+ گربه صفت

امروز صبح هنگام برگشت از برنامه ورزش در مسیر خیابان سرو غربی گربه ای بی حرکت وسط خیابان افتاده بود که خوشبختانه در مسیر خودرو بنده نبود واز کنار آن عبور کردم.همسرم توجه مرا به حرکت گربه در وسط خیابان جلب کرد ووقتی در آینه خودرو نگاهی به گربه انداختم متوجه زنده بودن او شدم.تا ایستادن در حاشیه خیابان ودنده عقب رفتن ورسیدن به گربه مفلوک، همه خودروها با تنظیم لاستیک ماشین خود و قرار دادن گربه در وسط ماشین از روی گربه عبور میکردند.آخرین خودرو که از روی گربه رد شد وقتی بود که گربه تلاش کرد سرش را بالا نگهدارد که کف ماشین با سر گربه برخورد دیگری کرد و او را بی حرکت وگیج در کف خیابان زمینگیرتر کرد.با اشاره دست مانع حرکت خودروها شدم و سریع گربه را برداشته و به پیاده رو منتقل کردم.خون از دماغ گربه میچکید و بنظربرخورد خودرو با گربه هنگام عبورباعث افتادن این حیوان در بستر خیابان شده بود .اندکی از کله پاچه داخل قابلمه را روی نایلون ریخته و در کنار گربه قرار دادم که گربه بی تفاوت تنها مات ومبهوت و بی حرکت دراز به دراز تنها نقطه ای را نگاه میکرد.در سعی مجدد جهت انتقال گربه به قسمت آفتابگیر پیاده رو ناکام ماندم.چرا که گربه بینوا ظاهرن ترسیده بود لذا چنگی اساسی روی دستم انداخت و خون از دستم جاری شدو لنگان ونالان به داخل ساختمان نیمه کاره ای رفت.

آنچه در مدتی که همسرم برای حال گربه گریه میکردفکر مرا مشغول کرده بود بی تفاوتی مردمی بود که روزگاری اگر نانی در کف خیابان میدیدند خم شده وآنرا به کناری قرار میدادندوهمین مردم غذای اضافه را برای همین دست حیوانات گذاشته و نان خشک را در آب خیس کرده و برای پرندگان قرار میدادند و خیلی کارهائی از همین دست.

اما من در جواب کودکم که علت بی تفاوتی مردم و رد شدن آنها از روی سر گربه را از من سوال کردهمچنان پاسخی ندارم.   

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ; ٦ دی ۱۳٩٢
تگ ها: دلنوشته
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::