+ این یکی بحران نیست،درد است

دیشب به میدان گلها برای گرفتن عینک بچه ها رفته بودی.در بازگشت شیشه راننده یک خودروی مدل بالا پایین آمد چند دستمال کاغذی با فاصله ای چند ثانیه ای به بیرون پرتاب شد.پشت چراغ قرمز دختری شیشه عقب را پایین کشیده بود و پوست پسته ها را به بیرون میریخت .کمی بالاتر در بدنه سر سبز اتوبان چمران چند معتاد زنبیل بدست با فواصل کم و با لباسهای پاره وکثیف منتظر تاکسی بودند.فرزندم با نگاهی حیرت زده منتظر سخنی و پاسخی از سوی تو بود.پاسخ به این سوال همیشه و با دیدن چنین تصاویر سه بعدی از همشهریان برایت سخت میشود.

تمدنی که برخی 2500 سال و برخی 7000 سال از آن یاد میکنندبا این هنجارها جور درنمیآید.مشکل فقط دعواهای خیابانی،بی تفاوتی به قوانین ،بیرون ریختن زباله و توسعه اعتیاد و... نیست .مشکل بی تفاوتی به قوانینی است که نانوشته بوده و گاهاً باید در میان روح و افکار مردم بدنبال آنها گشت. این دسته افراد فقط میخواهند محیط زندگانی خود را تمیز نگه دارند اگر در خودرو هستند کوچکترین وبزرگترین زباله تولیدی خود را به بیرون پرتاب میکنند.اگر در منزل هستند زباله خود را از پنجره به بیرون پرتاب یا با کمی ارفاق به پشت درب همسایه میگذارند.ودر محیط کار هم کافی است پا به محوطه بیرونی بگذارند وآنگاه آنچه دم دستشان است به بیرون پرتاب میکنند.

قطعاً ریشه این نوع حرکات بی سوادی یا کم سوادی نمیتواند باشد.خیلی از تحصیل کرده های ما هم زباله به بیرون خودرو میاندازند و هم خوب مواد مصرف میکنند.ریشه آن میتواند در عدم ورود به این مشکلات و تحلیل و درمان آن باشد.بد نیست مثالی زده شود؛شاید یک متخصص در رشته پزشکی علم مرتبط آکادمی را خوب فرا گرفته باشد.مریض ها را خوب درمان کند، اما دانش عدم استفاده از سیگار یا مخدرها یا روان گردانها را نداند ونمیداند اگر آتشی را در جائی روشن نمود باید خاموش نمود. یا چرا نباید از این دست حرکتها اجتناب نماید.این یعنی دانائی وعلم او در مسیری خاص استفاده شده و فراگیر جهت یادگیری مضرات و عواقب مصرف مواد وسیگار و رفتارها وهنجارهای اجتماعی وزیست محیطی نبوده است.

شاید لازم باشد برای برخورد با این نوع ناهنجاریها قانون مدنی اجرا شود اما مامور اعمال قانون همیشه و لابلای ماشین ها نیست تا اعمال قانون کند.و از سوی دیگر هر نوع برخورد قانونی جوابگوی چنین هنجار های اجتماعی نیست.مثلاً نبستن کمر بند را با جریمه میتوان حل کرد اما برخی معضلات چون طلاق و مصرف مخدرها و سیگار را نمیتوان با جریمه کردن حل کرد.

"دردهائی که ریشه در افکار بیمار شده افراد جامعه دارد قطعاً با جریمه و بگیر و ببند حل نخواهد شد."

 در کتب تحصیلی از مقطع ابتدائی تا دیپلم و دانشگاه به همه مقولات صرف و نحو وقرائت و حفظ و آموزش نظامی و تاریخ و مدنی و جغرافیا پرداخته شده اما دریغ از اینکه یاد بدهند آب را چگونه استفاده کنیم .چگونه محیطی پاک داشته باشیم.به قیمت چند ساعت خوش گذرانی در طبیعت آنرا به زباله دانی تبدیل نکنیم و نهایتا آنرا آتش نزنیم .واز همین دست مطالب در خصوص چرائی مصرف مواد مخدر و....

در صدا وسیما به همه مقولات تبلیغی و آموزش کنکور وبرنج دانه بلند وجایزه لکسوس پرداخته شده اما دریغ از ساخت چند برنامه با ادبیات کودکانه و متناسب با سن مخاطب بر علیه هر آنچه مشکلات ومعضلات جامعه است.کودکان ما خود را با برنج دانه بلند مقایسه میکنند.نوجوانان ما میدانند که سان استار چیست، اما همان نوجوان نمیداند اگر کسی به او سیگار تعارف کرد یعنی با مرگ معامله کرده.مادران و پدران بدنبال ثبت کد چندرقمی برنج میزبان یا چای دبش هستند اما خبر ندارند که فرزند آنها در معاشرت با افراد ناباب و به بهای بزرگ شدن ومردانگی بیراهه میرود.

باید همه آنچه راکه بدان نیاز داریم در کتب درسی ورسانه های دیداری وشنیداری پر مخاطب گنجاند ، قطعاً یادگیری مسائل اجتماعی ، محیط زیستی ،نحوه برخورد و پیشگیری از مصرف مواد مخدر و خیلی مشکلات دیگر که در جامعه بیداد میکنداز برخی دروس ضروری تر میباشد.شاید با این کار به کمی از آن تمدن گمشده برسیم.

یادمان باشد با یک تیم قوی و مهره های ارزشمند فوتبال در یک زمین ناهموار و پر از پستی و بلندی نمیتوان نتیجه ای را گرفت تا در یک زمین چمن صاف وخوب.

" بسترها اگر آماده شود میشود یک باند هموار برای صعود و اوج گرفتن"

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ٢ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::