ماجرای طرح تولید فرآوردههای بذر درخت بلوط واحداث کارخانه در یاسوج طی این پست شرح داده شد و توضیح ماجرا نیز در روزنامه اعتماد درج گردید.بازخورد این خبر موجب شد تا مهندس غیبی ، مدیر کل دفتر امور منابع جنگلی سازمان جنگلها، مراتع وآبخیزداری کشور که متولی جنگلهای خارج از شمال میباشند مباحثی را مطرح و زوایای دیگری از این بی توجهی را روشن سازند.

چرا که بلوط هر سال زادآوری نمی کند و هرچند سال یک بار بذر تولید می کند. واگر همین بذور نیز از سطوح جنگل جمع آوری شود نه تنها زاد آوری بلوط مختل میشود بلکه چرخه غذائی برخی موجودات وابسته به این بذور نیز دچار اختلال میگردد.
...مشکلات پیش روی نابودی بلوط های منطقه زاگرس طی سالهای اخیر منجمله؛ خشکسالی های پیاپی،پدیده ریز گرد ، ساخت سدها ، آفت چوبخوار درخت بلوط ، قطع درختان و استفاده بعنوان هیزم و تبدیل به زغال ، شخم زیر اشکوب این جنگلها و تبدیل به زراعت ، آتش سوزیهای سالهای اخیر؛ موجب شده که از 6 میلیون هکتار اراضی جنگلهای بلوط در غرب کشور تنها طی دو سال گذشته نزدیک به 180 هزار هکتار آن بنا به علل گفته شده از بین برود.

با وجود این مشکلات قرار شده در یک هماهنگی که هماهنگ هم نشده یک کارخانه در یاسوج بذور بلوط را جمع آوری و در این کارخانه که قراراست با همکاری سازمان گسترش و نوسازی صنایع ساخته شود ، تبدیل به چند فرآورده منجمله تولید 6/4 هزار تن تانن، 29 هزار تن آرد بلوط و 10 هزار تن جَفت و پوست تاننگیری گردد.
ماجرای مخالفت سازمان جنگلها،مراتع وآبخیزداری با اجرای طرح ودیگر زوایای این موضوع را امروز شنبه 14 آبان در صفحه 12 روزنامه اعتماد دنبال نمایید.
اگر امکان تهیه نسخه کاغذی روزنامه فراهم نبود یا موفق به بازدید سایت اعتماد نشدید ار اینجا موضوع را دنبال نمایید.

چندی پیش وپس از چهارمین اجلاس وزرای محیط زیست کشورهای سازمان همکاری های اقتصادی اکو به ریاست و میزبانی رییس سازمان حفاظت محیط زیست ایران ، جناب مهندس محمدی زاده مصاحبه ای در یکی از رسانه های تصویری انجام و از باروری ابرها بر روی عراق خبر دادند که یکی از راهکارهای اجرائی در مقابله با ریزگردها معرفی شد گر چه دامن زدن به چنین صحبت هائی بر شدت خبط اینگونه تفکرات سطحی میافزاید اما بد نیست مدیران اجرائی در چنین سطوحی به نکات مهم ونتایج خطرناک چنین اظهار فضل هائی اندیشیده و با نکته سنجی به ابراز عقیده کارشناسانه همت گمارند.
عمومن بارشهای حادث شده درایران ناشی از جبهه دریای مدیترانه در غرب ایران بوده که در صورت تخلیه این جبهه در هر یک از کشورهای مسیر با کمک یدور نقره عملن رطوبت وابری به ایران نخواهد آمد.

در دیداری از غرب کشور در صبح شنبه عازم استان ایلام شدیم.بارش باران طی مدت زیاد 12 ساعت با شدت پایین بهترین ارمغان طبیعت بر عرصه های تفتیده این مناطق بود.مناطقی شامل نوار غربی از کردستان تا کرمانشاه وایلام وخوزستان این روزها گرفتار هجمه ریز گردهائی بود که زودتر از قبل عرصه را بر زیستمندان آن تنگ نموده بود اما بارش بموقع این باران، آبی بود بر آتش گردوغباری که روزهاست مردمان این دیار را آزار میدهد.
رسیدن ما مصادف بود با پایان بارش 20 میلیمتری باران در عراق ونوار غربی ایران.هوائی زیبا لطیف وخنک با 10 درجه سانتی گراد بهترین هدیه طبیعت به بندگان محسوب میشد.خوشحالتر از قبل پله های هواپیما را به امید شروع روزهای بهتر پایین آمدیم.یک روز کاری که شروعی خوب را نوید میداد آغاز شد.
غرب کشور در روزهای اواسط بهار زیباتر از همیشه خودنمائی میکند.بلوط غرب با تراکم زیاد ودر برخی نقاط با تراکم کم ، در مسیر حرکت خودنمائی میکند.گرچه اشکوب پایین این درختان طی سالها تعدی وتعرض تحت عناوین مستثنیات به کشت تبدیل شده ولی در منظر هر رهگذر این زیبائی ها بیش از پیش زیبا وبی بدیل دیده میشود.
در دیدار از برخی مناطق استان در 10 ساعت پس از بارش باران به ساعت 3 عصر نرسیده هجوم ریزگرها واجتناب از دیدن افق منتهی به عراق همه آن خوشحالی ها وطراوت صبحگاهی را با خود برد.از منظر کارشناسی ومدیریتی تنها گزینه باقیمانده برای مقابله با این ریزگرها از مبدا بوده وآن هم کشت نهال با واسطه ثابت نگه داشتن شن ها توسط مالچ بیولوژیک میباشد .کاری که سالهاست با مالچ نفتی در عرصه های بیابانی ایران انجام میگردد.
اما آیا در کوتاه مدت در کشوری که آب آشامیدن سالم وامکانات رفاهی،آموزشی ، بهداشتی وخیلی از فاکتورهای دیگر اولویت داربرای آسایش وآرامش مردمان خود را ندارد ، میتوان امید وار بود به فکر ریزگرهائی باشند که غالبن به سمت ایران آمده وکمتر استانهای آن کشور را تحت تاثیر خود قرار میدهد؟
دوست عزیزم مهرداد کهزادیان میگفت بچه که بودیم سالی یکی دوبار این اتفاق میافتاد وریزگرد به ایران میآمد ومردم به پاس رسیدن این موهبت از کربلا، آنرا محترم شمرده وتحمل میکردند به امید اینکه استنشاق این ذرات شفا بخش باشد.اما طی سالهای اخیر اینقدر این گرد شفا زیاد شده وبروز آن به تکرار رسیده که مردم را جان به سر کرده وجملگی انتظار فرجی را طلب میکنند.
در شرایط ودیدگاهی خوش بینانه واگر دست به جیب نشویم تا از داشته های خود برای مردم عراق هزینه کنیم باید امیدوار بود تا در عراق کار تثبیت شنها با استفاده از مالچ نفتی یا غیر نفتی انجام شده ودر بستر این مالچ ها کشت نهال صورت پذیرد .شاید اگر خشکسالی ها ونبود آب بدلیل ساخت سدها وخیلی عوامل انسانی وطبیعی دیگر در کار نباشد در 10 سال دیگر این درختان کاشته شده باعث شود ریزگردها به آسمان ایران پر نکشند.اما این خیال وخوابی تعبیر نشده بنظر میرسد.پس همه با هم برای روزهای رویائی این دیار بخوانیم فاتحه مع الصلوات
در این باره:
میزان بارندگی در نقاط مختلف کشور ومقایسه آن با سال قبل را در تارنمای بچه خان بختیاری واین پست دنبال کنید تا متوجه شوید پارسال وضعیت بارش بهتر از امسال بوده است و امسال رکورد ریزگرد پران خواهیم داشت.
چند عکس زیبا هم از طبیعت ایلام با دست پخت دوست عزیزم مهرداد کهزادیان برایتان میگذارم تا لذتش را ببرید.تا یادمان نرود استانی دور افتاده از پایتخت اما پیشانی جنگ در روزهای دور داریم که چشم اندازهای بی بدیلی در آن یافت میشود.




روزهای پاکی تهران در ایام نوروز، نیامده رخت بربست ورفت.چند سالی است به یمن پایان جنگ وارتباط حسنه با کشورهای حاشیه غربی وجنوبی میخواستیم ذوق کنیم که با نبود جنگ روی خوش زندگی را ببینیم.اما انگار روز پاکیزه هم جزو نوادر روزگار باشد.چرا که به سبب همسایگی با کشورهای عربی چند سالی است میزبان گرد وغبار برخاسته از این کشورها هستیم.ریز گردهائی که طاقت بسیاری از استانها را طاق کرده وبا رسیدن به مرز 50 برابر مجاز زندگی را بر این مردمان سخت تر نموده است.ریزگردی که در رکوردی جدید به شهرهای شمالی ایران هم رسیده است.
سالی که گذشت در جای جای درگاه های مجازی ونظرات کارشناسی به این مقوله پرداخته شد. وچند نشست منطقه ای هم کمکی به این مهم نکرد. جالبتراین که توقع داشته وداریم که کشورهای منطقه بجای پرداختن به مشکلات داخلی به فکر حل آن در جهت رفاه حال ما باشند.
البته بنده قبلن به این نتایج رسیده و هر گونه اقدامی را از سوی این کشورها نشدنی دانسته بودم.اما مدیران ما بایستی هشیار باشند که خیلی به این آقایان امید نبندند.زیرا مشکلات فراروی مدیران منطقه ای بیش از ریزگرد برای آنها اهمیت دارد.
لذا بد نیست به این نکته توجه کنیم که مدیران ایرانی بایستی راسا فکری به حال این مشکلات نمایند زیرا همانگونه که قبلن هم عرض کردم آبی با این کشورها در جهت رفع معضل گرد وغبار گرم نخواهد شد.یا به عبارتی :کسی نخارد پشت من- جز ناخن انگشت من یا دستتو بگیر به زانوت بگو یا علی یا به قول شاعر گمنام نیشابوری کیوان هاشمی خودمان باید ساعت خود را کوک کنیم.
کوک کن ساعتِ خویش
اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر
دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است
کوک کن ساعتِ خویش
که مـؤذّن ، شبِ پیـش
دسته گل داده به آب
و در آغوش سحر رفته به خواب
کوک کن ساعتِ خویش
شاطری نیست در این شهرِ بزرگ
که سحر برخیزد
شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین
دیر برمی خیزند
کوک کن ساعتِ خویشکه سحر گاه کسی
بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّام نیست
که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی
کوک کن ساعتِ خویش
رفتگر مُرده و این کوچه دگر
خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است
کوک کن ساعتِ خویش
ماکیان ها همه مستِ خوابند
شهر هم . . .
خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند
کوک کن ساعتِ خویش
که در این شهر ، دگر مستی نیست
که تو وقتِ سحر ، آنگاه که از میکده برمی گردد
از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی
کوک کن ساعتِ خویش
اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ،
و در این شهر سحرخیزی نیست
در همایش بیابانزدائی کویر میقان اراک ، نگاه امام جمعه اراک جناب آیت اله دری نجف آبادی به منابع طبیعی و حفظ این میراث گرانبها نگاهی کارشناسانه بود .وجود چنین فردی که از حفظ مراتع ، جلوگیری از فرسایش وجلوگیری از توسعه بیابان وکویر تا جلوگیری از واگذاری وتغییر کاربری اراضی ملی ، مشارکتهای مردمی ، توسعه ترویج وهر آنچه که یک کارشناس منابع طبیعی میداند سر رشته داشته وصحبتهای حضار را به بحث میگذارد و معتقداست سلامت منابع طبیعی همان سلامت انسان است غیمت است ودر خیلی جاها که تخریب ریشه در جهل وخرافه پرستی دارد میتوان با استفاده ازامامان جماعت که عامه مردم از ایشان حرف شنوی دارند در حفاظت از عرصه های منابع طبیعی وحفظ محیط زیست استفاده بهینه نمود.
البته ناگفته نماند که استاندار مرکزی جناب شعبانی فرد و رجائی نماینده مردم اراک که رئیس کمیسیون کشاورزی ،آب ومنابع طبیعی نیز هستند واسلامی نماینده ساوه سخنان شایسته ای درباب حفاظت از آب وخاک وجلوگیری از تخریب اراضی ملی عنوان کرده که چنین تعاملی بین سران اجرائی استان جای سپاس داشته وبایستی شکر گذار خدای منان بود. البته ناگفته نماند که برداشت سولفات سدیم در تالاب میقان مشکلی است که باید توسط همین افراد در استان حل وفصل شده تا همین تعداد قره داغ هم نابود نگردد.
مخلص کلام:
ابتدای امسال 150 تن از نمایندگان محترم مجلس مصوب نمودند که چاههای غیر مجاز که قبل از سال 85 حفر شده باشند پروانه ومجوزبرداشت صادر خواهد شد.
پیرو این تصمیم که عیدی خوبی برای قانون گریزان چاه کن بود شبانه وبا نیت مجوز گرفتن تعداد زیادی چاه در روز روشن وشب تار حفر شد . با این امید که پس از تصویب نهائی نوسط شورای نگهبان آنها هم صاحب چاه مجاز شوند.اما با درایت شورای نگهبان این تیر آنها به سنگ خورد وتنها چیزی که ماند ، مشتی چاه حفر شده بود که برداشت از آنها آبهای موجود را بیش از پیش افزایش داده واز همون حکایتهای سنگ ونادان و چاه و صد ودانا است.
سخن آخر اینکه امیدواریم نمایندگان محترم مردم اراک وحومه جزو آن 150 نفر نبوده باشند چون آنوقت هر چه رشته باشیم پنبه میشود.
در نهایت جا دارد کاری را که اداره کل منابع طبیعی در روز بیابان نکرد ما در این جای کوچکمان انجام دهیم. مهندس فتاحی رئیس اداره منابع طبیعی زرندیه درسن 33 سالگی وهنگام مراجعت به اداره وپشت فرمان خودرو خدمت سکته نمود وجان به جان آفرین تسلیم نمود.او که در دوران کوتاه زندگی و خدمتی خود با جدیت وتعصب مثال زدنی پیگیر فعالیتهای منابع طبیعی بود وبا تعاملی سازنده ارتباطی مناسب با بهره برداران داشت مستحق بود در چنین روزی که هفته ای از مرگش نگذشته از او یادی میشد .
ما در این دنیای کوچکمان ،قدردان همه زندگان ومردگان طبیعت دوست وخادمین نام آشنا و گمنام منابع طبیعی ومحیط زیست وطن هستیم.
روز جهانی بیابانزدائی یا همان مقابله با بیابانزائی هم تمام شد.چند نکته در این روز میمون حائز اهمیت بود که در صورت وجود حوصله به شرح هر یک پرداخته خواهد شد.یکی اینکه محل برگزاری همایش کویر میقان با سطحی برابر 50 هزار هکتار انتخاب شده وعلت این انتخاب هم نمایش اقدامات موفق انجام شده به میهمانان داخلی وخارجی بود.
در روز همایش در 5 شنبه طوفان گرد وغبار چنان عرصه را بر میهمانان تنگ کرده بود که نه تنها تنفس سخت بود بلکه تا چند متری هم دید از بین رفته بود و ریزگردها چشمان وریه های حضار را نوازش میداد وتا کسی آنجا نمیتوانست تصور چنین گرد و غباری را نماید. به نحوی که وقتی ما سعی داشتیم تا مسافتی چند صد متری را برای دیدن مالچ پاشی با مواد جدید را رویت کنیم بدلیل حجم بالای غبار موفق به طی حتی ٢٠ متر هم نشدیم وناچار با ماشین به محل مربوطه رفتیم. البته اجرای چنین همایشی در چنین محیط مرتبطی ارزشمند بود اما از سوی دیگر این سوال پیش میآمد که اگر اقدامات ما در مقابله با بیابان زائی موفق بوده واین منطقه به عنوان منطقه الگو شناخته وانتخاب شده ، پس این همه گرد وغبار چیست؟ اگر نتوان سطحی 50 هزار هکتاری را مهار نمود آیا میتوان از تکرار این موضوع در جای جای بی پوشش ایران وکشورهای عراق وترکیه وعربستان ودیگر کشورها جلوگیری نمود؟واگر جواب منفی است که راهی بی مقصد را در مقابله با بیابان و ریزگردها رفته ایم.
17 ژوئن برابر 27 خرداد به عنوان روز جهانی مقابله با بیابان زائی است . روزی که با شعار "بهبود خاک در هر جا بهبود زندگی در همه جا" نامگذاری شده است.

هر ساله جدای از مجموعه اقدامات دیگر کشور ها در ایران نیز با همکاری دفتر امور بیابان سازمان جنگلها ،مراتع وآبخیزداری کشور آیین نکوداشتی در این روز برگزار میگردد.

بد نیست بدانیم که بالغ بر 2/235 میلیون هکتار از اراضی خشک و فراخشک جهان معادل 81/1 درصد سطح جهان وحدود20 میلیون هکتار از اراضی کشور برابر 12 درصد سطح کشور تحت تاثیر فرسایش بادی میباشد که از این میزان 6.4 میلیون هکتار در 18 استان بیابانی و82 شهرستان جزو کانونهای بحران میباشد.جدای از مناطقی که ذاتن به دلیل شرایط خاص این مناطق وواقع شدن ایران بر روی کمر بند خشک جهان که متاثر از اقلیم خشک،نیمه خشک وفراخشک در فلات مرکزی وشرق وجنوب میباشد بیابانی هستند بخشی دیگر از این اراضی نیز بنا به دلائل انسانی وطبیعی وفرابخشی حادث شده که مشکلات عدیده ای را برای ما به ارمغان آورده است.

در ایران جدای از محدوده قلمرو زیست بومهای بیابانی که 43.7 میلیون هکتار است از این میزان 32.5 میلیون هکتار آن صرفن بعنوان اراضی بیابانی محسوب میگردد.
در آستانه روز جهانی بیابان 5 شنبه 27 خرداد ماه مراسمی در شهر اراک در کویر میقان برگزار خواهد شد.امید که ادامه 4 دهه فعالیتهای بیابانزدائی وکنترل فرسایش بادی واجتناب از حرکت ماسه های روان با شناخت هر چه بهتر بهمراه کنترل ومدیریت بیابان وکنترل کانونهای بحرانی فرسایش بادی واهتمام داخلی وخارجی در این خصوص، فتح بابی در رسیدن به اهدافی باشد که همیشه وبدلیل توسعه بیابان آنرا در افق های دور خواهیم داشت و شاید این اقدامات کمکی به جلوگیری از انتشار ریزگردها در کشورهای همسایه شده تا بیش از پیش با سد سازی وجلوگیری از جریان زندگی از خشکی وخشکسالی وتوسعه بیابان بدور باشیم.دوست وهمگن عزیزم محمد درویش را نیز در این پست میستایم .
بروز ریزگرد در سالهای اخیر و بخصوص پس از سال 80 در استانهای مرزی کشور در غرب و جنوب غرب کشور و فراوانی این رویداد طی سالهای اخیر و روند رو به تزاید این پدیده از سالهای 85 و رسیدن این معضل به پایتخت و عبور از 15 استان و الودگی هوا تا 59 برابر استاندارد جهانی مدیران ودست اندرکاران را به صرافت انداخت تا به راهکاری مطمئن جهت اجتناب از کاهش خطرات این بلای آسمانی با همکاری کشورهای منطقه دست یابند.
دراستان خوزستان 6 بارتکرار بروز پدیده ریزگرد با زمان ماندگاری 48 ساعت درسال80 وبا 4 برابر حد مجاز ورسیدن این تکرار به ١٨۵ روز با زمان ماندگاری 120 ساعت با 36 برابر حد مجاز در سال 88 حکایت از عمق یک فاجعه زیست محیطی دارد.
حال که به مدد اجلاس ترکیه امیدواری برای برخی بوجود آمد که شاید این نشست منشا خیری برای نشاندن ریزگردها در منطقه باشد.نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه تا اوضاع همین است ما درگیر همین غبار خواهیم بود.این در حالی است که با گرم شدن هوا وخشکتر شدن اراضی عراق شدت این بلای آسمانی بیشتر هم خواهد شد.این در حالی است که موج حال حاضر که دو روزی است در تهران است نقاط دیگر چون اصفهان وقم ومرکزی،ایلام،کرمانشاه،همدان را نیز درگیر نموده است وبه سمت نقاط شرقی کشور در حال حرکت است.فعلن که باران بعدازظهر 5 شنبه قدری این غبارها را درآسمان تهران سرنگون کرد. ضمناً ازعصر جمعه موج جدیدتری از این ریزگردها را در نقاط غرب وجنوب غرب کشورخواهید دید که چهار محال،اصفهان،قم ،کرمانشاه،ایلام را نیز در خواهد نوردید.
گزارش کامل ریزگردها را در صفحه 7 روزنامه همشهری دنبال نکنید چون هنوز چاپ نشده .
پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی با همکاری 5 سازمان و انجمن غیردولتی همایشی با عنوان "رودخانه ها ، سدها و زندگی "روز شنبه 22/12/88 در سالن مرکز رشد فناوری ، دانشگاه شهید بهشتی برگزار نمود.
سازمان های مردم نهاد (سمن) مشارکت کننده در این همایش عبارت بودند از جمعیت زنان مبارزه با الودگی محیط زیست ، موسسه توسعه پایدار و محیط زیست ، انجمن کوهنوردان ایران و انجمن زنان ایرانی طرفدار توسعه پایدار محیط زیست.
با توجه به حضور دوست گرامی مهندس بدری پور در این همایش وطلب توضیحاتی از این همایش، ایشان مطلبی را به بنده داده که عینن منعکس میگردد:
برای اولین بار در کتاب زیستن در محیط زیست ترجمه دکتر مجید مخدوم خواندم که سدها مسائل و مشکلات زیست محیطی را بهمراه دارند که در آن کتاب اشاره شد به سد آسوان کشور مصر. مطالعه آن کتاب اگرچه بیش از پانزده سال قبل بین زمان تحصیل در دوره کارشناسی منابع طبیعی باز میگردد اما به کرات در مجلات زیست محیطی و اخیراً در لابلای سایتهای اینترنت مشاهده می نمودم که در مورد مضرات سد مطالبی نگاشته شده است اما این برای دومین بار بود که در جلسه ای حضور می یافتم که در مورد سد و مضرات آن بحث می شد . اولین بار برمیگردد به مردادماه سال 1386 در همایش یک روزه خشکسالی که به همت جامعه مهندسین مشاور برگزار شده بود که در آن یکی از مدعوین که تخصص سدسازی داشته درخصوص محاسن سد صحبت نمود و برخی از حضار از جمله خانم مهندس ظفرنژاد وقت گرفته و نکاتی در مورد مضرات سدها بیان نمودند در این همایش ظاهراً علیرغم دعوت برگزارکنندگان از سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت نیرو از سازمان محیط زیست فردی حضور نیافته بود برای شنیدن مباحث و از وزارت نیرو هم خانم دکتر ترابی رئیس گروه مدیریت آب وزارت نیرو حضور یافته بود که ایشان هم در مورد حیطه کاری خود و تلاش در جهت لحاظ مباحث زیست محیطی در احداث سدها نکاتی را ارائه دادند . در پایان همایش یکی از نکاتی که بسیار مورد تاکید قرار گرفت تخصیص منابع مالی برای تحقیق و پژوهش در مورد مزایا و معایب احداث سدها بود . متاسفانه علیرغم اطلاع رسانی بسیار وسیع ، چندان مورد توجه قرار نگرفته بود و تعداد حاضرین به سختی به 80 نفر می رسید.
مخلص کلام:
من هم از مزایای سدها زیاد شنیده ام ولی این یکی عیب، انگاری به همه مزایای سد سازی میچربه واون هم اینه که عمده مشکلات ناشی از رها شدن اراضی کشاورزی وخشک شدن تالابها ی کشورهای همسایه مربوط به کنترل وجلوگیری از جریان آبها وسد سازی در مجاورت این مناطق است واین میشود شروع گرد وغبار وانتشار ریزگرد. وهمه این حرفها با نوشتار محمد عزیز پر رونق تر میشه که در بحث درون کشوری نیز حرکتهای ما چنگی به دل نمیزند به عبارتی بعد از ۴٠ سال سد سازی از مجموع ٣.۵ میلیون هکتار اراضی پایاب سدها تنها توانسته ایم ١.۶ میلیون هکتار شبکه اصلی بسازیم واز همین میزان شبکه اصلی تنها ٧٢٠ هزار هکتار شبکه فرعی ساخته ایم.
همه اینها یعنی حالا که جلو جریان آب رومیگیریم تا مدیریت آب داشته باشیم وتالابها واراضی کشاورزی دیگران رو خشک کنیم لااقل درست وحسابی این کارو انجام بدیم.
در ششمین روز هفته منابع طبیعی و یکروز مانده به پایان این هفته که روز مقابله با آثار زیانبار گرد و غبار و تغییرات آب و هوائی نامگذاری شد، دفتر امور بیابان معاونت مناطق خشک و نیمه خشک سازمان جنگلها ، مراتع و آبخیزداری کشور همایش یکروزه ای را در سالن هفت تیر وزارت جهاد کشاورزی برگزار نمود . شناسائی مکانهای تولیدریز گرد و نحوه مقابله با پیشگیریهای ایران در اینخصوص بیشتر از دیگر موارد در چنین نشست هایی نمود پیدا می کند . بنا به اظهار کارشناسان دفتر امور بیابان مناطق وکانونهای ایجاد ریز گردها عمدتن مربوط به رب الخالی عربستان ، مرز سوریه وعراق (شرق سوریه وغرب عراق) بوده که دکتر نوریان نیز کشور اردن را به این کانونها اضافه نموده اند.
بنا به اظهار مهندس فراهانی معاون دفتر امور بیابان برگزاری همایش یکروزه در ششمین روز هفته منابع طبیعی با محوریت ریزگردها با بهانه نامگذاری یک روز از هفته منابع وبررسی فنی موضوع خوب بوده اما با توجه به تدارکات وفرصت دو هفته ای برای برگزاری چنین همایشی با توجه به اهمیت موضوع کاستی هایی وجود داشته است. بنا به اظهارات کارشناسان عراقی ریزگردهایی که در سال 87 به تهران رسیدند مربوط به اراضی کشاورزی است که در سوریه بوده وبدلیل احداث سد در ترکیه این اراضی بصورت رها شده درآمده و گروغبارها از این نقاط به سمت ایران حرکت کرده اند.
در این همایش از سازمانهای محیط زیست ،جنگلها،مراتع وآبخیزداری ، هواشناسی ، وزارت امورخارجه ، جهاد کشاورزی، بهداشت وآموزش پزشکی واساتید دانشگاه وکارشناسان علاقمند شرکت داشتند.
اخیراً با توجه به عزیمت همکاران دفتر امور بیابان به کشور عراق و رایزنی های انجام شده با عراق ،سوریه،کویت وقطر که نهایتاً منتج به عقد توافق نامه با کشور عراق وسوریه کشور گردیده است .در این رایزنی ها مقرر گردیده دانش فنی ساخت مالچ نفتی به طرفهای عراقی وسوری آموزش داده شود و آنچه درخصوص تجارب مربوط به بیابانزدائی در ایران اتفاق افتاده در یک پروسه شش ماهه آموزش داده شود گرچه مراکز ایجاد ریزگرد مربوط به کشور سوریه ، عراق و عربستان میگردد و در عمل بایستی در تعامل با این کشورها نسبت به مهار گرد و غبار در مراکز و کانونهای تولید ریزگرد اقدام نموده اما به نظر می رسد در چنین کارهائی که برای دولت مردان ما جایگاه مهمی در ماههای اخیر و با توجه به تکرار بالای آن دارد نسبت به پیگیری موضوع و اینکه عمده کانونهای تولید این ریزگردها در خارج از کشور ما می باشد لذا آنچه مهم جلوه می نماید پیگیری موضوع از سوی وزارت امور خارجه و سازمانها و دستگاههای ذیربط در رسیدن به جایگاهی است که این کانونها در مبداء کنترل شود حال این کنترل یا بیولوژیک یا مالچ نفتی است و یا با هر راهکار علمی مرتبط .
مخلص کلام :
دستاوردهای این همایش ودیگر همایش ها در هاله ای از ابهام قرار دارد .ناامنی های موجود در کشور عراق و بمب گذاریهای متمادی پس از خلع یدکشور از بعثیون عملن سیاستهای موجود کشور را به ایجاد امنیت سوق داده و به نظر می رسد برقراری امنیت و اجتناب از بمب گذاری و ایجاد آشوب در این کشور در راس امور مملکتی آن قرار دارد پس پر بیراه نگفته ایم اگر این کشور مقابله با گرد و غبار را که خیلی با شرایط اکنون عراق همخوانی ندارد را در دستور کار خود قرار ندهد یعنی تلاش ما راه به جائی نخواهد برد . طرف سوری نیز که عملاً در جهت تقویت بنیه نظامی تلاش وافر دارد تا در صورت حمله رژیم صهیونیستی قادر به دفاع از خود باشد و لذا این کشور همه شاید اعتباری دیگر برای چنین کارهائی نداشته باشد درخصوص عربستان نیز که با توجه به سیاستهای کلان عجیب و غریب این اعراب معلوم نیست کاری برای کشوری چون ایران که عمده غبارهای این کشور پس از عبور از خلیج فارس وارد ایران می شود انجام دهد .