+ مرگ خاموش جنگل ومرتع

نشان دادن تخریب اراضی جنگلی، قطع درختان، شخم اراضی مرتعی و جنگلی و هر نوع تعرض به این طبیعت بی پناه با اهداف مادی تحت عنوان چند فیلم مستند و سینمایی از سیما پخش شده که نشان دادن همین میزان از قاچاق چوب و یک شبه ره صد ساله را در جمع اندوزی ثروت از نشان ندادن آن بهتر است. ولی درعمل زوایای تاریک و روشن این مهم آنجا پدیدار می گردد که در خیلی مواقع تخریب خاموش اراضی جنگلی و مرتعی در بلندمدت خود را هویدا می کند. به عبارتی گرچه وجود برخی افراد سودجو، فرصت طلب، رانت خوار و غیره با عناوین مختلف و وابستگی به حزب و گروههای سیاسی، اجتماعی و نیز تشکلهای خاص موجبات تعرض به اراضی ملی را تحت عنوان منافع ملی فراهم نموده و این ماشین تخریب همچنان به پیش میراند تا این تنها میراث بازمانده از قبل را با سریعترین آهنگ به کام نیستی بکشاند. همه آنچه را که می بینیم و می شنویم مربوط به بخش ها و زوایای روشن تخریب است، اما نکته اصلی تخریب خاموشی است که فقط گذشت زمان آنرا مشخص می کند. هنگامی که از


ساری به سمت گرگان می روی در سمت راست و در دل کوهها وجود مرغداریها، دامداریها و صنایع تبدیلی و غیرتبدیلی دیگر که هیچگونه سنخیتی با موجودیت جنگل نداشته چهره ای بسیار زشت از طبیعت بی بدیل رخ می نمایاند. سوالی که برای هر بیننده ای بوجود می آید علت ساخت این مستحدثات در دل جنگل بوده که حال به حاشیه جنگل تبدیل گردیده است. جوابی که از کارشناسان بالاترین مرجع متولی این عرصه ها می شنوی از این دسته هستند که تخریب این اراضی به سالهای قبل و یا هنگام انقلاب بر می گردد و این سئوال نوعی رفع مسئولیت از سر همه کسانی است که بنوعی خود را دلسوز و علاقمند به منابع طبیعی و محیط زیست این مرز و بوم میدانند. برخی پاسخ ها صراحتن پای کسانی را به میان می کشد که بنوعی با طنابی قطور به جریان یا فرد خاصی مرتبط بوده و عدم موافقت با واگذاریهای گذشته جنگل یا حال حاضر مراتع نوعی بی حرمتی به این افراد یا خطر سقوط از میز مدیریت را در پی خواهد داشت.
علی ایحال آنچه بر این اراضی رفته چیزی جز غارت و چپاول و تخریب نبوده و ما وارثان نالایق، حرفی برای گفتن به فرزندان خود بعنوان حامیان و نگهبانان این عرصه ها نداشته و نخواهیم داشت.
تخریب خاموش از مقوله ی واگذاریهای مرسوم وجاده کشی های رایج جدا  بوده که هیچ نیازی به اخذ مجوز نداشته و تنها مربوط به حاشیه نشین هایی است که هر ساله بسته به نوع و ارزش اراضی در حد چند سانتی متر تا چند صدمتر را به محدوده اراضی خود اضافه نموده اند. وقتی در سند مالکیت یا بنجاق یا هر نوع سندی محدوده زمین حدی به کوه و حدی به رودخانه است چه راحت می توان این حدود  را نا محدود گسترش داد چه به قیمت تخریب و حرکت به سمت کوه باشد یا ساخت و آبادی زمین و توسعه خشکی به سمت رودخانه در هر دو صورت چیزی از اصل ماجرا کم نشده و آنچه کم شده سطوح تحت مالکیت  دولت بعنوان جنگل و مرتع می باشد.
وقتی در اجرای مقررات ممیزی اراضی و تفکیک مستحدثات و اجرای ماده 56 قانون با یادآوری خدا و پیغمبر از روستائیان عزیز سئوالی را می پرسی صادقانه وبه حرمت همان کتاب مقدس واقعیات دردآوری را می گویند که شاید در هیچ دعوا یا محکمه ای آنرا نشنیده باشی و آن تعرض و شخم اراضی طی سالیانه گذشته تاکنون بوده است. و این یعنی تخریب خاموش یا همان مرگ خاموش جنگل و مرتع و این یعنی توسعه دیمزارهایی که به همین منوال از شخم مراتع و جنگل ها بوجود آمده که ماحصل کار در وانفسای خشکسالیهای متمادی ایران زمین چیزی جز رها شدن این دیمزارها در حاشیه مراتع و تبدیل اراضی جنگلی بعنوان وجود مستثنیات در حاشیه جنگل نداشته است و همه اینها بجز توسعه جاده ها در دل جنگل و قطع درختان توسط قاچاقچیان چوب و متعرضین در روز روشن و با شب تار است.
آنچه به عنوان یک اصل بایستی مدنظر کلیه  عوامل دست اندرکار قرار گیرد مشخص نمودن محدوده های دقیق منابع طبیعی و کنترل مداوم این عرصه ها توسط واحدهای حفاظتی و برخورد قاطع با متخلفین می باشد. گرچه اجرای این مهم زود نیست ولی برای آیندگان دیر هم نیست.


مخلص کلام:
نبود انگیزه های کاری  ، عدم جایگزینی کارشناسان بازنشسته یا مهاجر طی سنوات قبل، کاهش سطوح مراتع وجنگلهای خارج از شمال از 5  تا ۶ میلیون هکتار در سنوات گذشته ودر جنگل های شمال قاچاق سالانه چوب تا 6 میلیون متر مکعب  وبرداشت چوب در طرحهای جنگلداری تا 5 میلیون متر مکعب در سال(های دور!!!)، نبود قوانین محکم و یا عدم اجرای بخشی از قوانین، کاهش اعتبارات، واگذاری مراتع باقیمانده در حواشی یا درون جنگل به طرح مسکن مهر وساخت صنایع سنگین وشخم مراتع به قیمت خودکفائی گندم و توسعه جاده های کشور دیگر موارد بخشی از دغدغه های کارشناسان ، مردم و آن دسته از مدیران دلسوزی است که به موقع در مورد هر یک جداگانه بحث خواهد شد.


به دوست عزیزم:
با عرض پوزش من نیمه خالی لیوان را میبینم. رشد بی حساب یک پایه صندلی میشود نتیجه سمفونی که در آن  ساز یکی دو نفر خیلی کوک باشد که میشود همان اعداد نوشته شده (اگر در ست ترجمه شده باشد) .ما باید ببینیم توسعه پایداری که از آن دم میزنیم به چه قیمتی تمام میشود جنگل ابر با جاده ابر به ویرانی میرسد ودر جای دیگر به طول جاده ها اضافه میشود.آیا نگاه تک بعدی به افتخارات مشکل گشای ما خواهند بود.در همین خبری را که آدرس دادید وبه قول دکتر محمد یلپانی استاد شیمی دانشگاه صنعتی شریف : ما در واقع فقط در آمار و عدد و رقم رشد کرده ایم "
آیا این غرور ملی  به خبر فرار مغزها ونخبگان که تعداد آنها تنها  5475 در مقاطع کارشناسی  تا دکتری در سال 87 اتفاق افتاده ارجحیت دارد؟وآیا وقتی میشنویم که با دختران ایرانی در دبی چه تجارت نکبت باری را میکنند باز به خود می بالیم؟یا در همین خوش نشین فقط ایرانیها باید در صفوف طولانی منتظر انگشت نگاری وتصویر برداری چشم قرار گیرند. تا بروندآنجاتا آنچه را در این دیار گم کرده اندجستجو کنند.یا نرسیده با سر بروند توی فری شاپ تا زودتر زهر ماری بخرند. ما با این ید طولادر پارسی بودن وفرهنگ غنی وتمدن منحصر به فرد اگر همه داشته های خود را جمع کنیم وبه آن ببالیم که میبالیم باید بهای همه کم لطفی ها وتخریب ها وتخریب شدن ها را بپردازیم تا به آنچه لیاقت آن را داریم برسیم وبه آن ببالیم. 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::