+ سفری به مصر

گزارشی مصور از قلب کویر

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱٤ دی ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ خانم دکتر، تنها تو بخوان

 

میخواهم از آشوراده برایتان بگویم؛

خانم دکتر ، روزی که مدیر قبلی سازمان حفاظت محیط زیست قصد تکیه بر صندلی ریاست را داشت ،آه از نهاد ما برخاست.چرا که عقبه خدمات ایشان در استانداری خراسان رضوی بر ما پوشیده نبود.نحوه برخورد ایشان از موضع تبدیل وتوسعه عرصه های منابع طبیعی این نگرانی را دامن میزد که چگونه یک شبه تفکر مدیری تغییر خواهد کرد؟.زمان گذشت.آدمهائی رفتند وانسانهای دیگر در صدارت رخ نشان دادند.من خودم را درجبهه شما میدانستم. مخصوصا وقتی از سونامی سرطان در شورای شهرسخن گفتید و امواج سرطان زا را عنوان کردید دلم قرص و محکم شد.وقتی دانستم فرزند خلف اولین رئیس سازمان بعد از انقلاب مجدد سکان این سازمان مهم را در دست گرفته باز خوشحال شدم.وقتی منتقدین به دستگاه محیط زیست را پستی دادید و مشاور خودتان کردید باز به خود نهیب زدم که شما کاری نخواهید کرد که مخالفت عامه مردم یا حتی خواص را بدنبال داشته باشد، لذا بود ونبود نقادان ومنتقدان خیلی شاید بکار ناید. و کلاً خاطرم جمع بود که از جبهه شما نفوذی صورت نخواهد پذیرفت و حواسمان بیشتر به وزیر و رئیس سازمان خودمان بود تا مانع واگذاری مراتع بالا دست جنگل ها با هدف گردشگری باشیم.اکنون با تکرار یک تراژدی کهنه تمام آنچه میپنداشتم رنگ باخت.همه ذهنیت های خوبی که برای خود ساخته بودم نابود شد.مگر میشود ریاست سازمان حفاظت محیط زیست از ماده 3  و 4 قانون حفاظت وبهسازی محیط زیست بخصوص بندهای یک و دو از قسمت الف ماده 3  بی خبر باشند.و اگر بی خبر بوده اند باید واکاوی نمود شاید مشاورین ومعاونین و دور وبری های شما این نکته مهم را یادآوری ننموده یا شاید لابی های موجود اینقدر قوی بوده که زورتان به آنها نرسیده.
خانم دکتر، تعیین مناطق چهار گانه  حفاظت محیط زیست با کسب موافقت وزارت جهادکشاورزی  و رعایت قوانین ومقررات سازمان جنگل ها ومراتع کشور است. سازمان حفاظت محیط زیست وظیفه نظارت بر این مناطق را صرفاً از حیث رعایت اصول زیست محیطی دارا میباشد.لذا به استناد ماده 4 ، کسب موافقت سازمان جنگل ها ،مراتع وآبخیزداری دلیل متقنی است بر عدم تفویض و نمایندگی در مالکیت به سازمان حفاظت محیط زیست.لذا آشوراده قابل مصالحه نیست.و آوردن عبارتی در انتهای جملات چون"با رعایت ملاحظات زیست محیطی" نوعی کلاه شرعی گذاشتن بر سر محیط زیست است.ما نه نیرو، نه دانش و نه اعتبار چنین کارهائی را نداریم.

خانم دکتر ارزش چنین جزیره منحصر بفردی در خلیج گرگان وکشور کمتر از پارک پردیسان در قلب تهران نیست.

خانم دکتر، ما حرکت های سینوسی زیاد انجام میدهیم .الآن هم داریم به راس یکی از سینوسها نزدیک میشویم که نامش گردشگری است.انجام ندادن برخی فعالیت ها از انجام ناقص یا غیر استاندارد آن بهتر است.ما مدیریت پارک سی سنگان را به بخش خصوصی دادیم .بی آنکه ابزار نظارتی و مدیریتی صحیحی پشت آن باشد.نتیجه بنظر چه میشود؟چه کسی ارزش چنین پارکی را برای پیمانکار ترسیم خواهد کرد تا زمین آنرا آسفالت نکند یا درختانی را به بهانه ای قطع نگرداند؟ بگذارید اول قانونمند حرکت کنیم بعد ابزار ونیروهای متخصص خود را باز یابیم.سپس دانش فنی لازم را کسب بعد آنچه دیگران میکنند ما هم انجام دهیم.اکنون بستر لازم برای چنین حرکاتی که جسته گریخته صدای آن از شمال میآید فراهم نیست.
خانم دکتر نیک میدانم شما پیوسته برای بقای زیستمندان بی زبان و با زبان این مرز وبوم تلاش جانانه ای میکنید. شما نماینده ی اعتماد جمعیت دوستدار محیط زیست هستید. نگذارید دیوار بی اعتمادی همه امیدها را به ناامیدی بدل کند.
خانم دکتر عجیب نخواهد بود که مدیران کوچک، اشتباهات بزرگ مرتکب شوند .اما مهم است که مدیران بزرگ کوچکترین اشتباهی مرتکب نشوند.

لینک مطلبی در همین ارتباط را در روزنامه همشهری دنبال کنید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۸ دی ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ صعود به اورست فقرا

روز چهارم مهر که  مصادف با روز جهانی کوه های پاک بود به مناسبت هفته دفاع مقدس گروه کوهنوردی سازمان جنگلها ومراتع عازم دماوند شد.گروهی که علیرغم همه نارسائی ها وکمبودها، هیچوقت برنامه هفتگی خود درصعود به ارتفاعات را تعطیل نمیکند.برخی سازمانها ، ارگانها ونهادها همانند سایپا ، ایران خودرو، مس کرمان، نفت و.. به بهای مطرح شدن در سطوح ملی مبالغ هنگفتی صرف هزینه تیم های خود میکنند . صرف هزینه های همایش ها و جشنواره ها در سازمان جنگلها و مراتع گر چه امری رایج بوده اما بنظر میرسد خروجی این صعودها جدا از بحث تبلیغی برای سازمان جنگلها ومراتع سلامت روحی وجسمی را برای کوهنوردان بدنبال داشته که این خروجی برای همایش ها و جشنواره ها خیلی محسوس نمیباشد.
  طی سالهای اخیر بی توجهی اعتباری به دفاتر مهم که شاهرگ حیاتی سازمان محسوب میشوند از کسی پوشیده نیست و تنها گروه فعال ورزشی این سازمان نیز از این بی توجهی بی نصیب نمانده و کار به جائی رسیده که هر کوهنورد بایستی برای تدارکات صعود بخشی از هزینه ها را تقبل نماید. شرایط سرد ارتفاعاتی چون سبلان ، دماوند،زرد کوه،دنا ودیگر کوه ها،  ایجاب مینماید که هر کوهنورد امکانات والبسه مناسب داشته باشد که این موضوع علیرغم آمادگی جسمانی کوهنوردان سازمان فراهم نمیباشد.کارمندانی که از شرایط حرفه ای کوهنوردی بدور بوده ولی همپای دیگر کوهنوردان به صعودهای درون وبرون کشوری میپردازند.مشکل در بخش های اداری به نحوی دیگر قابل بیان است وآن هم عدم شراکت مدیران تصمیم گیر درتیم ها و عدم پرداخت هزینه ها میباشد.به بیانی دیگر اگر هر یک از مدیران رده بالا عضو هر گروه ورزشی باشند شرایط برای آن گروه یا تیم جهت تجهیز فراهم خواهد شد ودر غیر اینصورت میشود این که میبینیم. مثال دیگر در این بی توجهی سازمان و وزارت خانه جهاد کشاورزی ، بحث نخبگی کارشناسان این مجموعه ها بوده که علیرغم شکل گیری بنیاد نخبگان و ارائه تسهیلات و امکانات در خور به این قشر ، اما هنوز پس از گذشت سالها پیگیری از سوی 15 نفر کارشناس که شرایط نخبگی را دارا میباشند این عضویت از سوی سازمان جنگلها ومراتع صورت نپذیرفته است.اگر یکی از مدیران رده بالا شرایط نخبگی را دارا بود شاید این تعداد معدود کارشناس نیز عضو بنیاد نخبگان میشدند.
در این صعود با دو گروه کوهنوردان برون مرزی همنورد بودیم که از کشورهای چک ولهستان آمده بودند.

همراهان این صعود:کاوه کاشفی،عسکر علیزاده،علی جعفر زاده،مراد حسین میرزائی،سید علی خوش، اکبر آقائی،علی حسین دهقان،محمد حسین غفاریان،حمیدرضا عربی،مسعودشیشه گران وعلی پهلوانی

در مورد اهمیت حفاظت از یک سمبل ملی بنام دماوند(با ارتفاع 5670 متر) که از سوی سازمان حفاظت محیط زیست ارتفاع بالای 4500 متری آن بعنوان "اثر طبیعی ملی" و از سوی میراث فرهنگی ارتفاع بالای 3300 متر بعنوان میراث فرهنگی به ثبت رسیده و دوست عزیزم عباس محمدی به درستی به اهمیت آن پرداخته در پستی دیگر مطالبی خواهم نوشت.مطالبی که به ضرورت قرق وحفاظت کامل دماوند توسط چند وزارت وسازمان خواهد پرداخت تا از چشم معدن کاوها و گله های دام و شکارچی ها و هر چشم ناپاکی مصون بماند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱٥ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ سرابی که سراب نیست

سراب نیلوفر در 14 کیلومتری شمال غربی شهر کرمانشاه ودر مسیر کرمانشاه به جوانرود در ابتدای منطقه سنجابی و در دامنه کوه کماجار واقع شده است . این دریاچه مملو از برگ وگلهای نیلوفر است که زیبائی خاصی به آن داده است.با گرم شدن تدریجی هوا نیز این نیلوفرها باز شده وچشم انداز زیبائی در معرض دید تماشاگران قرارمیدهد.


مجموعه این سراب به صورت پارک تفریحی و توریستی بسیار مفرحی در آمده که در روزهای تعطیل پذیرای مردم می باشد . سراب زیبای نیلوفر دارای چند چشمه جوشان است که آب این سراب را تامین می کند، آب سراب نیلوفر آنچنان زلال است که ساقه گل های نیلوفر از زیر آب به وضوح دیده میشود. گل نیلوفر در اندیشه ایرانیان قدیم از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است و تقدسی خاص داشته و تکرار گل نیلوفر در نقوش تاریخی طاق بستان این امر را تائید میکند.
طبق افسانه های قدیمی کرمانشاه گنجینه ای از خسرو پرویز شاه ساسانی در اعماق این سراب وجود دارد، عمق بعضی از جاهای این سراب  32 متر ثبت شده است. مساحت این سراب حدود 25 هکتار است.البته استان کرمانشاه سراب های دیگری هم دارداما بنده فعلن همین یکی را مصور داشتم .
گرچه امکانات محدود اجازه نداد تا زیبائی های این سراب را به تصویر بکشم اما با تنها دوربین موجود که قدمت آن به گمانم به زمان رضا خان وشهریور 20 برسد چند تصویر گرفته شد که در ادامه خواهید دید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ توریسم واکوتوریسم کیلوئی چند؟

همه آنها که سری به کشورهای دور ونزدیک زده اند دیده اند که دیگران در برهوت گرما با سیستم های سرمایشی ودر قلب گرما، پیست اسکی ساخته اند.یا ماکتی از نداشته های خود ساخته یا طرفندی را بکار برده تا با پول گردشگران خارجی برای خود درآمدی بسازند.هر چند که روی نفت نشسته باشند.  اما ما از داشته هایمان نه برای توریست ها بلکه برای خودمان هم بهره ای نبرده ایم. به ما چه مربوط که شاخص ها وطرازهای گردشگری وتوریسم در جهان چقدر بالا وپایین میرود یا به من چه ربطی دارد که کشور فرانسه سالانه 80 میلیون گردشگر داردو اسپانیا 57 میلیون وچشم بادومی ها53 میلیون.اما این برای من  مهم است که  در این سرزمین برای هموطنان چه امکانات رفاهی در فصول تعطیلات در نظر گرفته شده است و این برای من مهم است که وقتی از پنجره خودرو زباله هائی را در حاشیه میدان گیل رشت تا کیلومترها بعد از پلیس راه تهران ودر حاشیه جاده میبینیم ویا منظره های ریختن وجمع نمودن زباله های شهری در مجاورت دریا وجنگل وتالابها و خود سوزی این زباله ها وخیلی چیزهای بی بدیل دیگر ولی از منظری دیگر شکر میکنم که چشم نامحرم به این داشته ها نمی افتد . توریستها را بی خیال ولی اگر دلمان به حال خودمان بسوزد نباید وقتی به بهانه بازی کودکانمان به حاشیه دریا میرویم از بوی بد ماسه هائی که نقش فیلتر شنی را برای فضولات آدمها بازی میکندد تا روزها سرمست شویم ویا برای ریختن زباله ای سرگردان جنگل ودریا شویم .  98 درصد  سواحل از رامسر تا بابلسر، همانند رودخانه های کرج وکردان که دیده نمیشوند توسط ارگانها وافراد خریداری ومورد بهره برداری قرار گرفته است. یعنی تنها 2 در صد این اراضی آزاد بوده وقابل دسترسی است اما آیا برای همین میزان هم مدیریتی شایسته داشته ایم؟
خدا را شاکریم که همین 500 هزار گردشگر خارجی به شمال ایران نمیآیند که اگر بیایند کلی از موقعیت حافظ وسعدی وپاسارگاد وتخت جمشید و... کاسته خواهد شد.
وبدانیم که خیلی چیزها را ما یکجا داریم اما خیلی از کشورها ندارند ولی برخی چیزها را آنها به تنهائی دارند که ما جملگی نداریم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱٦ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از زباله تا توریسم

چند روز پیش سفری به استان گیلان داشتم که  از موزه میراث روستائی گیلان هم بازدیدی شد که البته سابقن در اینجا وآنجا از وصف آنجا چیزهایی دیده وشنیده بودم .البته در زمان بازدید اولین جشنواره طبخ چای ایرانی نیز برگزار شد که ما از چایهای ایرانی کاملن بهره لازم را بردیم وچند عدد هم برای دکور داخل کابینت آشپزخانه ، چای نیم کیلوئی خریدیم.دکور از این بابت که در غرفه ها وپس از نوشیدن چای و رو دربایستی مجبور شدیم بگیم به به عجب چای خوبی ویه بسته بخریم. مسیرهای بازدید شده ساحل زیبای انزلی و گیسوم بود و شهرهای رشت تا اسالم وهشتپر که بر خلاف دیگر پست ها سعی خواهم کرد چیزهای در باب آنها بنویسم.چون این روزها نوشتنم نمیآید.فقط یه موضوع رو بگم اونم این که هنگام خروج از انزلی به سمت اسالم ودر محدوده حاشیه انزلی دود بسیار غلیظی  جاده رو گرفته بود .اول فکر کردم جنگل آتش گرفته ولی بوی بسیار مشمئز کننده حکایت از ماجرائی دیگر داشت.

پس از طی مسافتی به محلی رسیدیم که چشم ، چشم را نمیدید.هوا هم تقریبن رو به تاریکی داشت وماشین هم در حال حرکت .خلاصه بعد از چند ثانیه مغز فرمان داد که ای دل غافل این زباله است که میسوزد نه جنگل .البته باید خوشحال میشدم که جنگل آتش نگرفته بلکه زباله ها خودسوزی میکنند.ولی خوشحال هم نشدم. این یک فاجعه ی دیگر در مجاورت شهری بندری بود که در خیلی موارد  شاخص های درخور جهت تبدیل به یک منطقه گردشگری را شبیه  بنادری چون  استانبول ترکیه ونینگبو چین ودیگر بنادر دست چندم دنیا داشته و خطه شمال میتوانست به عنوان یکی از مناطق جذب توریست رونقی شایسته به صنعت توریسم دهد که بعدن در باره آن باز خواهم گفت.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ سفری به مهد اتابکان لر بزرگ

در سفر به زرد کوه بختیاری با هیئت کوهنوردی عازم این استان زیبا شدیم تا همنشین یکی از سی وچند قله مرتفع سلسله کوههای زاگرس در چهار محال وبختیاری شده وفاتح یکی از بیست قله بالای 4000 متر زرد کوه شویم.
استان چهارمحال وبختیاری سرزمینی بلند در گستره مرکزی کوههای زاگرس در جنوب غربی کشور قرار گرفته است. این استان با سطحی معادل  16533 کیلومتر مربع ، بیست و دومین استان کشور از نظر مساحت می‌باشد وبا همین سطح کم که یک درصد از کل وسعت ایران است .اما ده در صد آب کشور بخصوص استان اصفهان را تامین میکند.به عبارتی اگر آب کوهرنگ به اصفهان نرسد اصفهانی نخواهد ماند. ریزشهای جوی و برف و باران درکوههای بختیاری منشاء سرشاخه‌های رودخانه کارون و زاینده رود هستند.


استان چهارمحال و بختیاری از سمت شمال و شرق به استان اصفهان و از طرف غرب و جنوب به استانهای خوزستان و کهکیلویه و بویر احمد محدود می گردد از سمت شمال غربی نیز به استان لرستان منتهی میشود .
برای آشنائی با طبیعت بختیاری  میتوان از تارنمای مهندس هومان خاکپور بازدید نمود.
طی دیدار از شهرکرد تا رسیدن به کوهرنگ وعبور ازمرغملک وتخریب وشخم مراتع ونیزاز کنار سدها وتونلهای ارتباطی کوهرنگ وصعود به قله کلونچی فرعی به نکاتی برخورده که در پست های بعدی به آنها اشاره خواهم نمود.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; ٦ تیر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از کرمان تا سرتخت

امروزتصمیم داریم به یکی از نقاط سرد ومرطوب استان گرم  وخشک کرمان برویم.جائی که تا نیمه خرداد هنوز آثار برف بر روی ارتفاعات آن هویدا است. شهرستان بافت با 870 هزار هکتار مرتع یکی از قطبهای تولید گوشت در استان با یک میلیون وپانصد هزار دام میباشد. از شهرستان بافت که به سمت رابر(Rabor) میروی باید 35 کیلومتر طی طریق کنی .از رابَر  تا روستای هَنزا 25 کیلومتر فاصله است.این تصویری از روستای هنزا (Hanza ) است:(برای دیدن عکسها در اندازه بزرگتر روی آنها کلیک کنید)


چهار کیلومتر جلوتر به منطقه ی ییلاقی که تنها از بهار در آن زندگی جاری است با رودخانه ای آرام با آبی بس گوارا وتگرگی دل هر رهگذری را جلا میدهدواما زیبائی این منطقه که به آن بُندر هنزا(Bondar-e-Hanza ) نامیده میشود درختان دست کاشت گردووسایه بانی است که این درختان فراهم نموده اند .سیاه چادرهای عشایر در سایه سار این گردوها منظره های بی بدیلی را به نمایش میگذارد.کمی جلوتر دو کودک زیبا با دستان کوچکشان سلام را به رایگان نثارت میکنند وباز برای تو تداعی میشود که این کودکان عشایر از خیلی کودکان شهری وروستائی پاک تربوده و ضمیری به زیبائی چشم اندازهای اطراف خود دارند.آری آنها با دستانشان هم به پیشوازت آمدند وهم بدرقه ات کردند.این تصاویریادگاری بود ماندگار در خاطره ها که هیچگاه از ذهنت بیرون نخواهد رفت وترا به ارتفاعات سبلان وپیش آن دوکودک اُبه نشین در سال 71 برد.


درختان گردو عجیب بنیانی در خاک دارند این درختان کهن گردو با ریشه هائی بس محکم را کمتر جائی میتوان از درختان مثمر یافت .یا اینکه من هنوز نیافته ام.


در دو طرف این دره و به سمت قله وارتفاعات که مینگری ارس ها ،بنه ها وارژن ها چنان زیبائی منحصر بفردی را به منطقه داده که فراموش میکنی در فاصله ای نزدیک از کرمان قرار داری.

زیبائی مربوط به درختان گردو در طول 2 کیلومتر گسترش دارد . بعد از منطقه بُندرهَنزا باید از پیچ وخم کوه گذر کنی تا پس از 8  کیلومتر به ارتفاعات منطقه بنام سرتخت برسی.

زیبائی ارتفاعات فوقانی در سایه کوه های بلند برف گرفته که تا یک هفته قبل اثرات برف وجود داشت ترا به دشتی زیبا بنام سرتخت میرساند .

 زبان از وصف این زیبائیها ناتوان است تنها میتوان جدای از بی لطفی متولی این انسانهای شریف شما را به دیدن تعدادی از عکسها دعوت نمود تا در پست آتی کم لطفی امور عشایر استان به بهانه برگزاری جشنواره سراسری عشایررا شرح دهم. 

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱٦ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ غار چار نخجیر

در سال 1368 شمسی، شنیدن صدای شر شر (هوی هوی )آب توسط پرسنل اداره آب وفاضلاب شهرستان دلیجان موجب شد که از دریچه 40 سانتی در پای کوه و حفاری صورت گرفته به وجود این غار پی برده شود.

 

  از سال کشف غار تا سال 88 این غار در اختیار ادارات وسازمانهای مختلف بوده که نداشتن متولی خاص در این سالها در برخی قسمتها موجبات شکستگی در اشکال آهکی شده است.

 

در سال 1380 عملیات کف سازی ونور پردازی توسط سازمان میراث فرهنگی وگردشگری استان مرکزی به طول 1200 متر انجام واز 26 اسفند 1388 این غار رسماً برای بازدید عموم  شروع بکارمینماید.

 

سن غار هفتاد میلیون سال تخمین زده شده ودرحال حاضر هم یک غار زنده بحساب میآید که دارای تهویه طبیعی بوده که موجب خنکی وتلطیف هوای داخل غار میگردد. 95درصد غار از تشکیلات آهکی است. لیدرها این غار را دومین غار آهکی جهان معرفی میکنند که از نظر بنده با وجود غار علیصدر جای سوال داردواگر کسی اطلاعات دقیقی در این خصوص داشت میتواند راهنمائی نماید. تاکنون 12 کیلومتر ازاین غار شناسائی شده که ظاهراً طول آن همین میزان است .البته تنها 10 درصد طول این غاریعنی تنها 1200 مترآن برای بازدید عموم آماده شده است .

 

غار نخجیر از دوطبقه کاملاً مجزا و مشخص تشکیل شده که طبقه زیرین 60 متر زیر طبقه  اول یا همین طبقه ای است که قابل بازدید است .در طبقه زیرین دریاچه ای وجود دارد شبیه دریاچه غار علیصدر همدان که عمق آن بین 4 تا 15 متر میباشد. البته طبقه زیرین هنوزجهت بازدید عموم آماده نشده اما شما میتوانید در ادامه عکسهای قسمتهای دیگر غار بخصوص طبقه زیرین را ببینید.

  

بنا به وجود شباهت در قسمتهای مشخص ومهم این غار در هر دوطبقه این نامها برای این اشکال موجود در غار انتخاب شده است. : لاک پشت، بچه فیل، کرگدن،تمساح ، تالار کنفرانس، منارجنبان، تالار عروس ،سفره عروس، حوض نبات، کاسه نبات وحوض کوثر . البته 5 مورد اول را در طبقه اول میتوانید ببینید.

  

برای دیدن این غار از دو مسیر میتوانید عزیمت نمایید:

1- کافیست از تهران واتوبان خلیج فارس به قم وسپس از سه راه سلفچگان به دلیجان عزیمت وبعد به سمت شهر نراق راهی شوید  ، 5 کیلومتر مانده به نراق ودر سمت چپ جاده  یک فرعی پس از طی 4 کیلومترشما را به غار میرساند در ابتدای جاده فرعی تابلوی زیر نصب شده است.

2- اگر از سمت کاشان قصد عزیمت دارید کافیست ابتدا به مشهد اردهال آمده وپس از 20 کیلومتر( وگذر از پناهگاه حیات وحش جاسب )به شهر نراق رسیده وسپس 5 کیلومتر به سمت دلیجان ادامه مسیر دهید تا یک مرغداری را که شمایل یک مرغ درشت را بر روی پشت بام نهاده ببینید .که بلافاصله یک فرعی وجود دارد.

پس از طی 4 کیلومتر به پارکینگ مجموعه توریستی نخجیر میرسید.یه پونصدی برای پارکینگ ویه سه هزاری ناقابل هم برای ورودی به غار بایستی پرداخت بفرمایید.

 

 البته هنگام تهیه بلیط، شاهد بگو مگوی دو بازنشسته محترم با معاون پروژه توریستی نخجیر جناب آقای نجفی بودم که متاسفانه از قبول کارت منزلت امتناع میفرمودند.البته با وساطت ماجرا حل شد اما بد نیست سازمان میراث فرهنگی وشرکت توسعه گردشگری استان مرکزی توجه داشته باشند که ارائه خدمات به بازنشستگان عزیز جزئی از تعهدات قانونی ونهادینه ویا اخلاقی است که بایستی به آن توجه ویژه نمود . البته نه بخاطر این مبلغ کم،  بلکه بخاطر توقعی که بازنشستگان عزیزبخاطرزحمات سی ساله ای که کشیده ونتایج آن را در عکس العمل افراد جستجو میکنند ،از همه ما دارند.برخورد شایسته ای داشته باشیم ومحترم بشماریم همه کسانی را به نیت بازدید این اثر منحصر بفرد رنج سفر را به جان میخرند. در نهایت متذکر میگرددکه از بردن هر گونه ساک وکیف دستی ودوربین فیلمبرداری وعکاسی به داخل غار امتناع نمایید .البته وقتی علت عدم ورود کیف دستی را جویا شدیم دریافتیم برخی از بازدید کنندگان نامحترم اقدام به شکستن وبردن قطعات آهکی میکنند واز کیف هم جهت جاسازی آن استفاده مینمایند که کار ناشایستی است وحق با متولیان مجموعه بوده تا از تخریب این اثر زیبا جلوگیری شود.تصور کنید اگر هر فردی یک سانت از این گلهای آهکی را شکسته وخارج نماید از این زیبائی غار چه چیز باقی میماند؟ضمناً اگر عکس بیشتری خواستید بفرمایید تا تقدیم شود چون اگر هم قاچاقی دوربین را با خود به داخل ببرید استفاده از فلاش ممنوع بوده چون رطوبت موجود در غار با حرارت ناشی از استفاده از فلاش، موجب رشد جلبک روی سطوح آهکی خواهد شد.در نهایت از جناب آقای اسماعیلی مدیر مجموعه توریستی نخجیر که اطلاعات تکمیلی وعکسها را ارائه دادند تشکر میگردد.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ ; ۳ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ سفری به خارتورانِ بیارجمندِ شاهرود

وقتی بچه بودی آسمان رنگ دیگری بود ستارگان پر فروغ  چه الماس بارانی در این کهکشان راه میانداختند.سالهاست نبود سوسوی یک ستاره در آسمان کلان شهر تهران حوصله نگاه کردن به آسمان را هم از توگرفته بود اما آنشب که در خارتوران به آسمان نگریستی چیدمان زیبای ستاره ها ی درخشان ترا به عمق کودکی برد.واین چه احساس زیبائی بود.
شهر بیارجمند در فاصله 110 کیلومتری شاهرود قرار دارد هر وقت وارد این شهر میشوی انگار خاک غربت بر سر این شهر پاشیده اند.سکوت ودلگیری در این شهر وتک وتوک آدمهائی که در رفت وآمد هستند حکایت از غربت این شهر دارد.
  برای رسیدن به منطقه حفاظت شده خارتوران  که در جنوب شرق شهرستان شاهرود وبیارجمند قرار گرفته. باید رنج سفر از تهران وپیمودن 800 کیلومتر را بر خود هموار سازی. وقتی  از میامی عبور میکنی در سر دو راهی ودر کنار زائرسرا یک تابلو وجود دارد که چند خطی در باب جمعیت ومشخصات بیارجمند با تنوع جانوری منحصر به فرد واینکه این منطقه به آفریقای ایران لقب گرفته بر روی آن نوشته شده است. اما وقتی به ورودی شهر بیارجمند میرسی ، سازه ای نازیبا در انتهای دشت زیبای منطقه با پوشش یکنواخت درمنه وقیچ چشمان ترا آزارمیدهد.آیا ساخت یک کارخانه سیمان اینقدر برای منطقه مهم بوده که آنهم در محلی که میتواند با استفاده مفید ازپتانسیل های موجود سرزمین وورودگردشگران داخلی وخارجی هم رونقی به معیشت این مردم ایجاد کرد هم از امکانات موجود با تنوع زیستی بالا در جهت آبادانی منطقه کمک گرفت وهم فرهنگ حفظ حیات وحش گونه های نادر را در بین همانهائی که فرق شکار وحیات وحش را نمیدانند توسعه بخشید.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ جشنواره لاله ها

هر ساله در ماه اردی بهشت واز هفتم تا پایان این ماه لاله های رنگارنگ وزیبا در کیلومتر 52 جاده کرج به چالوس در منطقه گرماب گچسر خودنمائی میکند.

 

امسال دوازدهمین جشنواره لاله ها در این محل برگزار میگردد.لاله ها در این ایام میهمانان زیادی را به این محل آورده که رفتن ودیدن آن خالی از لطف نمیباشد.

بهترین زمان بین 10 تا 20 اردیبهشت ماه است.یکی از مشکلات بازدید کنندگان محدودیت پارک خودرو بوده که میهمانان ناچارن باید خودروها را در حاشیه جاده اصلی پارک کرده که مراقبت زیاد را طلب میکند.

 

رفتن به دل طبیعت ونزدیکی با لاله ها ارمغان وتسکینی برای روزهای خالی از آرامش شهر نشینی است.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::