+ سفری به مصر

گزارشی مصور از قلب کویر

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱٤ دی ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ گاماسیاب

از نورآباد لرستان  که به سمت نهاوند حرکت میکنی ناچاری از تنگه وگردنه گاماسیاب بگذری.در بلندترین نقطه به برفها بسیار نزدیک میشوی.شدت آفتاب نه تنها آزار دهنده نیست بلکه خنکای برفها پوستت را نوازش میدهند.وصف هوای پاک اینجا در اردیبهشت ناگفتنی است.ادامه این جاده تو را سرچشمه سرآب گاماسیاب میرساند.آبی به زلالی اشک چشمان عاشق و گوارا چون شهد گلهای بهاری ،که در نهایت به کرخه میریزد.

گفتن از سدی که مقدمات آن چند سالی است آغاز شده و ساخت آن جنگلکاری های منابع طبیعی را نابود کرده و طبیعتی زیبا را به زیر آب خواهد برد در این مجال نمیگنجد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ سفری به زاگرس

هفته قبل سفری به استانهای ایلام،کرمانشاه،لرستان وهمدان داشتی،باران کمتر از میانگین اما با پراکنشی بسیار خوب چشم اندازهای زیبائی از طبیعت را در معرض دیدگان گذاشته بود .زیبائی هائی که از نگاه دوربین هرگز دیده نمیشود.

امسال به میمنت بارش خوب، عشایر قدری دیرتر کوچ خود را آغاز کردند .اما وجود دام مازاد و وابستگی فرزندان عشایر به شغل پدری خود داستان لاینحلی در کاهش فشار به عرصه های منابع طبیعی است.

 

در اولین فرصت عکسهای دیگری را بارگذاری خواهم کرد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ کویر رود

هفته گذشته سفری به اصفهان داشتی.جدای از احیای یاد و خاطرات مسجد سید و خیابان میر، وقتی نگاهت به زاینده رود میافتد خشکی این رود چشمانت را پر آب میکند.

رودِ بی آب رود نیست .همچنانکه ارومیه وهامون و....  دیگر دریاچه نیست و مادامی که بی کفایتی ها بر طبیعت حکمرانی میکند ، روح نیز از قالب نباتات و دیگر جانداران رخت خواهد بست .همانگونه که آب از چشمه ها و عشق از دل عشاق.و تو پیرمرد با خود می اندیشی که روزی خواهد رسید که حیات از چهره این مردمان رو خواهد گرفت.اما مس های کهنه ی تو همچنان طالب خود را دارد.برخلاف ایده های مردان کهن سرزمینمان که خریدار ندارد.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; ٢٥ فروردین ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ صعود به اورست فقرا

روز چهارم مهر که  مصادف با روز جهانی کوه های پاک بود به مناسبت هفته دفاع مقدس گروه کوهنوردی سازمان جنگلها ومراتع عازم دماوند شد.گروهی که علیرغم همه نارسائی ها وکمبودها، هیچوقت برنامه هفتگی خود درصعود به ارتفاعات را تعطیل نمیکند.برخی سازمانها ، ارگانها ونهادها همانند سایپا ، ایران خودرو، مس کرمان، نفت و.. به بهای مطرح شدن در سطوح ملی مبالغ هنگفتی صرف هزینه تیم های خود میکنند . صرف هزینه های همایش ها و جشنواره ها در سازمان جنگلها و مراتع گر چه امری رایج بوده اما بنظر میرسد خروجی این صعودها جدا از بحث تبلیغی برای سازمان جنگلها ومراتع سلامت روحی وجسمی را برای کوهنوردان بدنبال داشته که این خروجی برای همایش ها و جشنواره ها خیلی محسوس نمیباشد.
  طی سالهای اخیر بی توجهی اعتباری به دفاتر مهم که شاهرگ حیاتی سازمان محسوب میشوند از کسی پوشیده نیست و تنها گروه فعال ورزشی این سازمان نیز از این بی توجهی بی نصیب نمانده و کار به جائی رسیده که هر کوهنورد بایستی برای تدارکات صعود بخشی از هزینه ها را تقبل نماید. شرایط سرد ارتفاعاتی چون سبلان ، دماوند،زرد کوه،دنا ودیگر کوه ها،  ایجاب مینماید که هر کوهنورد امکانات والبسه مناسب داشته باشد که این موضوع علیرغم آمادگی جسمانی کوهنوردان سازمان فراهم نمیباشد.کارمندانی که از شرایط حرفه ای کوهنوردی بدور بوده ولی همپای دیگر کوهنوردان به صعودهای درون وبرون کشوری میپردازند.مشکل در بخش های اداری به نحوی دیگر قابل بیان است وآن هم عدم شراکت مدیران تصمیم گیر درتیم ها و عدم پرداخت هزینه ها میباشد.به بیانی دیگر اگر هر یک از مدیران رده بالا عضو هر گروه ورزشی باشند شرایط برای آن گروه یا تیم جهت تجهیز فراهم خواهد شد ودر غیر اینصورت میشود این که میبینیم. مثال دیگر در این بی توجهی سازمان و وزارت خانه جهاد کشاورزی ، بحث نخبگی کارشناسان این مجموعه ها بوده که علیرغم شکل گیری بنیاد نخبگان و ارائه تسهیلات و امکانات در خور به این قشر ، اما هنوز پس از گذشت سالها پیگیری از سوی 15 نفر کارشناس که شرایط نخبگی را دارا میباشند این عضویت از سوی سازمان جنگلها ومراتع صورت نپذیرفته است.اگر یکی از مدیران رده بالا شرایط نخبگی را دارا بود شاید این تعداد معدود کارشناس نیز عضو بنیاد نخبگان میشدند.
در این صعود با دو گروه کوهنوردان برون مرزی همنورد بودیم که از کشورهای چک ولهستان آمده بودند.

همراهان این صعود:کاوه کاشفی،عسکر علیزاده،علی جعفر زاده،مراد حسین میرزائی،سید علی خوش، اکبر آقائی،علی حسین دهقان،محمد حسین غفاریان،حمیدرضا عربی،مسعودشیشه گران وعلی پهلوانی

در مورد اهمیت حفاظت از یک سمبل ملی بنام دماوند(با ارتفاع 5670 متر) که از سوی سازمان حفاظت محیط زیست ارتفاع بالای 4500 متری آن بعنوان "اثر طبیعی ملی" و از سوی میراث فرهنگی ارتفاع بالای 3300 متر بعنوان میراث فرهنگی به ثبت رسیده و دوست عزیزم عباس محمدی به درستی به اهمیت آن پرداخته در پستی دیگر مطالبی خواهم نوشت.مطالبی که به ضرورت قرق وحفاظت کامل دماوند توسط چند وزارت وسازمان خواهد پرداخت تا از چشم معدن کاوها و گله های دام و شکارچی ها و هر چشم ناپاکی مصون بماند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱٥ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ همایشی بر محوریت اقلیم ولی با محتوای اقلیما

برای بزرگ دیدن کلیک کنید

چندی پیش خبر برگزاری" همایش ملی تغییر اقلیم وتاثیر آن بر کشاورزی ومحیط زیست" از طریق وبلاگی ( نه سایت) منتشر شد . به پیشنهاد دوست گرامی جناب بهروزخان یک فراخوان درون تشکیلاتی داده شد که نتیجه تشکیل گروهی مشتمل بر

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ٩ امرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ سرابی که سراب نیست

سراب نیلوفر در 14 کیلومتری شمال غربی شهر کرمانشاه ودر مسیر کرمانشاه به جوانرود در ابتدای منطقه سنجابی و در دامنه کوه کماجار واقع شده است . این دریاچه مملو از برگ وگلهای نیلوفر است که زیبائی خاصی به آن داده است.با گرم شدن تدریجی هوا نیز این نیلوفرها باز شده وچشم انداز زیبائی در معرض دید تماشاگران قرارمیدهد.


مجموعه این سراب به صورت پارک تفریحی و توریستی بسیار مفرحی در آمده که در روزهای تعطیل پذیرای مردم می باشد . سراب زیبای نیلوفر دارای چند چشمه جوشان است که آب این سراب را تامین می کند، آب سراب نیلوفر آنچنان زلال است که ساقه گل های نیلوفر از زیر آب به وضوح دیده میشود. گل نیلوفر در اندیشه ایرانیان قدیم از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است و تقدسی خاص داشته و تکرار گل نیلوفر در نقوش تاریخی طاق بستان این امر را تائید میکند.
طبق افسانه های قدیمی کرمانشاه گنجینه ای از خسرو پرویز شاه ساسانی در اعماق این سراب وجود دارد، عمق بعضی از جاهای این سراب  32 متر ثبت شده است. مساحت این سراب حدود 25 هکتار است.البته استان کرمانشاه سراب های دیگری هم دارداما بنده فعلن همین یکی را مصور داشتم .
گرچه امکانات محدود اجازه نداد تا زیبائی های این سراب را به تصویر بکشم اما با تنها دوربین موجود که قدمت آن به گمانم به زمان رضا خان وشهریور 20 برسد چند تصویر گرفته شد که در ادامه خواهید دید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ فاتحه مع الصلوات

در دیداری از غرب کشور در صبح شنبه عازم استان ایلام شدیم.بارش باران طی مدت زیاد 12 ساعت با شدت پایین بهترین ارمغان طبیعت بر عرصه های تفتیده این مناطق بود.مناطقی شامل نوار غربی از کردستان تا کرمانشاه وایلام وخوزستان این روزها گرفتار هجمه ریز گردهائی بود که زودتر از قبل عرصه را بر زیستمندان آن تنگ نموده بود اما بارش بموقع این باران، آبی بود بر آتش گردوغباری که روزهاست مردمان این دیار را آزار میدهد.
رسیدن ما مصادف بود با پایان بارش 20 میلیمتری باران در عراق ونوار غربی ایران.هوائی زیبا لطیف وخنک با 10 درجه سانتی گراد بهترین هدیه طبیعت به بندگان محسوب میشد.خوشحالتر از قبل پله های هواپیما را به امید شروع روزهای بهتر پایین آمدیم.یک روز کاری که شروعی خوب را نوید میداد آغاز شد.
غرب کشور در روزهای اواسط بهار زیباتر از همیشه خودنمائی میکند.بلوط غرب با تراکم زیاد ودر برخی نقاط با تراکم کم ، در مسیر حرکت خودنمائی میکند.گرچه اشکوب پایین این درختان طی سالها تعدی وتعرض تحت عناوین مستثنیات به کشت تبدیل شده ولی در منظر هر رهگذر این زیبائی ها بیش از پیش زیبا وبی بدیل دیده میشود.
در دیدار از برخی مناطق استان در 10 ساعت پس از بارش باران به ساعت 3 عصر نرسیده هجوم ریزگرها واجتناب از دیدن افق منتهی به عراق همه آن خوشحالی ها وطراوت صبحگاهی را با خود برد.از منظر کارشناسی ومدیریتی تنها گزینه باقیمانده برای مقابله با این ریزگرها از مبدا بوده وآن هم کشت نهال با واسطه ثابت نگه داشتن شن ها توسط مالچ بیولوژیک میباشد .کاری که سالهاست با مالچ نفتی در عرصه های بیابانی ایران انجام میگردد.
اما آیا در کوتاه مدت در کشوری که آب آشامیدن سالم وامکانات رفاهی،آموزشی ، بهداشتی وخیلی از فاکتورهای دیگر اولویت داربرای آسایش وآرامش مردمان خود را ندارد ، میتوان امید وار بود به فکر ریزگرهائی باشند که غالبن به سمت ایران آمده وکمتر استانهای آن کشور را تحت تاثیر خود قرار میدهد؟
دوست عزیزم مهرداد کهزادیان میگفت بچه که بودیم سالی یکی دوبار این اتفاق میافتاد وریزگرد به ایران میآمد ومردم به پاس رسیدن این موهبت از کربلا، آنرا محترم شمرده وتحمل میکردند به امید اینکه استنشاق این ذرات شفا بخش باشد.اما طی سالهای اخیر اینقدر این گرد شفا زیاد شده وبروز آن به تکرار رسیده که مردم را جان به سر کرده وجملگی انتظار فرجی را طلب میکنند.
در شرایط ودیدگاهی خوش بینانه واگر دست به جیب نشویم تا از داشته های خود برای مردم عراق هزینه کنیم باید امیدوار بود تا در عراق کار تثبیت شنها با استفاده از مالچ نفتی یا غیر نفتی انجام شده ودر بستر این مالچ ها کشت نهال صورت پذیرد .شاید اگر خشکسالی ها ونبود آب بدلیل ساخت سدها وخیلی عوامل انسانی وطبیعی دیگر در کار نباشد در 10 سال دیگر این درختان کاشته شده  باعث شود ریزگردها به آسمان ایران پر نکشند.اما این خیال وخوابی تعبیر نشده بنظر میرسد.پس همه با هم برای روزهای رویائی این دیار بخوانیم فاتحه مع الصلوات

در این باره:
میزان بارندگی در نقاط مختلف کشور ومقایسه آن با سال قبل را در تارنمای بچه خان بختیاری واین پست دنبال کنید تا متوجه شوید پارسال وضعیت بارش بهتر از امسال بوده است و امسال رکورد ریزگرد پران خواهیم داشت.

چند عکس زیبا هم از طبیعت ایلام با دست پخت دوست عزیزم مهرداد کهزادیان برایتان میگذارم تا لذتش را ببرید.تا یادمان نرود استانی دور افتاده از پایتخت اما پیشانی جنگ در روزهای دور داریم که چشم اندازهای بی بدیلی در آن یافت میشود.

 عکسهای ایلام توسط مهرداد کهزادیان

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ٤ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ از محمود عباس تا وان ترکیه

چند روزی بنا به گرفتاریهای جاری وسفر سعادت حضور در وبلاگ نبود نه اینکه نشه چیزی نوشت بلکه بعضی وقتا نوشتنت نمیآد یا حوصله نداری یا دوست داری بیخیال باشی یا سرت یه جائی گرم است.اما  چند شب پیش مصاحبه تلویزیونی خانم ندیری صدای آمریکا با دکتر کهرم جالب بود که نقدی چند خطی بر آن خواهد شد . صحبت  دکتر بر سر سرخی دریاچه ارومیه بود ومقایسه آن با دریاچه آبی رنگ وان ترکیه وکم شدن سطح  دریاچه ارومیه که بحثی کاملن زیست محیطی بوده ودکتر کهرم ضمن مقایسه این دو دریاچه از قطع سهم آب ورودی به دریاچه ارومیه دل نگران بودند وبر بنیاد پیشنهادات قبلی خواستار ورود آب رفته به جوی بودند. در ادامه صحبت موضوع با تغییری 180 درجه به مذاکرات نماینده دولت خود گردان فلسطین ونخست وزیر فلسطین اشغالی (اسرائیل) در امریکا سوق پیدا کرد واز دکتر کهرم هم خواسته شد که نقش جنگ وتنش دو جبهه را درتخریب محیط زیست بیان کنند.البته دکتر با درایت خود به عوارض ناشی از جنگ تحمیلی ایران وعراق اشاره کردند اما نکته اساسی در برخورد با چنین گفتگوهائی در نحوه چرخش مجری وتغییر موضوع گفتگو از سیاست به محیط زیست است.چیزی که خیلی ها از باب تشابه با اصل دینی وسیاسی آن مشکل دارند حال چگونه قصد دارند سیاست ومحیط زیست را با هم مرتبط دانند.بر هیچ کارشناس وغیر کارشناسی پوشیده نیست که جنگ در هر جائی با محیط زیست در تضاد بوده وهر جا جنگ رخ داده بدنبال آوارگی وبی خانمانی افراد ، تخریب محیط زیست نیزرقم خورده  وسطوحی از جنگل ومرتع از بین رفته واحشام وحیات وحش نیز آسیب دیده و خیلی موارد دیگر.حال این جنگ اگر در فلسطین باشد یا افغانستان یا عراق یا هیروشیما یا هر کشور دیگری توفیری در اصل ماجرا نمیکند.وبهتر که مجریان چنین برنامه هائی به مسائل محیط زیست پرداخته وبدانند که به اندازه کافی موضوعات زیست محیطی بلاتکلیف وقابل بحث آنقدر داریم که نیازی به وسط کشیدن بمب اتم وانرژی خورشیدی وجنگ وجدال نیست .

مخلص کلام:

یادمان باشد قبل از آنکه نگران جدائی دیانت و سیاست باشیم بین سیاست ومحیط زیست تمیز قایل شویم.وبا شیطنت سعی نکنیم پای هر جنبنده ای را به مسائل سیاسی باز کنیم که این سیاست همان موجود بی پدر ومادری است که من نیز از آن گریزانم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱٥ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ توریسم واکوتوریسم کیلوئی چند؟

همه آنها که سری به کشورهای دور ونزدیک زده اند دیده اند که دیگران در برهوت گرما با سیستم های سرمایشی ودر قلب گرما، پیست اسکی ساخته اند.یا ماکتی از نداشته های خود ساخته یا طرفندی را بکار برده تا با پول گردشگران خارجی برای خود درآمدی بسازند.هر چند که روی نفت نشسته باشند.  اما ما از داشته هایمان نه برای توریست ها بلکه برای خودمان هم بهره ای نبرده ایم. به ما چه مربوط که شاخص ها وطرازهای گردشگری وتوریسم در جهان چقدر بالا وپایین میرود یا به من چه ربطی دارد که کشور فرانسه سالانه 80 میلیون گردشگر داردو اسپانیا 57 میلیون وچشم بادومی ها53 میلیون.اما این برای من  مهم است که  در این سرزمین برای هموطنان چه امکانات رفاهی در فصول تعطیلات در نظر گرفته شده است و این برای من مهم است که وقتی از پنجره خودرو زباله هائی را در حاشیه میدان گیل رشت تا کیلومترها بعد از پلیس راه تهران ودر حاشیه جاده میبینیم ویا منظره های ریختن وجمع نمودن زباله های شهری در مجاورت دریا وجنگل وتالابها و خود سوزی این زباله ها وخیلی چیزهای بی بدیل دیگر ولی از منظری دیگر شکر میکنم که چشم نامحرم به این داشته ها نمی افتد . توریستها را بی خیال ولی اگر دلمان به حال خودمان بسوزد نباید وقتی به بهانه بازی کودکانمان به حاشیه دریا میرویم از بوی بد ماسه هائی که نقش فیلتر شنی را برای فضولات آدمها بازی میکندد تا روزها سرمست شویم ویا برای ریختن زباله ای سرگردان جنگل ودریا شویم .  98 درصد  سواحل از رامسر تا بابلسر، همانند رودخانه های کرج وکردان که دیده نمیشوند توسط ارگانها وافراد خریداری ومورد بهره برداری قرار گرفته است. یعنی تنها 2 در صد این اراضی آزاد بوده وقابل دسترسی است اما آیا برای همین میزان هم مدیریتی شایسته داشته ایم؟
خدا را شاکریم که همین 500 هزار گردشگر خارجی به شمال ایران نمیآیند که اگر بیایند کلی از موقعیت حافظ وسعدی وپاسارگاد وتخت جمشید و... کاسته خواهد شد.
وبدانیم که خیلی چیزها را ما یکجا داریم اما خیلی از کشورها ندارند ولی برخی چیزها را آنها به تنهائی دارند که ما جملگی نداریم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱٦ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از زباله تا توریسم

چند روز پیش سفری به استان گیلان داشتم که  از موزه میراث روستائی گیلان هم بازدیدی شد که البته سابقن در اینجا وآنجا از وصف آنجا چیزهایی دیده وشنیده بودم .البته در زمان بازدید اولین جشنواره طبخ چای ایرانی نیز برگزار شد که ما از چایهای ایرانی کاملن بهره لازم را بردیم وچند عدد هم برای دکور داخل کابینت آشپزخانه ، چای نیم کیلوئی خریدیم.دکور از این بابت که در غرفه ها وپس از نوشیدن چای و رو دربایستی مجبور شدیم بگیم به به عجب چای خوبی ویه بسته بخریم. مسیرهای بازدید شده ساحل زیبای انزلی و گیسوم بود و شهرهای رشت تا اسالم وهشتپر که بر خلاف دیگر پست ها سعی خواهم کرد چیزهای در باب آنها بنویسم.چون این روزها نوشتنم نمیآید.فقط یه موضوع رو بگم اونم این که هنگام خروج از انزلی به سمت اسالم ودر محدوده حاشیه انزلی دود بسیار غلیظی  جاده رو گرفته بود .اول فکر کردم جنگل آتش گرفته ولی بوی بسیار مشمئز کننده حکایت از ماجرائی دیگر داشت.

پس از طی مسافتی به محلی رسیدیم که چشم ، چشم را نمیدید.هوا هم تقریبن رو به تاریکی داشت وماشین هم در حال حرکت .خلاصه بعد از چند ثانیه مغز فرمان داد که ای دل غافل این زباله است که میسوزد نه جنگل .البته باید خوشحال میشدم که جنگل آتش نگرفته بلکه زباله ها خودسوزی میکنند.ولی خوشحال هم نشدم. این یک فاجعه ی دیگر در مجاورت شهری بندری بود که در خیلی موارد  شاخص های درخور جهت تبدیل به یک منطقه گردشگری را شبیه  بنادری چون  استانبول ترکیه ونینگبو چین ودیگر بنادر دست چندم دنیا داشته و خطه شمال میتوانست به عنوان یکی از مناطق جذب توریست رونقی شایسته به صنعت توریسم دهد که بعدن در باره آن باز خواهم گفت.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از تو به یک اشاره ، از ما به سر دویدن

در ادامه سفرهای استانی، این هفته سعادتی بود تا سری به استان گلستان بزنم.نظر به اینکه خیلی وقتها فرصت نگاه کردن به نوشته های دوستان عزیز در اینترنت بنا به نبود امکانات در استانها میسر نمیباشد لذا مطلب گذاری هم که تابع همین مسائل است دچار نوسان شده وحضور بنده را تحت تاثیر قرار میدهد.
دو موضوع رادر ادامه خواهم گفت: یکی اینکه جنگل  ابر تبدیل به یک موضوع کاملن صیاصی شده و گره کور آن به دست توانای من وشما باز نخواهد شد.مگر آنکه نمایندگان محترم ودانه درشت های علی آباد شاخ مبارک را از ساخت چنین جاده ای به بهانه نزدیک شده فاصله تا زادگاهشان در استان سمنان بیرون کشیده تا دوستداران بیکار محیط زیست نگران سرخدار وچند عدد درخت بی ارزش جنگلی برای ساخت چنین جاده استراتژیک ومهمی که تنها جاده !!! مابین استان گلستان وسمنان بوده ، نباشند.
مسئله دیگرساخت وساز در روستاهای ییلاقی توابع گرگان است.این را گفتم که چند سال دیگه دوستان محترم که چشمشان به این مطالب میافتد گله مند نباشند ونگویند شما که میدانستی چرا اطلاع رسانی نکردی تا ما هم با این نمد یه کلاهی واسه خودمان بسازیم .همین گله ای که ما از دیگران داریم چون اگر این موضوع که قصد گفتن آنرا دارم اگر سه چهار سال پیش به بنده گفته شده بود حداقل الآن پای رایانه به نوشتن این مطالب اتلاف وقت نمیکردم ودرتراس ویلای خودم  داشتم چپق میکشیدم .
موضوع این است که در استان گلستان ودر دل جنگل ، روستاهای زیادی وجود دارد که بخشی بصورت فصلی مورد استفاده قرار میگرفته وبخشی نیز دائمن استفاده میشود.این روستاها به همت دولت محترم هم برق دارد هم آب وهم امکانات روستانشینان دیگر.چند سالی است تب زندگی توسط شهرگریزان طبیعت دوست در دل طبیعت داغ شده وبه همین بهانه ایشان اقدام به خرید قطعاتی زمین در داخل همین روستاها نموده تا برای تعطیلات خود محلی دنج داشته باشند. بانکها هم وام 10 میلیونی جهت ساخت به ایشان میدهند.خلاصه مطلب اینکه هجوم شهر نشینان به روستاهای داخل وحاشیه جنگل طی سالهای اخیر وساخت منازل ویلائی وخوش نشینی در این مناطق نه تنها قیمت زمین را بطورسرسام آور بالا برده وبه یک معظل برای سیاست مداران استان تبدیل شده بلکه نگرانی های زیادی را در باب تخریب جنگلها برای دوستداران محیط زیست فراهم نموده است. معظل از آنچه بنده نوشتم خیلی بزرگتر است.گفتیم پیرو سفرهای استانی مطلبی نوشته باشیم تا دوستان بعد ها گله مند نشوند که چرا به ما نگفتی تا با موضوع برخورد کنیم یا یه تیکه زمین واسه روزهای پیر وکوریمون فراهم کنیم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱٥ تیر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ سفری به مهد اتابکان لر بزرگ

در سفر به زرد کوه بختیاری با هیئت کوهنوردی عازم این استان زیبا شدیم تا همنشین یکی از سی وچند قله مرتفع سلسله کوههای زاگرس در چهار محال وبختیاری شده وفاتح یکی از بیست قله بالای 4000 متر زرد کوه شویم.
استان چهارمحال وبختیاری سرزمینی بلند در گستره مرکزی کوههای زاگرس در جنوب غربی کشور قرار گرفته است. این استان با سطحی معادل  16533 کیلومتر مربع ، بیست و دومین استان کشور از نظر مساحت می‌باشد وبا همین سطح کم که یک درصد از کل وسعت ایران است .اما ده در صد آب کشور بخصوص استان اصفهان را تامین میکند.به عبارتی اگر آب کوهرنگ به اصفهان نرسد اصفهانی نخواهد ماند. ریزشهای جوی و برف و باران درکوههای بختیاری منشاء سرشاخه‌های رودخانه کارون و زاینده رود هستند.


استان چهارمحال و بختیاری از سمت شمال و شرق به استان اصفهان و از طرف غرب و جنوب به استانهای خوزستان و کهکیلویه و بویر احمد محدود می گردد از سمت شمال غربی نیز به استان لرستان منتهی میشود .
برای آشنائی با طبیعت بختیاری  میتوان از تارنمای مهندس هومان خاکپور بازدید نمود.
طی دیدار از شهرکرد تا رسیدن به کوهرنگ وعبور ازمرغملک وتخریب وشخم مراتع ونیزاز کنار سدها وتونلهای ارتباطی کوهرنگ وصعود به قله کلونچی فرعی به نکاتی برخورده که در پست های بعدی به آنها اشاره خواهم نمود.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; ٦ تیر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه هر دو جانسوزند، اما این کجا وآن کجا

امروز که پست  جناب مهندس محمد درویش را میخواندم وبا دیدن پل هائی که در عکس ها نشان داده بود یاد خاطره ای افتادم که گفتم بد نیست دوستانی که هر از چند گاه ویا همیشه خود را با دیگران مقایسه میکنند این خاطرات را بخوانند شاید دیگر مترصد قیاس مع الفارق با اجانب یا حداقل چشم بادومی ها نباشند.
پل هانگزو(Hangzhou) بر روی  مصب رودخانه ساخته شده که دسترسی دو شهر مهم  وزیبای شانگهای به شهر تجاری وبندری نینگبو را تسهیل بخشیده است .مقایسه گذر از روی این پل وپل ساخته شده بر روی دریاچه ارومیه نه تنها مقاسیه ای بی معنا است بلکه شما در گذر از روی پل هانگزو فکر میکنی  در نوک کشتی تایتانیک وبجای جناب  لئوناردو دیکاپریو هستید که در عبور از روی دریا فقط آب را میبینید.اما اگر از پل روی دریاچه ارومیه عبور کنید تصور میکنید شاید این سنگها تکان بخورد و آب شما را تبدیل به خیار شور نماید.
ماجرای دوم مربوط به چینی های لامذهب وبی دین است البته آنها ادیان گوناگونی دارند که در مناطق سین کیانگ و نین شیا زندگی شبیه زندگی کویر نشینان ما دارند که بحث ما در مورد چینی های جنوب شرق در استان گوانگ دونگ وشهرهای شنزن ، شانتو ،گوانگزو ،شانگهای ونینگبو است.شبی از شبها که قصد شرکت در یک نمایشگاه تجاری را داشتم در فرودگاه شهر گوانگزو ساک مسافرتیم را به تصور اینکه توسط راننده به صندوق عقب گذاشته شده از دست دادم .یعنی هنگام رسیدن به هتل ساکی در ماشین نبود .این شروع گرفتاری بود چون جدای از مدارک واسناد کاری وتجاری مهمترین محتویات ساک خوراکی هائی بود که با خود به چین برده بودم چون بنده از بوی ادویه جات آنها هم بد حال میشوم چه برسد به اینکه بخواهم از ‌این غذاها تناول هم بکنم.خلاصه ساک ما در یک کشور بزرگ با مردمانی که هر صبح برای مجسمه بودا عود روشن میکردند گم شد.حال بماند که چه پوشیدیم وچه خوردیم وچه .... مهم اینجاست که تصور پیدا شدن این ساک در این دیارغیر مسلمان برایم سخت بود.چند روزی گذشت از آن شهر به شهر شانتو رفتم وهنگام کنترل ایمیلم بصورت اتفاقی وارد بخش اسپم شدم .کاری که تا آن موقع  هیچ نکرده بودم.واین را هم بگویم که انتظار میل ناشناس از کسی را هم نداشتم.اما آنچه باید میدیدم دیدم وآن پیغامی از یک ناشناس مبنی بر پیدا شدن ساکم در فرودگاه بود.این فرد را بعدن دیدم اوکارگر ساده یک هتل بود، از او پرسیدم چه دلیلی داشت که ساک را برگرداندی وزحمت ایمیل زدن وتلاش جهت پیدا کردن مراداشتی واو در کمال سادگی وآرامش بدون اینکه به قسمتهای داخلی ساک دست زده باشد پاسخ داد:مگر کار دیگری هم میشد انجام داد؟او تصور نمیکرد کاری بجز این هم انجام پذیر باشد.حال شما قضاوت کنید در مدینه فاضله من وشما از 10 ساک چند تای آن به صاحبش بر خواهد گشت؟ واگر جواب کمتر از 10 بود بدانید فاصله ما با جهان غرب که هیچ با همین چشم بادومی ها هم خیلی زیاد است وپر بیراه نگفته ایم که قیاس محمد درویش  قیاس مع الفارق است .نیست؟

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ٢٤ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ گلی به گوشه جمال امور عشایر

قول دادم در باره برخی سر تیترهای پست قبل یه چیزائی بنویسم البته چون وقت کم است سعی بر خلاصه گوئی خواهد شد.در پست قبلی به سر تخت بافت از توابع شهرستان رابر رفتیم .قبل از دو هفته پیش یک جاده مالرو جهت عبور عشایر به منطقه کار رساندن این عشایر را به منطقه سرتخت به عهده داشت که در سفر اخیر سعادتی نصیب شد تا زحمات وپیگیرهای امور عشایر استان را در تعریض جاده مالرو وشخم یکسره اراضی سر تخت رویت کنیم .عکسهای فاقد تاریخ مربوط به دوربین دوست وهمکار عزیز عباس درخشانی است.

در برخی شیبهای تند ایجاد چنین جاده پهنی در زمستان وفصل پر باران چیزی جز رانش زمین وفرسایش خاک را نخواهد داشت.

در پستی از ممدآقا شعری از کدکنی آمده بود که بد جوری در وصف این گونهای له شده سروده شده بود.

 آقایان سازمان عشایر شما که از گوشت وخون عشایر هستید وزبان گویای آنها به همه دلسوزان این زیست بوم پاسخ دهید که آیا برگزاری جشنواره عشایر یا هر مناسبتی نیاز داشت تا چنین اراضی بکر ودست نخورده ای را شخم بزنیم ومفتخر باشید که برای آنها راه دسترسی احداث کرده اید.اگر راه دسترسی درست کرده اید تا واگذاریهای منطقه ییلاقی وخوش آب وهوای سرتخت را سرعت بخشید که جای تشکر دارد.اگر راه درست کرده اید که هر ننه قمری با اتل وزن وبچه بیاد تفریح وپدر وبرادر این مراتع رو به لجن بکشه وبعد سر وته کنه وبرگرده که آخر لطف شما به این عشایر زجر کشیده وآواره کوه وبیابان بوده است . نه خدائیش نیت از ساخت این جاده واین بنای یاد بود در وسط سر تخت چه بوده؟


ما نفهمیدیم این دکل آب انبار است یا آبشخوار یا جایگاه پذیرائی از میهمانان اگر یه مومنی پیداشد بنده را هم روشن نماید.البته این رمپ رو زده اند که اگر تریلی یا کامیونی خواست برای ساخت وساز یا میلگرد آوردن یا تفریح بیاد بالا بتونه خوب دور بگیره البته شاید هم پارکینگ باشه وما بیخود گناه مردم رو میشوریم.

از ما گفتن بود با این جاده فاتحه مراتع بکر سرتخت خوانده شد .مراتعی که محال بود یه ذره زباله یا آشغال در مراتع ببینی یا در مسیر آن ساخت وسازی رویت کنی یا هر یای دیگر. اگر فکر میکنید طبیعت زیبای سرتخت ویران نخواهد شد بمانید تا ببینید از ما گفتن بود.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱٧ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ دو کلام حرف حساب به مناسبت روز های محیط زیست

شب هنگام که سری به تارنمای دوستان در گرین بلاگ زدم مجددن به نوشته های ممدآقا در مورد بی مهری مسکن مهر  برخوردم که ناگهان یاد هومان خاکپور افتادم که در یکی از کامنت ها ماست خوربنده را گرفته بود وخواسته بود قول دست پر برگشتن از کرمان را به یاد من اندازد.البته مطلب خیلی زیاد بود واجازه میخواهم در آستانه ایام مبارک محیط زیست که بنظر میرسد حرکات قابل توجه ومطالب زیبائی در رسای محیط زیست کشور انجام میپذیرد، بنده به نوبه خودم صرفن مشاهدات وشنیدنی های خود در این ایام که شاید یک نوع تعامل با محیط زیست باشد را تیتر وار عنوان تا اگر آلزایمر به سراغم آمد با خواندن این پست مجددن یادم آید ودر باره آنها بنویسم.
واگذاری مرکز تحقیقات کشاورزی کرمان به مساحت حدود 65 هکتار در مسیر کرمان - ماهان جهت ساخت مسکن مهر، ایجاد دود و آلودگی شدید هوای شرکت فروآلیاژ کرمان، تخریب مراتع و تبدیل جاده مالرو تحت عنوان جاده سازی به منطقه سر تخت جهت برگزاری جشنواره عشایر توسط متولی عشایر یعنی امور عشایر استان وتردد ماشینهای فاقد کمک وبی کمک همچون پراید وپیکان به منطقه ،توزیع سفارشی مجوز شکار چهار پایان از سوی مدیران محترم محیط زیست که در نوع خود جای تقدیر وتشکر دارد چون اگر این مجوزها بدست افراد نااهل وغیر متخصص بیفتد امکان دارد به جمعیت این حیات وحش لطمات جبران ناپذیری را وارد کنند،همزیستی  زیبا ودیدنی مو(تاک)با درخت بنه ونیز دشمنی لورانتوس با کیکم وارژن تحت عنوان رابطه انگلی در ذخیره گاه ارس گلوچار رابروزاد آوری بنه وارس در این ذخیره گاه ، تلف شدن دامها بدلیل آلودگیهای شرکت مس خاتون آباد،کاهش جمعیت کل وبز در پارک ملی خمر بافت از 16000 راس در سال 85 ورسیدن این تعداد به 1800در سال جاری البته این خبر احتمالن صحیح نباشد چون دوست ودشمن زیاد است در ایام مبارک محیط زیست.ودر نهایت پیشرفت قابل توجه بازسازی ارگ بم
حال سعی خواهد شد در فرصت مناسب به تفضیل شرح موارد با اضافات وحاشیه های فراوان عنوان نگرددچون وقت طلا است ودر زمانه ای که مدعیان دوستدار محیط زیست توقع دارند شیشه نوشابه به عنوان مواد آلی جذب خاک شود ونیز همانها که خیلی سنگ به سینه میزنند که آی بگیرید وببندید که محیط زیست چنان شد و... حاضر نیستند برای انعکاس مطالب خود در تشکیلات آقا مهدی دکتر یک ده تومانی ناقابل واریز کنند،چرا بنده از وقت گرانبهای خودم در خصوص اشاعه افاضات خودم گرمی سی وخورده ای هزار تومان خرج کنم؟خوب نمیکنم.حرفی هست؟    

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱٦ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از کرمان تا سرتخت

امروزتصمیم داریم به یکی از نقاط سرد ومرطوب استان گرم  وخشک کرمان برویم.جائی که تا نیمه خرداد هنوز آثار برف بر روی ارتفاعات آن هویدا است. شهرستان بافت با 870 هزار هکتار مرتع یکی از قطبهای تولید گوشت در استان با یک میلیون وپانصد هزار دام میباشد. از شهرستان بافت که به سمت رابر(Rabor) میروی باید 35 کیلومتر طی طریق کنی .از رابَر  تا روستای هَنزا 25 کیلومتر فاصله است.این تصویری از روستای هنزا (Hanza ) است:(برای دیدن عکسها در اندازه بزرگتر روی آنها کلیک کنید)


چهار کیلومتر جلوتر به منطقه ی ییلاقی که تنها از بهار در آن زندگی جاری است با رودخانه ای آرام با آبی بس گوارا وتگرگی دل هر رهگذری را جلا میدهدواما زیبائی این منطقه که به آن بُندر هنزا(Bondar-e-Hanza ) نامیده میشود درختان دست کاشت گردووسایه بانی است که این درختان فراهم نموده اند .سیاه چادرهای عشایر در سایه سار این گردوها منظره های بی بدیلی را به نمایش میگذارد.کمی جلوتر دو کودک زیبا با دستان کوچکشان سلام را به رایگان نثارت میکنند وباز برای تو تداعی میشود که این کودکان عشایر از خیلی کودکان شهری وروستائی پاک تربوده و ضمیری به زیبائی چشم اندازهای اطراف خود دارند.آری آنها با دستانشان هم به پیشوازت آمدند وهم بدرقه ات کردند.این تصاویریادگاری بود ماندگار در خاطره ها که هیچگاه از ذهنت بیرون نخواهد رفت وترا به ارتفاعات سبلان وپیش آن دوکودک اُبه نشین در سال 71 برد.


درختان گردو عجیب بنیانی در خاک دارند این درختان کهن گردو با ریشه هائی بس محکم را کمتر جائی میتوان از درختان مثمر یافت .یا اینکه من هنوز نیافته ام.


در دو طرف این دره و به سمت قله وارتفاعات که مینگری ارس ها ،بنه ها وارژن ها چنان زیبائی منحصر بفردی را به منطقه داده که فراموش میکنی در فاصله ای نزدیک از کرمان قرار داری.

زیبائی مربوط به درختان گردو در طول 2 کیلومتر گسترش دارد . بعد از منطقه بُندرهَنزا باید از پیچ وخم کوه گذر کنی تا پس از 8  کیلومتر به ارتفاعات منطقه بنام سرتخت برسی.

زیبائی ارتفاعات فوقانی در سایه کوه های بلند برف گرفته که تا یک هفته قبل اثرات برف وجود داشت ترا به دشتی زیبا بنام سرتخت میرساند .

 زبان از وصف این زیبائیها ناتوان است تنها میتوان جدای از بی لطفی متولی این انسانهای شریف شما را به دیدن تعدادی از عکسها دعوت نمود تا در پست آتی کم لطفی امور عشایر استان به بهانه برگزاری جشنواره سراسری عشایررا شرح دهم. 

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ ; ۱٦ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ بم را زلزله وکرمان را فاضلاب نابود میکند

کرمان شهری که بر روی آبرفت ها قرار گرفته به عنوان شهری بی باران وکم آب با متوسط بارندگی زیر 150 میلی متر درسال به عنوان یکی از مناطق خشک ونیمه خشک کشور بوده که مشکلات کم آبی از یک سو و ورود فاضلاب به درون سفره های زیر سطحی ، مشکلات فراوانی را برای شهروندان کرمانی فراهم نموده است.

 

در شهری که آب آشامیدنی به طور فراوانی رو به نیستی وزوال نهاده مشکل ورود فاضلاب شهری توسط چاههای جذبی به آبهای زیر سطحی وارد شده وهمین میزان آب کم در شهر را نیز تهدید به آلودگی میکند.بحران کم آبی در شهر کرمان به نحوی است که در برخی نقاط جنوبی شهر آب آشامیدنی با تانکر توزیع میگرددواین در حالی است که حفر چندین حلقه چاه با هدف آبیاری تحت فشار نهالهای کشت شده در اردیبهشت! ماه سال 88 به عنوان یک ایده بی بدیل توسط دستور استاندار محترم با عنوان کمربند سبز وباغ هنرمندان سهم آب آشامیدنی شهروندان را با فاضلاب موجود در زیر پوست شهر جابجا نموده است.به عبارت ساده  شهروندان کرمانی آب آشامیدنی برای خوردن ندارند چون فاضلاب خودشان آب آشامیدنی سفره های زیر سطحی شده به نحوی که حدود 2000 لیتر آب وارد شبکه توزیع شهر کرمان می‌شود که از این میزان حدود 1500 لیتر به‌صورت فاضلاب به آب‌های زیرسطحی شهر می‌پیوندد و میزان 25 میلیون متر مکعب آب شرب مصرفی در سال 68 به 46 میلیون مکعب در سال 87 افزایش داشته است .دیدن فاضلاب در عمق 3 متری زیر سطح در مناطق قدیمی ومرکزی شهر منجمله مشتاقیه و مسجد جامع تا خیابان شریعتی ، جدای از نابودی آثارمنحصر بفرد قدیمی منجمله مسجد جامع کرمان، حمام باغ له‌له، آب‌انبار و پاگرد حمام گنجعلی‌خان، آب‌انبار حاج آقاعلی و بازار کرمان موجبات بروز وظهور بیماریهای میکروبی در بین افراد خواهد شد.حفر این 4 حلقه چاه در حاشیه شهر وبا هدف آبیاری نهالهای کشت شده بخش عمده ای از همین آبهای قابل شرب را به مصرف نهالهای کشت شده رسانده که حال باید پاسخ داد کدام گزینه اوجب واجبات است.  مسدود شدن قنات‌ها و پسرفت آب‌ها، فرسودگی شبکه انتقال آب و تمرکز جمعیت در نقاط شهری، علل اصلی بالا‌آمدن آب‌های زیرسطحی در کرمان عنوان شده است.


مخلص کلام:
حفر چاه های احداثی وپمپاژ فاضلاب به بیرون شهر مشکل را حل نکرده وشهرداری شهر کرمان وآب وفاضلاب بجای انداختن توپ به زمین یکدیگر باید فکری به حال شهر خشکی کنند که در روی زمین بی آبی بیداد میکند ودر زیر زمین پر فاضلابی.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱٤ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: سفرنامه و فاضلاب و آب
comment نظرات () لینک


+ غار چار نخجیر

در سال 1368 شمسی، شنیدن صدای شر شر (هوی هوی )آب توسط پرسنل اداره آب وفاضلاب شهرستان دلیجان موجب شد که از دریچه 40 سانتی در پای کوه و حفاری صورت گرفته به وجود این غار پی برده شود.

 

  از سال کشف غار تا سال 88 این غار در اختیار ادارات وسازمانهای مختلف بوده که نداشتن متولی خاص در این سالها در برخی قسمتها موجبات شکستگی در اشکال آهکی شده است.

 

در سال 1380 عملیات کف سازی ونور پردازی توسط سازمان میراث فرهنگی وگردشگری استان مرکزی به طول 1200 متر انجام واز 26 اسفند 1388 این غار رسماً برای بازدید عموم  شروع بکارمینماید.

 

سن غار هفتاد میلیون سال تخمین زده شده ودرحال حاضر هم یک غار زنده بحساب میآید که دارای تهویه طبیعی بوده که موجب خنکی وتلطیف هوای داخل غار میگردد. 95درصد غار از تشکیلات آهکی است. لیدرها این غار را دومین غار آهکی جهان معرفی میکنند که از نظر بنده با وجود غار علیصدر جای سوال داردواگر کسی اطلاعات دقیقی در این خصوص داشت میتواند راهنمائی نماید. تاکنون 12 کیلومتر ازاین غار شناسائی شده که ظاهراً طول آن همین میزان است .البته تنها 10 درصد طول این غاریعنی تنها 1200 مترآن برای بازدید عموم آماده شده است .

 

غار نخجیر از دوطبقه کاملاً مجزا و مشخص تشکیل شده که طبقه زیرین 60 متر زیر طبقه  اول یا همین طبقه ای است که قابل بازدید است .در طبقه زیرین دریاچه ای وجود دارد شبیه دریاچه غار علیصدر همدان که عمق آن بین 4 تا 15 متر میباشد. البته طبقه زیرین هنوزجهت بازدید عموم آماده نشده اما شما میتوانید در ادامه عکسهای قسمتهای دیگر غار بخصوص طبقه زیرین را ببینید.

  

بنا به وجود شباهت در قسمتهای مشخص ومهم این غار در هر دوطبقه این نامها برای این اشکال موجود در غار انتخاب شده است. : لاک پشت، بچه فیل، کرگدن،تمساح ، تالار کنفرانس، منارجنبان، تالار عروس ،سفره عروس، حوض نبات، کاسه نبات وحوض کوثر . البته 5 مورد اول را در طبقه اول میتوانید ببینید.

  

برای دیدن این غار از دو مسیر میتوانید عزیمت نمایید:

1- کافیست از تهران واتوبان خلیج فارس به قم وسپس از سه راه سلفچگان به دلیجان عزیمت وبعد به سمت شهر نراق راهی شوید  ، 5 کیلومتر مانده به نراق ودر سمت چپ جاده  یک فرعی پس از طی 4 کیلومترشما را به غار میرساند در ابتدای جاده فرعی تابلوی زیر نصب شده است.

2- اگر از سمت کاشان قصد عزیمت دارید کافیست ابتدا به مشهد اردهال آمده وپس از 20 کیلومتر( وگذر از پناهگاه حیات وحش جاسب )به شهر نراق رسیده وسپس 5 کیلومتر به سمت دلیجان ادامه مسیر دهید تا یک مرغداری را که شمایل یک مرغ درشت را بر روی پشت بام نهاده ببینید .که بلافاصله یک فرعی وجود دارد.

پس از طی 4 کیلومتر به پارکینگ مجموعه توریستی نخجیر میرسید.یه پونصدی برای پارکینگ ویه سه هزاری ناقابل هم برای ورودی به غار بایستی پرداخت بفرمایید.

 

 البته هنگام تهیه بلیط، شاهد بگو مگوی دو بازنشسته محترم با معاون پروژه توریستی نخجیر جناب آقای نجفی بودم که متاسفانه از قبول کارت منزلت امتناع میفرمودند.البته با وساطت ماجرا حل شد اما بد نیست سازمان میراث فرهنگی وشرکت توسعه گردشگری استان مرکزی توجه داشته باشند که ارائه خدمات به بازنشستگان عزیز جزئی از تعهدات قانونی ونهادینه ویا اخلاقی است که بایستی به آن توجه ویژه نمود . البته نه بخاطر این مبلغ کم،  بلکه بخاطر توقعی که بازنشستگان عزیزبخاطرزحمات سی ساله ای که کشیده ونتایج آن را در عکس العمل افراد جستجو میکنند ،از همه ما دارند.برخورد شایسته ای داشته باشیم ومحترم بشماریم همه کسانی را به نیت بازدید این اثر منحصر بفرد رنج سفر را به جان میخرند. در نهایت متذکر میگرددکه از بردن هر گونه ساک وکیف دستی ودوربین فیلمبرداری وعکاسی به داخل غار امتناع نمایید .البته وقتی علت عدم ورود کیف دستی را جویا شدیم دریافتیم برخی از بازدید کنندگان نامحترم اقدام به شکستن وبردن قطعات آهکی میکنند واز کیف هم جهت جاسازی آن استفاده مینمایند که کار ناشایستی است وحق با متولیان مجموعه بوده تا از تخریب این اثر زیبا جلوگیری شود.تصور کنید اگر هر فردی یک سانت از این گلهای آهکی را شکسته وخارج نماید از این زیبائی غار چه چیز باقی میماند؟ضمناً اگر عکس بیشتری خواستید بفرمایید تا تقدیم شود چون اگر هم قاچاقی دوربین را با خود به داخل ببرید استفاده از فلاش ممنوع بوده چون رطوبت موجود در غار با حرارت ناشی از استفاده از فلاش، موجب رشد جلبک روی سطوح آهکی خواهد شد.در نهایت از جناب آقای اسماعیلی مدیر مجموعه توریستی نخجیر که اطلاعات تکمیلی وعکسها را ارائه دادند تشکر میگردد.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ ; ۳ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ هردو قصه بد بود

وقتی از تهران عازم سفر به قائم شهر وساری  هستید.باید از جاده فیروزکوه بروید.وقتی به نزدیکی دماوند میرسید درست 5 کیلومتر قبل از دماوند ودر سمت راست جاده یک تابلو را خواهید دید که روی آن چنین نوشته:
دانشگاه آزاد - واحد رودهن - مزارع نمونه دانشکده کشاورزی
همه کسانی که یکبار هم از جاده دماوند عبور کرده باشند حتمن این تابلو را دیده اند.البته کار ما با این تابلو نیست.(برای بزرگتر دیدن تصاویر روی آنها کلیک کنید)

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ گورخر همان کورخر نیست

بدنبال سفر دوشنبه همین هفته به دیار سوت وکور بیارجمند ومنطقه خارتوران وعده داده شد در مورد گورخرآسیائی مطلبی نوشته شود. داستان از این قرار است که چندی پیش در خبرگزاریها اعلام شد عده ای در خارتوران مبادرت به شکار گورخر وفروش گوشت آن به رستورانها ومردم میکنند. که پیرو رایزنیهای مدیران محیط زیست موضوع کاملن نفی شد واعلام گردید شکارچیان گوشت شتر را به جای گورخر فروخته اند.البته شاید این استدلال شبیه همان فروش  خرِکور باشد.ماجرای خرکور بر میگردد به یک روستائی منطقه بیارجمند که یک خر کور داشته وبعد از سر بریدن وپوست کندن آن فریاد میزده که گوشت کورخر داریم وخلاصه تا آخرین تکه خر کورش را فروخته وبعد هم در اعتراض به اهل وعیالش هم گفته اگر من دروغ گفتم بگو من فریاد زدم کورخر نه گورخر ودروغ هم نگفته ام خر من کور بوده و...


 اصل ماجرای شکار گورخر آسیائی توسط شکارچیان نفی نشد واعلام شد این کار جدید ومحدود به زمان خاصی نیست این گونه شکار غیر قانونی از قبل هم بوده وهمچنان هم ادامه دارد. اما اجازه بدید مطلب رو یه جور دیگه ادامه داد.
اگر شما با نام کارشناس یا مامور یا یک مقام محیط زیستی پا به مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست بگذاری وسوالی از مطلعین یا افراد عامی بپرسید احتمال خیلی زیاد چیزی دستگیرتان نخواهد شد.وجوابها محتاطانه داده خواهد شد.اما بنده به عنوان یک فرد گمنام وعلاقه مند به حیات وحش سوالاتی را از افراد بومی پرسیدم که جواب متاسفانه ناراحت کننده بود.همانند خیلی دیگر از مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست . آنها گفتند که شکارچیان سوار بر موتور گله گورخر را تعقیب ودر یک فرصت مناسب شلیک کرده ودر کوتاهترین زمان رانهای گورخر را جداکرده وبا همان موتور سیکلت متواری میشوند.و خودتان حدس بزنید که چرا با جیپ نمی آیند وچرا فقط رانهای گورخر را باخود میبرند.

البته فروش گوشت گورخر در رستورانهای مابین شاهرود تا سبزوار تائید ودعوت شد اگر علاقمند به خوردن گوشت آن هستید آمادگی این کار وجود دارد.که این دوستان که مثل خیلی از مردم عوام وحتی کارشناسان فرق بین "حیات وحش" و"شکار" را نمیدانستند قول گرفتند مرداد ماه وقبل از شروع ماه رمضان سفر دیگری برای دیدن چند نوع شکار! منجمله جبیر، آهو ویوز پلنگ در خدمت ایشان باشیم.


برای بنده شنیدن این دسته اخبار عجیب نیست  وایرادی هم به محیط بانهای عزیز وزحمت کش نیست .وصد البته ما نیز قصد شکستن کاسه کوزه سر محیط بانها رو نداریم.چون امکانات سازمان محیط زیست با توجه به توقعاتی که نهادها،سازمانها وعلاقمندان محیط زیست ایران وجهان از آن دارند با دایره وظائفی که از آن سازمان تعریف شده است هیچ تناسبی ندارد. یکبار قبلن توضیح داده شد که تعداد حدود 2400 نفر محیط بان قادر به حفاظت این سطح از مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست نبوده وجالب است بدانید که از این تعداد محیط بان نیمی از آنها در هر زمان در حال استراحت (آف) بوده ونیم باقی مانده هم که شیفت هستند، دو وظیفه به عهده دارند یکی مراقبت ومحافظت از محل ساختمان محیط بانی ودیگری گشت وکنترل منطقه تحت حفاظت . حال شما خودتان قضاوت کنید آیا این تعداد محیط بان قادر به برخورد با متخلفین وشکارچیان هستند.مشکلات پیش روی سازمان حفاظت محیط زیست از لحاظ امکانات وپرسنل کارشناسی ومحیط بان ماهر وتبدیل آموزشکده کرج ازتعلیم محیط بان به تعلیم دانشجو مباحثی است که در فرصت های آتی به آن پرداخته خواهد شد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ سفری به خارتورانِ بیارجمندِ شاهرود

وقتی بچه بودی آسمان رنگ دیگری بود ستارگان پر فروغ  چه الماس بارانی در این کهکشان راه میانداختند.سالهاست نبود سوسوی یک ستاره در آسمان کلان شهر تهران حوصله نگاه کردن به آسمان را هم از توگرفته بود اما آنشب که در خارتوران به آسمان نگریستی چیدمان زیبای ستاره ها ی درخشان ترا به عمق کودکی برد.واین چه احساس زیبائی بود.
شهر بیارجمند در فاصله 110 کیلومتری شاهرود قرار دارد هر وقت وارد این شهر میشوی انگار خاک غربت بر سر این شهر پاشیده اند.سکوت ودلگیری در این شهر وتک وتوک آدمهائی که در رفت وآمد هستند حکایت از غربت این شهر دارد.
  برای رسیدن به منطقه حفاظت شده خارتوران  که در جنوب شرق شهرستان شاهرود وبیارجمند قرار گرفته. باید رنج سفر از تهران وپیمودن 800 کیلومتر را بر خود هموار سازی. وقتی  از میامی عبور میکنی در سر دو راهی ودر کنار زائرسرا یک تابلو وجود دارد که چند خطی در باب جمعیت ومشخصات بیارجمند با تنوع جانوری منحصر به فرد واینکه این منطقه به آفریقای ایران لقب گرفته بر روی آن نوشته شده است. اما وقتی به ورودی شهر بیارجمند میرسی ، سازه ای نازیبا در انتهای دشت زیبای منطقه با پوشش یکنواخت درمنه وقیچ چشمان ترا آزارمیدهد.آیا ساخت یک کارخانه سیمان اینقدر برای منطقه مهم بوده که آنهم در محلی که میتواند با استفاده مفید ازپتانسیل های موجود سرزمین وورودگردشگران داخلی وخارجی هم رونقی به معیشت این مردم ایجاد کرد هم از امکانات موجود با تنوع زیستی بالا در جهت آبادانی منطقه کمک گرفت وهم فرهنگ حفظ حیات وحش گونه های نادر را در بین همانهائی که فرق شکار وحیات وحش را نمیدانند توسعه بخشید.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ جشنواره لاله ها

هر ساله در ماه اردی بهشت واز هفتم تا پایان این ماه لاله های رنگارنگ وزیبا در کیلومتر 52 جاده کرج به چالوس در منطقه گرماب گچسر خودنمائی میکند.

 

امسال دوازدهمین جشنواره لاله ها در این محل برگزار میگردد.لاله ها در این ایام میهمانان زیادی را به این محل آورده که رفتن ودیدن آن خالی از لطف نمیباشد.

بهترین زمان بین 10 تا 20 اردیبهشت ماه است.یکی از مشکلات بازدید کنندگان محدودیت پارک خودرو بوده که میهمانان ناچارن باید خودروها را در حاشیه جاده اصلی پارک کرده که مراقبت زیاد را طلب میکند.

 

رفتن به دل طبیعت ونزدیکی با لاله ها ارمغان وتسکینی برای روزهای خالی از آرامش شهر نشینی است.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ ; ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::