+ بحران آب در ایران

 

دکتر کاوه مدنی یکی از جوان ترین  متخصصان مدیریت منابع آب در دنیا هستند. ایشان تا مقطع لیسانس در دانشگاه تبریز تحصیل کردند، سپس مدرک دکترای خود را دررشته مهندسی عمران ومحیط زیست از دانشگاه دیویس کالیفرنیا دریافت نمودند. نامبرده سابقه تحقیق و تدریس در دانشگاه های کالیفرنیا، فلوریدا، سوئد و انگلستان را دارند و درسال ٢٠١٢ توسط انجمن مهندسین عمران آمریکا (ASCE) به عنوان یکی از ١٠ چهره نوین عمران معرفی شد. اخیراً مقاله ای از ایشان در نشریه علوم و مطالعات زیست محیطی (Journal of Environmental Studies and Sciences) منتشر شده که ابعاد بحران آب در ایران را مطرح می کند.
اصل صحبت با دکتر مدنی بدنبال میآید:

به نظر شما ابعاد مشکل آب برای مسئولین کشور کاملاً شناخته شده است؟

مسائل مربوط به حوزه آب آنقدر پیچیده و دینامیک است که با تفکر قدیمی و سنتی نمی شود آن ها را شناسایی کرد. من شک دارم در مدیریت آب کشور روی دلایل ایجاد مشکلات آب اِجماع وجود داشته باشد. قدم اول برای حل مشکل این است که ابعاد مسائل را به درستی بشناسیم و بر اساس این شناخت، برای پیدا کردن راه حل، با سایر ارگان ها و حوزه های مختلف هم اندیشی کنیم چون در بسیاری از موارد ریشه مشکلات، فقط در حوزه مدیریت منابع آب قرار ندارد.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; ٩ خرداد ۱۳٩٤
comment نظرات () لینک


+ خانه مرگ همین نزدیکی است

باران و باد دیگر نمیتواند شهری را که دوست میداشتی، پاک کند. تنها ساعاتی پس از یک بارش و یک تند باد، مردمان این شهر بسان روزهای قبل پشت حصار دود گم میشوند.افق ها در شهری که زندگی میکنی دیده نمیشود.چشم ها اشک میکند، سینه ها میسوزد.کسی هوس نخواهد کرد نفسی عمیق بکشد.تنها آه می آید. تاریکی بر نور خیمه زده است.دود اینجا بیداد میکند.خس خس ریه ها و سرفه های گاه وبیگاه، هارمونی نامفهومی از ناخوشی بهمراه دارد.ذره اکسیژنی در نسار یک غبار انتظار ترا میکشد.
 بارش یک باران و وزیدن یک نسیم در این شهر بزرگ یک آرزوست. نفس کشیدن سخت شده  وزیستن چه دشوار. واژه ها برای خندیدن و جشن گرفتن و پایکوبی  تعطیل شده  و باید سراغ واژه هایی با طعم تلخ دود و آهن رفت. دیر زمانی است گوشها پر از خاکروبه شده و فریادهای غریب یک دوست به جائی نمیرسد.ساختمانها همچنان ساخته میشود .آدمها در تراز این سازه های بلند ارزشی ندارند .برجها بالا میرود .بادی نمیوزد.بارانی نمی آید.خارها مفهوم گل شدن را نمی فهمند.کاسه گدائی هوا، داغتر از آش عاشقی است. زمان برای زندگی دیر وقتی است رو به اتمام است.کاری باید کرد.حرفی باید زد. نسخه ای باید پیچید. خانه مرگ همین نزدیکی است.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ ; ۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات () لینک


+ آینده تاریک است

 

برای تو سخت است باور کنی علیرغم خواست دولت و تخصیص پول فراوان و بارش خوب امسال در حوضه آبریز ارومیه وخزر، دریاچه ارومیه از مرگ نجات یابد. در حالی که 600 دریاچه در کشور در حال خشک شدن است و بیشتر کشور درگیر یک بحران بی آبی وخشکسالی است. بارندگی از مهر تا نیمه بهمن در فلات مرکزی نسبت به بارش بلندمدت 36 درصد کاهش و در حوضه مرزی شرق کشور 39 درصد کاهش داشته است.
به زبان ساده تر از 30 حوضه آبریز کشور 24 حوضه کاهش بارش را نشان میدهد. قهر طبیعت و کاهش بارش بخصوص کاهش20 درصدی برف در سالهای اخیر، از یک سو و مدیریت غلط حاکم بر آب کشور و جایگزینی چاهها و خشکی قنوات و کشاورزی سنتی، احداث سدهای غیر ضروری ،توسعه کشاورزی وهزار حرکت ناشایست دیگرآینده مبهمی را برای سالهای بعد کشور ترسیم خواهد کرد.
هفته گذشته در گذر از حاشیه دریاچه سد امیر کبیر کرج آنچه دیدی در 30 سال گذشته ندیده بودی.کاهش سطح دریاچه اسفناک است.کاری باید کرد.مدیریتی نو باید چید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱٩ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ پایتخت در دود

اگر خواستی در پایتخت بدنبال اندکی اکسیژن باشی . باید رنج سفر به بالای کوه را به خود بدهی تا نفسی تازه کنی و متوجه شوی کجا زندگی میکنی.

اینجا تهران است از نگاه کلکچال

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱٥ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ پایتخت در دود

اگر خواستی در پایتخت بدنبال اندکی اکسیژن باشی . باید رنج سفر به بالای کوه را به خود بدهی تا نفسی تازه کنی و متوجه شوی کجا زندگی میکنی.

اینجا تهران است از نگاه کلکچال

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱٥ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ جشنواره وبلاگ نویسی هوای پاک

نخستین جشنواره وبلاگ نویسی هوای پاک توسط گروه سایتهای پرشین بلاگ و با همکاری سازمان محیط زیست برای جلب مشارکت مردم و آموزش روشهای مشارکت در کاهش آلودگی هوا برگزار میشود.

محورهای مرتبط برای خاطره نویسی، مقاله نویسی، یادداشت و عکس با موضوعاتی به شرح زیر که به آبی ساختن آسمان شهرها کمک می کند:

  • - رعایت الگوی مصرف سوخت و دقت لازم در استاندارد بودن وسائل حرارتی و گرمایشی
  • - جلوگیری از افزایش درجه حرارت در فضاهای مسکونی، تجاری و اداری
  • - استفاده از وسائل نقلیه همگانی به جای استفاده از وسایل نقلیه شخصی
  • - هم پیمایی؛ به معنی طی کردن سفرهای درون شهری با دوستان و تکمیل کردن ظرفیت یک خودرو
  • - انجام معاینه فنی خودرو و خودداری از رانندگی با وسائل نقلیه معیوب
  • - استفاده از موتورسیکلت برقی
  • - دوچرخه؛ وسیله ای برای تردد
  • - درست رانندگی کردن و اجرای قوانین راهنمایی و رانندگی؛ مثلا در خیابان شلوغ اقدام به پارک دوبل و ایجاد ترافیک فشرده تر منجر به آلودگی بیشترهوا می شود
  • - دقت در هنگام سوخت گیری در پمپ بنزین و گاز و جلوگیری از سرریز شدن سوخت
  • - تعویض کاتالیست خودروهایی که بیش از 12 هزار کیلومتر پیمایش داشته اند
  • - عدم استفاده از خودروهای فرسوده
  • - عوارض آلودگی هوا بر سلامتی
  • - روشن نکردن آتش در معابر و نسوزاندن لاستیک، پسماندها و نظایر آن
  • - پیگیری وظایف هر یک از دستگاههای دولتی در برنامه جامع کاهش آلودگی هوا
سایت جشنواره

 

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ ; ٤ بهمن ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ استاد فرشچیان همراه با محیط زیست

روز دوشنبه پارک پردیسان میزبان یکی از هنرمندان برجسته کشور بود. استاد محمود فرشچیان که هنر مینیاتور با نام او گره خورده است، در مراسمی که باعنوان نشست هم‌اندیشی نقاشی ایرانی و محیط‌زیست  شرکت کرد . خبر کامل تر در همشهری

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱٦ دی ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ خانم دکتر، تنها تو بخوان

 

میخواهم از آشوراده برایتان بگویم؛

خانم دکتر ، روزی که مدیر قبلی سازمان حفاظت محیط زیست قصد تکیه بر صندلی ریاست را داشت ،آه از نهاد ما برخاست.چرا که عقبه خدمات ایشان در استانداری خراسان رضوی بر ما پوشیده نبود.نحوه برخورد ایشان از موضع تبدیل وتوسعه عرصه های منابع طبیعی این نگرانی را دامن میزد که چگونه یک شبه تفکر مدیری تغییر خواهد کرد؟.زمان گذشت.آدمهائی رفتند وانسانهای دیگر در صدارت رخ نشان دادند.من خودم را درجبهه شما میدانستم. مخصوصا وقتی از سونامی سرطان در شورای شهرسخن گفتید و امواج سرطان زا را عنوان کردید دلم قرص و محکم شد.وقتی دانستم فرزند خلف اولین رئیس سازمان بعد از انقلاب مجدد سکان این سازمان مهم را در دست گرفته باز خوشحال شدم.وقتی منتقدین به دستگاه محیط زیست را پستی دادید و مشاور خودتان کردید باز به خود نهیب زدم که شما کاری نخواهید کرد که مخالفت عامه مردم یا حتی خواص را بدنبال داشته باشد، لذا بود ونبود نقادان ومنتقدان خیلی شاید بکار ناید. و کلاً خاطرم جمع بود که از جبهه شما نفوذی صورت نخواهد پذیرفت و حواسمان بیشتر به وزیر و رئیس سازمان خودمان بود تا مانع واگذاری مراتع بالا دست جنگل ها با هدف گردشگری باشیم.اکنون با تکرار یک تراژدی کهنه تمام آنچه میپنداشتم رنگ باخت.همه ذهنیت های خوبی که برای خود ساخته بودم نابود شد.مگر میشود ریاست سازمان حفاظت محیط زیست از ماده 3  و 4 قانون حفاظت وبهسازی محیط زیست بخصوص بندهای یک و دو از قسمت الف ماده 3  بی خبر باشند.و اگر بی خبر بوده اند باید واکاوی نمود شاید مشاورین ومعاونین و دور وبری های شما این نکته مهم را یادآوری ننموده یا شاید لابی های موجود اینقدر قوی بوده که زورتان به آنها نرسیده.
خانم دکتر، تعیین مناطق چهار گانه  حفاظت محیط زیست با کسب موافقت وزارت جهادکشاورزی  و رعایت قوانین ومقررات سازمان جنگل ها ومراتع کشور است. سازمان حفاظت محیط زیست وظیفه نظارت بر این مناطق را صرفاً از حیث رعایت اصول زیست محیطی دارا میباشد.لذا به استناد ماده 4 ، کسب موافقت سازمان جنگل ها ،مراتع وآبخیزداری دلیل متقنی است بر عدم تفویض و نمایندگی در مالکیت به سازمان حفاظت محیط زیست.لذا آشوراده قابل مصالحه نیست.و آوردن عبارتی در انتهای جملات چون"با رعایت ملاحظات زیست محیطی" نوعی کلاه شرعی گذاشتن بر سر محیط زیست است.ما نه نیرو، نه دانش و نه اعتبار چنین کارهائی را نداریم.

خانم دکتر ارزش چنین جزیره منحصر بفردی در خلیج گرگان وکشور کمتر از پارک پردیسان در قلب تهران نیست.

خانم دکتر، ما حرکت های سینوسی زیاد انجام میدهیم .الآن هم داریم به راس یکی از سینوسها نزدیک میشویم که نامش گردشگری است.انجام ندادن برخی فعالیت ها از انجام ناقص یا غیر استاندارد آن بهتر است.ما مدیریت پارک سی سنگان را به بخش خصوصی دادیم .بی آنکه ابزار نظارتی و مدیریتی صحیحی پشت آن باشد.نتیجه بنظر چه میشود؟چه کسی ارزش چنین پارکی را برای پیمانکار ترسیم خواهد کرد تا زمین آنرا آسفالت نکند یا درختانی را به بهانه ای قطع نگرداند؟ بگذارید اول قانونمند حرکت کنیم بعد ابزار ونیروهای متخصص خود را باز یابیم.سپس دانش فنی لازم را کسب بعد آنچه دیگران میکنند ما هم انجام دهیم.اکنون بستر لازم برای چنین حرکاتی که جسته گریخته صدای آن از شمال میآید فراهم نیست.
خانم دکتر نیک میدانم شما پیوسته برای بقای زیستمندان بی زبان و با زبان این مرز وبوم تلاش جانانه ای میکنید. شما نماینده ی اعتماد جمعیت دوستدار محیط زیست هستید. نگذارید دیوار بی اعتمادی همه امیدها را به ناامیدی بدل کند.
خانم دکتر عجیب نخواهد بود که مدیران کوچک، اشتباهات بزرگ مرتکب شوند .اما مهم است که مدیران بزرگ کوچکترین اشتباهی مرتکب نشوند.

لینک مطلبی در همین ارتباط را در روزنامه همشهری دنبال کنید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۸ دی ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ قاچاق پارازیت

در خیلی نوشتارها بارها به اثرات مخرب پارازیت بر روح وجسم مردم پرداخته شده است.اثراتی که خیلی از کارشناسان ومحققین بدان اذعان داشته و دارند.خانم ابتکار از آن بعنوان سونامی سرطان یاد کردند. محمود واعظی وزیر ارتباطات به نمایندگی دولت در بهمن‌ماه سال 92 به تشکیل کمیته هفت نفره اقدام کرد که موظف به پیگیری تاثیرات امواج شامل امواج آنتن‌های موبایل و تشعشعات پارازیتی شد و خود ایشان نیز ریاست این کمیته را برعهده گرفت. معاون سازمان انرژی اتمی، وزیر ارتباطات، وزیر بهداشت، وزیر دفاع، وزیر اطلاعات و معاون رییس سازمان محیط زیست اعضای این کمیته شدند.
نتایج تلویحی بیانگر عدم مضر بودن امواج را داشت.وزیر بهداشت اطمینان خاطر داد که همانگونه که روغن پالم را به عموم اعلام کردیم .نتایج واثرات پارازیت را هم اعلام خواهیم کرد.
خانم دکتر ابتکار هم از زمان شورای شهر تاکنون پیگیر قضیه بوده و اخیراً  از کمیته رسیدگی به وضعیت پارازیت ها درخواست دارد، با توجه به سرطان زا بودن پارازیت ها، تصمیم دیگری برای مقابله با تهاجم فرهنگی اتخاذ کنند.
اما بنظر این موضوع با روغن پالم متفاوت است .چرا که تهاجمی پشت روغن پالم نبود.  وزیر ارتباطات از ارسال چنین امواجی توسط مخابرات شانه خالی میکند و میگوید: اگر منظور از پارازیت آن بخشی است که به موبایل و تجهیزات مخابراتی مربوط می‌شود، ما این مسائل را از سوی سازمان تنظیم مقررات ارتباطات تحت کنترل داریم و تمام تلاش خود را به کار گرفته‌ایم تا فعالیت‌هایی که دراین حوزه صورت می گیرد مضر نباشد.متخصصان مخابراتی نیز با وجود تاکید بر استاندار بودن دستگاه‌های مخابراتی از ارسال پارازیت‌های بی‌منشا ابراز نگرانی می‌کنند .

 در چنین محیط و شرایطی میتوان از اکنون افق نامرئی در خصوص نتایج مثبت امواج بر روح وجان مردم در میان گزارش های این کمیته حقیقت یاب که هنوز منتشر نشده دید. چرا که دولت نمیتواند ناظر دولت باشد. حفظ جایگاه، پست و میز ریاست و صدارت و نیز ارجح بودن مقابله با تهاجم فرنگی !بر جان وروح مردم ، این روزها مهمترین دغدغه برخی افراد میباشد. لذا نانوشته پیداست چیزی ازین گزارشات بدست نمیآید.وبنظر با توجه به ناشناخته بودن محل ارسال امواج پارازیت شاید به ایران قاچاق میشود.
سرعت پیشروی سرطان،مرگ مغزی،سکته و هزار درد با درمان وبی درمان دیگر در حال توسعه در جوامع شهرنشین است .
آلودگی هوا؛ صوت، آب ، انتشارپارازیت، وجود ریزگرد،دود ، بنزین غیر استاندارد، سبزی آلوده به انگل ،آب نیترات دار وخیلی موارد دیگر نیاز به توجه ویژه داشته تا بیش از این گسترده نگردد.تک تک افراد که مسبب ایجاد چنین آلودگی های محیطی هستند؛خود و بستگانشان نیز در همین محیط زندگی میکنند. در زیر همین آسمان دود گرفته وپر از ذرات گرد وغبار نفس میکشند.در محیطی روز را به شب و شب را به روز میرسانند که سرشار از امواج پارازیت است .همین آب را میخورند، از همین بنزین باک خودرو خود را پر میکنند، و از همین سبزی وپنیر برای فرزندانشان لقمه میگیرند.و در همین شهر عمر خود را در کوتاه مدت به پایان میبرند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱٢ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ رد پای یوزپلنگ

در ژانویه 2007  پروژه رادیوتله متری و نصب گردنبندهای ردیاب روی یوزآسیایی برای نخستین بار به صورت عملی آغاز شد. طرف ایرانی این پروژه سازمان حفاظت محیط زیست، دفتر برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) در ایران و پروژه حفاظت از یوز آسیایی و طرف خارجی آن هم انجمن حفاظت از حیات وحش آمریکا (WCS) است. گردنبند ردیاب (GPS Collar) شامل یک فرستنده و گیرنده رادیویی و قطعه‌ای برای تنظیم زمان بازشدن قلاده است. هدف از نصب این ردیاب بدست آوردن اطلاعاتی در مورد زیستگاه، توقف گاه، مسیرهای رفت‌وآمد و مهاجرت یوز است. این گردنبندها، آنتن زمینی دیگری دارد که اگر از یک فاصله‌ای به گونه نزدیک تر شویم، بدون دسترسی مستقیم به گردنبند، اطلاعات توسط (UHF) به دستگاهی زمینی منتقل می‌شود و از کل این اطلاعات، می‌توان به رفتارشناسی این حیوان پی برد. وزن این گردنبندها 450 گرم است. محدودیت زمانی این گردنبند باتری آن است که جی پی اس آن تا دوسال می‌تواند فعال بماند. گردنبندها طوری تنظیم می‌شوند که بعد از گذشت ۱۸ ماه، خودبه‌خود باز می‌شوند و از روی سیگنال‌هایی که می‌فرستد، جای آنها شناسایی می‌شود. برای گرفتن یوز در محل گذر آنها، تله‌هایی گذشته می‌شود که مجهز به فرستنده سیگنال هستند. به محض این‌که حیوان در این تله‌ها می‌افتد، تیم به محل مورد نظر رفته و دامپزشک تیم اقدام به بیهوش کردن یوز می‌کند. نمونه برداری از خون و بافت حیوان، نصب گردنبند و جاگذاری میکروچیپی در پشت گردن یوز از اقدامات بعدی است. بعد از آن از دارویی برای به هوش آوردن حیوان استفاده می‌شود تا حیوان، بیهوش در طبیعت نماند و خطراتی تهدیدش نکند.

پس از اجرای پروژه حفاظت از یوز آسیایی با کمک برنامه عمران سازمان ملل متحد ، روی دو یوز و یک پلنگ این گردنبندها نصب شد .اما یکی از یوزها توسط حمله یک قلاده پلنگ کشته شد.

در سال 1386 روی یک قلاده پلنگ در منطقه حفاظت شده بافق یزد نیز این گردنبندها نصب گردید.

اخیراً نیز یک تیم کارشناسی در حال حاضر در پارک تندوره در شمال شرقی ایران مشغول زنده‌گیری و نصب گردنبندهایی هوشمند روی پلنگ‌های ایرانی است. این حرکت بخشی از تحقیقات پایان نامه دکتری میباشد.

این در حالی است که مدیر طرح حفاظت از یوزپلنگ آسیایی از اجرای طرح نصب گردنبند ماهواره‌ای برای یوزهای ایرانی در پاییز 93 خبر داد و گفت: این طرح با همکاری و مشاوره سازمان جهانی حفاظت از حیات‌وحش در استان یزد آغاز به کار خواهد کرد.

جمعیت کل یوزپلنگ ایرانی در برآوردهای قبلی در سال ۱۳۷۶، تعداد ۵۰ تا ۱۰۰، در سال ۱۳۸۳ جمعیت ۵۰ تا ۶۰، و در سال ۱۳۸۷ تعداد ۷۰ تا ۱۰۰ یوزپلنگ ایرانی تخمین زده شده و در حال حاضر نیز این عدد به بیش از این تعداد فزونی نیافته است.چرا که یافته های آماری بنا به نوع استتار و عدم رویت یوزها توسط محیط بانها بصورت تخمین اعلام میگردد.دوربین های جدید تله ای هم نتایج محدود تری را از لحاظ آماری تاکنون ثبت نموده است.

خرس پاندا هم در چین در معرض نابودی بود که سالها تلاش در آن کشور موجب شد این خرس زیبا هنوز با جمعیتی 1600 قلاده ای حفاظت گردد.قطعا یک برنامه ریزی منسجم با اعتبارات درخور و نیروهای کافی و عدم احداث سازه های ساخت انسان در قلمروهای این گونه ها، کمک خواهد کرد تا لااقل سمبلی از یک حیوان زیبا ومنحصر به فرد در آسیا و آنهم در ایران داشته باشیم.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱٩ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ این یکی بحران نیست،درد است

دیشب به میدان گلها برای گرفتن عینک بچه ها رفته بودی.در بازگشت شیشه راننده یک خودروی مدل بالا پایین آمد چند دستمال کاغذی با فاصله ای چند ثانیه ای به بیرون پرتاب شد.پشت چراغ قرمز دختری شیشه عقب را پایین کشیده بود و پوست پسته ها را به بیرون میریخت .کمی بالاتر در بدنه سر سبز اتوبان چمران چند معتاد زنبیل بدست با فواصل کم و با لباسهای پاره وکثیف منتظر تاکسی بودند.فرزندم با نگاهی حیرت زده منتظر سخنی و پاسخی از سوی تو بود.پاسخ به این سوال همیشه و با دیدن چنین تصاویر سه بعدی از همشهریان برایت سخت میشود.

تمدنی که برخی 2500 سال و برخی 7000 سال از آن یاد میکنندبا این هنجارها جور درنمیآید.مشکل فقط دعواهای خیابانی،بی تفاوتی به قوانین ،بیرون ریختن زباله و توسعه اعتیاد و... نیست .مشکل بی تفاوتی به قوانینی است که نانوشته بوده و گاهاً باید در میان روح و افکار مردم بدنبال آنها گشت. این دسته افراد فقط میخواهند محیط زندگانی خود را تمیز نگه دارند اگر در خودرو هستند کوچکترین وبزرگترین زباله تولیدی خود را به بیرون پرتاب میکنند.اگر در منزل هستند زباله خود را از پنجره به بیرون پرتاب یا با کمی ارفاق به پشت درب همسایه میگذارند.ودر محیط کار هم کافی است پا به محوطه بیرونی بگذارند وآنگاه آنچه دم دستشان است به بیرون پرتاب میکنند.

قطعاً ریشه این نوع حرکات بی سوادی یا کم سوادی نمیتواند باشد.خیلی از تحصیل کرده های ما هم زباله به بیرون خودرو میاندازند و هم خوب مواد مصرف میکنند.ریشه آن میتواند در عدم ورود به این مشکلات و تحلیل و درمان آن باشد.بد نیست مثالی زده شود؛شاید یک متخصص در رشته پزشکی علم مرتبط آکادمی را خوب فرا گرفته باشد.مریض ها را خوب درمان کند، اما دانش عدم استفاده از سیگار یا مخدرها یا روان گردانها را نداند ونمیداند اگر آتشی را در جائی روشن نمود باید خاموش نمود. یا چرا نباید از این دست حرکتها اجتناب نماید.این یعنی دانائی وعلم او در مسیری خاص استفاده شده و فراگیر جهت یادگیری مضرات و عواقب مصرف مواد وسیگار و رفتارها وهنجارهای اجتماعی وزیست محیطی نبوده است.

شاید لازم باشد برای برخورد با این نوع ناهنجاریها قانون مدنی اجرا شود اما مامور اعمال قانون همیشه و لابلای ماشین ها نیست تا اعمال قانون کند.و از سوی دیگر هر نوع برخورد قانونی جوابگوی چنین هنجار های اجتماعی نیست.مثلاً نبستن کمر بند را با جریمه میتوان حل کرد اما برخی معضلات چون طلاق و مصرف مخدرها و سیگار را نمیتوان با جریمه کردن حل کرد.

"دردهائی که ریشه در افکار بیمار شده افراد جامعه دارد قطعاً با جریمه و بگیر و ببند حل نخواهد شد."

 در کتب تحصیلی از مقطع ابتدائی تا دیپلم و دانشگاه به همه مقولات صرف و نحو وقرائت و حفظ و آموزش نظامی و تاریخ و مدنی و جغرافیا پرداخته شده اما دریغ از اینکه یاد بدهند آب را چگونه استفاده کنیم .چگونه محیطی پاک داشته باشیم.به قیمت چند ساعت خوش گذرانی در طبیعت آنرا به زباله دانی تبدیل نکنیم و نهایتا آنرا آتش نزنیم .واز همین دست مطالب در خصوص چرائی مصرف مواد مخدر و....

در صدا وسیما به همه مقولات تبلیغی و آموزش کنکور وبرنج دانه بلند وجایزه لکسوس پرداخته شده اما دریغ از ساخت چند برنامه با ادبیات کودکانه و متناسب با سن مخاطب بر علیه هر آنچه مشکلات ومعضلات جامعه است.کودکان ما خود را با برنج دانه بلند مقایسه میکنند.نوجوانان ما میدانند که سان استار چیست، اما همان نوجوان نمیداند اگر کسی به او سیگار تعارف کرد یعنی با مرگ معامله کرده.مادران و پدران بدنبال ثبت کد چندرقمی برنج میزبان یا چای دبش هستند اما خبر ندارند که فرزند آنها در معاشرت با افراد ناباب و به بهای بزرگ شدن ومردانگی بیراهه میرود.

باید همه آنچه راکه بدان نیاز داریم در کتب درسی ورسانه های دیداری وشنیداری پر مخاطب گنجاند ، قطعاً یادگیری مسائل اجتماعی ، محیط زیستی ،نحوه برخورد و پیشگیری از مصرف مواد مخدر و خیلی مشکلات دیگر که در جامعه بیداد میکنداز برخی دروس ضروری تر میباشد.شاید با این کار به کمی از آن تمدن گمشده برسیم.

یادمان باشد با یک تیم قوی و مهره های ارزشمند فوتبال در یک زمین ناهموار و پر از پستی و بلندی نمیتوان نتیجه ای را گرفت تا در یک زمین چمن صاف وخوب.

" بسترها اگر آماده شود میشود یک باند هموار برای صعود و اوج گرفتن"

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ٢ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ نهضت نوشتاری!

چندی پیش، سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری در حرکتی جدید اقدام به برگزاری نهضت نوشتاری نمود که طی فراخوانی، مقالات نویسندگان در حوزه مرتبط منابع طبیعی جمع آوری و به برترین آنها جوایزی اهدا شد.نویسنده که سابقا بدن توجه به این فرایند بارها بنا به ضرورت مطالبی را در روزنامه ها و وبلاگ خود منتشر نموده بود این حرکت سازمان با این ساز وکار را متناسب با نیازهای روز منابع طبیعی ندیده اما جهت اصلاح این حرکت اقدام به ارائه آخرین مطلب چاپ شده خود در روزنامه تابناک نمود که طی آن به یکصد سال فراز و فرود منابع طبیعی پرداخته و سابقه حضور منابع طبیعی و محیط زیست را دوره نموده و در نهایت به این نتیجه رسیده که بهترین گزینه برای تشکیلات این دو سازمان جمع شدن در یک وزارت خانه مستقل وجدید میباشد.با امید به اینکه سازمان روند دریافت مقالات را اصلاح نموده و عموما به نوشتارهای مفید و کاربردی در حوزه تشکیلاتی و مدیریتی که در معرض دید عموم مردم قرار میگیرد بپردازد.و سعی نماید از مقالات کارشناسان با هدف نقادی وپایش عملکرد دستگاه و مدیران بپردازد.البته اگر چنین جسارتی بین کارشناسان و گوشی شنوا از سوی مدیران موجود باشد!

اصل خبر و عنوان مقالات را در سایت جدید سازمان دنبال کنید

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ٢٥ تیر ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ سفری به زاگرس

هفته قبل سفری به استانهای ایلام،کرمانشاه،لرستان وهمدان داشتی،باران کمتر از میانگین اما با پراکنشی بسیار خوب چشم اندازهای زیبائی از طبیعت را در معرض دیدگان گذاشته بود .زیبائی هائی که از نگاه دوربین هرگز دیده نمیشود.

امسال به میمنت بارش خوب، عشایر قدری دیرتر کوچ خود را آغاز کردند .اما وجود دام مازاد و وابستگی فرزندان عشایر به شغل پدری خود داستان لاینحلی در کاهش فشار به عرصه های منابع طبیعی است.

 

در اولین فرصت عکسهای دیگری را بارگذاری خواهم کرد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ زباله به دَر

اول ، سیزده نورزو هم تمام شد با این تفاوت که سال جاری با اقدامی نمادین و به پیشنهاد به حق دکتر ابتکارو با همکاری وزارت ارتباطات پیامک هائی به شهروندان ارسال شد که دوستی با طبیعت توصیه شده بود.

دوم، روز گذشته در گذر از یکی از پارکهای نزدیک خانه کم و بیش در محوطه بازی کودکان زباله های ریز ودرشت و روی چمن ها هم پوست تخمه و شکلات و پفک و چیبس به وفور یافت میشد.

آخر، چندی پیش با دو تا از همکاران در مسیر اتوبان امام علی در حال حرکت بودیم.یکی از همکاران تخمه آفتابگردان تعارف کرد وهر سه مشغول خوردن تخمه شدیم.یکی از همکاران پوست تخمه را از پنجره خودرو به بیرون میریخت.فرد سوم به او گفت تو با سمت مرتبطی که داری عجیب است که به محیط زیست بی تفاوتی. و او با خنده پاسخ داد: این که چیزی نیست بعضی ها پمپرز بچه به بیرون خودرو پرتاب میکنند!

نتیجه: وقتی برخی کارشناسان و تعدادی از معاونین و عمده مدیران با موضوعات مرتبط کاری خود بیگانه هستند و محیط زیست اولویت آخر کاری آنهاست ، خیلی نمیتوان از عوام و افراد غیرمحیط زیستی توقع داشت محیط زیست پاکی داشته باشند. این داستان به این میماند که فردی برای خانواده خود خساست به خرج دهد اما دم از پرپول کردن جیب مردم بزند.یا فردی با ظاهری ناآراسته و خودروی نامرتب حامی جریانات زیست محیطی باشد.حال ببینیم خودمان کجای این داستان قرار داریم و قبل از زدن جوالدوز به دیگران سوزنی به خود بزنیم. ونیک بدانیم که راه ساده ای در دستیابی به محیط زیست پاک در پیش نداریم چرا که در البفای محیط زیست پاک که ریختن زباله در سطل های زباله است گیر کرده ایم.حال هوای پاک و بنزین غیر استاندارد و ریزگرد و سرب و فاضلاب و سم و کود و صدا و هزار آلودگیهای تو در توی زیست محیطی و بهداشتی پیشکش.چرا که اتفاق نظری بین مدیران سطح بالای مملکتی بجز روسای دو سازمان حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی وجود ندارد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱٥ فروردین ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ از خودکفائی گندم تا بنزین

سالها پیش که وزیر جهاد کشاورزی جناب مهندس اسکندری اعلام خودکفائی گندم را اعلام نمود همه آنان که دستی بر آتش داشتند میدانستند چه بهای سنگینی این لاف گزاف دارد.بعدها نه تنها این عدد کذائی دوام نیاورد بلکه مجبور به واردات گندم شدیم.

همین داستان هم چند سال پیش برای بنزین تکرار شد و هر چه فریاد زدیم که بخش اصلی آلودگی مربوط به همین بنزین های تولید داخل وغیر استاندارد است گوش کسی بدهکار نبود .چرا که یک عقب نشینی ثابت میکرد که خودکفائی بنزین همان لاف گزاف است.

امروز جای خوشحالی دارد که وزیر نفت قبول نموده اند که لااقل برای شهرهای بزرگ که آلوده هستند از خارج بنزین وارد کنند واین یعنی خودکفائی بنزین شبیه خود کفائی گندم خیالی عبث بوده وبس.همین

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; ٧ اسفند ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ دو فیلم با یک بلیط

بحث ادغام سازمان حفاظت محیط زیست در سازمان جنگلها ومراتع از جمله حرکات کاملاً غیر کارشناسی است که به جرات میتوان گفت حتی یک کارشناس عاقل هم به درستی آن رای نمیدهد.اما 63نماینده محترم و کارآزموده مجلس قرار گذاشتند این ادغام را انجام دهند و با این کار شاید با آزمون وخطا بتوانند مشکلات پیش روی منابع طبیعی و محیط زیست را با پاک کردن صورت مسئله حل کنند.منتخبی از 8 صفحه مقاله اینجانب در رد این طرح غیر کارشناسی را در صفحه 12 روزنامه تابناک 16 بهمن دنبال کنید.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱٦ بهمن ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ کوری، عصا کش کور دیگر

ارائه طرحی از سوی مجلس با امضای 65 نماینده در خصوص انحلال سازمان حفاظت محیط زیست و ادغام آن در سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری اگر خوشبینانه بدان نگاه کنیم،این ذهنیت را قوت میبخشد که نمایندگان مجلس یکبار دیگر بجای حل وفصل مسائل ومشکلات، بدنبال پاک نمودن صورت مسئله میباشند.

سالها قبل ضرورت تشکیل وزارتی جدید متشکل از سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری و سازمان حفاظت محیط زیست تحت عنوان وزارت منابع طبیعی توسط نگارنده مطرح شد.که پس از آن، داستان از سوی برخی نمایندگان در اینجا دنبال گردید.

هنوز بر این باور هستیم که نداشتن تشکیلات منسجم در خصوص منابع طبیعی ومحیط زیست و وامدار بودن این تشکلها و فشار های اجتماعی ، سیاسی و مسائل معیشتی، آنها را از وظائف ذاتی خود دور نموده است.سازمان جنگلها و مراتع در شش و بِش خود مانده ،پس چگونه قادر به هدایت تشکیلاتی دیگر خواهد بود .سازمان حفاظت محیط زیست هم که با امکانات محدود و بازی ندادن آن توسط دستگاهها و وزارتخانه های بزرگ حرفی برای گفتن ندارد.لذا هنوز یگانه راه نجات عرصه ها وگونه های جانوری و گیاهی و حفظ آب وخاک برگشت به سال 1346 در داشتن وزارتی مستقل تحت عنوان وزارت منابع طبیعی میباشد.  

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; ٦ بهمن ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ طبیعت بجای پول

اخیراً طرحی از سوی مجلس شورای اسلامی به تاریخ 25 آبانماه نود ودو به سازمان جنگلها ، مراتع وآبخیزداری کشور ارسال شده و که طی آن از سازمان نظر خواهی شده است.
داستان به واگذاری اراضی ملی جهت تامین بخش یا تمام هزینه ها و مطالبات پیمانکاران از اراضی ملی برمیگردد.این طرح تحت عنوان: "طرح تامین غیر نقدی مطالبات پیمانکاران" در مجلس شورای اسلامی مطرح شده است. در تاریخ 30 مهر سال جاری درخواست دو فوریت طرح مذکور با 47 رأی موافق، 98 مخالف و 10 ممتنع از مجموع 211 نماینده حاضر در صحن به تصویب نمایندگان نرسید، بر این اساس این طرح به صورت عادی در کمیسیون مربوطه بررسی خواهد شد.
عباس رجائی ، رئیس کمیسیون کشاروزی، آب و منابع طبیعی، پیشتر تصویب طرح نحوه تأمین غیر نقدی مطالبات پیمانکاران پروژه های عمرانی حمل و نقل و فاضلاب را منجر به آسیب جدی به محیط زیست دانست.
در ماده واحده این طرح آمده است که: به شورای برنامه ریزی وتوسعه استان اجازه داده میشودجهت تامین بخشی ازمنابع مالی تملک دارائی های سرمایه ای نیمه تمام، تکمیل شده و آماده بهره برداری فصل حمل ونقل و آب وفاضلاب روستائی وشهری وانتقال آب از محل تغییر کاربری زمینهای ملی خارج از حریم و در محدوده پروژه های راه وآب وفاضلاب ، اراضی مورد درخواست اداره کل راه وشهر سازی و آب وفاضلاب شهری و روستائی وآب منطقه ای استان واقع در حاشیه پروژه های موجود یا جدید الاحداث به صورت رایگان در اختیارادارات کل مربوطه قرار دهد تا نسبت به واگذاری اراضی مذکور به قیمت کارشناسی با تهاتر به متقاضیان بخشهای خصوصی  وتعاونی و پیمانکاران اقدام تا جهت نگهداری یا ساخت پروژه ها هزینه گردد.
از سوی معاونت فنی سازمان جنگلها ، مراتع وآبخیزداری  جوابیه ای بدین شرح تنظیم تا به مجلس ارسال گردد:
-    عمده اراضی مد نظر نمایندگان محترم در خارج از حریم شهرها و در محدوده پروژه های راهسازی ، آبرسانی و سیستم فاضلاب در زمره اراضی ملی و انفال هستند . کاربری اینگونه اراضی طبق طرح هائی است که با در نظر گرفتن اصول توسعه پایدار و در جهت حفاظت ، اصلاح و توسعه منابع طبیعی کشور و رعایت حقوق بهره برداران عرفی این عرصه ها تعیین می گردد.بنابراین تامین هزینه طرح های عمرانی از محل اراضی ملی مغایر با قوانین جاری کشور واز جمله خلاف قانون اساسی و خلاف مصالح عمومی کشور می باشد.
قطعاً تصویب چنین طرح هائی موجب خواهد شد، پیکره منابع طبیعی کشور روز بروز نحیف تر گشته و بروز پدیده هائی که اکنون گلوی بسیاری از زیستمندان این سرزمین را میفشارد تشدید گردد. از سوی دیگر تصویب این قانون باعث سوء استفاده و تشدید پدیده زمین خواری خواهد شد. 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱٢ آذر ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ شهری بر فراز دود

نیاز نیست به تابلوهای هوشمند کنترل آلودگی هوا نگاه کنی تا حجم ومیزان آلودگی دستگیرت شود.وقتی نفس های تو به شماره میافتد وتا چند صد متری آنطرفتر ساختمانها را نمیبینی و سردرد وسرگیجه واسهال وتهوع به سراغت بیاید میدانی که در وضعیت هشدار قرار گرفته ای.و این عمق فاجعه ای است که مقصر آن همه کسانی هستند که سالهاست در این کلان شهربجای استفاده از تدبیر و علم در مدیریت شهری وصنعتی و استفاده از ساز وکارهای صحیح مدیریت ، تنها عشق مدیریت در سر داشته اند.و اگر در ساعت 10 صبح امروز وزش باد به کمک این شهر نمیآمد معلوم نبود تا ادامه وضعیت بحران چه تعداد از شهروندان از این داستان صدمه میدیدند.


بروز چنین مشکلاتی بروشنی مشخص است و مربوط به یک حرکت یا یک زمان خاص نیست.همانگونه که قبلا هم گفته شد نه دریاچه ارومیه نجات خواهد یافت نه مشکل آلودگی شهر تهران درست میشود.چرا که مشکل دریاچه ارومیه از زمانی آغاز شد که اصرارمدیران وقت بر ساخت جاده میان گذربه اجرا رسید.توسعه کشاورزی وعدم نظارت دستگاههای نظارتی و حفر چاه و دادن مجوز حفر از سوی مجلس و ساخت سد و چندین دلیل طبیعی و ساختگی دست بشر به مرور زمان ، روزگار دریاچه ارومیه را تیره وتار ساخت.
اکنون هم با توجه به مناظره هفته گذشته در شبکه یک سیما در خصوص آلودگی هوای تهران ، بسیار روشن است که مدیران اسبق و کنونی صرفاً بدنبال تعصبات قومی وقبیله ای بوده وبا صنفی نگری مانع از روشن شدن حقایق نزد مردم خواهند شد.چرا که جدای از شرایط توپوگرافی خاص شهر تهران و وجود کوه های دامنه جنوبی البرز ، تا مادامی که اینچنین از تولید خودروهای داخلی دفاع شود و ساخت برجهای غرب تهران و توسعه شهر تهران بصورت ارتفاعی و سطحی ونیز توزیع  بنزین غیر استاندارد وعدم انتقال صنایع با تکنولوژی کهنه  نادیده گرفته شود تنها حل این معادله چندین مجهولی پیچیده تر میگردد.
خاطرمبارکتان باشد چندین سال پیش قرار بود شهر تهران دیگر توسعه سطحی نداشته باشد اما اکنون در گذر از ضلع غربی تهران و در امتداد اتوبان همت ساختمانها نیز به طبع رشد این بزرگراه ،گوی ساخت را از هم ربوده و روزی که تهران وکرج به هم وصل شود و این حجم خودرو و مردم ناچار باشند از این اتوبان تردد نمایند شهر تهران دیدن دارد.
در کوتاه سخن برای تسکین حال خراب شهری که بجای 4 میلیون جمعیت میزبان 12 میلیون جمعیت است؛ بایستی چند اقدام ضربتی از سوی نهادهای مرتبط انجام پذیرد:
-    بستن محدوده شهر بخصوص در ضلع غربی و جلوگیری از برج سازیهای در شرف ساخت علیرغم  تصویب طرح جامع شهر تهران.چرا که هر چه جمعیت بیشتر شود به مراتب خدمات مرتبط وآلودگی نیز بیشتر خواهد شد.
-    اجتناب از صدور مجوز ساختمانهای بلند مرتبه در کوچه ها و خیابانهای 5 متری بخصوص در بافتهای قدیمی
-    توسعه حمل ونقل عمومی بخصوص مترو به نحوی که تمامی نقاط شهر امکان دسترسی فراهم گردد.
-  اصلاح ناوگان حمل ونقل فرسوده کنونی ومجهز شدن خودروهای جدید به تکنولوژیهای کاهش آلودگی 

»اجتناب از استفاده از اتوبوس های با سوخت فسیلی  در حمل ونقل های موسوم به بی آر تی
-    راه اندازی سرویس عمومی ادارات وکارخانجات که در دولت قبل تعطیل شد و بجای یک اتوبوس 40 نفره 40 خودرو تک سرنشین وارد خیابانهای تهران شد.
-    توجه ونظارت جدی در ساخت خودروهای داخل که خود ایجاد آلودگی مینمایند.
-    استفاده از بنزین سالم بجای بنزین های کنونی
و مهمتر از همه :
-    دور شدن از تعصبات و صنفی نگری نزد مدیران کنونی دستگاههای ذیربط وعدم استفاده از مدیرانی که با استدلال نادرست اصرار بر توسعه شهر تهران را دارند.
-     دادن اختیارات اجرائی به سازمان حفاظت محیط زیست جهت ملزم نمودن دستگاههای مرتبط با آلودگی شهر.

 آخر اینکه ؛ هیچ حرکتی در آلودگی شهر تهران بی تاثیر نبوده لذا منبعد بایستی خیلی محتاط اقدامات روی کاغذ را اجرائی نمود.چرا که همین تکرار اشتباهات جزئی در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه چنین حال زاری را برای این دریاچه رقم زده است .وحال خراب شهر تهران هم نتیجه همین خرده تفکرات سطحی با آثار تخریب شدید در این کلان شهر میباشد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ٧ آذر ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ رضا خان زنده شو که هامون مرد

نقل میکنند روزی رضا خان بازدیدی از سیستان وبلوچستان داشت.سری هم به هامون زد.از اطرافیان پرسید آب این دریاچه از کجا تامین میشود؟گفتند از افغانستان.رضا خان گفت  دریاچه ای که آبش از کشور بیگانه بیاید بهتر که خشک شود.

 خشکی هامون در عصری صورت گرفت که نگرانی ها حول دریاچه ارومیه فزاینده شده است.دریاچه ارومیه جدای از هامون بوده وآب آن از حوضه های آبخیز داخلی تامین میشود اما آن هم در حال احتضار است.

خشکی هامون هیچ عجیب نبود اما دریاچه ارومیه اگر خشک شود حکایت از مجموعه بی درایتی هائی دارد که در سالها و چند دهه گذشته حادث شده است.و موجب شده که اکنون همه مدیران کاسه چه کنم در دست بگیرند.

کاش ارومیه هم چون هامون وابسته به آب بیگانه بود!!   

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ٧ آبان ۱۳٩٢
تگ ها: محیط زیست و آب و تالاب
comment نظرات () لینک


+ آب دریاچه ارومیه در هاون بی تدبیری

ماجرای خشک شدن دریاچه ارومیه بعد از انتخاب کابینه دولت یازدهم مجددا جدی گرفته شده است. و بنظر میرسد سفر وزیر نیرو و ریاست جدید سازمان حفاظت محیط زیست به ارومیه و سر تکان دادن های تاسف بار این عزیزان و دیگر همایش های اخیر، حکایت از اراده ای قوی برای  رسیدگی به این سونامی دردآور و حرکتهای نابخردانه در سنوات قبل خواهد بود.جدی بودن این داستان را براحتی میتوان در میزگردها در رسانه ملی مشاهده نمود.که اوج این هم اندیشی به برنامه مناظره جمعه گذشته بر میگردد.


بد نیست بدانید که سطح کشاورزی از 158 هزار هکتار به 450 هزار هکتار از منظر مدیران واعدادی فراتر از این میزان با استفاده از عکسهای هوائی که تا 700 هزار هکتار را نشان میدهد و نیز تولید محصولات کشاورزی از دو ونیم میلیون تن به 10 میلیون تن حکایت از رشد یکجانبه توسعه کشاورزی بدون توجه به بخشهای دیگر داشته است.از سوی دیگر مصرف آب از یک ونیم میلیون متر مکعب به 5 میلیون متر مکعب  ووجود 30 هزار چاه غیر مجاز و حمایت از شغل کشاورزی بدون توجه به دیگر کارکردهای استا آذربایجانشرقی ؛ موجب شده تا 90 درصد آب استان به مصرف کشاورزی برسد.ضمن اینکه تغییرات اقلیمی در سنوات اخیر و تبدیل بارش از برف به باران و کاهش 20 درصدی بارش از دیگر اتفاقات سالهای اخیر در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه بوده است.
بحث اصلی درمذاکرات ومیز گردها وچانه زنی ها این است که هر مقامی در ابتدا سعی دارد خود را مبرا از اتهامات وارده در خلال سالهائی که دریاچه در حال مرگ بوده دانسته و از سوی دیگر همه تقصیرها را بر گردن دیگری بیندازد.مطلب جالب توجه اینکه صنفی نگری در نزد نمایندگان مجلس گرفته تا استانداران و معاونین سازمان محیط زیست به نحوی بروز و ظهور نموده که براحتی در فحوای کلام ایشان میتوان بدان پی برد.چرا که همان نماینده که اکنون در استان اردبیل بوده اگر نماینده ارومیه میبود قطعا اصرار بر انتقال آب بین حوضه ای میداشت.و استاندار ارومیه اگر استاندار اردبیل بود همین طرز تفکر را دنبال میکرد.این نوع صنفی نگری و تعصبات نه تنها موضوع خشکی را وخیم تر میکند بلکه سرعت خشکی را بدلیل فوت وقت بیشتر خواهد کرد.


آیا انتقال آب بین حوضه ای  یا تعطیلی سدها یا کم کردن حق آبه کشاورزان یا تبدیل معیشت ایشان یا باروری ابرها یا باز کردن یک ونه دهم میلیارد متر مکعب آب پشت سدها یا تغییر نوع کشت یا مسدود نمودن چاه های غیر مجاز درست است یا نه ؛ بحثی است که باید توسط کارشناسان خبره ، بدون وابستگی قومی و شهروندی مطرح شود. هر چه این مناظره ها با طرف های متعصب برگزار شود مشکلی را حل نخواهد کرد.
موضوع دیگر این که در خلال صحبت ها سعی شد در یکی از بحث ها، همه تقصیرها به گردن فعالان زیست محیطی بیفتد.شاید هیچ فردی یا افرادی به اندازه فعالان زیست محیطی و کارشناسان کار آشنا، مخالف چنین حرکتهای نابخردانه در چنین حوزه هائی نبوده اند. فراموش نکرده ایم که تجمع همین افراد در مقابل استانداری گلستان به بهانه مخالفت با ساخت جاده در دل جنگل ابر میرفت که به یک تجمع با اهداف غیر زیست محیطی نسبت داده شود ویا دیگر فریادهائی که نه تنها به نتیجه نرسید بلکه موجب حذف صورت مسئله گردید.از این دست میتوان به اعتراض همین فعالان به ساخت جاده با مصالح سنگ در درون دریاچه ارومیه واجتناب از ساخت سدهای غیر ضروری و توسعه کشاورزی و دادن مجوز به حفاران خاطی چاهها و خیلی موارد دیگر اشاره نمود.  
اگر غیر مغرضانه سری به گذشته افراد با پست های نمایندگی مجلس و استانداران و دیگر افراد مدیر بزنیم بروشنی خواهیم یافت همان افرادی که در مسند معاونت طبیعی سازمان محیط زیست نشسته یا نمایندگانی که بدنبال مقصر میگردند عوامل اصلی این نابسامانی بوده اند.چرا که تصویب قانون در زمان نمایندگی ایشان، دال برصدور مجوز بهره برداری چاه برای آن دسته از خاطیان که تا قبل از سال 85 اقدام به احداث چاه غیر مجاز نموده اند خود عاملی در استحصال آبهای زیر سطحی و کمبود ذخائر آب این حوضه بوده اند.
فشار نمایندگان مجلس و استانداران در جهت اشتغال زائی  وتوسعه به بهای تخریب و تبدیل مراتع موردی بوده که در سالهای گذشته به وفور دیده شده است.فشاری که موجب شد برخی فعالان ویا کارشناسان سازمان جنگلها ومراتع به این فشار ها معترض باشند.اما نحوه برخورد یکجانبه مدیران ونمایندگان موجب نشد تا این نظرات کارشناسی اجرائی شود.چرا که بارها همین کارشناسان اصرار بر افزایش در واحد سطح بجای توسعه در سطح داشته اما هرگز این صداها شنیده نشد.بارها بحث مدیریت واحد در بحث آب و توسعه پایدار مطرح شد اما این صداها به بهای چوب لای چرخ توسعه کردن به خاموشی گرائید.
عدم توجه نمایندگان ومدیران تصمیم گیر استانی به دلسوزیهای مدیران منابع طبیعی وفشارهای سیاسی در جهت واگذاریهای غیر اصولی وتوسعه ناپایدار در خیلی مواقع بر بروز چنین فجایع زیست محیطی دامن زده یا خواهد زد. مثال روشن این ادعا زمانی بود که استاندار مشهد مدیر کل منابع طبیعی رادر یک جلسه مربوط به واگذاری اراضی ملی مورد خطاب قرار داد و او را متهم به مقابله با توسعه نمود.اما چندی بعد همین استاندار به عنوان ریاست سازمان حفاظت محیط زیست برگزیده شد. یا تعویض مدیران کل منابع طبیعی بدلیل ایستادگی در برابر واگذاریها از جمله مواردی است که به کرات در برخی استانها اتفاق افتاده و شرط مدیر شدن افراد جدید نیز امضای واگذاری قید شده است.این حرکت یعنی حقوق منابع طبیعی ومحیط زیست در جامعه نهادینه نشده است اما اخراج مدیران کل منابع طبیعی ومحیط زیست از جلسات استانداری وعزل ایشان و سیلی نماینده در گوش مدیر منابع طبیعی نهادینه شده است.


چگونه میتوان بدنبال راهکار اجرائی برای اجتناب از خشک شدن دریاچه ارومیه بود بدون اینکه همه مقصرین این بی تدبیری را به حال خود رها نمود.شروع خشکی دریاچه و بر هم زدن توازن اکولوژی آبی آن از زمانی شروع شد که خیلی ها فریاد زدند که ساخت جاده با مصالح خشک بدون ساخت پل برای دریاچه مشکل ایجاد خواهد کرد.مگر اکنون که جاده اتوبان تهران شمال ساخته میشود کسی هست که ندای فعالان منابع طبیعی ومحیط زیست را بشنود که یک راه ساخت جاده از چالوس به تهران تنها تخریب جنگلهای بکر منطقه نیست و میتوان با استفاده از پل از روی جنگل جاده احداث نمود.سالها بعد همین داستان تکرار خواهد شد ودر میز گردی بدنبال احیای جنگل های تخریب یافته خواهیم افتاد.
مدیری که با نگاه تک بعدی به فکر اشتغال حوزه نمایندگی و مدیریت خود بوده و مفتخر به تولید محصولات کشاورزی است ، تنها میتواند به استناد نظرات برخی اساتید! بدنبال استحصال نمک از بستر خشک شده دریاچه باشد نه انتقال آب بین حوضه ای.
دریاچه ارومیه در نهایت خشک خواهد شد چرا که هیچ تدبیری برای انجام برنامه های توسعه پایدار ترسیم نشده است.تا زمانی که به بهای اشتغالزائی و افتخار صادرات محصولات کشاورزی و ساخت مسکن ودیگر برنامه های توسعه تک بعدی؛ دست به تخریب منابع طبیعی وحفر چاه واحداث سد وخشک وشورنمودن چاهها بزنیم و نگاه همه جانبه به توسعه پایدار نداشته باشیم، نباید امیدوار باشیم که میتوان از خشک شدن دریاچه ارومیه ، تخریب جنگلها ومراتع، خشکی تالابها و هورها،بروز ریزگردها و در یک کلام زنده نگه داشتن زیست بوم وطن اجتناب نمود.
در انتها یاد آور میگردد که اگر انگشت اتهام بسوی برخی افراد گرفته شد به این دلیل است که منبعد تاوان بی تدبیری چنین افرادی را برای دیگر زیست بومهای خاص وطن ندهیم و سعی کنیم چنین نابخردیهائی در دیگر نقاط کشور تکرار نشود.نابخردیهائی که شتر را به گربه تبدیل کرد(شکل نقشه ایران) اکنون دریاچه ارومیه را به یک نمکزار تبدیل خواهد کرد.
سخن آخراینکه در صورتی میتوان در برنامه های کوتاه مدت ومیان مدت به نجات دریاچه ارومیه نزدیک شد که دست به اقدامات ضربتی  بدون توجه به ثبت وسفارشها بزنیم .از این دست اقدامات میتوان به لغو مجوز قانونی بهره برداری از چاههای غیر مجاز توسط مجلس، تعطیلی کلیه مراحل مطالعه تا ساخت سدهای حوضه آبخیز دریاچه،برخورد قاطع با متخلفان حفر چاه و برداشتهای غیر مجاز چه از طریق رودخانه وچه از طریق چاه، عدم واگذاری هر گونه اراضی ملی و مستثنیات در این حوضه با اهداف کشاورزی و صنایع آب بر،خلع ید تجاوز وتخریب های صورت گرفته در چند دهه گذشته ، تخریب جاده آسفالته ارومیه به تبریز،تغییر الگوی کشت و اجتناب از کشت ارقام با مصرف بالای آب در این حوضه، کمک به تغییر معیشت کشاورزان منطقه اشاره نمود.

مطالب مرتبط از نویسنده:

نقش تغییرات اقلیمی وآب وهوائی بر سطح تراز آب دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه 800 سال بعد در چنین روزی

در سوگ دریاچه ارومیه

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۸ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ روزهای آخر تخریب

در چند سال اخیر سرعت تخریب منابع طبیعی به بهای توسعه در اقصی نقاط کشور رشدی سرسام آور داشته به نحوی که در برخی موارد تغییر دستورالعمل ها و مصوبات دولت و هیئت وزیران به این بی قانونی کمک شایانی نموده است. مهمترین چالش ونگرانی پیش رو در معادلات زیست محیطی عدم راه اندازی و شروع بکار برخی مصوبات ناتمام استانی و ملی در دولت رو به اتمام کنونی میباشد. از این دست پروژه ها میتوان به تصویب لایحه منابع طبیعی ؛ گذرگاه کناری از میان باغ گیاهشناسی نوشهر و دیگر موارد اینچنینی اشاره نمود.

تنها کافی است همانند باز پس گیری لایحه جامع منابع طبیعی از مجلس، همت گمارد و با ترفندی مانع از آغاز عملیات ساخت کمربندی نوشهر از درون باغ کهنسال گیاهشناسی شد .چرا که در آغاز دولت جدید قطعاً اجرای چنین مصوبات طبیعت ستیز و حرکات نابخردانه از سوی برخی کاسه های داغتر از آش ابتر خواهد ماند.

همراه شو رفیق  

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ٤ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ زلزله ای دیگر در کرمان

هیچ میدانید کالیفرنیای ایران کجاست؟


اگر ما هنوز نمیدانیم کدام منطقه برای کدام کاربری مناسب است دلیل نمیشود که نقاط کلیدی کشور را که زیستگاه گونه های منحصر به فرد گیاهی وجانوری است را فدای توسعه ای کنیم که معنای واقعی آنرا نمیدانیم.ما یاد نگرفته ایم به قیمت ساخت اتوبان تهران - شمال درختان انبوه شمال را تخریب نکنیم واگر مقید به توسعه پایدار هستیم با احداث پل یا تونل از ذخیره های رو به اضمحلال شمال حفاظت نمائیم.ما چرا اصرار داریم در هر نقطه کشور هم معدن داشته باشیم ،هم پتروشیمی ،هم پالایشگاه و هم هر آنچه اراده میکنیم؟ آیا لازم نیست لختی بیاندیشیم که درآمد حاصل از فعالیتهای دیگر که نه تنها زیست بوم وطن را تخریب نمیکند بلکه بر ارزش این منابع به عنوان داشته های منحصر بفرد میافزاید؛ بمراتب بالاتر و مستمر تر از کارها وفعالیتهائی عمرانی است که از آن بنام توسعه نام میبریم.
اخیرا هئیت وزیران  با مصوب نمودن بحث توسعه معادن در مناطق حفاظت شده کاری کرد که در سنوات قبل نمونه آن بر روی هیچ کاغذی ثبت نشده بود.

حرص وآز تخریب سرزمین در برخی جاها به حدی ترمز بریده که دیگر منافع مادی چشم برخی رجال را برابر واقعیات کور وگوش آنها را از شنیدن حقایق کر کرده است.
روز گذشته خبر رسید که جنگلهای منحصر به فرد ارس در ارزوئیه کرمان فدای معدن کاوی شده است .و ارس های بی پناه  یکی پس از دیگری در مقابل ماشین های معدن کاو کمر خم میکنند و زیر شنی های این ماشین ها له میشوند.
خبرها و عکسهای این کم لطفی به کالیفرنیای ایران را در پست آتی شرح خواهم داد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ ; ٢ اردیبهشت ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ سال نو را از خود آغاز کنیم

ما در سرزمینی زیست میکنیم که در قرون مختلف در رسای پاکی و پاکیزگی سرآمد همه ادیان و رسولان بوده ایم.حال چه میشود که خیلی بی تفاوت به بهای شروع فصل نو و آغاز بهار ، بجای دوستی با طبیعت ناخواسته به جنگ با طبیعت میرویم.
در هنگام سفر به هر طریق ممکن محیط زیبای خود را آلوده میکنیم.زباله هائی که از خودرو به بیرون میاندازیم یا در طبیعت باقی میگذاریم، یا در سطح معابر و حاشیه رودخانه ودریاچه ....میاندازیم .ما اینگونه خواسته یا ناخواسته، زیبائی طبیعت را به زشتی بدل میکنیم.
چرا هنوز یاد نگرفته ایم بجای خرد کردن شاخ وبرگ درختان برای بر پا کردن سور منقل و کباب  از دیگر روشها برای این کار بهره برد. چرا برای رسیدن به طبیعت سر سبز اصرارداریم خودرو خود را تا دل مرتع وجنگل جلو ببریم.بی آنکه کمی زحمت پیاده رفتن را به خود بدهیم؟
ما اگر وارث منشورکورش کبیر هستیم واگر محمد (ص ) پیام آور پاکی وپاکیزگی است واگر اعتقاد داریم که باید بهترین باشیم چرا هنوز بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین اصول حفظ محیط زیست وپاکیزگی آنرا یاد نگرفته ایم.
چرا توقع داریم مدیران مملکت نسخه ای برای حفظ محیط زیست بپیچند ،اما خود به ابتدائی ترین اصول آن بی تفاوت هستیم؟
چرا یاد نگرفته ایم در کنار جشن عروسی و جشن تولد فرزند ویا هر مناسبت خوشایند، یک درخت بکاریم.درختی که همسن همان مناسبت در تاریخ باقی خواهد ماند.
چرا در کمتر از 15 روز اول سال بجای حمایت و همپا با بهار به رشد وشکوفائی طبیعت و محیط زیست خود در فکر لگد مال کردن سبزه ها وخرد کردن شاخ وبرگ وتنه درختان وآلودگی رودخانه و دریا و کوه وجنگل ومرتع میباشیم؟ آیا این گونه تعامل معکوس با طبیعت شایسته مردمان ما و منابع طبیعی محدود اطراف ما میباشد؟
در شروع سال نو برای همه آنها که دل در گرو پاکی وپاکیزگی محیط خود دارند و دغدغه حفظ منابع طبیعی ومحیط زیست ، از مشکلات آنها بیشتر است ،آرزوی سلامتی و کامیابی داشته و هنوز معتقدم که میتوان با یک قدم یا یک شعار یا یک سخن ویا یک حرکت به جنگ جهل و نابخردی رفت . یادمان نرود، اول از خود شروع کنیم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ۳ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ ارتباط دلار با منابع طبیعی ومحیط زیست

این روزها کمتر محصول یاخدماتی را می توان یافت که با دلار مورد محاسبه قرار نگیرد محصولات و خدماتی که سالهاست تفکرمان برتولید داخلی است نیز از این معادله مصون نمانده و  اجناس و خدمات داخلی و خارجی بسان سوختن چوب تر و خشک بدون تمیز قائل شدن با دلار محاسبه می گردند عمده دلیل این بی توجهی هم برمیگردد به اینکه مواد اولیه خدمات، ریشه خارجی داشته و ارز بر میباشد.


افزایش سرسام آور دلار موجب شد تا قیمت تمام شده محصولات داخلی ایران برای کشورهای همسایه ارزانتر از قیمت قبلی شده و کشورها ی همسایه به هرطریق ممکن علاقمند به ورود برخی کالاها از ایران باشند. به عبارتی اگرسابقاً با 5 دلار یک کیلو گوشت از ایران به این کشورها وارد می شد اکنون با همین 5 دلار4 کیلو گوشت قابل خرید می باشد. عدم هماهنگی مابین واحدهای تولیدی و انتظامی هم باعث میگردد به این بی سامانی دامن زده شود جرا که در شرایط حال حاضر اجتناب از قاچاق و صادرات برخی کالاها از اهم وظائف دستگاههای انتظامی و نظامی می باشد. یکی از مواردی که با حجم بالائی در حال قاچاق به کشورهای ترکیه وکشورهای حاشیه خلیج فارس می باشد میتوان به صادرات گوسفند زنده اشاره کرد. ناگفته روشن است که فشار دام به مراتع کشور موجب کاهش پوشش گیاهی و بروز ریزگردها و سیل و از بین رفتن خاک میگردد. با این کار تنها گوشت نیست که قاچاق می شود بلکه گیاهان یک ساله ، چند ساله، آب وخاک کشور  است که از کشور خارج می شود.
قاچاق دام زنده ودر نتیجه بالا رفتن بهای گوشت قرمز باعث خواهد شد فشار شکار وتامین گوشت برای برخی افراد که عمدتاً به همین نحو گوشت خود را گاهاً از حیات وحش تأمین می کردند بیشتر شده و همین موضوع نابودی همین جمعیت باقمیانده حیات وحش رانیز به دنبال خواهد داشت.

البته خدمات دیگر چون چوب وعلوفه وبذر و دیگر نهاده ها ومحصولات حاصل از این سرزمین را به گوشت قرمز اضافه نمایید.چرا که بی ارزش شدن پول ملی موجب رونق صادرات آنها را فراهم مینماید.

خلاصه اینکه افزایش نرخ ارز و بی اعتبار شدن ریال و بدنبال آن قاچاق گوشت قرمز، منابع طبیعی ومحیط زیست کشور را نابود خواهد کرد .

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ٥ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ بازی دو سر باخت!

وقتی حکم اعدام اسعد تقی زاده تایید شد سعی کردیم بدون حاشیه و عدم دخالت احساسات به بررسی این موضوع بپردازیم.گفتند اسعد ضابط قضائی نبود ومجوز حمل اسلحه هم نداشت.اما غلامحسین خالدی هم کارت ضابط دادگستری داشت وهم حکم ماموریت.اما او نیز به اعدام محکوم شد. سوال اینجاست نقص کار در کجاست؟

شکی نیست که سازمان محیط زیست بعنوان متولی ومدیر این محیط بانها به شایستگی نتوانسته از نیروهای تحت امر خود دفاع نماید.و محکمترین دلیل برای این بی شایستگی محکوم شدن محیط بانها به اعدام است.این یعنی فرقی بین یک نزاع خیابانی ویک سرقت مسلحانه منجر به قتل و یک قتل عمد، با ماموریت محیط بانها در دفاع از خود وحیات وحش رو به انزوا وجود ندارد.یا باید براحتی بدست شکار کشها کشته شوی یا باید سرت بالای چوبه دار رود.در هر صورت محیط بانها درگیر یک بازی دو سر باخت هستند. 

اگر شنیده شود که محیط بانی تبانی کرد یا از شکارکشها روی برگرداند نباید خیلی متعجب شد.چرا که بالاترین مقام سازمان محیط زیست در همه ادوار نتوانسته راهکار قانونی برای محیط بانها فراهم نماید.دلیل واضح این قضیه هم بروشنی درکوتاهی  گارد حفاظت محیط زیست در دفاع از محیط بانها و یگان حفاظت سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری در دفاع از خون ریخته قرق بانها دیده میشود.چرا که از تعداد 111 محیط بان  شهید و 12 قرقبان شهید و 507 مجروح وجانباز، تنها یک مورد منجر به دستگیری وقصاص متخلفین شد که آنهم ناشی از پیگیری شبانه روزی همسر مهندس ناصر پیروی رئیس اداره منابع طبیعی ماسال بود. روی سخن با مدیران این سازمانها بوده که هنوز نتوانسته اند بروشنی و قانونمند همانند نیروهای انتظامی یک حاشیه امن قانونی برای نیروهای خود تعریف وتصویب نمایندو به درستی متخلفین را دستگیر و به سزای اعمالشان برسانند.که اگر چنین بود نبایستی چنین اخبار تلخی را کراراً میشنیدیم . نتیجه اینکه سازمانهای متولی نه قادر به تعقیب و پیگیری قاتلان نیروهای خود هستند و نه توانائی دفاع از نیروهای خود در برخورد با متجاوزین و متخلفین را دارند. 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۳ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ حاشیه های سازمانهای حاکمیتی

 هر زمانی که یک مقام دولتی در مورد هر موضوعی مسئله ای را مطرح کرده تنها در مدتی کوتاه ولوجند ساعت بعد بازخورد این بیانات موجبات ایجاد تغییراتی در فاز اجرا شده است.به عنوان مثال در بحث زمزمه اعطای پروانه بهره برداری برای چاههای آب قبل از سال 85 موجب شد درخیلی دشتهای کشورچاههای غیر مجاز حفر گردد. موضوع لایجه جامع منابع طبیعی قبل از طرح در مجلس به گوش افراد فرصت طلب رسید و بدنبال آن بسیاری از اراضی مرتعی شخم شد تا در فرصتی مناسب قانون آن مصوب شده و حقوق ناحق ایشان به رسمیت شناخته شود. داستان خرید خودرو هم از همین دست قصه هاست .چرا که هر بار صحبتی از سوی یک مدیر دولتی ولو در رده های پائین مطرح شده در کوتاه مدت موجبات افزایش قیمت خودرو شده است.حال اگر این بیانات از زبان عالی ترین مقام اجرائی کشور جاری گردد بی شک اثرات محکمتری  بربی ثباتی قیمتها خواهد داشت.

سخنان ریاست محترم جمهور جناب آقای دکتر احمدی نژاد مورخ 27 دی سال 91 در حالی ازتریبون مجلس شورای اسلامی در باب منابع طبیعی و جنگلها مطرح شد که قبل از هر نوع برداشتی از این گفتار بیم آن میرود تا برخی افراد فرصت طلب از همین سخنان به نفع خود سود جسته و بنا به اقتضای زمان ومکان نسبت به تعدی و تعرض به اراضی ملی شامل جنگل ومرتع، معادله این سود جوئی را به نفع خود تغییر دهند.

اینکه برای یک جمله منعقده چه میزان انرژی و وقت از سوی کارشناسان صرف میگردد یک طرف اما بازخورد این جملات و انعکاس آن در جامعه از سوی دیگر قطعاً مشکلات زیادی را بوجود خواهد آورد .این مشکلات آنجا نمود بیشتری خواهد داشت که بخواهیم به این مثل دامن بزنیم که: "آزموده را آزمودن خطاست". چرا که هرقانون وطرح وتصمیمی در حوزه کاری منابع طبیعی عقبه ای بالغ بر یکصد سال را بدنبال داشته و استخوانهای فراوانی در جهت رسیدن به وضع موجود خرد شده است.

بحث طرح خروج دام از جنگل بنا به مشکلات پیش روی جنگلها و طی یک  روند زمانی طولانی در سازمان جنگلها ومراتع شکل گرفته و افراد زیادی روی این طرح کار کارشناسی انجام داده اند.و هنوز هم بنا به بی توجهی نمایندگان دوره قبل مجلس بطور کامل اجرا نشده است وهمین نمایندگان محترم مجلس که خود منتقد این داستان هستند، در سال 1389 رای بر حذف بندهای ج و د ماده 135 لایحه برنامه پنجم توسعه ، طرح خروج دام مازاد از جنگل را به بایگانی سپردند.حال اگر در نیمه راه این طرح دوباره حرفی زده شود که باب ورود مجدد دام به جنگل را فراهم نماید یعنی بود ونبود سازمانی عریض وطویل چون جنگلها،مراتع وآبخیزداری ضرورتی نداشته و نبودش از بودنش بهتر خواهد بود.

 ضرورت حضور مردم  در جنگل ومرتع با هدف حفظ وحراست از عرصه های جنگلی ومرتعی در قالب مشارکت های مردمی بحثی کاملا متفاوت از هم بوده که سازمان متولی این بحث، با اصل مشارکت مردمی در بهره برداری اصولی از منابع طبیعی مخالفتی ندارد.اما حضور دام در جنگلهای شمال با وجود تاج پوشش فراوان جنگلی و عدم تابش نور به کف جنگل ودر نتیجه عدم وجود علوفه قابل توجه، امری ناشدنی است.ضمن اینکه حضوردامها در جنگل موجب خواهد شد تا بذور موجود در کف جنگل و نهالهای جوان و سر شاخه ها چرا شده و بسترلازم جهت قطع درختان وشاخ وبرگها توسط مردم با هدف  تابش نور به کف جنگل و رشد علوفه فراهم گردد.و این یعنی نابودی جنگل و عدم حفظ آب و خاک.  

درسالهای اخیربنا به وجود آفات وامراض و شخم زیر اشکوب جنگلهای زاگرس و بلوط غرب برای این 6 میلیون هکتار رمقی باقی نمانده تا بیش از این فشاربر این عرصه ها را فزونی ببخشیم.اگر بذری در پای این درختان باقی بماند و دامی حضور نداشته باشد تا این بذورو نهال های ناشی ازرشد این بذور را بخورند ویا شخمی انجام نشود شاید بتوان امیدوار بود تا زادآوری بلوط ها موفقیت آمیزباشد.ناگفته پیداست که بروز ریزگردها که مردمان زاگرس را مرتب عذاب میدهد ناشی از همین دام مازاد، شخم زیر اشکوب جنگل،  بهره برداری غیر فنی ، قطع درختان، تبدیل درختان بلوط به زغال ،فروش بذر بلوط ، کمبود آب وخشکسالی های متوالی میباشد.

تازه ترین اطلاعات لابراتوار Jet Propulsion ناسا که در مجله علمی "تغییر اقلیم" منتشر شده است، حکایت از آن دارند که تغییرات آب و هوایی تا سال 2100 حداقل نیمی از مناطق زمین با پوشش گیاهی را تغییر خواهند داد و 40 درصد از اکوسیستم را به شکل دیگری تبدیل می کنند. برای مثال، جنگل گیاهان پهن برگ به توندرا و علفزارها به بیابان تغییر شکل می دهند.حال سرعت دادن به این روند امری غیر تخصصی و غیر فنی خواهد بود.

در خصوص معادن هم به اندازه کافی قوانین یکطرفه در جهت حمایت از معدن کاوها در وزارت صنایع ومعادن  وضع شده است تا بدون جلب نظر دامداران مراتع این معادن واگذار گردد.و این وزارت محدودیتی برای وضع قوانین جدید نخواهد داشت. 

جهان در حال حاضر به سمت تبدیل زراعتهای رها شده و دیمزارهای کم بازده به مراتع حرکت میکند وچرا ما اصرار بر تبدیل مراتع به زراعت داشته باشیم و مصرهم باشیم که آب داریم.اگر آب در مجاورت اراضی زراعی داشتیم چرا این اراضی که سالها قبل از مرتع به زراعت تبدیل شده اکنون در خیلی جاها بدون استفاده باقی مانده است؟چند سال قبل ما جشن خودکفائی گندم گرقتیم.اما این خودکفائی تنها یکسال ماندگار بود.اما به قیمت تبدیل بسیاری از راضی مرتعی وتبدیل به زراعت تمام شد.

خداوند بسیاری از اراضی را خلق کرده که نزولات آسمانی در این اراضی به کمتر از 50 میلی متر بارش در سال میرسد.اما خداوند گونه های گیاهی را در همین اراضی خلق کرده که قادر به تحمل شرایط سخت گرما و شوری و کم آبی میباشند.حال اگر بخواهیم در این اراضی همین گونه های درختی،درختچه ای و بوته ای را حذف کنیم و کشاورزی انجام دهیم قطعاً موفقیت نخواهیم داشت.

در ابتدای دوره ریاست جمهوری و سال 84-85  برخی استانداران به توصیه دکتر احمدی نژاد اصرار بر حفظ منابع طبیعی و بهره برداری اصولی از این منابع خدادادی داشته و اکنون شاید این سخنان برای برخی این ذهنیت را تداعی نماید که به بهای رسیدن به سود آنی و برداشت صرف از منابع طبیعی مصالح ومنافع بلند مدت حاصل از این عرصه ها را فدا کنیم.

این سخنان به این می ماند که بگوئیم چون در برخورد با شکارچی موفق نبوده ایم وکمبود گوشت هم داریم لذا اجازه دهیم گوشت از منابع خدادادی و حیات وحش تامین گردد.در این صورت نه وجود سازمان حفاظت محیط زیست برای حفظ حیات وحش ضرورت خواهد داشت ونه سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشوربرای حفاظت از جنگلها ومراتع.

  

  

     

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ در امتداد نمایشگاه دوازدهم محیط زیست

نمایشگاه محیط زیست از تاریخ 28 آذرلغایت 2 دی در محل دائمی نمایشگاهها برگزار شد.به منظور بازدید از نمایشگاه در روز آخر یعنی دوم دیماه عازم محل برگزاری نمایشگاه شدی.در ابتدای درب شمالی یک کاغذ نوشته با این متن تو را به سمت سالن ها هدایت میکرد:"نمایشگاه محیط زیست وتیراندازی".
در هنگام بازدید از غرفه ها تنها چیزی که خیلی مشهود بود، پراکندگی غرفه های محیط زیست بود که یصورت نامنظم وبا فاصله و یک در میان در سالنها جانمائی شده بود .به نحوی که برخی غرفه ها خالی بود و همین فاصله خالی بین غرفه ها نمائی نازیبا از غرفه ها در معرض دید بازدید کننده قرار میداد.
دیگر اینکه عموماً ادارات کل محیط زیست با اسپانسرها که عمدتاً شرکتهای بخش خصوصی بودند؛ بصورت مشترک یک غرفه را به خود اختصاص داده بودند. و مهمتر اینکه وجه مشترک همه غرفه های مستقل محیط زیست تشکیل شده بود از تعدادی حیوان تاکسیدرمی شده بعلاوه یک یا چند بنر که فعالیتهای حوزه کاری محیط زیست را به نمایش میگذاشت.پس از گشتی در غرفه ها و دیدن ناهماهنگی وغیبت یا نبود برخی ادارات کل به سالنی رسیدی که با سالنهای دیگر تفاوت داشت.اینجا تراکم شرکت کنندگان در نمایشگاه بیشتر بود و در بدو ورود یک حس ناخوشایند به تو دست داد.حسی که این فکر را در ذهنت متبادر میکرد که انجام این پارادوکس نامیمون چه ضرورتی داشت.
حضورشرکت ها و واحدهای فعال در حوزه شکار وصید وعرضه انواع واقسام اسلحه های شکاری بد جوری فکر تو را به خود مشغول میکرد.
نه اینکه فکر کنیم ، شکارو ابزارمربوطه نبایستی عرضه شود؛ بلکه این فکر بیشتر به ذهن میرسید که در عصری که حیات وحش این دیار در کمینه ترین حالت خود در سالهای گذشته بوده و زمان و تعداد صدور مجوز شکاربدلیل کاهش حیات وحش کم شده لذا جائی برای عرضه ابزار شکار آنهم با این حجم وتعداد، خیلی عجیب مینماید. واز سوی دیگر نیازی احساس نمیشود تا این حجم ابزار شکار و تبلیغ در کنار تعداد کمی از نمایندگان سازمان محیط زیست حضور فیزیکی داشته باشند.در پایان بازدید و هنگام خروج از سالنها یک بار دیگر چشمت به کاغذ نوشته ها افتاد و تو فکر میکردی بهتر بود بجای نوشتن "بطرف سالن های محیط زیست وتیر اندازی" مینوشتند"بطرف غرفه محیط زیست وسالن های شکارو صید"!!!
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ; ۸ دی ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ موج جدید آلودگی هوا

اثرات بهداشتی آلاینده ذرات معلق کمتر از دو و نیم میکرون در مناطق ناسالم برای گروههای حساس: افزایش احتمال علائم تنفسی در افراد حساس، تشدید بیماری قلبی و ریوی ، مرگ و میر زودرس در افراد مبتلا به بیماریهای قلبی، ریوی و افراد مسن
توصیه میگردد در مناطق ناسالم برای گروههای حساس افراد مبتلا به بیماری‎های قلبی و ریوی ، سالمندان و کودکان باید فعالیت های طولانی مدت در فضای باز را کاهش دهند.
این جملات در سایت شرکت کنترل آلودگی هوا درج شده است.

شرکت کنترل کیفیت هوای تهران می گوید وزارت بهداشت و سازمان محیط زیست ایران اجازه استفاده از استاندارهای جدید ِ سنجش میزان آلودگی هوا را نمی دهند.
یوسف رشیدی، مدیرکل این شرکت به خبرگزاری مهر گفت که بر اساس استاندارهای جدید، هوای تهران بسیار آلوده‌تر از آن است که اعلام می‌شود. 
او افزود خودروهای ایرانی هنگام خروج از کارخانه، استاندارد یورو ۲ دارند و خیلی زود میزان آلایندگی آنها زیاد می‌شود، در حالی که در بعضی کشورها استاندارد یورو ۵ برای خودروها اجرا می شود.
بر اساس آمار و ارقام سازمان بهشت‌زهرا تنها در ۲ ماه اول پاییز امسال،۷۶۱۱ شهروند تهرانی بر اثر ایست قلبی که ارتباط نزدیک با آلودگی هوا دارد جان خود را از دست داده‌اند که اگر همین آمار را به روز محاسبه کنیم در روز ۱۲۶ شهروند تهرانی ایست قلبی کرده‌اند.


گزارش بانک جهانی در سال ۱۹۹۹ از افزایش آمار بیماری‌های قلبی تنفسی در تهران خبر می‌دهد که پایتخت ایران را از این حیث در بالاترین رتبه میان سایر شهرهای منطقه مدیترانه شرقی قرار می‌دهد.
دکتر رستمیان نماینده مردم دامغان و عضو کمیسیون بهداشت یکی از علل  آلودگی هوا را ناشی ازمهاجرت وشهر نشینی عنوان کرده است.
معصومه ابتکارتاکید دارد که میزان آزبست در هوای تهران نیز بسیار بیشتر از حد مجاز است.از سوی دیگر سایت تابناک میزان بنزن را 20 برابر حد مجاز میداند.
شکی نیست که این روزها حال و روز هوای پایتخت خوب نیست.مشکلات وآلودگیهای هوا، آب و صدا در کلان شهر تهران ودیگر شهرهای بزرگ مرگ خاموشی را برای شهروندان به ارمغان میآورد.این در حالی است که علیرغم اعتقاد برخی رجال مبنی بر عامل شلوغی شهرها در این خصوص خیلی های دیگر بر این اعتقادند که مشکلات ناشی از سوخت خودروها عامل اصلی این تراژدی نامیمون باشد.
بر طبق استانداردهای جهانی، میزان بنزن موجود در بنزین نباید پیش از یک درصد باشد، در حالی که این میزان در بنزین کشور در حدود سه تا پنج درصد است. برخی منابع میزان میزان مجاز بنزن در هر لیتر را فقط 0,5 درصداعلام نموده اند.بنزن به راحتی از طریق پوست جذب و هدیه اش به ما سرطان خون است.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ٢۸ آذر ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ هر دم از این باغ کَلی میرود

 

دیروزبه همراه یکی از دوستان سوار بر خودرو بودیم که موبایل ایشان زنگ خورد . او همانند همیشه موبایل خود را در حالت آیفون قرار داد به نحوی که مکالمه هر دو طرف شنیده میشد.دوست او اهل لاراست که همانند غالب لاری ها درکشور امارات متحده عربی به تجارت مشغول است.وقتی دوست من از او پرسید کجا هستی وچه میکنی در پاسخ گفت در کوه هستم ودنبال شکار کل وبزهستیم و متاسفانه امروز موفق به شکار نشده ایم .من خوشحال شدم که او و دوستانش موفق به شکار غیر مجازشان نشده اند؛ اما او ادامه داد که امروز مثل دیروز روز خوبی نداشته ایم چرا که دیروز 4 راس کل شکار کردیم.دوست من به او گفت گناه دارد نکشید.اما او که فارغ از روزهای کاری در امارت به ایران و کوه های لار آمده بود تا خستگی کار را در کشتن حیات وحش وطن بیرون کند وقعی به این نصیحت ننهاد.


من همانند همیشه ذهنم به سمت مسبب این موضوع رفت. اگر سازمان محیط زیست به عنوان متولی حفاظت از حیات وحش؛ و فراخوریک ارگان حاکمیتی،  نیرو وامکانات در اختیار داشت نبایستی شاهد چنین بی مهری به حیات وحش بی پناه بودیم.سازمانی که از یک سو بدنبال احیای ببر وشیر است اما به درستی قادر به حفظ داشته های خود نیست.
همانند 8 سال پیش که بارها گفتم : انحلال سازمان مدیریت وبرنامه ریزی وتنزل آن به یک معاونت بنام معاونت راهبردی ریاست جمهوری موجبات عدم جایگزینی نیروهای بازنشسته خواهد شد.که گذشت زمان به درستی ثابت کرد که کاهش نیروهای حفاظتی ، نظارتی،کارشناسی و... در سازمانهای حاکمیتی همچون محیط زیست و سازمان جنگلها ومراتع به کمک کاهش اعتبارات در این بخش ها تنها نتیجه ای که داشت هدایت این سازمانها به حاشیه بود.چرا که وقتی نیروهای موجود و اعتبارات ناکافی در این سازمانها نمود پیدا کرد دیگر نمیتوان انتظار کاری غیر ممکن را در این بخش ها داشت.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ ; ٢۳ آذر ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ آب تنی در فاضلاب

 کنفرانس محیط زیست دریای خزر از جمعه تا یک شنبه گذشته در پایتخت جمهوری داغستان روسیه برگزار شد، شرکت کنندگان طی بیانیه‌ای هشدار دادند که طمع برای استخراج نفت و گاز از دریای خزر، چشم مسئولین پنج کشور ساحلی را نسبت به مشکلات عمده این دریا، همچون آلودگی و انقراض گونه‌های جانوری کور کرده‌است.

به گفته صاحب‌نظران در پنج میلیون سالی که از پیدایش دریای خزر به عنوان بزرگترین دریاچه بزرگ جهان می‌گذرد، اکوسیستم آن به اندازه امروز با تهدیدهای زیست‌محیطی روبرو نبوده‌است.

نیکولای پتروف، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست منطقه قفقاز شمالی در این رابطه به خبرنگاران گفت: «امروز خزر عمدتا در رابطه با استخراج مواد هیدروکربن مورد توجه قرار می‌گیرد. بی شک این منطقه از لحاظ غنای منابع انرژی دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای است اما خزر دارای اکوسیستم منحصر به فردی هست که اگر توجه شایسته به حفظ طبیعت آن نشود، برای نسل‌های بعدی پنج کشور فاجعه بار خواهد بود.»
بیانیه کنفرانس محیط زیست دریای خزر داغستان حاوی دو بخش است. که اولی دربردارنده هشدارهای کارشناسان نسبت به وضعیت نگران‌کننده دریای خزر است. دومی نیز حاوی آماری است که این نگرانی‌ها را توجیه می‌کند.

بر اساس این آمار در سال ۲۰۱۱، حدود ۹۰۰ هزار تن مواد آلاینده وارد دریای خزر شده‌است، این در حالی است که در سال ۲۰۰۹ این مقدار نزدیک به ۵۰۰ هزار تن بوده‌است.

همچنین طی سال ۲۰۱۱، حدود ۹۰۰ میلیون متر مکعب فاضلاب که ۱۱۷ میلیون متر مکعب آن تصفیه نشده بوده، وارد دریای خزر شده‌است.
یکی از پیامدهای این آلودگی، بیماری ماهیان خاویاری است. بر اساس اطلاعات کارشناسان انستیتوی دریای خزر داغستان، ۳۰ درصد فیل‌ماهی‌ها و ۷۰ درصد اوزون‌برون‌ها که از انواع ماهیان خاویاری دریای خزر هستند، به بیماری‌هایی مبتلا بودند که بر اثر آن بافت عضلانی‌شان به کلی تخریب شده‌است، مریضی‌ای که پیشتر از این دیده نمی‌‌شده‌است.

همچنین ورود جلبک‌ها و پلانکتون‌های غیر بومی همراه با تاسیسات حفاری شناور باعث رشد بی‌رویه آنها شده‌است. نتیجه آن نابودی کیلکا در دریای خزر بوده‌است که خوراک اصلی بیشتر ماهیان خاویاری است.



سرگئی لِوشن، کارشناس صندوق جهانی حیات وحش روسیه، مسئولین پنج کشور را به بی‌درایتی متهم می‌کند. او می‌گوید: «چند سال پیش این پیشنهاد را مطرح کردیم که برای نظارت بر تحولات منطقه خزر یک پایگاه اطلاعاتی که دربردارنده گزارش‌ها از منابع مختلف پنج  کشور این حوزه باشد ایجاد شود تا بتوانیم تصویر کلی از وضعیت این دریا به دست بیاوریم. اما این پروژه بسیار ساده و نسبتا کم‌هزینه روی کاغذ باقی مانده‌است.
امروز کشورهای منطقه در پی آنند که منافع کوتاه مدت خود را هر چه سریع‌تر تامین کنند و هیچ کس به فکر آینده نیست و این در حالی است که تنها از راه همکاری هر پنج کشور می‌توان برای حفاظت از منطقه خزر کاری انجام داد.»

به اعتقاد شرکت‌کنندگان کنفرانس محیط زیست دریای خزر در داغستان، مشکل عمده این است که ابزار حقوقی وجود ندارد تا حتی در صورت شناسایی افراد مسئول تخریب اکوسیستم این دریا، بتوان آنها را به دادگاه احضار کرد. خزر یک دریای بسته است که اصول و قواعد حقوقی دریای آزاد در آن صادق نیست.

پس از دو دهه رایزنی، پنج کشور این حوزه نتوانستند پیرامون وضعیت حقوقی دریای خزر به توافق برسند.
به گفته شرکت‌کنندگان کنفرانس داغستان، در نتیجه این عدم توافق وضعیتی پیش آمده که همه مقصرند اما هیچ کس مسئولیت نمی‌پذیرد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ ; ٢٥ مهر ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ تنها یک آه!

داستان اجرای مصوبه کاملن غیر فنی وغیر کارشناسی ، مبنی براحداث جاده از جنگل ابر که ازجمله مناطق بکر با جاذبه های منحصر به فرد است یکی دو سالی است مابین نظرات فنی کارشناسان محیط زیست ومنابع طبیعی و واحدهای اجرائی دولت به نمایندگی استانداری ، وزارت راه و چند ارگان وابسته گرفتار شده است.وجود 4 راه دسترسی آسفالته موجود بین استان گلستان و شاهرود ضرورت احداث این جاده را کاملن منتفی دانسته و اصرار بر ساخت آن از عجایبی است که این روزها اصرار بر ساخت آن انرژی زیادی را از خیلی دلسوزان منابع طبیعی گرفته است.

هفته گذشته پای صحبت برخی مدیران حال حاضر و سابق منابع طبیعی استان گلستان ونیز مدیرانی که جهت اظهار نظر به استان عزیمت کرده بودند نشستیم..آنها متفقن اعلام نموده ونمودند که اگر از بالای جنگل ابر، کل مسیر ساخت جاده رصد گردد به روشنی مشخص است که ساخت آن در شیبهای تند وصخره ای نه تنها موجب نابودی بخش عمده ای از درختان این جنگل هیرکانی خواهد شد بلکه هیج طرح وارزیابی زیست محیطی قادر نخواهد بود از این تخریب سهمناک جلوگیری نماید.در جلسات متعدد طی دو سال گذشته هیچ نظر مثبتی دال بر اجرای این جاده از سوی کارشناسان ومدیران سازمانهای جنگلها ومراتع و حفاظت محیط زیست که از منطقه بازدید نمودندبه ثبت نرسیده و سوال اینجاست که مدیریت این سازمان به استناد کدام نظرات فنی وکارشناسی بر اجرای این پروژه صحه گذاشته اند.فشارهای وارده از سوی مدیران استانداری تا بالاتر ومتهم نمودن مدیران رده های مختلف منابع طبیعی به افرادی ضد توسعه،  از جمله مشکلاتی است که این روزها موجب شده که نظرات کارشناسی تنها در بایگانی سینه ها یا فایل های ادارات پنهان بماند.


وقتی مدیر اجرائی منابع طبیعی ومحیط زیست در برابر فشارهای مدیران صیاصی استان محکوم به تمکین یا قبول خواست های غیر فنی باشند شاید ایراد گرفتن به بالاترین مدیر سازمان محیط زیست که نقشی کمرنگ در مدیریت این جنگل دارد؛آب در هاون کوبیدن باشد.
فراموش نشود سازمان حفاظت محیط زیست قرار بود مدیریت این جنگل را از سازمان جنگلها ومراتع با تبدیل آن به منطقه حفاظت شده عهده دار شود اما این موضوع نه تنها محقق نشد بلکه بنظر میرسد داستان منطقه حفاظت شده وارزیابی اثرات زیست محیطی، حربه ای برای دست یازی  وتخریب جنگل ابر باشد.

اگر روزی فرزندم به من بگوید برای حفاظت از جنگل ابر چکار کرده اید، پاسخی شایسته برای آن نخواهم داشت بجز یک آه !

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ٤ تیر ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ استخدام کارشناسان منابع طبیعی

مشکلات پیش روی منابع طبیعی ومحیط زیست کشور بر هیچ کارشناس درد آشنائی پوشیده نیست .یکی ازهمین دست مشکلات  بخصوص در سالهای اخیر به عدم جذب نیروهای کارشناسی پس از بازنشسته شدن بخش عمده ای از این نیروها بر میگردد به نحوی که نزدیک به700 هزار نفر  دردولت نهم و دهم از مجموعه کارکنان دولت کم شده است. و این در حالی است که در حال حاضر تعداد کل نیروهای ستادی و استانی در سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشور 12هزار نفر و در سازمان حفاظت محیط زیست 7 هزار نفر بوده که نسبت به پستهای فعال در دهه های قبل تفاوت زیادی وجود دارد.واحدهای اجرائی وستادی در این سالها به نحوی دچار کمبود نیرو شده اند که عملاً بسیاری از فعالیتهای آنها بدلیل همین کسر نیرو با چالش جدی مواجه شده که نتیجه این بی تدبیری چیزی جز دور شدن از اهداف و برنامه های منابع طبیعی ومحیط زیست نشده است.مثالی ساده از این کمبود نیرو را میتوان اینگونه بیان کرد که در یک دفتر ستادی با 52 نیروی کارشناسی و اداری و پس از گذشت یک دهه این نیروها به یک سوم این عدد یعنی 15 نفر کاهش یافته وکسر اعتبارات نیز دست در دست این بی تدبیری داده  ونتیجه آن شده که در جای جای کشور، تخریب وتجاوز و عدم فعالیتهای مرتبط کاملا رخنمون شده است.

یکی از علتهای عدم جذب نیروها به انحلال سازمان برنامه وبودجه که بعدا به سازمان مدیریت وبرنامه ریزی تبدیل شد بر میگردد.سازمانی که در سال 85 توسط ریاست جمهوری وقت منحل وتبدیل به معاونت راهبردی ریاست جمهوری شد.عملکرد سازمان مدیریت به مثابه سخت افزار سی پی یو در یک رایانه میماند که اگر نباشد کل عملکرد دستگاه با مشکل مواجه خواهد شد.
علی ایحال پس از سالها رایزنی  از سوی کارشناسان فن، اهل قلم و مدیران دلسوز، معاونت راهبردی به ناچار تصمیم به استخدام  1500 کارشناس منابع طبیعی جهت کار در واحدهای استانی سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری کشور نمود که تا چند روز آینده تاریخ آزمون و نحوه برگزاری آن در سایتهای مرتبط منتشر خواهد شد.لینک این موضوع در همین وبلاگ درج خواهد شد.


نهایت اینکه اگر نگارنده قصد اطلاع رسانی دارد، این است که اخیرن استانداری استان گلستان از محل سهمیه خود قصد نمود تا از داوطلبان کار در منابع طبیعی آزمون ورودی بعمل آورد.و برای این موضوع ، آگهی این آزمون را تنها 4 ساعت روی سایت خود گذاشت و در همین 4 ساعت نیز سرور خراب شده بود.به نحوی که یکی از کسانی که اطلاع از زمان درج آگهی استخدام وآدرس سایت را هم داشت، موفق به ثبت نام نگردید.واین یعنی تلاش در جهت عدم آگاهی عموم کارشناسان جویای کار و ......!!!!!!!!!!!

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱ تیر ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ صندلی داغ

این روزها ماجرای ساخت پالایشگاه میانکاله و مشکلات ریز گرد به بحث داغی برای اصحاب رسانه ها و فعالان محیط زیست بدل شده که جهت تنویر افکار عمومی مصاحبه ای را با یکی از مدیران سازمان حفاظت از استانداری ترتیب داده که متن گفتگو به شرح زیر میباشد:
سوال اول: جناب دکتر نظرتان راجع به محل استقرار صنایع پتروشیمی در مکانهائی چون شمال که شهر ها بهم نزدیک بوده و فاصله گرفتن از حریم زیست محیطی شهرها مشکل میباشد چیست؟

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ ; ٤ خرداد ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ سد گَرین نهاوند

چندی پیش سفری به استان لرستان وهمدان داشتم و بصورت اتفاقی وگذرا از محل سد کلان که از زیر حوزه های شهرستان ملایر از توابع استان همدان بوده که آبگیری آن موجب زیر آب رفتن یکی از تپه های باستانی منطقه شد بازدید کردم.از سوی دیگر محل ساخت سد گَرین نهاوند از توابع استان لرستان وهمسایگی سد کلان نیز رویت شد که بدلیل نبود دوربین امکان ثبت طبیعت زیبائی که سالها تلاش عزیزان منابع طبیعی را در جنگل کاریهای دست کاشت بدنبال داشت میسر نگردید.علی ایحال بنا به گرفتاریهای جاری و بد قولی دوستان در ارسال تصاویراز محل احداث سد گرین و سرچشمه سراب گاماسیاب و آب زلال وفراوان آن جهت انتشار موضوع این مهم انجام نشد تا اینکه امروز موضوع را به قلم خانم مژگان جمشیدی در روزنامه شرق دیدم که به تفصیل به اصل موضوع پرداخته است. نکته مهم در برخورد با احداث محل اجرای سد گرین این بود که مدیران شهرستان دائما از سوی مدیران استانی خود تحت فشار وتهدید بوده و عدم تمکین آنها به منزله عزل آنها خواهد بود.خود قضاوت کنید چند درصد مدیران ما به این مماشات تن در میدهند؟

و صحبت ها دوست عزیزم محمد درویش در صفحه آخر همان روزنامه به مناسبت "روزملی حمایت از روزخانه ها در برابرسدهای بزرگ" را نیز بخوانید.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱ خرداد ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ فراخوان دعوت از خبرنگاران زیست محیطی

دبیرخانه کنوانسیون مقابله با بیابان زایی اقدام به برگزاری یک سلسله کارگاه های آموزشی سه روزه در زمینه تخریب سرزمین، بیابان زایی و خشکسالی نموده است . این فراخوان جهت دعوت از 15 خبرنگار فعال وموفق در این حوزه میباشد.  در این نشست کارشناسانی هم حضور خواهند داشت که ضمن ارائه مباحث مرتبط، یک بازدید میدانی هم برگزار خواهد شد. آخرین مهلت برای ثبت نام 9 آوریل می باشد.اطلاعات تکمیلی را از این آدرس دنبال کنید.از جناب مهندس بدری پور بخاطر اطلاع رسانی موضوع سپاسگزارم.


In the run-up to Rio+20, UN Convention to Combat Desertification (UNCCD) plans a series of regional media workshops on land degradation, desertification and drought.

At this time, UNCCD is calling for applications from environmental journalists from Asia. Up to 15 successful journalists will be sponsored to participate in a 3-day workshop, which will include meetings with land experts and a field trip, showcasing both the challenges of land degradation and the best practices of combating it. Deadline for applications is 9 April.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱٥ فروردین ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ چرا گورخر راه راه است؟

 

 دلیل راه راه بودن پوست گورخر آفریقایی این است که حشره موسوم به "اسب-مگس" (مگس اسبی یا تابانوس) کمتر جلب طرح راه راه می شود و در نتیجه، مزاحمت کمتری برای گورخر راه راه ایجاد می کند.

در این پژوهش، دو مدل اسب، یکی با کاغذ چسبی راه راه و دیگری با کاغذ چسبی سیاه در محلی قرارداده شد و نشان داد که در مقایسه با کاغذ سیاه، تعدادی کمتری اسب-مگس به کاغذ راه راه می چسبند.

پژوهشگرانی که این تحقیق را انجام داده اند افزوده اند که اجداد گورخر امروزی پوستی سیاه داشتند اما برای کاهش هجوم اسب-مگس، که برای این چهارپا مزاحم و ناقل بیماری است، به تدریج راه های سفید روی پوست سیاه آنها ظاهر شد.

البته بد نیست بدانید گورخر های ایران که پراکنش آنها در منطقه خارتوران-بیارجمند-شاهرود میباشد کاملا یکدست پوستی شیری - خاکستری داشته و هیچ رگه ای روی پوست آنها وجود ندارد. اصل مقاله چاپ شده در مجله زیست شناسی تجربی:  Journal of Experimental Biology


 HOW THE ZEBRA GOT ITS STRIPES

 If there was a ‘Just So’ story for how the zebra got its stripes, I’m sure that Rudyard Kipling would have come up with an amusing and entertaining camouflage explanation. But would he have come up with the explanation that Gábor Horváth and colleagues from Hungary and Sweden have: that zebra’s stripes stave off blood-sucking insects)?

Horseflies (tabanids) deliver nasty bites, carry disease and distract grazing animals from feeding. According to Horváth, these insects are attracted to horizontally polarized light because reflections from water are horizontally polarized and aquatic insects use this phenomenon to identify stretches of water where they can mate and lay eggs. However, blood-sucking female tabanids are also guided to victims by linearly polarized light reflected from their hides. Explaining that horseflies are more attracted to dark horses than to white horses, the team also points out that developing zebra embryos start out with a dark skin, but go on to develop white stripes before birth. The team wondered whether the zebra’s stripy hide might have evolved to disrupt their attractive dark skins and make them less appealing to voracious bloodsuckers, such as tabanids.

Travelling to a horsefly-infested horse farm near Budapest, the team tested how attractive these blood-sucking insects found black and white striped patterns by varying the width, density and angle of the stripes and the direction of polarization of the light that they reflected. Trapping attracted insects with oil and glue, the team found that the patterns attracted fewer flies as the stripes became narrower, with the narrowest stripes attracting the fewest tabanids.

The team then tested the attractiveness of white, dark and striped horse models. Suspecting that the striped horse would attract an intermediate number of flies between the white and dark models, the team was surprised to find that the striped model was the least attractive of all.

Finally, when the team measured the stripe widths and polarization patterns of light reflected from real zebra hides, they found that the zebra’s pattern correlated well with the patterns that were least attractive to horseflies.

‘We conclude that zebras have evolved a coat pattern in which the stripes are narrow enough to ensure minimum attractiveness to tabanid flies’, says the team and they add, ‘The selection pressure for striped coat patterns as a response to blood-sucking dipteran parasites is probably high in this region

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; ٢٠ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ Environmental Performansce Index

روز به روز محیط زیست وطن روزهای بدتری را میبیند. شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی (EPI) (Environmental Performansce Index)   برای ایران نشان میدهد رتبه 114 را کسب کرده ایم و طی دو سال اخیر36 پله نزول در بین 132 کشور جهان داشته ایم .چرا؟ برداشت آب بدلیل افزایش روز افزون جمعیت و حفر چاه های غیر مجاز، کاهش ذخائر آبهای تحت الارض ؛نشست دشت ها، اثرات انسان برآبها و آلودگی آبهای زیر زمینی وسطحی؛ وجود نیترات در آب آشامیدن؛آلودگی هوا بدلائل مختلف چون نبود استاندارد در سوخت مصرفی و افزایش خودروهای غیر استاندارد،کارخانجات موجود در حاشیه شهرها، پراکنش آزبست در هوا، پراکنش گازهای اس او دو و سه او دو در هوا،

کشاورزی غیر اصولی که منجر به شوری آبها وخاک میشود،کاهش پوشش گیاهی وکاهش سطوح جنگل ، تبدیل اراضی جنگل ومرتع به زراعت وساختمان وشهر سازی،ساخت سدهای غیر ضروری بدون احداث شبکه های آبرسانی ونیز ندادن حق آبه به دشتهای زیر دست که نتیجه ای جز رها سازی اراضی زراعی وخشک شدن تالابها و دریاچه های داخلی ندارد، بروز ریزگرد و اثرات مستقیم بر سلامت انسان،تغییرات اقلیمی وکمبود بارش وتغییر در پراکنش بارندگی، تنها بخش کوچکی از فاکتورهائی است که محیط زیست کشور را بطور جدی تهدید میکند.و خیلی از این فاکتورها در ارزیابی EPI  نیامده است.بد نیست بدانید رجال محیط زیست این شاخص را قبول ندارند.البته بنده نیز با نظر ایشان موافقم چرا که خیلی از فاکتورها که در بالا آمد در این شاخص در نظر گرفته نشده است.
رتبه های ممتاز این شاخص برای برخی کشورها اینچنین است:

1- سوئیس ؛ 2- لاتویا؛  3-نروژ؛ .... 6- فرانسه؛ 7- اتریش؛ 8- ایتالیا ........ 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ باید همچنان اول باشیم حتی از آخر

چندی پیش از چالوس به سمت تهران در حال حرکت بودم وعلیرغم اینکه دوست نداشتم نابخردی مدیران حوزه وزارت راه ،بنیاد جانبازان بعنوان مجری پروژه را ببینم نشد.سال 73 که در محیط زیست خدمت میکردم برای احداث اتوبان تهران شمال 13 ملاحظه زیست محیطی به کارفرما اعلام شد.که بنظر هیچ یک از آنها اجرائی نشد چرا که در طول یک مسیر 20 تا 30 کیلومتری که از درون جنگل عبور میکند به روش بسیار سنتی تنها تخریب صورت گرفته وحتی سعی نشده از نجات یک درخت یا بوته اجتناب گردد.قطعن اگر مثل خیلی از پروژه های علمی با ارزیابی زیست محیطی درست، این جاده  توسط پل ساخته میشد هم به درختان واکوسیستم جنگل لطمه ای وارد نمیشد هم بر زیبائی طبیعت افزوده میشد وهم مثل دریاچه ارومیه وساخت جاده با پر کردن دریاچه از بروز مشکلات آتی اجتناب میکردیم.

 

پارک جنگل واقع در خروجی چالوس نیز که در اختیار سازمان جنگلها قرار داشت جهت نگهداری به شهرداری تفویض اختیار شد که رشد قارچ گونه دکه های زشت ونامتناسب در حاشیه این پارک جنگلی دیدن دارد.
امروز هم خبر دار شدیم که مجوز احداث پالایشگاه نفت مازندران در بهشهر صادر شد.این پالایشگاه در دوراول سفر هیئت دولت مورد تصویب قرار گرفت.از همان دست مصوبات که قرار است جاده جدیدی از درون جنگل ابر عبور دهد. وبنا به اظهار نظر بسیاری از نمایندگان ودولتی ها حکمی است که باید وباید اجرا شود ولاغیر.


وقتی پا به خطه شمال وحاشیه دریای خزر میگذاری تنها توسعه در این خطه ساخت سازه های غول آسا تحت عنوان واحدهای تجاری واداری است . ولی دریغ از یک سرمایه گذاری در جهت جذب توریست وبهسازی صحیح حاشیه دریا در جهت جذب سرمایه و درآمدزائی از این مجرا؛ کاری که بنا به علل بسیار زیاد در خیلی نقاط منحصر به فرد این کشور منجمله مناطق غیر خاص شمال و نگاه گردشگری در تالاب انزلی؛ میانکاله وجنگل های منحصر بفرد شمال ابتر مانده است.کاش قبل از هر تصمیمی در بدنه دولت ؛ ارزشهای غیربازاری این منابع منحصر بفرد شامل : تنظیم گازها, تنظیم شرایط اقلیمی, تنوع ذخایر توارثی گیاهی, کنترل بیولوژیکی, خاکزایی, تنظیم جریانات هیدرولوژیکی, کنترل فرسایش آبی, کنترل سیل, کنترل فرسایش بادی ،حیات وحش و اکوتوریسم  را با برداشت منابع فسیلی وبالاخص ارزش تولید ناخالص ملی مقایسه میشد. ولی چه میشود کرد در جائی که سازمانهای حاکمیتی یا متولی ایجاد اشتغال باشند نمیتوان انتظاری بیش از این داشت. به بیانی ساده اگر بخواهیم ساخت این پالایشگاه را توجیه کنیم میتوان گفت اگر معدن آهن یا مس در درون جنگلهای شمال اکتشاف گردد به لحاظ اجتناب از هزینه های حمل ونقل باید کارخانه ذوب آهن در همانجا احداث گردد.


این در حالی است که شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی (EPI) ایران (Environmental Performansce Index) در سال 1386 با کسب نمره هفتاد وشش  در رتبه 67 جهان؛ در سال 1388 با کسب نمره 60 در مقام 78 جهان ودر نیمه دوم سال 1390 با نمره چهل و دو وهفتاد وسه صدم مقام 114 را بین 132 کشور جهان دارا میباشد. یعنی تنها طی 2 سال موفق به نزول 36 پله ای شده است!!!!!
البته بد نیست بدانید این رتبه برای چند کشور دیگر در سال 2012 با این قرار میباشد:
سوئیس:1

لاتویا:2

نروژ:3

استرالیا:48
ایالات متحده:49
عربستان:82
عراق:132

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱٠ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها: محیط زیست
comment نظرات () لینک


+ همایش ملی آلودگی آب

آب آشامیدنی سالم و پاک یکی از مهم‌ترین نیاز‌های اساسی انسان‌ها است. آب مایه حیات است، اما آلوده شدن آب می‌تواند منشا ویرانی و تباهی باشد.

آلودگی آب عبارت است از تغییر مواد محلول یا معلق یا تغییر درجه حرارت و دیگر خواص فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیکی آب در حدی که آن را برای مصرفی که برای آن مقرر است مضر یا غیرمفید سازد.

نا به عادات متفاوت نزد خانواده های ایرانی ورفاهیات موجود، مصرف آب وتولید فاضلاب ارقام متفاوتی داشته به نحوی که میزان مصرف سرانه آب بر بنیاد نظرات مدیر عامل شرکت سهامی مهندسی آب و فاضلاب  حدود 170 تا 180 لیتر در روز  بوده اما بر بنیاد ارقام شرکت سبزان محیط مجری سیستم های تصفیه فاضلاب در شهر تهران مصرف آب حدود 320 لیتر در روز ودر دیگر شهرها 200 لیتر ودر شهرهائی چون یزد 100 لیتر  میباشد.البته این ارقام متوسط مصرف بوده که کمینه وبیشینه آن با این ارقام تفاوت بیشتری را نشان میدهد.که یکی از علتهای مصرف بالا جدای از عادات موجود نشت از اتصالات فرسوده موجود در شبکه توزیع بوده که عدد این اتلاف بالغ بر 25 در صد در برخی منابع اعلام شده است.

ما  از این میزان آب مصرفی  بین 100 تا 200لیتر سرانه تولید فاضلاب بوده که متوسط 150 لیتر تولید فاضلاب برای هر ایرانی با توجه به عادات موجود عدد شناخته شده تری بوده وغالبن در محاسبات نیز همین رقم در نظر گرفته میشود.حجم فاضلاب تولیدی  برای کل کشور حدود 10 میلیون متر مکعب در روز میباشد.

هر وقت سخن از آب آلوده به میان آید، به دنبال آن کلمه بیماری نیز به ذهن راه می یابد. آلودگی آب چه به صورت آلودگی بیولوژیک (وجود میکروب های بیماری زا)، چه به صورت آلودگی شیمیایی (به همراه داشتن عناصر و ترکیبات زیان آور شیمیایی) و چه به صورت های دیگر سبب ایجاد بیماری ها و اختلالات متعددی در انسان می گردد.



هدف اصلی این همایش، پر رنگ کردن مسائل جریان و آلودگی آب و بررسی شیوه های حفظ آب پاک در مناطق مختلف کشور می باشد، تا فضایی فراهم آورد که در آن تجارب و مشاهدات پژوهشگران و دست اندرکاران صنعت در مواجهه با آلاینده های زیست محیطی و پالایش آن در اختیار علاقه مندان قرار گیرد.

اطلاعات بیشتر

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱٠ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ کلاس درسی که استاد نداشت!

امروز به بهانه برگزاری مراسم یادبود استاد کامبیز بهرام سلطانی به همراه خانواده، دوستان؛ همکاران و برخی مدیران و کارشناسان سازمان محیط زیست در سالن اجتماعات جامعه مهندسین مشاورگرد هم آمدیم.


این مراسم که همانند خود استاد که ایده ها وافکارش با دیگر هم قطاران و مدیران حوزه محیط زیست غریب بودبا همه مراسم های مرسوم دیگرمتفاوت بود .کامبیز در 19 بهمن 1328 در تهران بدنیا آمد.اصالت والدینش بنا به گفته دوستان به گرگان بر میگردد.پس از دیپلم به آلمان رفت ودر سال 1358 در رشته مهندسی بهسازی ومحیط زیست از دانشگاه هانوفر فارغ التحصیل شد.شروع تحصیل او در مقطع دکتری مصادف با جنگ ایران وعراق شد که او ترجیح داد در کنار خانواده به ایران بازگردد.در سال 1362 به استخدام بخش تحقیقات سازمان محیط زیست در آمد.ولی بدلیل ناسازگاری شرایط سازمان با روحیات او در سال 1369 با اخذ استعفای خود از آن سازمان بیرون آمد.و در شرکت مهندسین مشاور رویان مشغول کار شد تا سال 1388 که بازنشسته گردید. از وی تعداد 8 کتاب چاپ شده ویک کتاب چاپ نشده باقی مانده است.به گفته یکی از دوستان استاد این کتاب آخر قرار بود در کشوری دیگر چاپ گردد.
مهندس مهدی زرعکانی  ؛ مهندس محمد حامدی رئیس هیئت مدیره ومهندس علی مرزوقی مسئول محیط زیست شرکت رویان  ونیز مهندس محمد درویش و همسر استاد مطالبی را در رثای او گفتند که براستی عنوان این مطالب چون برخواسته از احساسات بود بر دل نشست.

این مراسم در واقع یک کلاس درس بود ؛کلاسی که نه به اجبار بلکه با اختیار همگان را پای صحبت ها تا پایان آن نشاند. واین صحبت ها اشک برخی را درآورد و به برخی  تلنگری جهت توجه به محیط زیست وطن بود و به برخی نشان داد که دوستی تا چقدر میتواند عمیق باشد تا موجب شود دو ماه یک همکار در مقام یک برادر ویک دوست در کنار استاد بوده وبغض به او امان ندهد تا این شعر را تقدیم او نماید.شعری از سیاوش کسرائی که به قول راوی علی مرزوقی انگار سالها پیش برای استادکامبیز سروده شده بود.  
بود در کشور افسانه کسی

 شهره در نه گفتن

نام می خواهی ؟ نه

 کام می جویی ؟ نه

تو نمی خواهی یک تاج طلا بر سر ؟ نه

تو نمی خواهی از سیم قبا در بر ؟ نه

مذهب ما را می دانی ؟ نه

خط ما می خوانی ایا ؟ نه

نه ‚به هر بانگ که بر پا می شد

نه ‚به هر سر که فرو می آمد

نه ‚به هر جام که بالا می رفت

نه ‚به هر نکته که تحسین می شد

نه ‚به هر سکه که رایج می گشت

روزی ایینه به دستش دادند

 می شناسی او را ؟

آه آری خود اوست

می شناسم او را

 گفته شد دیوانه است

سنگسارش کردند

بی گمان هر شنوندهای که این شعر سیاوش کسرایی را می شنود اگر آشنایی کوتاهی با کامبیز بهرام سلطانی داشته باشدتائید خواهدنمود که  این شعر وصف زیبایی از شخصیت و نحوه زندگانی و در نهایت سرنوشت اوست.
 همه حضار تصدیق می کنند که نام خواهی و و نمایش و فرم گرایی و بی توجهی به محتوا از گرفتاری‌های امروزین جامعه ایرانی است هر کس برای خود لقب و عنوانی در آشفته بازار موجود می تراشد یکی پدر محیط زیست ایران است و دیگری بنیانگذار آن ولی کامبیز بهرام سلطانی حتی ابا داشت تا عنوان کند که نقش موثری در تهیه طرح درس برای رشته محیط زیست در ایران داشته و شاید تنها محیط زیست خوانده جمع اساتید ی بود که برای نوشتن طرح درس این رشته  دور هم جمع شده بودند .آیا از سیل بیشماری که امروزه ازدانشکده‌های محیط زیست ایران فارغ التحصیل می شوند کسی بهرام سلطانی و نقش اورا در بنیان گذاری رشته تحصیلی خود می داند .نه چون کامبیز نام خواه نبود.
در زمانه ایی که از هر وسیله برای ترقی و کسب عنواین استفاده می شود    کامبیز تاج طلایی نیز بر سر نمی خوست .حداقل دوستان قدیم کامبیز اطلاع دارند که ارادت شاگرد گونه ریاست وقت سازمان حفاظت محیط زیست به بهرام سلطانی که ساعت 6 صبح برای آموزش  محیط زیست قبل از وقت اداری دیدار داشتند می توانست چه تاجی از طلا برای وی به همراه داشته باشد و تنها استفاده بهرام سلطانی از این موقعیت در خواست خواهش برای موافقت استفاء ی خود در شرایطی بود که پیشنهاد پست نمایندگی  سازمان حفاظت محیط زیست  در کنواسیون‌های بین المللی رادر جیب داشت.مهم این است که کامبیز می توانست و نخواست تاجی از طلا داشته باشد چون به مبانی اندیشه خود پایبندو صادق ومتعهد بود اوموضوع مهم داشتن یا بودن در نوشته‌های اریش فروم را درک کرده بود و به بودن فکر می کرد. و توانست تا آخرین لحظات زندگی  در برابر داشته‌ها مقاومت نماید.
کامبیز برای کسی جامی بالانبرد حداقل نوشته‌های تند و نقد‌های اصولی او دوست و دشمن نمی شناخت کافی است به نوشته‌های 20 سال اخیر او مراجعه شود تا ثبات اندیشه‌های او و ذره ایی  عدم عدول از اصولی که به آن پایبند بود مشاهده شود در این مورد لا اقل هر که با کامبیز دوست بود نقد او را نوش کرده بود چه رسد به دیگران.
از سکه رایج و اهل آن بودن در شرایط موجود نیازی به سخن نیست که حداقل بازار سکه سکه است.ولی کامبیز بهرام سلطانی اهل سکه رایج نبود در شرایطی که او و دوستان همکارش از اولین بنیان گذاران دفتر آثار و پیامدهای توسعه که بعد‌ها به دفتر ارزیابی اثرات زیست محیطی سازمان حفاظت محیط زیست تغییر نام داد بود و جزو گروه نویسندگان اولین دستورالعمل های ارزیابی زیست محیطی کشور محسوب می شد وقتی مطالعات ارزیابی زیست محیطی سکه بازار کارشناسی شد  امضاء کامبیز فقط در معدود مطالعاتی از این قسم مشاهده شد.
از دیگر تشباهات موجود در این قطعه به لحاظ ملاحظات موجود و زمان اختصاص داده شده به اینجانب عبور می کنم اما شباهتی که دراین شعر بیشتر نظر من را نسبت به کامبیز بهرام سلطانی جلب نمود بیت آخر شعر و عبارت سنگسارش کردند می باشد .اصولا می توان بارزترین تفاوت  جوامع سنتی و مدرن را تحمل سخن نودانست  در جوامع سنتی هر حرف نو به سخترین عقوبت تبیه می گرددموضوعی که امروزه جامعه شناسان تحت عنوان نخبه کشی و خود کامگی از آن در نوشتار خود استفاده می نمایند   .سرنوشت بهرام سلطانی نیز بی شباهت به مرد ساکن شهر افسانه این شعر نبود چون نخبه کشی رسم دیرینه ماست از این رو و سرخوردگی از نبودن گوش شنوا برای حرفایش وی را به تبعیدی ناخواسته به دنیای مجازی در اینترنت  واداشت و تقریبا دو سال  آخرعمر گرانبارش به تهیه مطلب برای سایت‌های  محیطی زیستی گذشت چون در دنیای واقعی سنگسارش کرده بودندچون تحمل مردی که در تمام پروژه‌هایی که در آن مشغول بود و  این جمله را تکرار می کرد که کارفرمای من ایران است دشوار بود. و از این رو در محافل رسمی کمتر حاضر می شد.
 در انتهابه یاد سخنرانی های  و نقدهایش در همین سالن می توان گفت:
گل به گل سنگ به سنگ این دشت
یادگاران توند
رفته ایی اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام در و دشت
سوگواران تواند
 
و اما محمد درویش همانند دیگر نوشته های دل نشینش براستی حق  خود را در قبال یک دوست ادا کرد.عین مطلب او را در سایتش جستجو کنید.
دکتر اصغر محمدی فاضل دوست وهمکلاس عزیز مان که معاونت محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست را عهده دار است به پاس پیشنهاد مهندس زرعکانی در نصب یک تابلو در مدخل تالاب میانکاله؛ وعده نامگذاری ساختمان جدید محیط بانی میانکاله را به نام استاد کامبیز بهرام سلطانی داد تا همه حضار این تصمیم را با دست زدنی مرتب حمایت کنند.

در پایان جا دارد یادآوری کنم که خیلی افراد در نبودشان منشا اثر بوده که این اثر میتواند نزدیکی دلها یا دیدن افرادی باشد که در یک فصل مشترک قرار داشته وآن هم نوشتن با یک قلم برای نجات منابع طبیعی و محیط زیست وطن باشد.دیدن مهندس حسین عبیری گلپایگانی، آقای احمد پازوکی،خانم تینا قضاتی ، دکترناصر کرمی، خانم مژگان جمشیدی ،مهندس معین الدین، مهندس شکوئی، مهندس ، مهندس محجوب و دیگر دوستان از همین دست بود.

در هجوم تشنگی، در سوز خورشید تموز

 پای در زنجیر خاکِ تفته می‌نالد گَوَن

 روزهـا را مـی‌کنـم، پیمــانه، با آمـد شدن

 غوک نی زاران لای و لوش گوید در جواب:

 چند و چند این تشنگی خود را رها کن همچو ما

 پیش نه گامی و جامی نوش و کوته کن سخن

 بوته‌ی خشک گَوَن در پاسخش گوید: خَمُش!

 پای در زنجیر، خوش‌تر، تا که دست اندر لجن



نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ; ۸ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ trip to Brazil

‘Green bloggers: win a trip to Brazil to cover World Environmental Day 2012, on June 5!’
The United Nations Environment Program (UNEP), in partnership with TreeHugger, is yet again sponsoring a free trip to Brazil for a winning blogger to write, blog and tweet about World Environment Day.Bloggers are invited to enter competition via online submissions of blog articles on the Green Economy. The top ten bloggers, selected by a UNEP-TreeHugger jury, will be invited to a second round of blogging – blogdown

The winner of this online showdown (blogdown) will be determined by an online community via the World Environment Day website. Readers will ‘like’ any of the posts in order to win an extra vote for their favourite blogger.The blogger who accumulates the most votes by the end of April 2012 wins the competition and will be invited to blog about World Environment Day in Brazil

More information 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۳٠ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ بدنبال هوای پاک

در آستانه روز(هفته) هوای پاک قرار داریم .از این روزها وهفته های نمادین در ایام مختلف و توسط ارگانها وسازمانهای متفاوت هیچ بی بهره نبوده ونیستیم.اما نکته قابل تامل این است که هیچ به فکر ارزیابی همین مناسبتها نبوده  ونمیدانیم اجرای چنین روزهای نمادین چه نقشی در بهبود روند رو به رشد شاخص های سلامتی یا رسیدن به اهداف ما داشته است.

آلودگی شهر تهران در 10 ماه گذشته و پاکی روزهای پاک این کلان شهر تنها طی 2 روز از 300 روز گذشته نشان از بی توجهی به روزهای پاک داشته است.چرا که تنها با شعارهای کلیشه ای اصل ماجرای محیط زیست وسلامتی را فراموش کرده ایم.ودر زمانه ای که فاضلاب بجای آب به صیفی کاریهای جنوب شهر داده میشود، آزبست هنوز سر سفره های مردم شهر وجود دارد، امواج ناشناس در جهت کنترل ماهواره ها سردرد های شدید وامراض ناشناس دیگر را بوجود میآورد،هیچ نظارتی بر روند کار رستوران های واقع بر سر راه آب شرب مردم تهران در جاده چالوس وجود ندارد، آلودگی ناشی از مصرف بنزین غیراستاندارد و بروز ده ها درد بی درمان وبی نشان ؛ مجالی برای توجه به این مناسبتها نمیگذارد.

پی نوشت: "نمادین" یعنی ریاست سازمان محیط زیست سوار بر دوچرخه درپارک چیتگر بدنبال توسعه و تبلیغ استفاده از دوچرخه باشند.اما یک مسیر دوچرخه رو در سطح شهر وجود نداشته باشد واگر یک نفر اراده کند و مرتکب چنین اشتباهی در اتوبانها یا خیابانهای شهر شود برای همیشه نادم خواهد بود.البته اگر زنده بماند.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; ٢٥ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ صدای پای آب

ماجرای توقف سد سازی و عدم آبگیری سد های مشرف به دریاچه ارومیه را اینجا دنبال کنید.شاید این دروغ راست باشد!

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ٧ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ هوای فردا دودآلود با اندکی هوا برای تنفس

آمارها نشان می دهد از ابتدای سال جاری تاکنون هوای تهران 105 روز در شرایط سالم ، 164 روز ناسالم ، 3 روز بسیار ناسالم و 2 روز در شرایط "پاک "بوده است.

سال پیش هم همین مشکل را با اندکی تفاوت داشتیم .سالها پیش در اقدامی مهم از سوی دولت کلیه سرویسهای ادارات جمع آوری ومقرر شد مبلغ این سرویسها بصورت نقدی (خشکه) به کارمندان پرداخت گردد.این حرکت موجب شد در هر اداره یا نهادی بجای یک اتوبوس با 40 نفر سرنشین،  40 خودرو شخصی جایگزین یک اتوبوس گردد. پارکینگ برخی ادارات که تا قبل از این طرح خالی از خودرو بود، پر شد از مدلهای مختلف خودرو و این موضوع از یک سو مصرف سوخت را فزونی بخشید و از سوی دیگر ترافیک را در شهر افزایش داد ودرنهایت موجب تشدید آلودگی شد .یکی از کارهای غیر کارشناسی که نیاز به آزمون وخطا نداشت وهمانزمان خیلی از افراد وکارشناسان بدان خرده گرفته وعواقب آنرا گوشزد کردندهمین طرح بود. اما افسوس که مثل خیلی کارها بایستی هر حرکتی را برخی رجال به شخصه تجربه نمایند و تدبیر، تجربه وعاقبت اندیشی هیچ جایگاهی در تصمیمات ایشان ندارد.جالب اینکه شورای عالی ترافیک  در هفته ای که گذشت ادارات را ملزم به راه اندازی مجدد سرویسها نموده که این دال بر تصمیمات غیر کارشناسی قبلی مبنی بر حذف سرویس ها میباشد.زنهارهای نویسنده در خصوص این نابخردی در سال 89 را اینجا دنبال کنید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; ٢ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مرگ خاموش در پایتخت

این روز ها هوای تهران روزهای آلوده ای را داشته که نمونه آنرا نیز در سال 89 در همین زمان شاهد بودیم.وضعیت اسفناک در دور بودن از شاخص های سلامتی شهر تهران زمانی بیشتر نمود داشته که چند روزی از تهران خارج شوی و وقتی در غیاب دود تهران نفس میکشی تازه پی به شدت آلودگی خواهی برد.از سوی دیگر وجود امواجی که هر از چند گاهی بنا به مناسبات صیاصی یا سلیقه ای با یک دکمه فعال میگردد تا کانال های تلویزیونی غیر قابل قبول برای برخی افراد از دسترس خارج گردد مزید بر این شدت آلودگی میباشد.این یعنی سر دردهای شدید برای همه افراد جامعه.این معضلات در هنگام دوری از تهران بروشنی و راحتی قابل احساس بوده وبه محض برگشت به این کلان شهر آثار آن مجدد نمایان میگردد.


بد نیست بدانید مطابق گزارش بانک جهانی در سال ۱۳۸۲ بیش از 8000 نفر در تهران به دلیل آلودگی هوا جان خود را از دست داده اند. این در حالی است که در فاصله سال های ۸۲ تا ۸۵، نه تنها از میزان مرگ بر اثر آلودگی هوا در تهران کاسته نشده، بلکه تنها در آبان ماه سال ۸۵، آلودگی هوای تهران به اندازه نیمی از تمام سال ۸۲ قربانی داشته است.  این داستان برای کسانی که سابقه بیماری قلبی داشته ودر این کلان شهر بناچار تردد میکنند براحتی محسوس میباشد.
دکتر اسماعیل کهرم هم یکی از محیط زیستی هائی است که خودش فدای این آلودگی شده است. وریه های خود را به تیغ جراحی سپرده است.اینجا
توسعه حمل ونقل عمومی از یک سو و افزایش قیمت بنزین و رعایت استانداردهای خودرو سازان از سوی دیگر بایستی موجبات کاهش آلودگی را طی سالی که گذشت فراهم نماید .اما این مهم به انجام نرسیده وبنظر سازمان محیط زیست با توجه به وظائف حاکمیتی خود نتوانسته الزامات لازم دراستاندارسازی تولید بنزین داخلی را فراهم نماید.مسئله مهمی که شاید در این وادی دم ودود کمتر به آن توجه شده است.

آلودگی هوا عبارتست از وجود هر نوع آلاینده اعم از جامد، مایع، گاز و یا تشعشع پرتوزا و غیرپرتوزا در هوا به تعداد و در مدت زمانی که کیفیت زندگی را برای انسان و دیگر جانداران به خطر اندازد و یا به آثار باستانی و اموال خسارت وارد آورد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱ دی ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ نفس کره زمین به شماره افتاد

ماجرای ساخت عظیم ترین سد جهان در کشور برزیل از دهه نود میلادی کلید خورد که بدلیل مخالفت وشکایت برخی تشکلهای مردم نهاد زیست محیطی کار به جائی رسید که قاضی در ماه دسامبر سال جاری رای به عدم ساخت سد داد.اما در آخرین دادگاه در جمعه گذشته 25 آذر قاضی مارتینی((Carlos Castro Martins اعلام کرد آغاز ساختمان سد بلو مونته بر روی رودخانه ژینگو برای ماهیگیران بومی و زندگی حاشیه نشینان این رودخانه تهدیدی نخواهد بود .
در حکم این دادگاه آمده که دلایل فعالان محیط زیست تنها یک فرضیه در تخریب سرزمین بوده وبایستی دید پس از اجرای سد چه مشکلی پیش خواهد آمد.


ساخت این سد جنگلهای آمازون را که ریه های تنفسی جهان به شمار میآید را نشانه رفته و زندگی بسیاری از جوامع محلی را نابود خواهد کرد.این در حالی است که سد عظیم «Belo Monte »بر روی رودخانه «Xingu»، در قلب جنگلهای آمازون در برزیل سومین سد عظیم جهان خواهد بود که اعتبار ساخت آن  10 میلیارد دلاربوده که نتیجه کار منجر به تولید 11000 مگاوات برق جهت تامین برق 23 میلیون نفرو جذب 200000 نیروی انسانی خواهد شد .این سد از جمله زیر ساخت هایی است که موجب تخریب و حذف بخش بسیار بزرگی از جنگلهای آمازونی در برزیل خواهد شد. جنگلهائی که در آن هنوز انسانهائی بروش دوره پارینه سنگی زندگی میکنند.

نکته قابل تامل اینکه در کشور ما با نگرشی متفاوت تشکل های زیست محیطی بدنبال مقابله با سد سازی بوده وآن اینکه اخبار ساخت سد پس از اجرای سد درز پیدا کرده ودیگر اینکه ملاحظات زیست محیطی انجام نشده یا در دل وظائف پیمانکار گنجانده میشود به نحوی که پیمانکار هم کار ساخت سد را انجام میدهدو هم ملاحظات زیست محیطی را میبیند.که البته بعید است ببیند.اما در ساخت سد بزرگ برزیل 40 مورد ایتم برای پیمانکار گنجانده شده تا بدانها عمل نماید.بد نیست بدانیم یکی از مهمترین اثرات سو’ سد سازی قطع ارتباط زیستگاه موجوداتی است که در این مسیر در جهت بقای نسل وزاد آوری در تردد هستند.بحث گرمایش زمین وتخریب جنگلها در آمازون بحث های دیگری است که از سوی فعالان محیط زیست مورد بحث میباشد تا این سد ساخته نشود.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; ٢٧ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ The Belo Monte Dam

Brazil's government has granted an environmental licence for the construction of a controversial hydro-electric dam in the Amazon rainforest.

Environmental groups say the Belo Monte dam will cause devastation in a large area of the rainforest and threaten the survival of indigenous groups.

However, the government says whoever is awarded the project will have to pay $800m to protect the environment.

The initial approval was a key step before investors could submit bids.

The Belo Monte Dam is a proposed hydroelectric dam complex on the Xingu River in the state of Pará, Brazil. The planned installed capacity of the dam complex would be 11,233 Megawatts (MW), which would make it the second-largest hydroelectric dam complex in Brazil, and the world's third-largest in installed capacity, behind Three Gorges Dam (China) and Itaipu Dam (Brazil-Paraguay). Electricity from the dams would presumably power the extraction and refinery of large mineral deposits in Pará, such as bauxite, the raw material for aluminum. However, there is some opposition to the dams' construction regarding their impacts to the region.

"would have bigger environmental impacts or would not have sufficient consistency to meet the anticipated growing demand for electricity in Brazil over the next few years."

آخرین خبرهای بد ماجرای سد بلو مونته را در پست آتی دنبال کنید

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; ٢٦ آذر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ تقاضای پنج فعال اجتماعی برای عفو محیط‌بان دنا


معصومه ابتکار، احمد مسجدجامعی، اسماعیل کهرم، فاطمه چهل‌امیرانی (همسر شهید باکری) و ژیلا بدیهیان (همسر شهید همت) در نامه‌ای خطاب به اسماعیل رضایی، پدر مرحوم مجتبی رضایی که در سال 87 توسط یک محیط‌بان در منطقه دنا کشته شد، از او درخواست کرده‌اند این محیط‌بان را عفو کند.

متن کامل نامه به این شرح است:
جناب آقای اسماعیل رضایی
پدر عزیز، معلم رزمنده و خستگی‌ناپذیر
ضمن تسلیت ضایعه غم‌انگیز درگذشت فرزند برومندتان، نامه شما به مقام معظم رهبری را خواندیم و سخت متاثر شدیم؛ از رنجی که کشیده‌اید، از داغی که بر دل دارید و کیست که نداند داغ پسر رعنا و رشیدی چون مرحوم مجتبی رضایی چه ضایعه دردناکی است بر پیکر یک خانواده که گاه زمین و زمان هم تاب تحمل اشک‌های مادرش را ندارد.
سخت است عمری را به مبارزه با دشمن بعثی بگذرانی و بعد از آن با کوله باری از زخم‌ها و خاطره‌ها به کلاس‌های درس بازگردی تا جوانانی برای فردای این ملک تربیت کنی.
خوب می‌فهمیم چه رشادت‌ها کرده‌ای و خدا را گواه می‌گیریم وقتی نامه شما را خواندیم، گویی آن مصایب را تجربه کردیم. شاید به همین دلیل به خود جسارت نگارش این نامه را دادیم.
آقای رضایی، پدر عزیز
در نامه خود به آیت‌الله خامنه‌ای اشاراتی در مورد سنت‌های رایج در بویراحمد داشته‌اید که به تمامی در مقابل آنها ایستاده‌اید. ما همین جا از شما سپاسگزاریم که به جای نابودی خانواده، بستگان و خویشان مقتول، برای اولین بار در تاریخ آن قوم حتی یک برگ کاغذ نیز از خانواده قاتل به آتش کشیده نشد. قدردان شماییم که بزرگوارانه توصیه کردید به پدر یا برادران قاتل نباید بی‌احترامی شود. شایسته بود اقدام شما که خانواده‌ای فرهنگی هستید و همه چیز را به قوه‌قضاییه سپردید.
شما مقام معلمی را در اینجا تکمیل کردید که توانستید مقابل این رسوم نادرست بایستید و جوانان رشید قوم را، به خویشتن‌داری و پذیرش قانون واداشته‌اید؛ کاری که تنها از یک انسان فرهنگی و مقید به قانون و شرع برمی‌آمد و بس.
جناب رضایی
تقاضایی می‌کنیم که یقین داریم در صورت اجابت، نام شما نه تنها در بلندای تاریخ قوم بلکه در تاریخ کشور ثبت خواهد شد. شما امروز در مقام یک رزمنده، یک معلم، یک پدر و یک مسلمان شیعه می‌توانید، با گذشت از خون این شکاربان ناآگاه، به مناسبت در پیش بودن اعیاد مبارک قربان و غدیر به فرزندان ایران درس صلح، دوستی و عفو دهید.
آقای رضایی
ما آنچه که می‌گوییم نه برای حمایت از قاتل فرزند شماست، بلکه برای آن است که در مقطع کنونی احساس می‌شود کشورمان بیش از هرچیز نیازمند گذشت، همدلی و سرمشقی از یک معلم فداکار در کتاب‌های درسی و تاریخ آینده دارد.
اکنون اختیار قصاص یا عفو تمامی بر عهده شماست و ما از خداوند مسئلت داریم شما را در این تصمیم یاری و سرافرازی شما را روز افزون فرماید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ٩ آبان ۱۳٩٠
تگ ها: محیط زیست
comment نظرات () لینک


+ در جهان همچنان رتبه نخست هستیم

در مطلبی که دوست خوبم بهروز حسنی اینجا گذاشته به تصویری اشاره داشته که رد پای انسان را در کره زمین و آثار فعالیت های انسانی، شهرها، جاده ها، خطوط انتقال انرژی، پروازها و غیره را به تصویر کشانده است.


در آخرین پست بهروز هم این گراف جالب است که بر اساس گزارش اکونومیست، شرکت ملی نفت ایران به عنوان یک شرکت، بیشترین میزان مالکیت ذخایر نفت و گاز را در جهان را دارد.

دست آخر اینکه بر بنیاد گزارشی از UNEP ، ایران در کمپین بیلیونی کاشت درخت، رده آخر را دارد.نگاه کنید:(بیلیون= هزار میلیون =میلیارد)


اگر قرار باشد برای این سه موضوع یک رابطه پیدا کرده ویکی دو خط در باب آن بنویسیم این میشود:
برخی کشورها با وجود منابع سرشار نفتی و ثروت ، رد پائی قوی در دخالتهای انسانی بر زیست کره خود داشته بی آنکه اندکی از این ثروت را برای کشت درختی هزینه نمایند.

  خبرگزاری مهر

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۸ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ زندگی با طعم نیستی

بدنبال آبیاری سبزیجات جنوب تهران با فاضلاب انسانی بد نیست با برخی مشکلات و معضلاتی که این روزها مردمان سخت کوش این سرزمین بخصوص پایتخت نشینان با آن دست به گریبانندآشنا شوید.و مقایسه کنید علت مرگ ومیر انسانها در حال حاضر و مقایسه آن نه با 100 سال بلکه با 50 سال قبل!


آبیاری 8000 هکتار از اراضی جنوب شهر تهران جهت کشت سبزیجات با فاضلاب انسانی و فاضلابهای شهری تصفیه نشده ؛ مرگ بیش از 3500 نفر در تهران در سال بر اثر آلودگی هوا و 30 تا 60 نوع مرگ از هر میلیون نفر در ایران بر اثر آلودگی هوا ؛

تشعشعات فرا بنفش در تهران به مدت 5 ماه ازسال که موجب سزطان پوست وعوارض قرنیه میگردد؛ تولید روزانه 8000 تن پسماند صنعتی خطرناک در کشور با سهم 450 تن درتهران که این اعداد جدای از پسماندهای خانگی بوده که سهم تهران 60 تن وکشور 480 تن در روز میباشد ؛ تولید 120 تن پسماند بیمارستانی در کشورکه 17 تن آن در تهران تولید میگردد و عدم دسترسی نیمی از جمعیت به آب آشامیدنی سالم و نبود سیستم های تصفیه فاضلاب شهری وصنعتی ، تولیدات کشاورزی با سموم و کودهای شیمیائی بخصوص محصولات گلخانه ای، عوارض پارازیت های ماهواره ای وامواج تلفن همراه،اثبات وجود نیترات در آب شرب تهران، وجود بنزن وترکیبات سرب در بنزین،آزبست ودیگر مشکلات ومعضلات  شناخته شده وناشناس؛  موجب میگردد سالانه 80 هزار مورد مرگ و میر در ایران به علت عوامل محیطی رخ دهد. 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ; ٢۸ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مجلس در جنگ با لاس وگاس

طرح ساخت جزیره مصنوعی لاس وگاس در ترکمنستان پس از طرح در روزنامه خراسان وپس از آن در محیط  مجازی و بازدید های درخور توجه، موجب بازخوردی شایسته از سوی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد تا با جمع آوری طومار از بین نمایندگان مجلس، مخالفت خود را با این آسیب احتمالی در حوزه دریای خزر نشان داده ودر اجلاس بعدی سران کشورهای حاشیه دریای خزر در 20 مارس 2012 مراتب مخالفت واعتراض خود را در این خصوص به اعضای این نشست اعلام نمایند.

عواقب وعوارض سوء این ساخت وساز در بستر بزگترین دریاچه جهان بر بنیاد قوانین جاری جهانی ممنوع بوده و هیچ کشوری حق تعرض به آبهای مشترک این دریاچه را نخواهد داشت. بدیهی است مجلس بایستی تمهیداتی را بیندیشد تا هنگام انتخابات دور جدید و شروع بکار مجلس آتی،  خدشه ای به روند رسیدگی به موضوع وجمع آوری مستندات در این خصوص وارد نگردد.


این حرکت نمایندگان از جمله حرکت های پسندیده در حوزه سیاسی ،اجتماعی وزیست محیطی بوده که پشتیبانی همه فعالان این حوزه ها، بالاخص فعالان محیط زیست را بدنبال خواهد داشت.و بهتر آنکه این حرکتهای مردم پسند در طول ایام تصدی نمایندگان مشاهده میشد؛ بخصوص وقتی که خاک کشاورزی ، معدنی و لاشه سنگ سالهاست به آنسوی آبهای خلیج فارس بصورت رسمی وغیر رسمی صادر میگردد. تا موجبات ساخت مجموعه جزایر و توسعه کشاورزی در خاکهای قلیائی شیخ نشینان همسایه را فراهم نماید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ; ٢٥ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مردانگی هنوز در رگهای سمیرم جاریست

از اقدام تعدادی شبه شکارچی در سمیرم اصفهان زمان زیادی نگذشته است و هنوز داغ آن در دل خیلی از انسانها در ایران ودیگر نقاط جهان باقی مانده است.در همان ایام خیلی از مردم سمیره در شهر تجمع نمودند که موجب شد دادستان سمیرم به عنوان مدعی العموم به نمایندگی از آحاد مردم بر علیه این متخلفان شکایت نماید.

حضور همین مردم نشان داد که این تخلف آشکار که غیرت، مردانگی، گذشت، حس ترحم وعلاقمندی مردم به حیات وحش شهروندان مردم سمیرم و ونک را نشانه رفته است به نمایندگی از مردم نبوده وایشان نیز با این حرکت شنیع و غیر انسانی مخالف بوده وخواستار برخورد با متعرضین به حیوانات بی پناه میباشند. به نحوی که  شکارچیان بی رحم را از خود نمیدانستند و لازم بود به نحوی عملی این اقدام صورت پذیرد تا این ذهنیت پاک شده تا همگان آگاه باشند که حس انسانیت هنوز در دیار سمیرم زنده است.در این پست هومان عزیز به ماجرای یک خرس که از جفت خود جدا شده و داخل استخر آب در حوالی باغات سیب سمیرم افتاده اشاره نموده است.در این ماجرا غلام امیری و دوستانش پس از دو ساعت  تلاش موفق به نجات یک خرس میشوند که امیدی برای نجات نداشته است.این ماجرا بنوعی دیگر بازنویسی شد،  تا تکرار کنیم  همانگونه که حرکات ناموزون وغیر انسانی در حوزه محیط زیست پنهان نمیماند بلکه تلاشهای انسانی چنین مردان مردی نیز در کنار قلبهای رئوف این جماعت جای خواهد گرفت و بر همگان است تا دستهای پر مهر چنین افرادی را صمیمانه فشرده  تا بلکه خاطرات تلخ آن داستان بی عاطفگی در سایه  این بذل محبت ؛ به بوته فراموشی سپرده شود.
دست آخر ؛  این یکی از فرصت های طلائی برای سازمان حفاظت محیط زیست است تا در سایه اینگونه حرکات و اعطای نشانی درخور به چنین افرادی، به آموزشی همگانی و نهادینه در بین مردمان این دیاربرسد.قطعن این کار سریعترین و کم هزینه ترین حرکت در رسیدن به اهداف غائی محیط زیست درامر آموزش مردم در تعامل با حیات وحش و حفظ گونه های جانوری خواهد بود.

و نگاهی دیگر

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ ; ٢٤ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ زدی ضربتی؛ ضربتی نوش کن

چند صباحی است ماجرای قطع درختان نارون در حاشیه خیابانهای کرمان خبر ساز شده است.حتمن خبر دارید که یک هنرمند کرمانی برای نشان دادن اعتراض به این عمل شهرداری در قطع درختان اقدام به یک عمل نمادین نموده وآن هم این بود که پس از کسب مجوزاز مبادی ذیربط اقدام به چیدن تنه های درختان بریده شده در خیابان بحر العلوم نموده است.





...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ ; ٢۱ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ خط قرمزی که دیگر قرمز نیست


چندی پیش یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد قصد انتخاب موضوع پایان نامه با موضوع پارک ملی و صنعت توریسم داشت که در توضیح برخی تعاریف  به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست اشاره و شرح داده شد که مناطق 4 گانه محیط زیست شامل : پناهگاه حیات وحش ، مناطق حفاظت شده ، آثار طبیعی ملی و پارک ملی بوده  که این مناطق منجمله پارک ملی به استناد ماده 16 (کلیه عرصه و اعیان املاک متعلق به دولت واقع در محدوده مناطق مذکور در بند (‌الف) ماده ۳ همچنین کلیه تالابهای متعلق به دولت دراختیار سازمان قرار خواهد داشت و سازمان در بهره‌برداری از تالابها (‌به استثناء مرداب بندر انزلی) و املاک مذکور قائم‌مقام قانونی مؤسسات یاسازمانهای مربوط می‌باشد ولی حق واگذاری عین آنها را ندارد.)قابلیت واگذاری را به غیر ندارد.خبری که پس از این اتفاق افتاد این معادله را بهم ریخت و من به عنوان راوی قانون خودم از این تعرض به خط قرمز مناطق محیط زیست در عجب ماندم.خبر این بود که " ۸۷۰ هکتار از زمین‌های پارک ملی  “کلاه قاضی” برای توسعه شهر جدید بهارستان واگذار شد.

بدنبال این خبر از مهندس محمدی زاده نقل شد که "بمو یک پارک ملی است و براساس قانون هیچ نهادی اجازه واگذاری زمین های آن را ندارد"
 در این پارادوکس نامتجانس سخت متعجب گردیدم. چرا که سازمانی که تنها کمتر از 2 میلیون هکتار پارک ملی دارد و هر روز این سازمان علیرغم کاهش اعتبارات و کمبود نیروهای حفاظتی آموزش دیده در حال توسعه مناطق 4 گانه خود بوده و حتی بدنبال این است تا جنگلهای شمال را نیز از سازمان جنگلها و مراتع منفک نموده وبه محدوده های تحت کنترل خود درآورد، چگونه قادر نیست مناطق موجود خود را که واگذاری آنها بر بنیاد قانون امری شدنی نیست را به ثمن بخس  جهت شهر سازی واگذار نماید.
ولی این خبر آخر که سرمایه گذاران درجنگل ابر وجنگل سی سنگان قصد ساخت مناطق گردشگری را دارند نشان داد؛ خطوط قرمز نه تنها برای سازمان محیط زیست بلکه برای سازمان جنگلها ومراتع نیز ثابت نبوده وبرخی مواقع بنا به مصلحت که خارج از حیطه فهم ما میباشد این خط تغییر کرده و گاهی به نارنجی تیره یا پرتقالی متمایل میگردد.


یک بزرگ هنری گفته: آخر هر چیزی خوبه،اما اگر خوب نشد ، معلوم میشه که هنوز آخرش نشده !!؟؟

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; ٢٠ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ جزیره "لاس وگاس" ترکمنستان تهدیدی برای خزر

کشور ترکمنستان قصد دارد یک جزیره مصنوعی بسیار بزرگ در نزدیکی مرزهای آبی ایران در دریای خزراحداث کند. این طرح شامل حدود 10 تا 15 منطقه تفریحی و هتل، فرودگاه، بزرگراه، نیروگاه برق، توربین گازی، امکانات شیرین سازی آب، تصفیه خانه و نیز سیستم آب رسانی همچنین احداث پارک های آبی، باشگاه های ورزشی و قایق سواری، رستوران ها، مکان هایی برای چادر زدن، پارک های تفریحی و مراکز خرید خواهد بود. کارشناسان با هشدار در مورد ساخت این جزیره مصنوعی در جنوب شرقی دریای خزر آن را تهدیدی جدی برای یکی از مهم ترین زیستگاه های ماهیان خاویاری و فک خزری دانسته و معتقدند سازه های این جزیره ممکن است کل سیستم اکولوژیکی دریای خزر را بر هم بزند. از طرف دیگر به گفته برخی کارشناسان مرزهای سرزمینی کشورها بر اساس آخرین خشکی های متعلق به کشور در دریا حساب می شود .

در این بین هرچند به گفته کارشناسان هنوز تفاهم نامه جلوگیری از تخریب و آلودگی سواحل تصویب نشده که بتوان به صورت قانونی از این اقدام جلوگیری کرد ولی اگر این بار نیز با این قضیه برخورد جدی و به موقع نشود و تبعات این اقدام به طور جدی در جلسات 5 کشور حاشیه دریای مازندران مورد بررسی قرار نگیرد چه بسا دیگر کشورهای حاشیه دریای مازندران نیز به فکر رقابت با ترکمنستان بیفتند که در این صورت باید منتظر نابودی کامل اکوسیستم خزر بود.

بیشتر بدانید

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ ; ٢٠ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ روزهای بد محیط زیست

ماجرای کشتن وکشته شدن در بین محیط بانها داستان جدیدی در سی و چند سال پس از انقلاب نبوده ونیست .مشکل هم صرفن به مهندس محمدی زاده یا هر یک از مدیران این سازمان ختم نمیشود.صنفی نگری در دایره قوانین زیست محیطی و تعصبات قومی وقبیله ای در سازمان حفاظت محیط زیست داستان جدیدی نیست تا به گردن آخرین مدیر این تشکیلات انداخت. اگر پس از اولین حمله به محیط بانها ماجرای کسر قانون و شانه خالی کردن این سازمان از وظائف محوله رو میشد و کارشناسان حقوقی سازمان با وجود واقعیت های موجود که همانا کاهش نیروهای رسمی بدلیل بازنشستگی و جذب اندک نیروهای جدید فکری به حال این ماجرا میکردند شاید امروز اینقدر نگرانی جهت تبرئه یک محیط بان وجود نداشت.نباید فراموش کرد این ماجرا؛ از یک سو محیط بان وخانواده او را تحت تاثیر قرار میدهد واز سوی دیگر برخانواده داغدار مقتولین یا همان شکارچیان اثر میگذارد و دست آخر بر احساسات مردم اثر خواهد داشت.اگر سازمان حفاظت محیط زیست با نگاهی عمیق مسائل ومشکلات نیروهای خود را تجزیه وتحلیل میکرد ونقاط ضعف وقوت قانون را دربرخورد با چنین مسائلی روشن میساخت؛ شاید اکنون چنین انرژی از سازمان و حامیان مردم نهاد گرفته نمیشد.و خانواده های بیشماری رنج قربت دائمی عزیزانشان را تحمل نمیکردند.

امید که با گذشت خانواده مقتول این پرونده به خوبی به اتمام برسد .چرا که در یک نزاع یا درگیری ناخواسته که منجر به قتل یکی از طرفین میشود بخشش شیرین ترین متاع برای خانواده ای است که خود قربانی این نابخردی در دایره بد فهمی قانون گردیده و این گذشت نه تنها موجب فروپاشی  یک خانواده نشده ، بلکه حس انسان دوستی و درس گذشت را برای دیگرمردمان این دیار که از شاخصه های انسانی فاصله گرفته اند زنده خواهد نمود .
باشد تا این گذشت پایانی بر این داستان غم انگیز وموجبات بازگشت این جوان به دامان محیط زیست وخانواده شده و شادی دل مردم، تسلی خاطر روح آن سفر کرده شود.آنچه در پایان این داستان غم انگیز میماند یک شروع تازه برای سازمانی است که بایستی بدون فوت وقت در صدد اجرای برنامه های آموزشی بین محیط بانها شده و مشکلات جذب نیرو و موانع قانونی در خصوص تسهیل در بکارگیری و برخورد با متخلفین را به نحوی شایسته و بدون نگرش صنفی انجام وحل وفصل نماید تا منبعد شاهد رخداد چنین وقایع دردناکی نباشیم.چرا که درطول سالها ی قبل بایستی این تسهیلات قانونی انجام میشد تا شاهد این حجم تلفات در حیطه دفاع از حیات وحش وطن نباشیم و یک دور باطل را کراراً تکرار نکنیم. در صورت اجرای این موارد ودیگر مواردی که سابقه آن نزد محیط بانهای باسابقه و کارشناسان مجرب سازمان محیط زیست میباشد، شرایط را برای راهبرد بهتر اهداف عالیه محیط زیست فراهم خواهیم نمود.

زندگی، فهم نفهمیدن هاست
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۸ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ خبر خوشی برای شکارچیان

به بهانه تایید حکم قصاص اسد تقی زاده محیط بان "دنا" :

قطعن خبر دارید که طی سالهای گذشته درجنگ بین شکارچیان ومحیط بانها پیروز میدان شکارچیان بوده اند.چرا که شمار کشته شدگان شکارچیان به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد.اما تعداد محیط بانهای کشته شده به 110 نفر رسیده و مجروحان ونقص عضو وجانبازان را هم اگر اضافه کنیم به بالای 200 نفر میرسد.چندی پیش با یکی از محیط بانها که هم رزمش را از دست داده بود صحبت میکردم .کاملن قافیه را باخته بود میگفت اگربرای پر کردن شکم زن وبچه به کارم ادامه دهم و اگر مجبور به دست گرفتن اسلحه باشم و یک شکارچی ببینم رو برگردانده و بر خلاف مسیر شکارچی پا به فرار خواهم گذاشت.
از چند منظر مشکلات پیش روی محیط بانها قابل بحث است :
1- یا محیط بان اجازه حمل اسلحه را دارد یا ندارد.اگر اجازه داشته باشد یا اجازه شلیک را دارد یا ندارد.اگر اجازه شلیک داشته باشد یا قانون از او حمایت میکند یا نمیکند.اگر قانون از او حمایت نکند به این نتیجه خواهیم رسید که به جای اسلحه یک دسته بیل یا چماق بدست این جماعت بی پشتوانه بایستی داد چرا که او بر بنیاد قوانین موجود و روح حاکم بر قوانین، محکوم به نیستی است .چه بکشد و چه کشته شود.
2- نبود شناخت از محیط زیست و منابع طبیعی توسط  برخی رجال ونیز نمایندگان مردم بر کسی پوشیده نیست ؛پس عجیب نخواهد بود که ببینیم قضات نیز با محیط زیست بیگانه باشند . همین عدم شناخت بین قضات نیز امری بدیهی بوده به نحوی که میبینیم هیچ تضمینی برای تبرئه چنین محیط بانهائی در دستگاه قضا وجود ندارد.
3- آیا قوه قضائیه در برخورد با قاتلین محیط بانها موفق بوده تا آنها را شناسائی و محاکمه نماید؟.آیا عجیب نیست که از 110 محیط بان شهید، قاتل بیش از 85 مورد آنها هنوزدستگیر وبه سزای عمل خود نرسیده اند؟آیا قوه قضاییه از خود سوال کرده که برخورد با ضابط قانون در اولویت است یا قاتل ضابط قانون؟ فراموش نکنیم برای بازماندگان محیط بانها تنها نام شهید مانده و هزار مشکل تو در توی  مالی و گرفتاریهای معیشتی
4- قوانین موجود محیط زیست در حمایت از ضابطین خود اگر لازم وکافی بود نبایستی شاهد بروز چنین وقایع تلخی میشدیم.چرا که حکم یک محیط بان به عنوان ضابط قوه قضائیه همانند یک پلیس بوده واگر ضمانتی برای یک پلیس در برخورد با بزه کار ومتخلف وجود داشته باشد با همان شرایط نیز برای یک محیط بان وجود خواهد داشت.پس محیط زیست همانگونه که برای برخورد با شکارچیان بی رحم قوانین شایسته ای ندارد برای دفاع از نیروهای محیط بان خود نیز این کمبود قانون به کرات رویت میشود.
5- این صحبت دلسرد نمودن محیط بانها نبوده ونیست ولی ناگفته پیداست که اگر حکم قصاص محیط بانی اجرا شود بی هیچ شکی حفاظت از گونه های حیات وحش را فدای بی درایتی قضات یا مکفی نبودن قانون یا بی کفایتی مدیران محیط زیست بدلیل عدم توجیه قضات یا عدم تصویب قانون نموده ایم.    
6- فردا روزی اگر یک شکارچی بجای شکم یک خرس ، شکم یک محیط بان را درید جای تعجب نخواهد بود چرا که رسماً قبول کرده وقبولانده ایم که اگر یک محیط بان در اجرای قانونی که به او محول شده ممارست بخرج دهد در محاکم قضائی به اعدام محکوم خواهد شد.و این یعنی بی پروا نمودن بیشتر شکارچیان متخلف
7- در کشتار خرسها در لرستان وسمیرم و شکار دسته جمعی کل وبزها در سمنان و خیلی نقاط دیگر شکارچی اینقدر اطمینان داشت که تعداد محیط بانها آنقدر کم است که فرصت هست شکمی را بدرند وعکس یادگاری بیندازند یا لازم نیست با عجله شکار خود را زده و به سرعت به صندوق ماشین انداخته واز محل بگریزند.اما اگر به نادرستی محیط بانی را به پای چوبه دار ببریم رسماً به همه شکارچیان مجوز خواهیم داد تا این چند حیات وحش  باقی مانده را نیز بی هیچ نگرانی از صفحه روزگار حذف نمایند.چرا که دیگر موضوع کمبود محیط بان دغدغه مردم علاقمند به محیط زیست نخواهد بود؛ بلکه نگرانی این خواهد بود که هیچ محیط بانی حاضر نخواهد بود دست به اسلحه ببرد وبا علم به اینکه اگر در محل باقی بماند به تیر غیب شکارچی خواهد مرد پس ناچار به محل محیط بانی خود بازخواهد گشت.
محیط بان عزیز:
فراموش کن در شهری زندگی میکنی که مردمانش پس از بوسیدن تو؛ طناب دار تو را میبافند؛ مردمی که صادقانه دروغ میگویندو خالصانه به همنوع خود خیانت میکنند.فراموش کن در این شهر برای این مردم خدمت کرده ای.

خبرهای مرتبط:

http://mohammaddarvish.com/desert/archives/1021

http://khabarfarsi.com/ext/1260459

http://khabarfarsi.com/ext/1263930

 اعتماد

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱٦ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ چند گام تا صعود

چهارماًً: خبر کشتار مظلومانه خرس ها هنوز خیلی کهنه نشده وانتظار میرفت با آن شور وحال روزهای اول شاهد شرکت بیش از پیش هموطنان در محکوم نمودن این عمل قبیح باشیم.که شوربختانه این مهم، آنچنان که توقع داشتیم به سرانجام نرسید چرا که طی یک هفته تنها جدود 50 نفر اقدام به امضای طومار نموده که این موضوع با بازخوردهای جدی همگان در روزهای اولیه در تناقض است.که خود در جائی دیگر قابل بحث میباشد.اما هنوز هم دیر نیست .چرا که ابتدای هفته آینده نسخه چاپی این درخواست به حضور جناب مهندس محمدی زاده و دادستان محترم سمیرم ارسال خواهد شد.پس تعجیل نمایید.

سوماًً : چندی پیش جوابیه ای در پاسخ به سخنان نایب رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس در خصوص اینکه چرا دستگاههای حاکمیتی بجای رسیدن به وظایف خود به پر و پای یک مشت دامدارمیپیچند نوشته شد که علیرغم تاکید، در سبز پرس و نیز ایرنا منعکس نشد.موضوع از این منظر مهم بود که انتظار میرفت در بحث مسائل زیست محیطی ،حداقل اعضای فراکسیون محیط زیست بایستی در اینگونه مباحث سرآمد بوده و الگوئی برای دیگر افراد باشند نه اینکه خود قوانین مصوب خود را به چالش بکشانند.در هر صورت به دلیل مشغله و عدم سماجت ، این مبحث ابتر ماند و تا آنجا که خبر دارم  درهیچیک از این پایگاههای رسانه ای منعکس نشد که اگرعمری بود در آینده در همین محل بدان خواهم پرداخت.
دوماً:هفته دفاع مقدس تمام خواهد شد قبل از اینکه فرصت کنم مطلبی در خصوص فردی بنویسم که بر خلاف همه آنها که در جنگ به سرنوشتی  خاص دچار شدند به سرنوشتی متفاوت دچار شد.سرنوشتی که از دید همه رسانه ها و خاطرات جنگ مخفی مانده است .اگر دیر نباشد پس ازمختومه شدن این هفته بدان خواهم پرداخت .
اولاً: من تا پایان هفته بروز نخواهم بود چون میخواهم به بام دماوند صعود کنم . در این سفر در رکاب کاوه کاشفی و دیگر دوستان سازمانی خواهم بود.اما توقع دارم همانند محمد درویش حمایتی در خور از این طومار در برخورد با آن کشتار بی رحمانه نمایید.  

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; ٤ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ حمایت از ضجه های خرسهای بی پناه

دیروز در این پست وعده داده شد تا طوماری به حمایت از قتل عام خرسهای سمیرم  گذاشته شود .دست همه کسانی را که دلشان با دل همه مظلومین حتی موجودات بی پناه گره خورده سخت میفشارم .اگر موفق به باز کردن سایت نشدید یک نظر خصوصی ارسال نمایید تا این کار را  انجام دهم.

اگر فیلم این جنایت هولناک را هنوز ندیده اید اینجا دنبال کنید.اگر روح حساسی دارید توصیه میشود نگاه نکنید.

متن طومار:

جناب آقای مهندس محمدی زاده
ریِیس محترم سازمان حفاظت محیط زیست
با سلام  و احترام ؛                                                                       
همانگونه که آگاهید خبر کشتار بی رحمانه و ناجوانمردانه افرادی تحت عنوان شکارچی  که منجر به کشته شدن ماده خرس  و پاره کردن شکم دو توله او در ارتفاعات سمیرم اصفهان شد،  موجی از ناراحتی را بین فعالان ودوستداران محیط زیست  وحتی عموم مردم  بوجود آورده است.
 این حرکت به نوعی روح و روان شهروندان ایرانی  را سخت آزرده ودر عصری که توقع داریم شاخص های رو به رشدی به سمت حفظ تنوع زیستی جانوری داشته باشیم ، بروز چنین وقایع دردناکی که در تاریخ شکار و قتل حیوانات نادر است،  بسیار دردناک و شرم آور می نماید. از این رو،  از آن مقام محترم تقاضا دارد موضوع به نحوی پیگیری شده تا با متنبه نمودن خاطیان،  شرایط تکرار آن از بین رفته و حکم صادره  نه تنها موجبات عبرت دیگر متخلفین شده بلکه تسکین درد مردمی که از این ماجرا خشمگین شده اند گردد. بدیهی است مجازاتها وجرایم مالی نه تنها این شرایط را فراهم نمی کند،  بلکه پس از مدتی امکان تکرار تخلف مجدد فراهم خواهد شد.
ما امضا کنندگان ذیل نامه تقاضای رسیدگی عاجل و خارج از نوبت به تخلف افراد دخیل در این موضوع را در مراجع قضائی داشته تا موجبات اجتناب از تکرار چنین فجایعی شده ،تا در فرصتی مناسب قوانین نیز اصلاح و در جهت برخورد با متخلفین تقویت گردد.

رونوشت: دادستان محترم سمیرم جهت استحضار وپیگیری به عنوان مدعی العموم

برای امضای طومار اینجا کلیک کنید

 

حمایت های دوستان وهمراهان:

دیده بان حقوق حیوانات

دوستداران حیوانات ومحیط زیست

چشم های همیشه بیدار زمین

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ ; ٢٧ شهریور ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ چند قدم تا توحش

قدم اول :
امروز وقتی ماجرای خرس ماده و دو توله اش را برای همکاران دفترم تعریف کردم خیلی از آنها طالب دیدن فیلم شدند که پس از پخش شدن فیلم، برخی نتوانستند تا آخر فیلم منتظر پایان آن بوده وهیچکدام حاضر به دیدن مجدد فیلم نشدند و هر یک با دشنامی ، قاتلان این فاجعه را از جمله بی احساس ترین، بی اصالت ترین ، کثیف ترین ، بی عاطفه ترین و بی خانواده ترین افراد جامعه خطاب قرار دادند.
سالها قبل در جریان یک کشتار انسانی در همدان یک فرد با سابقه قصابی، کارمند یک بانک وزن وفرزندش را سلاخی نمود .کاری که تنها از موجودات (ونه انسانهای) خاص چاقو بدست ولات غیر موجه سر میزند.یا نیروهای ارتش سرخ روسیه که فجیع ترین کارهای غیر بشری را انجام میدادند.پس شکی نیست این قاتلان همه خصلت های بد را به یکجا در خود داشته که چنین بی رحمانه مادری را کشته و فرزندانش را زنده زنده شکم پاره میکنند.
قدم دوم:
در پست قبل هم اشاره شد که برخی مواقع قوانین موجود محیط زیست و جرایم موجود با نوع جرم صورت پذیرفته همخوانی ندارد.با توجه به مبلغ جریمه سه خرس که حدود دو میلیون تومان میشود.تنها یک احساس جریجه دارشده برای مردمی خواهد ماند که نمیتوانند نسبت به چنین وقایعی بی تفاوت بوده وخود را علیرغم نزدیکی با زادگان متخلفین فارغ از این ماجرا بدانند.و دلشاد که علیرغم خبرهای قبلی هیچیک از آنها و با قرار وثیقه آزاد نشده اند.وهمچنان امیدواریم با توجه به سابقه متخلفین به شرارت وشکار و فرار ، حکمی درخور برای این افراد بدون فوت وقت و خارج از نوبت انجام گردد.و خوشحال که نه تنها محیط زیست بلکه دادستان سمیرم نیز بعنوان مدعی العموم از متخلیف شکایت خواهند کرد و امیدوارباشیم قوانین به شکلی شایسته با توجه به شرایط موجود که بحرانی تر از قبل شده اصلاح شده و آموزش مسائل زیست محیطی همانند آموزشهای رزمی در کتاب مدارس گنجانده شود.
قدم سوم:
محیط زیست باید قبل از وقوع چنین حرکت هائی از بروز آنها اجتناب نماید چرا که روزی خواهد رسید که همانند ببر مازندران وشیر ایرانی وخیلی از گونه های از دست رفته بایستی خرس و پلنگ وآهو  و...را در کتابهای تاریخ جستجو کنیم.
سازمان محیط زیست چند سالی است  اصرار به توسعه مناطق تحت مدیریت خود داشته که در خیلی مناطق این محدوده های چهار گانه فزونی یافته و تحویل آن از منابع طبیعی به محیط زیست نیز صورت پذیرفته است.و بهتر آنکه با توجه به کمبود نیروهای گارد وحفاظتی در سازمان محیط زیست فکری اساسی جهت جبران نیروهای بازنشسته برای مناطق قبلی و نیز مناطق تحت مدیریت جدید اتخاذ گردد.که اگر چنین نشود منبعد تکرار این فجایع به انحای مختلف صورت خواهد پذیرفت.

اگر مایل به تنظیم طومار جهت ارسال به رئیس سازمان محیط زیست هستید در ذیل همین پست کامنت بگذارید.

تا ساعاتی دیگر لینک طومار در پستی جدید جهت امضا در این وبلاگ قرار داده خواهد شد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٥:٤٢ ‎ب.ظ ; ٢٦ شهریور ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ به کدامین گناه کشته شدند؟


پس از چند روزی فراغت از کارهای روزمره و سپری کردن تعطیلات به منزل برمیگردی تا به کارهای عقب افتاده رسیدگی کنی وآماده برای شروعی دیگرشوی.سر زدن به فضای مجازی هم یکی از کارهائی است که انجام میدهی .در بین سایت ها نگاهت به یک فیلم در خصوص قتل عام خرس وتوله خرسها توسط افرادی میافتد که در سمیرم واقع در جنوب استان اصفهان اتفاق افتاده است.افرادی که نام آنها را شکارچی مینهند اما تو خیلی به این موضوع اعتقاد نداری، چرا که هیچ شکارچی چنین بی رحمانه مادری را نمیکشد وفرزندانش را نیز که دنبال مامنی امن در آغوش مادر هستند شکم پاره نمیکند.شوربختانه اینکه بشنوی یکی از آنها معلم پرورشی هم باشد. کسی که به دانش آموزان می آموزد میازار موری که دانه کش است که جان دارد وجان شیرین خوش است. معلمی که نمیداند قطب کجاست و خرس قطبی چه رنگیست واینجا روی کوه چه میکند.


جای بحثی نیست که از منظر همه کسانی که نام آنها انسان است  چنین حرکت دهشتناکی آنقدر دردناک است که دیدن آن تو را به یاد وحشتناکترین قتل عامهای انسانی در تاریخ می اندازد.و دردناکتر اینکه متولی حفاظت از گونه های رو به انقراض جانوری در پایین ترین اهمیت در بین سازمانهای دولتی قرار دارد و روز به روز از تعداد نیروهای موثرش نیزکاسته میشود.
و اگر همانند ماجراهای عشقی و شنیع برخی آقایان یا بازیگر سینما این فیلمبرداری انجام نمیشد شاید هیچوقت پای محیط زیست هم به میان نمیآمد تا مجرمین را دستگیر نماید تا بلافاصله با وثیقه آزاد گردند.مشکلاتی که به نقص قانون و کاهش نیروهای حفاظتی برمیگردد.چرا که در خیلی مواقع جریمه تخلف شکار یک جاندار از سرعت غیر مجاز خودرو در جاده ها هم کمتر است. جریمه هائی که پول خرد جیب برخی آقایان است.و رقم جریمه کسر کوچکی از قیمت اسلحه او میشود.
از سوی دیگر نبود امنیت جانی برای محیط بانها در مقابله با متجاوزین زیاده خواه ،انگیزه های آنها را کاهش داده  ضمن اینکه همین تعداد نیروهای حفاظتی هم کفاف سطح عرصه های تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست را نمیدهد.چرا که به ازای هر یکصد هزار هکتار تنها یک نفر محیط بان وجود دارد.و اگر مشکلات سوخت واعتبار و حق ماموریت و وسیله نقلیه ودیگر عوامل دخیل را وارد معادله حفاظت از عرصه ها کنیم عملن این کسر به سیصد هزار هکتار خواهد رسید.و بعید نیست با توجه به شهادت تعدادی از این محیط بانها توسط ضاربین و نیز قصاص برخی بدلیل قتل عمد شکارچیان، منبعد شاهد رو برگرداندن وچشم پوشی محیط بانها از شکار و شکارچی باشیم.
و تو همچنان در این اندیشه هستی که با گذشت زمان ،  از شاخص های رو به جلو در حوزه محیط زیست دورتر میشویم و برخی افراد عامی، کارهائی را میکنند که در این برهه از زمان توقع بعیدی بنظر میرسد . اما وقتی شاهد بروز چنین صحنه های دردناکی هستیم ؛ تنها برخورد قهریه میماند که آنهم با چنین لشکر شکست خورده ای وکسر قوانین موجود ،امکان پذیر نخواهد بود.
این فیلم همه خستگی های رفته را به تنت بازگرداند.همین 

دیدن فیلم   

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ; ٢٥ شهریور ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ نگاهی نو به دریاچه ارومیه

این روزها ماجرای دریاچه ارومیه از مرزهای اجتماعی وبحث های زیست محیطی فراتر رفته وپا به عرصه صیاصت گذاشته است.پدر خدابیامرز من وقتی فورمن شرکت نفت در آبادان بود میگفت صیاصت پدر ومادر ندارد .او در پی یک جنگ لفظی که ناشی از نامه پراکنی به دکتر اقبال وزیر وقت نفت و در نهایت با فرح دیبا همسر محمد رضا شاه پهلوی بر سردفاع از حقوق پایمال شده  یک مشت کارگر بیچاره که در گرمای جنوب نه پنکه داشتند ونه کولر و تنها با یک بادبزن روزگار گرم خود را سپری میکردند وحقوق بخور ونمیری هم میگرفتند،  از کاربیکار شد .او بارها از ما خواست وارد بازی صیاصی نشویم.من ذاتن بچه حرف گوش کنی بوده وهستم .لذا با توجه به موج جدیدی که اخیرن در ارومیه وتبریز به بهانه دفاع از دریاچه رخ داده ، باید نکاتی را عنوان تا برائت خود را با این جریان جدید سونامی سافت مشخص کنم.


تا چندی پیش نمیدانستم سونامی نمک چیست اما بعد از این آشوبها که در ارومیه وتبریز راه افتاد فهمیدم این سونامی یک مدل جریان سافت است شبیه همان جریاناتی که چند سالی است در جامعه رخ میدهد.
ریشه همه این سونامی ها وجریانات آبی  دریاچه از جنس همان جریانات سافت وانحرافی است.لذا جا دارد در این محل دیدگاه خودم را به نحوی روشن به اطلاع دوستان عزیز برسانم.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱٥ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها: محیط زیست و طنز
comment نظرات () لینک


+ دریاچه ارومیه 800 سال بعد در چنین روزی

 کاوشگران و کارشناسان باستان شناسی فصل جدیدی از کاوش را در شوره زارهای ارومیه آغاز نموده اند. گفتنی است که سر گروه تیم کاوش هدف از انجام کاوش های جدید را تلاش برای اثبات یا رد مدعای برخی از دانشمندان، که اعتقاد دارند در دوره ایی از زندگی بشر این منطقه دریاچه بوده است بیان داشته و ادامه داده است که نظریه ها در این باره متفاوت است گروهی این مکان را دریاچه دانسته اند گروهی رودخانه و گروهی دیگر اعتقاد دارند که این مکان زباله دانی شهرداری آن زمان شهر بوده . در پی کاوشهای قبلی کارشناسان بقایای یک باند پلی را کشف کرده اند که حاوی لوحی ارزشمند بوده که به زبان پیشینیان بر روی آن حک شده است که : « مردم عزیز ارومیه امسال نوروز را با گذر از این پل سپری خواهند کرد » کارشناسان با آزمایشهای ایزوتوپی قدمت این کتیبه را به سال 1386 تخمین می زند و متاسفانه به جهت آسیبهای محیطی نام گوینده این سخن از بین رفته است. هنوز دانشمندان جهانی پاسخی برای یک بانده بودن این پل نیافته اند عده ایی اعتقاد بر آن دارند که این پل بر اثر گذر زمان تخریب شده و اکنون تنها یک باند، آن هم نیمه کاره به جا مانده و گروهی دیگر این موضوع را در ارتباط با سبک معماری آن زمانیان دانسته و تاسیسات جانبی را به منظور توسعه احتمالی پل می دانند .

    گفته می شود یکی از دلایل عمده رد فرضیه دریا بودن این منطقه در سالهای دور وجود همین پل است چرا که بسیاری از دانشمندان معتقد هستند که انسانهای آن دوره به خوبی واقف بودند که وجود چنین سازه ایی منجر به آلودگی های محیط زیستی فوق العاده ایی می شده است لذا تصور اینکه با وجود دریاچه بودن این منطقه در آن زمان دست به احداث چنین پلی زده اند، معقول به نظر نمی آید و یا حکایت از کمینه علم آن زمانیان از محیط زیست دارد که با نوشته های مستند همخوانی ندارد . برعکس یافتن مقادیر عظیمی بطری پلاستیکی که به گفته کارشناسان در گذشته از آنها برای حمل نوعی نوشیدنی گاز دار که آن زمانیان به آن نوشابه می گفتند و همین اواخر در کاوشهای جدید باستان شناسان در محله کوکاکولا در غرب تهران بقایای کارخانه آن را یافت کرده اند ، این نظریه را قوت می بخشد که در گذشته از این محل برای دفن زباله های پلاستیکی  استفاده می کردند.

     یافتن تعداد بسیار زیادی دمپایی ، لنگه کفش ، عینک شنا ، مایو و ... در اطراف این منطقه کاوشی نقاط  قوت نظریه دریاچه بودن این منطقه است ولی مخالفان این طرح ادعا دارند هیچ قوم و گروهی توانایی خشک کردن یک دریاچه با آن عظمتی که گفته میشود را در این مدت کوتاه ندارد. عدم یافتن فسیل موجود زنده در این منطقه گواهی دیگر بر مدعی مخالفان است و طرفداران این نظریه اعتقاد دارند که دلیل عدم یافتن فسیل موجودات زنده که آن را آرتمیا می نامند، نبود دریاچه نیست بلکه صید بیش از حد این موجودات است ، مردمان آن روزگاران به حدی در صید این موجود زنده افراط کرده اند که حتی جسد یک دانه از آنها نیز به منظور تبدیل شدن به فسیل باقی نمانده است لذا در این زمان فسیلی از آنها یافت نمی شود. برعکس یافتن تعداد بسیار زیادی فسیل خیار مدعی موافقان بر دریاچه بودن این منطقه است چرا که اعتقاد بر آن است که مردم آن روزگار برای فرار از سوزش چشم در هنگام برخورد با آب شور دریاچه از خیار بهره می جستند. مخالفان نظریه با اشاره بر اکتشاف بقایای برخی مکشوفات از قبیل پوست موز ، اشغال تخمه ، نون خشک، لنگه جوراب ، سی دی های خام و پر شده ، نخاله ساختمان، قاب عینک و کلاه حصیری ضمن رد مدعای موافقان ، پرتاب این اشیا را در این منطقه در صورت دریاچه بودن آن یک فاجعه می نامند و با استناد به نوشته های پیشینیان این افراد را مردمانی آشنا به محیط زیست معرفی می کنند.

     با توجه به آنچه که در بالا رفت امیدواریم تا با کاوشهای جدید در فصل پیش رو با یافتن مدارک و بقایای جدید مستنداتی را برای طرح یا رد مدعاهای رفته بدست آوریم و دانشمندان بتوانند کلید اسرار آمیز این منطقه را بیابند.

 با تشکر ازمهدیه پورشاد

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ; ۳٠ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها: طنز و کویر و محیط زیست
comment نظرات () لینک


+ همایشی بر محوریت اقلیم ولی با محتوای اقلیما

برای بزرگ دیدن کلیک کنید

چندی پیش خبر برگزاری" همایش ملی تغییر اقلیم وتاثیر آن بر کشاورزی ومحیط زیست" از طریق وبلاگی ( نه سایت) منتشر شد . به پیشنهاد دوست گرامی جناب بهروزخان یک فراخوان درون تشکیلاتی داده شد که نتیجه تشکیل گروهی مشتمل بر

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ٩ امرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ درسوگ دریاچه ارومیه- به یاد یاسر انصاری

صدای کوچ آب از بستر دریاچه ارومیه سالهاست گوش همه نامدیرانی را که با بی تدبیری ظلمی را بر این نگین زیبای ایران روا داشتند کر کرده است.
 سالهاست آرام آرام و بی صدا همانند شیب کم بستر دریاچه آب این دریاچه پسرفت میکند. سالهاست که دیگر همهمه مسافران در حاشیه دریاچه ارومیه و در مجاورت جاده های دسترسی شنیده نمی شود. آرتمیا تنها زیستمند این بستر حیات مرده است. آن وقت ها که خیلی ها ضجه می زدند ، ناله می کردند ، فریاد بر می آوردند که دستکاری در دریاچه بر بنیاد تفکرات کارشناسی نبوده و نبایستی سودهای آنی در طی طریق جاده ای را فدای جدایی دریاچه به دو نیمه کرد. کسی شاید فکر نمی کرد که این کار در آینده ای نزدیک دود این بی تدبیری را در چشم های خود آنها فرو خواهد کرد. این روزها عجب شیر درگیر سونامی نمک شده . فردا با خشک شدن کامل دریاچه همه آنها که لذت سفر کوتاه از ارومیه به تبریز را داشتند درگیر این گردباد و سونامی نمک خواهند شد. سالهاست این دریاچه مرده و ما بر یک مرده مرثیه می خوانیم. آب رفته به جوی و ماست ریخته به ظرف بر نخواهد گشت. از کشاورز گرسنه که شکم اهل وعیال او وابسته به نیم طناب زمین است چه انتظاری می رود تا در زمین خود چاه حفر نکند و یا پمپی را بر رودخانه سوار نکند. از کشاورزان متمول  و فئودال ها نیز در انباشت ثروت به هر بهایی نیز انتظاری نمی رود. از وزارتی که بند بند وجود او بر بنیاد ساخت سازه و سد بوده و از قبال او خیلی ها به نان و نوائی رسیدند نیز توقعی نیست. از آسمان چه انتظار بیهوده ای داریم که به زمین ما کرامتی عطا نماید و ما را از خشکسالی های پی در پی نجات دهد. در حالیکه خود از بذل کرم به همنوع خود، به موطن خود و به تنها داشته خود دریغ می ورزیم . از هیچکس و هیچ چیز انتظاری نمی رود تا بداد این دریاچه برسند چرا که سالهاست چوب حراج بر پیکر این دریاچه زده شده .نه همایش نه سمینار نه مدیریت کارآمد نه چند سال تر سالی و نه هیچ ترفندی به داد دریاچه ارومیه نخواهد رسید. این را گفتیم تا حداقل متولیان آذری، دیار آذربایجان نیک بدانند که خود آنها نیز حرمت این امامزاده را نگه نداشتند. زیباترین حرف ها ، شیرینترین بحث ها ، قوی ترین کارشناسان، زبده ترین مدیران حریفی برای سالها بد تدبیری نخواهد بود.تنها میتوان خاطرات این دریاچه را در اذهان نگاه داشت تا سینه به سینه به نسل های بعد منتقل گردد.فعلن همین

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ٤ امرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ باغ شهر را باد خواهد برد

بحث باغ شهر و شهرک‌های اقماری اولین بار توسط ابنز هاوارد ، شهرساز انگلیسی، حدود یک قرن پیش به نام گاردن سیتی یا باغ شهر همراه با طرح شهرک‌های اقماری مطرح شده است. در کشورهایی مثل انگلیس که فضای سبز بیشتری وجود دارد شاید اجرای آن برای شرایط زمانی ومکانی آنجا تجویز شده باشد تا در قالب آن بتوانند جمعیت انبوه مادر شهرها را به آنجا سرریز کنند و از این طریق کمکی باشد که جمعیت کلان شهرها و مادر شهرها تخلیه گردد. این طرح در لندن موفقیتی نداشت وتنها 4 درصد از مردم شهر از این امکانات استفاده نمودند .در ساخت باغ شهر بجای افزایش تراکم در ارتفاع به سمت افزایش ساخت در سطح خواهیم رفت.در اردیبهشت 87 معاون امور مسکن و ساختمان وزارت مسکن هدف اصلی وزارت مسکن از اجرای طرح باغ‌شهر را صرفا حفظ فضای سبز موجود در اطراف شهرها و توسعه آنها دانست.

باغ شهری که مد نظر ریاست محترم جمهور و وزرای مرتبط ایشان میباشد به نحوی در اذهان ایشان متبادر گردیده تا بتوان سرریز جمعیت تهران را به حاشیه تهران سوق داد .طرحی که گفته میشود نتایج مطالعات شورای عالی مسکن  بوده اما بنظر وبنا به دلائل فراوان اجرای این طرح  غلط بوده و شاید ضربات جبران ناپذیری به موجودیت منابع طبیعی ومحیط زیست کشور وارد آورد.
در شرایط خشک حاکم بر کشور وخشکسالی های متمادی وتکرار آن در بیشتر سالها این سوال ایجاد خواهد شد که در شهرهائی که آب خوردن به عنوان یک چالش مطرح میباشد چگونه میتوان شبکه خدمات شهری ، آبرسانی ،شبکه فاضلاب وخیلی خدمات دیگر را به اطراف شهر ها گسیل داشت.تا خوش نشینان باغ شهر از این امکانات بهره گیرند.
توسعه شهرک پردیس در ضلع شرقی تهران وشهرکهای جنوب تهران همچون اندیشه  و.... میتواند بخشی از مشکلات سر ریز جمعیت را حل نماید وآن هم مشروط بر این است که وجود این امکانات موجب نگردد تا افراد دیگر نقاط کشور به هوای وجود مسکن وامکانات کار و رفاه بیشتر به این نقاط هجوم آورند.حال ساخت ویلاهای خوش نشین در اطراف تهران بیش از پیش این تفکر را تشدید خواهد نمود.
همین تعداد ویلا در اطراف تهران در جاده چالوس وکردان وحسن آباد کرج وبومهن ورودهن آیا تاکنون موجب شده کسی اهل وعیال خود را در تمام سال به آنجا برده وبین این مناطق وتهران تردد نماید؟اگر جواب مثبت است که فبها ودر غیر اینصورت همین تعداد ویلاها را زیاد خواهیم نمود.تا شهر نشینان در ترافیک سنگین بین جاده ای در روزهای تعطیل سری به باغ خود زنند.
شهروندان فاقد مسکن به سختی قادر به پرداخت هزینه های خرید واحدهای مسکن مهر بوده وهستند پس چگونه توقع هست که شهروندان پولی جهت خرید این باغ شهرها داشته واین یعنی هجوم سرمایه دارها به خرید این باغها واشاعه سوداگری وزمین خواری وهزار مشکل دیگر.

جناب دکتر احمدی نژاد با این استدلال موضوع را توجیه نموده که با محاسبه کل اراضی ایران، حدود ۳۰ میلیون هکتار زمین برای احداث مسکن وجود دارد که اگر این میزان دو میلیون هکتار به خانوارها اختصاص یابد می توان به هر خانوار هزار متر زمین رایگان داد تا آنها یک واحد ۱۰۰ متری در سه طبقه احداث و بقیه زمین را به باغ تبدیل کنند.
این محاسبه نشان میدهد اگر تعداد خانوارهای ایرانی 20 میلیون در نظر گرفته شود، به هرخانوار هزار متر زمین خواهد رسید که جمعا میشود 20 میلیارد متر مربع یا همان 2 میلیون هکتار
البته بر بنیاد آمار موجود اراضی کشور یا مرتع است یا جنگل یا بیابان ویا اراضی کشاورزی است یا محدوده های شهر .اگر این 30 میلیون هکتار را بخواهیم از زارعین و زمینهای شهری ابتیاع کنیم که شدنی نیست ونیاز به پول زیاد جهت خرید وتغییر کاربری از زراعت به باغ و ویلا خواهد بود .جنگل هم که اطراف شهرهای بزرگ نداریم.فقط میماند مراتع.کل مراتع کشور 85 میلیون هکتار بوده که تمامن در اختیار دامداران قرار گرفته و نیمی از گوشت مصرفی کشور نیز از طریق تعلیف دامها بر روی همین مراتع میباشد.
البته بد نیست بدانیم که همین تعداد دام سبک (بز وگوسفند) نیز 3/2 برابر تعداد واقعی وظرفیت مراتع بوده که بار مضاعفی را بر مراتع وارد نموده وهر سال بدلیل افزایش جمعیت متکی به مراتع و به طبع آن شدت چرا وخشکسالی وکاهش علوفه ، فشار به مراتع فزونی یافته که نتیجه آن شده که دامها بجای علف خاک میخورند و وقتی پوششی بر روی زمین نباشد با کوچکترین باد یا سم دام گرد وغبار به هوا بلند شده وفرسایش صورت میگیرد.واین یعنی همان بلائی که در بی ‌آبی وسد سازی و خشکسالی در عراق وخیلی نقاط ایران رخ داده تا اکنون بعد از سالها بی تدبیری بدنبال راه حل باشیم.راه حلی که به این راحتی ها به سرانجام نخواهد رسید.


شاید اگر روی کاغذ این محاسبات ترسیم گردد منتج به نتیجه گردد اما نبود آب و حفر چاههای قانونی وغیر قانونی طی سه ده گذشته در کشور عملن سفره  های آب زیر زمینی را با مشکل جدی مواجه نموده ولذا امکان آبیاری این سطح از اراضی مد نظر دولت محترم جهت کشت درخت وساخت باغ  امری بعید وبدور از واقعیت  خواهد بود.
از سوی دیگر کسر این سطح از مراتع موجبات پخش شدن تعداد دام موجود در سطح کمتری از مراتع شده که خود نیز بر شدت این تخریب ومشکلات عنوان شده خواهد افزود.
در انتها با کمال احترام تقاضا مند است  اگر مسلمانید وپیرو راه علی (ع) که به این فرمایشات حضرت توجه نمایید:
عمر درباره ی سواد کوفه(زمینهای اطراف شهر کوفه) با اصحاب  مشورت کرد. بعضی از ایشان گفتند :آن  رادر میان ما بخش کن.  پس با علی مشورت کرد، وی گفت :اگر امروز آن را بخش کنی برای کسانی که  پس از ما باشند چیزی نخواهد بود،لیکن آن را به دست ایشان می سپاری تا در آن کار کنند و برای ما وآیندگان هر دو باشد.پس عمر گفت: خدایت بر این عقیده  توفیق دهد.( تاریخ یعقوبی)
واگر پیرو خط ولایتید به فرمایشات رهبر فرزانه که فصل الخطاب میباشد گوش فرا دهید:
" من از این طرح باغ شهرها جدا نگرانم. آقاى رئیس جمهور هم چند بار با من مطرح کردند، به ایشان هم گفتم. من نمی دانم چه پیش مى‌آید، سواستفاده‌چى‌ها چه کار خواهند کرد. با این دید نگاه کنید که راه را باز نکنید. یک عده‌اى سو استفاده‌چى‌اند هر جا که برای یک کار عام المنفعه ای در نظر گرفته میشود... کمین گرفته اند ببینند چطور میتوانند این طعمه را بربایند..."

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱٥ تیر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مواظب باشیم قافیه را نبازیم

 

چندی پیش وپس از چهارمین اجلاس وزرای محیط زیست کشورهای سازمان همکاری های اقتصادی اکو به ریاست و میزبانی رییس سازمان حفاظت محیط زیست ایران ، جناب مهندس محمدی زاده مصاحبه ای در یکی از رسانه های تصویری انجام  و از باروری ابرها بر روی عراق خبر دادند که یکی از راهکارهای اجرائی در مقابله با ریزگردها معرفی شد گر چه دامن زدن به چنین صحبت هائی بر شدت خبط اینگونه تفکرات سطحی میافزاید اما بد نیست  مدیران اجرائی در چنین سطوحی به نکات مهم ونتایج خطرناک چنین اظهار فضل هائی اندیشیده و با نکته سنجی به ابراز عقیده  کارشناسانه همت گمارند.
عمومن بارشهای حادث شده درایران ناشی از جبهه دریای مدیترانه در غرب ایران بوده که در صورت تخلیه این جبهه در هر یک از کشورهای مسیر با کمک یدور نقره  عملن رطوبت وابری به ایران نخواهد آمد.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳ تیر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ به بهانه هفته محیط زیست

مجمع عمومی سازمان ملل متحد برای نخستین بار در سال۱۹۷۲ روز 5 ژوئن را روزجهانی محیط زیست اعلام کرد. امسال ازسوی سازمان ملل شعارجنگل ومحیطزیست انتخاب شده وبه همین مناسبت مراسم نمادینی درکشور هند برگزار خواهد شد. در ایران، روز جهانی محیط زیست تبدیل به هفته محیط زیست شده که از ۱6 تا ۲2 خرداد برگزار می شود.  ضمن تبریک به همه دست اندرکاران محیط زیست کشور بخصوص آنها که گمنام تر از بقیه به خدمت در این عرصه مشغول هستند برای تک تک آنها آرزوی توفیق مینمایم . روز شمار هفته محیط زیست امسال بقرار زیر است:
دوشنبه 16 خرداد : محیط زیست و مدیریت پسماند
سه شنبه 17 خرداد : خانواده و محیط زیست
چهارشنبه 18 خرداد : محیط زیست بستر حیات
پنج شنبه 19خرداد: محیط زیست، دیپلماسی فردا
جمعه 20 خرداد : محیط زیست و آموزه های دینی
شنبه 21 خرداد : محیط زیست و بهسازی سواحل
یک شنبه 22خرداد : محیط زیست،آموزش عمومی و فرهنگ سازی


مصرف آب به طبع افزایش روز افزون جمعیت رو به افزایش بوده و در حال حاضر در کشور ما به ازاء هر نفر حدود دویست لیتر در روز میباشد که این عدد برای کل کشور در یک سال به 5 میلیارد متر مکعب میرسد.به عبارتی روزانه بیش از 14 میلیون متر مکعب آب در کشور مصرف میگردد.
آبرسانی به روستاها تا پیش از انقلاب حدود ۱۰ درصد بوده است اما پس از انقلاب به ۷۵ درصد رسیده است. واین موضوع به افزایش مصرف سرانه آب توسط مردم در سنوات گذشته افزوده است.
بنا به عادات متفاوت نزد خانواده های ایرانی ورفاهیات موجود، مصرف آب وتولید فاضلاب ارقام متفاوتی داشته به نحوی که میزان مصرف سرانه آب بر بنیاد نظرات مدیر عامل شرکت سهامی مهندسی آب و فاضلاب  حدود 170 تا 180 لیتر در روز  بوده اما بر بنیاد ارقام شرکت سبزان محیط مجری سیستم های تصفیه فاضلاب در شهر تهران مصرف آب حدود 320 لیتر در روز ودر دیگر شهرها 200 لیتر ودر شهرهائی چون یزد 100 لیتر  میباشد.البته این ارقام متوسط مصرف بوده که کمینه وبیشینه آن با این ارقام تفاوت بیشتری را نشان میدهد.که یکی از علتهای مصرف بالا جدای از عادات موجود نشت از اتصالات فرسوده موجود در شبکه توزیع بوده که عدد این اتلاف بالغ بر 25 در صد در برخی منابع اعلام شده است.


اما  از این میزان آب مصرفی  بین 100 تا 200لیتر سرانه تولید فاضلاب بوده که متوسط 150 لیتر تولید فاضلاب برای هر ایرانی با توجه به عادات موجود عدد شناخته شده تری بوده وغالبن در محاسبات نیز همین رقم در نظر گرفته میشود.حجم فاضلاب تولیدی  برای کل کشور حدود 10 میلیون متر مکعب در روز میباشد.یعنی اگر هر نفر یک لیوان آب آشامیدنی را به داخل سینک ظرفشوئی یا سنگ روشوئی بریزد یک لیوان فاضلاب تولید نموده است. فاضلابهای منازل عمومن در چاههای جذبی  یا آبهای سطحی تخلیه وطی فرایندی در نهایت به آبهای زیر زمینی خواهد رسید.طی سالهای اخیر جمع آوری وساخت شبکه های انتقال وتصفیه فاضلاب در شهرهای بزرگ در حال انجام بوده اما اعتبارات موجود کفاف نیازهای موجود را نمیدهد.ولازم است در جهت رسیدن به اهداف اصل 44 قانون اساسی اقدامات لازم در این خصوص انجام پذیرد.
 
در کشور ایران که در نوار خشک ونیمه خشک جهان قرار گرفته ،خشکسالیهای متمادی طی سالهای اخیر موجودیت منابع آب کشور را به مخاطره انداخته ودر صورت ادامه روند عدم مدیریت آب در منازل ،کشاورزی وصنعت ونیز عدم توجه مدیران محترم در وزارت نیرو وسازمان محیط زیست در مدیریت آبهای سطحی کشور وسد سازی بیم آن میرود که نگران جنگ بر سر آب به سالهای نزدیکتری رسیده لذا بایستی مدیریتهای چند جانبه در خصوص نحوه استفاده صحیح از آب آشامیدنی ونیز عدم نشت این آب گرانبها در منازل صورت پذیرفته واز سوی دیگر حجم فاضلاب تولیدی کاهش یافته وبه همین میزان اعتبارات در خور جهت تصفیه واستفاده مجدد این آبها در کشاورزی صورت پذیرد.از سوی دیگر راهکارهای جدید در خصوص استفاده بهینه از آب در بخشهای مختلف صنعت وکشاورزی صورت پذیرد.
فاضلاب های صنعتی بحثی جداگانه در سبد تولید فاضلاب کشور داشته که در پستی مجزا به آن پرداخته خواهد شد. 
اما یادمان باشد که خانوارهای ایرانی بین 30 تا 100 درصد دیگر مردم برخی کشورهای پیشرفته جهان آب مصرف میکنند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱٧ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ یه هوا کلاهو ببر بالاتر

هر روز که تصمیم میگیرم قبل از خواندن تیتر مطالب سایت های زیست محیطی واخبار منابع طبیعی اول به امورات خودم برسم نمیشود که نمیشود .این دل صاحب مرده ما طاقت ندارد از کنار مسائل ریز ودرشت بگذرد.وناچارن برای دل خودم هم شده چند خطی در این مکان اثری بر جا گذارم تا هم بار سنگین دل را سبک کنم هم بدنبال سو سوی امیدی جهت حمایت از سوی وبلاگ نویسانی که خیلی هم حاشیه امنی برای صحبت وبحث ندارند باشم.

 مشکلات حادث شده چند روز اخیر در باب ساخت وساز اوقاف در اراضی مشا  واقع در امامزاده هاشم جاده هراز اینقدر از منظر کارشناسی مضحک وخنده دار است که بایستی در یک پارادوکسی متضاد به جای خنده گریست. شیر تو شیری در عدم هماهنگی ادارات وسازمانهای این کشور ید طولائی دارد.اما اینکه اوقاف که هر جا مال ومکنتی یافت شود شریک آن است و در دامداری ومرتعداری ودامپروری گرفته تا مشاغل دیگر را دستی بر آتش دارد باید گفت: چرا باید ارزشهای زیست محیطی را فدای ارزشهای بازاری مرتع نموده وبا چرتکه به محاسبه ارزشهای حاصل از مرتع بپردازد.سالهاست بدلیل آنچه توسعه نامیده میشود پدر صاحب منابع طبیعی درآمده  وشبیه این کار در خیلی نقاط دیگر کشور انجام شده و خیلی ازمراتع منجمله مراتع میانبند از بین رفته وبنوعی به شهر سازی وصنعت وباغ و ویلا وهزار کوفت وزهر مار دیگر تبدیل شده  ونبود این مراتع معضلات عدیده ای را در بخش مدیریت مراتع تابستانه وزمستانه(قشلاق وییلاق) بوجود آورده که سالهاست انرژی و وقت واعتبارات سازمان مربوطه را تحت عنوان مدیریت پروژه چرا به خود اختصاص داده  است .این پروژه از این منظر موفق نخواهد شد که حلقه ای مفقوده بنام مراتع میانبند را ندارد وهمه اینها بدلیل از بین رفتن مراتع میانبندی بوده که دامداران بوسیله چارپایان ونه با ماشین از آن عبور کرده وخود را به مراتع ییلاقی یا قشلاقی خود میرساندند.این یکی از خواص مراتع میان بند ویکی از مشکلات نبود این مراتع است وصد مشکل دیگر هم در تخریب مرتع وتبدیل به ساختمان وجود دارد که وقت پرداختن به آنها در این مجال نیست. اول بار حکایت اوقاف را در  گزارش هشت وسی سیما دیدم و همانند خیلی از وقتها دلم گرفت وامروز که مصاحبه عبدی نژاد را خواندم دلم نیامد چیزی ننویسم.  کج فهمی وسطحی نگرانی مدیران برخی ارگانها ونهادها وسازمانها خیلی وقتها بیشتر از دیگر اوقات ترا به این فکر فرو میبرد که ای کاش من هم یک عمله بی سواد بودم تا اینقدر صبح تا غروب حرص از دست این جماعت بد فهم  نمیخوردم.
جناب مهندس عبدی نژاد آیا همکاران شما برای ساخت یک آغل 10 متری یا شخم مرتع یا هر نوع حرکت خارج از ضوابط موجود، پرونده تخلف تنظیم نمیکنندودامدار را به پای میز دادگاه نمیکشانند؟اگر جواب مثبت است که بسم اله وقت درنگ ومماشات واز این جور ملاحظه کاری ها نیست .وقتی ارگانهای ذیربط در شهرستان دماوند بدون توجه به حضور شما به عنوان متولی عرصه های مرتعی و منابع طبیعی اقدام به تبانی با اوقاف در جهت واگذاری وساخت میکنند شما هم  با  صلابت ، پرونده تخلف ایشان را به دادگاه بفرستید.شاید با این کار اگر به شرایط قبل از واگذاری وتخریب مراتع منطقه مشا نرسیم اما هنوز امیدوار خواهیم ماند که مدیران ما نیز با دیدن این ناهماهنگی ها اندکی بر سر وصورت خود خواهند کوبید.پس بگو تا این سو سوی امید در دل علاقمندان به زیست بوم این دیار خاموش نگردد.
سخنی هم با حضرات اوقاف چی دارم مشروط بر آنکه بجای سرکشی به زمینهای دیگران در جهت پیدا کردن سوراخ دعا و تصرف این زمینها تحت عنوان اوقافی ،سری به این مکانهای مجازی زده واز این سخنان پند گیرند:
حرمت امامزاده با متولی آن است.اگر شما به عنوان بهره بردار( نه مالک اراضی) مرتع ومنابع طبیعی هستید نبایستی نظرات غیر فنی وغیر کارشناسی را جایگزین قانون نمایید.در آن صورت فردا روزی،  هرج ومرج در اراضی دیگر مرتعی رواج یافته وبا یک چرتکه بهره برداران، همه مراتع حریم شهرها وروستاها به باغ وبوستان و ویلاتبدیل خواهد شد ودود این نابخردی اول به چشم خود شما خواهد رفت.اگر هم مسلمانید که این سخنان مولایمان  را آویزه گوش قرار دهید:
عمر درباره ی سواد کوفه(زمینهای اطراف شهر کوفه) با اصحاب  مشورت کرد. بعضی از ایشان گفتند :آن  رادر میان ما بخش کن.  پس با علی مشورت کرد، وی گفت :اگر امروز آن را بخش کنی برای کسانی که  پس از ما باشند چیزی نخواهد بود،لیکن آن را به دست ایشان می سپاری تا در آن کار کنند و برای ما وآیندگان هر دو باشد.پس عمر گفت: خدایت بر این عقیده  توفیق دهد.) تاریخ یعقوبی ،جلد دوم،احمدبن ابی یعقوب "ابن واضح یعقوبی"ترجمه محمد
 ابراهیم آیتی.شرکت انتشارات علمی وفرهنگی،تهران ،چاپ پنجم،1366،صفحه 39
به نقل ازفتوح البلدان.ص360)

وبدانید اراضی ملی متعلق به همه افراد این مملکت است نه مال توست، نه بابای من و نه کاکای همسایه.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱٠ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ هومان بچگی کرده شما به بزرگی خود عفو کنید

این یکی دو روزه که ما درگیر مسائل دنیوی ومشکلات شخصی وکسالت و رتق وفتق امور جاری بودیم .از هومان خاکپور غافل شدیم ودیدیم بندو آب داده لذا در این محل یک اصلاحیه  وعرض حال بدنبال میآید که بد نیست مدیر کل حفاظت محیط زیست استان چهار محال وبختیاری نیز آنرا خوانده ودر رای خود تجدید نظر نمایند.
اول اینکه هومان فرق منطقه حفاظت شده وپارک ملی را نمیداند.شاید هم میداند اما متر با خود نبرده تا فاصله لوله گاز را با منطقه حفاظت شده وپارک ملی اندازه بگیرد. لذا شما خیلی روی این مسائل زوم نفرمایید.فکر کنید گفته منطقه حفاظت شده .گیرم گفته باشد پارک ملی، در فحوای کلام تاثیری نداشته ومهم این است که ارزیابی سازمان شما بدرستی انجام شده وهیچ مشکل زیست محیطی حادی هم در استان وکشور در حال حاضر وجود نداردو اگر من هم جای شما بودم از سر احساس مسئولیت و نه از بیکاری به چنین افراد فرافکن وتشویشگر اذهان عمومی گیر داده و در صورت نیاز همانند اداره راهنمائی ورانندگی که ماشین های متخلف را خوابانده واعمال قانون میکنند عمل میکردم.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۸ خرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ من پری کوچک غمگینی را میشناسم

 اثرات مخرب وزیانبار منابع آلودگی بر زندگی روزمره مردم کم وبیش برای اهل این درگاه شناخته شده است . آلودگی هایی از قبیل آب ،هوا ، خاک و صوت.ازبین چهار نوع آلودگی های گفته شده آلودگی صدا از مظلومترین در ایران بوده است. نه اینکه به سه نوع دیگر بخوبی رسیدگی شده ومانده که فقط آلودگی صوتی را حل کنیم.بلکه این یکی از بقیه مظلومتر است چون استاندارد سازی ومقررات مرتبط در سازمان متولی آن که همانا محیط زیست است خیلی قدمتی ندارد والآن هم تا فاضلاب وآلودگی های هوا وضایعات کارخانجات ومنازل وغیره مانده کسی از اصحاب محیط زیست به فکر صر وصدای ناشی از دستگاههای کارخانجات ونیز صداهای مخرب شهری نیست.اما بد نیست بدانیم قرار گرفتن در معرض اصوات شدید و مداوم می تواند مشکلات دیگری از جمله سردرد، فشار خون بالا ، خستگی، تحریک پذیری و زودرنجی، سو هاضمه، افزایش قابلیت بدن در ابتلا به بیماری هایی چون سرماخوردگی و عفونت های جزیی ایجاد نماید..

نشنال ژئوگرافی دراینجا که تصویر آنرا هم در زیر میبینید آورده که این ماهی مرکب (اختاپوس) بزرگ دریائی به گواهی محققین بر اثر صدای ناشی از بوق کشتیها مرده است.گر چه ما هنوز در ایرا ن برای انسانهایمان هم مطالعه نکرده ایم تا ببینیم اثرات سر وصدای ناشی از ماشین  وکشتی  وقطار وهواپیما وهزار وسیله تولید صدا بر روی انسانها چقدر است اما نیک میدانیم که واحد اندازه گیری صدا، دسی بل است وافزون بر ٨۵ دسیبل آزاردهنده وخطرناک است. واین خود موفقیتی بس شگرف برای کسانی است که نمیدانند انسانهائی هستند که عمدتن بدلیل ابتلا به امراض ناشناخته چون سرطان ناشی از استنشاق ریزگرد میمیرند یا غالبن سکته مغزی یا قلبی کرده وهیچ از دسیبل که واحد اندازه گیری اصوات است خبر ندارند.دنیا را چه دیدی اگر شاید خبر داشتند آسوده خاطر تر سر برآستان مقدس خاک مینهادند.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ رونالدو رو بی خیال ، عبود رو بچسب

چند سال پیش یک جک نقل محافل بود. زمانی که رونالدو به عنوان فوروارد ونوک حمله در تیم ملی برزیل بازی میکرد.در بازی فوتبال بین تیم برزیل با یک تیم دسته چندمی همشهری های آبادانی که خود را کمتر از برزیل نمیدانند، وقتی که توپ به پای عبود رسید او شروع به حرکت به سمت دروازه خودی آبادانی ها نمود .در این عین کاظم به جاسم که مواظب رونالدو بود گفت :جاسم رونالدو  رو  بی خیال ، عبود رو بچسب.(که داشت به خودی ها گل میزد)


چندیست که دوستداران کوهستان ومحیط زیست ومنابع طبیعی به انحاء مختلف نگرانی ومراتب اعتراض خود را از احداث جاده ای اعلام نموده اند که متاسفانه توسط تیم کهنه کار بچه های منابع طبیعی استان تهران در دار آباد تهران در حال احداث میباشد.

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ حق من بیشتر از اینهاست

دریاچه ارومیه در سالهای اخیر همانند خیلی از مسائل پرونده باز در جامعه زیست محیطی بلاتکلیف مانده است.کاش مدیران قبل از وقوع حادثه به فکر پیشگیری از وقوع چنین مشکلاتی بودند.

سوال اصلی اینجاست که آیا در ساخت سدهای ساخته شده در این حوضه ارزیابی اثرات زیست محیطی انجام شده یا نه.اگر انجام نشده که فبها واگر انجام شده باز دو حالت دارد:اگر درست انجام نشده که فبها ولی اگر درست انجام شده باز دوحالت دارد.آیا مشاور  غریبه بوده که فبها اما اگر مشاور آشنا بوده باز دوحالت دارد:اگر بر اثر این ارزیابی پولی به  جیب دیگران ریخته  نشده که فبها اما اگر ریخته شده باز دوحالت دارد.ببخشید از این به بعدشو بعن میگم.
فعلن بگذارید به بحث اصلی بپردازیم.برای شروع این پیشنهادات را بخوانید:
همینو کلیک کن.ببین اگه کلیک نکنی متوجه ماجرا نخواهی شد.


احسنت حالا من هم سه پیشنهاد میدم که با سه تای قبلی میشه 6 تا:
یک- توسط هواپیماهای سم پاش که چند وقت پیش  وبدلیل نبود بارش وبالا رفتن شاخص های آلودگی روی تهران یا بهتر بگویم روی میدان آزادی آب پاشیدند.روی دریاچه ارومیه هم آب بپاشند.اگر میزان آب خیلی بالا آمد و نگرانی بالا گرفت که زمین ها زیر آب بروند آنوقت اجازه دهیم باغداران اطراف آب را در مخازن بتونی جمع آوری نمایند.تا در روزی که بنزین گرانتر شد وهواپیماها قادر به پرواز نشدند اقدام به استفاده از این آبها نمایند.
دو- با توجه به اینکه کشور ایران وبخصوص استان آذربایجان غربی کلیه شاخص های لازم جهت جذب توریست و صنعت توریسم را دارد لذا در صورت هدایت این گردشگران به حواشی دریاچه وترغیب آنها به تخلیه قمقمه آب یا آب معدنی که همراه خود دارند به داخل دریاچه کمک شایانی به بالا آمدن آب دریاچه خواهد نمود.
سه- از چند حوضه اطراف توسط لوله کشی آب را به این حوضه بیاوریم.اگر حوضه های دیگر بی آب ماند مهم نیست مهم این است که دریاچه ارومیه خشک نشه .

نگفتم حق من بیشتر از اینهاست
 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
تگ ها: محیط زیست و سد و طنز
comment نظرات () لینک


+ قابل توجه NGO کارها وعلاقمندان به همایش

دومین گردهمایی گروه های دانشجویی حامی منابع طبیعی و محیط زیست  31 فروردین و اول اردیبهشت ماه به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران  واقع در خیابان 16 آذر برگزار می شود.
تقدیر از جانبازان حفاظت از منابع طبیعی ،هم اندیشی دانشجویان با مسوولان سازمان ها ، تقدیر ازفعالیت دانشجویان در عرصه حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی و تقدیر از پیشکسوتان عرصه محیط بانی و جنگلبانی، از جمله برنامه های این گردهمایی محسوب می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر بی زحمت خودتون یه نگاهی به اینجا بندازید. 
 
ضمنن شرکت عموم علاقمندان در این مراسم، آزاد اعلام گردیده است.

ضمنن اگه رفتید و داخل راهتون ندادند ، به من هیچ ارتباطی نداره چون به من همینو گفتند.خود دانید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; ۳۱ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ نقش هدفمندی یارانه ها بر منابع طبیعی ومحیط زیست

هدفمندی یارانه ها به عنوان یکی از طرحهای محوری دولت با نیتی خیر خواهانه وبا نگاهی به تقسیم ثروت وجلوگیری از اتلاف سرمایه در سال 89 به مرحله اجرا درآمد.بازخورد اجرای این طرح در بخش ها وزیر بخش های منابع طبیعی ومحیط زیست متفاوت بوده و نیاز به توجه خاص داشته تا کمترین آسیب به این منابع مهم وارد گردد .لذا پیش بینی تصمیمات درخور در جهت تخصیص اعتبار لازم یا نوع عملکرد مدیران اجرائی در بدنه دولت  از ضروریات بوده که نویسنده سعی در ارائه ادله وراهکارهای لازم نموده است تا کمترین آسیب به این منابع وارد گردد.مطلب تکمیلی را در روزنامه همشهری امروز سه شنبه 30 فروردین ماه بخوانید و اگر مبلغ یارانه ته کشیده وپولی برای خرید روزنامه ندارید، اینجا را مطالعه فرمایید.

مطالب مرتبط:

تبدیل بخاری های نفتی به چوبی در آبادی های جنگلی

شواهدی دیگر درتایید موج جدیدتخریب جنگلها

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ ; ۳٠ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ مانده تا پخته شود -فکر واندیشه ما

برنامه های ناموزون توسعه که به ناپایداری آن خیلی از کارشناسان فن صحه نهاده موجب بارگذاری بیش از ظرفیت سرزمین بر عرصه های منابع طبیعی شده وبه عینه این تخریب وتجاوزات در خیلی از نقاط کشور به صور مختلف دیده میشود. مشکلات فراروی منابع طبیعی ومحیط زیست در سالهای اخیر و نمود این مشکلات در زندگی روزمره مردم چنان عرصه را بر مردمان این سرزمین تنگ کرده که تنها با آه کشیدن؛ انتظار معجزه ای را دارند. آلودگی هوا در سال گذشته وتشدید ورود ریزگرها در ابتدای سال جدید وتعطیلی برخی استانها

ونیز عدم کنترل پسماندهای شهری ونیز فاضلاب شهرها و ورود به دریا و تشکیل کشند قرمز طی سنوات قبل در خلیج فارس و دریای عمان

 وبروز بیماریهای ناشناس وافزایش مرگ ومیر در میان بیمارستانها ، آتش سوزی جنگلها ومراتع

تخریب وتجاوز به عرصه های منابع طبیعی ،عدم پایش وآمایش سرزمین ،ارزیابی های سطحی وبلااستفاده و خیلی از نارسائی ها و خطراتی که با جان مردمان این سرزمین در ارتباط مستقیم است بخشی از مواردی است که مدیریتی واحد، قوی ویکپارچه را در تعامل با آن طلب مینماید.

در شرایط مساوی طی سنوات گذشته  در سازمانهای  منابع طبیعی ومحیط زیست ودر صورت بارگذاری صحیح وقابل قبول وتزریق اعتبارات متناسب قافیه را از دست رفته میدیدیم ودر حال حاضر با شکل گیری پدیده ها وحرکتهای جدید که ناشی از بی تدبیری وهمسو نبودن تفکرات برخی سازمانها و وزارتخانه ها ورجال آنها دارد، بیم آن میرود که شاید یک روز خوش نیز در سرنوشت این مردم دیده نشود.ساخت سد در داخل وخارج از کشور چنان عرصه های کشورهای منطقه را خشک نموده که خاک آن اکنون از کشورهای همسایه به چشم خودمان میرود.داستان ریزگردها آنقدر مهم ووبرخورد با آن به حدی حیاتی است که دولتمردان بیش از هر کاری بایستی به فکر چاره برای مقابله با آن باشند.قطع حق آبه وساخت سد بر بنیاد نظرات اکثر کارشناسان فن در داخل کشور میرود تا دریاچه ارومیه را به معدن نمک تبدیل کند.

ودر درکشورهای همسایه ؛ خشکسالی های پی در پی وقطع جریان آب بر اثر سد سازی دیگر کشورها موجبات بروز ریزگرد قراهم گردیده است .ریزگردهائی که هر سال زمان کوچشان را زودتراز سال قبل انجام داده ومحدوده انتشار خود را نیز فراختر مینمایند.ضرورت رسیدن به تشکیلاتی محکم ویکپارچه تحت عنوان تشکیل وزارتی مستقل نه بعنوان حلال مشکلات بلکه به عنوان ابزاری محکم به دست اندرکاران کمک خواهد کردتا شاید اگر مرگ را برای همسایه ندیدند فکری برای سرانجام این حرکات نابخردانه نمایند.ضرورت تشکیل وزارتی جدید را در اینجا میتوانید دنبال نمایید.


دوست وهمگن عزیزم مهندس اقبال محمدی نماینده مردم مریوان وسرو آباد و عضو کمیسیون کشاورزی، آب  ومنابع طبیعی  از پیشنهاد تشکیل وزارتی جدید تحت عنوان وزارت "منابع زیست" به مجلس خبر داد وگفت هیئت رئیسه این پیشنهاد راجهت بررسی به کمیسیون کشاورزی واجتماعی مجلس ارجاع داده است.البته صحبت بر سر تجمیع سازمان هواشناسی و وزارت راه در این وزارت جدید شده است، که از آخرین نتیجه این بررسی ،تاکنون خبری وصول نشده است.
اگر چه تشکیل وزارت ورزش پس از تصویب توسط دولت عملیاتی نشد اما دست همه عزیزانی که دل در گرو رسیدن به ایرانی که شایسته مردمان آن است را دارند سخت میفشارم وطلب یاری داشته تا بجای واگذاری محل کارمان در وزارت کشاورزی که روزگاری کاخ کشاورزی بود ونیز زمزمه های واگذاری محل سازمان جنگلها ،مراتع وآبخیزداری وهزیمت به کلاک کرج، فکری به حال داشته های از دست رفته خود نموده وسعی کنیم بجای اخذ تصمیمات آنی ونابخردانه و واگذار نمودن آنچه ابزار دستمان محسوب میگردد،سعی در افزایش قدرت خود در مقابله با خطراتی نماییم که خیلی وقت است بیخ گوشمان جا خوش کرده است. 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ ; ٢٩ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ این خبر داغ تر از قبل دلم را سوزاند

چندی بود میخواستم مطالبی در باره خبری منتشر نشده بنویسم اما  نبود وقت وروزمرگی ها این مهم را مجالی نمیداد. واکنون هم که این فرصت پیش آمده نگرانم تا نکند دوستان محیط بان خوب  ووظیفه شناس از این نوشتار خاطری مکدر پیدا کنند .
اما خبر ورود ۴ توله ببر از روسیه وکپی پیست مجدد قبلی  که موضوع آن در خبرگزاری ها طی هفته گذشته منعکس شد جرقه ای شد تا به این موضوع پرداخته شود.
من در یکی دو تا پست  گذرا وبا زبانی متفاوت به نقد ورود ببرهای سیبری منتقد بوده وکارشناسان حوزه محیط زیست طبیعی نیز بارها این موضوع را به چالش کشانده اند.اما اینجا از زاویه ای دیگر به موضوع نگاه خواهد شد.ما با توجه به امکانات محدودی که در ساختار سازمان محیط زیست دیده ومیبینیم وبا عنایت به حجم بالای ریزش نیروها بدلیل بازنشستگی وعدم جذب نیرو طی سالهای اخیرشاهد کمرنگ شدن حضور نیروهای حفاظتی در آن بوده و عملن اگر نیروی مازاد ویا مکفی در بحث حفاظت از عرصه های 4 گانه محیط زیست داشته باشیم بایستی در خدمت همین عرصه ها باشد که مرتبن از سوی محیط زیست یا در حال توسعه است یا در حال ارتقاء.
واین را هم کاری نداریم که میانکاله یا جای ببر است یا پتروشیمی وبه ما هم مربوط نیست چه مناسباتی بین کشور دوست وبرادر روسیه با ایران وجود دارد.اما این برای من مهم است که اگر قصد احیای گونه ای از نژادی متفاوت را در ایران داریم به قیمت از دست دادن گونه ای بومی نباشد.
هفته گذشته میهمان دوستان در کرمان بودم.شنیدم ولیعهد کشور دوست وبرادر قطرچندی پیش با دوفروند هواپیمای اختصاصی وارد فرودگاه سیرجان شده وبا 12 خودرو لندکروز با قراول یساولان خود عازم منطقه شکار ممنوع گودغول سیرجان شده وچادر سلطنتی خود را گسترانده وحفاظت فیزیکی ایشان نیز توسط محیط زیست تامین شده است.مناطق دیگر حضور آقایان منطقه کفه گزنجان  ودشت آب و وکیل آباد بافت بوده است.همه آنها که این مناطق را میشناسند یا از اخبار دنبال میکنند خوب میدانند منطقه حضور هوبره است که در حال انقراض بوده وبایستی محکمتر از گذشته تحت مراقبت قرار گیرد.
اما ظاهرن این هیئت نه قصد بردن آهو داشته نه قصد دادن یوزپلنگ بلکه با بالابانهای خود قصد شکار هوبره های بی پناهی را داشته که زندانبان آنها قاتل آنها شده است.نکته ظریف دیگر اینکه دلارهای این آقایان به حاظرین ومخبرین کمک کرده تا جای جای هوبره های بی پناه را  نشان این عزیزان ومیهمانان دهدتا منبعد کمتر نگران انقراض آن باشیم.
نکته مثبت ماجرا:
بنا به اطلاعات واصله چندی پیش هیئتی قطری مرکب از وزیر محیط زیست قطر و بنابه اهمیت موضوع به اتفاق ولیعهد آن کشور" تمیم بن حمد آل ثانی" ودیگر همراهان به منطقه ای در جنوب ایرا ن سفر کرده تا شرایط تفاهمی را در خصوص ورود بالابان به ایران وصادرات هوبره را مورد بررسی قرار دهند.البته با توجه به بدی هوا هواپیمای این هیئت در فرودگاه سیرجان به زمین نشست.
مخلص کلام:
سازمان حفاظت محیط زیست بجای توسعه طلبی و فرا فکنی مبنی بر مدیریت جنگلهای شمال بجای سازمان جنگلها  ونیز پرورش ببر سیبری فکری به حال داشته های خود نماید.این مهمترین وظیفه معاونت محیط زیست طبیعی این سازمان بحساب میآید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ ; ۸ اسفند ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ اشتقاق یا اتفاق

چندی پیش خبر تشکیل وزارت ورزش وجوانان و تصویب آن توسط نمایندگان مجلس منتشر که مخالفین وموافقین فراوانی داشت .مخالفین از این جنبه که نگران بودند که 52 فدراسیون موجود شاید با شرکای جدید خود که جوانان بودند در تقسیم پولهای کلان به مشکل بخورند یا نگران بازخواست مجلس از وزیر انتصابی آینده باشند یا اینکه وزیر آینده رئیس تعیین نشده حال حاضر سازمان جوانان باشد یا رئیس سازمان فعلی تربیت بدنی.در هر صورت از منظر ما که کنار گود نشسته ایم تشکیل چنین وزارتی از بودن دو سازمان بهتر بوده وامیدواریم قبل از اینکه اتفاقات نامیمون گریبان سازمان جنگلها ،مراتع وآبخیزداری وسازمان محیط زیست را بگیرد با اتحادی مبارک بدنبال تضعیف این دو سازمان مهم واثر گذار در مناسبات زیست محیطی نباشیم وسعی هم نکنیم دنبال اشتقاق همین بدنه نحیف هر دو سازمان برویم.مطالبی در این خصوص بطور خلاصه در روزنامه همشهری در 23 آذر ماه به چاپ رسید ومتن کاملتر آنرا میتوانید در سبز پرس دنبال نمایید.قطعن گذاشتن هر بار اضافه بر دوش هر یک از این دوسازمان با آگاهی از آمار نیروهای  بازنشسته وعدم جذب نیروهای تازه نفس ما را از روزهای رویائی دورتر خواهد برد. وبهتر آنکه سازمان حفاظت محیط زیست بجای اینکه در صدد گرفتن جنگلهای شمال از سازمان جنگلها ونیز افزایش وارتقاء مناطق تحت مدیریت خود باشد ، فکری به حال مدیریت همین عرصه های موجود خود نماید. که اگر تفکرات اشتباه در این سازمان رسوخ نماید چیزی جز بد نامی بدنبال نخواهد داشت.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; ٢۸ دی ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ نامه ای از بازمانده ببر وارداتی

نامه ای از یکی از ببرهای سیبری برایم ارسال شده بود که با توجه به احترام به این موجود دوست داشتنی وغریب وحفظ امانت داری عینن در این محل درج شده وپوزش ماده ببر داغدار را بدلیل تالمات وارده ودسترسی نداشتن به درگاه مجازی پذیرا باشید.
"هر آمدنی را رفتنی است وهر تولدی را مرگ.روزهای آخری که قصد سفر به دیاری غریب را داشتیم امیدوار بودیم که با جزئی تغییر درآب و هوا ومحل زندگی به جنگلهای بکری خواهیم رفت که از دست تجاوزات انسانها بدور بوده وزیستگاه نژادی متفاوت از ما بوده که در سالهای دور 1960 به تاریخ ما و1338 به تاریخ ایرانیان نسل آن از بین رفته است.

 گر چه من ومردی که در این سفر ناخواسته همسفرم شد نقشی در گرفتن تصمیم در آمدن به ایران نداشتیم ولی برایمان سخت بود بپذیریم که میخواهیم نسلی را احیا کنیم  که از جنس ما نیست ولی حرف ما را کسی خریدار نداشت همانگونه که خیلی از کارشناسان فن گفتند ولی صاحب منصبان قبول نداشتند.اما در نهایت وقعی به این نظرات کارشناسی نهاده نشد پس من هم وارد این مقوله نمیشوم که آمدن ما درست بود یا غلط.مهم این بود که در خفقان شدیدی که در روسیه بر ما گذشت وگوشتزد به مدیران آنجا که نگویید این ببرها از کجا میآیند توسط یک پرواز اختصاصی به ایران آمدیم. نگهداری در قفس هائی که قرار بود موقتی باشد، زندگی را دشوارتر مینمود.قرار بر این بود که در جنگلهای میانکاله ما را رها کنند تا لقمه گوشتی با دسترنج خود شکار کرده ودچار رخوت وسستی نگردیم.پر واضح است که این هم عملی نشد. خلق گرفتن با مردی دست وپا چلفتی که نه عاشق توست ونه به حرفهایت گوش میدهد وحتی در قفسی دیگر زندگی میکند و اجازه براندازی قد وقامت ترا را هم ندارد  بیش از پیش این غربت را برایم دشوار میکرد.از همه بدتر تهمتی ناروا بود که به من زده شد ودر روزی که در کنار هم قرار گرفتیم توضیحات من کفایت نکرد تا این بچه ننه را توجیه کنم که من تاکنون با هیچ مردی نبوده واینها که اینها میگویند که من آبستن هستم نتیجه دروغهایست که ناشی از توجیه این معامله نامساوی میباشد.


وآنچه طی این روزها سوهان روحمان بود بازدیدهای پر شمار بازدید کنندگان در باغ وحش ارم تهران .کوچکی جا ، نبود درختان جنگلی ،گوشت های منجمد و تازه الاغ،نگاه سنگین مراجعین، خوردن آب نیترات دار واین اواخر هم هوای پر از آلودگی تیر خلاص را بر پیکر مونس غربتم زد تا با پیکری نحیفتر از قبل ودلی آزرده وقلبی سرشار از کینه از همه کسانی که سلامت این چند ببر باقیمانده را هم به خطر انداختند منتظر رفتن به دیاری باشم که شوهر ناخواسته مرحومم رفت.گرچه من از پرداختن به امور صیاصی معذورم اما نکته ای بعد از مرگ این ببر بچه ننه در شب کریسمس مرا سخت میآزاردوآن هم اینکه این ایرانی ها تا کی باید گول بد عهدی ومعاملات یکسویه وقراردادهای ترکمن چایی روسها را بخورند . وآنها پلنگ از طبیعت بگیرند وروسها یک بچه ببر نر دوساله باغ وحشی را ومن چهار ساله را که این اواخر از باب تنوع مدتی را در باغ وحش زندگی کرده ام را بجای آن معامله کنند.من هم که چند صباحی دیگر با درد خود خواهم مرد اما یادتان باشد که نه جفت گیری ونه رسم تشکیل خانواده این نبود که یه علف بچه بی تجربه را با ببر دنیا دیده ای چون من به زور به ازدواجی ناخواسته در یک قفس تنها گذارند.آیا شما انسانها از فحلیت وآمادگی چیزی نمیدانید که ما را به یکباره رودر روی هم قرار داده و توقع دارید برایتان نسلی را احیا کنیم. و مهمتر اینکه در بدو ورود هیچ نفهمیدید که این بچه ببر نر سابقه بیماری هم داشته همانگونه که متوجه نشدید که اگر من بچه ای در شکم داشتم پس از صد روز از آمدنمان باید بدنیا میآمد. اما این برای من هیچ مایه پشمیانی نیست که از کیان خود دفاع کرده وعفت خود را لکه دار ننموده وبه یه بچه ببر نر ننر و باغ وحشی راه ندادم وپایش را گاز گرفتم تابر اثر ایدز یا مشمشه یا هر کوفت دیگری بمیرد و بداند وبدانند نه با دم شیر نه با کرامت یک ماده ببر نمیتوان بازی کرد .ضمنن این بیماری کوفتی را یه دکتری که داشت منو معاینه میکرد میگفت به انسانها هم منتقل میشه از ما که گذشت شما بپایید مشمشه نگیریدکه سخت کشنده است،آن هم در غربت".

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۱ دی ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ ماهی سیاه کوچولو

خیلی وقتها چیزی را میدانی یا پیش بینی میکنی و زنهار میزنی صدایی یاریت نمیکند.حکایت هل من ناصرن ینصرنی که بارها گفته شد اما دریغ از اجابت یاری که یاری رساند.
محمد درویش در خرداد امسال بارها در درگاه مجازی خود خون دل خورد وفریاد زد که مواظب آتش باشید.  دکتر صدوق به عنوان یکی از معاونین سازمان بارها هشدار دادند که به داد دریاچه ارومیه برسید و دغدغه پارک ملی کویر بعنوان آفریقای کوچک فکر اهالی محیط زیست را آزرده نموده بود وخیلی مواردی که دوست داران وعلاقمندان مسائل زیست محیطی با آن آشنا بوده وضربان دلشان با نوسان این اخبار تند ویا کند خواهد زد.مهم این است که پس از سالهای طولانی آیا کسی پیدا خواهدشد تا بشنود ویاری کند این اصحاب فکر را؟
قطعن در خبرها شنیدید که ورود پساب کشتارگاه مرغ در استان گیلان و ورود به رودخانه دیسام سیاهکل موجبات مرگ بیش از سه هزار قطعه ماهی را فراهم آورده وآنها که تصاویر مردن وبالا وپایین پریدن این ماهیها را دیده باشند قطعن دلی ریش پیدا کرده اند.این درحالی است که رئیس محیط زیست سیاهکل قول داده با کشتارگاه برخورد شود.قطعن اگر بعد از رخ دادن اینگونه فجایع زیست محیطی اگر مدیران واحدها ومسببان را تهدید نکنیم بهتر است ونیازی نیست خیلی خودمان را خراب وخرابتر کنیم.چون نوشداروی بعد از مرگ سهراب خواهد شد وآب رفته را به جوی نتوان برگرداند.
مشکلات کلان در حوزه محیط زیست سازمان که از دید معاونت محیط طبیعی پنهان نمانده وبارها از زبان دکتر صدوق گفته شده و پس از رفتنش جایگاه ومنزلت شخصی ایشان را نه تنها پایین نیاورده بلکه بالاتر هم خواهد برد اما در حوزه محیط انسانی آیا دراین سازمان با بودن یا رفتن دکتر نوریان آیا روز وحال صنایع وبرخورد با آلاینده ها  به نحو احسن انجام خواهد شد ؟ وآیا  اعمال قانون در صنایعی که در مجاورت رودخانه ها ودریاچه ها وتامین کننده های آب شرب تهران قرار دارند، شدت بیشتری داشته یا به فراموشی سپرده خواهد شد؟
در بازدیدی که امسال از چند واحد صنایع تبدیلی  ورستوران در جاده کرج به چالوس داشتم مشاهده کردم که این واحدها پس از جمع کردن فاضلاب در مخازنی تحت عنوان سبتیک تانک آنرا با کامیون به نقطه ای دیگر منتقل میکنند.که شرح ماجرا در آن پست قابل پیگیری می باشد. وهنوز هم این تراژدی ها در جریان است.وامید اینکه محمد درویش وبلاگ نویس عصر حاضر که بارها با دادن پیوند وپشتیبانی از نوشته های دیگران همت میگماشت یا برگردد یا دیگران دنباله رو راه ناتمام او باشند.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; ٧ دی ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

در زمانه ای که محیط زیست بر بنیاد خیلی نظرات کارشناسی وغیر کارشناسی وحتی زبان نمایندگان مجلس در اولویت های دولتمردان جایگاهی ندارد ویا در رده ها واولویت های بعدی قرار دارد پس پر بیراه هم نیست زبان از حلقوم محمد وامثالهم درآوریم یا قلم او را بشکنیم یا این عاشق را از معشوقش دور سازیم.
حکایت محمد درویش حکایت جدیدی نیست تا بر آن تازیانه زد یا به ستایشش رفت.حکایتهای اینچنین در این زمانه اگر که نباشد غریب است.حکایت محمد، حکایت عاشقی است ، حکایت دلسوزی در زمانه ای است که خیلی ها دل در سینه ندارند ، یا اگرداشته باشند برای این بوم وبر نمی تپد ویا ذهنی را بر نمی تابد.روزهای پایان دانشجویی دنبال یک پیشگفتار بودم تا با قلم او نگاشته شود،  گر چه این مهم برای من انجام نشد اما همچنان مشتاقم به یادگاراز او دست نوشته ای داشته باشم.  رسا بودن واز دل برآمدن نوشته ها وگفته های محمد به روانی یک آب جاری وهوای پاک روح وروان آدمی را آرام می کرد. محمد درویش برای همه کسانی که او را میشناسند، همچنان باقی است حتی اگر از وقت و زندگی خود برای درگاه مجازیش وقتی قرار دهد یا ندهد ویا سالها در راه رسیدن به پژوهشگری مؤسسه تحقیقات انتظار کشد. او مزد رسیدن به این جایگاه را سخت پرداخته که گفتن خیلی واقعیات در این مجال نمیگنجد یا اختیار آن از دست بنده خارج است. بودن یا نبودن محمد در این صفحات هیچ از اصل موضوع کم نخواهد کرد که کلان نگری به مسائل ومشکلات محیظ زیست ومنابع طبیعی بایستی سر لوحه دولتمردان قرار گیرد، حتی اگر در راه رسیدن به این اهداف نظرات مخالف بشنویم یا نقدی وارد کنیم. اینکه اگر هشدار دهیم که عنقریب باران باریده شده در بهار، شما را به آتش سوزی این زیست توده ها نزدیک میکند یا ساخت سدهای بی تدبیری،  جز نگاه داشتن جریان حیات در زیر دست این سدها خواهد بود، نباید دلائلی متقن جهت مبارزه با نویسنده مهار بیابانزایی باشد.اینها دلشوره های یک کارشناس در حوزه منابع طبیعی ومحیط زیست بود که می شنیدیم واکنون باید زنهار دهیم که یک صدا را میتوان شکست اما اصوات همچنان در فضا باقی میمانند. همین

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ; ٤ دی ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ اینها مسکن است درمان را دریابیم

اینک آن انتظار طولانی به سر آمد وجبهه مهربان ورودی از غرب تا شمال شرق نیز لطف خود را نثار مردمانی کرد که این روزها درگیر جنگی ناخواسته شده بودند.همه امیدوار ومنتظر بودیم وبخت یارمان بود تا تهران را بعد از روزها آلودگی پاک ببینیم وجنگلهای شمال را نیز به یمن همین باران بی آتش.
همانگونه که قبلن نیز گفته شد نبود رطوبت ، باد وگرمای هوا تلاشهای مهار کنندگان آتش را کمرنگ میکرد اما آخرین خبرها حاکی است باران شب گذشته بر جنگلهای شمال کمکی بس جدی در کاهش خشکی وکمک به خاموش نمودن آتش کرده ونیروها پس از یکماه تلاش به شهرها برمیگردند.
پر واضح است که ما بدلیل مجهز نبودن به ابزارهای نرم افزاری وسخت افزاری به جنگ این آتش رفتیم وهشیار باشیم که این مشکلات که در سالهای اخیر گریبان روسیه واسترالیا وفلسطین اشغالی را گرفته قطعن تمام نشده ومنبعد چه زود وچه دیر باز تکرار خواهد شد ومهم نیست این مشکلات به قول بهروز عزیز وبه نقل از دکتر سلاجقه ناشی از تغییرات اقلیمی است یا چیز دیگر ویا مهندس حسام علیرغم تمام زحماتی که کشیداگر آمار غلط نمیداد بهتر بود اما در کل مهم این است دو کار انجام دهیم یکی قبل از آتش ودیگری پس از آن.


تجهیز امکانات مستقل دفاتر حفاظت ویگان سازمان و واحدهای تابعه کاری است که سازمان جنگلها بایستی انجام تا در مواقع بروز چنین حوادثی آمادگی لازم را داشته ودر کوتاهترین زمان ممکن بزرگترین کار ممکن را انجام دهد وبرای پس از سوختن درختان دقت کنیم تا دامی را که مجلس از خروج وکاهش آن به نمایندگی دولت شانه خالی کرد وارد این عرصه های سوخته نشود و بدانیم قرق این مناطق به بازسازی این عرصه ها کمک خواهد نمود. حتی اگر درختی در آن نکاریم و حواسمان را جمع کنیم تا به بهانه سوختن سوزنی برگان از توسعه کشت گونه های دست کاشت وغیر بومی در عرصه های بکر از لحاظ ژنتیکی خودداری شود.
وبرای تهران حواسمان باشد با این سیل عظیم خودرو تولیدی و ورود به ناوگان شهری وعدم انتقال صنایع داخل وحاشیه شهر ونبود خطوط دوچرخه سواری ومشکلات عدیده دیگرمنبعد تا چندی که باران نبارد همین مشکلات را خواهیم داشت وقبل از وقوع هر حادثه ای راه علاج را پی بگیریم  که گر چنین نکنیم قافیه را سخت باخته ایم.چرا که در حالت غیر اضطرار کم مشکل نداریم حال چه برسد که مشکلات دیگر هم به این مشکلات اضافه گردد.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ ; ٢۳ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از کانکون آبی گرم خواهد شد

نشست شانزدهم تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد در مکزیک پایان یافت و در حالی منتج به صدور چند مصوبه شد که میشد پیش یبنی نمود که اجلاس کانکون بنا به چند دلیل موفق نخواهد شد.و این در حالی است که بر بنیاد نظرات فعالان زیست محیطی این دستاوردها نیز خوب وقابل قبول بوده است وادامه این نشست را باید در دوربان آفریقای جنوبی دنبال نمود.اما نکاتی در این مصوبات قابل تامل است :


کشورهای آمریکا ودیگر کشورهائی که چند سالی است درگیر بحران اقتصادی در کشورهای خود هستند بعید است مسائل اقتصادی خود را فدای ملاحظات زیست محیطی نمایند.به زبان ساده تر در تمام دنیا سیر کردن شکم شهروندان از هر پروژه زیست محیطی اولاتر ومهمتر میباشد.وامضا کردن هر سندی نیز فیگورهای این کشورها جهت مهم جلوه دادن مسائل زیست محیطی میباشد.ولی در عمل هیچ خروجی از این توافقات حاصل نشده است.
کشور چین با نرخ رشد اقتصادی بالا طی سالهای اخیر نشان داده به یک قدرت اقتصادی تبدیل شده وهمه آنهائی که از نزدیک صنایع چین را دیده باشند متوجه خواهند بود که اصلی ترین سوخت در این کشور پهناور سوختهای فسیلی بوده ومجاب نمودن این کشوربه معاهدات بین المللی تنها بر روی کاغذ خواهد بود وبعید بنظر میرسد روند رو به رشد خود را که به هر قیمتی طلب میکند متوقف یا کند نماید.
سالهاست کشورهای صنعتی با ایجاد مشکلات زیست محیطی کار را برای همه دنیا سخت نموده اند و حال باید توقع از چند کشور در حال توسعه داشت تا گاز های گلخانه ای را کاهش دهند.این یعنی انداختن توپ به زمین همسایه وپر واضح است تا چین وآمریکا راه را برای رسیدن به توافقات زیست محیطی بیشتر وکاراتر باز نکنند فجایع زیست محیطی را تا 30 سال آینده که جمعیت جهان به مرز 9 میلیارد میرسد را باید دید.وتوجه داشته باشیم چنین حرکتهائی که نتیجه عدم دقت کشورهای صنعتی جهان طی 200 سال گذشته بوده چگونه میتوان در کوتاه مدت به نتیجه رساند واین در حالی است که روند انتشار گازهای گلخانه ای هر روز به فزونی میرود و خیلی کشورها نیز پا در جای پای کشورهای غربی نهاده ونتیجه آن شده که سال 2010 گرمترین سال بوده و به عینه این گرما را بدو ورود به زمستان میتوان حس کرد.  

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ ; ٢۱ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ بپا خیس نشی

دو شب پیش در اخبار سراسری خبری منتشر شد مبنی بر آب پاشی تهران توسط هواپیماهای موسوم به سم پاش که بیشتر به یک شوخی شباهت داشت تا یک خبر. انتشار گازهای آلاینده در تهران طی روزهای اخیر از این کلان شهر یک سونای دود ساخته ودر این روزها همه کسانی که ناچار به تردد در سطح شهر میباشند به سختی نفس کشیده وادامه این شرایط قطعن عواقب غیر قابل جبرانی را برای سلامت شهروندان بوجود خواهد آورد .اما سوال اینجاست که آیا به قیمت کارهای بی اساس وغیر علمی وصرف انجام کارهای نمادین میتوان تسکینی بر این آلام یافت.واگر سازمان حفاظت محیط زیست در یک حساب سر انگشتی برای سطح 730 کیلومتری شهر تهران بصورت مصنوعی تنها 2 میلیمتر آب بپاشد به عددی برابر 730.000.000 لیتر آب نیاز خواهد بود .وبرای کل استان تهران والبرز این عدد به 19 میلیارد لیتر آب خواهد رسید.آیا این هواپیماها که در فرودگاهها بصورت دستی آبگیری میشوند قادر خواهند بود این حجم آب را بر سر شهر تهران بریزند.وآیا دود ناشی از احتراق وبلند شدن ونشستن تا خاموش شدن این هواپیماها بیشتر از اثرات پاشیدن آب بر سر شهر نخواهد بود؟وحتمن فردا هم توصیه خواهد شد از جت فن جهت انتقال هوای آلوده به استانهای همجواراستفاده گردد.
سالها پیش سرویس ایاب وذهاب کارمندان جمع آوری وبصورت خشکه پول این سرویس ها بین کارمندان تقسیم شد .تنها در یک سازمان بجای 15 اتوبوس حدود 300 تا 400 خودرو سواری جایگزین این اتوبوسها شد.حال شما این اعداد وارقام را برای کل کارمندان تعمیم دهید تا بدانید چندین خودرو کوچک جایگزین چند خودرو بزرگ شده است. البته این خوش فکری کماکان نیز در حال انجام است .حال خود بخوانید حدیث مفصل از این تراژدی های نامیمون در شهر تهران وبماند که چقدر تلاش کردیم وبه انحاء مختلف وام دادیم تا مردم خودرو بخرند و در این کلاش شهر اهل وعیال خود را دور بچرخانند تا دلخوش باشند ماشینی دارند وراحت به امورات خود میرسند .البته تا زمانی که برای سوار شدن به مترو و اتوبوس های تندرو باید چند نوبت ماشین عوض کرد جای هیچ گلایه ای باقی نخواهد ماند.
ودر این وانفسای دود ودم بهتر آنست چنین کنیم که گر نکنیم رو به نابودی خواهیم بود:
امیدوار باشیم صنایع آلاینده روزی از سطح شهر تهران منتقل شده و یا مجهز به سیستم های کنترل آلودگی گردند .
با ساخت مسیرهای دوچرخه رو  وبا این درایت که از چشم بادومی ها در رسیدن به مقصد عجولتر نیستیم از موتورسیکلت هم چشم بپوشیم حتی اگر دیرتر به مقصد برسیم.
خطوط مترو به نحوی توسعه یابد تا افراد از نزدیکترین ایستگاه آن قادر به استفاده گردند.
هی این خودروها را درون شهر تهران نریزیم که اگر بزرگراه های تهران را چند طبقه یا چند برابر هم کنیم به نتیجه ای نخواهیم رسید. وبا زوج وفرد کردن کل استان تهران و کشورهم مشکلی حل نخواهد شد.چرا که اگر این طرح موفق میشد الآن در محدوده قبلی طرح ترافیک موفق میشدیم واین حال وروزمان نبود.
به انچه میگوییم خود معتقد باشیم واول نفر ماشین خودمان را بفروشیم.البته ما فروختیم ولی توصیه میکنم شما نفروشید چون سالهاست پیاده گز میکنیم هیچ، آلودگی هم بیشتر شده
واگر هیچ یک از این امور مقبول نیفتاد سر بر آستان زمین بگذاریم که راهی دیگر باقی نخواهد ماند.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱٧ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ آب وآتش

در روزهایی که گذشت خبرهایی تیتر وبلاگها و روزنامه ها و سایت های مرتبط و کارشناسانی بود که دل در گرو حفظ منابع طبیعی کشور دارند.یکی عدم رای نمایندگان به حذف 65 درصد دام مازاد توسط دولت ، دیگری آتش سوزیهای گلستان واخیرن هم آلودگی وآب پاشی بر کلان شهر تهران با هواپیمای سم پاش که اگر عمری بود به شرح هر یک پرداخته خواهد شد.
 حذف بندهای ج و د از ماده 135 لایحه برنامه پنجم توسعه که تعهدات دولت را در حذف دام مازاد از عرصه های مرتعی و جنگلی خواستار بود بدون هیچ توجیه فنی از سوی نمایندگان مجلس حذف شد تا امیدوار باشیم شورای نگهبان در صورت صلاحدید و مغایر بودن با قانون افزایش بهره وری آنرا رد نموده تا بارقه ای از امید در دل آنها که برای حفظ منابع طبیعی کشورنگرانند زنده بماند و باید انتظار کشید تا این موضوع به سرانجامی خوش بیانجامد نکته مهم در این بحث غیبت نماینده وزارت جهاد کشاورزی در دفاع از این موضوع در صحن علنی مجلس بود . البته فراموش نکنیم که در برنامه 5 ساله چهارم نیزطی بند ب ماده 69 این مورد مصوب شد واگر چه به همه آنچه انتظار میرفت نرسیدیم اما بود آن از نبود آن بهتر بود.
جایگاه سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور بعنوان یکی از سازمانهای تحت مدیریت وزارت جهاد کشاورزی بقدری متزلزل است که میتوان از این موقعیت بعنوان نقطه ضعفی در مدیریت کلان عرصه های منابع طبیعی یاد نمود . سازمانی که خود بایستی یک وزارت باشد باید برای تائید احکام پیشنهادی خود دست به دامان وزارتی گردد که هیچ سنخیتی با عملکرد این سازمان نداشته و اگر سازمان خیلی موفق عمل کند بتواند تنها 20 تا 30 درصد احکام پیشنهادی را در وزارت بقبولاند و پس از آن نیز اگر این احکام از وزارت خارج شده و به صحن مجلس کشیده شود به بوته فراموشی سپرده خواهد شد این یکی از موقعیت های نامناسب سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری در زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی است که انعکاس آن را در عمل ، همگان دیده یا شنیده اند.
 رویکرد ادارات کل منابع طبیعی استانها نیز در تعامل با سازمان جهاد کشاورزی استانها نیز از این مقوله خارج نبوده ووجود ابزارهای دست و پاگیر در سازمان جهاد استانها ،فعالیت ادارات کل منابع طبیعی استانها را نیز با مشکلاتی مواجه نموده که می طلبد جایگاه سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور به نحو شایسته ای ارتقا یافته و اگر با سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل وزارتی جدید را ندهد لااقل بعنوان سازمانی مستقل به انجام فعالیتهایی حاکمیتی خود ادامه دهد.
شرح ماجرا تحت عنوان الزامات تشکیل وزارت منابع طبیعی در آینده ای نزدیک به در معرض دید علاقمندان قرار خواهد گرفت.ماجرائی که میکوشد با توجه به اهمیت منابع طبیعی وحفظ وحراست واهمیت آن نامی ونشانی در خور آنچه بین سالهای 46 تا 50 که وزارتی به نام منابع طبیعی داشتیم در این برهه از زمان نیز داشته باشیم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱٦ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ منابع طبیعی پیش نیاز هر پست

 بدنبال تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر، برادر ارجمندم درویش فرماندار را مسئول صدور فرمان آتش دانسته وپیرو این خبر موج پنجم وبلاگ نویسان به یاری باغ گیاهشناسی نوشهر شتافته اند. آنها که بی مزد ومنت در صدد آگاهی بخشیدن به مدیرانی هستند که گاهن نیاز به تنویر وروشن شدن دارند تا روشنگری.  این دلسوزیها ومکاتبات مراکز علمی وتحقیقاتی تا روز شنبه پانزدهم آبانماه منجر به ارسال نامه ای از سوی وزیر محترم جهاد کشاورزی به وزیر کشور شد تا شاید التیامی بر زخم دل سوختگان منابع طبیعی ویا توقفی بر این حرکت غیر فنی باشد.


در ایامی که بیل های مکانیکی ولودرها در حال تخریب باغ قدیمی گیاهشناسی نوشهر بودند بنده خدمت یکی از مدیران کل منابع طبیعی یکی از استانها بودم . خیلی عادی بود که از خصائص این مدیرچیزهائی شنیده بودم اما پس از صحبت، زوایای پنهان شخصیتی این مدیربرایم روشن شد. مدیری که قبلن سکان فرمانداری شهری را به عهده داشته وپس از آن مدیرکل منابع طبیعی شده آن هم با رشته تحصیلی نامرتبط. او میگفت در زمانی که فرماندار بودم به راحتی از کنار تخریب وقطع درختان در جهت توسعه برخی طرح ها وپروژه ها میگذشتیم اما اکنون با هر تخریبی به بهانه توسعه ایستادگی میکنیم واز استاندار میخواهیم فکر دیگری برای توسعه بیندیشند تا تخریب حداقل شود.جالب بود اگر مدیران منابع طبیعی ما قبل از مدیر شدن فرماندار باشند خوب نیست وبهتر آنکه فرمانداران ما قبل از فرماندار شدن مدیر کل منابع طبیعی یا محیط زیست باشند در این صورت آنقدر آگاه خواهند شد که به این راحتی ها دستور آتش صادر نکنند.پیرو این مطالب پیشنهاد میگردد با توجه به وظائف حاکمیتی منابع طبیعی حتی الامکان به منظور حفظ منابع طبیعی وانفال، قبل از فرماندار یا استاندار یا رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان شدن این آقایان، حتمن از اهمیت منابع طبیعی وحفظ محیط زیست آگاه شده ویا حداقل یک دوره مدیر کل منابع طبیعی بشوند.در این صورت با دید باز وروشن بینی از تخریب منابع طبیعی جلوگیری کرده وخیالمان راحت خواهد بود که منابع را فدای مصالح نخواهند کرد.البته ناگفته نماند مدیران کل منابع طبیعی که به پست های وزارت کشور میرسند اگر دنبال مصالح خود باشند بسیار زهردار تر از همان فرماندار خواهند شد چون فوت وفن وگپ های منابع طبیعی وآدرس زمینهای قابل واگذاری وفرارهای قانونی را خوب بلدند.  

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱٥ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ شهری نو در نوشهر

حکایت تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر را چند روز پس از درج آن در سایت ها دیدم .

 علت تاخیر در شنیدن اخبار این بود که در زمان تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر که بیل ها به سرعت در حال کندن ریشه های درختان 50 ساله بودند من در یکی از شهرهای دور یک استان، تلاش میکردم تا نهالی را در زمین بنشانم تا شاید در این وانفسای بی اعتباری و بی انگیزگی ونبود نیروهای کارشناسی وعدم بارش باران  این نهال بتواند در چند سال آینده به درختی تبدیل گردد .اما مشروط بر این که مورد بی لطفی قهرعوامل طبیعی وچرای دام وکم لطفی انسان  دچار نشود و پس از سالها به درختی تبدیل گردد .نهالی که من کاشتم از درختان باغ گیاهشناسی نوشهر بسیار کوچکتر بود نهالی که بزرگ شده آن در زاگرس والبرز به بهانه های توسعه وپیشرفت وجاده سازی وخطوط نفت وگاز وساخت شهر وشهرک صنعتی بارها وبارها سر بریده ونسل آن نابود شد. کم لطفی صورت گرفته در نوشهر که منجر به قطع وتخریب بخشی از این باغ بود دل هر انسانی را به درد میآورد.در این سالها که مدیران ومسئولین ساز مطالعه وارزیابی وتوسعه پایدار میزنند چگونه چنین بی تدبیری در یک باغ مهم که نقشی بی بدیل را در نشر وتوسعه علم بوتانیک بازی میکند اینگونه به تلی از خاک تبدیل میکنند تا شمال کشور را به اجبار به سمت صنعتی شدن وتوسعه صنعت نزدیک کنند.
آیا از دیگر جاذبه های این خطه نمیتوان در توسعه صنعت بهره جست؟
آیا با دیدن وشنیدن چنین حرکات غیر کارشناسانه ای میتوان همچنان با جدیت به کارهای خود ادامه داد ؟
آیا زمینی در خطه شمال مانده تا برای آن جاده ای بسازیم؟
آیا با ادامه این روند درختانی خواهیم داشت تا بهانه ای برای دیدن آنها داشته باشیم؟
آیا حوصله ای برای کاشت نهال در این وانفسای خشکسالی باقی میماند؟
آیا آب رفته به جوی باز خواهد گشت؟
آیا باغ گیاهشناسی پردیس کشاورزی ومنابع طبیعی کرج هم روزی به بهانه توسعه وتعریض خیابان دانشکده و خیابان شاه عباسی ومصباح تخریب خواهد شد؟
آیا معنی توسعه همین تخریب است یا چیز دیگری است؟
آیا ما همانهائی نیستیم که تخریب باغات زیتون فلسطینی های کرانه باختری را توسط اشغالگران محکوم میکنیم واز تخریب باغات در جهت ساخت شهرکهای رژیم اشغالگر سخت آزرده میشویم؟
آیا.....؟

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱٤ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ مهمتر از نیترات هم میتوان در آب تهران یافت

در سالهای دور ودر دهه 70 وزارت نیروبدنبال افزایش آلودگی میکروبی وبالا رفتن میزان توتال کلیفرم در آبگیر بیلقان کرج که یکی از ایستگاههای اصلی پمپاژآب به شبکه آب آشامیدنی تهران میباشد در اقدامی بجا وظربتی وبدون تعارف یک تنه وباحمایت دولت حکم تخریب مراکز نظامی ،انتظامی،تحقیقاتی،حفاظتی،تفریحی حاشیه دریاچه سد امیر کبیر کرج را گرفت وتمامی این مراکز منجمله آب اسکی،محیط بانی سد امیر کبیر،مراکز آموزش نظامی ودیگر مکانهای دولتی را کمتر از سه ماه تخریب نمود.که اگر شما هم سری به جاده چالوس زده باشید آثار این تخریب ها را به روشنی در کیلومتر 35 وبعد از پلیس راه کرج - چالوس خواهید دید.  اما تا قبل از تخریب این مراکز هر یک از این مکانها بهانه ای یا راهکاری غیر اساسی برای عدم آلودگی آب دریاچه میآوردند که ساخت سپتیک تانک جهت جمع نمودن فاضلاب یکی از همین راههائی بود که توجیهی جهت اجتناب از آلودگی آب دریاچه بحساب میآمد اما نکته اصلی اینجا بود که هیچ تضمینی جهت آلوده ننمودن آب توسط این سپتیک ها وجود نداشت زیرا یا این سپتیک ها به صورت غیر اصولی ساخته شده وآب بند نبوده وفاضلاب پس از نشت مجدد وارد آب دریاچه میشد یا تخلیه این سپتیک ها به موقع انجام نمیشد که این موضوع باعث سرریز فاضلاب به داخل آب میشد ویا در صورت تخلیه توسط لجن کش ها به خارج از محدوده آبخیز سد وآبگیر بیلقان ریخته نمیشد و تخلیه مستقیم فاضلابها توسط لجن کشها به داخل دریاچه یا رودخانه مواردی بود که گاهن گزارش میگردید.این یعنی تسامح وتساهل وعملن در همه سالهائی که خود محیط زیست  با همت فرمانداری وبهداشت اکیپی را تحت عنوان اکیپ کنترل آلودگی آب دریاچه سد امیر کبیر در مسیر جاده چالوس فعال کرده بود اقدام موثر ومحکمی درخصوص  کنترل آلودگی آب دریاچه صورت نگرفت تا اینکه حکم تخریب این مراکز دولتی صادر شد .خوب دقت کنید صرفن مراکز دولتی تخریب شدند وهیچ یک از مراکز ورستورانهای خصوصی تخریب  نشد یکی از رستورانهای کیلومتر 15 به محض استقرار لودرجهت اجرای حکم دادگاه جهت تخریب رستوران، یک حکم دیگر را تحت عنوان برگ برنده رو کرد که نه آنروز نه روزهای دیگر این رستوران تخریب نشد ونه تنها این رستوران با طرح توسعه هم اکنون نیز در حال فعالیت است بلکه رستوران های دیگر هم به این رستوران اضافه شده و هیچیک هم مجهز به ساخت سیستم تصفیه فاضلاب نگردید .البته نکته قابل توجه در این موضوع که شخصن ناظر آن بوده سرعت عمل مدیر رستوران بود که قبل از ساعت هشت ونیم صبح نه تنها حکم عدم تخریب را از قاضی پرونده اخذ کرد بلکه موفق به ارائه حکم در محل رستوران قبل از تخریب وشروع به کار لودر گرفت . در بازدیدی که اخیرن از جاده چالوس داشتم به چشم خود شمار زیادی از رستورانها را دیدم که تا زمان تخریب اماکن دولتی اصلن هیچ حضوری در منطقه نداشته یا  در قالب دکه صرفن لبو وپفک نمکی وقاقا لیلی میفروختنداما اکنون به لطف بی توجهی یا عدم پیگیری واحدهای ذیربط تبدیل به واحدهای شیک وزیبائی شده که در همه ماههای سال حتی حرام ومبارک نیز میزبان میهمانان عزیز بوده وبیش از گذشته فاضلاب این واحدها به همان روشهای سابق وحتی ساده تر به رودخانه وسپس آب لوله کشی شهروندان تهرانی  وارد میگردد وشاهد این ماجرا نیز عدم ساخت هیچ تصفیه خانه ای در هیچیک از این واحدهای پذیرائی میباشد.

یادآوری:

سپتیک تانک یک مخزن ساده است که عمدتن توسط صاحبان واحدهای تولیدی وخدماتی وصنعتی آب بند هم نمیشود وصرفن میتوان فاضلاب را مدتی در آن نگه داشت تا توسط کامیون لجن کش به جای دیگر منتقل شود حال بماند جای دیگر در مباحث محیط زیست بی مفهوم بوده وهر فاضلابی باید در یک سیکل وابسته ومحدود مجددن تصفیه شود .

نتیجه:

با توجه به اهمیت کنترل آلودگی آب شرب شهر تهران باید موارد ومسائل زیست محیطی از سرچشمه حوزه های آبخیز سد های کرج،طالقان ،لتیان ولار به نحوی باشد که نه تنها فاضلاب روستاها بلکه فاضلاب رستورانها نیز بدون تصفیه وارد رودخانه وبنوعی شبکه آب لوله کشی منازل تهران نگردد.که آنوقت بجای نگرانی نیترات باید نگران توتال کلیفرم وکلر مازاد جهت کنترل آن خواهیم بود.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ ; ٢٩ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از محمود عباس تا وان ترکیه

چند روزی بنا به گرفتاریهای جاری وسفر سعادت حضور در وبلاگ نبود نه اینکه نشه چیزی نوشت بلکه بعضی وقتا نوشتنت نمیآد یا حوصله نداری یا دوست داری بیخیال باشی یا سرت یه جائی گرم است.اما  چند شب پیش مصاحبه تلویزیونی خانم ندیری صدای آمریکا با دکتر کهرم جالب بود که نقدی چند خطی بر آن خواهد شد . صحبت  دکتر بر سر سرخی دریاچه ارومیه بود ومقایسه آن با دریاچه آبی رنگ وان ترکیه وکم شدن سطح  دریاچه ارومیه که بحثی کاملن زیست محیطی بوده ودکتر کهرم ضمن مقایسه این دو دریاچه از قطع سهم آب ورودی به دریاچه ارومیه دل نگران بودند وبر بنیاد پیشنهادات قبلی خواستار ورود آب رفته به جوی بودند. در ادامه صحبت موضوع با تغییری 180 درجه به مذاکرات نماینده دولت خود گردان فلسطین ونخست وزیر فلسطین اشغالی (اسرائیل) در امریکا سوق پیدا کرد واز دکتر کهرم هم خواسته شد که نقش جنگ وتنش دو جبهه را درتخریب محیط زیست بیان کنند.البته دکتر با درایت خود به عوارض ناشی از جنگ تحمیلی ایران وعراق اشاره کردند اما نکته اساسی در برخورد با چنین گفتگوهائی در نحوه چرخش مجری وتغییر موضوع گفتگو از سیاست به محیط زیست است.چیزی که خیلی ها از باب تشابه با اصل دینی وسیاسی آن مشکل دارند حال چگونه قصد دارند سیاست ومحیط زیست را با هم مرتبط دانند.بر هیچ کارشناس وغیر کارشناسی پوشیده نیست که جنگ در هر جائی با محیط زیست در تضاد بوده وهر جا جنگ رخ داده بدنبال آوارگی وبی خانمانی افراد ، تخریب محیط زیست نیزرقم خورده  وسطوحی از جنگل ومرتع از بین رفته واحشام وحیات وحش نیز آسیب دیده و خیلی موارد دیگر.حال این جنگ اگر در فلسطین باشد یا افغانستان یا عراق یا هیروشیما یا هر کشور دیگری توفیری در اصل ماجرا نمیکند.وبهتر که مجریان چنین برنامه هائی به مسائل محیط زیست پرداخته وبدانند که به اندازه کافی موضوعات زیست محیطی بلاتکلیف وقابل بحث آنقدر داریم که نیازی به وسط کشیدن بمب اتم وانرژی خورشیدی وجنگ وجدال نیست .

مخلص کلام:

یادمان باشد قبل از آنکه نگران جدائی دیانت و سیاست باشیم بین سیاست ومحیط زیست تمیز قایل شویم.وبا شیطنت سعی نکنیم پای هر جنبنده ای را به مسائل سیاسی باز کنیم که این سیاست همان موجود بی پدر ومادری است که من نیز از آن گریزانم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱٥ شهریور ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ مانچ بگویید اما مالچ بپاشید

در هفته ای که گذشت دو خبر در محافل خبری محیط زیست رنگ وبوی دیگری داشت وآن هم خبر کشته شدن سه قلاده از یوزپلنگ هائی بود که حکم ناموس مدیران محیط زیست را دارند ودیگری برگزاری اجلاس چهارم ایران وعراق بر سر ریز گرد.نکات قابل تامل در این جستارها این است که اخیرن در یک مصاحبه یکی از مدیران ارشد در یک مصاحبه رادیو تلویزیونی در مورد مقابله با گرد وغبار توصیه نمودند که در عراق از مانچ پاشی برای مقابله با ریزگردها استفاده شود .البته قطعن این رئیس محترم میداند مانچ ومالچ با هم تفاوت دارد همانگونه که پلنگ با یوزپلنگ . اما سخن اصلی به مدیران محترم محیط زیست است که به عنوان پیشانی محیط زیست کشور و وامدار ناموس این مرز وبوم هستند به جای پرداختن به مباحثی که در ید قدرت دفتر امور بیابان سازمان جنگلها ومراتع بوده وسالهاست در ماسه زارها وشنزارهای داغ کویر ها وبیابانهای ایران با گوشت وپوست خود مالچ را لمس کرده وپشت گانها به این اراضی مالچ نفتی پاشیده اند به فکر ناموس خود بوده وتدبیری عاقلانه بیندیشند تا این چند قلاده یوز باقیمانده در زیر چرخ خودروها له نشده یا از بی طعمه ای تلف نشده یا مورد کم لطفی شکارچیان قرار نگیرند که اگر چنین شود آنوقت باید دنبال منچ بازی وماروپله باشند.

به سخنی دیگر بهتر است مدیران محیط زیست تصور کنند نسل یوز ایرانی مثل دیگر گونه ها منقرض شده وبر همین تصور یک جفت یوز ودو بچه یوز را برای احیای نسل آنها به ایران آورده اند ودر منطقه نسبتن بکری بنام توران رها نموده اند تا در کمال آرامش به احیای نسل بپردازند.آیا این 4 یوز مادر مرده باید زیر چرخ خودروها له شوند.آیا هند که قصد چنین کاری دارد فکری برای یوزهائی که هنوز صاحب آن نشده نکرده که این موجودات نصیب گرگ بیابان وچرخ ماشین ها وطعمه شکارچیان نشوند. یا به عنوان مثال اگر در میانکاله بخواهید این دو ببر را رها کنید اقدامات حفاظتی خواهید داشت یا نه واگر جواب مثبت است همین کارها را در توران وبرای یوزها بکنید که اگر  ماجرای حفظ گونه های موجود را وا بدهیم فردا چیزی برای احیا نخواهیم داشت وباید دست به دامان هند شویم تا همین  ناموس رفته را به ما بازگردانند واین میشود دورباطل احیای نسل ببر مازندران یا همان سیبری.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۸ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ توریسم واکوتوریسم کیلوئی چند؟

همه آنها که سری به کشورهای دور ونزدیک زده اند دیده اند که دیگران در برهوت گرما با سیستم های سرمایشی ودر قلب گرما، پیست اسکی ساخته اند.یا ماکتی از نداشته های خود ساخته یا طرفندی را بکار برده تا با پول گردشگران خارجی برای خود درآمدی بسازند.هر چند که روی نفت نشسته باشند.  اما ما از داشته هایمان نه برای توریست ها بلکه برای خودمان هم بهره ای نبرده ایم. به ما چه مربوط که شاخص ها وطرازهای گردشگری وتوریسم در جهان چقدر بالا وپایین میرود یا به من چه ربطی دارد که کشور فرانسه سالانه 80 میلیون گردشگر داردو اسپانیا 57 میلیون وچشم بادومی ها53 میلیون.اما این برای من  مهم است که  در این سرزمین برای هموطنان چه امکانات رفاهی در فصول تعطیلات در نظر گرفته شده است و این برای من مهم است که وقتی از پنجره خودرو زباله هائی را در حاشیه میدان گیل رشت تا کیلومترها بعد از پلیس راه تهران ودر حاشیه جاده میبینیم ویا منظره های ریختن وجمع نمودن زباله های شهری در مجاورت دریا وجنگل وتالابها و خود سوزی این زباله ها وخیلی چیزهای بی بدیل دیگر ولی از منظری دیگر شکر میکنم که چشم نامحرم به این داشته ها نمی افتد . توریستها را بی خیال ولی اگر دلمان به حال خودمان بسوزد نباید وقتی به بهانه بازی کودکانمان به حاشیه دریا میرویم از بوی بد ماسه هائی که نقش فیلتر شنی را برای فضولات آدمها بازی میکندد تا روزها سرمست شویم ویا برای ریختن زباله ای سرگردان جنگل ودریا شویم .  98 درصد  سواحل از رامسر تا بابلسر، همانند رودخانه های کرج وکردان که دیده نمیشوند توسط ارگانها وافراد خریداری ومورد بهره برداری قرار گرفته است. یعنی تنها 2 در صد این اراضی آزاد بوده وقابل دسترسی است اما آیا برای همین میزان هم مدیریتی شایسته داشته ایم؟
خدا را شاکریم که همین 500 هزار گردشگر خارجی به شمال ایران نمیآیند که اگر بیایند کلی از موقعیت حافظ وسعدی وپاسارگاد وتخت جمشید و... کاسته خواهد شد.
وبدانیم که خیلی چیزها را ما یکجا داریم اما خیلی از کشورها ندارند ولی برخی چیزها را آنها به تنهائی دارند که ما جملگی نداریم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱٦ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از زباله تا توریسم

چند روز پیش سفری به استان گیلان داشتم که  از موزه میراث روستائی گیلان هم بازدیدی شد که البته سابقن در اینجا وآنجا از وصف آنجا چیزهایی دیده وشنیده بودم .البته در زمان بازدید اولین جشنواره طبخ چای ایرانی نیز برگزار شد که ما از چایهای ایرانی کاملن بهره لازم را بردیم وچند عدد هم برای دکور داخل کابینت آشپزخانه ، چای نیم کیلوئی خریدیم.دکور از این بابت که در غرفه ها وپس از نوشیدن چای و رو دربایستی مجبور شدیم بگیم به به عجب چای خوبی ویه بسته بخریم. مسیرهای بازدید شده ساحل زیبای انزلی و گیسوم بود و شهرهای رشت تا اسالم وهشتپر که بر خلاف دیگر پست ها سعی خواهم کرد چیزهای در باب آنها بنویسم.چون این روزها نوشتنم نمیآید.فقط یه موضوع رو بگم اونم این که هنگام خروج از انزلی به سمت اسالم ودر محدوده حاشیه انزلی دود بسیار غلیظی  جاده رو گرفته بود .اول فکر کردم جنگل آتش گرفته ولی بوی بسیار مشمئز کننده حکایت از ماجرائی دیگر داشت.

پس از طی مسافتی به محلی رسیدیم که چشم ، چشم را نمیدید.هوا هم تقریبن رو به تاریکی داشت وماشین هم در حال حرکت .خلاصه بعد از چند ثانیه مغز فرمان داد که ای دل غافل این زباله است که میسوزد نه جنگل .البته باید خوشحال میشدم که جنگل آتش نگرفته بلکه زباله ها خودسوزی میکنند.ولی خوشحال هم نشدم. این یک فاجعه ی دیگر در مجاورت شهری بندری بود که در خیلی موارد  شاخص های درخور جهت تبدیل به یک منطقه گردشگری را شبیه  بنادری چون  استانبول ترکیه ونینگبو چین ودیگر بنادر دست چندم دنیا داشته و خطه شمال میتوانست به عنوان یکی از مناطق جذب توریست رونقی شایسته به صنعت توریسم دهد که بعدن در باره آن باز خواهم گفت.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳ امرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ از تو به یک اشاره ، از ما به سر دویدن

در ادامه سفرهای استانی، این هفته سعادتی بود تا سری به استان گلستان بزنم.نظر به اینکه خیلی وقتها فرصت نگاه کردن به نوشته های دوستان عزیز در اینترنت بنا به نبود امکانات در استانها میسر نمیباشد لذا مطلب گذاری هم که تابع همین مسائل است دچار نوسان شده وحضور بنده را تحت تاثیر قرار میدهد.
دو موضوع رادر ادامه خواهم گفت: یکی اینکه جنگل  ابر تبدیل به یک موضوع کاملن صیاصی شده و گره کور آن به دست توانای من وشما باز نخواهد شد.مگر آنکه نمایندگان محترم ودانه درشت های علی آباد شاخ مبارک را از ساخت چنین جاده ای به بهانه نزدیک شده فاصله تا زادگاهشان در استان سمنان بیرون کشیده تا دوستداران بیکار محیط زیست نگران سرخدار وچند عدد درخت بی ارزش جنگلی برای ساخت چنین جاده استراتژیک ومهمی که تنها جاده !!! مابین استان گلستان وسمنان بوده ، نباشند.
مسئله دیگرساخت وساز در روستاهای ییلاقی توابع گرگان است.این را گفتم که چند سال دیگه دوستان محترم که چشمشان به این مطالب میافتد گله مند نباشند ونگویند شما که میدانستی چرا اطلاع رسانی نکردی تا ما هم با این نمد یه کلاهی واسه خودمان بسازیم .همین گله ای که ما از دیگران داریم چون اگر این موضوع که قصد گفتن آنرا دارم اگر سه چهار سال پیش به بنده گفته شده بود حداقل الآن پای رایانه به نوشتن این مطالب اتلاف وقت نمیکردم ودرتراس ویلای خودم  داشتم چپق میکشیدم .
موضوع این است که در استان گلستان ودر دل جنگل ، روستاهای زیادی وجود دارد که بخشی بصورت فصلی مورد استفاده قرار میگرفته وبخشی نیز دائمن استفاده میشود.این روستاها به همت دولت محترم هم برق دارد هم آب وهم امکانات روستانشینان دیگر.چند سالی است تب زندگی توسط شهرگریزان طبیعت دوست در دل طبیعت داغ شده وبه همین بهانه ایشان اقدام به خرید قطعاتی زمین در داخل همین روستاها نموده تا برای تعطیلات خود محلی دنج داشته باشند. بانکها هم وام 10 میلیونی جهت ساخت به ایشان میدهند.خلاصه مطلب اینکه هجوم شهر نشینان به روستاهای داخل وحاشیه جنگل طی سالهای اخیر وساخت منازل ویلائی وخوش نشینی در این مناطق نه تنها قیمت زمین را بطورسرسام آور بالا برده وبه یک معظل برای سیاست مداران استان تبدیل شده بلکه نگرانی های زیادی را در باب تخریب جنگلها برای دوستداران محیط زیست فراهم نموده است. معظل از آنچه بنده نوشتم خیلی بزرگتر است.گفتیم پیرو سفرهای استانی مطلبی نوشته باشیم تا دوستان بعد ها گله مند نشوند که چرا به ما نگفتی تا با موضوع برخورد کنیم یا یه تیکه زمین واسه روزهای پیر وکوریمون فراهم کنیم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱٥ تیر ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ گلی به گوشه جمال امور عشایر

قول دادم در باره برخی سر تیترهای پست قبل یه چیزائی بنویسم البته چون وقت کم است سعی بر خلاصه گوئی خواهد شد.در پست قبلی به سر تخت بافت از توابع شهرستان رابر رفتیم .قبل از دو هفته پیش یک جاده مالرو جهت عبور عشایر به منطقه کار رساندن این عشایر را به منطقه سرتخت به عهده داشت که در سفر اخیر سعادتی نصیب شد تا زحمات وپیگیرهای امور عشایر استان را در تعریض جاده مالرو وشخم یکسره اراضی سر تخت رویت کنیم .عکسهای فاقد تاریخ مربوط به دوربین دوست وهمکار عزیز عباس درخشانی است.

در برخی شیبهای تند ایجاد چنین جاده پهنی در زمستان وفصل پر باران چیزی جز رانش زمین وفرسایش خاک را نخواهد داشت.

در پستی از ممدآقا شعری از کدکنی آمده بود که بد جوری در وصف این گونهای له شده سروده شده بود.

 آقایان سازمان عشایر شما که از گوشت وخون عشایر هستید وزبان گویای آنها به همه دلسوزان این زیست بوم پاسخ دهید که آیا برگزاری جشنواره عشایر یا هر مناسبتی نیاز داشت تا چنین اراضی بکر ودست نخورده ای را شخم بزنیم ومفتخر باشید که برای آنها راه دسترسی احداث کرده اید.اگر راه دسترسی درست کرده اید تا واگذاریهای منطقه ییلاقی وخوش آب وهوای سرتخت را سرعت بخشید که جای تشکر دارد.اگر راه درست کرده اید که هر ننه قمری با اتل وزن وبچه بیاد تفریح وپدر وبرادر این مراتع رو به لجن بکشه وبعد سر وته کنه وبرگرده که آخر لطف شما به این عشایر زجر کشیده وآواره کوه وبیابان بوده است . نه خدائیش نیت از ساخت این جاده واین بنای یاد بود در وسط سر تخت چه بوده؟


ما نفهمیدیم این دکل آب انبار است یا آبشخوار یا جایگاه پذیرائی از میهمانان اگر یه مومنی پیداشد بنده را هم روشن نماید.البته این رمپ رو زده اند که اگر تریلی یا کامیونی خواست برای ساخت وساز یا میلگرد آوردن یا تفریح بیاد بالا بتونه خوب دور بگیره البته شاید هم پارکینگ باشه وما بیخود گناه مردم رو میشوریم.

از ما گفتن بود با این جاده فاتحه مراتع بکر سرتخت خوانده شد .مراتعی که محال بود یه ذره زباله یا آشغال در مراتع ببینی یا در مسیر آن ساخت وسازی رویت کنی یا هر یای دیگر. اگر فکر میکنید طبیعت زیبای سرتخت ویران نخواهد شد بمانید تا ببینید از ما گفتن بود.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱٧ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ دو کلام حرف حساب به مناسبت روز های محیط زیست

شب هنگام که سری به تارنمای دوستان در گرین بلاگ زدم مجددن به نوشته های ممدآقا در مورد بی مهری مسکن مهر  برخوردم که ناگهان یاد هومان خاکپور افتادم که در یکی از کامنت ها ماست خوربنده را گرفته بود وخواسته بود قول دست پر برگشتن از کرمان را به یاد من اندازد.البته مطلب خیلی زیاد بود واجازه میخواهم در آستانه ایام مبارک محیط زیست که بنظر میرسد حرکات قابل توجه ومطالب زیبائی در رسای محیط زیست کشور انجام میپذیرد، بنده به نوبه خودم صرفن مشاهدات وشنیدنی های خود در این ایام که شاید یک نوع تعامل با محیط زیست باشد را تیتر وار عنوان تا اگر آلزایمر به سراغم آمد با خواندن این پست مجددن یادم آید ودر باره آنها بنویسم.
واگذاری مرکز تحقیقات کشاورزی کرمان به مساحت حدود 65 هکتار در مسیر کرمان - ماهان جهت ساخت مسکن مهر، ایجاد دود و آلودگی شدید هوای شرکت فروآلیاژ کرمان، تخریب مراتع و تبدیل جاده مالرو تحت عنوان جاده سازی به منطقه سر تخت جهت برگزاری جشنواره عشایر توسط متولی عشایر یعنی امور عشایر استان وتردد ماشینهای فاقد کمک وبی کمک همچون پراید وپیکان به منطقه ،توزیع سفارشی مجوز شکار چهار پایان از سوی مدیران محترم محیط زیست که در نوع خود جای تقدیر وتشکر دارد چون اگر این مجوزها بدست افراد نااهل وغیر متخصص بیفتد امکان دارد به جمعیت این حیات وحش لطمات جبران ناپذیری را وارد کنند،همزیستی  زیبا ودیدنی مو(تاک)با درخت بنه ونیز دشمنی لورانتوس با کیکم وارژن تحت عنوان رابطه انگلی در ذخیره گاه ارس گلوچار رابروزاد آوری بنه وارس در این ذخیره گاه ، تلف شدن دامها بدلیل آلودگیهای شرکت مس خاتون آباد،کاهش جمعیت کل وبز در پارک ملی خمر بافت از 16000 راس در سال 85 ورسیدن این تعداد به 1800در سال جاری البته این خبر احتمالن صحیح نباشد چون دوست ودشمن زیاد است در ایام مبارک محیط زیست.ودر نهایت پیشرفت قابل توجه بازسازی ارگ بم
حال سعی خواهد شد در فرصت مناسب به تفضیل شرح موارد با اضافات وحاشیه های فراوان عنوان نگرددچون وقت طلا است ودر زمانه ای که مدعیان دوستدار محیط زیست توقع دارند شیشه نوشابه به عنوان مواد آلی جذب خاک شود ونیز همانها که خیلی سنگ به سینه میزنند که آی بگیرید وببندید که محیط زیست چنان شد و... حاضر نیستند برای انعکاس مطالب خود در تشکیلات آقا مهدی دکتر یک ده تومانی ناقابل واریز کنند،چرا بنده از وقت گرانبهای خودم در خصوص اشاعه افاضات خودم گرمی سی وخورده ای هزار تومان خرج کنم؟خوب نمیکنم.حرفی هست؟    

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱٦ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ ارزیابی زیست محیطی جاده ها حل شد

مصوبه مورخ 29 فروردین 89 هیئت وزیران که بنا به درخواست وزارت راه وترابری  در تاریخ 14 اردیبهشت ماه 89 به دستگاههای ذیربط ابلاغ شده ،مقرر نموده که :
"انجام مطالعات ارزیابی پیامدهای زیست محیطی برای کلیه طرحها وپروژه های راهسازی وزارت راه وترابری  در مرحله امکان سنجی ومکانیابی الزامی است"
این بند به عنوان یک تبصره  به آئین نامه اجرائی ماده 105 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی اضافه شده است.با قبول اینکه اگر سازمان حفاظت محیط زیست مسئول وارزیاب طرحهای زیست محیطی باشد.مشکل جاده سازی تو این مملکت حل شده وجای نگرانی نیست البته به شرط ها وشروط ها مثلن اگر قرار شد در غالب اصل 44 امور ارزیابی را محیط زیست به بخش خصوصی واگذار کند، آنوقت بخش خصوصی پسر خاله مادری پیمانکار اداره راه در نیاید یا اینکه سازمان محیط زیست اگر خودش خواست این ارزیابی رو انجام بده یه چند تائی متخصص استخدام کنه تا این کار انجام بشه وضمنن موقع اجرای جاده مواظب باشند تا پیمانکار یواشکی تخلف نکنه یعنی 24 ساعته یکی باید این جاده سازها رو بپاد.

جالب است چون خود وزارت راه درخواست کننده این مصوبه بوده نشان از علاقه وزارت راه در اجرای ارزیابی های زیست محیطی دارد لذا باید این حرکت را به فال نیک بگیریم وسعی کنیم دیگر وزارتخانه ها هم از ایشان یاد بگیرند که کار ارزیابی زیست محیطی انجام بدهند.بقیه کارها هم که طبق اصل 44 به بخش خصوصی! واگذار میشه وبخش دولتی هم فقط نظارت عالیه! خواهد داشت.اونوقت تند تند مثل سدهایمون میتونیم جاده بسازیم یا برعکس مثل جاده هایمون سد بسازیم.ضمنن این عکس پایینی قبل از ابلاغ مصوبه مذکور هنگام ساخت جاده 3000 توسط امیر خان انداخته شده البته شاید کلک سینمائی باشه شاید هم کار فتوشاپی شاید هم ماشین امیر سنگین بوده این حادثه رو درست کرده در هر صورت ربطی به مصوبه نداره.اگر هم داشته باشه به محیط زیست ربط نداره چون اون ارزیابیشو انجام داده واین وزارت راه بوده که کوتاهی کرده نه ببخشید پیمانکار وزارت راه کوتاهی کرده.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ٤ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها: محیط زیست
comment نظرات () لینک


+ خرم باد خرمشهر

در تاریخ روزهائی هستند که به خاطره ها پیوسته وماندگار میشوند.همیشه روزها ،آدمها،مکانها وخیلی چیزهای دیگر هستند که در تاریخ ماندگار بوده ویادآوری آنها تداعی گر خاطرات خوب وبد آنهاست.سوم خرداد هم یکی از همین روزهاست . خرمشهر یادآور همه اتفاقات جنگ است وهمه جنگ را میتوان بر بنیاد نام وخاطرات خرمشهر پایه نهاد.خرمشهر وقتی بود خوشی بود وصفا ،نخل های شهر سری داشتند وسامانی ودر کنار کارون خودی نشان میدادند. خرمشهر تداعی کننده تمام لحظاتی است که مردان مرد بی هیچ چشمداشتی ماندند تا ثابت کنند برای دفاع از خاک وطن جان دادن کوچکترین دارائی آنها برای این آب وخاک خواهد بود ورفتند تا خرمشهر بماند.گر چه از روز4 آبان 1359 ودرست 35 روز پس از حمله عراق و روزاشغال خرمشهر در تاریخ یادی نمیشود اما این روز همه آن خاطراتی است که تا قبل از بازپس گیری خرمشهردر خاطره ها باقی مانده است .

گر چه مدت مقاومت عزیزان این دیار قبل از اشغال خرمشهر با مدت عملیات بیت المقدس وبازپس گیری خرمشهر از بعثیون عراق تقریباً یکسان بود ونیز نمیتوان از ارزشهای قبل وبعد از آزادی چشم پوشی کرد اما مقاومت قبل از اشغال با وجود کمبود اسلحه،مهمات،عدم مدیریت واحد در ماندن یا ترک شهر وکمبود نیروهای رزمی ،محدودیت آذوقه و... بخشی از همه ی مشکلاتی بود که خرمشهر تا قبل از سقوط  بر خود دید.اگر به رشادتهائی میبالیم که ناشی از حضور بچه های چهره سوخته و بومی خرمشهرودیگر نیروهای ارتش وسپاه بود که همه بی مزد ومنت تا آخرین لحظه حیات بر سراعتقادات خود جنگیدند وجان خود را دنیا معامله نکردند همه وهمه به روزها وساعتهای قبل از اشغال بر میگردد. در همان روزهای دفاع، آنها که ماندند وجانانه جنگیدند، بعنوان اسوه های جنگ ودفاع وشهادت لقب یافتند تا نامشان بر لوح تاریخ وطن ماندگار شود.

مخلص کلام:
اگر چه روز سوم خرداد 1361 بعنوان روز مقاومت،ایثار وپیروزی نام گرفت اما روزهای منتهی به چهارم آبانماه 59 از همین دست روزهای بیادماندنی در مقاومت وایثار است.یاد ونام همه کسانی که قبل از اشغال وبعد ازآزادی خرمشهر جانانه وبی ادعا جنگیدند گرامی باد.وحق این مردم زجر کشیده ودرمند نبود که پس از 8 سال آوارگی،دربدری وبا وجود خرابی شهر وبعد از بازگشت به دیار خود از ابتدائی ترین امکانات نیز محروم باشند وآب خوردن هم نداشته باشند.وحال پس از 22 سال از پایان جنگ و 28 سال پس از فتح خرمشهر قرار است سیستم تصفیه آب شهر خرمشهر با ظرفیت اسمی 105 هزار مترمکعب در روز برای استفاده 250 هزار نفر با اعتبار 32 میلیارد تومان در بیست وهشتمین سال آزاد سازی خرمشهرافتتاح گردد.کاری که بایستی در زمان بازسازی انجام میشد نه حالاوبه یاد داشته باشیم اگر هر یک از کسانی که در راه جنگ به شهادت رسیدند اگر اکنون بودند از نبود آب سالم در طول  27 سال رهائی خرمشهر و ظلمی که بر این شهر رفته دلی ریش شده پیدا میکردند.

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; ٢ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ باز ریز گرد بی ترانه

 بروز ریزگرد در سالهای اخیر و بخصوص پس از سال 80 در استانهای مرزی کشور در غرب و جنوب غرب کشور و فراوانی این رویداد طی سالهای اخیر و روند رو به تزاید این پدیده از سالهای 85 و رسیدن این معضل به پایتخت و عبور از 15 استان و الودگی هوا تا 59 برابر استاندارد جهانی مدیران ودست اندرکاران را به صرافت انداخت تا به راهکاری مطمئن جهت اجتناب از کاهش خطرات این بلای آسمانی با همکاری کشورهای منطقه دست یابند.
دراستان خوزستان  6 بارتکرار بروز پدیده ریزگرد با زمان ماندگاری 48 ساعت درسال80 وبا 4 برابر حد مجاز ورسیدن این تکرار به ١٨۵ روز با زمان ماندگاری 120 ساعت با 36 برابر حد مجاز در سال 88 حکایت از عمق یک فاجعه زیست محیطی دارد.
حال که به مدد اجلاس ترکیه امیدواری برای برخی بوجود آمد که شاید این نشست منشا خیری برای نشاندن ریزگردها در منطقه باشد.نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه تا اوضاع همین است ما درگیر همین غبار خواهیم بود.این در حالی است که با گرم شدن هوا وخشکتر شدن اراضی عراق شدت این بلای آسمانی بیشتر هم خواهد شد.این در حالی است که موج حال حاضر که دو روزی است در تهران است نقاط دیگر چون اصفهان وقم ومرکزی،ایلام،کرمانشاه،همدان را نیز درگیر نموده است وبه سمت نقاط شرقی کشور در حال حرکت است.فعلن که باران بعدازظهر 5 شنبه قدری این غبارها را درآسمان تهران سرنگون کرد. ضمناً ازعصر جمعه موج جدیدتری از این ریزگردها را در نقاط غرب وجنوب  غرب کشورخواهید دید که چهار محال،اصفهان،قم ،کرمانشاه،ایلام را نیز در خواهد نوردید.
گزارش کامل ریزگردها را در صفحه 7 روزنامه همشهری دنبال نکنید چون هنوز چاپ نشده .

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


+ هردو قصه بد بود

وقتی از تهران عازم سفر به قائم شهر وساری  هستید.باید از جاده فیروزکوه بروید.وقتی به نزدیکی دماوند میرسید درست 5 کیلومتر قبل از دماوند ودر سمت راست جاده یک تابلو را خواهید دید که روی آن چنین نوشته:
دانشگاه آزاد - واحد رودهن - مزارع نمونه دانشکده کشاورزی
همه کسانی که یکبار هم از جاده دماوند عبور کرده باشند حتمن این تابلو را دیده اند.البته کار ما با این تابلو نیست.(برای بزرگتر دیدن تصاویر روی آنها کلیک کنید)

...
ادامه مطلب
نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::