+ باور اگر چه تلخ، اما چه ناگزیر

با یاسر انصاری کجوری در زمان انتخابات نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی آشنا شدم.روزی که به دفتر کارم آمد او را علاقمند تر از آنچه شنیده بودم یافتم .مردی با خرقه سبز که تمامی وجود خود را صرف پاسداشت از محیط زیست کشور نهاده وخستگی ناپذیر در این وادی فعالیت میکرد تا زخم بستر حیات را التیام بخشد .قطعن شنیدن مرگ برخی در برهه ای از زمان هیچ  در باورها نمیگنجد.یاسر نیامده رفت.تا باورکنیم دنیای فانی جای هیچ درنگی نیست.وصلت یاسر با مژگان جمشیدی یک همراهی سبز بود تا کمک نماید این کشتی به گل نشسته نابخردی ها در حوزه منابع طبیعی ومحیط زیست سرانجامی نیک یابد. این وصلت که عمری دوساله داشت خیلی زود به خزان نشست.برای همراه تنهای او همانقدر آرزوی صبر میکنم که برای یاسر طلب رحمت وآمرزش.
باشد تا  ایزد یگانه  به بازماندگانش تحملی شایسته عطا نماید.
روحش شاد

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٠
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::