ماجرای نبود یک حاشیه امن برای سازمانی استخوان دارچون جنگلها؛ مراتع وآبخیزداری از سوی کارشناسان فن به لحاظ قرار گرفتن در زیر مجموعه وزارت جهاد کشاورزی بارها عنوان شده است.

مشکلاتی که به ناهمگونی این سازمان به عنوان یکی از سازمانهای زیر مجموعه وزارت جهاد سازندگی صحه گذاشته و در برخی موارد به نحوی بروز و ظهور مینماید که عملا ماهیت حاکمیتی این سازمان را زیر سوال میبرد.
در خیلی موارد وظایف وزارت جهاد با سازمان جنگلها بنا به نوع فعالیت در تضاد بوده که نمونه بارز آن توسعه کشاورزی به بهای تخریب منابع طبیعی میباشد.
بحث درختکاری در اراضی شیبدار و مستثنیات به عنوان یکی از طرح هائی است که از سوی وزارت جهاد کشاورزی اخیراَ و طی یکی دو سال گذشته اجرائی شده است. ملاک عمل این طرح نیز صرفا اراضی زراعتی مردم بوده که در شیبدهای تند قرار گرفته است. اما در استان کرمانشاه به نحوی اجرا شد که ریاست جهاد کشاورزی استان پا را از اراضی شیبدار و زراعت های رها شده فراتر نهاد و مجوز تعرض به اراضی ملی را با توسل به قدرت و جایگاه خود صادر کرد.

اجرای این طرح در استان به نحوی اجرا شد که ظرف مدت 2 سال کلیه اراضی مرتعی که از تعرض مصون مانده بود تبدیل به کشت نهال های درختان مثمر شد.
اجرای این طرح همانند طرح کشت علوفه در اراضی زراعی شیبدارکه بنا به نبود بارش و اقتصادی نبودن بصورت رها شده در آمده بایستی در زراعت های رها شده انجام میشد اما اصرار رئیس جهاد کشاورزی استان کرمانشاه موجب شد تا بالغ بر یکصد هزار از مراتع مرغوب این استان در شهرستانهای جوانرود، پاوه و دیگر شهرستانها تبدیل به کاشت درخت گردد.حال آنچه موجب حیرت است تلاش نماینده دولت در کمک به تبدیل اراضی مرتعی گردیده است واین در حالی است که غالب زارعین حاضر به کشت این درختان در اراضی شیبدار خود نشده واین به معنای فراموشی اصل ماجرا و توسعه باغات در اراضی منابع طبیعی ومراتع بوده که کمک شایانی به تصرف این اراضی نموده است.این حرکت یکی دیگر از دلایل عدم انطباق وظائف سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری با وزارت جهاد کشاورزی میباشد.
ماجرای لایحه جامع منابع طبیعی را خیلی ها خواندند ونظری بر آن نوشتند.خانم مریم خباز نیز نکاتی از این لایحه را به چالش کشیده که بد نیست علاقمندان نگاهی به آن در روزنامه جام جم بیندازند.اما نکته مهم در این نوشتار نقل قول از مهندس رجائی رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس شورای اسلامی بوده که عنوان نموده اند این لایحه ومواد قانونی "مانعی اصولی در برابر زمینخواری در حریم شهرهای بزرگ است ضمن آن که بسیاری از حقوق ضایعشده و اختلافات اراضی که ناشی از قوانین ناقص و نبود پیشبینیهای لازم قانونی است را برطرف خواهد کرد"
این در حالی است که نسخه ای که در اختیار سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری جهت بررسی مجدد قرار گرفت با آنچه قبلن به بوته نظرات کارشناسی گذاشته بود تفاوتی فاحش داشته که جزییات آنرا اینجا میتوانید دنبال کنید.

آنچه در نوشتار فوق قابل تامل میباشد موضوع ورود نمایندگان محترم در مسائل تخصصی سازمانی ریشه دار چون جنگلها، مراتع وآبخیزداری بوده وصنفی نگری با هدف اخذ آرای مردم با اهداف دستگاههای ذیصلاح در تناقض میباشد ولازم است هر بررسی کارشناسی از مبادی اصلی پیگیری گردد. چرا که نمایندگان مردم فقط بایستی قوانین خروجی دولت را مصوب یا رد نموده وداخل شدن در متن لوایح در جهت ایجاد اشتغال تنها کمک به بروز مشکلات حادتر در این حوزه مینماید.
ماجرای طرح تولید فرآوردههای بذر درخت بلوط واحداث کارخانه در یاسوج طی این پست شرح داده شد و توضیح ماجرا نیز در روزنامه اعتماد درج گردید.بازخورد این خبر موجب شد تا مهندس غیبی ، مدیر کل دفتر امور منابع جنگلی سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشور که متولی جنگلهای خارج از شمال میباشند مباحثی را مطرح و زوایای دیگری از این بی توجهی را روشن سازند.

چرا که بلوط هر سال زادآوری نمی کند و هرچند سال یک بار بذر تولید می کند. واگر همین بذور نیز از سطوح جنگل جمع آوری شود نه تنها زاد آوری بلوط مختل میشود بلکه چرخه غذائی برخی موجودات وابسته به این بذور نیز دچار اختلال میگردد.
...در مطلبی که دوست خوبم بهروز حسنی اینجا گذاشته به تصویری اشاره داشته که رد پای انسان را در کره زمین و آثار فعالیت های انسانی، شهرها، جاده ها، خطوط انتقال انرژی، پروازها و غیره را به تصویر کشانده است.

در آخرین پست بهروز هم این گراف جالب است که بر اساس گزارش اکونومیست، شرکت ملی نفت ایران به عنوان یک شرکت، بیشترین میزان مالکیت ذخایر نفت و گاز را در جهان را دارد.

دست آخر اینکه بر بنیاد گزارشی از UNEP ، ایران در کمپین بیلیونی کاشت درخت، رده آخر را دارد.نگاه کنید:(بیلیون= هزار میلیون =میلیارد)
اگر قرار باشد برای این سه موضوع یک رابطه پیدا کرده ویکی دو خط در باب آن بنویسیم این میشود:
برخی کشورها با وجود منابع سرشار نفتی و ثروت ، رد پائی قوی در دخالتهای انسانی بر زیست کره خود داشته بی آنکه اندکی از این ثروت را برای کشت درختی هزینه نمایند.
طرح ساخت جزیره مصنوعی لاس وگاس در ترکمنستان پس از طرح در روزنامه خراسان وپس از آن در محیط مجازی و بازدید های درخور توجه، موجب بازخوردی شایسته از سوی برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی شد تا با جمع آوری طومار از بین نمایندگان مجلس، مخالفت خود را با این آسیب احتمالی در حوزه دریای خزر نشان داده ودر اجلاس بعدی سران کشورهای حاشیه دریای خزر در 20 مارس 2012 مراتب مخالفت واعتراض خود را در این خصوص به اعضای این نشست اعلام نمایند.
عواقب وعوارض سوء این ساخت وساز در بستر بزگترین دریاچه جهان بر بنیاد قوانین جاری جهانی ممنوع بوده و هیچ کشوری حق تعرض به آبهای مشترک این دریاچه را نخواهد داشت. بدیهی است مجلس بایستی تمهیداتی را بیندیشد تا هنگام انتخابات دور جدید و شروع بکار مجلس آتی، خدشه ای به روند رسیدگی به موضوع وجمع آوری مستندات در این خصوص وارد نگردد.

این حرکت نمایندگان از جمله حرکت های پسندیده در حوزه سیاسی ،اجتماعی وزیست محیطی بوده که پشتیبانی همه فعالان این حوزه ها، بالاخص فعالان محیط زیست را بدنبال خواهد داشت.و بهتر آنکه این حرکتهای مردم پسند در طول ایام تصدی نمایندگان مشاهده میشد؛ بخصوص وقتی که خاک کشاورزی ، معدنی و لاشه سنگ سالهاست به آنسوی آبهای خلیج فارس بصورت رسمی وغیر رسمی صادر میگردد. تا موجبات ساخت مجموعه جزایر و توسعه کشاورزی در خاکهای قلیائی شیخ نشینان همسایه را فراهم نماید.
چند صباحی است ماجرای قطع درختان نارون در حاشیه خیابانهای کرمان خبر ساز شده است.حتمن خبر دارید که یک هنرمند کرمانی برای نشان دادن اعتراض به این عمل شهرداری در قطع درختان اقدام به یک عمل نمادین نموده وآن هم این بود که پس از کسب مجوزاز مبادی ذیربط اقدام به چیدن تنه های درختان بریده شده در خیابان بحر العلوم نموده است.

چندی پیش یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد قصد انتخاب موضوع پایان نامه با موضوع پارک ملی و صنعت توریسم داشت که در توضیح برخی تعاریف به مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط زیست اشاره و شرح داده شد که مناطق 4 گانه محیط زیست شامل : پناهگاه حیات وحش ، مناطق حفاظت شده ، آثار طبیعی ملی و پارک ملی بوده که این مناطق منجمله پارک ملی به استناد ماده 16 (کلیه عرصه و اعیان املاک متعلق به دولت واقع در محدوده مناطق مذکور در بند (الف) ماده ۳ همچنین کلیه تالابهای متعلق به دولت دراختیار سازمان قرار خواهد داشت و سازمان در بهرهبرداری از تالابها (به استثناء مرداب بندر انزلی) و املاک مذکور قائممقام قانونی مؤسسات یاسازمانهای مربوط میباشد ولی حق واگذاری عین آنها را ندارد.)قابلیت واگذاری را به غیر ندارد.خبری که پس از این اتفاق افتاد این معادله را بهم ریخت و من به عنوان راوی قانون خودم از این تعرض به خط قرمز مناطق محیط زیست در عجب ماندم.خبر این بود که " ۸۷۰ هکتار از زمینهای پارک ملی “کلاه قاضی” برای توسعه شهر جدید بهارستان واگذار شد.
بدنبال این خبر از مهندس محمدی زاده نقل شد که "بمو یک پارک ملی است و براساس قانون هیچ نهادی اجازه واگذاری زمین های آن را ندارد"
در این پارادوکس نامتجانس سخت متعجب گردیدم. چرا که سازمانی که تنها کمتر از 2 میلیون هکتار پارک ملی دارد و هر روز این سازمان علیرغم کاهش اعتبارات و کمبود نیروهای حفاظتی آموزش دیده در حال توسعه مناطق 4 گانه خود بوده و حتی بدنبال این است تا جنگلهای شمال را نیز از سازمان جنگلها و مراتع منفک نموده وبه محدوده های تحت کنترل خود درآورد، چگونه قادر نیست مناطق موجود خود را که واگذاری آنها بر بنیاد قانون امری شدنی نیست را به ثمن بخس جهت شهر سازی واگذار نماید.
ولی این خبر آخر که سرمایه گذاران درجنگل ابر وجنگل سی سنگان قصد ساخت مناطق گردشگری را دارند نشان داد؛ خطوط قرمز نه تنها برای سازمان محیط زیست بلکه برای سازمان جنگلها ومراتع نیز ثابت نبوده وبرخی مواقع بنا به مصلحت که خارج از حیطه فهم ما میباشد این خط تغییر کرده و گاهی به نارنجی تیره یا پرتقالی متمایل میگردد.

یک بزرگ هنری گفته: آخر هر چیزی خوبه،اما اگر خوب نشد ، معلوم میشه که هنوز آخرش نشده !!؟؟
کشور ترکمنستان قصد دارد یک جزیره مصنوعی بسیار بزرگ در نزدیکی مرزهای آبی ایران در دریای خزراحداث کند. این طرح شامل حدود 10 تا 15 منطقه تفریحی و هتل، فرودگاه، بزرگراه، نیروگاه برق، توربین گازی، امکانات شیرین سازی آب، تصفیه خانه و نیز سیستم آب رسانی همچنین احداث پارک های آبی، باشگاه های ورزشی و قایق سواری، رستوران ها، مکان هایی برای چادر زدن، پارک های تفریحی و مراکز خرید خواهد بود. کارشناسان با هشدار در مورد ساخت این جزیره مصنوعی در جنوب شرقی دریای خزر آن را تهدیدی جدی برای یکی از مهم ترین زیستگاه های ماهیان خاویاری و فک خزری دانسته و معتقدند سازه های این جزیره ممکن است کل سیستم اکولوژیکی دریای خزر را بر هم بزند. از طرف دیگر به گفته برخی کارشناسان مرزهای سرزمینی کشورها بر اساس آخرین خشکی های متعلق به کشور در دریا حساب می شود .

در این بین هرچند به گفته کارشناسان هنوز تفاهم نامه جلوگیری از تخریب و آلودگی سواحل تصویب نشده که بتوان به صورت قانونی از این اقدام جلوگیری کرد ولی اگر این بار نیز با این قضیه برخورد جدی و به موقع نشود و تبعات این اقدام به طور جدی در جلسات 5 کشور حاشیه دریای مازندران مورد بررسی قرار نگیرد چه بسا دیگر کشورهای حاشیه دریای مازندران نیز به فکر رقابت با ترکمنستان بیفتند که در این صورت باید منتظر نابودی کامل اکوسیستم خزر بود.
هر روز که تصمیم میگیرم قبل از خواندن تیتر مطالب سایت های زیست محیطی واخبار منابع طبیعی اول به امورات خودم برسم نمیشود که نمیشود .این دل صاحب مرده ما طاقت ندارد از کنار مسائل ریز ودرشت بگذرد.وناچارن برای دل خودم هم شده چند خطی در این مکان اثری بر جا گذارم تا هم بار سنگین دل را سبک کنم هم بدنبال سو سوی امیدی جهت حمایت از سوی وبلاگ نویسانی که خیلی هم حاشیه امنی برای صحبت وبحث ندارند باشم.
مشکلات حادث شده چند روز اخیر در باب ساخت وساز اوقاف در اراضی مشا واقع در امامزاده هاشم جاده هراز اینقدر از منظر کارشناسی مضحک وخنده دار است که بایستی در یک پارادوکسی متضاد به جای خنده گریست. شیر تو شیری در عدم هماهنگی ادارات وسازمانهای این کشور ید طولائی دارد.اما اینکه اوقاف که هر جا مال ومکنتی یافت شود شریک آن است و در دامداری ومرتعداری ودامپروری گرفته تا مشاغل دیگر را دستی بر آتش دارد باید گفت: چرا باید ارزشهای زیست محیطی را فدای ارزشهای بازاری مرتع نموده وبا چرتکه به محاسبه ارزشهای حاصل از مرتع بپردازد.سالهاست بدلیل آنچه توسعه نامیده میشود پدر صاحب منابع طبیعی درآمده وشبیه این کار در خیلی نقاط دیگر کشور انجام شده و خیلی ازمراتع منجمله مراتع میانبند از بین رفته وبنوعی به شهر سازی وصنعت وباغ و ویلا وهزار کوفت وزهر مار دیگر تبدیل شده ونبود این مراتع معضلات عدیده ای را در بخش مدیریت مراتع تابستانه وزمستانه(قشلاق وییلاق) بوجود آورده که سالهاست انرژی و وقت واعتبارات سازمان مربوطه را تحت عنوان مدیریت پروژه چرا به خود اختصاص داده است .این پروژه از این منظر موفق نخواهد شد که حلقه ای مفقوده بنام مراتع میانبند را ندارد وهمه اینها بدلیل از بین رفتن مراتع میانبندی بوده که دامداران بوسیله چارپایان ونه با ماشین از آن عبور کرده وخود را به مراتع ییلاقی یا قشلاقی خود میرساندند.این یکی از خواص مراتع میان بند ویکی از مشکلات نبود این مراتع است وصد مشکل دیگر هم در تخریب مرتع وتبدیل به ساختمان وجود دارد که وقت پرداختن به آنها در این مجال نیست. اول بار حکایت اوقاف را در گزارش هشت وسی سیما دیدم و همانند خیلی از وقتها دلم گرفت وامروز که مصاحبه عبدی نژاد را خواندم دلم نیامد چیزی ننویسم. کج فهمی وسطحی نگرانی مدیران برخی ارگانها ونهادها وسازمانها خیلی وقتها بیشتر از دیگر اوقات ترا به این فکر فرو میبرد که ای کاش من هم یک عمله بی سواد بودم تا اینقدر صبح تا غروب حرص از دست این جماعت بد فهم نمیخوردم.
جناب مهندس عبدی نژاد آیا همکاران شما برای ساخت یک آغل 10 متری یا شخم مرتع یا هر نوع حرکت خارج از ضوابط موجود، پرونده تخلف تنظیم نمیکنندودامدار را به پای میز دادگاه نمیکشانند؟اگر جواب مثبت است که بسم اله وقت درنگ ومماشات واز این جور ملاحظه کاری ها نیست .وقتی ارگانهای ذیربط در شهرستان دماوند بدون توجه به حضور شما به عنوان متولی عرصه های مرتعی و منابع طبیعی اقدام به تبانی با اوقاف در جهت واگذاری وساخت میکنند شما هم با صلابت ، پرونده تخلف ایشان را به دادگاه بفرستید.شاید با این کار اگر به شرایط قبل از واگذاری وتخریب مراتع منطقه مشا نرسیم اما هنوز امیدوار خواهیم ماند که مدیران ما نیز با دیدن این ناهماهنگی ها اندکی بر سر وصورت خود خواهند کوبید.پس بگو تا این سو سوی امید در دل علاقمندان به زیست بوم این دیار خاموش نگردد.
سخنی هم با حضرات اوقاف چی دارم مشروط بر آنکه بجای سرکشی به زمینهای دیگران در جهت پیدا کردن سوراخ دعا و تصرف این زمینها تحت عنوان اوقافی ،سری به این مکانهای مجازی زده واز این سخنان پند گیرند:
حرمت امامزاده با متولی آن است.اگر شما به عنوان بهره بردار( نه مالک اراضی) مرتع ومنابع طبیعی هستید نبایستی نظرات غیر فنی وغیر کارشناسی را جایگزین قانون نمایید.در آن صورت فردا روزی، هرج ومرج در اراضی دیگر مرتعی رواج یافته وبا یک چرتکه بهره برداران، همه مراتع حریم شهرها وروستاها به باغ وبوستان و ویلاتبدیل خواهد شد ودود این نابخردی اول به چشم خود شما خواهد رفت.اگر هم مسلمانید که این سخنان مولایمان را آویزه گوش قرار دهید:
عمر درباره ی سواد کوفه(زمینهای اطراف شهر کوفه) با اصحاب مشورت کرد. بعضی از ایشان گفتند :آن رادر میان ما بخش کن. پس با علی مشورت کرد، وی گفت :اگر امروز آن را بخش کنی برای کسانی که پس از ما باشند چیزی نخواهد بود،لیکن آن را به دست ایشان می سپاری تا در آن کار کنند و برای ما وآیندگان هر دو باشد.پس عمر گفت: خدایت بر این عقیده توفیق دهد.) تاریخ یعقوبی ،جلد دوم،احمدبن ابی یعقوب "ابن واضح یعقوبی"ترجمه محمد
ابراهیم آیتی.شرکت انتشارات علمی وفرهنگی،تهران ،چاپ پنجم،1366،صفحه 39
به نقل ازفتوح البلدان.ص360)
وبدانید اراضی ملی متعلق به همه افراد این مملکت است نه مال توست، نه بابای من و نه کاکای همسایه.
چند سال پیش یک جک نقل محافل بود. زمانی که رونالدو به عنوان فوروارد ونوک حمله در تیم ملی برزیل بازی میکرد.در بازی فوتبال بین تیم برزیل با یک تیم دسته چندمی همشهری های آبادانی که خود را کمتر از برزیل نمیدانند، وقتی که توپ به پای عبود رسید او شروع به حرکت به سمت دروازه خودی آبادانی ها نمود .در این عین کاظم به جاسم که مواظب رونالدو بود گفت :جاسم رونالدو رو بی خیال ، عبود رو بچسب.(که داشت به خودی ها گل میزد)

چندیست که دوستداران کوهستان ومحیط زیست ومنابع طبیعی به انحاء مختلف نگرانی ومراتب اعتراض خود را از احداث جاده ای اعلام نموده اند که متاسفانه توسط تیم کهنه کار بچه های منابع طبیعی استان تهران در دار آباد تهران در حال احداث میباشد.
هدفمندی یارانه ها به عنوان یکی از طرحهای محوری دولت با نیتی خیر خواهانه وبا نگاهی به تقسیم ثروت وجلوگیری از اتلاف سرمایه در سال 89 به مرحله اجرا درآمد.بازخورد اجرای این طرح در بخش ها وزیر بخش های منابع طبیعی ومحیط زیست متفاوت بوده و نیاز به توجه خاص داشته تا کمترین آسیب به این منابع مهم وارد گردد .لذا پیش بینی تصمیمات درخور در جهت تخصیص اعتبار لازم یا نوع عملکرد مدیران اجرائی در بدنه دولت از ضروریات بوده که نویسنده سعی در ارائه ادله وراهکارهای لازم نموده است تا کمترین آسیب به این منابع وارد گردد.مطلب تکمیلی را در روزنامه همشهری امروز سه شنبه 30 فروردین ماه بخوانید و اگر مبلغ یارانه ته کشیده وپولی برای خرید روزنامه ندارید، اینجا را مطالعه فرمایید.
مطالب مرتبط:
تبدیل بخاری های نفتی به چوبی در آبادی های جنگلی
شواهدی دیگر درتایید موج جدیدتخریب جنگلها


نشست شانزدهم تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد در مکزیک پایان یافت و در حالی منتج به صدور چند مصوبه شد که میشد پیش یبنی نمود که اجلاس کانکون بنا به چند دلیل موفق نخواهد شد.و این در حالی است که بر بنیاد نظرات فعالان زیست محیطی این دستاوردها نیز خوب وقابل قبول بوده است وادامه این نشست را باید در دوربان آفریقای جنوبی دنبال نمود.اما نکاتی در این مصوبات قابل تامل است :

کشورهای آمریکا ودیگر کشورهائی که چند سالی است درگیر بحران اقتصادی در کشورهای خود هستند بعید است مسائل اقتصادی خود را فدای ملاحظات زیست محیطی نمایند.به زبان ساده تر در تمام دنیا سیر کردن شکم شهروندان از هر پروژه زیست محیطی اولاتر ومهمتر میباشد.وامضا کردن هر سندی نیز فیگورهای این کشورها جهت مهم جلوه دادن مسائل زیست محیطی میباشد.ولی در عمل هیچ خروجی از این توافقات حاصل نشده است.
کشور چین با نرخ رشد اقتصادی بالا طی سالهای اخیر نشان داده به یک قدرت اقتصادی تبدیل شده وهمه آنهائی که از نزدیک صنایع چین را دیده باشند متوجه خواهند بود که اصلی ترین سوخت در این کشور پهناور سوختهای فسیلی بوده ومجاب نمودن این کشوربه معاهدات بین المللی تنها بر روی کاغذ خواهد بود وبعید بنظر میرسد روند رو به رشد خود را که به هر قیمتی طلب میکند متوقف یا کند نماید.
سالهاست کشورهای صنعتی با ایجاد مشکلات زیست محیطی کار را برای همه دنیا سخت نموده اند و حال باید توقع از چند کشور در حال توسعه داشت تا گاز های گلخانه ای را کاهش دهند.این یعنی انداختن توپ به زمین همسایه وپر واضح است تا چین وآمریکا راه را برای رسیدن به توافقات زیست محیطی بیشتر وکاراتر باز نکنند فجایع زیست محیطی را تا 30 سال آینده که جمعیت جهان به مرز 9 میلیارد میرسد را باید دید.وتوجه داشته باشیم چنین حرکتهائی که نتیجه عدم دقت کشورهای صنعتی جهان طی 200 سال گذشته بوده چگونه میتوان در کوتاه مدت به نتیجه رساند واین در حالی است که روند انتشار گازهای گلخانه ای هر روز به فزونی میرود و خیلی کشورها نیز پا در جای پای کشورهای غربی نهاده ونتیجه آن شده که سال 2010 گرمترین سال بوده و به عینه این گرما را بدو ورود به زمستان میتوان حس کرد.
بدنبال تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر، برادر ارجمندم درویش فرماندار را مسئول صدور فرمان آتش دانسته وپیرو این خبر موج پنجم وبلاگ نویسان به یاری باغ گیاهشناسی نوشهر شتافته اند. آنها که بی مزد ومنت در صدد آگاهی بخشیدن به مدیرانی هستند که گاهن نیاز به تنویر وروشن شدن دارند تا روشنگری. این دلسوزیها ومکاتبات مراکز علمی وتحقیقاتی تا روز شنبه پانزدهم آبانماه منجر به ارسال نامه ای از سوی وزیر محترم جهاد کشاورزی به وزیر کشور شد تا شاید التیامی بر زخم دل سوختگان منابع طبیعی ویا توقفی بر این حرکت غیر فنی باشد.

در ایامی که بیل های مکانیکی ولودرها در حال تخریب باغ قدیمی گیاهشناسی نوشهر بودند بنده خدمت یکی از مدیران کل منابع طبیعی یکی از استانها بودم . خیلی عادی بود که از خصائص این مدیرچیزهائی شنیده بودم اما پس از صحبت، زوایای پنهان شخصیتی این مدیربرایم روشن شد. مدیری که قبلن سکان فرمانداری شهری را به عهده داشته وپس از آن مدیرکل منابع طبیعی شده آن هم با رشته تحصیلی نامرتبط. او میگفت در زمانی که فرماندار بودم به راحتی از کنار تخریب وقطع درختان در جهت توسعه برخی طرح ها وپروژه ها میگذشتیم اما اکنون با هر تخریبی به بهانه توسعه ایستادگی میکنیم واز استاندار میخواهیم فکر دیگری برای توسعه بیندیشند تا تخریب حداقل شود.جالب بود اگر مدیران منابع طبیعی ما قبل از مدیر شدن فرماندار باشند خوب نیست وبهتر آنکه فرمانداران ما قبل از فرماندار شدن مدیر کل منابع طبیعی یا محیط زیست باشند در این صورت آنقدر آگاه خواهند شد که به این راحتی ها دستور آتش صادر نکنند.پیرو این مطالب پیشنهاد میگردد با توجه به وظائف حاکمیتی منابع طبیعی حتی الامکان به منظور حفظ منابع طبیعی وانفال، قبل از فرماندار یا استاندار یا رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان شدن این آقایان، حتمن از اهمیت منابع طبیعی وحفظ محیط زیست آگاه شده ویا حداقل یک دوره مدیر کل منابع طبیعی بشوند.در این صورت با دید باز وروشن بینی از تخریب منابع طبیعی جلوگیری کرده وخیالمان راحت خواهد بود که منابع را فدای مصالح نخواهند کرد.البته ناگفته نماند مدیران کل منابع طبیعی که به پست های وزارت کشور میرسند اگر دنبال مصالح خود باشند بسیار زهردار تر از همان فرماندار خواهند شد چون فوت وفن وگپ های منابع طبیعی وآدرس زمینهای قابل واگذاری وفرارهای قانونی را خوب بلدند.
حکایت تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر را چند روز پس از درج آن در سایت ها دیدم .

علت تاخیر در شنیدن اخبار این بود که در زمان تخریب باغ گیاهشناسی نوشهر که بیل ها به سرعت در حال کندن ریشه های درختان 50 ساله بودند من در یکی از شهرهای دور یک استان، تلاش میکردم تا نهالی را در زمین بنشانم تا شاید در این وانفسای بی اعتباری و بی انگیزگی ونبود نیروهای کارشناسی وعدم بارش باران این نهال بتواند در چند سال آینده به درختی تبدیل گردد .اما مشروط بر این که مورد بی لطفی قهرعوامل طبیعی وچرای دام وکم لطفی انسان دچار نشود و پس از سالها به درختی تبدیل گردد .نهالی که من کاشتم از درختان باغ گیاهشناسی نوشهر بسیار کوچکتر بود نهالی که بزرگ شده آن در زاگرس والبرز به بهانه های توسعه وپیشرفت وجاده سازی وخطوط نفت وگاز وساخت شهر وشهرک صنعتی بارها وبارها سر بریده ونسل آن نابود شد. کم لطفی صورت گرفته در نوشهر که منجر به قطع وتخریب بخشی از این باغ بود دل هر انسانی را به درد میآورد.در این سالها که مدیران ومسئولین ساز مطالعه وارزیابی وتوسعه پایدار میزنند چگونه چنین بی تدبیری در یک باغ مهم که نقشی بی بدیل را در نشر وتوسعه علم بوتانیک بازی میکند اینگونه به تلی از خاک تبدیل میکنند تا شمال کشور را به اجبار به سمت صنعتی شدن وتوسعه صنعت نزدیک کنند.
آیا از دیگر جاذبه های این خطه نمیتوان در توسعه صنعت بهره جست؟
آیا با دیدن وشنیدن چنین حرکات غیر کارشناسانه ای میتوان همچنان با جدیت به کارهای خود ادامه داد ؟
آیا زمینی در خطه شمال مانده تا برای آن جاده ای بسازیم؟
آیا با ادامه این روند درختانی خواهیم داشت تا بهانه ای برای دیدن آنها داشته باشیم؟
آیا حوصله ای برای کاشت نهال در این وانفسای خشکسالی باقی میماند؟
آیا آب رفته به جوی باز خواهد گشت؟
آیا باغ گیاهشناسی پردیس کشاورزی ومنابع طبیعی کرج هم روزی به بهانه توسعه وتعریض خیابان دانشکده و خیابان شاه عباسی ومصباح تخریب خواهد شد؟
آیا معنی توسعه همین تخریب است یا چیز دیگری است؟
آیا ما همانهائی نیستیم که تخریب باغات زیتون فلسطینی های کرانه باختری را توسط اشغالگران محکوم میکنیم واز تخریب باغات در جهت ساخت شهرکهای رژیم اشغالگر سخت آزرده میشویم؟
آیا.....؟
امروز خبری در جراید به چاپ رسید که استاندار محترم تهران به منظور شرکت در جلسه تودیع ومعارفه فرماندار دماوند به منطقه رفته وهنگام برگشت متوجه ساخت وساز در یک زمین 3500 متری در مجاورت جاده اصلی تهران - آبعلی شده که پس از پیگیری ماجرا متوجه شده که این زمین بصورت غیر مجاز تصرف شده وپس از هماهنگی با دادگستری ، نیروی انتظامی وشهرداری محل وپس از 5 ساعت تلاش موفق به رفع تصرف زمین شده اند.البته اگر نحوه کشف چنین زمینی توسط استاندار محترم صحت داشته باشد وبه اصل خبر شک نکنیم چند نتیجه اخلاقی از این داستان میتوانیم بگیریم:
• در آخر اگر زور نمایندگان محترم علی آباد در ساخت جاده ابر چربید واین جاده ساخته شد ، سعی کنیم بیشتر از جاده ابر جهت تودیع ومعارفه استفاده کنیم که قطعن تمامی دو طرف جاده از همین موارد خواهیم دید.
در ادامه سفرهای استانی، این هفته سعادتی بود تا سری به استان گلستان بزنم.نظر به اینکه خیلی وقتها فرصت نگاه کردن به نوشته های دوستان عزیز در اینترنت بنا به نبود امکانات در استانها میسر نمیباشد لذا مطلب گذاری هم که تابع همین مسائل است دچار نوسان شده وحضور بنده را تحت تاثیر قرار میدهد.
دو موضوع رادر ادامه خواهم گفت: یکی اینکه جنگل ابر تبدیل به یک موضوع کاملن صیاصی شده و گره کور آن به دست توانای من وشما باز نخواهد شد.مگر آنکه نمایندگان محترم ودانه درشت های علی آباد شاخ مبارک را از ساخت چنین جاده ای به بهانه نزدیک شده فاصله تا زادگاهشان در استان سمنان بیرون کشیده تا دوستداران بیکار محیط زیست نگران سرخدار وچند عدد درخت بی ارزش جنگلی برای ساخت چنین جاده استراتژیک ومهمی که تنها جاده !!! مابین استان گلستان وسمنان بوده ، نباشند.
مسئله دیگرساخت وساز در روستاهای ییلاقی توابع گرگان است.این را گفتم که چند سال دیگه دوستان محترم که چشمشان به این مطالب میافتد گله مند نباشند ونگویند شما که میدانستی چرا اطلاع رسانی نکردی تا ما هم با این نمد یه کلاهی واسه خودمان بسازیم .همین گله ای که ما از دیگران داریم چون اگر این موضوع که قصد گفتن آنرا دارم اگر سه چهار سال پیش به بنده گفته شده بود حداقل الآن پای رایانه به نوشتن این مطالب اتلاف وقت نمیکردم ودرتراس ویلای خودم داشتم چپق میکشیدم .
موضوع این است که در استان گلستان ودر دل جنگل ، روستاهای زیادی وجود دارد که بخشی بصورت فصلی مورد استفاده قرار میگرفته وبخشی نیز دائمن استفاده میشود.این روستاها به همت دولت محترم هم برق دارد هم آب وهم امکانات روستانشینان دیگر.چند سالی است تب زندگی توسط شهرگریزان طبیعت دوست در دل طبیعت داغ شده وبه همین بهانه ایشان اقدام به خرید قطعاتی زمین در داخل همین روستاها نموده تا برای تعطیلات خود محلی دنج داشته باشند. بانکها هم وام 10 میلیونی جهت ساخت به ایشان میدهند.خلاصه مطلب اینکه هجوم شهر نشینان به روستاهای داخل وحاشیه جنگل طی سالهای اخیر وساخت منازل ویلائی وخوش نشینی در این مناطق نه تنها قیمت زمین را بطورسرسام آور بالا برده وبه یک معظل برای سیاست مداران استان تبدیل شده بلکه نگرانی های زیادی را در باب تخریب جنگلها برای دوستداران محیط زیست فراهم نموده است. معظل از آنچه بنده نوشتم خیلی بزرگتر است.گفتیم پیرو سفرهای استانی مطلبی نوشته باشیم تا دوستان بعد ها گله مند نشوند که چرا به ما نگفتی تا با موضوع برخورد کنیم یا یه تیکه زمین واسه روزهای پیر وکوریمون فراهم کنیم.
قول دادم در باره برخی سر تیترهای پست قبل یه چیزائی بنویسم البته چون وقت کم است سعی بر خلاصه گوئی خواهد شد.در پست قبلی به سر تخت بافت از توابع شهرستان رابر رفتیم .قبل از دو هفته پیش یک جاده مالرو جهت عبور عشایر به منطقه کار رساندن این عشایر را به منطقه سرتخت به عهده داشت که در سفر اخیر سعادتی نصیب شد تا زحمات وپیگیرهای امور عشایر استان را در تعریض جاده مالرو وشخم یکسره اراضی سر تخت رویت کنیم .عکسهای فاقد تاریخ مربوط به دوربین دوست وهمکار عزیز عباس درخشانی است.
در برخی شیبهای تند ایجاد چنین جاده پهنی در زمستان وفصل پر باران چیزی جز رانش زمین وفرسایش خاک را نخواهد داشت.
در پستی از ممدآقا شعری از کدکنی آمده بود که بد جوری در وصف این گونهای له شده سروده شده بود.
آقایان سازمان عشایر شما که از گوشت وخون عشایر هستید وزبان گویای آنها به همه دلسوزان این زیست بوم پاسخ دهید که آیا برگزاری جشنواره عشایر یا هر مناسبتی نیاز داشت تا چنین اراضی بکر ودست نخورده ای را شخم بزنیم ومفتخر باشید که برای آنها راه دسترسی احداث کرده اید.اگر راه دسترسی درست کرده اید تا واگذاریهای منطقه ییلاقی وخوش آب وهوای سرتخت را سرعت بخشید که جای تشکر دارد.اگر راه درست کرده اید که هر ننه قمری با اتل وزن وبچه بیاد تفریح وپدر وبرادر این مراتع رو به لجن بکشه وبعد سر وته کنه وبرگرده که آخر لطف شما به این عشایر زجر کشیده وآواره کوه وبیابان بوده است . نه خدائیش نیت از ساخت این جاده واین بنای یاد بود در وسط سر تخت چه بوده؟

ما نفهمیدیم این دکل آب انبار است یا آبشخوار یا جایگاه پذیرائی از میهمانان اگر یه مومنی پیداشد بنده را هم روشن نماید.البته این رمپ رو زده اند که اگر تریلی یا کامیونی خواست برای ساخت وساز یا میلگرد آوردن یا تفریح بیاد بالا بتونه خوب دور بگیره البته شاید هم پارکینگ باشه وما بیخود گناه مردم رو میشوریم.
از ما گفتن بود با این جاده فاتحه مراتع بکر سرتخت خوانده شد .مراتعی که محال بود یه ذره زباله یا آشغال در مراتع ببینی یا در مسیر آن ساخت وسازی رویت کنی یا هر یای دیگر. اگر فکر میکنید طبیعت زیبای سرتخت ویران نخواهد شد بمانید تا ببینید از ما گفتن بود.
شب هنگام که سری به تارنمای دوستان در گرین بلاگ زدم مجددن به نوشته های ممدآقا در مورد بی مهری مسکن مهر برخوردم که ناگهان یاد هومان خاکپور افتادم که در یکی از کامنت ها ماست خوربنده را گرفته بود وخواسته بود قول دست پر برگشتن از کرمان را به یاد من اندازد.البته مطلب خیلی زیاد بود واجازه میخواهم در آستانه ایام مبارک محیط زیست که بنظر میرسد حرکات قابل توجه ومطالب زیبائی در رسای محیط زیست کشور انجام میپذیرد، بنده به نوبه خودم صرفن مشاهدات وشنیدنی های خود در این ایام که شاید یک نوع تعامل با محیط زیست باشد را تیتر وار عنوان تا اگر آلزایمر به سراغم آمد با خواندن این پست مجددن یادم آید ودر باره آنها بنویسم.
واگذاری مرکز تحقیقات کشاورزی کرمان به مساحت حدود 65 هکتار در مسیر کرمان - ماهان جهت ساخت مسکن مهر، ایجاد دود و آلودگی شدید هوای شرکت فروآلیاژ کرمان، تخریب مراتع و تبدیل جاده مالرو تحت عنوان جاده سازی به منطقه سر تخت جهت برگزاری جشنواره عشایر توسط متولی عشایر یعنی امور عشایر استان وتردد ماشینهای فاقد کمک وبی کمک همچون پراید وپیکان به منطقه ،توزیع سفارشی مجوز شکار چهار پایان از سوی مدیران محترم محیط زیست که در نوع خود جای تقدیر وتشکر دارد چون اگر این مجوزها بدست افراد نااهل وغیر متخصص بیفتد امکان دارد به جمعیت این حیات وحش لطمات جبران ناپذیری را وارد کنند،همزیستی زیبا ودیدنی مو(تاک)با درخت بنه ونیز دشمنی لورانتوس با کیکم وارژن تحت عنوان رابطه انگلی در ذخیره گاه ارس گلوچار رابروزاد آوری بنه وارس در این ذخیره گاه ، تلف شدن دامها بدلیل آلودگیهای شرکت مس خاتون آباد،کاهش جمعیت کل وبز در پارک ملی خمر بافت از 16000 راس در سال 85 ورسیدن این تعداد به 1800در سال جاری البته این خبر احتمالن صحیح نباشد چون دوست ودشمن زیاد است در ایام مبارک محیط زیست.ودر نهایت پیشرفت قابل توجه بازسازی ارگ بم
حال سعی خواهد شد در فرصت مناسب به تفضیل شرح موارد با اضافات وحاشیه های فراوان عنوان نگرددچون وقت طلا است ودر زمانه ای که مدعیان دوستدار محیط زیست توقع دارند شیشه نوشابه به عنوان مواد آلی جذب خاک شود ونیز همانها که خیلی سنگ به سینه میزنند که آی بگیرید وببندید که محیط زیست چنان شد و... حاضر نیستند برای انعکاس مطالب خود در تشکیلات آقا مهدی دکتر یک ده تومانی ناقابل واریز کنند،چرا بنده از وقت گرانبهای خودم در خصوص اشاعه افاضات خودم گرمی سی وخورده ای هزار تومان خرج کنم؟خوب نمیکنم.حرفی هست؟
همانگونه که در مطلب قبلی آمد ساخت مسکن مهر ومهرورزی به جامعه کم بضاعت وبی بضاعت یکی از کارهای پسندیده است که کمتر کسانی با اصل ماجرای آن سر بی مهری دارند اما در مکانیابی این پروژه ملی که بایستی در همه استانها اجرا شودگاهی مواردی موجبات دل نگرانی برای کسانی میشود که بجز امور جاری زندگی دغدغه های دیگری را هم در اندیشه خود یدک میکشند. ساخت مسکن مهردر شمال کشور که زمین عاری از درخت وپوشش نباتی چون کیمیا کمیاب است ، ایجاب میکند که متولیان امر دقت نظر بیشتری در انتخاب اراضی جهت ساخت مسکن مهر نمایند.گر چه از دید خیلی از دولتمردان، اراضی جنگلی،مرتعی ،نهالستانها،ایستگاههای تولید بذر وباغ گیاهشناسی وجنگلکاریهای دست کاشت مناسب ساخت مسکن مهر هستند اما خسارتهای ناشی از ساخت ساختمان بر بنیاد این اراضی چیزی جز نابودی ذخائرموجود نبوده وساخت مسکن بر دوش این اراضی بنیانی ناپایدار را رقم خواهد زد. در دماوند متولیان منابع طبیعی که سالها پیش اقدام به کشت جنگل دست کاشت در مدخل ورودی گیلاوند نموده بودند خواستار تغییر محل احداث ساختمانهای مسکن مهر به فاصله 100 تا 200 متر شدند که پس از مخالفت، این درختان قطع وسازه های آهنی بجای این درختان بر زمین نشانده شدند.
یا در ساری علیرغم مخالفت بهره بردار مرتع که دیوار به دیوار جنگل بود،بدلیل انجام پروژه ملی مسکن سازی مهر این مرتع با پرداخت حقوق عرفی از بهره بردار گرفته وجهت ساخت ساختمان در مجاورت جنگل اختصاص یافت.البته امید است این ساخت وساز به درختان موجود جنگل آسیبی نرساند و وجود جمعیتی در کنار جنگل حقی جهت تخریب وتجاوز ایجاد ننماید. و از همین دسته واگذاریها که گل سر سبد همه واگذاریها بودمیتوان به دور زدن قانون وقانون گریزی در جهت تملک یکصد هکتار از اراضی ایستگاه تولید بذر در اردبیل اشاره نمود.برای آنها که دوست دارند بدانند باید گفت که قانون، صراحتن واگذاری اراضی ایستگاههای تولید بذر کشور را ممنوع دانسته بخصوص ایستگاه هائی که دارای طرح مصوب بوده وطرح مذکور بعنوان معارض مانع از واگذاری سطوح ایستگاه میگردد .حال در یک حرکت با هماهنگی ثبت اسناد واملاک محل، این 100 هکتار از ایستگاه جدا وسند اصلاح شده سپس واگذاری صورت گرفته است تا مسکن مهر در آن احداث شود .همه آنها که با موقعیت ایستگاه مادری مغان واقع در پارس آباد آشنا هستند واقفند که در نزدیکی شهر پارس آباد اراضی ملی ومستثنیات جهت خرید از مردم جهت این کار به اندازه کافی موجود است ونیازی نیست که حتمن از این ایستگاه که در مجاورت شهر پارس آباد قراردارد استفاده نمایند.اگر قرار به بی مهری به داشته ها واندوخته های موروثی این زیست بوم باشد شاید فردا پس از باغ گیاهشناسی گرگان نوبت باغ بوتانیک وجنگل سرو سیمین پردیس کرج واراضی حیدر آباد وحصارک کرج و.... باشد.
مخلص کلام :به یاد داشته باشیم که حرمت امامزاده با متولی آن است ونیز جمعیت بیشتر، خانه بیشتر وخانه بیشتر، زمین بیشتر وزمین بیشتر، تخریب بیشتر سرزمین را در پی خواهد داشت.
امروز در مطلبی خواندم که پس از کش وقوس های فراوان در نهایت گزارش ارزیابی زیست محیطی جنگل ابر توسط سازمان محیط زیست رد شد (جنگل ابر شاهرود یکی از بینظیرترین اکوسیستمهای جنگلی کشور است که به دلیل قرار گرفتن حد فاصل بین دو منطقه رویشی هیرکانی و ایران و تورانی از تنوع گیاهی و جانوری خاصی برخوردار است . تخریب این جنگل تنها به قطع چند ده هزار درخت محدود نمیشود بلکه صدها گونه گیاهی و جانوری متنوع در این منطقه زیست میکنند که در صورت از بین رفتن زیستگاه، آنها نیز نابود میشوند و این همان چیزی است که دیگر احیا نمیشود) این یک موفقیت برای حفظ جنگل ابر است چون رئیس سازمان جنگلها ومراتع نیزپس از اعلام نظر در مورد تنها تخریب 50 هکتار جنگل گفته بود طرح زیست محیطی مشخص کننده موضوع است وحال که این طرح رد شد نشان میدهد سازمان محیط زیست با مدیریت جدید جربزه ای بیشتر از مدیریت قبلی دارد وهنگام پریدن از جوی آب تکانی خورده است.اما اگر محمدی زاده دنبال این باشد که مصوبه انجام شود که فاتحه جنگل ابر ساخته است.خدا را چه دیدی شاید همگی بی خیال این چند کیلومتر جاده شدند.