+ مصالحه یا رفتن

در تاریخ یکصد وشش ساله سازمان جنگلها ، مراتع وآبخیزداری کشور بجز یک مورد سابقه نداشته که رئیس این سازمان را نیامده عزل کنند. هفته ای که در ارومیه بودم طی صحبت با یکی از دوستان خارج نشین خبر جابجائی دکتر سلاجقه را شنیدم.عجیب هم نبود چون چند روزی در تهران نبودم وعادی بود از اخبار بی خبر باشم.پس از بازگشت از سفر ارومیه، این خبرها با شدت بیشتری به واقعیت نزدیک شد تا بالاخره دیروز حکم عزل دکتر سلاجقه از سوی وزیر جهاد کشاورزی زده شد .
روزی که دکتر به سازمان آمد همانند مهندس جلالی که آمد ،امیدوار شدیم شاید این سکون در مدیریت شکسته شده و پس از سالها نابخردی دراین حوزه شاهد تحولی نه خیلی بنیادی اما در همین حد که جایگاه شایسته ای برای سازمانی که وظیفه ای خطیر در مراقبت از عرصه ای به وسعت ایران را دارد باشیم. عرصه هائی که بدلیل ضعف در مدیریت کارآمد ، کاهش نیروی متخصص از سنوات قبل،کاهش ناهمگون اعتبارات هر روز بیش از روز قبل مورد هجوم بی تدبیریها قرار میگیرد.مسائل ومشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجبات تبدیل جنگل به مرتع و مرتع به بیابان شده و وقتی  بی لیاقتی و بی کفایتی در مدیریت بالا گرفت شاهد بلند شدن خاک در آسمان خواهیم شد.آنگاه این دور باطل مجدد بکار میافتد تا به صرافت افتیم که چه کنیم تا ریزگردها را مهار کنیم.ستاد تشکیل میدهیم سازمان تجهیز میکنیم اما چون این نابخردی ریشه در سالهای قبل داشته نتیجه ای نخواهیم گرفت وبه سمت اضمحلال به پیش خواهیم رفت.
جناب دکتر خلیلیان فراموش نکرده اید که همین شما در روزی که دکتر سلاجقه را برای معارفه به سازمان جنگلها آوردید از این سازمان بنام منابع طبیعی یاد کرده وخوشحال شدیم که بارقه ای از امید که در درون بدنه کارشناسی باقی مانده در احیای این نام در وزارتی جدید یا تشکیلاتی بزرگتر حلول نماید.اما ظاهرن در یکسال گذشته صیاصت های پشت پرده موضوعات جدیدی را رقم زده که میخواهید سازمانی با چنین قدمتی را همچون گوشت قربانی تکه تکه کرده واز هم بپاشید.
وجود چنین سازمانی  که طی سالهای اخیر درگیر مسائل ومشکلات حاد اعتباری و نیروی انسانی بوده نه تنها لازم بوده بلکه نیاز به حمایت مدیران بالادست حکومتی داشته تا بجای تکه تکه شدن به قدرتی مضاعف تبدیل شده تا به درستی به وظائف حاکمیتی خود عمل نماید.همین حالا هم با وجود چنین سازمانی کم مشکل در برخورد با تخریب ها، واگذاری ها و تعرض ها نداریم.
دفاتر مهم واثر گذار سازمان جنگلها طی سالهای اخیر بنابه بی تدبیریهای مدیران نالایق به حد کافی کوچک شده است .نکنید کاری که همین چند نیرو وچند دفتر در دل سازمانی که فرق دوغ و دوشاب را نمیداند حل گردد.که اگر چنین شود فردا روزی همانند خشکی تالابها و دریاچه های داخلی بایستی بدنبال راهکار برای عدم تبدیل جنگل به مرتع و مرتع به بیابان باشیم که آنوقت خیلی دیر است.

برای بزرگتر دیدن کلیک کنید
جا دارد به عنوان یک کارشناس، از تمامی مساعی دکتر سلاجقه تشکر نموده ومفتخر باشیم همگن ویار ما بر سر یک پست ناماندگار مصالحه نکرد.همان کاری که مهندس جلالی هم نکرد.


 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ باغ شهر را باد خواهد برد

بحث باغ شهر و شهرک‌های اقماری اولین بار توسط ابنز هاوارد ، شهرساز انگلیسی، حدود یک قرن پیش به نام گاردن سیتی یا باغ شهر همراه با طرح شهرک‌های اقماری مطرح شده است. در کشورهایی مثل انگلیس که فضای سبز بیشتری وجود دارد شاید اجرای آن برای شرایط زمانی ومکانی آنجا تجویز شده باشد تا در قالب آن بتوانند جمعیت انبوه مادر شهرها را به آنجا سرریز کنند و از این طریق کمکی باشد که جمعیت کلان شهرها و مادر شهرها تخلیه گردد. این طرح در لندن موفقیتی نداشت وتنها 4 درصد از مردم شهر از این امکانات استفاده نمودند .در ساخت باغ شهر بجای افزایش تراکم در ارتفاع به سمت افزایش ساخت در سطح خواهیم رفت.در اردیبهشت 87 معاون امور مسکن و ساختمان وزارت مسکن هدف اصلی وزارت مسکن از اجرای طرح باغ‌شهر را صرفا حفظ فضای سبز موجود در اطراف شهرها و توسعه آنها دانست.

باغ شهری که مد نظر ریاست محترم جمهور و وزرای مرتبط ایشان میباشد به نحوی در اذهان ایشان متبادر گردیده تا بتوان سرریز جمعیت تهران را به حاشیه تهران سوق داد .طرحی که گفته میشود نتایج مطالعات شورای عالی مسکن  بوده اما بنظر وبنا به دلائل فراوان اجرای این طرح  غلط بوده و شاید ضربات جبران ناپذیری به موجودیت منابع طبیعی ومحیط زیست کشور وارد آورد.
در شرایط خشک حاکم بر کشور وخشکسالی های متمادی وتکرار آن در بیشتر سالها این سوال ایجاد خواهد شد که در شهرهائی که آب خوردن به عنوان یک چالش مطرح میباشد چگونه میتوان شبکه خدمات شهری ، آبرسانی ،شبکه فاضلاب وخیلی خدمات دیگر را به اطراف شهر ها گسیل داشت.تا خوش نشینان باغ شهر از این امکانات بهره گیرند.
توسعه شهرک پردیس در ضلع شرقی تهران وشهرکهای جنوب تهران همچون اندیشه  و.... میتواند بخشی از مشکلات سر ریز جمعیت را حل نماید وآن هم مشروط بر این است که وجود این امکانات موجب نگردد تا افراد دیگر نقاط کشور به هوای وجود مسکن وامکانات کار و رفاه بیشتر به این نقاط هجوم آورند.حال ساخت ویلاهای خوش نشین در اطراف تهران بیش از پیش این تفکر را تشدید خواهد نمود.
همین تعداد ویلا در اطراف تهران در جاده چالوس وکردان وحسن آباد کرج وبومهن ورودهن آیا تاکنون موجب شده کسی اهل وعیال خود را در تمام سال به آنجا برده وبین این مناطق وتهران تردد نماید؟اگر جواب مثبت است که فبها ودر غیر اینصورت همین تعداد ویلاها را زیاد خواهیم نمود.تا شهر نشینان در ترافیک سنگین بین جاده ای در روزهای تعطیل سری به باغ خود زنند.
شهروندان فاقد مسکن به سختی قادر به پرداخت هزینه های خرید واحدهای مسکن مهر بوده وهستند پس چگونه توقع هست که شهروندان پولی جهت خرید این باغ شهرها داشته واین یعنی هجوم سرمایه دارها به خرید این باغها واشاعه سوداگری وزمین خواری وهزار مشکل دیگر.

جناب دکتر احمدی نژاد با این استدلال موضوع را توجیه نموده که با محاسبه کل اراضی ایران، حدود ۳۰ میلیون هکتار زمین برای احداث مسکن وجود دارد که اگر این میزان دو میلیون هکتار به خانوارها اختصاص یابد می توان به هر خانوار هزار متر زمین رایگان داد تا آنها یک واحد ۱۰۰ متری در سه طبقه احداث و بقیه زمین را به باغ تبدیل کنند.
این محاسبه نشان میدهد اگر تعداد خانوارهای ایرانی 20 میلیون در نظر گرفته شود، به هرخانوار هزار متر زمین خواهد رسید که جمعا میشود 20 میلیارد متر مربع یا همان 2 میلیون هکتار
البته بر بنیاد آمار موجود اراضی کشور یا مرتع است یا جنگل یا بیابان ویا اراضی کشاورزی است یا محدوده های شهر .اگر این 30 میلیون هکتار را بخواهیم از زارعین و زمینهای شهری ابتیاع کنیم که شدنی نیست ونیاز به پول زیاد جهت خرید وتغییر کاربری از زراعت به باغ و ویلا خواهد بود .جنگل هم که اطراف شهرهای بزرگ نداریم.فقط میماند مراتع.کل مراتع کشور 85 میلیون هکتار بوده که تمامن در اختیار دامداران قرار گرفته و نیمی از گوشت مصرفی کشور نیز از طریق تعلیف دامها بر روی همین مراتع میباشد.
البته بد نیست بدانیم که همین تعداد دام سبک (بز وگوسفند) نیز 3/2 برابر تعداد واقعی وظرفیت مراتع بوده که بار مضاعفی را بر مراتع وارد نموده وهر سال بدلیل افزایش جمعیت متکی به مراتع و به طبع آن شدت چرا وخشکسالی وکاهش علوفه ، فشار به مراتع فزونی یافته که نتیجه آن شده که دامها بجای علف خاک میخورند و وقتی پوششی بر روی زمین نباشد با کوچکترین باد یا سم دام گرد وغبار به هوا بلند شده وفرسایش صورت میگیرد.واین یعنی همان بلائی که در بی ‌آبی وسد سازی و خشکسالی در عراق وخیلی نقاط ایران رخ داده تا اکنون بعد از سالها بی تدبیری بدنبال راه حل باشیم.راه حلی که به این راحتی ها به سرانجام نخواهد رسید.


شاید اگر روی کاغذ این محاسبات ترسیم گردد منتج به نتیجه گردد اما نبود آب و حفر چاههای قانونی وغیر قانونی طی سه ده گذشته در کشور عملن سفره  های آب زیر زمینی را با مشکل جدی مواجه نموده ولذا امکان آبیاری این سطح از اراضی مد نظر دولت محترم جهت کشت درخت وساخت باغ  امری بعید وبدور از واقعیت  خواهد بود.
از سوی دیگر کسر این سطح از مراتع موجبات پخش شدن تعداد دام موجود در سطح کمتری از مراتع شده که خود نیز بر شدت این تخریب ومشکلات عنوان شده خواهد افزود.
در انتها با کمال احترام تقاضا مند است  اگر مسلمانید وپیرو راه علی (ع) که به این فرمایشات حضرت توجه نمایید:
عمر درباره ی سواد کوفه(زمینهای اطراف شهر کوفه) با اصحاب  مشورت کرد. بعضی از ایشان گفتند :آن  رادر میان ما بخش کن.  پس با علی مشورت کرد، وی گفت :اگر امروز آن را بخش کنی برای کسانی که  پس از ما باشند چیزی نخواهد بود،لیکن آن را به دست ایشان می سپاری تا در آن کار کنند و برای ما وآیندگان هر دو باشد.پس عمر گفت: خدایت بر این عقیده  توفیق دهد.( تاریخ یعقوبی)
واگر پیرو خط ولایتید به فرمایشات رهبر فرزانه که فصل الخطاب میباشد گوش فرا دهید:
" من از این طرح باغ شهرها جدا نگرانم. آقاى رئیس جمهور هم چند بار با من مطرح کردند، به ایشان هم گفتم. من نمی دانم چه پیش مى‌آید، سواستفاده‌چى‌ها چه کار خواهند کرد. با این دید نگاه کنید که راه را باز نکنید. یک عده‌اى سو استفاده‌چى‌اند هر جا که برای یک کار عام المنفعه ای در نظر گرفته میشود... کمین گرفته اند ببینند چطور میتوانند این طعمه را بربایند..."

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱٥ تیر ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ طاقتم طاق شد از گرد هویش کوک کن ساعت خویش

 روزهای پاکی تهران در ایام نوروز، نیامده رخت بربست ورفت.چند سالی است به یمن پایان جنگ وارتباط حسنه با کشورهای حاشیه غربی وجنوبی میخواستیم ذوق کنیم که با نبود جنگ روی خوش زندگی را ببینیم.اما انگار روز پاکیزه هم جزو نوادر روزگار باشد.چرا که به سبب همسایگی با کشورهای عربی چند سالی است میزبان گرد وغبار برخاسته از این کشورها هستیم.ریز گردهائی که طاقت بسیاری از استانها را طاق کرده وبا رسیدن به مرز 50 برابر مجاز زندگی را بر این مردمان سخت تر نموده است.ریزگردی که در رکوردی جدید به شهرهای شمالی ایران هم رسیده است.
سالی که گذشت در جای جای درگاه های مجازی ونظرات کارشناسی به این مقوله پرداخته شد. وچند نشست منطقه ای هم کمکی به این مهم نکرد. جالبتراین که توقع داشته وداریم که کشورهای منطقه بجای پرداختن به مشکلات داخلی به فکر حل آن در جهت رفاه حال ما باشند.
البته بنده قبلن به این نتایج رسیده و هر گونه اقدامی را از سوی این کشورها نشدنی دانسته بودم.اما مدیران ما بایستی هشیار باشند که خیلی به این آقایان امید نبندند.زیرا مشکلات فراروی مدیران منطقه ای بیش از ریزگرد برای آنها اهمیت دارد.
لذا بد نیست به این نکته توجه کنیم که مدیران ایرانی بایستی راسا فکری به حال این مشکلات نمایند زیرا همانگونه که قبلن هم عرض کردم آبی با این کشورها در جهت رفع معضل گرد وغبار گرم نخواهد شد.یا به عبارتی :کسی نخارد پشت من- جز ناخن انگشت من یا دستتو بگیر به زانوت بگو یا علی یا به قول شاعر گمنام نیشابوری کیوان هاشمی خودمان باید ساعت خود را کوک کنیم.

کوک کن ساعتِ خویش
اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
کوک کن ساعتِ خویش
که مـؤذّن ، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب
 و در آغوش سحر رفته به خواب
کوک کن ساعتِ خویش
شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
که سحر برخیزد
شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی خیزند
کوک کن ساعتِ خویشکه سحر گاه کسی
بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّام نیست
که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی
کوک کن ساعتِ خویش
رفتگر مُرده و این کوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
کوک کن ساعتِ خویش
ماکیان ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
کوک کن ساعتِ خویش
که در این شهر ، دگر مستی نیست
که تو وقتِ سحر ، آنگاه که از میکده برمی گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
کوک کن ساعتِ خویش
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
و در این شهر سحرخیزی نیست

 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ ; ٢۸ فروردین ۱۳٩٠
comment نظرات () لینک


+ همایش رودخانه ها، سدها وزندگی

پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی با همکاری 5 سازمان و انجمن غیردولتی همایشی با عنوان "رودخانه ها ، سدها و زندگی "روز شنبه 22/12/88 در سالن مرکز رشد فناوری ، دانشگاه شهید بهشتی برگزار نمود.
سازمان های مردم نهاد (سمن) مشارکت کننده در این همایش عبارت بودند از جمعیت زنان مبارزه با الودگی محیط زیست ، موسسه توسعه پایدار و محیط زیست ، انجمن کوهنوردان ایران و انجمن زنان ایرانی طرفدار توسعه پایدار محیط زیست.
با توجه به حضور دوست گرامی مهندس بدری پور در این همایش وطلب توضیحاتی از این همایش، ایشان مطلبی را به بنده داده که عینن منعکس میگردد:

برای اولین بار در کتاب زیستن در محیط زیست ترجمه دکتر مجید مخدوم خواندم که سدها مسائل و مشکلات زیست محیطی را بهمراه دارند که در آن کتاب اشاره شد به سد آسوان کشور مصر. مطالعه آن کتاب اگرچه بیش از پانزده سال قبل بین زمان تحصیل در دوره کارشناسی منابع طبیعی باز میگردد اما به کرات در مجلات زیست محیطی و اخیراً در لابلای سایتهای اینترنت مشاهده می نمودم که در مورد مضرات سد مطالبی نگاشته شده است اما این برای دومین بار بود که در جلسه ای حضور می یافتم که در مورد سد و مضرات آن بحث می شد . اولین بار برمیگردد به مردادماه سال 1386 در همایش یک روزه خشکسالی که به همت جامعه مهندسین مشاور برگزار شده بود که در آن یکی از مدعوین که تخصص سدسازی داشته درخصوص محاسن سد صحبت نمود و برخی از حضار از جمله خانم مهندس ظفرنژاد وقت گرفته و نکاتی در مورد مضرات سدها بیان نمودند در این همایش ظاهراً علیرغم دعوت برگزارکنندگان از سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت نیرو از سازمان محیط زیست فردی حضور نیافته بود برای شنیدن مباحث و از وزارت نیرو هم خانم دکتر ترابی رئیس گروه مدیریت آب وزارت نیرو حضور یافته بود که ایشان هم در مورد حیطه کاری خود و تلاش در جهت لحاظ مباحث زیست محیطی در احداث سدها نکاتی را ارائه دادند . در پایان همایش یکی از نکاتی که بسیار مورد تاکید قرار گرفت تخصیص منابع مالی برای تحقیق و پژوهش در مورد مزایا و معایب احداث سدها بود . متاسفانه علیرغم اطلاع رسانی بسیار وسیع ، چندان مورد توجه قرار نگرفته بود و تعداد حاضرین به سختی به 80 نفر می رسید.


مخلص کلام:
من هم از مزایای سدها زیاد شنیده ام  ولی این یکی عیب،  انگاری به همه مزایای سد سازی میچربه واون هم اینه که عمده مشکلات ناشی از رها شدن اراضی کشاورزی وخشک شدن تالابها ی کشورهای همسایه مربوط به کنترل وجلوگیری از جریان آبها وسد سازی در مجاورت این مناطق است واین  میشود شروع گرد وغبار وانتشار ریزگرد. وهمه این حرفها با نوشتار محمد عزیز پر رونق تر میشه که در بحث درون کشوری نیز حرکتهای ما چنگی به دل نمیزند به عبارتی بعد از ۴٠ سال سد سازی از مجموع ٣.۵ میلیون هکتار اراضی پایاب سدها تنها توانسته ایم ١.۶ میلیون هکتار شبکه اصلی بسازیم واز همین میزان شبکه اصلی تنها ٧٢٠ هزار هکتار شبکه فرعی ساخته ایم.

همه اینها یعنی حالا که جلو جریان آب رومیگیریم تا مدیریت آب داشته باشیم وتالابها واراضی کشاورزی دیگران رو خشک کنیم لااقل درست وحسابی این کارو انجام بدیم. 

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ٢۳ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات () لینک


+ هفته منابع طبیعی و مقابله با آثار زیانبار گرد و غبار

در ششمین روز هفته منابع طبیعی و یکروز مانده به پایان این هفته که روز مقابله با آثار زیانبار گرد و غبار و تغییرات آب و هوائی نامگذاری شد، دفتر امور بیابان معاونت مناطق خشک و نیمه خشک سازمان جنگلها ، مراتع و آبخیزداری کشور همایش یکروزه ای را در سالن هفت تیر وزارت جهاد کشاورزی برگزار نمود . شناسائی مکانهای تولیدریز گرد و نحوه مقابله با پیشگیریهای ایران در اینخصوص بیشتر از دیگر موارد در چنین نشست هایی نمود پیدا می کند . بنا به اظهار کارشناسان دفتر امور بیابان مناطق وکانونهای ایجاد ریز گردها عمدتن مربوط به رب الخالی عربستان ، مرز سوریه وعراق (شرق سوریه وغرب عراق) بوده که دکتر نوریان نیز کشور اردن را به این کانونها اضافه نموده اند.
بنا به اظهار مهندس فراهانی معاون دفتر امور بیابان برگزاری همایش یکروزه در ششمین روز هفته منابع طبیعی با محوریت ریزگردها با بهانه نامگذاری یک روز از هفته منابع وبررسی فنی موضوع خوب بوده اما با توجه به تدارکات وفرصت دو هفته ای برای برگزاری چنین همایشی با توجه به اهمیت موضوع کاستی هایی وجود داشته است. بنا به اظهارات کارشناسان عراقی ریزگردهایی که در سال 87 به تهران رسیدند مربوط به اراضی کشاورزی است  که در سوریه بوده وبدلیل احداث سد در ترکیه این اراضی بصورت رها شده درآمده و گروغبارها از این نقاط به سمت ایران حرکت کرده اند.
در این همایش از سازمانهای محیط زیست ،جنگلها،مراتع وآبخیزداری ، هواشناسی ، وزارت امورخارجه ، جهاد کشاورزی، بهداشت وآموزش پزشکی واساتید دانشگاه وکارشناسان علاقمند شرکت داشتند.
اخیراً با توجه به عزیمت همکاران دفتر امور بیابان به کشور عراق و رایزنی های انجام شده با عراق ،سوریه،کویت وقطر که نهایتاً منتج به عقد توافق نامه با کشور عراق وسوریه کشور گردیده است .در این رایزنی ها مقرر گردیده دانش فنی ساخت مالچ نفتی به طرفهای عراقی وسوری آموزش داده شود و آنچه درخصوص تجارب مربوط به بیابانزدائی در ایران اتفاق افتاده در یک پروسه شش ماهه آموزش داده شود گرچه مراکز ایجاد ریزگرد مربوط به کشور سوریه ، عراق و عربستان میگردد و در عمل بایستی در تعامل با این کشورها نسبت به مهار گرد و غبار در مراکز و کانونهای تولید ریزگرد اقدام نموده اما به نظر می رسد در چنین کارهائی که برای دولت مردان ما جایگاه مهمی در ماههای اخیر و با توجه به تکرار بالای آن دارد نسبت به پیگیری موضوع و اینکه عمده کانونهای تولید این ریزگردها در خارج از کشور ما می باشد لذا آنچه مهم جلوه می نماید پیگیری موضوع از سوی وزارت امور خارجه و سازمانها و دستگاههای ذیربط در رسیدن به جایگاهی است که این کانونها در مبداء کنترل شود حال این کنترل یا بیولوژیک یا مالچ نفتی است و یا با هر راهکار علمی مرتبط .
مخلص کلام :
دستاوردهای این همایش ودیگر همایش ها در هاله ای از ابهام قرار دارد .ناامنی های موجود در کشور عراق و بمب گذاریهای متمادی پس از خلع یدکشور از بعثیون عملن سیاستهای موجود کشور را به ایجاد امنیت سوق داده و به نظر می رسد برقراری امنیت و اجتناب از بمب گذاری و ایجاد آشوب در این کشور در راس امور مملکتی آن قرار دارد پس پر بیراه نگفته ایم اگر این کشور مقابله با گرد و غبار را که خیلی با شرایط اکنون عراق همخوانی ندارد را در دستور کار خود قرار ندهد یعنی تلاش ما راه به جائی نخواهد برد . طرف سوری نیز که عملاً در جهت تقویت بنیه نظامی تلاش وافر دارد تا در صورت حمله رژیم صهیونیستی قادر به دفاع از خود باشد و لذا این کشور همه شاید اعتباری دیگر برای چنین کارهائی نداشته باشد درخصوص عربستان نیز که با توجه به سیاستهای کلان عجیب و غریب این اعراب معلوم نیست کاری برای کشوری چون ایران که عمده غبارهای این کشور پس از عبور از خلیج فارس وارد ایران می شود انجام دهد .

نویسنده : مهرداد مسیبی ; ساعت ٧:٢٧ ‎ق.ظ ; ٢٢ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات () لینک


عناوین مطالب وبلاگ طبیعت ایران

» ::