امروز خبری در جراید به چاپ رسید که استاندار محترم تهران به منظور شرکت در جلسه تودیع ومعارفه فرماندار دماوند به منطقه رفته وهنگام برگشت متوجه ساخت وساز در یک زمین 3500 متری در مجاورت جاده اصلی تهران - آبعلی شده که پس از پیگیری ماجرا متوجه شده که این زمین بصورت غیر مجاز تصرف شده وپس از هماهنگی با دادگستری ، نیروی انتظامی وشهرداری محل وپس از 5 ساعت تلاش موفق به رفع تصرف زمین شده اند.البته اگر نحوه کشف چنین زمینی توسط استاندار محترم صحت داشته باشد وبه اصل خبر شک نکنیم چند نتیجه اخلاقی از این داستان میتوانیم بگیریم:
• در آخر اگر زور نمایندگان محترم علی آباد در ساخت جاده ابر چربید واین جاده ساخته شد ، سعی کنیم بیشتر از جاده ابر جهت تودیع ومعارفه استفاده کنیم که قطعن تمامی دو طرف جاده از همین موارد خواهیم دید.
در ادامه سفرهای استانی، این هفته سعادتی بود تا سری به استان گلستان بزنم.نظر به اینکه خیلی وقتها فرصت نگاه کردن به نوشته های دوستان عزیز در اینترنت بنا به نبود امکانات در استانها میسر نمیباشد لذا مطلب گذاری هم که تابع همین مسائل است دچار نوسان شده وحضور بنده را تحت تاثیر قرار میدهد.
دو موضوع رادر ادامه خواهم گفت: یکی اینکه جنگل ابر تبدیل به یک موضوع کاملن صیاصی شده و گره کور آن به دست توانای من وشما باز نخواهد شد.مگر آنکه نمایندگان محترم ودانه درشت های علی آباد شاخ مبارک را از ساخت چنین جاده ای به بهانه نزدیک شده فاصله تا زادگاهشان در استان سمنان بیرون کشیده تا دوستداران بیکار محیط زیست نگران سرخدار وچند عدد درخت بی ارزش جنگلی برای ساخت چنین جاده استراتژیک ومهمی که تنها جاده !!! مابین استان گلستان وسمنان بوده ، نباشند.
مسئله دیگرساخت وساز در روستاهای ییلاقی توابع گرگان است.این را گفتم که چند سال دیگه دوستان محترم که چشمشان به این مطالب میافتد گله مند نباشند ونگویند شما که میدانستی چرا اطلاع رسانی نکردی تا ما هم با این نمد یه کلاهی واسه خودمان بسازیم .همین گله ای که ما از دیگران داریم چون اگر این موضوع که قصد گفتن آنرا دارم اگر سه چهار سال پیش به بنده گفته شده بود حداقل الآن پای رایانه به نوشتن این مطالب اتلاف وقت نمیکردم ودرتراس ویلای خودم داشتم چپق میکشیدم .
موضوع این است که در استان گلستان ودر دل جنگل ، روستاهای زیادی وجود دارد که بخشی بصورت فصلی مورد استفاده قرار میگرفته وبخشی نیز دائمن استفاده میشود.این روستاها به همت دولت محترم هم برق دارد هم آب وهم امکانات روستانشینان دیگر.چند سالی است تب زندگی توسط شهرگریزان طبیعت دوست در دل طبیعت داغ شده وبه همین بهانه ایشان اقدام به خرید قطعاتی زمین در داخل همین روستاها نموده تا برای تعطیلات خود محلی دنج داشته باشند. بانکها هم وام 10 میلیونی جهت ساخت به ایشان میدهند.خلاصه مطلب اینکه هجوم شهر نشینان به روستاهای داخل وحاشیه جنگل طی سالهای اخیر وساخت منازل ویلائی وخوش نشینی در این مناطق نه تنها قیمت زمین را بطورسرسام آور بالا برده وبه یک معظل برای سیاست مداران استان تبدیل شده بلکه نگرانی های زیادی را در باب تخریب جنگلها برای دوستداران محیط زیست فراهم نموده است. معظل از آنچه بنده نوشتم خیلی بزرگتر است.گفتیم پیرو سفرهای استانی مطلبی نوشته باشیم تا دوستان بعد ها گله مند نشوند که چرا به ما نگفتی تا با موضوع برخورد کنیم یا یه تیکه زمین واسه روزهای پیر وکوریمون فراهم کنیم.
امروز در مطلبی خواندم که پس از کش وقوس های فراوان در نهایت گزارش ارزیابی زیست محیطی جنگل ابر توسط سازمان محیط زیست رد شد (جنگل ابر شاهرود یکی از بینظیرترین اکوسیستمهای جنگلی کشور است که به دلیل قرار گرفتن حد فاصل بین دو منطقه رویشی هیرکانی و ایران و تورانی از تنوع گیاهی و جانوری خاصی برخوردار است . تخریب این جنگل تنها به قطع چند ده هزار درخت محدود نمیشود بلکه صدها گونه گیاهی و جانوری متنوع در این منطقه زیست میکنند که در صورت از بین رفتن زیستگاه، آنها نیز نابود میشوند و این همان چیزی است که دیگر احیا نمیشود) این یک موفقیت برای حفظ جنگل ابر است چون رئیس سازمان جنگلها ومراتع نیزپس از اعلام نظر در مورد تنها تخریب 50 هکتار جنگل گفته بود طرح زیست محیطی مشخص کننده موضوع است وحال که این طرح رد شد نشان میدهد سازمان محیط زیست با مدیریت جدید جربزه ای بیشتر از مدیریت قبلی دارد وهنگام پریدن از جوی آب تکانی خورده است.اما اگر محمدی زاده دنبال این باشد که مصوبه انجام شود که فاتحه جنگل ابر ساخته است.خدا را چه دیدی شاید همگی بی خیال این چند کیلومتر جاده شدند.