+ خاطرات عمر رفته

عمدتن افراد مسن جدای از سن وسال، کوله باری از خاطره  هستند که با دیدن آنها به یاد همه آنچه که بر تو گذشته می افتی.پشتوانه های محکمی که وجودشان نعمت است حتی اگر در اجتماع خیلی آفتابی نشوند .البته حکایت عمو حسین با خیلی از پیر مردها فرق میکرد.او مرد روزهای سخت  بود به نحوی که جنگ وماندن درحصرآبادان وداغ فرزند وکوه وسختکوشی او در مصایب ومظلومیتش از او چیز دیگری ساخته بود. چند روز پیش در انتهای هفته خبر بستری شدنش مرا  راهی دیارش کرد. در نیمه راه ملایر شنیدم که او برای همیشه رفت و دیدار ما به قیامت افتاد. او هم حسین بود  وهم مظلوم که ایستاده مرد وهیچ گاه وجودش باری برای دیگران نبود  و با صبرش ناگفته های زیادی را با خود به آن دیار برد. یادت باشد که سلام ما را به پدرو مادرم ومجید برسانی.

 و بدان
به تعداد روزهای جنگ واستقامت در حصر       

                     وخاطرات خوش بریم و معشور و هور  

                                      وبلندای کوههای بلند که فاتحش بودی   

  وبزرگی روحت ومظلومیت نگاهت       

     وبه حجم سوختگی جگرت که در تاب مجید بی تاب بود     

     وهمه روزهای هجران وغربت در جنگ   

 و به اندازه همه خاطره های رفته ، در خاطرمان خواهی ماند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩
تگ ها: خاطرات
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::