+ از فراز تا فرود

دو اتفاق طی روزهای گذشته سوژه رسانه ها و سایت های خبری وشخصی بود.گرچه این وقایع هیچ ارتباطی بهم ندارد اما نکات زنهار دهنده ای در این دو مورد وجود داشته که مخاطبان انعکاس این وقایع را که همانا خبرنگاران و رسانه ها هستند خطاب قرار میدهد.
ماجرای فرود هواپیمای 727  که در تاریخ 26 مهر اتفاق افتاد حکایت از رشادت ومهارت کاپیتان هوشنگ شهبازی داشت که در نوع خود حرکتی ماهرانه بود که طی آن جان بیش از یکصد نفر از مسافران نجات یافت. این مهارت از آن منظر جالبتر بود که امکانات فرودگاه مهر آباد در فرود اضطراری در نبود فوم کار را برای این خلبان سخت تر میکرد.

 

موضوع دیگر حرکتی بود که پس از گل زدن تیم پیروزی به داماش اتفاق افتاد تا با انتشار این خبر و عکسهای آن که از دید خیلی افراد که متوجه این حرکت نشدند مخفی نمانده و تف سر بالائی برای همه ایرانی ها باشد.این نوع نگاه به موضوع به منزله تایید نوع حرکت این افراد نبوده ونیست.اما آیا بهتر نبود با چنین حجمی ، انتشار این عکسها واخبار مرتبط منتشر نمیشد؟
کافیست در فضای گوگل موضوعی باعنوان کاپیتان شهبازی وفرود اضطراری بدون چرخ را جستجو نمایید.حداکثر ده هزار عنوان یافت خواهد شد.که در مقایسه با جستجوی نام شیث رضائی ومحمد نصرتی که بالغ بر 500 هزار عنوان میباشد عدد کوچکی است.گراف


گلایه های کاپیتان شهبازی در اجرای قوانین و دو ماه حقوق نگرفتن او تا پایان تحقیقات موضوع بحث ما نیست اما آنچه مهم میباشد عدم انعکاس چنین حرکت متهورانه ای در رسانه ها بوده که کمتر به آن توجه گردیده است.اما همه این بی توجهی در انعکاس یک حرکت ناشایست در بازی فوتبال جبران شده و خبرنگاران ورسانه ها کار را به جائی میرسانند که موضوع داغی نه تنها برای رسانه های داخلی بلکه برای رسانه های خارجی میگردد.
بر بنیاد تحقیقات موجود 75 درصد یادگیری از طریق چشم و13 درصد آن از طریق گوش انجام میشود.این درصد بالای یادگیری، اهمیت آموزشی برنامه های تصویری چون تلویزیون و سایت ها را نشان میدهد.


همه کسانی که در انعکاس موارد خبری نقش دارند مقصر ماجرا بوده واز سوی دیگر نحوه علاقه مردم دردیدن و شنیدن اخبار خاص نیز حکایت از نگرش افراد در نوع خبر دارد تا مفتخر باشیم کودکان مدرسه نرفته هم از موضوع حرکت این دو بازیکن فوتبال مطلع باشند اما هیچ نامی از کاپیتان شهبازی به گوششان نرسیده باشد.
مثالهائی از این دست کم نداریم؛ کشته شدن خرسها در سمیرم انعکاس درخور تحسینی در رسانه ها وسایت ها داشت.اما وقتی یک نفر پیدا شد که جان خرسی را نجات داد شاید تنها به تعداد انگشتان دست از این عمل آنهم در سایت ها یا صدای ایران تقدیر بعمل آمد.اگر یک حادثه برای این هواپیما ایجاد میشد هزاران وبلاگ وسایت وخبرگزاری به نکوهش ماجرا پرداخته وآخر سر هم شرکت ایران ایر و خلبان را محکوم به کم کاری و اشتباه میکردند.اما اکنون خیلی از اصحاب رسانه وقلم بدست، براحتی ودر سکوت از کنار این رشادت عبور میکنند. ودر جای دیگر به انعکاس پر حجم یک اشتباه وخطا از سوی دو بازیکن فوتبال میپردازند تا جائی که پس از گذشت چند هفته هنوز سوژه صفحه اول یاهو میباشد.
آیا  کسانی که اولین بار اقدام به انتشار این دو خبر کردند به این موضوع فکر میکردند که کدام موضوع به بالا رفتن اعتبار برای همنوعان ما و کدام موضوع به پایین آمدن شاخص های اخلاقی مردمان این سرزمین کمک خواهد نمود؟
آیا بهتر نیست در برخورد با هر موضوعی ، نیمه پر لیوان را ببینیم ، تا بلکه سالها دوری وفاصله از روزهای رویائی وطن را کاهش دهیم؟   
کاش گوشهایمان را بجای شنیدن خبرهای بی هویت ، تنها برای شنیدن خبرهای خوب که  بر اعتبارمان میافزاید تیز کنیم وچشم هایمان را بر خطاهائی که حیثیت وطن را نشانه میرود ببندیم.
شکی نیست که چنین اطلاع رسانی و انعکاس خبر تنها از افرادی سر میزند که اصل را رها نموده ودائم بدنبال حاشیه میگردند.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱٢ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::