پرانتز باز ، پرانتز بسته

کتب بدست من رسیده تا سریع برگردان شده واسم ورسمی واسه خودمون دست وپا کنیم و پز کتب چاپ شده را با نشانی از خود به فک وفامیل بدهیم.آن ترم تمام شد ترم بعد هم به آخر رسید اما این کتب بدست ما نرسید .البته بعد از گذشت سالی این مهم به لطف وکرم اداره پست به انجام رسید .ما هم گفتیم ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است نهایتش با یکی دو سال تاخیر برگردان کتاب را انجام میدهیم . اما هنوز چند صفحه ای از این کتاب قطور اجنبی برگردان نشده بود که در گذر ازخیابان انقلاب برگردان شده کتاب را دیدم وسخت بر جای خود میخکوب گردیدم.ایدل غافل من که کوتاهی نکردم وکتب هم خارج از سیستم که وارد کشور نمیشد پس این کتاب کی آمد وکی برگردان شد؟


سالها گذشت ومن پاسخی برای سوال خود نیافتم چون پی ماجرا را نگرفتم چرا که سوال از پایه بی اساس بود چون کتاب دیر بدست من رسیده بود ونیازی به باز خواست خودم ودیگران نبود.لذا من هم کتاب را در کنار دیگر کتابهای رمان وتاریخ کتابخانه ام گذاشتم تا جنس کتابهایم جور شود واگر یه مسلمونی کتابهای منو دید بگه طرف خارجی خون هم هست.
مخلص کلام:
گر چه امسال بر سر در غرفه ها فروش ریالی کتب خارجی وتحویل همزمان نوشته شده بود که به گمانم سیستم متفاوت تر از سالهای دور بود.اما من دیگر آن جوان پرنشاط آن سالها نبودم تا کتابی را تهیه وبه فکر برگردان یا مطالعه آن باشم.من سالهاست در پیچ وخم زندگی وروزمرگی گم شده ام.

مرا به سمت تمنا نکش که حوصله نیست

دیگر به کوچه رویا نکش که حوصله نیست

به شهر شور به مهتابی بلوری شعر

مرا برای تماشا نکش که حوصله نیست

(سمیع حامد -شاعر افغانی)

/ 5 نظر / 10 بازدید
شایان

اين حوصله سالهاست از بين ما پر كشيده.آخر ترجمه كتاب هم معلوم است كه نتيجه اي نداشت چون بايد رايگان بين مردم توزيع ميشد.

حسین بدري پور

دوست عزیز و گرام. از دو پستی که راجع به نمایشگاه کتاب ( نمایشگاه کتابفروشی) نوشتی استفاده بردم. به عرض می رساند من هم در دو دهه قبل که دانشجوی دوره اول تحصیلات عالی بودم با ذوق و شوقی به نمایشگاه می رفتم و به زور پول تو جیبی ( کمی بیش از متعارف آن زمان) از روی ژست فرهیختگی تعداد زیادی کتاب می خریدم که تعدادی از آنها راهنوز هم پس از گذشت بیش از دو دهه باز نکرده ام چه رسد به خواندن. اما امروز که به واسطه نیاز باید برای خود کتاب داشته باشیم دیگر آن بانک قبلی وجود ندارد که با تکیه بر آن هر کاری کرد و هی نق زد. لذا باید برای هر خرید هر كالايي هر چند اساسی چون تکه پنیری و یا احیاناَ میوه ای هزار محاسبات انتگرال و مشتق و محاسبات تصاعدی و ... را ردیف کنی تا با محاسبات trade-offs يكي را از ميان هزاران كالاي اساسي مورد لزوم ابتياع نمود. حالا پيدا كنيد رفتن به نمايشگاه كتابفروشي ها براي بنده آه است يا شعف

دگرگون

دشنام بر فكري كه فكر خواندن را از ما ستاند.

گيله مرد

تقديم به شما كه اهل دلي لحظه لحظه های زندگی را سپری می کنیم تا به خوشبختی برسیم ، غافل از اینکه خوشبختی در همان لحظاتی بود که سپری شد .