+ منابع طبیعی در مسیر تند باد

در چند پست پیشتر به یک پیشنهاد هولناک در خصوص تخریب جنگل به بهای ساخت مناطق گردشگری اشاره شد. پیشنهادی غیر فنی ،غیر کارشناسی و توسط یک دستگاه غیر مرتبط با وظائف سازمان جنگل ها ،مراتع و آبخیزداری کشور بنام سازمان امور اراضی که اگر وظائف خود را خوب میدانست وضعیت تغییر کاربری اراضی کشاورزی وباغات وتبدیل به برج و بارو چنین نمیشد.

داستانی شبیه این اتفاق را در این خبر دنبال کنید.ما حرکتهای سینوسی زیاد انجام میدهیم.اگر این روزها به سمت گردشگری غش کنیم قافیه را خواهیم باخت.بستر لازم برای هر کاری بایستی فراهم گردد..اگر بی محابا و بی گدار به آب بزنیم همین چند درخت را هم از دست خواهیم داد.

بخشی از نقد اینجانب را در صفحه 7 روزنامه همشهری جستجو کنید.الباقی مطلب را در خبرگزاری آریا ببینید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱٠ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ حال بد منابع طبیعی

در تاریخ 21 تیر سال جاری ،نامه ای از سوی مهندس حجتی ، وزیر جهاد کشاورزی خطاب به دکتر روحانی ریاست محترم جمهور ارسال شده و طی این نامه با اظهار تاسف از تهدید و تغییر کاربری عرصه های منابع طبیعی و ملی در سه استان شمالی کشور پیشنهادی با هدف کاهش خسارات ناشی از تغییر کاربری اراضی کشاورزی وحفظ و صیانت از این عرصه های تولید که جایگزینی ندارند شده است.جالب اینکه این پیشنهاد بر اساس مفاد نامه ؛با پیشنهاد مهندس افشار(ریاست سازمان امور اراضی)، توسط دکتر رحمانی فضلی (وزیر کشور)،دکتر آخوندی (وزیر راه وشهر سازی) و حجت الاسلام پورمحمدی(وزیر دادگستری) تهیه تا برای طی مسیر در هیات وزیران ارائه گردد.
متن پیشنهادی بدین قرار است:

"وزارت راه وشهر سازی،با همکاری وزارتخانه های کشور و جهاد کشاورزی وسازمان های حفاظت محیط زیست،میراث فرهنگی،صنایع دستی وگردشگری در اراضی ملی و دولتی بالاتر از دشتها وجنگلها،نسبت به شناسائی و تملک وطراحی شهرک هائی با کاربری گردشگری(عمدتاً گردشگری داخلی) در طول نوار شمالی و جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی اقدام نماید."

با توجه به ماموریت پیش آمده در اولین فرصت به تحلیل دردناک و غیر خردمندانه این پیشنهاد خواهم پرداخت.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; ٤ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ بازگشتی مدبرانه

"آنچه متفاوت تر از روزهای قبل است، فرصت اقدام مدبرانه برای ایجاد امید از دست رفته در جامعه است. امید ارتقاء سطح معیشت و بهبود وضع اقتصادی جامعه . امید برای شکوفایی اقتصادی . امید برای حفظ رسالت میراث داری و حفظ دست آورد های انقلاب و آنچه که در مقوله استقلال و خودکفایی می گنجد.

فرصت اجرای ایده های اجرایی در چارچوب قانون مغتنم است . فرصت ایجاد انضباط و ارتقای سلامت اداری و مقابله با فساد و آنچه که در گذشته ، جنگلبانان از آن در بخش های مختلف سود بردند و در نتیجه تعلل در ارتقاء انضباط از دست رفته. شاید جنگلبانان سلف قواعد نظم در امر را خوب دریافت کرده بودند. و ما در دو دهه اخیر آن را کم رنگ تا بی رنگ جلوه دادیم .

فرصت توانمند سازی جوامع محلی و نیروی انسانی و سرمایه ذهنی، فرصت توسعه مشارکت مردمی و برونسپاری وظایف تصدیگری . فرصت بودجه ریزی بر مبنای عملکرد . فرصت ایجاد ظرفیت برای تولید فرصت شغلی و آنچه که سلامت روانی جامعه را تهدید می کند و بد هنجاری های تبعی خسارت بار جبران ناپذیر دارد"

 اینها دل نوشته های انگورج در شروع به کارش در حوزه جنگل های شمال است.که در وبلاگش منعکس نموده است.

امروز مهندس بهزاد انگورج تقوی سکان مدیریت جنگلهای شمال را در دست گرفت.

انگورج اهل غرب مارندران است، فوق لیسانس جنگل است، 15 سال در بخش حفاظت منابع طبیعی نوشهر کارکرده و سه سال همزمان ناظر معین طرح های جنگلی استان های گیلان و مازندران بوده است.
وی در ادامه خدمت خود سه سال مدیرکلی منابع طبیعی مازندران - نوشهر بود و در سال 87 بدلیل مقاومت در برابر زیاده خواهی مدیران وقت از سمت مدیرکل منابع طبیعی مازندران(نوشهر) عزل گردید و پس از آن بعنوان کارشناس شورای عالی جنگل ستاد سازمان ادامه فعالیت داد.

مهندس انگورج مدیریست که به استناد نظرات کارشناسی تصمیم میگرید.و اگر دست او را برای انتخاب معاونین و مدیران زیر مجموعه اش نبندند، رو سفید تر از قبل خواهد شد.

برای مهندس انگورج روزهای خوبی را برای خدمت به جنگلهای شمال آرزومندم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۸ اسفند ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ سیلی قانونگذار به مجری قانون

بدنبال ضرب وشتم مدیر کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان از سوی نماینده مردم تالش موضوع از سوی یکی از مدیران ستادی مطلع و شرکت کننده در جلسه سوال شد ومطالبی در اختیار قرار گرفت که بدنبال میآید. 
 جلسه در ساعت 4 بعد از ظهر روز دهم تیر ماه  دراداره منابع طبیعی شهرستان تالش باحضور مهندس اسکندری مدیر کل دفتر استعداد یابی و امور اراضی سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری کشور، مهندس رحمانی مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان گیلان، مدیر جهاد شهرستان تالش،رئیس منابع طبیعی تالش ، یکی ازکارشناسان شهرستان و آقای محمود شکری نماینده مردم شهرستانهای تالش رضوانشهر و ماسال و دو نفر همراه نماینده از شرکت شفارود با هدف رسیدگی به طرح بهره برداری شرکت شفارود تشکیل گردید.
آقای شکری اصرار داشتند اداره کل مجوزبدهد تا شرکت شفارود حجم بیشتری از درختان جنگل را مورد بهره برداری قراردهد چرا که در حال حاضر بایستی جلوی ضررشرکت گرفته شود.
مهندس رحمانی در پاسخ عنوان کردندکه شرکت بایستی مطابق طرح مصوب  عمل کند و در طرح میزان قطع درخت و کشت نهال و جنگل کاری وحفاظت و قرق نوشته شده واین مطالب درحضور وزیر نیز گفته شده است و اگر شرکت اصرار به برداشت بیشتر دارند میتوانند از صنوبر کاریهای گیلان استفاده کنند.
در ادامه شکری عنوان کرد؛ دیگران ها بردند و خوردند و حال شما چرا جلوگیری می کنید و مجوز نمی دهید . من دارم خفه می شوم و شما گوش نمی کنید . مَردَک اینها(شرکت شفارود) ضرر می کنند.
آقای رحمانی پس از تلاش در جهت حفظ آرامش به نماینده گوشزد کردند که لطفاً توهین نکنید.  هرکه برده و خورده با آن برخورد خواهد شد. بنده مطابق طرح عمل می کنم.
شکری در ادامه با عصبانیت بیشتر گفت : مردک تو آبروی مرا بردی و این جر و بحث ادامه داشت و سپس ماجرای جر وبحث سرپا ادامه پیدا کرد و می خواستند همدیگر را هل بدهند که آقای شکری سیلی محکمی به گوش مهندس رحمانی زد.
در ادامه شکری به توهین ادامه داد و می خواست با صندلی چوبی به رحمانی حمله کند که با دخالت افراد حاضر در جلسه این قائله ختم شد و مهندس رحمانی به محلی دیگر هدایت شد.
بر اساس اطلاعات دریافتی موضوع از طریق  مسئولین سیاسی و امنیتی استان و سازمان جنگل ها، مراتع وآبخیزداری در حال پیگیری است
بنا به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) "مجلس عصاره فضائل ملت است".آنچه این نماینده مردم کرد نه در شان مردم است نه در شان والای خادمین منابع طبیعی.
این اتفاق نشان داد ایشان در بیان مطالب و جر و بحث و برخورد فیزیکی با مدیرکل استان از فرمایشات امام بسیار فاصله دارد.
سیلی زدن شکری به رحمانی سیلی قوه مقننه به قوه مجریه است.اینکه قانونی را مصوب کنیم و بعد بخاطر اجرای آن با قوه قهریه با آن برخورد کنیم جای بسی تاسف دارد.
اگر نماینده چنین کارهائی را انجام دهد خیلی دور از انتظار نیست حادثه شهادت مهندس پیروی از سوی افراد عادی جامعه و باهدف سود جوئی بیشتر، مجدد تکرار شود.

اخبار مرتبط:

واکنش ریاست سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری کشور

واکنش نماینده تالش به ضرب وشتم مدیر کل منابع طبیعی گیلان

انعکاس در خبرگزاری مهر

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ٢٦ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ حاشیه های سازمانهای حاکمیتی

 هر زمانی که یک مقام دولتی در مورد هر موضوعی مسئله ای را مطرح کرده تنها در مدتی کوتاه ولوجند ساعت بعد بازخورد این بیانات موجبات ایجاد تغییراتی در فاز اجرا شده است.به عنوان مثال در بحث زمزمه اعطای پروانه بهره برداری برای چاههای آب قبل از سال 85 موجب شد درخیلی دشتهای کشورچاههای غیر مجاز حفر گردد. موضوع لایجه جامع منابع طبیعی قبل از طرح در مجلس به گوش افراد فرصت طلب رسید و بدنبال آن بسیاری از اراضی مرتعی شخم شد تا در فرصتی مناسب قانون آن مصوب شده و حقوق ناحق ایشان به رسمیت شناخته شود. داستان خرید خودرو هم از همین دست قصه هاست .چرا که هر بار صحبتی از سوی یک مدیر دولتی ولو در رده های پائین مطرح شده در کوتاه مدت موجبات افزایش قیمت خودرو شده است.حال اگر این بیانات از زبان عالی ترین مقام اجرائی کشور جاری گردد بی شک اثرات محکمتری  بربی ثباتی قیمتها خواهد داشت.

سخنان ریاست محترم جمهور جناب آقای دکتر احمدی نژاد مورخ 27 دی سال 91 در حالی ازتریبون مجلس شورای اسلامی در باب منابع طبیعی و جنگلها مطرح شد که قبل از هر نوع برداشتی از این گفتار بیم آن میرود تا برخی افراد فرصت طلب از همین سخنان به نفع خود سود جسته و بنا به اقتضای زمان ومکان نسبت به تعدی و تعرض به اراضی ملی شامل جنگل ومرتع، معادله این سود جوئی را به نفع خود تغییر دهند.

اینکه برای یک جمله منعقده چه میزان انرژی و وقت از سوی کارشناسان صرف میگردد یک طرف اما بازخورد این جملات و انعکاس آن در جامعه از سوی دیگر قطعاً مشکلات زیادی را بوجود خواهد آورد .این مشکلات آنجا نمود بیشتری خواهد داشت که بخواهیم به این مثل دامن بزنیم که: "آزموده را آزمودن خطاست". چرا که هرقانون وطرح وتصمیمی در حوزه کاری منابع طبیعی عقبه ای بالغ بر یکصد سال را بدنبال داشته و استخوانهای فراوانی در جهت رسیدن به وضع موجود خرد شده است.

بحث طرح خروج دام از جنگل بنا به مشکلات پیش روی جنگلها و طی یک  روند زمانی طولانی در سازمان جنگلها ومراتع شکل گرفته و افراد زیادی روی این طرح کار کارشناسی انجام داده اند.و هنوز هم بنا به بی توجهی نمایندگان دوره قبل مجلس بطور کامل اجرا نشده است وهمین نمایندگان محترم مجلس که خود منتقد این داستان هستند، در سال 1389 رای بر حذف بندهای ج و د ماده 135 لایحه برنامه پنجم توسعه ، طرح خروج دام مازاد از جنگل را به بایگانی سپردند.حال اگر در نیمه راه این طرح دوباره حرفی زده شود که باب ورود مجدد دام به جنگل را فراهم نماید یعنی بود ونبود سازمانی عریض وطویل چون جنگلها،مراتع وآبخیزداری ضرورتی نداشته و نبودش از بودنش بهتر خواهد بود.

 ضرورت حضور مردم  در جنگل ومرتع با هدف حفظ وحراست از عرصه های جنگلی ومرتعی در قالب مشارکت های مردمی بحثی کاملا متفاوت از هم بوده که سازمان متولی این بحث، با اصل مشارکت مردمی در بهره برداری اصولی از منابع طبیعی مخالفتی ندارد.اما حضور دام در جنگلهای شمال با وجود تاج پوشش فراوان جنگلی و عدم تابش نور به کف جنگل ودر نتیجه عدم وجود علوفه قابل توجه، امری ناشدنی است.ضمن اینکه حضوردامها در جنگل موجب خواهد شد تا بذور موجود در کف جنگل و نهالهای جوان و سر شاخه ها چرا شده و بسترلازم جهت قطع درختان وشاخ وبرگها توسط مردم با هدف  تابش نور به کف جنگل و رشد علوفه فراهم گردد.و این یعنی نابودی جنگل و عدم حفظ آب و خاک.  

درسالهای اخیربنا به وجود آفات وامراض و شخم زیر اشکوب جنگلهای زاگرس و بلوط غرب برای این 6 میلیون هکتار رمقی باقی نمانده تا بیش از این فشاربر این عرصه ها را فزونی ببخشیم.اگر بذری در پای این درختان باقی بماند و دامی حضور نداشته باشد تا این بذورو نهال های ناشی ازرشد این بذور را بخورند ویا شخمی انجام نشود شاید بتوان امیدوار بود تا زادآوری بلوط ها موفقیت آمیزباشد.ناگفته پیداست که بروز ریزگردها که مردمان زاگرس را مرتب عذاب میدهد ناشی از همین دام مازاد، شخم زیر اشکوب جنگل،  بهره برداری غیر فنی ، قطع درختان، تبدیل درختان بلوط به زغال ،فروش بذر بلوط ، کمبود آب وخشکسالی های متوالی میباشد.

تازه ترین اطلاعات لابراتوار Jet Propulsion ناسا که در مجله علمی "تغییر اقلیم" منتشر شده است، حکایت از آن دارند که تغییرات آب و هوایی تا سال 2100 حداقل نیمی از مناطق زمین با پوشش گیاهی را تغییر خواهند داد و 40 درصد از اکوسیستم را به شکل دیگری تبدیل می کنند. برای مثال، جنگل گیاهان پهن برگ به توندرا و علفزارها به بیابان تغییر شکل می دهند.حال سرعت دادن به این روند امری غیر تخصصی و غیر فنی خواهد بود.

در خصوص معادن هم به اندازه کافی قوانین یکطرفه در جهت حمایت از معدن کاوها در وزارت صنایع ومعادن  وضع شده است تا بدون جلب نظر دامداران مراتع این معادن واگذار گردد.و این وزارت محدودیتی برای وضع قوانین جدید نخواهد داشت. 

جهان در حال حاضر به سمت تبدیل زراعتهای رها شده و دیمزارهای کم بازده به مراتع حرکت میکند وچرا ما اصرار بر تبدیل مراتع به زراعت داشته باشیم و مصرهم باشیم که آب داریم.اگر آب در مجاورت اراضی زراعی داشتیم چرا این اراضی که سالها قبل از مرتع به زراعت تبدیل شده اکنون در خیلی جاها بدون استفاده باقی مانده است؟چند سال قبل ما جشن خودکفائی گندم گرقتیم.اما این خودکفائی تنها یکسال ماندگار بود.اما به قیمت تبدیل بسیاری از راضی مرتعی وتبدیل به زراعت تمام شد.

خداوند بسیاری از اراضی را خلق کرده که نزولات آسمانی در این اراضی به کمتر از 50 میلی متر بارش در سال میرسد.اما خداوند گونه های گیاهی را در همین اراضی خلق کرده که قادر به تحمل شرایط سخت گرما و شوری و کم آبی میباشند.حال اگر بخواهیم در این اراضی همین گونه های درختی،درختچه ای و بوته ای را حذف کنیم و کشاورزی انجام دهیم قطعاً موفقیت نخواهیم داشت.

در ابتدای دوره ریاست جمهوری و سال 84-85  برخی استانداران به توصیه دکتر احمدی نژاد اصرار بر حفظ منابع طبیعی و بهره برداری اصولی از این منابع خدادادی داشته و اکنون شاید این سخنان برای برخی این ذهنیت را تداعی نماید که به بهای رسیدن به سود آنی و برداشت صرف از منابع طبیعی مصالح ومنافع بلند مدت حاصل از این عرصه ها را فدا کنیم.

این سخنان به این می ماند که بگوئیم چون در برخورد با شکارچی موفق نبوده ایم وکمبود گوشت هم داریم لذا اجازه دهیم گوشت از منابع خدادادی و حیات وحش تامین گردد.در این صورت نه وجود سازمان حفاظت محیط زیست برای حفظ حیات وحش ضرورت خواهد داشت ونه سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشوربرای حفاظت از جنگلها ومراتع.

  

  

     

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ سد گَرین نهاوند

چندی پیش سفری به استان لرستان وهمدان داشتم و بصورت اتفاقی وگذرا از محل سد کلان که از زیر حوزه های شهرستان ملایر از توابع استان همدان بوده که آبگیری آن موجب زیر آب رفتن یکی از تپه های باستانی منطقه شد بازدید کردم.از سوی دیگر محل ساخت سد گَرین نهاوند از توابع استان لرستان وهمسایگی سد کلان نیز رویت شد که بدلیل نبود دوربین امکان ثبت طبیعت زیبائی که سالها تلاش عزیزان منابع طبیعی را در جنگل کاریهای دست کاشت بدنبال داشت میسر نگردید.علی ایحال بنا به گرفتاریهای جاری و بد قولی دوستان در ارسال تصاویراز محل احداث سد گرین و سرچشمه سراب گاماسیاب و آب زلال وفراوان آن جهت انتشار موضوع این مهم انجام نشد تا اینکه امروز موضوع را به قلم خانم مژگان جمشیدی در روزنامه شرق دیدم که به تفصیل به اصل موضوع پرداخته است. نکته مهم در برخورد با احداث محل اجرای سد گرین این بود که مدیران شهرستان دائما از سوی مدیران استانی خود تحت فشار وتهدید بوده و عدم تمکین آنها به منزله عزل آنها خواهد بود.خود قضاوت کنید چند درصد مدیران ما به این مماشات تن در میدهند؟

و صحبت ها دوست عزیزم محمد درویش در صفحه آخر همان روزنامه به مناسبت "روزملی حمایت از روزخانه ها در برابرسدهای بزرگ" را نیز بخوانید.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱ خرداد ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ مرثیه ای دیگر برای بلوط های زاگرس

مشکلات پیش روی نابودی بلوط های منطقه زاگرس طی سالهای اخیر منجمله؛ خشکسالی های پیاپی،پدیده ریز گرد ، ساخت سدها ، آفت چوبخوار درخت بلوط ، قطع درختان و استفاده بعنوان هیزم و تبدیل به زغال ، شخم زیر اشکوب این جنگلها و تبدیل به زراعت ، آتش سوزیهای سالهای اخیر؛ موجب شده که  از 6 میلیون هکتار  اراضی جنگلهای بلوط در غرب کشور تنها طی دو سال گذشته نزدیک به  180  هزار هکتار آن بنا به علل گفته شده از بین برود.


 

با وجود این مشکلات قرار شده در یک هماهنگی که هماهنگ هم نشده یک کارخانه در یاسوج بذور بلوط را جمع آوری و در این کارخانه که قراراست با همکاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع ساخته شود ، تبدیل به چند فرآورده منجمله تولید 6/4 هزار تن تانن، 29 هزار تن آرد بلوط و 10 هزار تن جَفت و پوست تانن‌گیری گردد.
ماجرای مخالفت سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری با اجرای طرح ودیگر زوایای این موضوع را امروز شنبه 14 آبان در صفحه 12 روزنامه اعتماد دنبال نمایید.

اگر امکان تهیه نسخه کاغذی روزنامه فراهم نبود یا موفق به بازدید سایت اعتماد نشدید ار اینجا موضوع را دنبال نمایید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱٤ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ اینها مسکن است درمان را دریابیم

اینک آن انتظار طولانی به سر آمد وجبهه مهربان ورودی از غرب تا شمال شرق نیز لطف خود را نثار مردمانی کرد که این روزها درگیر جنگی ناخواسته شده بودند.همه امیدوار ومنتظر بودیم وبخت یارمان بود تا تهران را بعد از روزها آلودگی پاک ببینیم وجنگلهای شمال را نیز به یمن همین باران بی آتش.
همانگونه که قبلن نیز گفته شد نبود رطوبت ، باد وگرمای هوا تلاشهای مهار کنندگان آتش را کمرنگ میکرد اما آخرین خبرها حاکی است باران شب گذشته بر جنگلهای شمال کمکی بس جدی در کاهش خشکی وکمک به خاموش نمودن آتش کرده ونیروها پس از یکماه تلاش به شهرها برمیگردند.
پر واضح است که ما بدلیل مجهز نبودن به ابزارهای نرم افزاری وسخت افزاری به جنگ این آتش رفتیم وهشیار باشیم که این مشکلات که در سالهای اخیر گریبان روسیه واسترالیا وفلسطین اشغالی را گرفته قطعن تمام نشده ومنبعد چه زود وچه دیر باز تکرار خواهد شد ومهم نیست این مشکلات به قول بهروز عزیز وبه نقل از دکتر سلاجقه ناشی از تغییرات اقلیمی است یا چیز دیگر ویا مهندس حسام علیرغم تمام زحماتی که کشیداگر آمار غلط نمیداد بهتر بود اما در کل مهم این است دو کار انجام دهیم یکی قبل از آتش ودیگری پس از آن.


تجهیز امکانات مستقل دفاتر حفاظت ویگان سازمان و واحدهای تابعه کاری است که سازمان جنگلها بایستی انجام تا در مواقع بروز چنین حوادثی آمادگی لازم را داشته ودر کوتاهترین زمان ممکن بزرگترین کار ممکن را انجام دهد وبرای پس از سوختن درختان دقت کنیم تا دامی را که مجلس از خروج وکاهش آن به نمایندگی دولت شانه خالی کرد وارد این عرصه های سوخته نشود و بدانیم قرق این مناطق به بازسازی این عرصه ها کمک خواهد نمود. حتی اگر درختی در آن نکاریم و حواسمان را جمع کنیم تا به بهانه سوختن سوزنی برگان از توسعه کشت گونه های دست کاشت وغیر بومی در عرصه های بکر از لحاظ ژنتیکی خودداری شود.
وبرای تهران حواسمان باشد با این سیل عظیم خودرو تولیدی و ورود به ناوگان شهری وعدم انتقال صنایع داخل وحاشیه شهر ونبود خطوط دوچرخه سواری ومشکلات عدیده دیگرمنبعد تا چندی که باران نبارد همین مشکلات را خواهیم داشت وقبل از وقوع هر حادثه ای راه علاج را پی بگیریم  که گر چنین نکنیم قافیه را سخت باخته ایم.چرا که در حالت غیر اضطرار کم مشکل نداریم حال چه برسد که مشکلات دیگر هم به این مشکلات اضافه گردد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ; ٢۳ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ تهران ومینودشت در دود

روزی که گذشت برای مینودشت،آزاد شهر وعلی آباد روزی پر از آتش و دود بود که نتیجه سوختن تاج درختان، سیاهی کامل نیل کوه وسوختن سوزنی برگان دست کاشت عرصه های جنگلی بود.
آتش سوزیهای اخیر در جنگلهای گلستان که از تاریخ 26 آبانماه سال جاری آغاز وتا کنون به 75 نقطه سرایت نموده مشکلی بس جدی برای عرصه های جنگلی ایجاد نمود.البته تلاش بی وقفه کلیه نیروهای منابع طبیعی ، محیط زیست ، هلال احمر ، ارتش ، سپاه ، بسیج و مردم بومی در مهار آتش بر کسی پوشیده نیست.

عکس آرشیوی است
 بر بنیاد نظرات کارشناسی اگر رطوبت جنگل به کمتر از 5 درصد برسد با کوچکترین برخورد منتج به جرقه آتش بر جنگل خواهد افتاد. وتصور مهار آتش نیز تصوری مطلق نبوده و وجود کوچکترین حرارت باقیمانده از آتش موجبات توسعه آن خواهد بود.خشکی های طولانی وعدم بارش باران و وزش بادهای گرم در روزهای گذشته توسعه آتش را فزونی وتلاشهای صورت گرفته را کمرنگ کرده است وحکم پاشیدن آب توسط سبدهای زیر بالگردها نیز شبیه پاشیدن آب توسط هواپیماهای سم پاش برروی تهران شده است.
پر واضح است که داشتن شبکه مجهز جهت هشدار اولیه ، بالگرد ومتعلقات مرتبط منجمله سبد آب و هواپیمای آب پاش وابزارهای دستی همچون فلاکس بگ از ملزومات مبارزه با آتش بوده که نیروهای درگیر در این روزها با آتش ، گر چه از همه آنها به عاریه بهره برده و غالبن با سرشاخه وبیل وکلنگ وگالن 20 لیتری وجارو دستی به جنگ آتش رفتند که این موضوع مجاهدت این نیروها را بیش از پیش به رخ میکشاند.اما نکته اصلی همان کاهش رطوبت است که تا برطرف نگردد امیدی نیز به مهار کامل آتش وجود نخواهد داشت.
 ذکر این نکته هم قابل تامل است که آنانی که دستی بر آتش ندارند اظهار نظر قاطعی هم نمی توانند داشته باشند و نشستن در کنار گود و لنگ کردن حریف نیز دور از اخلاقیات است و باید درک کرد که نیروهای دخیل در مهار آتش دچار سختی ها وگرفتاریهای فراوانی شده که گم شدن ، گرسنگی ، تشنگی ، زخمی شدن و سوختن بخش کوچکی از همه مشکلات مهار آتش است .


در یکی از آتش سوزیهای زاگرس یکی از گروههای مردمی محیط زیست بیش از آنکه عمل کننده خوبی باشد نقاد خوبی بود وبه نقد منابع طبیعی میپرداخت اما پس از هماهنگی وحضور ایشان برای خاموش کردن آتش بود که دانست با این امکانات اندک به جنگ آتش رفتن خود هنری بی بدیل بوده که از عهده علاقمندان به منابع طبیعی بر خواهد آمد وبعد از آن بیش از آنکه نویسنده خوبی باشد آتش نشان خوبی بود.
همه تلاشهای صورت گرفته جدای از تلاشهای افراد دلسوز ونیروهای مختلف نظامی ،انتظامی ،زیست محیطی ومردمی در سایه مدیریت مدیری مدبر بنام مهندس حسام به عنوان رئیس ستاد حوادث غیر مترقبه استان گلستان بوده که قطعن نقد تنها از سوی آنهائی که آتش را لمس نکرده اند نه تنها کمکی  به خاموشی  آتش نخواهد کرد بلکه مشکلات را فزونی خواهد بخشید.وهمچنان امیدوار باشیم در اواسط هفته باران رحمت فرود آید تا ضمن افزایش رطوبت جنگل وکمک به مهار آتش،  دود را نیز از تهران بزداید.

وفراموش نکنیم منابع طبیعی مظلومتر از قبل میسوزد.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ ; ٢٠ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ مرگ خاموش جنگل ومرتع

نشان دادن تخریب اراضی جنگلی، قطع درختان، شخم اراضی مرتعی و جنگلی و هر نوع تعرض به این طبیعت بی پناه با اهداف مادی تحت عنوان چند فیلم مستند و سینمایی از سیما پخش شده که نشان دادن همین میزان از قاچاق چوب و یک شبه ره صد ساله را در جمع اندوزی ثروت از نشان ندادن آن بهتر است. ولی درعمل زوایای تاریک و روشن این مهم آنجا پدیدار می گردد که در خیلی مواقع تخریب خاموش اراضی جنگلی و مرتعی در بلندمدت خود را هویدا می کند. به عبارتی گرچه وجود برخی افراد سودجو، فرصت طلب، رانت خوار و غیره با عناوین مختلف و وابستگی به حزب و گروههای سیاسی، اجتماعی و نیز تشکلهای خاص موجبات تعرض به اراضی ملی را تحت عنوان منافع ملی فراهم نموده و این ماشین تخریب همچنان به پیش میراند تا این تنها میراث بازمانده از قبل را با سریعترین آهنگ به کام نیستی بکشاند. همه آنچه را که می بینیم و می شنویم مربوط به بخش ها و زوایای روشن تخریب است، اما نکته اصلی تخریب خاموشی است که فقط گذشت زمان آنرا مشخص می کند. هنگامی که از

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۸ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::