+ سبد کوچک بود خیلی ها جا نشدند

سبد کالا خاطر خیلی از مردم را بد جوری مکدر کرده است .خیلیها که زیر پوشش بیمه تامین اجتماعی بوده وحقوقشان حوالی 500 هزار بود مشمول دریافت سبد کالا نشده اما برخی افراد با حقوق بالاتر که جزو بیمه خدمات درمانی بودند مشمول دریافت سبد شده بودند.

این داستان حکایت از نوعی تداخل مدیریت بوده که بعدا کاشف به عمل آمد که وزارت صنعت ،معدن وتجارت بدون توجه به نظرات هیئت دولت اقدام به گذاشتن شرط سقف 500 هزار تومان حقوق گذاشته است.فردا روز اگر به همین منوال و طی همین فرمول یارانه های نقدی را کسر کنند به گمانم خیلی از فقرائی چون من سکته را بزنند.
برای اینکه بدانید در سبد هستید یا خارج سبد به یکی از روشها عمل کنید:

ورود به سایت سبد کالا

ارسال کد ملی توسط پیامک به شماره  5000499 یا شماره 700799   ( کد ملی بدون هر گونه فاصله و خط تیره)

تماس با ستاره 799 مربع (#799*)و سپس وارد کردن کد ملی

اگر اسمتان نبود ناامید نشوید خدا بزرگ است اینجا به فکر شما هستند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳ بهمن ۱۳٩٢
تگ ها: دلنوشته و طنز
comment نظرات () لینک


+ جعبه سیاه

بدنبال آلودگی شهرهای بزرگ منجمله تهران،اهواز،مشهدو چند شهر دیگر برخی باستان شناسان مترصد پیدا نمودن مقصر برآمده ؛ که بدین منظور کاوشهائی را جهت یافتن جعبه سیاه در اطراف این شهرها آغاز نمودند.پس از یافتن جعبه سیاه و بازخوانی صداهای ثبت شده بر روی سفالهای درون آن نتایجی بدین شرح بدست آمد:
آقا محمد خان قاجاربه عنوان سر سلسله قاجار مرکز حکومت  خود را شهر تهران انتخاب نمود.
 انتخاب شهر مشهد توسط  نادر شاه افشار سر سلسله افشارموجب گشت بیش از دویست وپنجاه سال پیش این شهر به عنوان مرکز حکومت جهت حکمرانی انتخاب گردد.
شهر شیراز در زمان کریمخان زند معروف به وکیل الرعایا مرکز حکمرانی ایل زند قرار گرفت .
شهر تبریز نیز در زمان ایلخانیان وصفویان به عنوان پایتخت انتخاب شد.
شهر اهواز وشوش نیز پیش از اسلام ،مرکز صدارت  ایلامیان و هخامنشیان بوده است.
شهر اصفهان در زمان صدارت سلجوقیان به عنوان یکی از مراکز حکومت انتخاب شد.
شهر قزوین در زمان صفویان به همراه اصفهان وتبریز به عنوان مرکز تصمیم گیری وحکومت انتخاب شد.

نظر به شناسائی این شاهان نالایق در انتخاب این مناطق بدون توجه به استعداد اراضی وآمایش سرزمین به عنوان پایتخت سیاسی و مرکز حکومت، به این نتیجه میتوان دست یافت که مقصر اصلی در آلودگی چنین شهرهائی، پادشاهانی بوده که این مناطق را جهت پایتخت انتخاب نموده اند. و چون برابر عصر حاضر با دقت و توجه کافی و وافی به نظرات کارشناسی وفنی اقدام به انتخاب این شهرها جهت سکونت ومرکز حکومت ننموده اند لذا مقصر صد در صد تشخیص داده میشوند.
 نظر به اینکه برابر قوانین موجود که پس از بررسی جعبه سیاه هواپیما نمیتوان با خلبان کشته شده برخوردی نمود لذا با پادشاهان مرحوم شده نیز نمیتوان برخوردی شایسته داشت و پرونده به خودی خود بسته میشود.
با توجه به این اطلاعات، میتوان نتیجه گرفت که نه تنها بنزین غیر استاندارد ،بلکه توسعه ناموزون شهری ، توسعه خطوط مترو،  انتقال کارخانجات به خارج این شهرها،اصلاح خودرو های آلوده زا، فرسودگی خودروها و توسعه ناوگان حمل ونقل عمومی ودیگر عوامل عنوان شده از سوی کارشناسان، نه تنها تاثیری بر آلوده بودن شهرها نداشته بلکه شهرداری این شهرها کمافی السابق میتوانند به ساخت وساز در این شهرها ادامه داده و نگران افزایش جمعیت در چنین شهرهائی نبوده و برابر نقشه جامع شهری تا 10 طبقه به واحدهای مسکونی و 50 طبقه به واحدهای اداری وتجاری اجازه ساخت دهند.از سوی دیگر وزارت صنعت هیچ نقشی در آلودگی شهرها نداشته چرا که خودروهای تولیدی نه تنها استاندارهای یورو 5 را دارا میباشند بلکه قابلیت ارتقا به یورو 10 را نیز خواهند داشت.از سوی دیگر به وزارت نفت نیزبدلیل تولید بنزین هیچ اتهامی وارد نیست و این وزارت نه تنها قادر به تولید بنزین به شکل حاضر میباشد بلکه میتواند اندکی از استانداردهای آن را کم نموده تا در اعتبارات صرفه جوئی نماید.سازمان حفاظت محیط زیست هم بجای درگیر نمودن خود با چنین نهادهائی، مترصد پیدا نمودن جعبه سیاه شکار حیات وحش اعصار گذشته  باشد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱٦ آذر ۱۳٩٢
تگ ها: طنز
comment نظرات () لینک


+ مانده تا برف زمین آب شود

روزی که ماشینم رو فروختم فکر میکردم میتوانم ادای یک محیط زیستی پر وپا قرص را درآورم وبا خرید دوچرخه و رفتن مسیر خانه تا محل کار هم تبلیغی برای استفاده از دوچرخه کرده باشم و هم از دست دود ودم ماشین ها رها شوم.روز اول وقتی با دوچرخه در خیابانها ولابلای ماشین ها حرکت میکردم ، سنگینی نگاه رانندگان خودرو را احساس میکردم .یاد بچگی هایم افتادم  وقتی که  با ماشین به روستایمان میرفتیم همه یک جور نگاه میکردند که غالبا بجای حس غرور حس بدی به من دست میداد وفکر میکردم گناه کبیره ای مرتکب شده ام که اینگونه ما را نگاه میکنند.همین نگاه های رانندگان و سرنشینان خودروها در خیابانهای تهران و عدم وجود خطوط مخصوص دوچرخه سواری  و بارها تصادف وتصادم با خودروها و درد مزمن کمر موجب شد عطای دوچرخه را به لقایش بخشیدم.استفاده از اتوبوس ومترو دیگر راه رسیدن به محل کار بود.بعضی وقتها فشار ناشی از ازدحام وهجوم مردم در قطار و اتوبوس های بی آر تی جدای از له شدن پاها منجر به ایجاد کوفتگی شدید بدنم میشد .اما درد اصلی همان کمرم بود که  این یکی غیر قابل تحمل بود .ناچار شدم بی سر وصدا به فکر تدارک یک خودرو باشم .آن هم از نوع دنده اتومات.چرا که گرفتن کلاج با درد کمرم خیلی سنخیت وقرابتی نداشت.در خواست وام خرید خودرو دادم.تا وام جور شد مدتی طول کشید.اما با 7-8 تومنی که داشتم نمیشد یک ماشین شبیه ماشین قبلی خرید.ناچار شدم اندکی از توقعاتم را پایین کشیده و به پرایدی قانع شوم.وارد مذاکره با با مالک یک پراید مدل 85 شدم .وقتی قرار به پرداخت پول شد از انجام معامله بدلیل گران شدن خودرو منصرف شد.ناچار بودم پول بیشتری برای خرید همین خودرو جور کنم .پول جور شد.وسراغ پراید دیگری رفتم  اما باز تا موقع پرداخت و سند زدن همین مالک نیز پشیمان شد.چاره ای نبود در یک حرکت متهورانه مبلغ بیشتری پول جور کردم تا پرایدی که از سال 75 دیگر به عنوان یک خودرو ایمن وخوب به آن نگاه نمیکردم را صاحب شوم اما نمیدانم چه اتفاقی در این مدت کوتاه افتاد که قیمت این پراید هم سر به آستان آسمان سائید و به مرز 20 میلیون تومان رسید .صاحبان خودروهای مدل پایین هم یا نمیفرختند یا ذوق زده شده بودند که شاید فردا روزی ماشین خود را با یک بنز تاخت بزنند.القصه من ماندم وچندر غاز پول قرضی و افسوس یک پراید.

بعضی وقتها در گیر و دار له شدن در زیر دست وپای مسافران با خود میگویم ما که حقوقمان نصف شد و کفاف مخارج سرسام آور جاری را نمیدهد .پس چگونه میتوان با سرعت گران شدن خودرو به پولی دست یافت و ماشینی خرید؟سوالی که نه تنها امثال بنده از جواب دادن بدان عاجزند، بلکه دولتمردان هم از جواب دادن به آن طفره میروند.و بجای رقابتی کردن بازار واجازه واردات کم تعرفه خودروهای ارزان قیمت ، تنها  به فکر سر پا نگه داشتن چرخه تولید خودروها بدون توجه به درآمد کارگران وکارمندان باشند.
برایم سوالهای زیادی از این دست بی پاسخ مانده و آن اینکه چرا به بهای ماندن شرکت های خودرو سازی در چرخه تولید و اجتناب از ورشکستگی به آنها اجازه داده میشود تا قیمت خودرو را با قیمت بازارآزاد قیمت گذاری کنند و به خود ببالند که قیمت های کاذب برداشته خواهد شد .کاش بجای اینکه بگویند با نزدیک کردن قیمتهای بازار آزاد به بازار دولتی؛ میگفتند قیمت دولتی را به قیمت بازار آزاد نزدیک کرده ایم.و چرا هیچکس نمیخواهد این چرخه رانت خواری و پول شوئی عده ای سود جوی دولتی و خصوصی را به بهای خرد شدن عده ای حقوق بگیر را از کار بیاندازد؟ بهای افزایش قیمت های بی حساب وکتاب  در همه عرصه ها را با کدام حقوق دریافتی باید پرداخت؟ ادامه این نابسامانی و نابرابری را که در روزنامه شرق و به قلم نگارنده تنظیم شده است را در اینجا دنبال کنید.
خداوندا گناهان ما را به ریال و کارهای نیک ما را به دلار محاسبه بفرما.آمین

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ ; ۳٠ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها: طنز و خاطرات
comment نظرات () لینک


+ صرفا جهت اطلاع

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید : "ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین: بله، شما در ارتفاع حدودا ً ۶ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ درجه ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱درجه۳۷ هستید.
مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید
مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟" مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"
مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.
مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟"
مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند. اطلاعات دقیق هم به دردتان نمیخورد

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱٦ مهر ۱۳٩۱
تگ ها: دلنوشته و طنز
comment نظرات () لینک


+ تنها تو بخوان

فرزانه ای را گفتم  از چه این لایحه کذائی جامع منابع طبیعی اصرار برواگذاری کویرها وبیابانها ومراتع فقیر به سرمایه گزاران دارد.مرد فرزانه در پاسخ گفت مسند نشینان بلاد خارجه اگر از این فرصت میمون بهره برده وبه واسطه قرابت با مجلس نشینان موفق به قبول این قانون شوند دیگر نگران تجاوز به عرصه های ملی نخواهند بود. و در آن صورت به مفت صاحب صدها هکتار زمین شده اند که زمانی 50 هکتار بوده واکنون به این میزان رسیده واز قبال فروش اسناد آن خواهند توانست ایام کهولت را شاید به جوانی تبدیل کنند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱٥ شهریور ۱۳٩۱
تگ ها: طنز
comment نظرات () لینک


+ طرحی نو در اندازیم

شهرداری کاشان اعلام کرد با تولد هر نوزاد در کاشان یک نهال میکارد.حسین واعظی رئیس کمیسیون فرهنگیشورای شهر توجه ویژه به توسعه ونگهداری فضای سبز را امری ضروری خواند .

این طرح مرا یاد طرح احداث جاده ابر انداخت که ضابطه مندی جای خود را به بی ضابطه بودن داده و متولی آن نیز حرمت این امامزاده را نگه نداشته است.لذا جهت قانونمند کردن موضوع تخریب درختان منحصر به فرد جنگل ابر پیشنهاد میگرددطرحی جهت این تخریب تهیه گردد و روسای سازمانهای دخیل نیز زیر آنرا امضا کنند.و آن هم این که: با مرگ هر ایرانی درختی از جا کنده شود.در این صورت توازن بین درختان ومرگ ومیر وزاد وولد نیز برقرار خواهد شد.چرا که همانگونه که کمبود فضای سبز مشکل آفرین است زیادی آن با توجه به رشد جمعیت و تکثر درختان قطعا مشکل سازتر خواهد شد.البته در این طرح کارشناسان و فعالان منابع طبیعی ومحیط زیست را هم جزو مردگان به حساب آورید .چرا که بود ونبودشان خیلی توفیری ندارد.چرا که اگر داشت این نمیشد!!

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ٦ تیر ۱۳٩۱
تگ ها: طنز
comment نظرات () لینک


+ صندلی داغ

این روزها ماجرای ساخت پالایشگاه میانکاله و مشکلات ریز گرد به بحث داغی برای اصحاب رسانه ها و فعالان محیط زیست بدل شده که جهت تنویر افکار عمومی مصاحبه ای را با یکی از مدیران سازمان حفاظت از استانداری ترتیب داده که متن گفتگو به شرح زیر میباشد:
سوال اول: جناب دکتر نظرتان راجع به محل استقرار صنایع پتروشیمی در مکانهائی چون شمال که شهر ها بهم نزدیک بوده و فاصله گرفتن از حریم زیست محیطی شهرها مشکل میباشد چیست؟

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ ; ٤ خرداد ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ نگاهی نو به دریاچه ارومیه

این روزها ماجرای دریاچه ارومیه از مرزهای اجتماعی وبحث های زیست محیطی فراتر رفته وپا به عرصه صیاصت گذاشته است.پدر خدابیامرز من وقتی فورمن شرکت نفت در آبادان بود میگفت صیاصت پدر ومادر ندارد .او در پی یک جنگ لفظی که ناشی از نامه پراکنی به دکتر اقبال وزیر وقت نفت و در نهایت با فرح دیبا همسر محمد رضا شاه پهلوی بر سردفاع از حقوق پایمال شده  یک مشت کارگر بیچاره که در گرمای جنوب نه پنکه داشتند ونه کولر و تنها با یک بادبزن روزگار گرم خود را سپری میکردند وحقوق بخور ونمیری هم میگرفتند،  از کاربیکار شد .او بارها از ما خواست وارد بازی صیاصی نشویم.من ذاتن بچه حرف گوش کنی بوده وهستم .لذا با توجه به موج جدیدی که اخیرن در ارومیه وتبریز به بهانه دفاع از دریاچه رخ داده ، باید نکاتی را عنوان تا برائت خود را با این جریان جدید سونامی سافت مشخص کنم.


تا چندی پیش نمیدانستم سونامی نمک چیست اما بعد از این آشوبها که در ارومیه وتبریز راه افتاد فهمیدم این سونامی یک مدل جریان سافت است شبیه همان جریاناتی که چند سالی است در جامعه رخ میدهد.
ریشه همه این سونامی ها وجریانات آبی  دریاچه از جنس همان جریانات سافت وانحرافی است.لذا جا دارد در این محل دیدگاه خودم را به نحوی روشن به اطلاع دوستان عزیز برسانم.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱٥ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها: محیط زیست و طنز
comment نظرات () لینک


+ خوابهای شیرین

پرده اول:
سریال 5 کیلومتر تا بهشت ازشبکه یک سیما از ابتدای ماه رمضان در حال پخش است. دست وپنجه نرم کردن امیر حسین با مرگ طی سه روزوسیله ای برای کارگردان سریال شد تا یک ماه خلق اله را پای گیرنده ها بنشانند. حتمن بینندگان در جریان سریال بوده که پسر جوانی بنام امیر حسین که مورد وثوق صاحب شرکت داروئی است بر اثر یک سرقت  ساختگی از سوی پسر صاحب شرکت و دوستانش مضروب شده و به 5 کیلومتری بهشت زهرا در بین گندمزاری انداخته میشود.روح سرگردان امیر حسین بنا به توصیه یک روح سرگردان دیگر بارها به خواب آیدا دختر مدیر شرکت آقای فرزین آمده تا محل جسم نیمه جان خود را به آیدا که دل خسته امیر حسین میباشد نشان دهد.نهایتن آیدا طی یک سلسله خواب  متوجه محل افتادن امیر حسین شده و بدنبال این خواب نما شدن به افسر آگاهی محل دستور داده که اگربه داد امیر حسین نرسید او خواهد مرد. ومسئول مرگ او جناب کارآگاه خواهند بود. لذا جناب کار آگاه ماشین را براه انداخته وبه سمت محل افتادن جسم نیمه جان امیر حسین رفته وبین راه نیز بدلیل خراب شدن ماشین آیدا ودوستش جناب کارآگاه ناچارن هر دو آنها را سوار خودرو خدمت خود نموده ونهایتن محل افتادن امیر حسین پیدا میشود.آخر قصه هم معلوم است که چه میشود.زنده شدن امیر حسین وازدواج آنها با هم.
پرده دوم:
چند سال پیش در یکی از شبهای ماه رمضان بابت افطاری میهمان یک سرهنگ بازنشسته نیروی انتظامی بودیم.عصر همانروز متوجه به سرقت رفتن نیسان باری صفر کیلومتر خود که مدتی بنا به نداشتن راننده به همراه بار درب منزل پارک بود شدم.بچه ها را راهی منزل میزبان نموده وخود با یک خودرو کرایه عازم آگاهی محل شدم.برای اعلام شماره خودرو جهت اعلام به واحدهای گشتی باید حکم دادسرا را میگرفتم.بناچار عازم دادسرای کشیک شدم.وقتی خواهش وتمنا کردم تا زودتر حکم به دست من داده شود فهمیدم کار خودم را سخت تر کرده ام چرا که مبلغ شیرینی را ناخودآگاه برای گرفتن حکم بالا برده بودم .خلاصه یک شیرینی به مامورین دادم تا حکم را گرفتم.با خود میگفتم ماشینت را بدزدند تازه باید  شیرینی هم برای مامورین پرداخت کنی .انگار ماشینی در یک قرعه کشی برنده شده بودم وحالا خوشحال هم باید میشدم که شیرینی بابت گرفتن آن بدهم.بگذریم آنشب شماره ماشین رفت جزو ده ها خودروئی که آنروز به سرقت رفته بود.
میزبان در ابتدای شب تلفنی گفت خیلی خودت را نگران نکن فعلن بیا افطاری تا بعد . فردا را که از تو نگرفته اند ومن حیران از این حرف که اگر اکنون شماره به واحدها اعلام شود حتمن گشایشی در یافتن ماشین خواهد شد.اما زهی خیال باطل چرا که نه آنشب ونه شبهای بعد ونه سالهای بعد خبری از ماشین نشد که نشد.البته تجربه میزبان عالی بود چون میدانست نه تنها خودرو یافت نخواهد شد بلکه شام را هم از دست خواهم داد.که این را بعدها فهمیدم.
پرده سوم:

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ٦ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها: دلنوشته و طنز
comment نظرات () لینک


+ دریاچه ارومیه 800 سال بعد در چنین روزی

 کاوشگران و کارشناسان باستان شناسی فصل جدیدی از کاوش را در شوره زارهای ارومیه آغاز نموده اند. گفتنی است که سر گروه تیم کاوش هدف از انجام کاوش های جدید را تلاش برای اثبات یا رد مدعای برخی از دانشمندان، که اعتقاد دارند در دوره ایی از زندگی بشر این منطقه دریاچه بوده است بیان داشته و ادامه داده است که نظریه ها در این باره متفاوت است گروهی این مکان را دریاچه دانسته اند گروهی رودخانه و گروهی دیگر اعتقاد دارند که این مکان زباله دانی شهرداری آن زمان شهر بوده . در پی کاوشهای قبلی کارشناسان بقایای یک باند پلی را کشف کرده اند که حاوی لوحی ارزشمند بوده که به زبان پیشینیان بر روی آن حک شده است که : « مردم عزیز ارومیه امسال نوروز را با گذر از این پل سپری خواهند کرد » کارشناسان با آزمایشهای ایزوتوپی قدمت این کتیبه را به سال 1386 تخمین می زند و متاسفانه به جهت آسیبهای محیطی نام گوینده این سخن از بین رفته است. هنوز دانشمندان جهانی پاسخی برای یک بانده بودن این پل نیافته اند عده ایی اعتقاد بر آن دارند که این پل بر اثر گذر زمان تخریب شده و اکنون تنها یک باند، آن هم نیمه کاره به جا مانده و گروهی دیگر این موضوع را در ارتباط با سبک معماری آن زمانیان دانسته و تاسیسات جانبی را به منظور توسعه احتمالی پل می دانند .

    گفته می شود یکی از دلایل عمده رد فرضیه دریا بودن این منطقه در سالهای دور وجود همین پل است چرا که بسیاری از دانشمندان معتقد هستند که انسانهای آن دوره به خوبی واقف بودند که وجود چنین سازه ایی منجر به آلودگی های محیط زیستی فوق العاده ایی می شده است لذا تصور اینکه با وجود دریاچه بودن این منطقه در آن زمان دست به احداث چنین پلی زده اند، معقول به نظر نمی آید و یا حکایت از کمینه علم آن زمانیان از محیط زیست دارد که با نوشته های مستند همخوانی ندارد . برعکس یافتن مقادیر عظیمی بطری پلاستیکی که به گفته کارشناسان در گذشته از آنها برای حمل نوعی نوشیدنی گاز دار که آن زمانیان به آن نوشابه می گفتند و همین اواخر در کاوشهای جدید باستان شناسان در محله کوکاکولا در غرب تهران بقایای کارخانه آن را یافت کرده اند ، این نظریه را قوت می بخشد که در گذشته از این محل برای دفن زباله های پلاستیکی  استفاده می کردند.

     یافتن تعداد بسیار زیادی دمپایی ، لنگه کفش ، عینک شنا ، مایو و ... در اطراف این منطقه کاوشی نقاط  قوت نظریه دریاچه بودن این منطقه است ولی مخالفان این طرح ادعا دارند هیچ قوم و گروهی توانایی خشک کردن یک دریاچه با آن عظمتی که گفته میشود را در این مدت کوتاه ندارد. عدم یافتن فسیل موجود زنده در این منطقه گواهی دیگر بر مدعی مخالفان است و طرفداران این نظریه اعتقاد دارند که دلیل عدم یافتن فسیل موجودات زنده که آن را آرتمیا می نامند، نبود دریاچه نیست بلکه صید بیش از حد این موجودات است ، مردمان آن روزگاران به حدی در صید این موجود زنده افراط کرده اند که حتی جسد یک دانه از آنها نیز به منظور تبدیل شدن به فسیل باقی نمانده است لذا در این زمان فسیلی از آنها یافت نمی شود. برعکس یافتن تعداد بسیار زیادی فسیل خیار مدعی موافقان بر دریاچه بودن این منطقه است چرا که اعتقاد بر آن است که مردم آن روزگار برای فرار از سوزش چشم در هنگام برخورد با آب شور دریاچه از خیار بهره می جستند. مخالفان نظریه با اشاره بر اکتشاف بقایای برخی مکشوفات از قبیل پوست موز ، اشغال تخمه ، نون خشک، لنگه جوراب ، سی دی های خام و پر شده ، نخاله ساختمان، قاب عینک و کلاه حصیری ضمن رد مدعای موافقان ، پرتاب این اشیا را در این منطقه در صورت دریاچه بودن آن یک فاجعه می نامند و با استناد به نوشته های پیشینیان این افراد را مردمانی آشنا به محیط زیست معرفی می کنند.

     با توجه به آنچه که در بالا رفت امیدواریم تا با کاوشهای جدید در فصل پیش رو با یافتن مدارک و بقایای جدید مستنداتی را برای طرح یا رد مدعاهای رفته بدست آوریم و دانشمندان بتوانند کلید اسرار آمیز این منطقه را بیابند.

 با تشکر ازمهدیه پورشاد

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; ۳٠ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها: طنز و کویر و محیط زیست
comment نظرات () لینک


+ بر چشم بد لعنت

چندی پیش خبر آبگیری سد گتوند را قطعن شنیده اید.میگویند وجود گنبد نمکی در پشت دریاچه سد موجب شوری آب شده ودر نهایت آب کارون را شور خواهد نمود.
خبر دیگر که این روزها بیشتر از راهروهای مجلس به گوش میرسد بحث خشکی دریاچه ارومیه ورای نیاوردن دو فوریت انتقال آب ارس به ارومیه.
اینکه ارزیابی ها وملاحظات زیست محیطی در این سد سازی دیده شده یا نه منظور نظر بنده نیست .همان بهتر که هیچ ارزیابی انجام نشود چون هی باید از کیسه ای که برای ساخت سد ساخته ایم مشت مشت پول خرج محیط زیست و میراث فرهنگی و گروه های حامی محیط زیست و صد ارگان مختلف کنیم تا اوکی کنند تا سد سازهای محترم کارشان را انجام دهند آنوقت آیا چیزی خواهد ماند تا با آن سد ساخت؟ نه خدائی بی حساب میگم؟
چرا هیچکی یه حساب سر انگشتی نمیکنه تا ببینه تو این مملکت چه اتفاقات میمونی صورت میگیره بدون اینکه مشکلی پیش بیاد .تازه کلی پول نصیب دستگاههای متولی میشه.میگی نه یه چند دقیقه به افاضات بنده گوش بده.
اگر دریاچه ارومیه خشک نمیشد کسی به فکر انتقال آب از ارس به ارومیه میافتاد؟ آیا فکر کرده اید با اجرای این انتقال آب چه نونی به دامان وزارت نیرو و شرکتهای اقماری آن گذاشته ایم؟
آیا فراموش کرده اید نرخ بیکاری را تا چه حد میتوان با این کار کاهش داد؟ در صورت انتقال آب نه تنها کلی آب شیرین وارد دریاچه ارومیه میشه  بلکه در قبال این انتقال بر روی این جریان آب میتوان چند سد پر وپیمون هم زد.این که خنده نداره عزیز من،  در نقاطی که میخوایم سد بزنیم لوله ها را میبریم وسد میزنیم.بعد مجدد در پایین دست آب را داخل لوله میکنیم و بعد از ورود به منطقه ای جدید دوباره سد میزنیم.این کار را اینقدر ادامه میدهیم تا به دریاچه ارومیه برسیم.و درنهایت اگر آبی ماند به دریاچه میریزیم.اگر هم نماند که چیزی را از دست نداده ایم.ما به پشتوانه نمایندگانی که در مجلس داریم طرح واگذاری اراضی کف دریاچه جهت کشت پسته شور وخندان را به وزیر جهاد کشاورزی داده و با فشارهای صیاصی مجوز آنرا از رئیس وقت سازمان وابسته میگیریم. آنوقت نه دیگر غصه یه جونور ذره بینی بی خاصیت رو میخوریم نه اجازه میدیم یه مشت ولگرد با عناوین جعلی جهانگرد داخل خاک میهن شده وبه اشاعه فرهنگ غرب در غرب کشور بپردازند.
این بحث انتقال، کار خیلی خوبی است که سالهاست در حال انجام است و تا کنون هم نتایج خوبی داشته است .مثلن انتقال آب از لرستان به قم یا ارومیه به تبریز به نحوی که  یک لوله قطور در ثانیه 6 متر مکعب آب را از شهر میاندوآب و از رودخانه زرینه رود به شهر تبریز منتقل میکند.یعنی از جنوب استان آذربایجانغربی به آنسوی دریاچه ارومیه در آذربایجانشرقی. حال که آب ورودی به دریاچه کم شده پس به تلافی از شمال آذربایجان انتقال آب ارس به ارومیه خیلی عجیب نیست.در این صورت تقریبن دو استان با هم بی حساب خواهند شد.
 برای جلوگیری از نگرانی مردم خوزستان در خصوص شوری آب کارون میتوان آب شور شده سد گتوند را با لوله به دریاچه ارومیه منتقل کنیم، در این صورت خیال نماینده مجلس که فکر کرده که قبلن آب شور به دریاچه میآمده نیز راحت شده ومنبعد آب شور کارون را به ارومیه منتقل میکنیم.البته بهتر که وزارت نیرو در مسیر این انتقال به فکر سد سازی نباشند چون به اندازه کافی  برنامه سد سازی تا سال 94 تدوین شده است.
مردم خوب وخونگرم خوزستان هم خیلی نگران شوری آب آشامیدن وکشاورزی ناشی از سد گتوند نباشند.مگر خون شما از مردم قم رنگینتر است.مردم قم عمری آب شور نوشیدند حال که آب شیرین دارند حیاط خود را هم با آب شیرین میشویند پس شما که عمری آب شیرین نوشیده اید وعمری در ناز ونعمت بوده اید، منبعد آب شور بنوشید.تازه بجای کشت هندوانه که آخر الامر خوراک دامها خواهد شد میتوانید خیار کاشته وخیار شور برداشت کنید وکیلوئی 2500 تومان بفروشید و دعا به جان سد سازان گتوند نمایید.

موخره:
محل نصب لیبلهای تبلیغاتی شرکت های نشت یاب لوله انتقال آب اینجاست:


لطفن روی درب منازل اهالی محل لبیبل نچسبانید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ; ٢٩ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها: طنز و سد
comment نظرات () لینک


+ هومان بچگی کرده شما به بزرگی خود عفو کنید

این یکی دو روزه که ما درگیر مسائل دنیوی ومشکلات شخصی وکسالت و رتق وفتق امور جاری بودیم .از هومان خاکپور غافل شدیم ودیدیم بندو آب داده لذا در این محل یک اصلاحیه  وعرض حال بدنبال میآید که بد نیست مدیر کل حفاظت محیط زیست استان چهار محال وبختیاری نیز آنرا خوانده ودر رای خود تجدید نظر نمایند.
اول اینکه هومان فرق منطقه حفاظت شده وپارک ملی را نمیداند.شاید هم میداند اما متر با خود نبرده تا فاصله لوله گاز را با منطقه حفاظت شده وپارک ملی اندازه بگیرد. لذا شما خیلی روی این مسائل زوم نفرمایید.فکر کنید گفته منطقه حفاظت شده .گیرم گفته باشد پارک ملی، در فحوای کلام تاثیری نداشته ومهم این است که ارزیابی سازمان شما بدرستی انجام شده وهیچ مشکل زیست محیطی حادی هم در استان وکشور در حال حاضر وجود نداردو اگر من هم جای شما بودم از سر احساس مسئولیت و نه از بیکاری به چنین افراد فرافکن وتشویشگر اذهان عمومی گیر داده و در صورت نیاز همانند اداره راهنمائی ورانندگی که ماشین های متخلف را خوابانده واعمال قانون میکنند عمل میکردم.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۸ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ حق من بیشتر از اینهاست

دریاچه ارومیه در سالهای اخیر همانند خیلی از مسائل پرونده باز در جامعه زیست محیطی بلاتکلیف مانده است.کاش مدیران قبل از وقوع حادثه به فکر پیشگیری از وقوع چنین مشکلاتی بودند.

سوال اصلی اینجاست که آیا در ساخت سدهای ساخته شده در این حوضه ارزیابی اثرات زیست محیطی انجام شده یا نه.اگر انجام نشده که فبها واگر انجام شده باز دو حالت دارد:اگر درست انجام نشده که فبها ولی اگر درست انجام شده باز دوحالت دارد.آیا مشاور  غریبه بوده که فبها اما اگر مشاور آشنا بوده باز دوحالت دارد:اگر بر اثر این ارزیابی پولی به  جیب دیگران ریخته  نشده که فبها اما اگر ریخته شده باز دوحالت دارد.ببخشید از این به بعدشو بعن میگم.
فعلن بگذارید به بحث اصلی بپردازیم.برای شروع این پیشنهادات را بخوانید:
همینو کلیک کن.ببین اگه کلیک نکنی متوجه ماجرا نخواهی شد.


احسنت حالا من هم سه پیشنهاد میدم که با سه تای قبلی میشه 6 تا:
یک- توسط هواپیماهای سم پاش که چند وقت پیش  وبدلیل نبود بارش وبالا رفتن شاخص های آلودگی روی تهران یا بهتر بگویم روی میدان آزادی آب پاشیدند.روی دریاچه ارومیه هم آب بپاشند.اگر میزان آب خیلی بالا آمد و نگرانی بالا گرفت که زمین ها زیر آب بروند آنوقت اجازه دهیم باغداران اطراف آب را در مخازن بتونی جمع آوری نمایند.تا در روزی که بنزین گرانتر شد وهواپیماها قادر به پرواز نشدند اقدام به استفاده از این آبها نمایند.
دو- با توجه به اینکه کشور ایران وبخصوص استان آذربایجان غربی کلیه شاخص های لازم جهت جذب توریست و صنعت توریسم را دارد لذا در صورت هدایت این گردشگران به حواشی دریاچه وترغیب آنها به تخلیه قمقمه آب یا آب معدنی که همراه خود دارند به داخل دریاچه کمک شایانی به بالا آمدن آب دریاچه خواهد نمود.
سه- از چند حوضه اطراف توسط لوله کشی آب را به این حوضه بیاوریم.اگر حوضه های دیگر بی آب ماند مهم نیست مهم این است که دریاچه ارومیه خشک نشه .

نگفتم حق من بیشتر از اینهاست
 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها: محیط زیست و سد و طنز
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::