عشاق عشق گم کرده

چند سال پیش در خیابانهای شهر تهران گذر میکردم در همین روزهای پایانی بهمن ماه بود.پشت شیشه مغازه ای با دستخطی خرچنگ قورباغه وبا املائی غلط نوشته شده بود "کادوی والتین" یا یه چیزی شبیه این که اکثرن بخاطر آگاهی از چنین روزی میفهمیدند منظور همان کادوی والنتاین یا روز عشاق است.روزی که زنده نگه داشتن آن در این سالها  به یک مد وکلاس تبدیل شده است. همانگونه که برخی دو روز میرن اونور آب بعد میگن ببخشید معنی فلان کلمه انگلیسی به فارسی چه میشود واز این دست اداها که بحث این نوشتار نیست.

مهم این است که آیا ما از لحاظ فرهنگی آنقدر فقر داریم که وابسته به مناسبت های دیگران باشیم.حرمت امامزاده با متولی آن است.ما بایستی در خط وربط های بیگانه خودمان را غرق نکنیم تا روزی نرسدکه اصالتمان را از دیگران گدائی کنیم.

ما  ایرانیان بر بنیاد نظرات دوستان در اینجا و آنجا روزهای اینچنینی داریم واگر هم نداشتیم باز چیزی از داشته های کهن ما کم نمیکرد تا به بهای ابراز علاقه ای راستین یا کذائی دست به دامن تقویم میلادی نباشیم .

عشق را میتوان در روزها ولحظات دیگر هم جستجو کرد عشق نباید حتمن از جنس عشق های خیابانی واسارتهای خاکی باشد.واگر چنین باشد روز عشاق کم نخواهیم داشت.

عشق میراث گرانبهای ماندن وصبوری کردن در روزهای سخت زندگیست.نه نادیده گرفتن آنچه دیدنی است.عشق فقط در کافه گلاسه خوردن وشکلات داغ ولاک زدن وبوی تند عطر فرانسوی تداعی نمیشود.عشق را باید در دهلیزهای پر پیج وخم زندگی یافت .آنجا که مادری سحرگاهان بی مزد ومواجب بدنبال روزمرگی ها تلاش میکند ویا دخترکی درپناه سوز سرد سرمای استخوان سوز گل میفروشد تا لقمه ای نان برای پدر بیمارش ببرد.عشق بلعیدن همه گرفتاریها بدون لیوانی آب است ،نه در دادن یک کادو به دخترکی که از سواد زندگی پر از عشق  طرفی نبسته وسودی نبرده ودنبال روزی برای ابراز عشق کذائی است.

اگر میخواهیم روزی شاد داشته باشیم سعی کنیم به داشته هایمان تکیه نکنیم، بلکه از آنچه داریم بیشترین بهره را ببریم.

/ 4 نظر / 11 بازدید
miri

سلام ،صحبت از " روز والنتاین " نمودن در این وانفسای تب فیلترینگ .کمی جرات می خواهد . اصلا صحبت از عشق در این زمانه دور از انتظار است !!!! فرموده اید : " که آیا ما از لحاظ فرهنگی انقدر فقر داریم که وابسته به مناسبت های دیگران باشیم " دوست گرامی اگر منظور شما مقایسه یک فرهنگ دست کم ۲۵۰۰ ساله با فرهنگی تقریبا نو پای چند صد ساله غربی است .باید گفت صرف نظر از کوروش و احترام او به عشق ، به همنوع ، به همسر ،به آزادی ، کدام نمونه دیگر سراغ دارید که بتواند روی دست عشق همسر " Stephen W Hawking " بزند .اگر مثال شما به مادری بر می گردد که بدون مزد و مواجب از سحر گاه بدنبال معاش است .بسیار خب ، عشق این مادر با عشق خانم هاوکینگ به مردش که به تمام معنا زمین گیر و بیمار و ذره ذره شمع وجودش آب میشود ، وفادار می ماند .در کفه ترازو برابرند . پس اشکال کار ما با عشق از نوع غربی آن چیست ؟ اصلا چه فرقی بین عشق یک مادر شرقی با مادر غربی وجود دارد ؟

miri

عشق " جولیا هیل " به درخت و طبیعت برابر است با عشق " اسماعیل کهرم " به میانکاله و طبیعت ایران . جای بس شگفتی است وقتی شما میتوانید افکار و احساس یک ماده ببر را در نهایت با گفتن کلمه " غربت " به این توانمندی و زیبایی تشریح کنید ، چگونه است از درک عشق (از نوع و جنس در اسارت های خاکی آن ) عاجزید ؟ اجازه دهید ما هم " والنتاین " را مانند بقیه مردم دنیا گرامی بداریم .زیرا که اعیاد و مناسبت های ما بسان عید قربان بجای عشق ،رنگ خون حیوانات بیگناه رادارند !!! و اگر مراد " نوروز " است که تلاش برای کم رنگ شدن آن هر ساله فزونی می گیرد تا از یادها برود .

ابولفضل

مهرداد جان نمیدانم ما مردم چرا همه چیز را میخواهیم ایرانیزه یا اسلامیزه کنیم( بقولی بومی سازی )چه لزومی دارد فرهنگها در تعامل با یکدیگر در جامع غالب یا مغلوب میشوند نه با بیانیه اطلاعیه و دستور العمل. در کشوری با یک اقلیت 27 درصدی چینی جشن سال نو چینیها چنان برگزار میشد که گویی عید همه مردم است .آیا ماهم در سال نو مسیحی چنین کردیم راستی اشکال کجاست

نازی

"یاقوت" زن عاشق سرخ پوش میدان فردوسی را اگر پی بگیریم میدانیم میشود روز تولد این بانو را به عنوان روز عشاق خودمان پاس بداریم. http://www.iran-eng.com/showthread.php/251555