+ خانم دکتر، تنها تو بخوان

 

میخواهم از آشوراده برایتان بگویم؛

خانم دکتر ، روزی که مدیر قبلی سازمان حفاظت محیط زیست قصد تکیه بر صندلی ریاست را داشت ،آه از نهاد ما برخاست.چرا که عقبه خدمات ایشان در استانداری خراسان رضوی بر ما پوشیده نبود.نحوه برخورد ایشان از موضع تبدیل وتوسعه عرصه های منابع طبیعی این نگرانی را دامن میزد که چگونه یک شبه تفکر مدیری تغییر خواهد کرد؟.زمان گذشت.آدمهائی رفتند وانسانهای دیگر در صدارت رخ نشان دادند.من خودم را درجبهه شما میدانستم. مخصوصا وقتی از سونامی سرطان در شورای شهرسخن گفتید و امواج سرطان زا را عنوان کردید دلم قرص و محکم شد.وقتی دانستم فرزند خلف اولین رئیس سازمان بعد از انقلاب مجدد سکان این سازمان مهم را در دست گرفته باز خوشحال شدم.وقتی منتقدین به دستگاه محیط زیست را پستی دادید و مشاور خودتان کردید باز به خود نهیب زدم که شما کاری نخواهید کرد که مخالفت عامه مردم یا حتی خواص را بدنبال داشته باشد، لذا بود ونبود نقادان ومنتقدان خیلی شاید بکار ناید. و کلاً خاطرم جمع بود که از جبهه شما نفوذی صورت نخواهد پذیرفت و حواسمان بیشتر به وزیر و رئیس سازمان خودمان بود تا مانع واگذاری مراتع بالا دست جنگل ها با هدف گردشگری باشیم.اکنون با تکرار یک تراژدی کهنه تمام آنچه میپنداشتم رنگ باخت.همه ذهنیت های خوبی که برای خود ساخته بودم نابود شد.مگر میشود ریاست سازمان حفاظت محیط زیست از ماده 3  و 4 قانون حفاظت وبهسازی محیط زیست بخصوص بندهای یک و دو از قسمت الف ماده 3  بی خبر باشند.و اگر بی خبر بوده اند باید واکاوی نمود شاید مشاورین ومعاونین و دور وبری های شما این نکته مهم را یادآوری ننموده یا شاید لابی های موجود اینقدر قوی بوده که زورتان به آنها نرسیده.
خانم دکتر، تعیین مناطق چهار گانه  حفاظت محیط زیست با کسب موافقت وزارت جهادکشاورزی  و رعایت قوانین ومقررات سازمان جنگل ها ومراتع کشور است. سازمان حفاظت محیط زیست وظیفه نظارت بر این مناطق را صرفاً از حیث رعایت اصول زیست محیطی دارا میباشد.لذا به استناد ماده 4 ، کسب موافقت سازمان جنگل ها ،مراتع وآبخیزداری دلیل متقنی است بر عدم تفویض و نمایندگی در مالکیت به سازمان حفاظت محیط زیست.لذا آشوراده قابل مصالحه نیست.و آوردن عبارتی در انتهای جملات چون"با رعایت ملاحظات زیست محیطی" نوعی کلاه شرعی گذاشتن بر سر محیط زیست است.ما نه نیرو، نه دانش و نه اعتبار چنین کارهائی را نداریم.

خانم دکتر ارزش چنین جزیره منحصر بفردی در خلیج گرگان وکشور کمتر از پارک پردیسان در قلب تهران نیست.

خانم دکتر، ما حرکت های سینوسی زیاد انجام میدهیم .الآن هم داریم به راس یکی از سینوسها نزدیک میشویم که نامش گردشگری است.انجام ندادن برخی فعالیت ها از انجام ناقص یا غیر استاندارد آن بهتر است.ما مدیریت پارک سی سنگان را به بخش خصوصی دادیم .بی آنکه ابزار نظارتی و مدیریتی صحیحی پشت آن باشد.نتیجه بنظر چه میشود؟چه کسی ارزش چنین پارکی را برای پیمانکار ترسیم خواهد کرد تا زمین آنرا آسفالت نکند یا درختانی را به بهانه ای قطع نگرداند؟ بگذارید اول قانونمند حرکت کنیم بعد ابزار ونیروهای متخصص خود را باز یابیم.سپس دانش فنی لازم را کسب بعد آنچه دیگران میکنند ما هم انجام دهیم.اکنون بستر لازم برای چنین حرکاتی که جسته گریخته صدای آن از شمال میآید فراهم نیست.
خانم دکتر نیک میدانم شما پیوسته برای بقای زیستمندان بی زبان و با زبان این مرز وبوم تلاش جانانه ای میکنید. شما نماینده ی اعتماد جمعیت دوستدار محیط زیست هستید. نگذارید دیوار بی اعتمادی همه امیدها را به ناامیدی بدل کند.
خانم دکتر عجیب نخواهد بود که مدیران کوچک، اشتباهات بزرگ مرتکب شوند .اما مهم است که مدیران بزرگ کوچکترین اشتباهی مرتکب نشوند.

لینک مطلبی در همین ارتباط را در روزنامه همشهری دنبال کنید.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۸ دی ۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ بداد منابع طبیعی کشور برسید

هفته گذشته از زبان مهندس سرداری مدیر کل دفتر مراتع عنوان شد که لایحه جامع منابع طبیعی بدست سازمان رسیده و مهندس اورنگی از روسای انجمن های علمی جنگل و مرتع دعوت به همکاری جهت اظهار نظر در این خصوص نموده است .

روز گذشته اما همه این امیدواری رنگ باخت چرا که آخر وقت این پیش نویس بدست بنده رسید تا نظرات خود را تا امروز بیست وپنجم مرداد ماه که موضوع در مجلس مطرح میگردد اعلام نمایم.
 تعجیل در فرستادن لایحه به سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری وباز پس گیری نتایج کارشناسی عجیب مینماید واین فرضیه را که دستهائی بدنبال ماست مالی نمودن این لایحه دارد قوت میبخشد. چرا که اگر قرار است نظرات کارشناسی اعمال شود.باید فرصت مناسب در اختیار دفاتر ذیربط سازمان جنگلها ومراتع گذاشته شود.واگر واقعا نیت ورود کارشناسان مرتبط با موضوع باشد بایستی فرصت مناسب داده شود.
بحث مهم در این لایحه این است که این لایحه ولایحه قبل که مورد بحث ونقد کارشناسی قرار گرفت تفاوت فاحشی با لایحه ای که سابقا کار کارشناسی روی آن انجام شده بود دارد.ومطرح کردن این لایحه با هر ادبیاتی خطر بزرگی برای منابع طبیعی کشور است.فرق این لایحه با لایحه قبل تنها در جمله بندی آن بوده وحکایت "چه خواجه علی" و "چه علی خواجه "را تداعی مینماید.
عزیزان دلسوز منابع طبیعی هشیار باشید که این روزها که روزهای خوبی برای منابع طبیعی کشور نیست شاهد تصویب مصوبات ولوایحی نباشیم تا نسلهای بعد ما را به جرم همسوئی با این بذل وبخشش های منابع طبیعی محکوم نمایند.واگر دنیای خوبی نداشتیم لااقل آخرتی نیکو داشته باشیم.

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; ٢٥ امرداد ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


+ چوب حراج بر منابع ملی

امروز پس از بازگشت از همایش پنجم مرتع ومرتعداری در بروجرد سرگرم دیدن برنامه های تلویزیون بودم که وسط یک برنامه ازشبکه سیمای خراسان رضوی بیننده برنامه ای شدم که گوینده ظاهرن از مدیران ستاد رسیدگی به شکایات استانداری مشهد بود .ایشان پیرو بازدیدهای استانی ریاست جمهوری در حال شرح روند رسیدگی به نامه های مردمی بود.جمله قابل تامل ایشان این بود که "منابع طبیعی چون ملی است یعنی مال همه مردم است و دولت حق ندارد آنچه را که متعلق به همه مردم است، از ایشان دریغ نماید لذا باید در اختیار آحاد مردم قرار گیرد.و برای تسهیل درامرواگذاری اراضی ملی ، به استانداران تفویض اختیار شده تا این منابع ملی به مردم واگذار شود!!!!" امروز در سخنرانی همایش به زبانی ساده ضرورت تشکیل وزارت منابع طبیعی را به عنوان طرح مسئله مطرح نمودم .و امید دارم با اصلاح ساختار تشکیلاتی منابع طبیعی و فرهنگ سازی لازم با توجه به بزرگی بدنه این سازمان در قالبی متفاوت موفق شویم قبل از مردم عامی و بهره برداران منابع طبیعی؛ مدیران را با فرهنگ منابع طبیعی آشنا کنیم چرا که دردناکتر از این موضوع سراغ ندارم که مدیر یا کارشناسی اینقدر فقر علمی در حوزه کاری خود داشته باشد که نداند منابع ملی بدون معارض نبوده و نه تنها صاحب دارد بلکه این افراد همان کسانی هستند که از آنها به عنوان بهره برداران منابع طبیعی نام میبریم و تعداد آنها و دام آنها جهت تعلیف دامهایشان از همین مراتع بیش از حد مجاز بوده و خیلی از مشکلات فرا روی ما در سالهای اخیر ناشی از همین بی توجهی مدیران میباشد و جالب اینکه همین مدیر در جائی دیگر بنا به مصلحت از همین بهره برداران در تخریب وتجاوز به عرصه های منابع طبیعی دفاع نموده و این تراژدی مضحک و دور باطل همچنان باقی خواهد ماند.
برای خودم متاسفم ،کاش من هم چیزی از منابع طبیعی ومحیط زیست نمیدانستم.چون در آن صورت در یک برنامه تلویزیونی برای مشکلات ریزگرد و زراعتهای رها شده ی ناشی از خشکسالی  و بی آبی ناشی از حفر چاه های غیر مجاز روند بیابانی شدن مراتع کشور نسخه ای غیر فنی میپیچیدم ومنابع ملی را جلوی پای مصلحت اندیشی ذبح میکردم.    

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::