+ در سوگ سرزمین

اهمیت مراتع اگر برای دانش آموزان مدارس ناشناس باشد جای تعجب نیست. اگر در مقاطع راهنمایی نخوانیم که پوشش طبیعی سطح خاک و وجود لاشبرگهای سطح خاک باعث اصلاح خاک و افزایش نقوذ پذیری آب وپرشدن چاهها میگردند باز اشکالی وارد نیست. اگر دانش آموز دبیرستان ی ما بسیار ی از دروس غیر مرتبط زیست محیطی را میخواند اما نمیداند مراتع چه اهمیتی درزندگی روزمره مردم دارد جای تاسف نیست. اگر لایه لایه مردم شهر اهمیت عرصه های وسیع مرتع در کشور را نمیدانند، مهم نیست، چرا که دانسته یا نادانسته در فکر معرفی آن به اقشار مختلف مردم نبوده ایم. و علیرغم تاکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب ، نتوانسته ایم  فرهنگ منابع طبیعی را به معارف عمومی تبدیل کنیم.  اما برنامه ریزان و قانونگذاران ومدیران کشوربایدالفبای مرتع را بدانند،آنها باید بدانند که بیابان زاده بی توجهی به مرتع  است. سکانداران کشتی نجات مردم بایستی کارکردهای مهم مراتع کشور را بدانند. این روزها تغییر در نحوه بارش و کاهش بارش برف و نیز پراکندگی نامناسب باران از زمستان به پاییز ملموس است. خشک شدن چاههای آب در بسیاری از مناطق کشور رخ داده است.کمبود آب قنوات و چاهها و رها سازی کشاورزی اتفاق افتاده است. خشکی دریاچه ارومیه و بسیاری از تالابهای کشور کابوسی بود که به واقعیت پیوسته است.
خیلی دور نیست روزی که خشکسالی در عرصه های کشور بیش از این نمایان گردد. همانگونه که امروز برای دریاچه ارومیه ستاد بحران تشکیل دادیم، فردا روز نیز باید برای مراتع باقیمانده از ظلم و بی توجهی های افراد کارنابلد نیز ستاد بحران تشکیل بدهیم. با این تفاوت که دیگر تزریق اعتبارات و تشکیل کارگروههای مدیریت بحران برای احیای نیمی از سطح کشور که عرصه های مرتعی هستند، کارساز نخواهد بود.  بوته ای که از خاک جدا شد با هیچ مبلغی دوباره در خاک مستقر نخواهد شد. خاک از دست رفته با پول به جای اصلی خود بر نمی گردد.آب خارح شده از سفره های زیر زمینی به هیچ قیمتی باز نخواهد گشت. فرو نشست زمین با هیچ فشار و عزم ملی  به  جای خود بازنمی گردد، پوشش سبزی نخواهد ماند تا از انتشار کربن ناشی از سوخت های فسیلی جلوگیری کند و ریزگردها در سطحی وسیعتر طوفان بپا خواهند کرد، بیابانهای ساخته شده توسط دست بشررا دیگر نمیتوان به مرتع وجنگل بدل نمود.
کاهش مستمر سطوح مراتع وتخریب آنها ناشی از بی توجهی به عرصه های منابع طبیعی است. عقل و منطق و تدبیر حکم میکند علاج واقعه قبل از وقوع اتفاق بیفتد. خیلی دیر نخواهد بود تا تغییرات اقلیمی و خشکسالی و دیگر عوامل طبیعی به کمک برخی جریانات نرم جاهلانه آمده تا بکلی زیر ساخت های منابع طبیعی کشور را به بیابان تبدیل کند.
با توجه به قرار گرفتن ایران درکمربند خشک و نیمه خشک جهان؛ دیری نخواهد پایید که در نقاط کم آب کشور، بعد از روستاهای خالی از سکنه شده، مدیریت بحران به فکر تامین آب شرب شهروندان خود باشد. هم اینک باید جلوی ضررهای بیشتر را گرفت. تخصیص اعتبارات کلان و اقدامات ضربتی همانند آنچه در دریاچه ارومیه شاهد آنیم  نوش دارو بعد از مرگ سهراب خواهد بود. 
اگر دست از روی دست برداریم و دست در دست هم داده و کاری کنیم، هنوز امیدی هست.
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ دی ۱۳٩٤
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::