هیچ میدانید کالیفرنیای ایران کجاست؟

اگر ما هنوز نمیدانیم کدام منطقه برای کدام کاربری مناسب است دلیل نمیشود که نقاط کلیدی کشور را که زیستگاه گونه های منحصر به فرد گیاهی وجانوری است را فدای توسعه ای کنیم که معنای واقعی آنرا نمیدانیم.ما یاد نگرفته ایم به قیمت ساخت اتوبان تهران - شمال درختان انبوه شمال را تخریب نکنیم واگر مقید به توسعه پایدار هستیم با احداث پل یا تونل از ذخیره های رو به اضمحلال شمال حفاظت نمائیم.ما چرا اصرار داریم در هر نقطه کشور هم معدن داشته باشیم ،هم پتروشیمی ،هم پالایشگاه و هم هر آنچه اراده میکنیم؟ آیا لازم نیست لختی بیاندیشیم که درآمد حاصل از فعالیتهای دیگر که نه تنها زیست بوم وطن را تخریب نمیکند بلکه بر ارزش این منابع به عنوان داشته های منحصر بفرد میافزاید؛ بمراتب بالاتر و مستمر تر از کارها وفعالیتهائی عمرانی است که از آن بنام توسعه نام میبریم.
اخیرا هئیت وزیران با مصوب نمودن بحث توسعه معادن در مناطق حفاظت شده کاری کرد که در سنوات قبل نمونه آن بر روی هیچ کاغذی ثبت نشده بود.
حرص وآز تخریب سرزمین در برخی جاها به حدی ترمز بریده که دیگر منافع مادی چشم برخی رجال را برابر واقعیات کور وگوش آنها را از شنیدن حقایق کر کرده است.
روز گذشته خبر رسید که جنگلهای منحصر به فرد ارس در ارزوئیه کرمان فدای معدن کاوی شده است .و ارس های بی پناه یکی پس از دیگری در مقابل ماشین های معدن کاو کمر خم میکنند و زیر شنی های این ماشین ها له میشوند.
خبرها و عکسهای این کم لطفی به کالیفرنیای ایران را در پست آتی شرح خواهم داد.

ما در سرزمینی زیست میکنیم که در قرون مختلف در رسای پاکی و پاکیزگی سرآمد همه ادیان و رسولان بوده ایم.حال چه میشود که خیلی بی تفاوت به بهای شروع فصل نو و آغاز بهار ، بجای دوستی با طبیعت ناخواسته به جنگ با طبیعت میرویم.
در هنگام سفر به هر طریق ممکن محیط زیبای خود را آلوده میکنیم.زباله هائی که از خودرو به بیرون میاندازیم یا در طبیعت باقی میگذاریم، یا در سطح معابر و حاشیه رودخانه ودریاچه ....میاندازیم .ما اینگونه خواسته یا ناخواسته، زیبائی طبیعت را به زشتی بدل میکنیم.
چرا هنوز یاد نگرفته ایم بجای خرد کردن شاخ وبرگ درختان برای بر پا کردن سور منقل و کباب از دیگر روشها برای این کار بهره برد. چرا برای رسیدن به طبیعت سر سبز اصرارداریم خودرو خود را تا دل مرتع وجنگل جلو ببریم.بی آنکه کمی زحمت پیاده رفتن را به خود بدهیم؟
ما اگر وارث منشورکورش کبیر هستیم واگر محمد (ص ) پیام آور پاکی وپاکیزگی است واگر اعتقاد داریم که باید بهترین باشیم چرا هنوز بدیهی ترین و پیش پا افتاده ترین اصول حفظ محیط زیست وپاکیزگی آنرا یاد نگرفته ایم.
چرا توقع داریم مدیران مملکت نسخه ای برای حفظ محیط زیست بپیچند ،اما خود به ابتدائی ترین اصول آن بی تفاوت هستیم؟
چرا یاد نگرفته ایم در کنار جشن عروسی و جشن تولد فرزند ویا هر مناسبت خوشایند، یک درخت بکاریم.درختی که همسن همان مناسبت در تاریخ باقی خواهد ماند.
چرا در کمتر از 15 روز اول سال بجای حمایت و همپا با بهار به رشد وشکوفائی طبیعت و محیط زیست خود در فکر لگد مال کردن سبزه ها وخرد کردن شاخ وبرگ وتنه درختان وآلودگی رودخانه و دریا و کوه وجنگل ومرتع میباشیم؟ آیا این گونه تعامل معکوس با طبیعت شایسته مردمان ما و منابع طبیعی محدود اطراف ما میباشد؟
در شروع سال نو برای همه آنها که دل در گرو پاکی وپاکیزگی محیط خود دارند و دغدغه حفظ منابع طبیعی ومحیط زیست ، از مشکلات آنها بیشتر است ،آرزوی سلامتی و کامیابی داشته و هنوز معتقدم که میتوان با یک قدم یا یک شعار یا یک سخن ویا یک حرکت به جنگ جهل و نابخردی رفت . یادمان نرود، اول از خود شروع کنیم.

این روزها کمتر محصول یاخدماتی را می توان یافت که با دلار مورد محاسبه قرار نگیرد محصولات و خدماتی که سالهاست تفکرمان برتولید داخلی است نیز از این معادله مصون نمانده و اجناس و خدمات داخلی و خارجی بسان سوختن چوب تر و خشک بدون تمیز قائل شدن با دلار محاسبه می گردند عمده دلیل این بی توجهی هم برمیگردد به اینکه مواد اولیه خدمات، ریشه خارجی داشته و ارز بر میباشد.

افزایش سرسام آور دلار موجب شد تا قیمت تمام شده محصولات داخلی ایران برای کشورهای همسایه ارزانتر از قیمت قبلی شده و کشورها ی همسایه به هرطریق ممکن علاقمند به ورود برخی کالاها از ایران باشند. به عبارتی اگرسابقاً با 5 دلار یک کیلو گوشت از ایران به این کشورها وارد می شد اکنون با همین 5 دلار4 کیلو گوشت قابل خرید می باشد. عدم هماهنگی مابین واحدهای تولیدی و انتظامی هم باعث میگردد به این بی سامانی دامن زده شود جرا که در شرایط حال حاضر اجتناب از قاچاق و صادرات برخی کالاها از اهم وظائف دستگاههای انتظامی و نظامی می باشد. یکی از مواردی که با حجم بالائی در حال قاچاق به کشورهای ترکیه وکشورهای حاشیه خلیج فارس می باشد میتوان به صادرات گوسفند زنده اشاره کرد. ناگفته روشن است که فشار دام به مراتع کشور موجب کاهش پوشش گیاهی و بروز ریزگردها و سیل و از بین رفتن خاک میگردد. با این کار تنها گوشت نیست که قاچاق می شود بلکه گیاهان یک ساله ، چند ساله، آب وخاک کشور است که از کشور خارج می شود.
قاچاق دام زنده ودر نتیجه بالا رفتن بهای گوشت قرمز باعث خواهد شد فشار شکار وتامین گوشت برای برخی افراد که عمدتاً به همین نحو گوشت خود را گاهاً از حیات وحش تأمین می کردند بیشتر شده و همین موضوع نابودی همین جمعیت باقمیانده حیات وحش رانیز به دنبال خواهد داشت.
البته خدمات دیگر چون چوب وعلوفه وبذر و دیگر نهاده ها ومحصولات حاصل از این سرزمین را به گوشت قرمز اضافه نمایید.چرا که بی ارزش شدن پول ملی موجب رونق صادرات آنها را فراهم مینماید.
خلاصه اینکه افزایش نرخ ارز و بی اعتبار شدن ریال و بدنبال آن قاچاق گوشت قرمز، منابع طبیعی ومحیط زیست کشور را نابود خواهد کرد .
هر زمانی که یک مقام دولتی در مورد هر موضوعی مسئله ای را مطرح کرده تنها در مدتی کوتاه ولوجند ساعت بعد بازخورد این بیانات موجبات ایجاد تغییراتی در فاز اجرا شده است.به عنوان مثال در بحث زمزمه اعطای پروانه بهره برداری برای چاههای آب قبل از سال 85 موجب شد درخیلی دشتهای کشورچاههای غیر مجاز حفر گردد. موضوع لایجه جامع منابع طبیعی قبل از طرح در مجلس به گوش افراد فرصت طلب رسید و بدنبال آن بسیاری از اراضی مرتعی شخم شد تا در فرصتی مناسب قانون آن مصوب شده و حقوق ناحق ایشان به رسمیت شناخته شود. داستان خرید خودرو هم از همین دست قصه هاست .چرا که هر بار صحبتی از سوی یک مدیر دولتی ولو در رده های پائین مطرح شده در کوتاه مدت موجبات افزایش قیمت خودرو شده است.حال اگر این بیانات از زبان عالی ترین مقام اجرائی کشور جاری گردد بی شک اثرات محکمتری بربی ثباتی قیمتها خواهد داشت.

سخنان ریاست محترم جمهور جناب آقای دکتر احمدی نژاد مورخ 27 دی سال 91 در حالی ازتریبون مجلس شورای اسلامی در باب منابع طبیعی و جنگلها مطرح شد که قبل از هر نوع برداشتی از این گفتار بیم آن میرود تا برخی افراد فرصت طلب از همین سخنان به نفع خود سود جسته و بنا به اقتضای زمان ومکان نسبت به تعدی و تعرض به اراضی ملی شامل جنگل ومرتع، معادله این سود جوئی را به نفع خود تغییر دهند.
اینکه برای یک جمله منعقده چه میزان انرژی و وقت از سوی کارشناسان صرف میگردد یک طرف اما بازخورد این جملات و انعکاس آن در جامعه از سوی دیگر قطعاً مشکلات زیادی را بوجود خواهد آورد .این مشکلات آنجا نمود بیشتری خواهد داشت که بخواهیم به این مثل دامن بزنیم که: "آزموده را آزمودن خطاست". چرا که هرقانون وطرح وتصمیمی در حوزه کاری منابع طبیعی عقبه ای بالغ بر یکصد سال را بدنبال داشته و استخوانهای فراوانی در جهت رسیدن به وضع موجود خرد شده است.
بحث طرح خروج دام از جنگل بنا به مشکلات پیش روی جنگلها و طی یک روند زمانی طولانی در سازمان جنگلها ومراتع شکل گرفته و افراد زیادی روی این طرح کار کارشناسی انجام داده اند.و هنوز هم بنا به بی توجهی نمایندگان دوره قبل مجلس بطور کامل اجرا نشده است وهمین نمایندگان محترم مجلس که خود منتقد این داستان هستند، در سال 1389 رای بر حذف بندهای ج و د ماده 135 لایحه برنامه پنجم توسعه ، طرح خروج دام مازاد از جنگل را به بایگانی سپردند.حال اگر در نیمه راه این طرح دوباره حرفی زده شود که باب ورود مجدد دام به جنگل را فراهم نماید یعنی بود ونبود سازمانی عریض وطویل چون جنگلها،مراتع وآبخیزداری ضرورتی نداشته و نبودش از بودنش بهتر خواهد بود.

ضرورت حضور مردم در جنگل ومرتع با هدف حفظ وحراست از عرصه های جنگلی ومرتعی در قالب مشارکت های مردمی بحثی کاملا متفاوت از هم بوده که سازمان متولی این بحث، با اصل مشارکت مردمی در بهره برداری اصولی از منابع طبیعی مخالفتی ندارد.اما حضور دام در جنگلهای شمال با وجود تاج پوشش فراوان جنگلی و عدم تابش نور به کف جنگل ودر نتیجه عدم وجود علوفه قابل توجه، امری ناشدنی است.ضمن اینکه حضوردامها در جنگل موجب خواهد شد تا بذور موجود در کف جنگل و نهالهای جوان و سر شاخه ها چرا شده و بسترلازم جهت قطع درختان وشاخ وبرگها توسط مردم با هدف تابش نور به کف جنگل و رشد علوفه فراهم گردد.و این یعنی نابودی جنگل و عدم حفظ آب و خاک.
درسالهای اخیربنا به وجود آفات وامراض و شخم زیر اشکوب جنگلهای زاگرس و بلوط غرب برای این 6 میلیون هکتار رمقی باقی نمانده تا بیش از این فشاربر این عرصه ها را فزونی ببخشیم.اگر بذری در پای این درختان باقی بماند و دامی حضور نداشته باشد تا این بذورو نهال های ناشی ازرشد این بذور را بخورند ویا شخمی انجام نشود شاید بتوان امیدوار بود تا زادآوری بلوط ها موفقیت آمیزباشد.ناگفته پیداست که بروز ریزگردها که مردمان زاگرس را مرتب عذاب میدهد ناشی از همین دام مازاد، شخم زیر اشکوب جنگل، بهره برداری غیر فنی ، قطع درختان، تبدیل درختان بلوط به زغال ،فروش بذر بلوط ، کمبود آب وخشکسالی های متوالی میباشد.
تازه ترین اطلاعات لابراتوار Jet Propulsion ناسا که در مجله علمی "تغییر اقلیم" منتشر شده است، حکایت از آن دارند که تغییرات آب و هوایی تا سال 2100 حداقل نیمی از مناطق زمین با پوشش گیاهی را تغییر خواهند داد و 40 درصد از اکوسیستم را به شکل دیگری تبدیل می کنند. برای مثال، جنگل گیاهان پهن برگ به توندرا و علفزارها به بیابان تغییر شکل می دهند.حال سرعت دادن به این روند امری غیر تخصصی و غیر فنی خواهد بود.

در خصوص معادن هم به اندازه کافی قوانین یکطرفه در جهت حمایت از معدن کاوها در وزارت صنایع ومعادن وضع شده است تا بدون جلب نظر دامداران مراتع این معادن واگذار گردد.و این وزارت محدودیتی برای وضع قوانین جدید نخواهد داشت.
جهان در حال حاضر به سمت تبدیل زراعتهای رها شده و دیمزارهای کم بازده به مراتع حرکت میکند وچرا ما اصرار بر تبدیل مراتع به زراعت داشته باشیم و مصرهم باشیم که آب داریم.اگر آب در مجاورت اراضی زراعی داشتیم چرا این اراضی که سالها قبل از مرتع به زراعت تبدیل شده اکنون در خیلی جاها بدون استفاده باقی مانده است؟چند سال قبل ما جشن خودکفائی گندم گرقتیم.اما این خودکفائی تنها یکسال ماندگار بود.اما به قیمت تبدیل بسیاری از راضی مرتعی وتبدیل به زراعت تمام شد.
خداوند بسیاری از اراضی را خلق کرده که نزولات آسمانی در این اراضی به کمتر از 50 میلی متر بارش در سال میرسد.اما خداوند گونه های گیاهی را در همین اراضی خلق کرده که قادر به تحمل شرایط سخت گرما و شوری و کم آبی میباشند.حال اگر بخواهیم در این اراضی همین گونه های درختی،درختچه ای و بوته ای را حذف کنیم و کشاورزی انجام دهیم قطعاً موفقیت نخواهیم داشت.

در ابتدای دوره ریاست جمهوری و سال 84-85 برخی استانداران به توصیه دکتر احمدی نژاد اصرار بر حفظ منابع طبیعی و بهره برداری اصولی از این منابع خدادادی داشته و اکنون شاید این سخنان برای برخی این ذهنیت را تداعی نماید که به بهای رسیدن به سود آنی و برداشت صرف از منابع طبیعی مصالح ومنافع بلند مدت حاصل از این عرصه ها را فدا کنیم.
این سخنان به این می ماند که بگوئیم چون در برخورد با شکارچی موفق نبوده ایم وکمبود گوشت هم داریم لذا اجازه دهیم گوشت از منابع خدادادی و حیات وحش تامین گردد.در این صورت نه وجود سازمان حفاظت محیط زیست برای حفظ حیات وحش ضرورت خواهد داشت ونه سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشوربرای حفاظت از جنگلها ومراتع.

رضا ارغوان قرقبان 26 ساله روز پنج شنبه هفته گذشته برای انجام گشتزنی به منطقه قرق جنگلی اعزام شده بود که در ناحیه «تنگهراز» به قتل رسید. این قرقبان در روز پنج شنبه به قتل رسیده اما جسد وی روز جمعه پیدا شده است. بعد ازظهر پنج شنبه رضا ارغوان با یک دستگاه موتور سیکلت برای گشت زنی عازم منطقه قرق شده جنگلی بخش زار بجنورد می شود و روز جمعه جسد او به شکل بسیار دلخراشی که با چاقو به قتل رسیده است در منطقه صعب العبور کویینک پیدا می شود. سازمان جنگل ها و مراتع کشور برای حفاظت از عرصه های منابع طبیعی تاکنون 12 شهید و 507 مجروح و جانباز داشته است.برای این جوان شهید علو درجات را از ایزد یگانه و برای خانواده آن عزیز، صبر عظیم از خداوند بزرگ مسئلت دارم.
ماجرای لایحه جامع منابع طبیعی که با لایحه خاک ادغام شده ودر دستور کار کمیسیون کشاورزی ومنابع طبیعی مجلس تا قبل از تعطیلات عید فطرقرار گرفته وپرونده آن مفتوح بوده که برخی نظرات ونقادی نگارنده در این پست آورده شده است. از کلیه صاحب نظران این حوزه که علاقمند به مطالعه و ارائه نظرات در باره این لایحه میباشند میل خود را بصورت خصوصی اعلام نمایند.
اخیرا بررسی لایحه جامع منابع طبیعی و آبخیزداری وخاک در مجلس شورای اسلامی در حال بررسی میباشد. خاطر مبارکتان باشد سال گذشته موضوع این لایحه با این مسئله رسانه ای شد که آنچه مد نظر کمیسیون کشاورزی مجلس بوده با آنچه سازمان جنگلها ،مراتع وآبخیزداری مصوب نموده بود، تفاوت فاحشی داشت و آنچه در صحن علنی به رای گذاشته شد نقطه نظرات کارشناسان منابع طبیعی نبوده بلکه گیر وگرفتاریهای روسای جهاد کشاورزی استانها در رفع و رجوع پرونده های شخم وتخلف ومعطله در دادگاهها میباشد. علت باز پس گیری لایحه در شهریور سال 90 نیز به دلیل ادغام لایحه خاک ومنابع طبیعی بود که موجب بازگرداندن این لایحه توسط دولت شد. پس از اینکه لایحه توسط دولت از مجلس پس گرفته شد مقرر شد مورد بررسی کارشناسی قرار گیرد. که این لایحه زمانی بدست رده های کارشناسی رسیده که همزمان در کمیسیونهای مجلس در حال رای گیری وتصویب قرار دارد. برخی از مواد این لایحه همانند ماده 7 و 23 همان مواد 6 و20 لایحه قبلی بوده وتنها ادبیاتی متفاوت تر پیدا نموده است.دیگر تبصره های موجود در بند 7 ، صرفا با هدف بذل وبخشش منابع طبیعی و مخدومه نمودن پرونده های تخلف در دادگاهها به نفع متصرفین ومتخلفین میباشد.واجازه میدهد تا دیگر بخش های باقیمانده از عرصه های منابع طبیعی نیز به تاراج رود.چرا که سازمان اگر در سالهای قبل نتوانسته جلوی تجاوزات را بگیرد قطعا پس از سال 90 نیز نخواهد توانست چنین کاری انجام دهد چرا که نیروهای این سازمان طی ده های گذشته روند نزولی داشته و معلوم نیست با کدام اهرم نیرو این شعارهای خفته در لایحه اجرائی خواهد شد؟!

شباهت ماده 7 با مسائل جاری زندگی به این میماند که اعلام کنیم هر تخلف منجر به قتل،جنایت،دزدی ،سرقت و.... تا پایان سال 89 بخشیده خواهد شد و منبعد هر کس خواست چنین تخلفاتی انجام دهد برابر قانون وتوسط نیروهای انتظامی با او برخورد خواهد شد.تنها تفاوت این مثال این است که در بزه کاری های جاری شاید نتوان اسنادی تهیه کرد وزمان را به عقب برگرداند اما در تخریب وشخم شبانه این کار براحتی انجام شده و نمیتوان ثابت کرد این تخریب ها مربوط به چه زمانی میباشد.
یکی از همین متصرفین به واسطه یکی از همکاران گفته بود منتظریم این مواد تصویب شود تا نه تنها پرونده ما بسته شود بلکه ادامه اراضی مرتعی را هم شخم زنیم.
دیگر بندهای این لایحه همچون ماده 8 نیز چنان ابتدائی تحریر شده که هر کارشناسی قادر خواهد بود متوجه شود که ابلاغ تشخیص منابع ملی ومستثنیات توسط شورای اسلامی واخذ رسید از همه مردم کاری غیر ممکن است.
در بند 9 عملا تثبیت مالکیت دولت بر منابع طبیعی متزلزل خواهد شد چرا که در خصوص موارد اختلافی عرصه های ملی ومستثنیات وقتی به اعتراضات در ماده واحده رسیدگی شده و قاضی رای صادر نموده است.چه دلیلی وجود دارد تا ابزاری فراهم کنیم تا این ثبات را بهم زده وموجبات تنش در بین مردم ودولت در رسیدگی به اعتراضات جدید بر سر ملی بودن یا مستثنیات اراضی شویم؟
در ماده 23 که همان ماده 20 لایحه قبلی است مراتع خیلی فقیر،بیابانی وکویری کشور در یک دسته بندی قرار گرفته و مقرر شده جهت سرمایه گذاری بصورت رایگان بخشیده شود.خاطرتان باشد سابقا بطور کامل عنوان شد که هر یک از این اراضی دارای تعاریف خاص خود بوده ومتولی خاص خود را دارد.همین تفاوت زیاد بین تعاریف مراتع خیلی فقیر با کویرو آوردن این دو کلمه در کنار هم کافی است تا ثابت کند نگارش این مواد خیلی بی حوصله وخیلی غیر فنی نگارش شده است.
اگر کارشناسان منابع طبیعی اکنون صدا بر نیاورند و این تفکرات سطحی که صرفا با هدف رسیدن به خواسته های روسای جهاد کشاورزی میباشد را خنثی نکنند فردا روز یک متر هم از منابع طبیعی کشور باقی نخواهد ماند.اما جای نگرانی اینجاست که همین به ظاهر دلسوزان جهادی و نمایندگان مجلس بانگ بر خواهند آورد که به داد سلامت مردم برسید وفکری برای ریزگرد وآلودگی آن نماییدالبته آنزمان دیر خواهد بود.
خاطرتان باشد که هنگام نگارش این متن چندین بند از مواد آن ظاهرن توسط نمایندگان مجلس در کمیسیون ها مصوب شده واگر تعطیلات پیش رو یاری نماید برگ برنده به نفع تصویب لایحه پیش خواهد رفت.

روسای انجمن های 9 گانه علمی کشور؛ به داد منابع طبیعی برسید.
روزنامه نگاران واهل قلم؛ به داد مراتع،بیابانها،وکویرهای وطن برسید.
اساتید فن ودانشجویان عزیز؛ این روزها برای منابع طبیعی کشوربیگانگان تصمیم میگیرند.واگر دیر بجنبید این راه ما را به بیراهه میبرد.
عاشقان وطن؛ بداد سرزمینتان برسید.چرا که فردا روز همین کسانی که بدنبال رفع مشکلات با حربه پاک کردن صورت مسئله هستند،بدنبال مصوباتی جهت دریافت اعتبارات مقابله با ریزگرد خواهند بود.و اگر ربط دوغ و دوشاب را بفهمند ، شاید اینقدر سنگ به سینه نکوبند.
هفته گذشته از زبان مهندس سرداری مدیر کل دفتر مراتع عنوان شد که لایحه جامع منابع طبیعی بدست سازمان رسیده و مهندس اورنگی از روسای انجمن های علمی جنگل و مرتع دعوت به همکاری جهت اظهار نظر در این خصوص نموده است .
روز گذشته اما همه این امیدواری رنگ باخت چرا که آخر وقت این پیش نویس بدست بنده رسید تا نظرات خود را تا امروز بیست وپنجم مرداد ماه که موضوع در مجلس مطرح میگردد اعلام نمایم.
تعجیل در فرستادن لایحه به سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری وباز پس گیری نتایج کارشناسی عجیب مینماید واین فرضیه را که دستهائی بدنبال ماست مالی نمودن این لایحه دارد قوت میبخشد. چرا که اگر قرار است نظرات کارشناسی اعمال شود.باید فرصت مناسب در اختیار دفاتر ذیربط سازمان جنگلها ومراتع گذاشته شود.واگر واقعا نیت ورود کارشناسان مرتبط با موضوع باشد بایستی فرصت مناسب داده شود.
بحث مهم در این لایحه این است که این لایحه ولایحه قبل که مورد بحث ونقد کارشناسی قرار گرفت تفاوت فاحشی با لایحه ای که سابقا کار کارشناسی روی آن انجام شده بود دارد.ومطرح کردن این لایحه با هر ادبیاتی خطر بزرگی برای منابع طبیعی کشور است.فرق این لایحه با لایحه قبل تنها در جمله بندی آن بوده وحکایت "چه خواجه علی" و "چه علی خواجه "را تداعی مینماید.
عزیزان دلسوز منابع طبیعی هشیار باشید که این روزها که روزهای خوبی برای منابع طبیعی کشور نیست شاهد تصویب مصوبات ولوایحی نباشیم تا نسلهای بعد ما را به جرم همسوئی با این بذل وبخشش های منابع طبیعی محکوم نمایند.واگر دنیای خوبی نداشتیم لااقل آخرتی نیکو داشته باشیم.
داستان اجرای مصوبه کاملن غیر فنی وغیر کارشناسی ، مبنی براحداث جاده از جنگل ابر که ازجمله مناطق بکر با جاذبه های منحصر به فرد است یکی دو سالی است مابین نظرات فنی کارشناسان محیط زیست ومنابع طبیعی و واحدهای اجرائی دولت به نمایندگی استانداری ، وزارت راه و چند ارگان وابسته گرفتار شده است.وجود 4 راه دسترسی آسفالته موجود بین استان گلستان و شاهرود ضرورت احداث این جاده را کاملن منتفی دانسته و اصرار بر ساخت آن از عجایبی است که این روزها اصرار بر ساخت آن انرژی زیادی را از خیلی دلسوزان منابع طبیعی گرفته است.

هفته گذشته پای صحبت برخی مدیران حال حاضر و سابق منابع طبیعی استان گلستان ونیز مدیرانی که جهت اظهار نظر به استان عزیمت کرده بودند نشستیم..آنها متفقن اعلام نموده ونمودند که اگر از بالای جنگل ابر، کل مسیر ساخت جاده رصد گردد به روشنی مشخص است که ساخت آن در شیبهای تند وصخره ای نه تنها موجب نابودی بخش عمده ای از درختان این جنگل هیرکانی خواهد شد بلکه هیج طرح وارزیابی زیست محیطی قادر نخواهد بود از این تخریب سهمناک جلوگیری نماید.در جلسات متعدد طی دو سال گذشته هیچ نظر مثبتی دال بر اجرای این جاده از سوی کارشناسان ومدیران سازمانهای جنگلها ومراتع و حفاظت محیط زیست که از منطقه بازدید نمودندبه ثبت نرسیده و سوال اینجاست که مدیریت این سازمان به استناد کدام نظرات فنی وکارشناسی بر اجرای این پروژه صحه گذاشته اند.فشارهای وارده از سوی مدیران استانداری تا بالاتر ومتهم نمودن مدیران رده های مختلف منابع طبیعی به افرادی ضد توسعه، از جمله مشکلاتی است که این روزها موجب شده که نظرات کارشناسی تنها در بایگانی سینه ها یا فایل های ادارات پنهان بماند.

وقتی مدیر اجرائی منابع طبیعی ومحیط زیست در برابر فشارهای مدیران صیاصی استان محکوم به تمکین یا قبول خواست های غیر فنی باشند شاید ایراد گرفتن به بالاترین مدیر سازمان محیط زیست که نقشی کمرنگ در مدیریت این جنگل دارد؛آب در هاون کوبیدن باشد.
فراموش نشود سازمان حفاظت محیط زیست قرار بود مدیریت این جنگل را از سازمان جنگلها ومراتع با تبدیل آن به منطقه حفاظت شده عهده دار شود اما این موضوع نه تنها محقق نشد بلکه بنظر میرسد داستان منطقه حفاظت شده وارزیابی اثرات زیست محیطی، حربه ای برای دست یازی وتخریب جنگل ابر باشد.
اگر روزی فرزندم به من بگوید برای حفاظت از جنگل ابر چکار کرده اید، پاسخی شایسته برای آن نخواهم داشت بجز یک آه !
مشکلات پیش روی منابع طبیعی ومحیط زیست کشور بر هیچ کارشناس درد آشنائی پوشیده نیست .یکی ازهمین دست مشکلات بخصوص در سالهای اخیر به عدم جذب نیروهای کارشناسی پس از بازنشسته شدن بخش عمده ای از این نیروها بر میگردد به نحوی که نزدیک به700 هزار نفر دردولت نهم و دهم از مجموعه کارکنان دولت کم شده است. و این در حالی است که در حال حاضر تعداد کل نیروهای ستادی و استانی در سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشور 12هزار نفر و در سازمان حفاظت محیط زیست 7 هزار نفر بوده که نسبت به پستهای فعال در دهه های قبل تفاوت زیادی وجود دارد.واحدهای اجرائی وستادی در این سالها به نحوی دچار کمبود نیرو شده اند که عملاً بسیاری از فعالیتهای آنها بدلیل همین کسر نیرو با چالش جدی مواجه شده که نتیجه این بی تدبیری چیزی جز دور شدن از اهداف و برنامه های منابع طبیعی ومحیط زیست نشده است.مثالی ساده از این کمبود نیرو را میتوان اینگونه بیان کرد که در یک دفتر ستادی با 52 نیروی کارشناسی و اداری و پس از گذشت یک دهه این نیروها به یک سوم این عدد یعنی 15 نفر کاهش یافته وکسر اعتبارات نیز دست در دست این بی تدبیری داده ونتیجه آن شده که در جای جای کشور، تخریب وتجاوز و عدم فعالیتهای مرتبط کاملا رخنمون شده است.

یکی از علتهای عدم جذب نیروها به انحلال سازمان برنامه وبودجه که بعدا به سازمان مدیریت وبرنامه ریزی تبدیل شد بر میگردد.سازمانی که در سال 85 توسط ریاست جمهوری وقت منحل وتبدیل به معاونت راهبردی ریاست جمهوری شد.عملکرد سازمان مدیریت به مثابه سخت افزار سی پی یو در یک رایانه میماند که اگر نباشد کل عملکرد دستگاه با مشکل مواجه خواهد شد.
علی ایحال پس از سالها رایزنی از سوی کارشناسان فن، اهل قلم و مدیران دلسوز، معاونت راهبردی به ناچار تصمیم به استخدام 1500 کارشناس منابع طبیعی جهت کار در واحدهای استانی سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری کشور نمود که تا چند روز آینده تاریخ آزمون و نحوه برگزاری آن در سایتهای مرتبط منتشر خواهد شد.لینک این موضوع در همین وبلاگ درج خواهد شد.

نهایت اینکه اگر نگارنده قصد اطلاع رسانی دارد، این است که اخیرن استانداری استان گلستان از محل سهمیه خود قصد نمود تا از داوطلبان کار در منابع طبیعی آزمون ورودی بعمل آورد.و برای این موضوع ، آگهی این آزمون را تنها 4 ساعت روی سایت خود گذاشت و در همین 4 ساعت نیز سرور خراب شده بود.به نحوی که یکی از کسانی که اطلاع از زمان درج آگهی استخدام وآدرس سایت را هم داشت، موفق به ثبت نام نگردید.واین یعنی تلاش در جهت عدم آگاهی عموم کارشناسان جویای کار و ......!!!!!!!!!!!
پنجمین همایش ملی مرتع و مرتعداری ایران در تاریخ 26 لغایت 28 اردیبهشت ماه 1391 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد با مدیریت انجمن مرتعداری ایران ، همکاری سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد ، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور و دانشکده منابع طبیعی پردیس کرج برگزار خواهد شد.

با توجه به مشکلات پیش روی مراتع و اهمیت حفظ آب وخاک بعنوان اصلی ترین دغدغه کارشناسان وصاحبنظران ، نگارنده به صورتی متفاوت از دیگر مقالات تحقیقی ، ضرورت تشکیل وزارت منابع طبیعی را در قالب سخنرانی در روز ژنج شنبه 28 اردیبهشت ماه ارائه خواهد داد.
اهمیت جایگاه منابع طبیعی در سبد حفاظت از آب وخاک با نگرش به وجود این منابع خدادادی ایجاب مینماید تا تشکلی قوی مدیریت این عرصه ها را عهده دار بوده و با حداقل تخریب وتجاوز به نسل بعد تحویل نماید. این موضوع با توجه به هجمه های موجود ممکن نخواهد بود مگر تشکیلاتی قوی وامدار این رسالت باشد.واین همان ضرورت تشکیل وزارت منابع طبیعی خواهد بود که به تفضیل بدان خواهم پرداخت.در انتظار حضور سبزتان هستیم.
خاطر مبارکتان باشد قرار بود در پستی جدید به انتشار موج جدید اندیشه های بی برنامه بپردازم موجی که در صورت اجرا مراتع باقیمانده از بی مهری هم وطنان زیاده خواه را به زراعت تبدیل خواهد کرد.طرح جامع توسعه کشاورزی که از آن به "زراعت مهر" بر وزن "مسکن مهر" یاد شده نیت شده تا دو ونیم میلیون بیکار در رشته های کشاورزی را مشغول به کار نماید. این بار تا مرز یک میلیون هکتاراز اراضی مرتعی استعداد!! یابی شده اما ظاهرن فاکتورهای آب وخاک درآن لحاظ نشده است. علت طولانی شدن انتشار خبر و خلف وعده چیزی جز ، نبود مستندات لازم جهت اشتراک آن با شما عزیزان نمیباشد.چرا که پس از رسانه ای شدن لایحه جامع! منابع طبیعی در شهریور سال 90 و ابتر ماندن لایحه، این بار مدیران با دقت بیشتری مسائل درون وزارتی و درون سازمانی را به اشتراک گذاشته وسعی شده ، مواردی که منابع طبیعی را به بهای بقا در پست های غیر ماندگار تاخت میزنند کمتر در معرض شنود نامحرمان قرار گیرد.علی ایحال همچنان همانند فارغ التحصیلان کشاورزی وجویای کار منتظر شنیدن خبرهای تکمیلی بمانید.
لایحه جامع منابع طبیعی با همه فراز و نشیب هایی که داشت در نهایت با پیگیری همه کسانی که دل در گرو حفظ منابع آب و خاک کشور و تداوم حفاظت از عرصه های منابع طبیعی داشتند توسط دولت از مجلس شورای اسلامی باز پس گرفته شد.
این در حالی است که لایحه جامع منابع طبیعی که از سال ها قبل در کش و قوس تغییرات و اصلاحات بین کارشناسان و مدیران سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور و کمیسیون کشاورزی ، آب ومنابع طبیعی مجلس شورای اسلامی بود؛ در تاریخ 16 فروردین و بدون فوت وقت پس از تعطیلات نوروز در صحن علنی مجلس به رای گذاشته شد اما هنوز موارد مصوب این لایحه به عدد 6 نرسیده بود که دولت اقدام به بازپس گیری لایحه از مجلس نمود. مهندس اورنگی ریاست سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور بررسی مجدد لایحه را منوط به اصلاحات مناسب می داند.
اگر خاطرتان باشد پس از مطرح شدن حلقه های مفقوده در این لایحه و تغییراتی که به عمد در جهت امیال برخی افراد صورت پذیرفت. ماجرا به نحوی رسانه ای شد که سلسله اقدامات و پیگیری های افراد و تشکل های علمی و اجرایی منجر به این شد که دولت به عنوان پیشنهاد دهنده لایحه، راسا تنها گزینه موجود که همانا باز پس گیری لایح بود را اجرا نماید.
گزینه ای که این اجازه را به سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری خواهد داد تا در صورت نیاز به تصویب این لایحه، تغییرات اساسی بر بنیاد نظرات کارشناسی و فنی در آن صورت پذیرد.
اما روی دیگر این سکه در قالبی جدید در حال ظهور بوده که اجرای آن بعنوان یکی از طرحهای محوری دولت ضرباتی بس مهلک تر بر پیکره مراتع باقی مانده از تعرضات و بی مهری طی سال ها تخریب و تخلف وارد خواهد کرد.
داستانی که شرح آن را در پست آتی به تفضیل خواهم گفت.
دبیرخانه کنوانسیون مقابله با بیابان زایی اقدام به برگزاری یک سلسله کارگاه های آموزشی سه روزه در زمینه تخریب سرزمین، بیابان زایی و خشکسالی نموده است . این فراخوان جهت دعوت از 15 خبرنگار فعال وموفق در این حوزه میباشد. در این نشست کارشناسانی هم حضور خواهند داشت که ضمن ارائه مباحث مرتبط، یک بازدید میدانی هم برگزار خواهد شد. آخرین مهلت برای ثبت نام 9 آوریل می باشد.اطلاعات تکمیلی را از این آدرس دنبال کنید.از جناب مهندس بدری پور بخاطر اطلاع رسانی موضوع سپاسگزارم.
In the run-up to Rio+20, UN Convention to Combat Desertification (UNCCD) plans a series of regional media workshops on land degradation, desertification and drought.
At this time, UNCCD is calling for applications from environmental journalists from Asia. Up to 15 successful journalists will be sponsored to participate in a 3-day workshop, which will include meetings with land experts and a field trip, showcasing both the challenges of land degradation and the best practices of combating it. Deadline for applications is 9 April.
امروز دفتر امور منابع جنگلی سازمان جنگلها ،مراتع وآبخیزداری کشورمدیر دیگری را از دست داد.فریبرز غیبی پس از گذشت 15 ماه از پست مذکور عزل گردید.
فریبرز غیبی یکی از مدیران منصوب شده در زمان تصدی دکتر سلاجقه بود که بر بنیاد نظرات بسیاری از کارشناسان ومدیران؛ دغدغه ونگرانی جنگلها را داشته که با توجه به شایستگی مراحل ومدارج کارشناسی تا مدیریتی را طی نمود.ایشان در زمان کوتاه مدیریتی خود دو ردیف اعتباری مربوط به گیاهان داروئی و مقابله با خشکیدگی بلوط غرب را به ردیف های اعتباری این دفتر افزود.

دفتر امور منابع جنگلی که سابقا نام آن دفتر جنگلهای خارج از شمال بود؛ در سال 1377 تشکیل ویکی ازدفاترمعاونت خشک ونیمه خشک سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری کشورمیباشد.اولین مدیر این دفتر مهندس شاهبیگی وپس از ایشان آقا زمانی؛ یوسفی آذر و غیبی مدیر دفتر بوده که امروز کامران پور مقدم سرپرست این دفتر شد.
ماجرای نبود یک حاشیه امن برای سازمانی استخوان دارچون جنگلها؛ مراتع وآبخیزداری از سوی کارشناسان فن به لحاظ قرار گرفتن در زیر مجموعه وزارت جهاد کشاورزی بارها عنوان شده است.

مشکلاتی که به ناهمگونی این سازمان به عنوان یکی از سازمانهای زیر مجموعه وزارت جهاد سازندگی صحه گذاشته و در برخی موارد به نحوی بروز و ظهور مینماید که عملا ماهیت حاکمیتی این سازمان را زیر سوال میبرد.
در خیلی موارد وظایف وزارت جهاد با سازمان جنگلها بنا به نوع فعالیت در تضاد بوده که نمونه بارز آن توسعه کشاورزی به بهای تخریب منابع طبیعی میباشد.
بحث درختکاری در اراضی شیبدار و مستثنیات به عنوان یکی از طرح هائی است که از سوی وزارت جهاد کشاورزی اخیراَ و طی یکی دو سال گذشته اجرائی شده است. ملاک عمل این طرح نیز صرفا اراضی زراعتی مردم بوده که در شیبدهای تند قرار گرفته است. اما در استان کرمانشاه به نحوی اجرا شد که ریاست جهاد کشاورزی استان پا را از اراضی شیبدار و زراعت های رها شده فراتر نهاد و مجوز تعرض به اراضی ملی را با توسل به قدرت و جایگاه خود صادر کرد.

اجرای این طرح در استان به نحوی اجرا شد که ظرف مدت 2 سال کلیه اراضی مرتعی که از تعرض مصون مانده بود تبدیل به کشت نهال های درختان مثمر شد.
اجرای این طرح همانند طرح کشت علوفه در اراضی زراعی شیبدارکه بنا به نبود بارش و اقتصادی نبودن بصورت رها شده در آمده بایستی در زراعت های رها شده انجام میشد اما اصرار رئیس جهاد کشاورزی استان کرمانشاه موجب شد تا بالغ بر یکصد هزار از مراتع مرغوب این استان در شهرستانهای جوانرود، پاوه و دیگر شهرستانها تبدیل به کاشت درخت گردد.حال آنچه موجب حیرت است تلاش نماینده دولت در کمک به تبدیل اراضی مرتعی گردیده است واین در حالی است که غالب زارعین حاضر به کشت این درختان در اراضی شیبدار خود نشده واین به معنای فراموشی اصل ماجرا و توسعه باغات در اراضی منابع طبیعی ومراتع بوده که کمک شایانی به تصرف این اراضی نموده است.این حرکت یکی دیگر از دلایل عدم انطباق وظائف سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری با وزارت جهاد کشاورزی میباشد.
ماجرای لایحه جامع منابع طبیعی را خیلی ها خواندند ونظری بر آن نوشتند.خانم مریم خباز نیز نکاتی از این لایحه را به چالش کشیده که بد نیست علاقمندان نگاهی به آن در روزنامه جام جم بیندازند.اما نکته مهم در این نوشتار نقل قول از مهندس رجائی رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی بوده که عنوان نموده اند این لایحه ومواد قانونی "مانعی اصولی در برابر زمینخواری در حریم شهرهای بزرگ است ضمن آن که بسیاری از حقوق ضایعشده و اختلافات اراضی که ناشی از قوانین ناقص و نبود پیشبینیهای لازم قانونی است را برطرف خواهد کرد"
این در حالی است که نسخه ای که در اختیار سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری جهت بررسی مجدد قرار گرفت با آنچه قبلن به بوته نظرات کارشناسی گذاشته بود تفاوتی فاحش داشته که جزییات آنرا اینجا میتوانید دنبال کنید.

آنچه در نوشتار فوق قابل تامل میباشد موضوع ورود نمایندگان محترم در مسائل تخصصی سازمانی ریشه دار چون جنگلها، مراتع وآبخیزداری بوده وصنفی نگری با هدف اخذ آرای مردم با اهداف دستگاههای ذیصلاح در تناقض میباشد ولازم است هر بررسی کارشناسی از مبادی اصلی پیگیری گردد. چرا که نمایندگان مردم فقط بایستی قوانین خروجی دولت را مصوب یا رد نموده وداخل شدن در متن لوایح در جهت ایجاد اشتغال تنها کمک به بروز مشکلات حادتر در این حوزه مینماید.
ماجرای طرح تولید فرآوردههای بذر درخت بلوط واحداث کارخانه در یاسوج طی این پست شرح داده شد و توضیح ماجرا نیز در روزنامه اعتماد درج گردید.بازخورد این خبر موجب شد تا مهندس غیبی ، مدیر کل دفتر امور منابع جنگلی سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشور که متولی جنگلهای خارج از شمال میباشند مباحثی را مطرح و زوایای دیگری از این بی توجهی را روشن سازند.

چرا که بلوط هر سال زادآوری نمی کند و هرچند سال یک بار بذر تولید می کند. واگر همین بذور نیز از سطوح جنگل جمع آوری شود نه تنها زاد آوری بلوط مختل میشود بلکه چرخه غذائی برخی موجودات وابسته به این بذور نیز دچار اختلال میگردد.
...
در خصوص ورود اصحاب وبلاگ نویس یا قلم بدستان حوزه منابع طبیعی ومحیط زیست در بحث های خاص وتخصصی گله ای نیست چرا که خیلی از کارشناسان مرتبط در این حوزه که بایستی در این مسائل دخول پیدا نمایند بنا به وجود مسائل ومشکلات خاصی که این روزها بیش از قبل گریبان آنها را گرفته ورود پیدا نمیکنند، یا به سهو در این مسائل بازی داده نمیشوند .نمونه این داستان را سال گذشته در حذف بندهای ج و د از ماده 135 لایحه برنامه پنجم توسعه بود.این بندها تعهدات دولت را در حذف دام مازاد از عرصه های مرتعی و جنگلی خواستار بود که بدون هیچ توجیه فنی از سوی نمایندگان مجلس حذف شد.این در حالی بود که نماینده وزارت جهاد کشاورزی که همانا سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری بود در مجلس حضور نیافت تا از این موضوع دفاع شایسته ای نماید.
...طرح ساخت جزیره مصنوعی لاس وگاس در ترکمنستان پس از طرح در روزنامه خراسان وپس از آن در محیط مجازی و بازدید های درخور توجه، موجب بازخوردی شایسته از سوی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد تا با جمع آوری طومار از بین نمایندگان مجلس، مخالفت خود را با این آسیب احتمالی در حوزه دریای خزر نشان داده ودر اجلاس بعدی سران کشورهای حاشیه دریای خزر در 20 مارس 2012 مراتب مخالفت واعتراض خود را در این خصوص به اعضای این نشست اعلام نمایند.
عواقب وعوارض سوء این ساخت وساز در بستر بزگترین دریاچه جهان بر بنیاد قوانین جاری جهانی ممنوع بوده و هیچ کشوری حق تعرض به آبهای مشترک این دریاچه را نخواهد داشت. بدیهی است مجلس بایستی تمهیداتی را بیندیشد تا هنگام انتخابات دور جدید و شروع بکار مجلس آتی، خدشه ای به روند رسیدگی به موضوع وجمع آوری مستندات در این خصوص وارد نگردد.

این حرکت نمایندگان از جمله حرکت های پسندیده در حوزه سیاسی ،اجتماعی وزیست محیطی بوده که پشتیبانی همه فعالان این حوزه ها، بالاخص فعالان محیط زیست را بدنبال خواهد داشت.و بهتر آنکه این حرکتهای مردم پسند در طول ایام تصدی نمایندگان مشاهده میشد؛ بخصوص وقتی که خاک کشاورزی ، معدنی و لاشه سنگ سالهاست به آنسوی آبهای خلیج فارس بصورت رسمی وغیر رسمی صادر میگردد. تا موجبات ساخت مجموعه جزایر و توسعه کشاورزی در خاکهای قلیائی شیخ نشینان همسایه را فراهم نماید.
چندی پیش یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد قصد انتخاب موضوع پایان نامه با موضوع پارک ملی و صنعت توریسم داشت که در توضیح برخی تعاریف به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست اشاره و شرح داده شد که مناطق 4 گانه محیط زیست شامل : پناهگاه حیات وحش ، مناطق حفاظت شده ، آثار طبیعی ملی و پارک ملی بوده که این مناطق منجمله پارک ملی به استناد ماده 16 (کلیه عرصه و اعیان املاک متعلق به دولت واقع در محدوده مناطق مذکور در بند (الف) ماده ۳ همچنین کلیه تالابهای متعلق به دولت دراختیار سازمان قرار خواهد داشت و سازمان در بهرهبرداری از تالابها (به استثناء مرداب بندر انزلی) و املاک مذکور قائممقام قانونی مؤسسات یاسازمانهای مربوط میباشد ولی حق واگذاری عین آنها را ندارد.)قابلیت واگذاری را به غیر ندارد.خبری که پس از این اتفاق افتاد این معادله را بهم ریخت و من به عنوان راوی قانون خودم از این تعرض به خط قرمز مناطق محیط زیست در عجب ماندم.خبر این بود که " ۸۷۰ هکتار از زمینهای پارک ملی “کلاه قاضی” برای توسعه شهر جدید بهارستان واگذار شد.
بدنبال این خبر از مهندس محمدی زاده نقل شد که "بمو یک پارک ملی است و براساس قانون هیچ نهادی اجازه واگذاری زمین های آن را ندارد"
در این پارادوکس نامتجانس سخت متعجب گردیدم. چرا که سازمانی که تنها کمتر از 2 میلیون هکتار پارک ملی دارد و هر روز این سازمان علیرغم کاهش اعتبارات و کمبود نیروهای حفاظتی آموزش دیده در حال توسعه مناطق 4 گانه خود بوده و حتی بدنبال این است تا جنگلهای شمال را نیز از سازمان جنگلها و مراتع منفک نموده وبه محدوده های تحت کنترل خود درآورد، چگونه قادر نیست مناطق موجود خود را که واگذاری آنها بر بنیاد قانون امری شدنی نیست را به ثمن بخس جهت شهر سازی واگذار نماید.
ولی این خبر آخر که سرمایه گذاران درجنگل ابر وجنگل سی سنگان قصد ساخت مناطق گردشگری را دارند نشان داد؛ خطوط قرمز نه تنها برای سازمان محیط زیست بلکه برای سازمان جنگلها ومراتع نیز ثابت نبوده وبرخی مواقع بنا به مصلحت که خارج از حیطه فهم ما میباشد این خط تغییر کرده و گاهی به نارنجی تیره یا پرتقالی متمایل میگردد.

یک بزرگ هنری گفته: آخر هر چیزی خوبه،اما اگر خوب نشد ، معلوم میشه که هنوز آخرش نشده !!؟؟
در زمان تصدی مهندس جلالی بر کرسی ریاست سازمان جنگلها ، مراتع وآبخیزداری ، پیش نویس قانون جامع منابع طبیعی به معاونت های مختلف سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری منجمله معاونت مناطق خشک ونیمه خشک ابلاغ تا پس از بحث وبررسی نتیجه کار تحت عنوان پیش نویس قانون جامع منابع طبیعی مورد تصویب قرار گیرد. معاونت وقت سازمان مهندس مقدسی و مهندس اسکندری مدیر کل وقت دفتر فنی مرتع، کارگروهی شامل مهندس افراسیابی و مهندس کریمی معاونین وقت دفتر فنی مرتع،مهندس عباسی معاون وقت دفتر بیابان،مهندس غیبی معاون وقت دفتر جنگل، مهندس افشار مشاور معاونت و با حضور پاره وقت اساتید دانشگاه منجمله دکتر مقدم ودکتر مهرابی را تشکیل و مسئولیت رسیدگی و تدوین این پیش نویس به ایشان محول گردید.
جلسات کارشناسی فراوانی در این زمینه تشکیل که خروجی آن چیزی جز واقعیات موجود منابع طبیعی وحفظ آب وخاک نبود.
پس از مهندس جلالی این موضوع از سوی دکتر شریفی پیگیری واولین تغییر که همانا اضافه کردن نام آبخیزداری در ادامه نام منابع طبیعی بود اعمال گردید.به نحوی که نقش آبخیزداری در قانون پررنگتر از قبل گردید.
در زمان تصدی دکتر سلاجقه نیز کماکان این نگرش وجود داشت تا اینکه پس از ایشان و اخیرن قانون جامع منابع طبیعی وآبخیزداری به نام قانون جامع منابع طبیعی تغییر نام یافت با این تفاوت که قانون مذکور رنگ وبوی واگذاری به خود گرفت.به نحوی که پس از گذشت 4 تا 5 سال از ابتدای تدوین این پیش نویس تا طرح در کمیسیون آب وکشاورزی مجلس و وزارتخانه وهیئت دولت، عملن چرخشی اساسی در این قانون دیده میشود به نحوی که هیچ سنخیتی با آنچه روزهای اول بدان پرداخته شد در قانون جدید وجود ندارد.
در این گزارش به برخی نارسائی های این لایحه که هنوز به تصویب نمایندگان مجلس نرسیده اشاره شده است.وامیدواریم با امعان نظر، سعی شود تا زحمات کلیه کسانی که در تدوین قانون اولیه تلاش نموده وهدف را حفظ موجودیت منابع طبیعی قرار داده اند به هدر نرود.
اصل گزارش را در سبز پرس بخوانید

در تاریخ یکصد وشش ساله سازمان جنگلها ، مراتع وآبخیزداری کشور بجز یک مورد سابقه نداشته که رئیس این سازمان را نیامده عزل کنند. هفته ای که در ارومیه بودم طی صحبت با یکی از دوستان خارج نشین خبر جابجائی دکتر سلاجقه را شنیدم.عجیب هم نبود چون چند روزی در تهران نبودم وعادی بود از اخبار بی خبر باشم.پس از بازگشت از سفر ارومیه، این خبرها با شدت بیشتری به واقعیت نزدیک شد تا بالاخره دیروز حکم عزل دکتر سلاجقه از سوی وزیر جهاد کشاورزی زده شد .
روزی که دکتر به سازمان آمد همانند مهندس جلالی که آمد ،امیدوار شدیم شاید این سکون در مدیریت شکسته شده و پس از سالها نابخردی دراین حوزه شاهد تحولی نه خیلی بنیادی اما در همین حد که جایگاه شایسته ای برای سازمانی که وظیفه ای خطیر در مراقبت از عرصه ای به وسعت ایران را دارد باشیم. عرصه هائی که بدلیل ضعف در مدیریت کارآمد ، کاهش نیروی متخصص از سنوات قبل،کاهش ناهمگون اعتبارات هر روز بیش از روز قبل مورد هجوم بی تدبیریها قرار میگیرد.مسائل ومشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجبات تبدیل جنگل به مرتع و مرتع به بیابان شده و وقتی بی لیاقتی و بی کفایتی در مدیریت بالا گرفت شاهد بلند شدن خاک در آسمان خواهیم شد.آنگاه این دور باطل مجدد بکار میافتد تا به صرافت افتیم که چه کنیم تا ریزگردها را مهار کنیم.ستاد تشکیل میدهیم سازمان تجهیز میکنیم اما چون این نابخردی ریشه در سالهای قبل داشته نتیجه ای نخواهیم گرفت وبه سمت اضمحلال به پیش خواهیم رفت.
جناب دکتر خلیلیان فراموش نکرده اید که همین شما در روزی که دکتر سلاجقه را برای معارفه به سازمان جنگلها آوردید از این سازمان بنام منابع طبیعی یاد کرده وخوشحال شدیم که بارقه ای از امید که در درون بدنه کارشناسی باقی مانده در احیای این نام در وزارتی جدید یا تشکیلاتی بزرگتر حلول نماید.اما ظاهرن در یکسال گذشته صیاصت های پشت پرده موضوعات جدیدی را رقم زده که میخواهید سازمانی با چنین قدمتی را همچون گوشت قربانی تکه تکه کرده واز هم بپاشید.
وجود چنین سازمانی که طی سالهای اخیر درگیر مسائل ومشکلات حاد اعتباری و نیروی انسانی بوده نه تنها لازم بوده بلکه نیاز به حمایت مدیران بالادست حکومتی داشته تا بجای تکه تکه شدن به قدرتی مضاعف تبدیل شده تا به درستی به وظائف حاکمیتی خود عمل نماید.همین حالا هم با وجود چنین سازمانی کم مشکل در برخورد با تخریب ها، واگذاری ها و تعرض ها نداریم.
دفاتر مهم واثر گذار سازمان جنگلها طی سالهای اخیر بنابه بی تدبیریهای مدیران نالایق به حد کافی کوچک شده است .نکنید کاری که همین چند نیرو وچند دفتر در دل سازمانی که فرق دوغ و دوشاب را نمیداند حل گردد.که اگر چنین شود فردا روزی همانند خشکی تالابها و دریاچه های داخلی بایستی بدنبال راهکار برای عدم تبدیل جنگل به مرتع و مرتع به بیابان باشیم که آنوقت خیلی دیر است.

جا دارد به عنوان یک کارشناس، از تمامی مساعی دکتر سلاجقه تشکر نموده ومفتخر باشیم همگن ویار ما بر سر یک پست ناماندگار مصالحه نکرد.همان کاری که مهندس جلالی هم نکرد.
بحث باغ شهر و شهرکهای اقماری اولین بار توسط ابنز هاوارد ، شهرساز انگلیسی، حدود یک قرن پیش به نام گاردن سیتی یا باغ شهر همراه با طرح شهرکهای اقماری مطرح شده است. در کشورهایی مثل انگلیس که فضای سبز بیشتری وجود دارد شاید اجرای آن برای شرایط زمانی ومکانی آنجا تجویز شده باشد تا در قالب آن بتوانند جمعیت انبوه مادر شهرها را به آنجا سرریز کنند و از این طریق کمکی باشد که جمعیت کلان شهرها و مادر شهرها تخلیه گردد. این طرح در لندن موفقیتی نداشت وتنها 4 درصد از مردم شهر از این امکانات استفاده نمودند .در ساخت باغ شهر بجای افزایش تراکم در ارتفاع به سمت افزایش ساخت در سطح خواهیم رفت.در اردیبهشت 87 معاون امور مسکن و ساختمان وزارت مسکن هدف اصلی وزارت مسکن از اجرای طرح باغشهر را صرفا حفظ فضای سبز موجود در اطراف شهرها و توسعه آنها دانست.

باغ شهری که مد نظر ریاست محترم جمهور و وزرای مرتبط ایشان میباشد به نحوی در اذهان ایشان متبادر گردیده تا بتوان سرریز جمعیت تهران را به حاشیه تهران سوق داد .طرحی که گفته میشود نتایج مطالعات شورای عالی مسکن بوده اما بنظر وبنا به دلائل فراوان اجرای این طرح غلط بوده و شاید ضربات جبران ناپذیری به موجودیت منابع طبیعی ومحیط زیست کشور وارد آورد.
در شرایط خشک حاکم بر کشور وخشکسالی های متمادی وتکرار آن در بیشتر سالها این سوال ایجاد خواهد شد که در شهرهائی که آب خوردن به عنوان یک چالش مطرح میباشد چگونه میتوان شبکه خدمات شهری ، آبرسانی ،شبکه فاضلاب وخیلی خدمات دیگر را به اطراف شهر ها گسیل داشت.تا خوش نشینان باغ شهر از این امکانات بهره گیرند.
توسعه شهرک پردیس در ضلع شرقی تهران وشهرکهای جنوب تهران همچون اندیشه و.... میتواند بخشی از مشکلات سر ریز جمعیت را حل نماید وآن هم مشروط بر این است که وجود این امکانات موجب نگردد تا افراد دیگر نقاط کشور به هوای وجود مسکن وامکانات کار و رفاه بیشتر به این نقاط هجوم آورند.حال ساخت ویلاهای خوش نشین در اطراف تهران بیش از پیش این تفکر را تشدید خواهد نمود.
همین تعداد ویلا در اطراف تهران در جاده چالوس وکردان وحسن آباد کرج وبومهن ورودهن آیا تاکنون موجب شده کسی اهل وعیال خود را در تمام سال به آنجا برده وبین این مناطق وتهران تردد نماید؟اگر جواب مثبت است که فبها ودر غیر اینصورت همین تعداد ویلاها را زیاد خواهیم نمود.تا شهر نشینان در ترافیک سنگین بین جاده ای در روزهای تعطیل سری به باغ خود زنند.
شهروندان فاقد مسکن به سختی قادر به پرداخت هزینه های خرید واحدهای مسکن مهر بوده وهستند پس چگونه توقع هست که شهروندان پولی جهت خرید این باغ شهرها داشته واین یعنی هجوم سرمایه دارها به خرید این باغها واشاعه سوداگری وزمین خواری وهزار مشکل دیگر.

جناب دکتر احمدی نژاد با این استدلال موضوع را توجیه نموده که با محاسبه کل اراضی ایران، حدود ۳۰ میلیون هکتار زمین برای احداث مسکن وجود دارد که اگر این میزان دو میلیون هکتار به خانوارها اختصاص یابد می توان به هر خانوار هزار متر زمین رایگان داد تا آنها یک واحد ۱۰۰ متری در سه طبقه احداث و بقیه زمین را به باغ تبدیل کنند.
این محاسبه نشان میدهد اگر تعداد خانوارهای ایرانی 20 میلیون در نظر گرفته شود، به هرخانوار هزار متر زمین خواهد رسید که جمعا میشود 20 میلیارد متر مربع یا همان 2 میلیون هکتار
البته بر بنیاد آمار موجود اراضی کشور یا مرتع است یا جنگل یا بیابان ویا اراضی کشاورزی است یا محدوده های شهر .اگر این 30 میلیون هکتار را بخواهیم از زارعین و زمینهای شهری ابتیاع کنیم که شدنی نیست ونیاز به پول زیاد جهت خرید وتغییر کاربری از زراعت به باغ و ویلا خواهد بود .جنگل هم که اطراف شهرهای بزرگ نداریم.فقط میماند مراتع.کل مراتع کشور 85 میلیون هکتار بوده که تمامن در اختیار دامداران قرار گرفته و نیمی از گوشت مصرفی کشور نیز از طریق تعلیف دامها بر روی همین مراتع میباشد.
البته بد نیست بدانیم که همین تعداد دام سبک (بز وگوسفند) نیز 3/2 برابر تعداد واقعی وظرفیت مراتع بوده که بار مضاعفی را بر مراتع وارد نموده وهر سال بدلیل افزایش جمعیت متکی به مراتع و به طبع آن شدت چرا وخشکسالی وکاهش علوفه ، فشار به مراتع فزونی یافته که نتیجه آن شده که دامها بجای علف خاک میخورند و وقتی پوششی بر روی زمین نباشد با کوچکترین باد یا سم دام گرد وغبار به هوا بلند شده وفرسایش صورت میگیرد.واین یعنی همان بلائی که در بی آبی وسد سازی و خشکسالی در عراق وخیلی نقاط ایران رخ داده تا اکنون بعد از سالها بی تدبیری بدنبال راه حل باشیم.راه حلی که به این راحتی ها به سرانجام نخواهد رسید.

شاید اگر روی کاغذ این محاسبات ترسیم گردد منتج به نتیجه گردد اما نبود آب و حفر چاههای قانونی وغیر قانونی طی سه ده گذشته در کشور عملن سفره های آب زیر زمینی را با مشکل جدی مواجه نموده ولذا امکان آبیاری این سطح از اراضی مد نظر دولت محترم جهت کشت درخت وساخت باغ امری بعید وبدور از واقعیت خواهد بود.
از سوی دیگر کسر این سطح از مراتع موجبات پخش شدن تعداد دام موجود در سطح کمتری از مراتع شده که خود نیز بر شدت این تخریب ومشکلات عنوان شده خواهد افزود.
در انتها با کمال احترام تقاضا مند است اگر مسلمانید وپیرو راه علی (ع) که به این فرمایشات حضرت توجه نمایید:
عمر درباره ی سواد کوفه(زمینهای اطراف شهر کوفه) با اصحاب مشورت کرد. بعضی از ایشان گفتند :آن رادر میان ما بخش کن. پس با علی مشورت کرد، وی گفت :اگر امروز آن را بخش کنی برای کسانی که پس از ما باشند چیزی نخواهد بود،لیکن آن را به دست ایشان می سپاری تا در آن کار کنند و برای ما وآیندگان هر دو باشد.پس عمر گفت: خدایت بر این عقیده توفیق دهد.( تاریخ یعقوبی)
واگر پیرو خط ولایتید به فرمایشات رهبر فرزانه که فصل الخطاب میباشد گوش فرا دهید:
" من از این طرح باغ شهرها جدا نگرانم. آقاى رئیس جمهور هم چند بار با من مطرح کردند، به ایشان هم گفتم. من نمی دانم چه پیش مىآید، سواستفادهچىها چه کار خواهند کرد. با این دید نگاه کنید که راه را باز نکنید. یک عدهاى سو استفادهچىاند هر جا که برای یک کار عام المنفعه ای در نظر گرفته میشود... کمین گرفته اند ببینند چطور میتوانند این طعمه را بربایند..."
هر روز که تصمیم میگیرم قبل از خواندن تیتر مطالب سایت های زیست محیطی واخبار منابع طبیعی اول به امورات خودم برسم نمیشود که نمیشود .این دل صاحب مرده ما طاقت ندارد از کنار مسائل ریز ودرشت بگذرد.وناچارن برای دل خودم هم شده چند خطی در این مکان اثری بر جا گذارم تا هم بار سنگین دل را سبک کنم هم بدنبال سو سوی امیدی جهت حمایت از سوی وبلاگ نویسانی که خیلی هم حاشیه امنی برای صحبت وبحث ندارند باشم.
مشکلات حادث شده چند روز اخیر در باب ساخت وساز اوقاف در اراضی مشا واقع در امامزاده هاشم جاده هراز اینقدر از منظر کارشناسی مضحک وخنده دار است که بایستی در یک پارادوکسی متضاد به جای خنده گریست. شیر تو شیری در عدم هماهنگی ادارات وسازمانهای این کشور ید طولائی دارد.اما اینکه اوقاف که هر جا مال ومکنتی یافت شود شریک آن است و در دامداری ومرتعداری ودامپروری گرفته تا مشاغل دیگر را دستی بر آتش دارد باید گفت: چرا باید ارزشهای زیست محیطی را فدای ارزشهای بازاری مرتع نموده وبا چرتکه به محاسبه ارزشهای حاصل از مرتع بپردازد.سالهاست بدلیل آنچه توسعه نامیده میشود پدر صاحب منابع طبیعی درآمده وشبیه این کار در خیلی نقاط دیگر کشور انجام شده و خیلی ازمراتع منجمله مراتع میانبند از بین رفته وبنوعی به شهر سازی وصنعت وباغ و ویلا وهزار کوفت وزهر مار دیگر تبدیل شده ونبود این مراتع معضلات عدیده ای را در بخش مدیریت مراتع تابستانه وزمستانه(قشلاق وییلاق) بوجود آورده که سالهاست انرژی و وقت واعتبارات سازمان مربوطه را تحت عنوان مدیریت پروژه چرا به خود اختصاص داده است .این پروژه از این منظر موفق نخواهد شد که حلقه ای مفقوده بنام مراتع میانبند را ندارد وهمه اینها بدلیل از بین رفتن مراتع میانبندی بوده که دامداران بوسیله چارپایان ونه با ماشین از آن عبور کرده وخود را به مراتع ییلاقی یا قشلاقی خود میرساندند.این یکی از خواص مراتع میان بند ویکی از مشکلات نبود این مراتع است وصد مشکل دیگر هم در تخریب مرتع وتبدیل به ساختمان وجود دارد که وقت پرداختن به آنها در این مجال نیست. اول بار حکایت اوقاف را در گزارش هشت وسی سیما دیدم و همانند خیلی از وقتها دلم گرفت وامروز که مصاحبه عبدی نژاد را خواندم دلم نیامد چیزی ننویسم. کج فهمی وسطحی نگرانی مدیران برخی ارگانها ونهادها وسازمانها خیلی وقتها بیشتر از دیگر اوقات ترا به این فکر فرو میبرد که ای کاش من هم یک عمله بی سواد بودم تا اینقدر صبح تا غروب حرص از دست این جماعت بد فهم نمیخوردم.
جناب مهندس عبدی نژاد آیا همکاران شما برای ساخت یک آغل 10 متری یا شخم مرتع یا هر نوع حرکت خارج از ضوابط موجود، پرونده تخلف تنظیم نمیکنندودامدار را به پای میز دادگاه نمیکشانند؟اگر جواب مثبت است که بسم اله وقت درنگ ومماشات واز این جور ملاحظه کاری ها نیست .وقتی ارگانهای ذیربط در شهرستان دماوند بدون توجه به حضور شما به عنوان متولی عرصه های مرتعی و منابع طبیعی اقدام به تبانی با اوقاف در جهت واگذاری وساخت میکنند شما هم با صلابت ، پرونده تخلف ایشان را به دادگاه بفرستید.شاید با این کار اگر به شرایط قبل از واگذاری وتخریب مراتع منطقه مشا نرسیم اما هنوز امیدوار خواهیم ماند که مدیران ما نیز با دیدن این ناهماهنگی ها اندکی بر سر وصورت خود خواهند کوبید.پس بگو تا این سو سوی امید در دل علاقمندان به زیست بوم این دیار خاموش نگردد.
سخنی هم با حضرات اوقاف چی دارم مشروط بر آنکه بجای سرکشی به زمینهای دیگران در جهت پیدا کردن سوراخ دعا و تصرف این زمینها تحت عنوان اوقافی ،سری به این مکانهای مجازی زده واز این سخنان پند گیرند:
حرمت امامزاده با متولی آن است.اگر شما به عنوان بهره بردار( نه مالک اراضی) مرتع ومنابع طبیعی هستید نبایستی نظرات غیر فنی وغیر کارشناسی را جایگزین قانون نمایید.در آن صورت فردا روزی، هرج ومرج در اراضی دیگر مرتعی رواج یافته وبا یک چرتکه بهره برداران، همه مراتع حریم شهرها وروستاها به باغ وبوستان و ویلاتبدیل خواهد شد ودود این نابخردی اول به چشم خود شما خواهد رفت.اگر هم مسلمانید که این سخنان مولایمان را آویزه گوش قرار دهید:
عمر درباره ی سواد کوفه(زمینهای اطراف شهر کوفه) با اصحاب مشورت کرد. بعضی از ایشان گفتند :آن رادر میان ما بخش کن. پس با علی مشورت کرد، وی گفت :اگر امروز آن را بخش کنی برای کسانی که پس از ما باشند چیزی نخواهد بود،لیکن آن را به دست ایشان می سپاری تا در آن کار کنند و برای ما وآیندگان هر دو باشد.پس عمر گفت: خدایت بر این عقیده توفیق دهد.) تاریخ یعقوبی ،جلد دوم،احمدبن ابی یعقوب "ابن واضح یعقوبی"ترجمه محمد
ابراهیم آیتی.شرکت انتشارات علمی وفرهنگی،تهران ،چاپ پنجم،1366،صفحه 39
به نقل ازفتوح البلدان.ص360)
وبدانید اراضی ملی متعلق به همه افراد این مملکت است نه مال توست، نه بابای من و نه کاکای همسایه.


این یکی دو روزه که ما درگیر مسائل دنیوی ومشکلات شخصی وکسالت و رتق وفتق امور جاری بودیم .از هومان خاکپور غافل شدیم ودیدیم بندو آب داده لذا در این محل یک اصلاحیه وعرض حال بدنبال میآید که بد نیست مدیر کل حفاظت محیط زیست استان چهار محال وبختیاری نیز آنرا خوانده ودر رای خود تجدید نظر نمایند.
اول اینکه هومان فرق منطقه حفاظت شده وپارک ملی را نمیداند.شاید هم میداند اما متر با خود نبرده تا فاصله لوله گاز را با منطقه حفاظت شده وپارک ملی اندازه بگیرد. لذا شما خیلی روی این مسائل زوم نفرمایید.فکر کنید گفته منطقه حفاظت شده .گیرم گفته باشد پارک ملی، در فحوای کلام تاثیری نداشته ومهم این است که ارزیابی سازمان شما بدرستی انجام شده وهیچ مشکل زیست محیطی حادی هم در استان وکشور در حال حاضر وجود نداردو اگر من هم جای شما بودم از سر احساس مسئولیت و نه از بیکاری به چنین افراد فرافکن وتشویشگر اذهان عمومی گیر داده و در صورت نیاز همانند اداره راهنمائی ورانندگی که ماشین های متخلف را خوابانده واعمال قانون میکنند عمل میکردم.
در هفته ای که گذشت بدلیل سفر به استانهای ایلام وکرمانشاه ولرستان وهمدان، سعادت نصیب بنده نشد که در همایش دو روزه آبخیزداری در اصفهان شرکت کنم.اما دوست عزیزم مهندس افراسیابی در این همایش شرکت کردند که مطالبی در درخصوص این همایش منتشر نموده که در اینجا میتوانید ببینید.
موضوع مهم در این همایش انتقادهائی بود که از دکتر قدوسی بیان شد .کسی که در سالهای نه چندان دور از جمله افرادی بود که بنیان آبخیزداری را به شکل وقالب آنزمان بنا نهاد با امید اینکه نگرش وتعاریف این حوزه از حیطه کاری آن خارج نگردد. اما گذشت زمان از آبخیزداری جامع ، حرکت در آبراه ها وسرشاخه های اصلی وفرعی موضوع دیگری ساخت. به عبارتی آبخیزداری شد آبراهه داری .

وجود معارض در حوزه های آبخیز در بخش های زراعت ، مسکن، جاده ، مراتع و .... ایجاب مینماید تا با تجدید در نگرش وکارکرد آبخیزداری توجه شده وصرفن ساخت سازه دنبال نگردد. چرا که این کار با جدیت از سوی وزارت نیرو در احداث سازه های آبی تحت عنوان سد های کوچک وبزرگ در نقاط مختلف ایران دنبال شده وبی هیچ کاهش سرعتی ادامه دارد. صحبتهای اساتید فن در این همایش عین واقعیاتی است که مدیران وکارشناسان ستادی بایستی به آن توجه ویژه نمایند.اینها از صاحب نظران آبخیزداری بودند که سخنان خود را به گوش حاضرین رساندند .اینها از جنس من وامثالهم نبودند تا متهم به تخریب ونارضایتی ونق زدن شوند.
چند سال پیش یک جک نقل محافل بود. زمانی که رونالدو به عنوان فوروارد ونوک حمله در تیم ملی برزیل بازی میکرد.در بازی فوتبال بین تیم برزیل با یک تیم دسته چندمی همشهری های آبادانی که خود را کمتر از برزیل نمیدانند، وقتی که توپ به پای عبود رسید او شروع به حرکت به سمت دروازه خودی آبادانی ها نمود .در این عین کاظم به جاسم که مواظب رونالدو بود گفت :جاسم رونالدو رو بی خیال ، عبود رو بچسب.(که داشت به خودی ها گل میزد)

چندیست که دوستداران کوهستان ومحیط زیست ومنابع طبیعی به انحاء مختلف نگرانی ومراتب اعتراض خود را از احداث جاده ای اعلام نموده اند که متاسفانه توسط تیم کهنه کار بچه های منابع طبیعی استان تهران در دار آباد تهران در حال احداث میباشد.
در تاریخ هفده اسفند ماه سال 89 تشکیلات مهندس انصاری عزیز در خبری تحت عنوان" تبدیل تمامی عرصه ها به فضای سبز مغایرتی با مرتعداری ندارد" وبه نقل از مدیرکل دفتر فنی مرتع منتشر نمودند که با توجه به پرسش خیلی از دوستان در تارنمای اینجانب یا تلفنی مقرر شد که بنده حضورن از ایشان کسب سوال نموده تا حداقل نگاه ونگرش ایشان برای خود من هم روشن گردد.

این اتفاق بدلیل برگزاری همایش مشهد وهفته منابع طبیعی وتعطیلات نوروز و ماموریت چند روز اخیر میسر نگردید.در هفته ای که گذشت در مسیر بازدید از مراتع شهرستان جوانرود از توابع استان کرمانشاه با احداث باغ در اراضی
...دومین گردهمایی گروه های دانشجویی حامی منابع طبیعی و محیط زیست 31 فروردین و اول اردیبهشت ماه به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی در باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران واقع در خیابان 16 آذر برگزار می شود.
تقدیر از جانبازان حفاظت از منابع طبیعی ،هم اندیشی دانشجویان با مسوولان سازمان ها ، تقدیر ازفعالیت دانشجویان در عرصه حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی و تقدیر از پیشکسوتان عرصه محیط بانی و جنگلبانی، از جمله برنامه های این گردهمایی محسوب می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر بی زحمت خودتون یه نگاهی به اینجا بندازید.
ضمنن شرکت عموم علاقمندان در این مراسم، آزاد اعلام گردیده است.
ضمنن اگه رفتید و داخل راهتون ندادند ، به من هیچ ارتباطی نداره چون به من همینو گفتند.خود دانید.

هدفمندی یارانه ها به عنوان یکی از طرحهای محوری دولت با نیتی خیر خواهانه وبا نگاهی به تقسیم ثروت وجلوگیری از اتلاف سرمایه در سال 89 به مرحله اجرا درآمد.بازخورد اجرای این طرح در بخش ها وزیر بخش های منابع طبیعی ومحیط زیست متفاوت بوده و نیاز به توجه خاص داشته تا کمترین آسیب به این منابع مهم وارد گردد .لذا پیش بینی تصمیمات درخور در جهت تخصیص اعتبار لازم یا نوع عملکرد مدیران اجرائی در بدنه دولت از ضروریات بوده که نویسنده سعی در ارائه ادله وراهکارهای لازم نموده است تا کمترین آسیب به این منابع وارد گردد.مطلب تکمیلی را در روزنامه همشهری امروز سه شنبه 30 فروردین ماه بخوانید و اگر مبلغ یارانه ته کشیده وپولی برای خرید روزنامه ندارید، اینجا را مطالعه فرمایید.
مطالب مرتبط:
تبدیل بخاری های نفتی به چوبی در آبادی های جنگلی
شواهدی دیگر درتایید موج جدیدتخریب جنگلها


برنامه های ناموزون توسعه که به ناپایداری آن خیلی از کارشناسان فن صحه نهاده موجب بارگذاری بیش از ظرفیت سرزمین بر عرصه های منابع طبیعی شده وبه عینه این تخریب وتجاوزات در خیلی از نقاط کشور به صور مختلف دیده میشود. مشکلات فراروی منابع طبیعی ومحیط زیست در سالهای اخیر و نمود این مشکلات در زندگی روزمره مردم چنان عرصه را بر مردمان این سرزمین تنگ کرده که تنها با آه کشیدن؛ انتظار معجزه ای را دارند. آلودگی هوا در سال گذشته وتشدید ورود ریزگرها در ابتدای سال جدید وتعطیلی برخی استانها

ونیز عدم کنترل پسماندهای شهری ونیز فاضلاب شهرها و ورود به دریا و تشکیل کشند قرمز طی سنوات قبل در خلیج فارس و دریای عمان

وبروز بیماریهای ناشناس وافزایش مرگ ومیر در میان بیمارستانها ، آتش سوزی جنگلها ومراتع

تخریب وتجاوز به عرصه های منابع طبیعی ،عدم پایش وآمایش سرزمین ،ارزیابی های سطحی وبلااستفاده و خیلی از نارسائی ها و خطراتی که با جان مردمان این سرزمین در ارتباط مستقیم است بخشی از مواردی است که مدیریتی واحد، قوی ویکپارچه را در تعامل با آن طلب مینماید.
در شرایط مساوی طی سنوات گذشته در سازمانهای منابع طبیعی ومحیط زیست ودر صورت بارگذاری صحیح وقابل قبول وتزریق اعتبارات متناسب قافیه را از دست رفته میدیدیم ودر حال حاضر با شکل گیری پدیده ها وحرکتهای جدید که ناشی از بی تدبیری وهمسو نبودن تفکرات برخی سازمانها و وزارتخانه ها ورجال آنها دارد، بیم آن میرود که شاید یک روز خوش نیز در سرنوشت این مردم دیده نشود.ساخت سد در داخل وخارج از کشور چنان عرصه های کشورهای منطقه را خشک نموده که خاک آن اکنون از کشورهای همسایه به چشم خودمان میرود.داستان ریزگردها آنقدر مهم ووبرخورد با آن به حدی حیاتی است که دولتمردان بیش از هر کاری بایستی به فکر چاره برای مقابله با آن باشند.قطع حق آبه وساخت سد بر بنیاد نظرات اکثر کارشناسان فن در داخل کشور میرود تا دریاچه ارومیه را به معدن نمک تبدیل کند.

ودر درکشورهای همسایه ؛ خشکسالی های پی در پی وقطع جریان آب بر اثر سد سازی دیگر کشورها موجبات بروز ریزگرد قراهم گردیده است .ریزگردهائی که هر سال زمان کوچشان را زودتراز سال قبل انجام داده ومحدوده انتشار خود را نیز فراختر مینمایند.ضرورت رسیدن به تشکیلاتی محکم ویکپارچه تحت عنوان تشکیل وزارتی مستقل نه بعنوان حلال مشکلات بلکه به عنوان ابزاری محکم به دست اندرکاران کمک خواهد کردتا شاید اگر مرگ را برای همسایه ندیدند فکری برای سرانجام این حرکات نابخردانه نمایند.ضرورت تشکیل وزارتی جدید را در اینجا میتوانید دنبال نمایید.

دوست وهمگن عزیزم مهندس اقبال محمدی نماینده مردم مریوان وسرو آباد و عضو کمیسیون کشاورزی، آب ومنابع طبیعی از پیشنهاد تشکیل وزارتی جدید تحت عنوان وزارت "منابع زیست" به مجلس خبر داد وگفت هیئت رئیسه این پیشنهاد راجهت بررسی به کمیسیون کشاورزی واجتماعی مجلس ارجاع داده است.البته صحبت بر سر تجمیع سازمان هواشناسی و وزارت راه در این وزارت جدید شده است، که از آخرین نتیجه این بررسی ،تاکنون خبری وصول نشده است.
اگر چه تشکیل وزارت ورزش پس از تصویب توسط دولت عملیاتی نشد اما دست همه عزیزانی که دل در گرو رسیدن به ایرانی که شایسته مردمان آن است را دارند سخت میفشارم وطلب یاری داشته تا بجای واگذاری محل کارمان در وزارت کشاورزی که روزگاری کاخ کشاورزی بود ونیز زمزمه های واگذاری محل سازمان جنگلها ،مراتع وآبخیزداری وهزیمت به کلاک کرج، فکری به حال داشته های از دست رفته خود نموده وسعی کنیم بجای اخذ تصمیمات آنی ونابخردانه و واگذار نمودن آنچه ابزار دستمان محسوب میگردد،سعی در افزایش قدرت خود در مقابله با خطراتی نماییم که خیلی وقت است بیخ گوشمان جا خوش کرده است.
نخستین جشنواره منابع طبیعی ورسانه ها روز دوشنبه 23 اسفند در هتل المپیک تهران برگزار شد.
این جشنواره برای اولین بار یه شکل وقالب کنونی با همکاری بانک کشاورزی وگروه تولیدی سایپا در سه سطح رسانه ای، جمعی وخبرنگاران فعال برگزار شد که از بین 250 آثار واصله به دبیرخانه همایش تعداد 12 رسانه وخبرنگار به عنوان برترین های ملی وتعدادی از نفرات ورسانه وروزنامه و.. به عنوان دریافت کنندگان لوح سپاس وتندیس انتخاب گردیدند.
جدای از نوع فعالیت گروههای کاری در رسته ها ی مختلف کاری رسانه ای، تنها میتوان به چند دسته از افراد، صفت خادمان رسانه ای بی مزد ومواجب اطلاق نمود که از آنجمله میتوان به نقادان و یادداشت نویسان در رسانه های مکتوب ودر رسانه های دیجیتال ، وبلاگ نویسان اشاره نمود.گر چه در حوزه منابع طبیعی ومحیط زیست شمار این عزیزان به سختی از تعداد انگشتان دست بیشتر میشود اما بر خود لازم میدانم نام وحضور عزیزانی چون محمد درویش ، هومان خاکپور،امیر سررشته داری،حسین عبیری گلپایگانی ودیگر وبلاگ نویسان غیر وابسته را با خود به عنوان وبلاگ نویس برتر همراه دانسته ومعتقد باشیم که همانگونه که تاکنون بی مزد ومنت به نگارش مسائل ومشکلات وچالشها ی فرا روی منابع طبیعی ومحیط زیست کشور همت داشته ایم، همچنان این کشتی نیمه به گل نشسته را یاری داده تا بلکه سو سوی امید به روزهای تعالی در این حوزه خاموش نشود. گزارش تصویری این جشنواره را در اینجا میتوانید دنبال نمایید.
نوشتن از مناسبت هفته منابع طبیعی برای آنها که دستی بر آتش دارند یک وظیفه بوده ورسالتی است بر دوش یکایک مدیران و کارشناسان این حوزه ونیزیکایک مردم.از مدیران انتظاری نیست اما از کارشناسان این انتظار هست که از نقادی کوتاهی نکنند. کارشناسانی که مرتبن از کمیت آنها کاسته میشود وآنها هم که هستند دل در گرو نقادی نداشته یا پای خود را از این گلیم بزرگ پس میکشند.
روی سخن در سالهای متمادی به همه آنهائی است که درگیر نامگذاری وتعیین روز شمار این هفته مهم در روزهای پایانی هر سال هستند.
دکتر خسرو شاهی در سال 87 گله مند بود که چرا روزی از هفته منابع طبیعی را به بیابان اختصاص نداده اند.سال 88 نویسنده در اینجا علاقمند بود نامی در یکی از روزها به مرتع یا جنگل یا بیابان که بنیاد سازمان جنگلها ومراتع طی سالهای متمادی بر دوش همین بخش ها بنا نهاده شده بود اختصاص یابد.

سال جاری نیز که مصادف با سال جهانی جنگل است اولین روز به همین نام نامگذاری شده که جای بسی قدردانی دارد.دیگر مناسبتها در روز شمار این هفته بقرار زیر است:
روز اول یکشنبه 15 اسفند: روز درختکاری، سال جنگل
روز دوم دوشنبه 16 اسفند: منابع طبیعی و آبخیزداری
روز سوم سه شنبه 17 اسفند: منابع طبیعی،بسیج سازندگی، همیاران طبیعت
روز چهارم چهارشنبه 18 اسفند: منابع طبیعی، حفاظت و قانون
روز پنجم پنجشنبه 19 اسفند:منابع طبیعی، افزایش پوشش گیاهی، کاهش آثار بلایای طبیعی
روز ششم جمعه 20 اسفند: منابع طبیعی، آموزه های دینی
روز هفتم شنبه 21 اسفند: منابع طبیعی، فرهنگ سازی، آموزش، پژوهش و رسانه ها
شعار هفته منابع طبیعی در سال جاری" مدیریت جامع آبخیزها، ضامن امنیت حیاتی" است.
نکته قابل تامل در این بروشور اهمیت حوزه های آبخیز بعنوان جامعیت دادن به موجودیت منابع طبیعی بوده که تا قبل از ورود این معاونت به ساختار سازمان جنگلها ومراتع عملن برنامه ریزی ها بر بنیاد جنگل ومرتع وبیابان بوده وانتظار هم میرفت دیگر بخش ها به نوعی حامی این بدنه مهم وساختار اصلی بوده وبنوعی معاونت پشتیبانی ودیگر دفاتر، بخش های فنی را یاری داده ودر رکاب این بخش ها فعالیت نمایند.گر چه این مهم به انجام نرسید بلکه نام دفاتر فنی نیز جای خود را به امور داد یعنی دفتر فنی مرتع شد دفتر امور مراتع تا مسجل شود دفاتر فنی بایستی از فن هم خارج شوند.
سال 83 معاونت آبخیزداری به بدنه سازمان جنگلها افزوده شد .امید میرفت با حضوراین معاونت بر منزلت نام سازمان افزوده شود اما طی مدیریت دکتر شریفی تنها کار مثبت اضافه شدن نام آبخیزداری به منابع طبیعی در جای جای قانون بود.بحث بر سر آبخیزداری نیست ونگارنده نیز نه با موجودیت آن مشکلی دارد نه از نام آن در برند سازمان گله مند است .مهم این است که بجای چانه زنی بر سر نامها ونشانه ها به اصل موضوع بپردازیم.روزی که معارفه دکتر سلاجقه بعنوان رئیس سازمان بود وزیر محترم وایشان بر نام سازمان منابع طبیعی تاکید داشتند که پیشنهادی فراگیر وجامع بود که حوصله نویسندگان وسخنرانان را در نوشتن وگفتن نام سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشور به سر نمیبرد.اما پدیده جدید در تغییر نامهای خاص در هفته ها وروزهای خاص کمی عجولانه بوده و چه بهتر که به احترام همه کسانی که نامگذار مناسبتهای خاص بوده اند از تغییر نام این مناسبتها خودداری نموده وبه احترام همین نامها اجازه دهیم در ذهن عموم نقشی را که داشته کمرنگ نکرده یا از دست ندهد. از لحاظ ادبی وقتی نامی بزرگ همچون منابع طبیعی که فراگیر بوده وآب وخاک ومرتع وجنگل وهمه اقدامات منجمله آبخیزداری که جزئی از همین منابع بوده را شامل میگردد، پس نیازی نیست اقداماتی جزئی را با کلیاتی چون منابع طبیعی در کنار هم قرار دهیم وبجای نامهای خلاصه ومفید چون نام سازمان جنگلها ومراتع ونیز هفته منابع طبیعی از جملات چند کلمه ای برای نشان دادن برندها ویا مناسبتهائی چون هفته منابع طبیعی و"ابخیزداری" بهره ببریم. در اینصورت که با استفاده از عبارت "داری"که نشان از موضوع مدیریت دارد،جای خالی مرتعداری،جنگلداری ،بیابان داری و... نیز احساس گردیده ومورد سوال خواهد بود. واستفاده از عبارت "منابع طبیعی" جامعیت کاملی داشته ویکی از بحثهای آن موضوع "مدیریت"خواهد بو.د ودر نتیجه کسی بر رعایت نکات ادبی در عبارت "منابع طبیعی وآبخیزداری"و یا "جنگلها ،مراتع وآبخیزداری"ایرادی نخواهد گرفت. در این صورت نه تنها منزلت آبخیزداری کم نخواهد شد بلکه در کنار دیگر معاونت ها ودفاترسازمان منابع طبیعی به وظائف خود خواهد پرداخت.
پس کوشش کنیم در لوای نامی فراگیرچون سازمان منابع طبیعی به ورود اندیشه های جدید در ساختار این سازمان بپردازیم وایده های خود را در جهت اجتناب از یکی شدن این سازمان ومحیط زیست بکار بریم تا کوچکتر از این که هستیم نشویم. وهمانگونه که پیشتر هم عنوان شد بدنبال تشکیل وزارتی قدرتمند باشیم.
چندی پیش خبر تشکیل وزارت ورزش وجوانان و تصویب آن توسط نمایندگان مجلس منتشر که مخالفین وموافقین فراوانی داشت .مخالفین از این جنبه که نگران بودند که 52 فدراسیون موجود شاید با شرکای جدید خود که جوانان بودند در تقسیم پولهای کلان به مشکل بخورند یا نگران بازخواست مجلس از وزیر انتصابی آینده باشند یا اینکه وزیر آینده رئیس تعیین نشده حال حاضر سازمان جوانان باشد یا رئیس سازمان فعلی تربیت بدنی.در هر صورت از منظر ما که کنار گود نشسته ایم تشکیل چنین وزارتی از بودن دو سازمان بهتر بوده وامیدواریم قبل از اینکه اتفاقات نامیمون گریبان سازمان جنگلها ،مراتع وآبخیزداری وسازمان محیط زیست را بگیرد با اتحادی مبارک بدنبال تضعیف این دو سازمان مهم واثر گذار در مناسبات زیست محیطی نباشیم وسعی هم نکنیم دنبال اشتقاق همین بدنه نحیف هر دو سازمان برویم.مطالبی در این خصوص بطور خلاصه در روزنامه همشهری در 23 آذر ماه به چاپ رسید ومتن کاملتر آنرا میتوانید در سبز پرس دنبال نمایید.قطعن گذاشتن هر بار اضافه بر دوش هر یک از این دوسازمان با آگاهی از آمار نیروهای بازنشسته وعدم جذب نیروهای تازه نفس ما را از روزهای رویائی دورتر خواهد برد. وبهتر آنکه سازمان حفاظت محیط زیست بجای اینکه در صدد گرفتن جنگلهای شمال از سازمان جنگلها ونیز افزایش وارتقاء مناطق تحت مدیریت خود باشد ، فکری به حال مدیریت همین عرصه های موجود خود نماید. که اگر تفکرات اشتباه در این سازمان رسوخ نماید چیزی جز بد نامی بدنبال نخواهد داشت.
اینک آن انتظار طولانی به سر آمد وجبهه مهربان ورودی از غرب تا شمال شرق نیز لطف خود را نثار مردمانی کرد که این روزها درگیر جنگی ناخواسته شده بودند.همه امیدوار ومنتظر بودیم وبخت یارمان بود تا تهران را بعد از روزها آلودگی پاک ببینیم وجنگلهای شمال را نیز به یمن همین باران بی آتش.
همانگونه که قبلن نیز گفته شد نبود رطوبت ، باد وگرمای هوا تلاشهای مهار کنندگان آتش را کمرنگ میکرد اما آخرین خبرها حاکی است باران شب گذشته بر جنگلهای شمال کمکی بس جدی در کاهش خشکی وکمک به خاموش نمودن آتش کرده ونیروها پس از یکماه تلاش به شهرها برمیگردند.
پر واضح است که ما بدلیل مجهز نبودن به ابزارهای نرم افزاری وسخت افزاری به جنگ این آتش رفتیم وهشیار باشیم که این مشکلات که در سالهای اخیر گریبان روسیه واسترالیا وفلسطین اشغالی را گرفته قطعن تمام نشده ومنبعد چه زود وچه دیر باز تکرار خواهد شد ومهم نیست این مشکلات به قول بهروز عزیز وبه نقل از دکتر سلاجقه ناشی از تغییرات اقلیمی است یا چیز دیگر ویا مهندس حسام علیرغم تمام زحماتی که کشیداگر آمار غلط نمیداد بهتر بود اما در کل مهم این است دو کار انجام دهیم یکی قبل از آتش ودیگری پس از آن.
تجهیز امکانات مستقل دفاتر حفاظت ویگان سازمان و واحدهای تابعه کاری است که سازمان جنگلها بایستی انجام تا در مواقع بروز چنین حوادثی آمادگی لازم را داشته ودر کوتاهترین زمان ممکن بزرگترین کار ممکن را انجام دهد وبرای پس از سوختن درختان دقت کنیم تا دامی را که مجلس از خروج وکاهش آن به نمایندگی دولت شانه خالی کرد وارد این عرصه های سوخته نشود و بدانیم قرق این مناطق به بازسازی این عرصه ها کمک خواهد نمود. حتی اگر درختی در آن نکاریم و حواسمان را جمع کنیم تا به بهانه سوختن سوزنی برگان از توسعه کشت گونه های دست کاشت وغیر بومی در عرصه های بکر از لحاظ ژنتیکی خودداری شود.
وبرای تهران حواسمان باشد با این سیل عظیم خودرو تولیدی و ورود به ناوگان شهری وعدم انتقال صنایع داخل وحاشیه شهر ونبود خطوط دوچرخه سواری ومشکلات عدیده دیگرمنبعد تا چندی که باران نبارد همین مشکلات را خواهیم داشت وقبل از وقوع هر حادثه ای راه علاج را پی بگیریم که گر چنین نکنیم قافیه را سخت باخته ایم.چرا که در حالت غیر اضطرار کم مشکل نداریم حال چه برسد که مشکلات دیگر هم به این مشکلات اضافه گردد.
روزی که گذشت برای مینودشت،آزاد شهر وعلی آباد روزی پر از آتش و دود بود که نتیجه سوختن تاج درختان، سیاهی کامل نیل کوه وسوختن سوزنی برگان دست کاشت عرصه های جنگلی بود.
آتش سوزیهای اخیر در جنگلهای گلستان که از تاریخ 26 آبانماه سال جاری آغاز وتا کنون به 75 نقطه سرایت نموده مشکلی بس جدی برای عرصه های جنگلی ایجاد نمود.البته تلاش بی وقفه کلیه نیروهای منابع طبیعی ، محیط زیست ، هلال احمر ، ارتش ، سپاه ، بسیج و مردم بومی در مهار آتش بر کسی پوشیده نیست.

بر بنیاد نظرات کارشناسی اگر رطوبت جنگل به کمتر از 5 درصد برسد با کوچکترین برخورد منتج به جرقه آتش بر جنگل خواهد افتاد. وتصور مهار آتش نیز تصوری مطلق نبوده و وجود کوچکترین حرارت باقیمانده از آتش موجبات توسعه آن خواهد بود.خشکی های طولانی وعدم بارش باران و وزش بادهای گرم در روزهای گذشته توسعه آتش را فزونی وتلاشهای صورت گرفته را کمرنگ کرده است وحکم پاشیدن آب توسط سبدهای زیر بالگردها نیز شبیه پاشیدن آب توسط هواپیماهای سم پاش برروی تهران شده است.
پر واضح است که داشتن شبکه مجهز جهت هشدار اولیه ، بالگرد ومتعلقات مرتبط منجمله سبد آب و هواپیمای آب پاش وابزارهای دستی همچون فلاکس بگ از ملزومات مبارزه با آتش بوده که نیروهای درگیر در این روزها با آتش ، گر چه از همه آنها به عاریه بهره برده و غالبن با سرشاخه وبیل وکلنگ وگالن 20 لیتری وجارو دستی به جنگ آتش رفتند که این موضوع مجاهدت این نیروها را بیش از پیش به رخ میکشاند.اما نکته اصلی همان کاهش رطوبت است که تا برطرف نگردد امیدی نیز به مهار کامل آتش وجود نخواهد داشت.
ذکر این نکته هم قابل تامل است که آنانی که دستی بر آتش ندارند اظهار نظر قاطعی هم نمی توانند داشته باشند و نشستن در کنار گود و لنگ کردن حریف نیز دور از اخلاقیات است و باید درک کرد که نیروهای دخیل در مهار آتش دچار سختی ها وگرفتاریهای فراوانی شده که گم شدن ، گرسنگی ، تشنگی ، زخمی شدن و سوختن بخش کوچکی از همه مشکلات مهار آتش است .

در یکی از آتش سوزیهای زاگرس یکی از گروههای مردمی محیط زیست بیش از آنکه عمل کننده خوبی باشد نقاد خوبی بود وبه نقد منابع طبیعی میپرداخت اما پس از هماهنگی وحضور ایشان برای خاموش کردن آتش بود که دانست با این امکانات اندک به جنگ آتش رفتن خود هنری بی بدیل بوده که از عهده علاقمندان به منابع طبیعی بر خواهد آمد وبعد از آن بیش از آنکه نویسنده خوبی باشد آتش نشان خوبی بود.
همه تلاشهای صورت گرفته جدای از تلاشهای افراد دلسوز ونیروهای مختلف نظامی ،انتظامی ،زیست محیطی ومردمی در سایه مدیریت مدیری مدبر بنام مهندس حسام به عنوان رئیس ستاد حوادث غیر مترقبه استان گلستان بوده که قطعن نقد تنها از سوی آنهائی که آتش را لمس نکرده اند نه تنها کمکی به خاموشی آتش نخواهد کرد بلکه مشکلات را فزونی خواهد بخشید.وهمچنان امیدوار باشیم در اواسط هفته باران رحمت فرود آید تا ضمن افزایش رطوبت جنگل وکمک به مهار آتش، دود را نیز از تهران بزداید.
وفراموش نکنیم منابع طبیعی مظلومتر از قبل میسوزد.
در روزهایی که گذشت خبرهایی تیتر وبلاگها و روزنامه ها و سایت های مرتبط و کارشناسانی بود که دل در گرو حفظ منابع طبیعی کشور دارند.یکی عدم رای نمایندگان به حذف 65 درصد دام مازاد توسط دولت ، دیگری آتش سوزیهای گلستان واخیرن هم آلودگی وآب پاشی بر کلان شهر تهران با هواپیمای سم پاش که اگر عمری بود به شرح هر یک پرداخته خواهد شد.
حذف بندهای ج و د از ماده 135 لایحه برنامه پنجم توسعه که تعهدات دولت را در حذف دام مازاد از عرصه های مرتعی و جنگلی خواستار بود بدون هیچ توجیه فنی از سوی نمایندگان مجلس حذف شد تا امیدوار باشیم شورای نگهبان در صورت صلاحدید و مغایر بودن با قانون افزایش بهره وری آنرا رد نموده تا بارقه ای از امید در دل آنها که برای حفظ منابع طبیعی کشورنگرانند زنده بماند و باید انتظار کشید تا این موضوع به سرانجامی خوش بیانجامد نکته مهم در این بحث غیبت نماینده وزارت جهاد کشاورزی در دفاع از این موضوع در صحن علنی مجلس بود . البته فراموش نکنیم که در برنامه 5 ساله چهارم نیزطی بند ب ماده 69 این مورد مصوب شد واگر چه به همه آنچه انتظار میرفت نرسیدیم اما بود آن از نبود آن بهتر بود.
جایگاه سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور بعنوان یکی از سازمانهای تحت مدیریت وزارت جهاد کشاورزی بقدری متزلزل است که میتوان از این موقعیت بعنوان نقطه ضعفی در مدیریت کلان عرصه های منابع طبیعی یاد نمود . سازمانی که خود بایستی یک وزارت باشد باید برای تائید احکام پیشنهادی خود دست به دامان وزارتی گردد که هیچ سنخیتی با عملکرد این سازمان نداشته و اگر سازمان خیلی موفق عمل کند بتواند تنها 20 تا 30 درصد احکام پیشنهادی را در وزارت بقبولاند و پس از آن نیز اگر این احکام از وزارت خارج شده و به صحن مجلس کشیده شود به بوته فراموشی سپرده خواهد شد این یکی از موقعیت های نامناسب سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری در زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی است که انعکاس آن را در عمل ، همگان دیده یا شنیده اند.
رویکرد ادارات کل منابع طبیعی استانها نیز در تعامل با سازمان جهاد کشاورزی استانها نیز از این مقوله خارج نبوده ووجود ابزارهای دست و پاگیر در سازمان جهاد استانها ،فعالیت ادارات کل منابع طبیعی استانها را نیز با مشکلاتی مواجه نموده که می طلبد جایگاه سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور به نحو شایسته ای ارتقا یافته و اگر با سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل وزارتی جدید را ندهد لااقل بعنوان سازمانی مستقل به انجام فعالیتهایی حاکمیتی خود ادامه دهد.
شرح ماجرا تحت عنوان الزامات تشکیل وزارت منابع طبیعی در آینده ای نزدیک به در معرض دید علاقمندان قرار خواهد گرفت.ماجرائی که میکوشد با توجه به اهمیت منابع طبیعی وحفظ وحراست واهمیت آن نامی ونشانی در خور آنچه بین سالهای 46 تا 50 که وزارتی به نام منابع طبیعی داشتیم در این برهه از زمان نیز داشته باشیم.
بدنبال تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر، برادر ارجمندم درویش فرماندار را مسئول صدور فرمان آتش دانسته وپیرو این خبر موج پنجم وبلاگ نویسان به یاری باغ گیاهشناسی نوشهر شتافته اند. آنها که بی مزد ومنت در صدد آگاهی بخشیدن به مدیرانی هستند که گاهن نیاز به تنویر وروشن شدن دارند تا روشنگری. این دلسوزیها ومکاتبات مراکز علمی وتحقیقاتی تا روز شنبه پانزدهم آبانماه منجر به ارسال نامه ای از سوی وزیر محترم جهاد کشاورزی به وزیر کشور شد تا شاید التیامی بر زخم دل سوختگان منابع طبیعی ویا توقفی بر این حرکت غیر فنی باشد.

در ایامی که بیل های مکانیکی ولودرها در حال تخریب باغ قدیمی گیاهشناسی نوشهر بودند بنده خدمت یکی از مدیران کل منابع طبیعی یکی از استانها بودم . خیلی عادی بود که از خصائص این مدیرچیزهائی شنیده بودم اما پس از صحبت، زوایای پنهان شخصیتی این مدیربرایم روشن شد. مدیری که قبلن سکان فرمانداری شهری را به عهده داشته وپس از آن مدیرکل منابع طبیعی شده آن هم با رشته تحصیلی نامرتبط. او میگفت در زمانی که فرماندار بودم به راحتی از کنار تخریب وقطع درختان در جهت توسعه برخی طرح ها وپروژه ها میگذشتیم اما اکنون با هر تخریبی به بهانه توسعه ایستادگی میکنیم واز استاندار میخواهیم فکر دیگری برای توسعه بیندیشند تا تخریب حداقل شود.جالب بود اگر مدیران منابع طبیعی ما قبل از مدیر شدن فرماندار باشند خوب نیست وبهتر آنکه فرمانداران ما قبل از فرماندار شدن مدیر کل منابع طبیعی یا محیط زیست باشند در این صورت آنقدر آگاه خواهند شد که به این راحتی ها دستور آتش صادر نکنند.پیرو این مطالب پیشنهاد میگردد با توجه به وظائف حاکمیتی منابع طبیعی حتی الامکان به منظور حفظ منابع طبیعی وانفال، قبل از فرماندار یا استاندار یا رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان شدن این آقایان، حتمن از اهمیت منابع طبیعی وحفظ محیط زیست آگاه شده ویا حداقل یک دوره مدیر کل منابع طبیعی بشوند.در این صورت با دید باز وروشن بینی از تخریب منابع طبیعی جلوگیری کرده وخیالمان راحت خواهد بود که منابع را فدای مصالح نخواهند کرد.البته ناگفته نماند مدیران کل منابع طبیعی که به پست های وزارت کشور میرسند اگر دنبال مصالح خود باشند بسیار زهردار تر از همان فرماندار خواهند شد چون فوت وفن وگپ های منابع طبیعی وآدرس زمینهای قابل واگذاری وفرارهای قانونی را خوب بلدند.
حکایت تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر را چند روز پس از درج آن در سایت ها دیدم .

علت تاخیر در شنیدن اخبار این بود که در زمان تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر که بیل ها به سرعت در حال کندن ریشه های درختان 50 ساله بودند من در یکی از شهرهای دور یک استان، تلاش میکردم تا نهالی را در زمین بنشانم تا شاید در این وانفسای بی اعتباری و بی انگیزگی ونبود نیروهای کارشناسی وعدم بارش باران این نهال بتواند در چند سال آینده به درختی تبدیل گردد .اما مشروط بر این که مورد بی لطفی قهرعوامل طبیعی وچرای دام وکم لطفی انسان دچار نشود و پس از سالها به درختی تبدیل گردد .نهالی که من کاشتم از درختان باغ گیاهشناسی نوشهر بسیار کوچکتر بود نهالی که بزرگ شده آن در زاگرس والبرز به بهانه های توسعه وپیشرفت وجاده سازی وخطوط نفت وگاز وساخت شهر وشهرک صنعتی بارها وبارها سر بریده ونسل آن نابود شد. کم لطفی صورت گرفته در نوشهر که منجر به قطع وتخریب بخشی از این باغ بود دل هر انسانی را به درد میآورد.در این سالها که مدیران ومسئولین ساز مطالعه وارزیابی وتوسعه پایدار میزنند چگونه چنین بی تدبیری در یک باغ مهم که نقشی بی بدیل را در نشر وتوسعه علم بوتانیک بازی میکند اینگونه به تلی از خاک تبدیل میکنند تا شمال کشور را به اجبار به سمت صنعتی شدن وتوسعه صنعت نزدیک کنند.
آیا از دیگر جاذبه های این خطه نمیتوان در توسعه صنعت بهره جست؟
آیا با دیدن وشنیدن چنین حرکات غیر کارشناسانه ای میتوان همچنان با جدیت به کارهای خود ادامه داد ؟
آیا زمینی در خطه شمال مانده تا برای آن جاده ای بسازیم؟
آیا با ادامه این روند درختانی خواهیم داشت تا بهانه ای برای دیدن آنها داشته باشیم؟
آیا حوصله ای برای کاشت نهال در این وانفسای خشکسالی باقی میماند؟
آیا آب رفته به جوی باز خواهد گشت؟
آیا باغ گیاهشناسی پردیس کشاورزی ومنابع طبیعی کرج هم روزی به بهانه توسعه وتعریض خیابان دانشکده و خیابان شاه عباسی ومصباح تخریب خواهد شد؟
آیا معنی توسعه همین تخریب است یا چیز دیگری است؟
آیا ما همانهائی نیستیم که تخریب باغات زیتون فلسطینی های کرانه باختری را توسط اشغالگران محکوم میکنیم واز تخریب باغات در جهت ساخت شهرکهای رژیم اشغالگر سخت آزرده میشویم؟
آیا.....؟
امروز خبری در جراید به چاپ رسید که استاندار محترم تهران به منظور شرکت در جلسه تودیع ومعارفه فرماندار دماوند به منطقه رفته وهنگام برگشت متوجه ساخت وساز در یک زمین 3500 متری در مجاورت جاده اصلی تهران - آبعلی شده که پس از پیگیری ماجرا متوجه شده که این زمین بصورت غیر مجاز تصرف شده وپس از هماهنگی با دادگستری ، نیروی انتظامی وشهرداری محل وپس از 5 ساعت تلاش موفق به رفع تصرف زمین شده اند.البته اگر نحوه کشف چنین زمینی توسط استاندار محترم صحت داشته باشد وبه اصل خبر شک نکنیم چند نتیجه اخلاقی از این داستان میتوانیم بگیریم:
• در آخر اگر زور نمایندگان محترم علی آباد در ساخت جاده ابر چربید واین جاده ساخته شد ، سعی کنیم بیشتر از جاده ابر جهت تودیع ومعارفه استفاده کنیم که قطعن تمامی دو طرف جاده از همین موارد خواهیم دید.
روز شنبه بنا به درخواست تعدادی از فارغ التحصیلان دانشگاه تهران جلسه ای با رئیس سازمان جنگلها ومراتع برگزار گردید.گر چه هدف از چنین دیداری بنا به برخی رسومات جاری در بلاد غریبه عرض تبریک بود که پس از کسب یک پست مهم توسط یکی از فارغ التحصیلان ، دیگر همکلاسی ها از مدیر مربوطه دیدن میکنند اما برخی افراد که نیامده بودند معتقد به این دیدار نبوده وآن را صنفی نگری دانستند.البته موضوع نیامدن وآمدن افراد مهم نبود و مهم این بود که دو تن از حضار به نمایندگی مطالبی را به دکتر سلاجقه رئیس جدید سازمان عنوان کرده که برآیند این صحبت ها این بود که سازمانی چنین عریض وطویل به نظرات کارشناسی بیشتر بها داده شود واز نمایندگان دفاتر جهت استمرار برگزاری جلسات هر ماهه دعوت گردد.برگشت ارزش ومنزلت کارشناسی به جایگاه قبلی، به نحوی که جایگاه کارشناسی در حال حاضر مرده است. از سوی دیگر استفاده از دبیر شیمی ومسئول نقلیه در پست های کلیدی به نقد گذاشته شد و اینکه مدیران از کارشناسان سوال وجواب کنند نه اینکه کارشناس را به حال خود رها نمایند و موارد دیگر چون: شایسته سالاری، عدم مدیریت چرخشی بین تعدادی افراد معدود ،استفاده از کارشناسان با تجربه در پست های مدیریت،رسیدگی به مسائل معیشتی ورفاهی همکاران وارزیابی عملکرد ودریافت مجوز استخدام وجایگزینی افراد بازنشسته برخی دیگر از موارد مطروحه در جلسه بود که بدلیل ضیق وقت قرار شد ادامه جلسه بصورت ماهانه پیگیری شود!در انتهای جلسه دکتر اظهار امیدواری کرد تا آخر همان سلاجقه ای باشد که سال 66 بوده واکنون هست.به وزیر محترم هم گفتیم اگر سیستم از ما تمکین نکند ما نیستیم.اصل کار ما کارشناسی است وامیدوارم اعتبار شما با وجود وحضور من در سازمان خراب نگردد.تار وپودهای تنیده شده قابل حل است. قیل وقال مدرسه ما را کفایت میکند:
شور می گیرد دلم باشور وحال مدرسه/ خاطراتی دارم از آن قیل وقال مدرسه/ جمع ماجمع است یاران بهرماملحق شوید / نیست هرگز محفلی همچون مثال مدرسه
مخلص کلام:
چنین نوشتاری، سندی خواهد شد بر عملکرد مردی از دانشگاه، او که بعنوان یازدهمین مدیر پس از انقلاب ، سکان مدیریت سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری کشور را در دست میگیرد. سکانی که بطور متوسط هر سه سال در اختیار یک نفر بوده وآنچه در خاطره ها مانده تنها نام نیکی بوده که در اختیار چند نفر از این جمع بوده نه تمام آنها. وعمده علت آن در سنوات گذشته که سازمان را به قهقرا کشانده عدم استفاده از نیروهای متخصص وشایسته بوده است.
وامید که فرزند رابر با مدیریتی شایسته، غدد سرطانی ریشه دوانده در گوشت سازمان را برداشته واز نیروهای تازه نفس وتوانمند بهره جسته تا انگیزه های کاری مجددن احیا شده و بدنه کارشناسی جان تازه ای گرفته وخون تازه در زیر پوست خشکیده سازمان جریان یابد.واین ممکن نخواهد شد مگر با ایستادگی دکتر علی سلاجقه در مقابل طوفانهای سهمگین .
اسامی حاضرین در جلسه با دکتر علی سلاجقه:حسین سعادت-حمیدرضازکی زاده- فرهاد رضوی-حسین بدری پور-رضا نامجویان-محمدمهدی حسینی - مهدی دانش-عباس باقری-ترحم بهزاد-مهران حیدری-رضا دلفان آذری-فرشادهراتی-سید مصطفی ابوهاشم-محمدصباغی-علیرضاگلبابائی-محمدمهدی سعیدی-محمد عقیقی-مریم فرخی ونگارنده
امروز روزی متفاوت از روزهای کسل کننده ویکنواخت روزهای قبلی بود.دیروز خبری را شنیدیم که نقل محافل ومجالس مختلف طی هفته گذشته بود.خبری که یکسالی وپس از شروع بکار دولت دهم وتصدی وزیر جدید جهاد کشاورزی قرار بود به انجام برسد ولی انجام نشده بود وآن پایان تصدی گری دکتر شریفی از مدیریت سازمان جنگلها ، مراتع وآبخیزداری کشور بود. خلاصه در هشتم تیر ماه هشتاد ونه این اتفاق افتاد ودکتر سلاجقه رئیس دانشکده منابع طبیعی کرج سکان مدیریت این سازمان را بدست گرفت.در مراسم تودیع و معارفه ایشان ازوزیر ونماینده ولی فقیه در وزارتخانه و گروههای دوستدار محیط زیست گرفته تا مدیران محیط زیست وموسسه تحقیقات واساتید ودانشجویان دانشکده منابع طبیعی ورئیس دانشگاه تهران ومدیران اجرائی وستادی وکارشناسان وکارمندان سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری وخیلی افراد بازنشسته و..... حضوری فعال داشتند.آنچه در بین صحبت های عنوان شده بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت سخنان دکتر خلیلیان وزیر محترم جهاد کشاورزی بود که صراحتاً تعرض به منابع طبیعی را محکوم وخواستار حفظ منابع طبیعی از دست متجاوزین وکوتاه نمودن دست متجاوزین از عرصه های منابع طبیعی شده وپیشنهاد نمودند جهت تسهیل در ذکر نام سازمان بگوییم "سازمان منابع طبیعی " نامی که از سال تولد نگارنده تا 4 سال بعد وزارتی را به همین نام به خود اختصاص داده بود.

دکتر علی سلاجقه نیز ضمن تاکید بر اهمیت نام وجایگاه منابع طبیعی عنوان کردند:منابع طبیعی وضعیت مناسبی را ندارد وامید که دولت مردان معارف عمومی را دانسته واهداف دیده شده در برنامه های توسعه به نحو مطلوب پیاده گردد.از سوئی جایگاه ومنزلت کارشناسی مجددا احیا شده واز متخصصین مرتبط در رده های ستاد تا استان استفاده گردد. منابع طبیعی کاشت یک درخت وچرای مراتع به تنهائی نیست ما باید خدمات وکارکردهای اقتصادی وزیست محیطی مراتع و منابع طبیعی را از نگاه تفرج(توریسم)، داروئی،گردش آب در طبیعت،ژنتیک، خاک ،تنظیم گازها وآب وهوا،کنترل بیولوژیک ودیگر کاربردهای آن ببینیم.از سویی ایشان خواستار همکاری دستگاههای متولی در کمک به سازمان در مقابله با غاصبین منابع طبیعی وانفال شده ونیز توقع داشتند برخورد استانداران با مدیران کل منابع طبیعی همان برخوردی باشد که با مدیران صنایع میباشد.ضمنن اصلاح برخی قوانین موجود ، توسعه مشارکتهای مردمی و بریدن شاخ وبرگهای ضاید سازمان ورسیدگی به فعالیتهای استانی نیز از دیگر موارد عنوان شده توسط ایشان بود.
مخلص کلام:
به پاس سالها فعالیت فرزند رابر بافت، دکتر علی سلاجقه در پست های مختلف درمحیط زیست تا دانشگاه ،امیدواریم تا دعای باران مستجاب شده وزمین تفتیده وخشک منابع طبیعی با ترنم باران روحی تازه بگیرد.که اگر امید نباشد زندگی روحی نخواهد داشت.
روز جهانی بیابانزدائی یا همان مقابله با بیابانزائی هم تمام شد.چند نکته در این روز میمون حائز اهمیت بود که در صورت وجود حوصله به شرح هر یک پرداخته خواهد شد.یکی اینکه محل برگزاری همایش کویر میقان با سطحی برابر 50 هزار هکتار انتخاب شده وعلت این انتخاب هم نمایش اقدامات موفق انجام شده به میهمانان داخلی وخارجی بود.
در روز همایش در 5 شنبه طوفان گرد وغبار چنان عرصه را بر میهمانان تنگ کرده بود که نه تنها تنفس سخت بود بلکه تا چند متری هم دید از بین رفته بود و ریزگردها چشمان وریه های حضار را نوازش میداد وتا کسی آنجا نمیتوانست تصور چنین گرد و غباری را نماید. به نحوی که وقتی ما سعی داشتیم تا مسافتی چند صد متری را برای دیدن مالچ پاشی با مواد جدید را رویت کنیم بدلیل حجم بالای غبار موفق به طی حتی ٢٠ متر هم نشدیم وناچار با ماشین به محل مربوطه رفتیم. البته اجرای چنین همایشی در چنین محیط مرتبطی ارزشمند بود اما از سوی دیگر این سوال پیش میآمد که اگر اقدامات ما در مقابله با بیابان زائی موفق بوده واین منطقه به عنوان منطقه الگو شناخته وانتخاب شده ، پس این همه گرد وغبار چیست؟ اگر نتوان سطحی 50 هزار هکتاری را مهار نمود آیا میتوان از تکرار این موضوع در جای جای بی پوشش ایران وکشورهای عراق وترکیه وعربستان ودیگر کشورها جلوگیری نمود؟واگر جواب منفی است که راهی بی مقصد را در مقابله با بیابان و ریزگردها رفته ایم.
حوزه های آبخیز به عنوان بستری برای فعالیت آبخیزداری تعریف میگردد.آبخیزداری یا (Watershed Management) مسئولیت برنامه ریزی مستمر وانجام اقداماتی را به منظور مدیریت منابع طبیعی وکشاورزی در جهت حفظ آب وخاک عهده دار است.
بر اساس تقسیمات وزارت نیرو وتماب در کشور 6 ابر حوزه داریم که با مساحت ایران برابر است.مساحت حوزه های آبخیز تحت مدیریت سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری کشور 125 میلیون هکتار بوده که از این میزان 19.44 میلیون هکتار سدهای موجود و16.1 میلیون هکتار سدهای در دست احداث میباشد.آنچه قابل تامل در بحث آبخیزداری است مربوط به گرایشات کارشناسان این حوزه بوده به نحوی که پس از شناخته شدن علم آبخیزداری که عمر زیادی از آن نمیگذرد.فارغ التحصیلان رشته ابخیزداری جذب این تشکیلات شده اند.جدای از اقدامات بی حاصل آبخیزداری در دهه 40 در حوضه آبخیزداری سد سفید رود درمسیر میانه به زنجان وساخت سازه های گابیونی وسنگی بر بدنه های مارنی دوران سوم زمین شناسی که نتیجه ای جز شسته شدن اطراف این سدها وباقیماندن این سازه ها در بیابانهای منطقه نداشته وبه عنوان یک شکست دیگر در موقعیت یابی سد وپر شدن مخزن سد از رسوبات قلمداد گردیده ، الباقی کارهای آبخیزداری لازم وملزوم بخش های دیگر میباشد.هدف از نگارش این مطلب نیز زیر سوال بردن متخصصین آبخیزداری نیست .مسئله مهم این است که یاد بگیریم در کارهایمان هم از افراد متخصص بهره جسته وهم اقدامات خود را نهادینه نموده ومطالعات مناسب را انجام دهیم.کاری که آبخیزداری انجام میدهد.مرد میخواهد به یکی از بچه های آبخیزداری بگوید این چه بند یا سد خاکی یا گابیون یا هر نوع سازه ای بوده که فلان جا زده اید.بلافاصله پاسخ خواهید شنید که ما برای همه کارهایمان مطالعه داریم وبخش مطالعات ابتدا موقعیت ونیاز به فلان سازه را تشخیص داده وسپس این کار انجام شده است.حکایت خیلی از کارهای ما همان است که قبلن شنیده ایم که این کار در گذشته انجام شده ومربوط به ما نیست ولی من هنوز سازه های بزرگ وکوچکی را میشناسم که نیازی به ساخت آنها نبوده وپس از ساخت هم هیچ یک از هدفهای از پیش تعیین شده را به انجام نرسانده است. این یعنی عدم انتخاب صحیح پروژه های بخش آبخیزداری .با توجه به هزینه های سرسام آور سازه های آبی ، بروز یک اشتباه جدای از مشکلات دیگر، حجم قابل توجهی از سرمایه ها را بلعیده وبا توجه به سودآوری خوب این نوع کارها تنها شکم افرادی پیمانکار ، سیر وپر میگردد.اخیرن در استانها دیده یا شنیده میشود که بجای استفاده از متخصصین آبخیزداری از رشته های عمران در این تشکیلات استفاده میگردد. حسن استفاده ازگرایشات آبخیزداری حداقل این است که علم تلفیق سازه با عملیات بیولوژیک با خا ک پیوند خورده ویک بند خاکی با رسوبات پشت آن وکاشت بذر وافزایش پوشش رادرست کرده، اما با ورود مهندس عمران به تشکیلات آبخیزداری به این میماند که از لحاف دوز بخواهیم بادکنک فروش شود .آیا با وجود همین میزان مهندس آبخیزداری که خود اشل ومقیاس کوچکی از سد سازان قدرتمند وزارت نیرو هستند نیاز ما به ساخت سد مرتفع نمیگردد که حال دنبال مهندسین عمران در آبخیزداری هستیم.آیا توجه بیش از پیش به مباحث سد سازی ما را از هدف اصلی که آبخیزداری وآبخوانداری است دور نمیکند؟
قول دادم در باره برخی سر تیترهای پست قبل یه چیزائی بنویسم البته چون وقت کم است سعی بر خلاصه گوئی خواهد شد.در پست قبلی به سر تخت بافت از توابع شهرستان رابر رفتیم .قبل از دو هفته پیش یک جاده مالرو جهت عبور عشایر به منطقه کار رساندن این عشایر را به منطقه سرتخت به عهده داشت که در سفر اخیر سعادتی نصیب شد تا زحمات وپیگیرهای امور عشایر استان را در تعریض جاده مالرو وشخم یکسره اراضی سر تخت رویت کنیم .عکسهای فاقد تاریخ مربوط به دوربین دوست وهمکار عزیز عباس درخشانی است.
در برخی شیبهای تند ایجاد چنین جاده پهنی در زمستان وفصل پر باران چیزی جز رانش زمین وفرسایش خاک را نخواهد داشت.
در پستی از ممدآقا شعری از کدکنی آمده بود که بد جوری در وصف این گونهای له شده سروده شده بود.
آقایان سازمان عشایر شما که از گوشت وخون عشایر هستید وزبان گویای آنها به همه دلسوزان این زیست بوم پاسخ دهید که آیا برگزاری جشنواره عشایر یا هر مناسبتی نیاز داشت تا چنین اراضی بکر ودست نخورده ای را شخم بزنیم ومفتخر باشید که برای آنها راه دسترسی احداث کرده اید.اگر راه دسترسی درست کرده اید تا واگذاریهای منطقه ییلاقی وخوش آب وهوای سرتخت را سرعت بخشید که جای تشکر دارد.اگر راه درست کرده اید که هر ننه قمری با اتل وزن وبچه بیاد تفریح وپدر وبرادر این مراتع رو به لجن بکشه وبعد سر وته کنه وبرگرده که آخر لطف شما به این عشایر زجر کشیده وآواره کوه وبیابان بوده است . نه خدائیش نیت از ساخت این جاده واین بنای یاد بود در وسط سر تخت چه بوده؟

ما نفهمیدیم این دکل آب انبار است یا آبشخوار یا جایگاه پذیرائی از میهمانان اگر یه مومنی پیداشد بنده را هم روشن نماید.البته این رمپ رو زده اند که اگر تریلی یا کامیونی خواست برای ساخت وساز یا میلگرد آوردن یا تفریح بیاد بالا بتونه خوب دور بگیره البته شاید هم پارکینگ باشه وما بیخود گناه مردم رو میشوریم.
از ما گفتن بود با این جاده فاتحه مراتع بکر سرتخت خوانده شد .مراتعی که محال بود یه ذره زباله یا آشغال در مراتع ببینی یا در مسیر آن ساخت وسازی رویت کنی یا هر یای دیگر. اگر فکر میکنید طبیعت زیبای سرتخت ویران نخواهد شد بمانید تا ببینید از ما گفتن بود.
شب هنگام که سری به تارنمای دوستان در گرین بلاگ زدم مجددن به نوشته های ممدآقا در مورد بی مهری مسکن مهر برخوردم که ناگهان یاد هومان خاکپور افتادم که در یکی از کامنت ها ماست خوربنده را گرفته بود وخواسته بود قول دست پر برگشتن از کرمان را به یاد من اندازد.البته مطلب خیلی زیاد بود واجازه میخواهم در آستانه ایام مبارک محیط زیست که بنظر میرسد حرکات قابل توجه ومطالب زیبائی در رسای محیط زیست کشور انجام میپذیرد، بنده به نوبه خودم صرفن مشاهدات وشنیدنی های خود در این ایام که شاید یک نوع تعامل با محیط زیست باشد را تیتر وار عنوان تا اگر آلزایمر به سراغم آمد با خواندن این پست مجددن یادم آید ودر باره آنها بنویسم.
واگذاری مرکز تحقیقات کشاورزی کرمان به مساحت حدود 65 هکتار در مسیر کرمان - ماهان جهت ساخت مسکن مهر، ایجاد دود و آلودگی شدید هوای شرکت فروآلیاژ کرمان، تخریب مراتع و تبدیل جاده مالرو تحت عنوان جاده سازی به منطقه سر تخت جهت برگزاری جشنواره عشایر توسط متولی عشایر یعنی امور عشایر استان وتردد ماشینهای فاقد کمک وبی کمک همچون پراید وپیکان به منطقه ،توزیع سفارشی مجوز شکار چهار پایان از سوی مدیران محترم محیط زیست که در نوع خود جای تقدیر وتشکر دارد چون اگر این مجوزها بدست افراد نااهل وغیر متخصص بیفتد امکان دارد به جمعیت این حیات وحش لطمات جبران ناپذیری را وارد کنند،همزیستی زیبا ودیدنی مو(تاک)با درخت بنه ونیز دشمنی لورانتوس با کیکم وارژن تحت عنوان رابطه انگلی در ذخیره گاه ارس گلوچار رابروزاد آوری بنه وارس در این ذخیره گاه ، تلف شدن دامها بدلیل آلودگیهای شرکت مس خاتون آباد،کاهش جمعیت کل وبز در پارک ملی خمر بافت از 16000 راس در سال 85 ورسیدن این تعداد به 1800در سال جاری البته این خبر احتمالن صحیح نباشد چون دوست ودشمن زیاد است در ایام مبارک محیط زیست.ودر نهایت پیشرفت قابل توجه بازسازی ارگ بم
حال سعی خواهد شد در فرصت مناسب به تفضیل شرح موارد با اضافات وحاشیه های فراوان عنوان نگرددچون وقت طلا است ودر زمانه ای که مدعیان دوستدار محیط زیست توقع دارند شیشه نوشابه به عنوان مواد آلی جذب خاک شود ونیز همانها که خیلی سنگ به سینه میزنند که آی بگیرید وببندید که محیط زیست چنان شد و... حاضر نیستند برای انعکاس مطالب خود در تشکیلات آقا مهدی دکتر یک ده تومانی ناقابل واریز کنند،چرا بنده از وقت گرانبهای خودم در خصوص اشاعه افاضات خودم گرمی سی وخورده ای هزار تومان خرج کنم؟خوب نمیکنم.حرفی هست؟
همانگونه که در مطلب قبلی آمد ساخت مسکن مهر ومهرورزی به جامعه کم بضاعت وبی بضاعت یکی از کارهای پسندیده است که کمتر کسانی با اصل ماجرای آن سر بی مهری دارند اما در مکانیابی این پروژه ملی که بایستی در همه استانها اجرا شودگاهی مواردی موجبات دل نگرانی برای کسانی میشود که بجز امور جاری زندگی دغدغه های دیگری را هم در اندیشه خود یدک میکشند. ساخت مسکن مهردر شمال کشور که زمین عاری از درخت وپوشش نباتی چون کیمیا کمیاب است ، ایجاب میکند که متولیان امر دقت نظر بیشتری در انتخاب اراضی جهت ساخت مسکن مهر نمایند.گر چه از دید خیلی از دولتمردان، اراضی جنگلی،مرتعی ،نهالستانها،ایستگاههای تولید بذر وباغ گیاهشناسی وجنگلکاریهای دست کاشت مناسب ساخت مسکن مهر هستند اما خسارتهای ناشی از ساخت ساختمان بر بنیاد این اراضی چیزی جز نابودی ذخائرموجود نبوده وساخت مسکن بر دوش این اراضی بنیانی ناپایدار را رقم خواهد زد. در دماوند متولیان منابع طبیعی که سالها پیش اقدام به کشت جنگل دست کاشت در مدخل ورودی گیلاوند نموده بودند خواستار تغییر محل احداث ساختمانهای مسکن مهر به فاصله 100 تا 200 متر شدند که پس از مخالفت، این درختان قطع وسازه های آهنی بجای این درختان بر زمین نشانده شدند.
یا در ساری علیرغم مخالفت بهره بردار مرتع که دیوار به دیوار جنگل بود،بدلیل انجام پروژه ملی مسکن سازی مهر این مرتع با پرداخت حقوق عرفی از بهره بردار گرفته وجهت ساخت ساختمان در مجاورت جنگل اختصاص یافت.البته امید است این ساخت وساز به درختان موجود جنگل آسیبی نرساند و وجود جمعیتی در کنار جنگل حقی جهت تخریب وتجاوز ایجاد ننماید. و از همین دسته واگذاریها که گل سر سبد همه واگذاریها بودمیتوان به دور زدن قانون وقانون گریزی در جهت تملک یکصد هکتار از اراضی ایستگاه تولید بذر در اردبیل اشاره نمود.برای آنها که دوست دارند بدانند باید گفت که قانون، صراحتن واگذاری اراضی ایستگاههای تولید بذر کشور را ممنوع دانسته بخصوص ایستگاه هائی که دارای طرح مصوب بوده وطرح مذکور بعنوان معارض مانع از واگذاری سطوح ایستگاه میگردد .حال در یک حرکت با هماهنگی ثبت اسناد واملاک محل، این 100 هکتار از ایستگاه جدا وسند اصلاح شده سپس واگذاری صورت گرفته است تا مسکن مهر در آن احداث شود .همه آنها که با موقعیت ایستگاه مادری مغان واقع در پارس آباد آشنا هستند واقفند که در نزدیکی شهر پارس آباد اراضی ملی ومستثنیات جهت خرید از مردم جهت این کار به اندازه کافی موجود است ونیازی نیست که حتمن از این ایستگاه که در مجاورت شهر پارس آباد قراردارد استفاده نمایند.اگر قرار به بی مهری به داشته ها واندوخته های موروثی این زیست بوم باشد شاید فردا پس از باغ گیاهشناسی گرگان نوبت باغ بوتانیک وجنگل سرو سیمین پردیس کرج واراضی حیدر آباد وحصارک کرج و.... باشد.
مخلص کلام :به یاد داشته باشیم که حرمت امامزاده با متولی آن است ونیز جمعیت بیشتر، خانه بیشتر وخانه بیشتر، زمین بیشتر وزمین بیشتر، تخریب بیشتر سرزمین را در پی خواهد داشت.
وقتی از تهران عازم سفر به قائم شهر وساری هستید.باید از جاده فیروزکوه بروید.وقتی به نزدیکی دماوند میرسید درست 5 کیلومتر قبل از دماوند ودر سمت راست جاده یک تابلو را خواهید دید که روی آن چنین نوشته:
دانشگاه آزاد - واحد رودهن - مزارع نمونه دانشکده کشاورزی
همه کسانی که یکبار هم از جاده دماوند عبور کرده باشند حتمن این تابلو را دیده اند.البته کار ما با این تابلو نیست.(برای بزرگتر دیدن تصاویر روی آنها کلیک کنید)
روز جمعه 24 اردیبهشت ماه هشتاد ونه ، انتخابات سومین دوره شورای نظام مهندسی کشاورزی ومنابع طبیعی در خیابان دکتر فاطمی - خ حجاب - سالن هیئت فوتبال از ساعت 9 صبح تا 16 بعد از ظهر برگزار میگردد. دور قبلی که در سومین روز همین ماه برگزار شد بدلیل عدم استقبال اعضاء وبه حد نصاب نرسیدن افراد به روز 24 اردیبهشت ماه موکول شد.

از آنجا که شرکت در سرنوشت جامعه نوپای کشاورزی ومنابع طبیعی که تحت عنوان این سازمان کار خود را هشت سال پیش آغاز نموده تنها کمک اعضاء به رسیدن این نهال نوپا به بلوغ فکری واجرائی محسوب میگردد.لذا بنیاد چنین سازمانی بر دوش تفکرات همین اعضاء خواهد بود وامید دارد تا با شرکت خود ، بهاری پر باران را تداعی وبر این خشکسالیها ببارید . پیشنهادات ونظرات تکمیلی نگارنده را دراینجا دنبال کنید.
چندی پیش مسابقه ای تحت عنوان علل تخریب مناظر طبیعی بین دانش آموزان ابتدائی وراهنمائی مدارس بوشهر برگزار که تعداد 10 نقاشی به عنوان نقاشیهای برتر انتخاب که در اینجا 4 نقاشی از این تعداد انتخاب تا در معرض دید شما دوستداران مواهب طبیعی قرار گیرد :
برای دیدن عکسها با اندازه بزرگتر روی آنها کلیک کنید
بنظر شما کدامیک از این نقاشی ها ضمن زیبائی ارتباط مناسبی با موضوع مسابقه نشان میدهد.
ضمنن این نقاشی که مدینه فاضله منابع طبیعی است نیز به عنوان حسن ختام آورده شده است.
سومین انتخابات انجمن مرتعداری کشور با حضور اساتید دانشگاه وبخش اجرا وتحقیقات جنگلها ومراتع در سالن امام خمینی(ره) دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران در روز چهارشنبه اول اردی بهشت ماه برگزارگردید.در این انتخابات که با دو دوره قبل تفاوت زیادی داشت پس از رای گیری دکتر فرح پوراز موسسه تحقیقات ،مهندس علیزاده از دفتر امور مراتع ،دکتر بصیری از دانشگاه اصفهان،دکتر فرهنگ قصریانی از موسسه تحقیقات ،دکتر طویلی از دانشکده منابع طبیعی به عنوان پنج نفر هیئت مدیره انتخاب شدند که نماینده وزارت علوم اعلام نمودند از هر واحد تنها یک نفر قادر به انتخاب در هیئت مدیره خواهد بود که مقرر شد موضوع از سوی وزارت علوم استعلام شده تا نتیجه قطعی اعلام گردد.
با عنایت به اینکه در این دوره ،افراد مختلف از واحدهای تحقیقات،اجرا ودانشگاه منتخب شدند، بنظر میرسد با این ترکیب دوره جدید تغییرات بیشتری با دوره های قبلی داشته باشد واین موضوع موجبات بوجود آمدن تصمیمات جدید و ایجاد حرکتهای بهینه ورو به تعالی در پیگیری مصوبات انجمن را رقم زند.
نشست فارغ التحصیلان پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران هر ساله در روزهای پایانی اردیبهشت ماه در محل پردیس کرج و با حضور فارغ التحصیلان سالهای مختلف تشکیل می گردد. نظر به اینکه عموماً فارغ التحصیلان دوره های خیلی قبل و پائین تر از سال 1360 معمولاً در این نشست شرکت دارند بر آن شدیم تا در یک فراخوان با یک تیر دو نشان بزنیم. هم از سرنوشت خیلی از فارغ التحصیلان که اطلاعی نداریم خبری کسب کنیم و هم دعوتنامه برای دوستان کشف شده بفرستیم تادر این تجمع شرکت کنند. قطعاً دیدن فارغ التحصیلان بعد از دهه ۶٠ خالی از لطف نیست . از همه فارغ التحصیلان سالهای 6٠ لغایت 7۵ در مقطع کارشناسی که از دانشکده منابع طبیعی وکشاورزی دانشگاه تهران فارغ التحصیل هستند دعوت می گردد مشخصات فردی شامل نام و نام خانوادگی، سال تولد، سال فارغ التحصیلی، رشته تحصیلی، مقطع تحصیلی، محل کار، آدرس ایمیل، شماره تلفن محل کار و تلفن همراه را در اختیار اینجانب قرار داده تا به نحو مقتضی نسبت به جمع آوری این اطلاعات اقدام لازم بعمل آید. بدیهی است در صورتی که مایل نیستید این اطلاعات منتشر گردد کافیست کامنت خود را بصورت خصوصی در زیر همین نوشته ارسال یا به این آدرس :yekdost1367@gmail.com ایمیل نمایید.
لطفن پس از رویت وارسال مشخصات خود، به کلیه دوستانی که میشناسید مطلب را ایمیل فرمایید.منتظر حضور پر شور و رنگارنگتان هستیم.
امسال نیز همانند دیگر سالها هفته منابع طبیعی با شعار حفاظت طبیعت - پیروی شریعت از 15 لغایت 21 اسفند ماه برگزار خواهد شد و همانند دیگر سالها هفت روز از هفته را به میمنت روزهای آن به فعالیتهای مختلف تقسیم بندی و نامگذاری نموده اند.که از این قرار است:
آموزش، پژوهش و رسانه ها، آبخیزداری و جامع نگری، بسیج سازندگی و نهضت سبز، قانون و حفاظت، مقابله با آثار زیانبار گرد و غبار و تغییرات آب و هوایی و آموزه های رییس و سازمانهای مردم نهاد. مقوله مهم در هفته منابع طبیعی گرچه همیشه با غرس درخت و درختکاری همراه بوده است اما دغدغه های موجود در این زیست بوم عظیم و این سطوح فراوان عرصه های منابع طبیعی غرس یک درخت، یکصد هزار یا یک میلیون و صد میلیون درخت نیست. دغدغه هایی که دوستان ما را از دو روز زندگی و پیش خانواده ماندن بازداشته و آنها را جهت نگرانی های پیش آمده از ساخت جاده در جنگل ابر به دور دستهای پایتخت کشاند.واز این گونه نوشتارها وحرکتهای بی پاسخ
دغدغه های دوستداران محیط زیست نواختن زنگ مدرسه ای یا کشت درختی بر مزاری نیست. ما رسالت حفاظت و حمایت از عرصه های 85 میلیون هکتاری مراتع را داریم که حتی لایق نامگذاری یک ساعت از هفت روز هفته را هم نداشته یا جنگلی که شب نخوابی های خیلی از دوستان را در حفظ وحراست آن رقم زده است. آیا جدای از بی مهری های موجود اختصاص اعتبارات ناموزون به بخش مرتع که عمده عرصه ها را در ید مدیریت خود دارد کفایت نمی کند که حال نه نامی از آن آورده نه اعتباری داده اید تا پروژه های از آن اعتبارات را افتتاح کنید.
افتتاح 775 پروژه ذخیره نزولات بخش آبخیزداری در سومین روز این هفته با اعتباری برابر 136 میلیارد تومان گرچه از افتخارات سازمان آبخیزداری کشور است اما بایستی توجه نمود دربخش مرتع، پروژه ذخیره نزولات تنها در 260 هکتار با اعتبار چند میلیون تومان ناقابل به انجام رسیده است. دوستان علاقمند به محیط زیست روی صحبت من با شماست وقتی تحقیق و توسعه ناهمگون باشد وقتی اعتبارات ناهماهنگ توزیع شود، وقتی بین واحدهای تابعه چنان اختلاف فاحشی در اعتبارات حاکم باشد می شود همان صندلی کذائی با یک پایه بلند و بد ترکیب که سقوط خواهد کرد و میشود هفته منابع طبیعی که نامی از مرتع و جنگل که دو عنصر وموجودیت اصلی بدنه سازمانی را تشکیل داده ولی زهی خیال باطل از نامگذاری روزی از این هفته بنام آنها.
مخلص کلام:
حال که در این هفته از جنگل ومرتع ومسائل ، مشکلات وچالشهای پیش روی این دو بخش نامی آورده نشده پس توجه کنیم که با امعان نظر به نوسانات آبی و وجود خشکسالی های پیاپی در سنوات گذشته نسبت به انتخاب محل های رویشی جهت غرس این یک صد میلیون نهال دقت کنیم واسباب آبیاری آنها را نیز فراهم کنیم.که اگر چنین شود شاید نیازی به واردات چوب وقاچاق چوب از جنگلهای شمال را نداشته باشیم.
همایش ملی با عنوان " منابع طبیعی، آسیب ها و چالشها، پژوهشهای کاربردی، راهکارهای عملی" در اردیبهشت ماه سال آتی در استان ایلام برگزار خواهد شد که فرصت ارسال خلاصه مقاله تا 8 اسفند می باشد لذا همکاران علاقمند می توانند به سایت www.ntap2010.ir مراجعه نمایند. محورهای همایش هم عبارتند از: محورهای همایش: *طبیعی و زیست محیطی * انسانی و فرهنگی: * سیاست گذاری و مدیریت: * فناوری های نوین ضمناً همایش کمیته علمی همایش ملی "منابع طبیعی، آسیب ها و چالشها، پژوهشهای کاربردی، راهکارهای عملی" در نظر دارد به منظور ارج نهادن و گردآوری ایده ها، راهکارها و تجارب مناطق مختلف کشور در زمینه حفظ، احیاء و صیانت از منابع طبیعی کشور مسابقه ای تحت عنوان «ایده ها، راهکارها، تجارب برتر در زمینه حفظ، احیاء و صیانت از منابع طبیعی» در سه محور: 1- ایده ها، راهکارها و تجارب برتر در زمینه پیشگیری از آسیب های منابع طبیعی 2- ایده ها، راهکارها و تجارب برتر در زمینه مبارزه با آسیب های منابع طبیعی 3- ایده ها، راهکارها و تجارب برتر در زمینه شیوه های جلب مشارکت مردم در زمینه برنامه های حفظ، احیاء و صیانت از منابع طبیعی برگزارمی نماید.