مشکلات پیش روی نابودی بلوط های منطقه زاگرس طی سالهای اخیر منجمله؛ خشکسالی های پیاپی،پدیده ریز گرد ، ساخت سدها ، آفت چوبخوار درخت بلوط ، قطع درختان و استفاده بعنوان هیزم و تبدیل به زغال ، شخم زیر اشکوب این جنگلها و تبدیل به زراعت ، آتش سوزیهای سالهای اخیر؛ موجب شده که از 6 میلیون هکتار اراضی جنگلهای بلوط در غرب کشور تنها طی دو سال گذشته نزدیک به 180 هزار هکتار آن بنا به علل گفته شده از بین برود.

با وجود این مشکلات قرار شده در یک هماهنگی که هماهنگ هم نشده یک کارخانه در یاسوج بذور بلوط را جمع آوری و در این کارخانه که قراراست با همکاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع ساخته شود ، تبدیل به چند فرآورده منجمله تولید 6/4 هزار تن تانن، 29 هزار تن آرد بلوط و 10 هزار تن جَفت و پوست تاننگیری گردد.
ماجرای مخالفت سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری با اجرای طرح ودیگر زوایای این موضوع را امروز شنبه 14 آبان در صفحه 12 روزنامه اعتماد دنبال نمایید.
اگر امکان تهیه نسخه کاغذی روزنامه فراهم نبود یا موفق به بازدید سایت اعتماد نشدید ار اینجا موضوع را دنبال نمایید.

در زمان تصدی مهندس جلالی بر کرسی ریاست سازمان جنگلها ، مراتع وآبخیزداری ، پیش نویس قانون جامع منابع طبیعی به معاونت های مختلف سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری منجمله معاونت مناطق خشک ونیمه خشک ابلاغ تا پس از بحث وبررسی نتیجه کار تحت عنوان پیش نویس قانون جامع منابع طبیعی مورد تصویب قرار گیرد. معاونت وقت سازمان مهندس مقدسی و مهندس اسکندری مدیر کل وقت دفتر فنی مرتع، کارگروهی شامل مهندس افراسیابی و مهندس کریمی معاونین وقت دفتر فنی مرتع،مهندس عباسی معاون وقت دفتر بیابان،مهندس غیبی معاون وقت دفتر جنگل، مهندس افشار مشاور معاونت و با حضور پاره وقت اساتید دانشگاه منجمله دکتر مقدم ودکتر مهرابی را تشکیل و مسئولیت رسیدگی و تدوین این پیش نویس به ایشان محول گردید.
جلسات کارشناسی فراوانی در این زمینه تشکیل که خروجی آن چیزی جز واقعیات موجود منابع طبیعی وحفظ آب وخاک نبود.
پس از مهندس جلالی این موضوع از سوی دکتر شریفی پیگیری واولین تغییر که همانا اضافه کردن نام آبخیزداری در ادامه نام منابع طبیعی بود اعمال گردید.به نحوی که نقش آبخیزداری در قانون پررنگتر از قبل گردید.
در زمان تصدی دکتر سلاجقه نیز کماکان این نگرش وجود داشت تا اینکه پس از ایشان و اخیرن قانون جامع منابع طبیعی وآبخیزداری به نام قانون جامع منابع طبیعی تغییر نام یافت با این تفاوت که قانون مذکور رنگ وبوی واگذاری به خود گرفت.به نحوی که پس از گذشت 4 تا 5 سال از ابتدای تدوین این پیش نویس تا طرح در کمیسیون آب وکشاورزی مجلس و وزارتخانه وهیئت دولت، عملن چرخشی اساسی در این قانون دیده میشود به نحوی که هیچ سنخیتی با آنچه روزهای اول بدان پرداخته شد در قانون جدید وجود ندارد.
در این گزارش به برخی نارسائی های این لایحه که هنوز به تصویب نمایندگان مجلس نرسیده اشاره شده است.وامیدواریم با امعان نظر، سعی شود تا زحمات کلیه کسانی که در تدوین قانون اولیه تلاش نموده وهدف را حفظ موجودیت منابع طبیعی قرار داده اند به هدر نرود.
اصل گزارش را در سبز پرس بخوانید
اینک آن انتظار طولانی به سر آمد وجبهه مهربان ورودی از غرب تا شمال شرق نیز لطف خود را نثار مردمانی کرد که این روزها درگیر جنگی ناخواسته شده بودند.همه امیدوار ومنتظر بودیم وبخت یارمان بود تا تهران را بعد از روزها آلودگی پاک ببینیم وجنگلهای شمال را نیز به یمن همین باران بی آتش.
همانگونه که قبلن نیز گفته شد نبود رطوبت ، باد وگرمای هوا تلاشهای مهار کنندگان آتش را کمرنگ میکرد اما آخرین خبرها حاکی است باران شب گذشته بر جنگلهای شمال کمکی بس جدی در کاهش خشکی وکمک به خاموش نمودن آتش کرده ونیروها پس از یکماه تلاش به شهرها برمیگردند.
پر واضح است که ما بدلیل مجهز نبودن به ابزارهای نرم افزاری وسخت افزاری به جنگ این آتش رفتیم وهشیار باشیم که این مشکلات که در سالهای اخیر گریبان روسیه واسترالیا وفلسطین اشغالی را گرفته قطعن تمام نشده ومنبعد چه زود وچه دیر باز تکرار خواهد شد ومهم نیست این مشکلات به قول بهروز عزیز وبه نقل از دکتر سلاجقه ناشی از تغییرات اقلیمی است یا چیز دیگر ویا مهندس حسام علیرغم تمام زحماتی که کشیداگر آمار غلط نمیداد بهتر بود اما در کل مهم این است دو کار انجام دهیم یکی قبل از آتش ودیگری پس از آن.
تجهیز امکانات مستقل دفاتر حفاظت ویگان سازمان و واحدهای تابعه کاری است که سازمان جنگلها بایستی انجام تا در مواقع بروز چنین حوادثی آمادگی لازم را داشته ودر کوتاهترین زمان ممکن بزرگترین کار ممکن را انجام دهد وبرای پس از سوختن درختان دقت کنیم تا دامی را که مجلس از خروج وکاهش آن به نمایندگی دولت شانه خالی کرد وارد این عرصه های سوخته نشود و بدانیم قرق این مناطق به بازسازی این عرصه ها کمک خواهد نمود. حتی اگر درختی در آن نکاریم و حواسمان را جمع کنیم تا به بهانه سوختن سوزنی برگان از توسعه کشت گونه های دست کاشت وغیر بومی در عرصه های بکر از لحاظ ژنتیکی خودداری شود.
وبرای تهران حواسمان باشد با این سیل عظیم خودرو تولیدی و ورود به ناوگان شهری وعدم انتقال صنایع داخل وحاشیه شهر ونبود خطوط دوچرخه سواری ومشکلات عدیده دیگرمنبعد تا چندی که باران نبارد همین مشکلات را خواهیم داشت وقبل از وقوع هر حادثه ای راه علاج را پی بگیریم که گر چنین نکنیم قافیه را سخت باخته ایم.چرا که در حالت غیر اضطرار کم مشکل نداریم حال چه برسد که مشکلات دیگر هم به این مشکلات اضافه گردد.
روزی که گذشت برای مینودشت،آزاد شهر وعلی آباد روزی پر از آتش و دود بود که نتیجه سوختن تاج درختان، سیاهی کامل نیل کوه وسوختن سوزنی برگان دست کاشت عرصه های جنگلی بود.
آتش سوزیهای اخیر در جنگلهای گلستان که از تاریخ 26 آبانماه سال جاری آغاز وتا کنون به 75 نقطه سرایت نموده مشکلی بس جدی برای عرصه های جنگلی ایجاد نمود.البته تلاش بی وقفه کلیه نیروهای منابع طبیعی ، محیط زیست ، هلال احمر ، ارتش ، سپاه ، بسیج و مردم بومی در مهار آتش بر کسی پوشیده نیست.

بر بنیاد نظرات کارشناسی اگر رطوبت جنگل به کمتر از 5 درصد برسد با کوچکترین برخورد منتج به جرقه آتش بر جنگل خواهد افتاد. وتصور مهار آتش نیز تصوری مطلق نبوده و وجود کوچکترین حرارت باقیمانده از آتش موجبات توسعه آن خواهد بود.خشکی های طولانی وعدم بارش باران و وزش بادهای گرم در روزهای گذشته توسعه آتش را فزونی وتلاشهای صورت گرفته را کمرنگ کرده است وحکم پاشیدن آب توسط سبدهای زیر بالگردها نیز شبیه پاشیدن آب توسط هواپیماهای سم پاش برروی تهران شده است.
پر واضح است که داشتن شبکه مجهز جهت هشدار اولیه ، بالگرد ومتعلقات مرتبط منجمله سبد آب و هواپیمای آب پاش وابزارهای دستی همچون فلاکس بگ از ملزومات مبارزه با آتش بوده که نیروهای درگیر در این روزها با آتش ، گر چه از همه آنها به عاریه بهره برده و غالبن با سرشاخه وبیل وکلنگ وگالن 20 لیتری وجارو دستی به جنگ آتش رفتند که این موضوع مجاهدت این نیروها را بیش از پیش به رخ میکشاند.اما نکته اصلی همان کاهش رطوبت است که تا برطرف نگردد امیدی نیز به مهار کامل آتش وجود نخواهد داشت.
ذکر این نکته هم قابل تامل است که آنانی که دستی بر آتش ندارند اظهار نظر قاطعی هم نمی توانند داشته باشند و نشستن در کنار گود و لنگ کردن حریف نیز دور از اخلاقیات است و باید درک کرد که نیروهای دخیل در مهار آتش دچار سختی ها وگرفتاریهای فراوانی شده که گم شدن ، گرسنگی ، تشنگی ، زخمی شدن و سوختن بخش کوچکی از همه مشکلات مهار آتش است .

در یکی از آتش سوزیهای زاگرس یکی از گروههای مردمی محیط زیست بیش از آنکه عمل کننده خوبی باشد نقاد خوبی بود وبه نقد منابع طبیعی میپرداخت اما پس از هماهنگی وحضور ایشان برای خاموش کردن آتش بود که دانست با این امکانات اندک به جنگ آتش رفتن خود هنری بی بدیل بوده که از عهده علاقمندان به منابع طبیعی بر خواهد آمد وبعد از آن بیش از آنکه نویسنده خوبی باشد آتش نشان خوبی بود.
همه تلاشهای صورت گرفته جدای از تلاشهای افراد دلسوز ونیروهای مختلف نظامی ،انتظامی ،زیست محیطی ومردمی در سایه مدیریت مدیری مدبر بنام مهندس حسام به عنوان رئیس ستاد حوادث غیر مترقبه استان گلستان بوده که قطعن نقد تنها از سوی آنهائی که آتش را لمس نکرده اند نه تنها کمکی به خاموشی آتش نخواهد کرد بلکه مشکلات را فزونی خواهد بخشید.وهمچنان امیدوار باشیم در اواسط هفته باران رحمت فرود آید تا ضمن افزایش رطوبت جنگل وکمک به مهار آتش، دود را نیز از تهران بزداید.
وفراموش نکنیم منابع طبیعی مظلومتر از قبل میسوزد.
نشان دادن تخریب اراضی جنگلی، قطع درختان، شخم اراضی مرتعی و جنگلی و هر نوع تعرض به این طبیعت بی پناه با اهداف مادی تحت عنوان چند فیلم مستند و سینمایی از سیما پخش شده که نشان دادن همین میزان از قاچاق چوب و یک شبه ره صد ساله را در جمع اندوزی ثروت از نشان ندادن آن بهتر است. ولی درعمل زوایای تاریک و روشن این مهم آنجا پدیدار می گردد که در خیلی مواقع تخریب خاموش اراضی جنگلی و مرتعی در بلندمدت خود را هویدا می کند. به عبارتی گرچه وجود برخی افراد سودجو، فرصت طلب، رانت خوار و غیره با عناوین مختلف و وابستگی به حزب و گروههای سیاسی، اجتماعی و نیز تشکلهای خاص موجبات تعرض به اراضی ملی را تحت عنوان منافع ملی فراهم نموده و این ماشین تخریب همچنان به پیش میراند تا این تنها میراث بازمانده از قبل را با سریعترین آهنگ به کام نیستی بکشاند. همه آنچه را که می بینیم و می شنویم مربوط به بخش ها و زوایای روشن تخریب است، اما نکته اصلی تخریب خاموشی است که فقط گذشت زمان آنرا مشخص می کند. هنگامی که از
...