مادر یادت بخیر وروزت مبارک

مادر دیشب خواب پریشانی دیدم
اگه خیلی بد بود برو شیر آب رو باز کن وبرای آب روان بگو
چشم مادر
مادر خستگی از چشمانت میبارد خوابت نمیآید
نه وقت برای خواب زیاد است
بخواب مادر
هیچ زنی چادری را برای دوختن نزد تو نخواهد آورد
پنجره اتاقت سالهاست  بخارنکرده
بر شاخسار درخت زردآلوی حیاط قدیمی، هیچ ساری ننشست و هیچ کبوتری برنخواست
کلاغهای شهر ما نوید آمدن میهمانی را ندادند
دیر وقت است مادر برای گفتن رنجهای بیشماری که همه را به تنهائی بر دوش کشیدی
دیگر هیچکس به حیاط خانه ما پا نخواهد گذاشت
روزهای من وشبهای کودکانم از آواز صدای مهربانت خالیست
دیر وقت است برای نالیدن وزجه زدن
سالهاست رویای کودکیم را باد برده
سالهاست جستجو گر صدای کودکیم در کوچه خاطره ها هستم
خوب شد ندیدی که درخت زردآلوی حیاط خانه را
که سرگذشت یک زندگی را در شاخه سار خود داشت
به بهائی هیچ بریدند
کودکیم قطع شد
نوجوانیم بر خاک افتاد
 وجوانیم با یک کامیون از کوچه ما رفت
مادر من از انتهای یک غربت طولانی با تو سخن میگویم
من سالهاست بدنبال لبخند گم شده خود میگردم
سالهاست افسوس لمس نگاهت را تا شامگاهان با خود میبرم  
وصبحگاهان با آرزوی شنیدن صدایت بیدار میشوم
بعد از تو، من دیار وشهر خود را هم گم کرده ام
من اکنون نیک میدانم که شب زنده داریهایت
برای رسیدن به خواستگاه فرزندان
بیش از سر بر سجاده ساییدنها ونماز شب خواندنها
ترا به یک آرامش وآمرزش ابدی نزدیک خواهد کرد
بخواب مادر دیر وقت است
خستگی چشمان مهربانت را می آزارد
هیچ زنی پشت دروازه خانه انتظارتو را نمیکشد
هیچ سفارشی برای دوختن چادر نمازی به تو داده نخواهد شد
دیر زمانیست تو آرام در دوردستهای نگاه ما آرمیده ای
واین حجم خالی زمان روح وروان مرا میآزارد.
بخواب که وقت برای خوابیدن بسیار است
بخواب تا تمنای وصال رویت را با خود به دور دستهای زندگی ببرم
بخواب وآسوده باش که از آن همه خاطره برای من هیچ چیز جز همان چرخ خیاطی نمانده
من همه کودکیم را در آن خانه گم کردم
ودر شهری که روزی همه زندگانیم بود، زندانیم   
مادر:
یادت گرامی و روزت مبارک

/ 6 نظر / 34 بازدید
مژگان ندیری

این گویش روان من را تا دوران کودکیم برد ویاد وخاطره مادر را زنده کرد

شمین

من هم گاهی دلم برای خودم تنگ میشود

محمد رضا

شرمنده یه متن ادبی زیبا برای این صفحه میخواستم بذارم از دیشب تا حالا صفحه پیغام باز نمیشد من هم گمش کردم.

برنیان

جالب بود . خدا مادر بزر گمو بیا مرزد . من ندیدمش ولی می دانم مهربان بود[گریه] [تلفن]

فرزاد

خدا رحمت کنه مادرتو آقا مهرداد

مهرگان

خدا مادر شما و همه مادرهای مهربانی را که به دیار باقی شتافتند رحمت کند هرچند که ظاهرا نیستند اما همیشه هستند