+ تنها یک آه!

داستان اجرای مصوبه کاملن غیر فنی وغیر کارشناسی ، مبنی براحداث جاده از جنگل ابر که ازجمله مناطق بکر با جاذبه های منحصر به فرد است یکی دو سالی است مابین نظرات فنی کارشناسان محیط زیست ومنابع طبیعی و واحدهای اجرائی دولت به نمایندگی استانداری ، وزارت راه و چند ارگان وابسته گرفتار شده است.وجود 4 راه دسترسی آسفالته موجود بین استان گلستان و شاهرود ضرورت احداث این جاده را کاملن منتفی دانسته و اصرار بر ساخت آن از عجایبی است که این روزها اصرار بر ساخت آن انرژی زیادی را از خیلی دلسوزان منابع طبیعی گرفته است.

هفته گذشته پای صحبت برخی مدیران حال حاضر و سابق منابع طبیعی استان گلستان ونیز مدیرانی که جهت اظهار نظر به استان عزیمت کرده بودند نشستیم..آنها متفقن اعلام نموده ونمودند که اگر از بالای جنگل ابر، کل مسیر ساخت جاده رصد گردد به روشنی مشخص است که ساخت آن در شیبهای تند وصخره ای نه تنها موجب نابودی بخش عمده ای از درختان این جنگل هیرکانی خواهد شد بلکه هیج طرح وارزیابی زیست محیطی قادر نخواهد بود از این تخریب سهمناک جلوگیری نماید.در جلسات متعدد طی دو سال گذشته هیچ نظر مثبتی دال بر اجرای این جاده از سوی کارشناسان ومدیران سازمانهای جنگلها ومراتع و حفاظت محیط زیست که از منطقه بازدید نمودندبه ثبت نرسیده و سوال اینجاست که مدیریت این سازمان به استناد کدام نظرات فنی وکارشناسی بر اجرای این پروژه صحه گذاشته اند.فشارهای وارده از سوی مدیران استانداری تا بالاتر ومتهم نمودن مدیران رده های مختلف منابع طبیعی به افرادی ضد توسعه،  از جمله مشکلاتی است که این روزها موجب شده که نظرات کارشناسی تنها در بایگانی سینه ها یا فایل های ادارات پنهان بماند.


وقتی مدیر اجرائی منابع طبیعی ومحیط زیست در برابر فشارهای مدیران صیاصی استان محکوم به تمکین یا قبول خواست های غیر فنی باشند شاید ایراد گرفتن به بالاترین مدیر سازمان محیط زیست که نقشی کمرنگ در مدیریت این جنگل دارد؛آب در هاون کوبیدن باشد.
فراموش نشود سازمان حفاظت محیط زیست قرار بود مدیریت این جنگل را از سازمان جنگلها ومراتع با تبدیل آن به منطقه حفاظت شده عهده دار شود اما این موضوع نه تنها محقق نشد بلکه بنظر میرسد داستان منطقه حفاظت شده وارزیابی اثرات زیست محیطی، حربه ای برای دست یازی  وتخریب جنگل ابر باشد.

اگر روزی فرزندم به من بگوید برای حفاظت از جنگل ابر چکار کرده اید، پاسخی شایسته برای آن نخواهم داشت بجز یک آه !

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ٤ تیر ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ کاش استانداران از جاده اصلی هم خارج شوند

امروز خبری در جراید به چاپ رسید که استاندار محترم تهران به منظور شرکت در جلسه تودیع ومعارفه فرماندار دماوند به منطقه رفته وهنگام برگشت متوجه ساخت وساز در یک زمین 3500 متری در مجاورت جاده اصلی تهران - آبعلی شده که پس از پیگیری ماجرا متوجه شده که این زمین بصورت غیر مجاز تصرف شده وپس از هماهنگی با دادگستری ، نیروی انتظامی وشهرداری محل وپس از 5 ساعت تلاش موفق به رفع تصرف زمین شده اند.البته اگر نحوه کشف چنین زمینی توسط استاندار محترم صحت داشته باشد وبه اصل خبر شک نکنیم چند نتیجه اخلاقی از این داستان میتوانیم بگیریم:

  • هر یک ماه یک فرماندار جدید برای شهرها بخصوص شهرهای شمالی انتصاب کنیم تا در مراسم معارفه یکی از این زمینها را از چنگال زمین خواران خارج کنیم.در اینصورت با یک حساب سر انگشتی سالی 12 زمین وطی یک دوره 4 ساله 48 زمین را به دولت بر خواهیم گرداند.
  • نه تنها هنگام برگشت بلکه هنگام رفت نیز بیشتر به اراضی حاشیه جاده نگاه کنیم .شاید موارد مشابه دیگری یافت شد چون جوینده یابنده است.
  • هنگام برگشت از معارفه حتی الامکان از جاده های فرعی هم عبور کنیم قطعن زمینهای بیشتری را شکار خواهیم کرد ومناظر جدید وبی بدیل دیگری را هم خواهیم دید.
  • بجز فرمانداران ، بخشداران را نیز زود به زود عزل ونصب کنیم شاید زمین های بیشتری را هنگام برگشت از دست زمینخواران نجات دهیم .
  • هنگام عزیمت به فرمانداری یا بخشداری از یک مسیر برویم واز مسیری دیگر برگردیم شاید اراضی تصرفی بیشتری را ببینیم .
  • به توسعه جاده های شمالی کمک کنیم شاید تجاوزات حاشیه جاده ها را بیشتر کشف کنیم.
  • به استانداران دیگر استانها توصیه میشود هنگام عزل ونصب زیر مجموعه های خود به این نکات کلیدی توجه ویژه نمایند.

• در آخر اگر زور نمایندگان محترم علی آباد در ساخت جاده ابر چربید واین جاده ساخته شد ، سعی کنیم بیشتر از جاده ابر جهت تودیع ومعارفه استفاده کنیم که قطعن تمامی دو طرف جاده از همین موارد خواهیم دید.

 

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; ٤ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از تو به یک اشاره ، از ما به سر دویدن

در ادامه سفرهای استانی، این هفته سعادتی بود تا سری به استان گلستان بزنم.نظر به اینکه خیلی وقتها فرصت نگاه کردن به نوشته های دوستان عزیز در اینترنت بنا به نبود امکانات در استانها میسر نمیباشد لذا مطلب گذاری هم که تابع همین مسائل است دچار نوسان شده وحضور بنده را تحت تاثیر قرار میدهد.
دو موضوع رادر ادامه خواهم گفت: یکی اینکه جنگل  ابر تبدیل به یک موضوع کاملن صیاصی شده و گره کور آن به دست توانای من وشما باز نخواهد شد.مگر آنکه نمایندگان محترم ودانه درشت های علی آباد شاخ مبارک را از ساخت چنین جاده ای به بهانه نزدیک شده فاصله تا زادگاهشان در استان سمنان بیرون کشیده تا دوستداران بیکار محیط زیست نگران سرخدار وچند عدد درخت بی ارزش جنگلی برای ساخت چنین جاده استراتژیک ومهمی که تنها جاده !!! مابین استان گلستان وسمنان بوده ، نباشند.
مسئله دیگرساخت وساز در روستاهای ییلاقی توابع گرگان است.این را گفتم که چند سال دیگه دوستان محترم که چشمشان به این مطالب میافتد گله مند نباشند ونگویند شما که میدانستی چرا اطلاع رسانی نکردی تا ما هم با این نمد یه کلاهی واسه خودمان بسازیم .همین گله ای که ما از دیگران داریم چون اگر این موضوع که قصد گفتن آنرا دارم اگر سه چهار سال پیش به بنده گفته شده بود حداقل الآن پای رایانه به نوشتن این مطالب اتلاف وقت نمیکردم ودرتراس ویلای خودم  داشتم چپق میکشیدم .
موضوع این است که در استان گلستان ودر دل جنگل ، روستاهای زیادی وجود دارد که بخشی بصورت فصلی مورد استفاده قرار میگرفته وبخشی نیز دائمن استفاده میشود.این روستاها به همت دولت محترم هم برق دارد هم آب وهم امکانات روستانشینان دیگر.چند سالی است تب زندگی توسط شهرگریزان طبیعت دوست در دل طبیعت داغ شده وبه همین بهانه ایشان اقدام به خرید قطعاتی زمین در داخل همین روستاها نموده تا برای تعطیلات خود محلی دنج داشته باشند. بانکها هم وام 10 میلیونی جهت ساخت به ایشان میدهند.خلاصه مطلب اینکه هجوم شهر نشینان به روستاهای داخل وحاشیه جنگل طی سالهای اخیر وساخت منازل ویلائی وخوش نشینی در این مناطق نه تنها قیمت زمین را بطورسرسام آور بالا برده وبه یک معظل برای سیاست مداران استان تبدیل شده بلکه نگرانی های زیادی را در باب تخریب جنگلها برای دوستداران محیط زیست فراهم نموده است. معظل از آنچه بنده نوشتم خیلی بزرگتر است.گفتیم پیرو سفرهای استانی مطلبی نوشته باشیم تا دوستان بعد ها گله مند نشوند که چرا به ما نگفتی تا با موضوع برخورد کنیم یا یه تیکه زمین واسه روزهای پیر وکوریمون فراهم کنیم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱٥ تیر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ جنگل ابر پایان ندارد

امروز در مطلبی خواندم که پس از کش وقوس های فراوان در نهایت گزارش ارزیابی زیست محیطی جنگل ابر توسط سازمان محیط زیست رد شد (جنگل ابر شاهرود یکی از بی‌نظیرترین اکوسیستم‌های جنگلی کشور است که به دلیل قرار گرفتن حد فاصل بین دو منطقه رویشی هیرکانی و ایران و تورانی از تنوع گیاهی و جانوری خاصی برخوردار است . تخریب این جنگل تنها به قطع چند ده هزار درخت محدود نمی‌شود بلکه صدها گونه گیاهی و جانوری متنوع در این منطقه زیست می‌کنند که در صورت از بین رفتن زیستگاه، آنها نیز نابود می‌شوند و این همان چیزی است که دیگر احیا نمی‌شود) این یک موفقیت برای حفظ جنگل ابر است چون رئیس سازمان جنگلها ومراتع نیزپس از اعلام نظر در مورد تنها تخریب 50 هکتار جنگل گفته بود طرح زیست محیطی مشخص کننده موضوع است وحال که این طرح رد شد نشان میدهد سازمان محیط زیست با مدیریت جدید جربزه ای بیشتر از مدیریت قبلی دارد وهنگام پریدن از جوی آب تکانی خورده است.اما اگر محمدی زاده دنبال این باشد که مصوبه انجام شود که فاتحه جنگل ابر ساخته است.خدا را چه دیدی شاید همگی بی خیال این چند کیلومتر جاده شدند. 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ ; ٢۳ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها: جنگل ابر و تخریب
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::