح نیز صرفا اراضی زراعتی مردم بوده که در شیبدهای تند قرار گرفته است. اما در استان کرمانشاه به نحوی اجرا شد که ریاست جهاد کشاورزی استان پا را از اراضی  شیبدار و زراعت های رها شده فراتر نهاد و مجوز تعرض به اراضی ملی را با توسل به قدرت و جایگاه خود صادر کرد.


اجرای این طرح  در استان به نحوی اجرا شد که ظرف مدت 2 سال کلیه اراضی مرتعی که از تعرض مصون مانده بود تبدیل به کشت نهال های درختان مثمر شد.
اجرای این طرح همانند طرح کشت علوفه در اراضی زراعی شیبدارکه بنا به نبود بارش و اقتصادی نبودن بصورت رها شده در آمده بایستی در زراعت های رها شده انجام میشد اما اصرار رئیس جهاد کشاورزی استان کرمانشاه موجب شد تا بالغ بر یکصد هزار از مراتع مرغوب این استان در شهرستانهای جوانرود، پاوه و دیگر شهرستانها تبدیل به کاشت درخت گردد.حال آنچه موجب حیرت است تلاش نماینده دولت در کمک به تبدیل اراضی مرتعی گردیده است واین در حالی است که غالب زارعین حاضر به کشت این درختان در اراضی شیبدار خود نشده واین به معنای فراموشی  اصل ماجرا و توسعه باغات در اراضی منابع طبیعی ومراتع بوده که کمک شایانی به تصرف این اراضی نموده است.این حرکت یکی دیگر از دلایل عدم انطباق وظائف سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری با وزارت جهاد کشاورزی میباشد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ ; ٢٥ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ صدای پای آب

ماجرای توقف سد سازی و عدم آبگیری سد های مشرف به دریاچه ارومیه را اینجا دنبال کنید.شاید این دروغ راست باشد!

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ٧ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ هوای فردا دودآلود با اندکی هوا برای تنفس

آمارها نشان می دهد از ابتدای سال جاری تاکنون هوای تهران 105 روز در شرایط سالم ، 164 روز ناسالم ، 3 روز بسیار ناسالم و 2 روز در شرایط "پاک "بوده است.

سال پیش هم همین مشکل را با اندکی تفاوت داشتیم .سالها پیش در اقدامی مهم از سوی دولت کلیه سرویسهای ادارات جمع آوری ومقرر شد مبلغ این سرویسها بصورت نقدی (خشکه) به کارمندان پرداخت گردد.این حرکت موجب شد در هر اداره یا نهادی بجای یک اتوبوس با 40 نفر سرنشین،  40 خودرو شخصی جایگزین یک اتوبوس گردد. پارکینگ برخی ادارات که تا قبل از این طرح خالی از خودرو بود، پر شد از مدلهای مختلف خودرو و این موضوع از یک سو مصرف سوخت را فزونی بخشید و از سوی دیگر ترافیک را در شهر افزایش داد ودرنهایت موجب تشدید آلودگی شد .یکی از کارهای غیر کارشناسی که نیاز به آزمون وخطا نداشت وهمانزمان خیلی از افراد وکارشناسان بدان خرده گرفته وعواقب آنرا گوشزد کردندهمین طرح بود. اما افسوس که مثل خیلی کارها بایستی هر حرکتی را برخی رجال به شخصه تجربه نمایند و تدبیر، تجربه وعاقبت اندیشی هیچ جایگاهی در تصمیمات ایشان ندارد.جالب اینکه شورای عالی ترافیک  در هفته ای که گذشت ادارات را ملزم به راه اندازی مجدد سرویسها نموده که این دال بر تصمیمات غیر کارشناسی قبلی مبنی بر حذف سرویس ها میباشد.زنهارهای نویسنده در خصوص این نابخردی در سال 89 را اینجا دنبال کنید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; ٢ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مرگ خاموش در پایتخت

این روز ها هوای تهران روزهای آلوده ای را داشته که نمونه آنرا نیز در سال 89 در همین زمان شاهد بودیم.وضعیت اسفناک در دور بودن از شاخص های سلامتی شهر تهران زمانی بیشتر نمود داشته که چند روزی از تهران خارج شوی و وقتی در غیاب دود تهران نفس میکشی تازه پی به شدت آلودگی خواهی برد.از سوی دیگر وجود امواجی که هر از چند گاهی بنا به مناسبات صیاصی یا سلیقه ای با یک دکمه فعال میگردد تا کانال های تلویزیونی غیر قابل قبول برای برخی افراد از دسترس خارج گردد مزید بر این شدت آلودگی میباشد.این یعنی سر دردهای شدید برای همه افراد جامعه.این معضلات در هنگام دوری از تهران بروشنی و راحتی قابل احساس بوده وبه محض برگشت به این کلان شهر آثار آن مجدد نمایان میگردد.


بد نیست بدانید مطابق گزارش بانک جهانی در سال ۱۳۸۲ بیش از 8000 نفر در تهران به دلیل آلودگی هوا جان خود را از دست داده اند. این در حالی است که در فاصله سال های ۸۲ تا ۸۵، نه تنها از میزان مرگ بر اثر آلودگی هوا در تهران کاسته نشده، بلکه تنها در آبان ماه سال ۸۵، آلودگی هوای تهران به اندازه نیمی از تمام سال ۸۲ قربانی داشته است.  این داستان برای کسانی که سابقه بیماری قلبی داشته ودر این کلان شهر بناچار تردد میکنند براحتی محسوس میباشد.
دکتر اسماعیل کهرم هم یکی از محیط زیستی هائی است که خودش فدای این آلودگی شده است. وریه های خود را به تیغ جراحی سپرده است.اینجا
توسعه حمل ونقل عمومی از یک سو و افزایش قیمت بنزین و رعایت استانداردهای خودرو سازان از سوی دیگر بایستی موجبات کاهش آلودگی را طی سالی که گذشت فراهم نماید .اما این مهم به انجام نرسیده وبنظر سازمان محیط زیست با توجه به وظائف حاکمیتی خود نتوانسته الزامات لازم دراستاندارسازی تولید بنزین داخلی را فراهم نماید.مسئله مهمی که شاید در این وادی دم ودود کمتر به آن توجه شده است.

آلودگی هوا عبارتست از وجود هر نوع آلاینده اعم از جامد، مایع، گاز و یا تشعشع پرتوزا و غیرپرتوزا در هوا به تعداد و در مدت زمانی که کیفیت زندگی را برای انسان و دیگر جانداران به خطر اندازد و یا به آثار باستانی و اموال خسارت وارد آورد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ نفس کره زمین به شماره افتاد

ماجرای ساخت عظیم ترین سد جهان در کشور برزیل از دهه نود میلادی کلید خورد که بدلیل مخالفت وشکایت برخی تشکلهای مردم نهاد زیست محیطی کار به جائی رسید که قاضی در ماه دسامبر سال جاری رای به عدم ساخت سد داد.اما در آخرین دادگاه در جمعه گذشته 25 آذر قاضی مارتینی((Carlos Castro Martins اعلام کرد آغاز ساختمان سد بلو مونته بر روی رودخانه ژینگو برای ماهیگیران بومی و زندگی حاشیه نشینان این رودخانه تهدیدی نخواهد بود .
در حکم این دادگاه آمده که دلایل فعالان محیط زیست تنها یک فرضیه در تخریب سرزمین بوده وبایستی دید پس از اجرای سد چه مشکلی پیش خواهد آمد.


ساخت این سد جنگلهای آمازون را که ریه های تنفسی جهان به شمار میآید را نشانه رفته و زندگی بسیاری از جوامع محلی را نابود خواهد کرد.این در حالی است که سد عظیم «Belo Monte »بر روی رودخانه «Xingu»، در قلب جنگلهای آمازون در برزیل سومین سد عظیم جهان خواهد بود که اعتبار ساخت آن  10 میلیارد دلاربوده که نتیجه کار منجر به تولید 11000 مگاوات برق جهت تامین برق 23 میلیون نفرو جذب 200000 نیروی انسانی خواهد شد .این سد از جمله زیر ساخت هایی است که موجب تخریب و حذف بخش بسیار بزرگی از جنگلهای آمازونی در برزیل خواهد شد. جنگلهائی که در آن هنوز انسانهائی بروش دوره پارینه سنگی زندگی میکنند.

نکته قابل تامل اینکه در کشور ما با نگرشی متفاوت تشکل های زیست محیطی بدنبال مقابله با سد سازی بوده وآن اینکه اخبار ساخت سد پس از اجرای سد درز پیدا کرده ودیگر اینکه ملاحظات زیست محیطی انجام نشده یا در دل وظائف پیمانکار گنجانده میشود به نحوی که پیمانکار هم کار ساخت سد را انجام میدهدو هم ملاحظات زیست محیطی را میبیند.که البته بعید است ببیند.اما در ساخت سد بزرگ برزیل 40 مورد ایتم برای پیمانکار گنجانده شده تا بدانها عمل نماید.بد نیست بدانیم یکی از مهمترین اثرات سو’ سد سازی قطع ارتباط زیستگاه موجوداتی است که در این مسیر در جهت بقای نسل وزاد آوری در تردد هستند.بحث گرمایش زمین وتخریب جنگلها در آمازون بحث های دیگری است که از سوی فعالان محیط زیست مورد بحث میباشد تا این سد ساخته نشود.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; ٢٧ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد

عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::