روز به روز محیط زیست وطن روزهای بدتری را میبیند. شاخص جهانی عملکرد زیست محیطی (EPI) (Environmental Performansce Index) برای ایران نشان میدهد رتبه 114 را کسب کرده ایم و طی دو سال اخیر36 پله نزول در بین 132 کشور جهان داشته ایم .چرا؟ برداشت آب بدلیل افزایش روز افزون جمعیت و حفر چاه های غیر مجاز، کاهش ذخائر آبهای تحت الارض ؛نشست دشت ها، اثرات انسان برآبها و آلودگی آبهای زیر زمینی وسطحی؛ وجود نیترات در آب آشامیدن؛آلودگی هوا بدلائل مختلف چون نبود استاندارد در سوخت مصرفی و افزایش خودروهای غیر استاندارد،کارخانجات موجود در حاشیه شهرها، پراکنش آزبست در هوا، پراکنش گازهای اس او دو و سه او دو در هوا،

کشاورزی غیر اصولی که منجر به شوری آبها وخاک میشود،کاهش پوشش گیاهی وکاهش سطوح جنگل ، تبدیل اراضی جنگل ومرتع به زراعت وساختمان وشهر سازی،ساخت سدهای غیر ضروری بدون احداث شبکه های آبرسانی ونیز ندادن حق آبه به دشتهای زیر دست که نتیجه ای جز رها سازی اراضی زراعی وخشک شدن تالابها و دریاچه های داخلی ندارد، بروز ریزگرد و اثرات مستقیم بر سلامت انسان،تغییرات اقلیمی وکمبود بارش وتغییر در پراکنش بارندگی، تنها بخش کوچکی از فاکتورهائی است که محیط زیست کشور را بطور جدی تهدید میکند.و خیلی از این فاکتورها در ارزیابی EPI نیامده است.بد نیست بدانید رجال محیط زیست این شاخص را قبول ندارند.البته بنده نیز با نظر ایشان موافقم چرا که خیلی از فاکتورها که در بالا آمد در این شاخص در نظر گرفته نشده است.
رتبه های ممتاز این شاخص برای برخی کشورها اینچنین است:
1- سوئیس ؛ 2- لاتویا؛ 3-نروژ؛ .... 6- فرانسه؛ 7- اتریش؛ 8- ایتالیا ........
در آستانه روز(هفته) هوای پاک قرار داریم .از این روزها وهفته های نمادین در ایام مختلف و توسط ارگانها وسازمانهای متفاوت هیچ بی بهره نبوده ونیستیم.اما نکته قابل تامل این است که هیچ به فکر ارزیابی همین مناسبتها نبوده ونمیدانیم اجرای چنین روزهای نمادین چه نقشی در بهبود روند رو به رشد شاخص های سلامتی یا رسیدن به اهداف ما داشته است.
آلودگی شهر تهران در 10 ماه گذشته و پاکی روزهای پاک این کلان شهر تنها طی 2 روز از 300 روز گذشته نشان از بی توجهی به روزهای پاک داشته است.چرا که تنها با شعارهای کلیشه ای اصل ماجرای محیط زیست وسلامتی را فراموش کرده ایم.ودر زمانه ای که فاضلاب بجای آب به صیفی کاریهای جنوب شهر داده میشود، آزبست هنوز سر سفره های مردم شهر وجود دارد، امواج ناشناس در جهت کنترل ماهواره ها سردرد های شدید وامراض ناشناس دیگر را بوجود میآورد،هیچ نظارتی بر روند کار رستوران های واقع بر سر راه آب شرب مردم تهران در جاده چالوس وجود ندارد، آلودگی ناشی از مصرف بنزین غیراستاندارد و بروز ده ها درد بی درمان وبی نشان ؛ مجالی برای توجه به این مناسبتها نمیگذارد.
پی نوشت: "نمادین" یعنی ریاست سازمان محیط زیست سوار بر دوچرخه درپارک چیتگر بدنبال توسعه و تبلیغ استفاده از دوچرخه باشند.اما یک مسیر دوچرخه رو در سطح شهر وجود نداشته باشد واگر یک نفر اراده کند و مرتکب چنین اشتباهی در اتوبانها یا خیابانهای شهر شود برای همیشه نادم خواهد بود.البته اگر زنده بماند.
آمارها نشان می دهد از ابتدای سال جاری تاکنون هوای تهران 105 روز در شرایط سالم ، 164 روز ناسالم ، 3 روز بسیار ناسالم و 2 روز در شرایط "پاک "بوده است.

سال پیش هم همین مشکل را با اندکی تفاوت داشتیم .سالها پیش در اقدامی مهم از سوی دولت کلیه سرویسهای ادارات جمع آوری ومقرر شد مبلغ این سرویسها بصورت نقدی (خشکه) به کارمندان پرداخت گردد.این حرکت موجب شد در هر اداره یا نهادی بجای یک اتوبوس با 40 نفر سرنشین، 40 خودرو شخصی جایگزین یک اتوبوس گردد. پارکینگ برخی ادارات که تا قبل از این طرح خالی از خودرو بود، پر شد از مدلهای مختلف خودرو و این موضوع از یک سو مصرف سوخت را فزونی بخشید و از سوی دیگر ترافیک را در شهر افزایش داد ودرنهایت موجب تشدید آلودگی شد .یکی از کارهای غیر کارشناسی که نیاز به آزمون وخطا نداشت وهمانزمان خیلی از افراد وکارشناسان بدان خرده گرفته وعواقب آنرا گوشزد کردندهمین طرح بود. اما افسوس که مثل خیلی کارها بایستی هر حرکتی را برخی رجال به شخصه تجربه نمایند و تدبیر، تجربه وعاقبت اندیشی هیچ جایگاهی در تصمیمات ایشان ندارد.جالب اینکه شورای عالی ترافیک در هفته ای که گذشت ادارات را ملزم به راه اندازی مجدد سرویسها نموده که این دال بر تصمیمات غیر کارشناسی قبلی مبنی بر حذف سرویس ها میباشد.زنهارهای نویسنده در خصوص این نابخردی در سال 89 را اینجا دنبال کنید.
این روز ها هوای تهران روزهای آلوده ای را داشته که نمونه آنرا نیز در سال 89 در همین زمان شاهد بودیم.وضعیت اسفناک در دور بودن از شاخص های سلامتی شهر تهران زمانی بیشتر نمود داشته که چند روزی از تهران خارج شوی و وقتی در غیاب دود تهران نفس میکشی تازه پی به شدت آلودگی خواهی برد.از سوی دیگر وجود امواجی که هر از چند گاهی بنا به مناسبات صیاصی یا سلیقه ای با یک دکمه فعال میگردد تا کانال های تلویزیونی غیر قابل قبول برای برخی افراد از دسترس خارج گردد مزید بر این شدت آلودگی میباشد.این یعنی سر دردهای شدید برای همه افراد جامعه.این معضلات در هنگام دوری از تهران بروشنی و راحتی قابل احساس بوده وبه محض برگشت به این کلان شهر آثار آن مجدد نمایان میگردد.

بد نیست بدانید مطابق گزارش بانک جهانی در سال ۱۳۸۲ بیش از 8000 نفر در تهران به دلیل آلودگی هوا جان خود را از دست داده اند. این در حالی است که در فاصله سال های ۸۲ تا ۸۵، نه تنها از میزان مرگ بر اثر آلودگی هوا در تهران کاسته نشده، بلکه تنها در آبان ماه سال ۸۵، آلودگی هوای تهران به اندازه نیمی از تمام سال ۸۲ قربانی داشته است. این داستان برای کسانی که سابقه بیماری قلبی داشته ودر این کلان شهر بناچار تردد میکنند براحتی محسوس میباشد.
دکتر اسماعیل کهرم هم یکی از محیط زیستی هائی است که خودش فدای این آلودگی شده است. وریه های خود را به تیغ جراحی سپرده است.اینجا
توسعه حمل ونقل عمومی از یک سو و افزایش قیمت بنزین و رعایت استانداردهای خودرو سازان از سوی دیگر بایستی موجبات کاهش آلودگی را طی سالی که گذشت فراهم نماید .اما این مهم به انجام نرسیده وبنظر سازمان محیط زیست با توجه به وظائف حاکمیتی خود نتوانسته الزامات لازم دراستاندارسازی تولید بنزین داخلی را فراهم نماید.مسئله مهمی که شاید در این وادی دم ودود کمتر به آن توجه شده است.
آلودگی هوا عبارتست از وجود هر نوع آلاینده اعم از جامد، مایع، گاز و یا تشعشع پرتوزا و غیرپرتوزا در هوا به تعداد و در مدت زمانی که کیفیت زندگی را برای انسان و دیگر جانداران به خطر اندازد و یا به آثار باستانی و اموال خسارت وارد آورد.
یادتان باشد مشکلات و بیماریهای عفونی و گوارشی که ناشی از آبیاری سبزیجات جنوب تهران بود چند روزی نقل محافل ومجامع بود که در بازخوردی شایسته درکمیسیون بهداشت ودرمان مجلس موضوع حل وفصل شد.متن خبر را اینجا ببینید.

فقط یک مشکل در این تصمیم وجود دارد وآن هم اینکه سالهاست قرار بر راه اندازی سیستم تصفیه فاضلاب شهر تهران میباشد که هنوز تا رسیدن به آن روزها خیلی فاصله داریم.علی الحساب کمیسیون بهداشت مشخص فرمایند تا آن وقت سبزی خوردن و سالاد سر سفره هایمان را چگونه تهیه نماییم!؟شاید لازم باشد به طریق کشت بافت در منزل این کار را با آب مقطر انجام دهیم!؟
بدنبال آبیاری سبزیجات جنوب تهران با فاضلاب انسانی بد نیست با برخی مشکلات و معضلاتی که این روزها مردمان سخت کوش این سرزمین بخصوص پایتخت نشینان با آن دست به گریبانندآشنا شوید.و مقایسه کنید علت مرگ ومیر انسانها در حال حاضر و مقایسه آن نه با 100 سال بلکه با 50 سال قبل!
آبیاری 8000 هکتار از اراضی جنوب شهر تهران جهت کشت سبزیجات با فاضلاب انسانی و فاضلابهای شهری تصفیه نشده ؛ مرگ بیش از 3500 نفر در تهران در سال بر اثر آلودگی هوا و 30 تا 60 نوع مرگ از هر میلیون نفر در ایران بر اثر آلودگی هوا ؛

تشعشعات فرا بنفش در تهران به مدت 5 ماه ازسال که موجب سزطان پوست وعوارض قرنیه میگردد؛ تولید روزانه 8000 تن پسماند صنعتی خطرناک در کشور با سهم 450 تن درتهران که این اعداد جدای از پسماندهای خانگی بوده که سهم تهران 60 تن وکشور 480 تن در روز میباشد ؛ تولید 120 تن پسماند بیمارستانی در کشورکه 17 تن آن در تهران تولید میگردد و عدم دسترسی نیمی از جمعیت به آب آشامیدنی سالم و نبود سیستم های تصفیه فاضلاب شهری وصنعتی ، تولیدات کشاورزی با سموم و کودهای شیمیائی بخصوص محصولات گلخانه ای، عوارض پارازیت های ماهواره ای وامواج تلفن همراه،اثبات وجود نیترات در آب شرب تهران، وجود بنزن وترکیبات سرب در بنزین،آزبست ودیگر مشکلات ومعضلات شناخته شده وناشناس؛ موجب میگردد سالانه 80 هزار مورد مرگ و میر در ایران به علت عوامل محیطی رخ دهد.

رسیدن جمعیت جهان به مرز 7 میلیارد نفرطی 15 روز آینده مسئولیت رهبران کشورها را در تامین غذای این تعداد نفر فزونی بخشیده وبا توجه به محدودیت منابع بایستی حرکت های تامین غذا از طول متوقف شده و حرکتی عرضی را داشته باشد.به عبارتی بجای افزایش سطح وتوسعه کشت ؛ تولید در واحد سطح افزایش یابد.موضوعی که در بسیاری از کشورها بخصوص کشورهای قاره کهن بدان پرداخته شده ضمن اینکه سلامت افراد جامعه نیز در این افزایش تولید مدنظر قرار گرفته است.

اما در ایران و در جنوب پایتخت و در اراضی تحت کشت، بجای استفاده از تکنولوژی های جدید در افزایش تولید در واحد سطح، کماکان به روش عهد قجر، سبزیجات کشت شده با فاضلابهای تصفیه نشده یا به عبارتی با فاضلاب انسانی آبیاری شده که نتیجه آن میشود که بجای تامین مواد غذائی مورد نیاز شهروندان ایرانی فاضلاب خام را به خورد آنها دهیم.
خوردن سبزیجات با طعم فاضلاب انسانی یک بار دیگر تداعی کننده این مثل است که که میگویند:خاک کاهو بر...... با این تفاوت که مشکل از ضرب المثل خارج شده و رنگی واقعی بخود گرفته است به نحوی که مشکل تنها به کاهو ختم نشده ؛ بلکه شامل همه سبزیجاتی است که در منازل ، فست فودها و دیگر رستورانها بدون شستشوی 4 مرحله ای به خورد مردم میدهند.اینها یکی از معضلات چشیدن مزه مرگ ونیستی است در پستی دیگر به ادامه این تراژدی مرگبار خواهم پرداخت.
اثرات مخرب وزیانبار منابع آلودگی بر زندگی روزمره مردم کم وبیش برای اهل این درگاه شناخته شده است . آلودگی هایی از قبیل آب ،هوا ، خاک و صوت.ازبین چهار نوع آلودگی های گفته شده آلودگی صدا از مظلومترین در ایران بوده است. نه اینکه به سه نوع دیگر بخوبی رسیدگی شده ومانده که فقط آلودگی صوتی را حل کنیم.بلکه این یکی از بقیه مظلومتر است چون استاندارد سازی ومقررات مرتبط در سازمان متولی آن که همانا محیط زیست است خیلی قدمتی ندارد والآن هم تا فاضلاب وآلودگی های هوا وضایعات کارخانجات ومنازل وغیره مانده کسی از اصحاب محیط زیست به فکر صر وصدای ناشی از دستگاههای کارخانجات ونیز صداهای مخرب شهری نیست.اما بد نیست بدانیم قرار گرفتن در معرض اصوات شدید و مداوم می تواند مشکلات دیگری از جمله سردرد، فشار خون بالا ، خستگی، تحریک پذیری و زودرنجی، سو هاضمه، افزایش قابلیت بدن در ابتلا به بیماری هایی چون سرماخوردگی و عفونت های جزیی ایجاد نماید..
نشنال ژئوگرافی دراینجا که تصویر آنرا هم در زیر میبینید آورده که این ماهی مرکب (اختاپوس) بزرگ دریائی به گواهی محققین بر اثر صدای ناشی از بوق کشتیها مرده است.گر چه ما هنوز در ایرا ن برای انسانهایمان هم مطالعه نکرده ایم تا ببینیم اثرات سر وصدای ناشی از ماشین وکشتی وقطار وهواپیما وهزار وسیله تولید صدا بر روی انسانها چقدر است اما نیک میدانیم که واحد اندازه گیری صدا، دسی بل است وافزون بر ٨۵ دسیبل آزاردهنده وخطرناک است. واین خود موفقیتی بس شگرف برای کسانی است که نمیدانند انسانهائی هستند که عمدتن بدلیل ابتلا به امراض ناشناخته چون سرطان ناشی از استنشاق ریزگرد میمیرند یا غالبن سکته مغزی یا قلبی کرده وهیچ از دسیبل که واحد اندازه گیری اصوات است خبر ندارند.دنیا را چه دیدی اگر شاید خبر داشتند آسوده خاطر تر سر برآستان مقدس خاک مینهادند.

دو شب پیش در اخبار سراسری خبری منتشر شد مبنی بر آب پاشی تهران توسط هواپیماهای موسوم به سم پاش که بیشتر به یک شوخی شباهت داشت تا یک خبر. انتشار گازهای آلاینده در تهران طی روزهای اخیر از این کلان شهر یک سونای دود ساخته ودر این روزها همه کسانی که ناچار به تردد در سطح شهر میباشند به سختی نفس کشیده وادامه این شرایط قطعن عواقب غیر قابل جبرانی را برای سلامت شهروندان بوجود خواهد آورد .اما سوال اینجاست که آیا به قیمت کارهای بی اساس وغیر علمی وصرف انجام کارهای نمادین میتوان تسکینی بر این آلام یافت.واگر سازمان حفاظت محیط زیست در یک حساب سر انگشتی برای سطح 730 کیلومتری شهر تهران بصورت مصنوعی تنها 2 میلیمتر آب بپاشد به عددی برابر 730.000.000 لیتر آب نیاز خواهد بود .وبرای کل استان تهران والبرز این عدد به 19 میلیارد لیتر آب خواهد رسید.آیا این هواپیماها که در فرودگاهها بصورت دستی آبگیری میشوند قادر خواهند بود این حجم آب را بر سر شهر تهران بریزند.وآیا دود ناشی از احتراق وبلند شدن ونشستن تا خاموش شدن این هواپیماها بیشتر از اثرات پاشیدن آب بر سر شهر نخواهد بود؟وحتمن فردا هم توصیه خواهد شد از جت فن جهت انتقال هوای آلوده به استانهای همجواراستفاده گردد.
سالها پیش سرویس ایاب وذهاب کارمندان جمع آوری وبصورت خشکه پول این سرویس ها بین کارمندان تقسیم شد .تنها در یک سازمان بجای 15 اتوبوس حدود 300 تا 400 خودرو سواری جایگزین این اتوبوسها شد.حال شما این اعداد وارقام را برای کل کارمندان تعمیم دهید تا بدانید چندین خودرو کوچک جایگزین چند خودرو بزرگ شده است. البته این خوش فکری کماکان نیز در حال انجام است .حال خود بخوانید حدیث مفصل از این تراژدی های نامیمون در شهر تهران وبماند که چقدر تلاش کردیم وبه انحاء مختلف وام دادیم تا مردم خودرو بخرند و در این کلاش شهر اهل وعیال خود را دور بچرخانند تا دلخوش باشند ماشینی دارند وراحت به امورات خود میرسند .البته تا زمانی که برای سوار شدن به مترو و اتوبوس های تندرو باید چند نوبت ماشین عوض کرد جای هیچ گلایه ای باقی نخواهد ماند.
ودر این وانفسای دود ودم بهتر آنست چنین کنیم که گر نکنیم رو به نابودی خواهیم بود:
امیدوار باشیم صنایع آلاینده روزی از سطح شهر تهران منتقل شده و یا مجهز به سیستم های کنترل آلودگی گردند .
با ساخت مسیرهای دوچرخه رو وبا این درایت که از چشم بادومی ها در رسیدن به مقصد عجولتر نیستیم از موتورسیکلت هم چشم بپوشیم حتی اگر دیرتر به مقصد برسیم.
خطوط مترو به نحوی توسعه یابد تا افراد از نزدیکترین ایستگاه آن قادر به استفاده گردند.
هی این خودروها را درون شهر تهران نریزیم که اگر بزرگراه های تهران را چند طبقه یا چند برابر هم کنیم به نتیجه ای نخواهیم رسید. وبا زوج وفرد کردن کل استان تهران و کشورهم مشکلی حل نخواهد شد.چرا که اگر این طرح موفق میشد الآن در محدوده قبلی طرح ترافیک موفق میشدیم واین حال وروزمان نبود.
به انچه میگوییم خود معتقد باشیم واول نفر ماشین خودمان را بفروشیم.البته ما فروختیم ولی توصیه میکنم شما نفروشید چون سالهاست پیاده گز میکنیم هیچ، آلودگی هم بیشتر شده
واگر هیچ یک از این امور مقبول نیفتاد سر بر آستان زمین بگذاریم که راهی دیگر باقی نخواهد ماند.
پیرو خبرهای اخیر وپست قبلی مبنی بر پارادوکس آب در تهران دیدید وشنیدید .امروز یک سندی را منتشر میکنم که نمیدانم درست است یا نه وکاری هم به بازارگرمی آنها که خوبتر بودند ندارم ودرصدی هم از این شیرین کاریها گیر بنده نمیآید اما بد نبود آنها که به آب معدنی رو میآورند این صورتجلسه نفتی ها را که من باب خرید آب معدنی تنظیم کرده اند ببینید شاید شما هم مشتری شدید.

البته در کامنتهای دیروز برخی دوستان به این نتیجه رسیدند که دستگاه تصفیه آب بخرند یا آب معدنی بنوشند که بنده با هردو آنها مخالفم.چون این دستگاهها این آلودگی ها ومیکروبها را در بلند مدت وگاهی هم کوتاه مدت از بین نمیبرد.آبهای معدنی هم که دیدید وضع خوبی ندارد ووقتی فرقی بین آب معدنی وآشامیدنی توسط دستگاه ذیربط قائل نمیگردد پس توفیری هم نمیکند که این آبها توسط مردم مصرف شود یا نشود.چون آنوقت باید دنبال آب تمیز بود که خود داستان مفصلی خواهد بود از باب اطمینان به دستگاه آزمایش کننده وخطای نمونه بردار ورانت خو.اری من کارشناس و.....
پس به دنبال جناب پروفسور بردیشیف روسی 82 ساله بیفتید وبرای نوشیدن یک لیوان آب سالم این کار را بکنید. آب معمولی را منجمد وسپس آن را از یخچال خارج کرده و اجازه دهید تا دوباره ذوب شود به اندازه ای که درون ظرف فقط قطعه یخی به حجم یک تخم مرغ باقی بماند. این قطعه یخ تمام ناخالصی های آب را ازجمله موادی که سلول های بدن را از بین می برد, به خود جذب می کند. با خارج کردن این قطعه یخ یک لیوان آب سبک به دست می آید که مفیدترین نوشیدنی دنیا است و همچنین در طولانی کردن عمر انسان نیز موثراست.
مخلص کلام:
حکایت زندگی ما در تهران حکایت همان پوست فروشی است که به بازار عطار رفت وغش کرد و وقتی مجدد به محل کسب قبلی خودش منتقلش کردند به هوش آمد.اگر این آب که ما مینوشیم تبدیل به آب معدنی وتمیز گردد قطعن به بیماریهای عفونی وانگلی دچار خواهیم شد پس ما و خودتان را عذاب ندهید ومثل بچه آدم همین آب را بنوشید.فقط یادتان باشد بجای شیر به شیرخوارها آب ندهید.واگر هم دادید یک قاشق گریپ میکسچر به نافش ببندید.
و نهایتن بد نیست بدانید سالانه هشت میلیون نفر در جهان بر اثر فقدان آب آشامیدنی میمیرند.
صبح زود که از خونه میزنی بیرون خوشحالی که از یک محدوده پر خطر از لحاظ امواج ناشناس آنتن های ماهواره وارد محل کار با خطرات کمتر شدی وعصر پس از خستگی فراوان مجددن به منزل ومحدوده اشعه های مضر وخطرناک امواج ناشناس پا میگذاری .پس از رسیدن ودراز کردن پای مبارک حوس میکنی یه قاچ هندوانه میل بفرمائی .البته تا اینجای کار مشکلی نیست.وقتی هندوانه را قاچ میکنی وچشمت به جمال مبارک قرمزی آن میافتد کلی از انتخابت خوشحال میشی که هندوانه ای مثل قند خریدی.ولی وقتی میخوری ومیفهمی که رنگ این هندوانه جوهرقرمز است یه جورائی فکر میکنی به شعورت توهین شده .
این اتفاق نه با تغییرات ژنتیکی بلکه با اضافه کردن مادهای شیمیایی در کانالهای آب در جالیزارهای بوشهر توسط برخی کشاورزان رخ میدهد. گفتیم روغن جامد نخوریم تا گرفتگی عروق نداشته باشیم وگیاهخوار ومیوه خوار بشیم تا اثر اشعه ها رو از بین ببریم.حال باید یه فکری واسه هندوانه ها کنیم.دمت گرم رئیسعلی دلواری با این همشهری هات که میخوان با کمک برخی عوامل دیگر ریشه مردم تهران رو بخشکانند.